|
كتابدوست
|
||
|
درباره كتاب و كتابخواني |

چيزهايي كه این جا نوشته ام به خواست دوست عزیزی – کیارنگ علایی – نوشته شدند و اینک محض خاطر دوستان عزیز دیگری – عادل اعطا و احسان اسیوند - براي نخستین بارمنتشر می شوند. این یادداشت کوتاه محصول بازديد خيال من است از كوچه هايي پرت و دور در روح ام كه هميشه از وجودشان با خبر بوده ام اما هرگز نخواسته بودم از آن ها عبور كنم. اين بار اما مي كوشم براي اولين بار ـ و اميدوارم آخرين بار ـ از آن کوچه ها گذر كنم. به شتاب اما. كه فرمود: پشت سر باد نمي آيد، پشت سر خستگي تاريخ است.
من در صفر متولد شدم. در محيطي كه به لحاظ فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي با معيارهاي امروز و حتي همان روز حداكثر نمره اي كه مي شود به آن داد صفر است. محيطي پايين شهر و به شدت فقيرنشين با خانه هايي كوچك و پرجمعيت و پراز بيماري و نكبت و لگدمال شكوه شاهنشاهي طليعه ي دههي پنجاه خورشيدي. خيلي زود از آن محيط مهاجرت كرديم، يعني در واقع گريختيم اما از اثرات آن ـ خوب يا بد ـ هرگز نتوانستهام بگريزم. هنوز تصوير دزدها و قاچاق چي ها و فاحشه ها و آدمكشها از پس ذهن ام پاك نشده اند. با اين همه، از وقتي كه بر قواي فكري ام مسلط شدم و توانستم خيال را آگاهانه به كار گيرم ـ ده سالگي شايد ـ هرگز از كتاب و خواندن دور نبوده ام. با داستان هايي كه كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در اوايل دههي پنجاه در مي آورد شروع شد. كتاب ها را از كتابخانهي كانون كه تا خانه ي ما راه درازي بود و هميشه هم مجبور بودم با پاي پياده بروم، مي گرفتم. خيلي زود فهميدم كه با بچه هاي كوچه، بچه هاي سينما و فوتبال و تيله بازي و دوچرخه سواري و بستني فروشي و حتي درس خوان و مؤدب ـ كه گاه تك و توك در آن جهنم پيدا مي شدند ـ كمي فاصله دارم. كمي تفاوت دارم. اين تفاوت اصلا ربطي به بهتر بودن و بدتر بودن ندارد. فقط نوعي تفاوت بود. تفاوت و تمايز در تجربه كردن و البته خيال. وقتي بعد از بازي هاي تمام نشدنيمان، ظهري، عصري يا شبي، از يكي از آن ها جدا مي شدم و هركس به طرف خانهي خودش مي رفت من اغلب برميگشتم و لحظه اي به آن كه دور مي شد نگاه مي كردم. هيچ وقت هيچ كدام از آن ها برنگشت تا مرا نگاه كند. اين يكي از آن تفاوت ها بود.
شب ها پيش از خواب به تك تك بچه هاي كوچه فكر مي كردم. دل ام مي خواست بدانم حالا در خانه هاشان چه مي كنند. مشق مي نويسند؟ از پدرشان كتك مي خورند؟ يا به زخم هاي دست و پاهاشان ـ كه به خاطر توپ بازي هاي توي كوچه بود و تمامي نداشت ـ پماد مي مالند. هر چيزي ممكن بود و تنها چيزي كه مي دانستم و در دانستن اش ترديد نداشتم و هميشه هم از دانستن اش آن “ تفاوت ” مثل هيولايي باز سر بر مي آورد و بيرون مي زد و خودش را نشان ميداد اين بود كه محال است هيچ كدامشان به من يا به هركس ديگري از بچه هاي كوچه فكر كند.
و اين تفاوت دوم بود.
خانوادهي ما پرجمعيت بود. چهار خواهر و سه برادر. من فرزند چهارم، كوچكترين پسرخانواده ام. دوران دبستان انگار كابوس بلندي گذشت. كودكي من پر از ماجرا بود. نه مثل كودكي هاي قالبي و ترو تميز و كودكستاني امروز. كودكستان ما روي درخت هاي كُنار و پرسه زدن توي نخلستان ها و دويدن دنبال سگ ها و شنا در كارون و دويدن روي پشت بام ها و چوب فروكردن توي قفل هاي درهاي همسايه و آويزان شدن به درشكه ها ـ كه حالا نيست ـ و جاي ضرب شلاق هاي درشكه چي گذشت. کودکی ام با تصويرهاي غريب و دهشتناكي كه مو بربدن مان سيخ مي كرد، گذشت. تصويركودكاني مرده ـ شايد ده نفر ـ كه لخت بر روي صفحه هايي فلزي دراز شده بودند تا پدر و مادرشان غسل شان دهند. اكنون هيچ نمي دانم چرا ناگهان همه با هم مرده بودند. شايد از بيماري لاعلاجي مثلا. تصوير جسد آويزان قاتلي از طناب دار در محوطهي زنداني كه به خانهي ما نزديك بود، يا ديوانه اي كه جلو چشم ما كودكان ده ساله، مادرش را با سنگ هايي درشت می كشت يا دزدي كه از دست پليس ـ مثل فيلم هاي فارسي همان سال ها ـ از روي بام ها مي گريخت.
خوب يادم هست غروبي به مداد برادرم كه كوچك شده بود و نوك اش ـ بس كه تراشيده نشده بودـ پهن شده بود و مداد به سختي ردي بركاغذ مي گذاشت، خيره شدم و بغض كردم. به خاطر برادرم كه تراش نداشت و به خاطر مداد. بارها به خاطر مدادي كه تمام مي شد گريه كردم. به خاطر تراشي كه تيغ اش كُند شده بود. مداد ها را دور نمي ريختم، انگار كه جان داشتند.
باري كودكي کوتاه چه قدر كند گذشت. انگار هزار سال. انگار سال هاي سال كودك بوده ام. انگار روزها ـ آن روزها ـ صد ساعت طول مي كشيدند تا تمام شوند. انگار اسلوموشن فيلم برداري شده بودند. ظهرهاي تابستان گرم نبود. كولر نبود. تلويزيون نبود. اما آدم هايي بود كه چه قدر عجيب بودند. مثلا كودكي دوازده ساله ـ اسم اش سعيد ـ كه فيلمهايي را كه با برادرش توي سينما مي ديد براي ما، پلان به پلان، تعريف مي كرد. بعضي از فيلم هايي را كه تعريف مي كرد من بعدها ديدم و چه قدر شگفت زده شدم وقتي ديدم او حتي يك سكانس كوچك را از قلم نينداخته بود. حافظه و نيروي خيال او هنوز هم براي من يكي از غريب ترين تخيل هایی است که دیده ام. از آن مهم تر قصه هايي بود كه براي ما مي ساخت. اسمشان را گذاشته بود “ خواب ” ـ يعني كه شب ها آن ها را در خواب مي بيند تا روزها براي ما تعريف كند ـ كه قهرمانان اش ما بوديم. و اغلب بهترين نقش را به برادر كوچك ترش مي داد:مسعود. قهرمان شکست ناپذیری که که همه دوست می داشتیم در رویاهای قصه گو شبیه اش باشیم.از هركس دل خوشي نداشت نقش اش را در “ خواب /قصه هایش منفي می کرد. مثل هادي و بيژن نامي كه هميشه نقش آدم بد را بازی می کردند. رحيم درازه اي هم بود كه هم در واقعيت و هم در " خواب" هاي سعيد موذي بود و آب زيركاه. نوع تعريف كردن فيلم ها و خواب ها چنان دراماتيك و با حركات دست و ميميك چهره اش همراه بود كه بزرگ سالان هم نمي توانستند خودشان را از جاذبه ي روايت گري او برهانند. سعيد بي شك نابغهاي مسلم در روايت گري بود.
بعد بزرگتر شديم و انگار با شتابي غريب همه از هم دور شديم و كتاب هنوز توي دست ام بود. شانزده ساله بودم كه شروع كردم به خواندن كتاب هاي فلسفي. بعد به زبان و ادبيات عرب علاقه مند شدم و تا بيست سالگي فقط فلسفه و ادبيات عرب مي خواندم. بعد حافظ، بعد سپهري. همهي پول تو جيبيها تبديل مي شد به كتاب كه پدرم هرگز مخالفت نكرد. در دانشگاه هم بيشتر از كتاب هاي فني/ درسي كتاب هاي متفرقه بود. توي خوابگاه، هيچ دانشجوي فني به اندازه ي من كتاب متفرقه نداشت. يعني كه من هنوز كمي فاصله داشتم. اين فاصله هيچ خوشايند نبود. و حالا هم نيست چون حاصل اش تنهايي و تک افتادگی و انزوا است. من ديگران، ديگرانِ ساده ي بدون دغدغه ي يك جهتي را ـ نه مثل خودم چند جهتي كه در دستي ادبيات، در دستي فلسفه، در دستي مهندسي،و در دست ديگر عقل معاش انديش دارند و مگر آدم چند دست دارد؟ ـ خيلي دوست دارم. بعد سينما آمد و چند فيلم كوتاه 8 ميلي متري كه چند جايزه گرفتند و فهميدم اين كاره نيستم. بس كه ضايعات كار زياد بود. كلي آدم و امكانات و پول و انرژي و جنگ اعصاب براي ساختن دقايقي فيلم كه هرگز قدرت و تاثير گذاري ادبيات را نداشت. و اصلا مديوم سينما هرگز نمي تواند عميق باشد چون فيزيك و عينيت دارد. برخلاف موسيقي و ادبيات كه خيال و ذهنيت تا هركجا كه هنرمندي بتواند، به او امكان پيش روي ميدهند. چيزهايي درون ما هست كه به تعبير كيشلوفسكي كارگردان بزرگ لهستاني، سينما نمي تواند آن ها را نمايش دهد. چون ابزارش را ندارد، چون به اندازه ي كافي هوشمند نيست. ادبيات اما ميتواند.
اولين داستان را 1369 نوشتم و منتشر كردم. مجلهي كيان. دو چشمخانه خيس. اولين كتاب ام خرداد ماه 1377 منتشر شد: عشق روي پياده رو.12 داستان كوتاه. بعد كتاب هاي ديگر از راه رسيدند. و همه در روزهايي كه چه شتابناك ميگذرند. انگار نيامده تمام شده اند. از طلوعي تا غروبي انگار فقط چند دقيقه است و من حالا كه نگاه ميكنم مي بينم سي و چند داستان كوتاه نوشته ام در چهار مجموعه داستان و دو داستان بلند و یک نمایش نامه و چهل یادداشت بر حواشی چهل عکس و يك كتاب درباره ي مباني تئوريك قصه نويسي. ترجمه هایی هم داشته ام: بيست داستان كوتاه ـ همه از كارور ـ تعدادی شعر باز هم از کارور و یک کتاب درباره کیشلوفسکی، فیلمسازی که عمیقا حسین اش می کنم، كه براي همهي عمر من كافي است.
از آن بچه هاي كودكي گاه كسي را مي بينم بر روي موتور با زني بر ترك موتور ـ لابد همسرش ـ و چند بچهي قد و نيم قد ـ فرزندان اش ـ روي باك كه هيچ شيطان و فضول به نظر نمي رسند. كساني را هم نمي بينم مثلا بيژن كه پناهنده شد به استراليا. يا رحيم درازه كه مي گويند گوشهي زندان است. به خاطر قاچاق مواد مخدر. دو سال پيش مسعود را ديدم كه هيچ شبيه قهرمان هايي كه برادرش در فيلم/خواب هاش توصيف ميكرد، نبود. موهاش ريخته بود و صورت اش پر از چروك. از زندگي. از مصائب زندگي. توي گورستان بوديم كه ديدم اش. نشسته بود روي سنگ گوري. سنگ گور شهيدي. گور روايتگري كه خوابهاش زماني براي من از هر قصه اي حقيقي تر بود و اكنون خودش، پيوسته بود به خوابي بلند. به بلندترين خوابي كه مي توان ديد.
مصطفي مستور خردادماه 1381
http://www.mostafamastoor.com/aboutme.htm
Sir Arthur Conan Doyle
سر آرتور ایگناتیوس کنان دویل نویسنده اسکاتلندی است که بخاطر کتابهای جنائی با حضور کارآگاه خیالی ، شرلوک هلمز که بزرگترین مخلوق ادبیات جنایی دنیا شناخته میشود،و همچنین ماجراهای پروفسور چلنجر معروف است.او نویسنده ای پرکار بود که در زمینه های دیگری مانند داستانهای علمی-تخیلی،رمانهای تاریخی،داستانهای عاشقانه،شعر و موضوعات واقعی نیز فعالیت داشت.
زندگی :
آرتور کنان دویل در 22 می سال 1859 در ادینبورگ اسکاتلند از پدری انگلیسی(چارلز آلتامونت دویل) و مادری اسکاتلندی (ماری فولی) که در سال 1855 ازدواج کرده بودند متولد شد.
هر چند او اکنون با لقب کنان دویل مشهور است ، اما از علت لقب چند جزئی او اطلاع دقیقی در دست نیست.
پدر او به مانند عموهایش (یکی از آنها ریچارد دویل بود) و جد پدری اش "جان دویل" یک هنرمند بود.
کنان دویل در سن 9 سالگی به مدرسه آمادگی درسنت ماری هال ، وابسته به یسوعیون کلیسای کاتولیک ، به نام استونی هورست فرستاده شد.او سپس به کالج استونی هورست راه یافت.اما زمانی که او مدرسه را در سال 1875 ترک کرد،مسیحیت را نفی کرده و به فردی که به وجود یا عدم وجود خداوند شک داشت تبدیل شد.(Agnostic)
از سال 1876 تا 1881 ، علاوه بر تحصیل در دانشگاه ادینبورگ در رشته پزشکی،به صورت نیمه وقت در شهر آستون (که هم اکنون یکی از نواحی بیرمنگام میباشد)کار میکرد.
در خلال تحصیل ، او همچنین شروع به نوشتن قصه های کوتاه کرد.اولین داستان او در روزنامه Chambers's Edinburgh Journal قبل از سن 20 سالگی اش منتشر شد.
طی دوران تحصیل به عنوان دکتر کشتی ، سفری به سواحل غرب آفریقا داشت و سپس در 1882 به پلیموث آمده و کار خود را شروع کرد.وی در سال 1885 موفق به اخذ درجه دکترا در رشته ضعف اعصاب اندام گردید و فعالیتش را که از سال 1882 شروع کرده بود ، اد امه داد.
در هر حال ، در ابتدای امر در حرفه پزشکی خیلی موفق نبود.او در خلال زمانهایی که انتظار مریضی را میکشید نوشتن را هم ادامه داد.
اولین کار با اهمیت او "اتود در قرمز لاکی"بود که در سال 1887 منتشر شد.این اولین حضور شرلوک هلمز که نمونه ای الهام گرفته شده از پروفسور دانشگاه سابق او،پروفسور جوزف بل بود به شمار می آید.
داستانهای کوتاه بعدی او با شرکت شرلوک هلمز در مجله استرند چاپ شد که تحسین نویسنده معروف رودیار کیپلینگ(نویسنده داستان کتاب جنگل) را در پی داشت.هر چند که شرلوک هلمز بیشتر شبیه به شخصیت مشهور ادگار آلن پو ، سی.آگوست دوپین میباشد.
در سال1885 او با لوئیزیا (یا لوئیز)هاوکینز ، ملقب به توئین ازدواج کرد.اما همسر او پس از تحمل رنج بسیار ، در سال 1906 بر اثر بیماری سل درگذشت.در سال 1907 او با جین کلی که سالها پیش یعنی در سال 1897 با هم ملاقات کرده و عاشق یکدیگر شده بودند و ارتباطشان را به شیوه عشق افلاطونی(دوستی مستحکم و بدون رابطه جنسی)ادامه داده بودند،ازدواج کرد. کانن دویل دارای 5 فرزند میباشد.2 تا از همسر اول و 3 تا از همسر دوم خود.
در 1890 کانن دویل در رشته چشم پزشکی در وین تحصیل کرد و در سال 1891 برای دایر کردن مطب به عنوان چشم پزشک به لندن نقل مکان کرد.او در اتوبایوگرافی خویش از عدم حضور حتی 1 بیمار در مطب خود سخن میگوید . همین امر به او وقت کافی برای نوشتن بیشتر میدهد.
وی در نوامبر سال 1891 در نامه ای خطاب به مادرش مینویسد : "در فکر این هستم که هلمز را بکشم.او افکار مرا از پرداختن به کارهای مهم و ضروری دیگر دور نگاه داشته است".اما مادرش در جواب وی چنین مینویسد :"ممکن است به این فکر جامه عمل بپوشانی،اما بدان که مردم از این کار تو استقبال نخواهند کرد!"
اما عاقبت او در دسامبر 1893 این کار را به بهانه اختصاص دادن وقت بیشتری به کارهای مهمتر انجام داد.
"هولمز" و دشمن قسم خورده اش "پروفسور موریارتی" که وی به او لقب ناپلئون جنایتکاران را داده بود،با هم در داستان "مسئله نهائی" از آبشار رایشن باخ سقوط کرده و می میرند.اما این پایان کار هلمز نبود.اعتراضهای عمومی و تهدیداتی که از جانب عامه مردم به وی میشد، کنان دویل را بر آن داشت تا هولمز را دوباره بر سر کار آورد.او در داستان "ماجرای خانه خالی"توضیح میدهد که تنها موریارتی از آبشار به پائین پرت شده و هولمز از این فرصت استثنائی برای دستگیری دیگر اعضای باند ، بخصوص "کلنل سباستین موران" که قصد جان هلمز را کرده بود استفاده میکند و او را به دام می اندازد.
هولمز در 56 داستان کوتاه و 4 داستان بلند از دویل حضور دارد.
در سال 1930 او را در حالی که از درد سینه به خود میپیچید در باغ خانوادگیش یافتند.آخرین کلمات او به همسرش بود که گفت :"تو فوق العاده ای".
سر انجام در 7 جولای 1930 ، بعد از یک حمله قلبی در سن 71 سالگی درگذشت.پیکراو را در محوطه کلیسای مینستید در نیوفارست،همپشایر ، انگلستان به خاک سپردند.بر روی سنگ قبرش چنین نوشته اند :
STEEL TRUE
BLADE STRAIGHT
ARTHUR CONAN DOYLE
KNIGHT
PATRIOT, PHYSICIAN & MAN OF LETTERS
از وی کتابهایی با شرکت "پروفسور چلنجر"هم به جای مانده است.
کتابشناسی :
Sherlock Holmes books
A Study in Scarlet (1887)
The Sign of Four (1890)
The Adventures of Sherlock Holmes (1892)
The Memoirs of Sherlock Holmes (1894)
The Hound of the Baskervilles (1902)
The Return of Sherlock Holmes (1904)
The Valley of Fear (1914)
His Last Bow (1917)
The Case-Book of Sherlock Holmes (1927)
Professor Challenger stories
The Lost World (1912)
The Poison Belt (1913)
The Land of Mist (1926)
The Disintegration Machine (1927)
When the World Screamed (1928)
Historical novels
Micah Clarke (1888)
The White Company (1891)
The Great Shadow (1892)
The Refugees (publ. 1893, written 1892)
Rodney Stone (1896)
Uncle Bernac (1897)
Sir Nigel (1906)
The British Campaign in France and Flanders: 1914 (1916)
ادبیات معمایی , پلیسی و جنایی
منبع : Wikipedia
http://forum.persiantools.com/showthread.php?p=1307914

آگاتا مری کلاریسا, لیدی ملووان (به انگلیسی: Agatha Mary Clarissa, Lady Mallowan) (زاده ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ - درگذشته ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶) مشهور به بانو آگاتا کریستی (به انگلیسی: Dame Agatha Christie) نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی بوده است. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستانهای عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته است، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان های آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را بعنوان یکی از مهم ترین و مبتکر ترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان های جنایی کوشیده اند نیز معرفی و مطرح نمودند.
آگاتا کریستی در کتاب رکورد های گینس مقام اول در میان پرفروش ترین نویسندگان کتاب در تمام دوران ها و مقام دوم (بعد از ویلیام شکسپیر)در میان پرفروش ترین نویسندگان در هر زمینه ای را به خود اختصاص داده است. تخمین زده شده است که یک میلیارد از کتابهای او به زبان اصلی (انگلیسی) و یک میلیارد دیگر در ترجمه های گوناگون به ۱۰۳ زبان دنیا به فروش رسیده است . محبوبیت جهانی کریستی به آن درجه است که بطور مثال در کشوری چون فرانسه تعداد کتابهایی که از او تا سال ۲۰۰۳ به فروش رسیده بالغ بر۴۰ میلیون جلد یعنی نزدیک به دوبرابر کتابهای فروش رفته نویسنده بزرگ فرانسوی امیل زولا (۲۲ میلیون جلد) بوده است.
تله موش (نمایشنامه) که یکی از آثار معروف او است برای اولین بار در ۲۵ نوامبر ۱۹۵۲ در لندن (تئاتر آمباسادورها) به روی صحنه رفت و از آن تاریخ تا زمان حاضر و در طول بیش از ۵۰ سال همیشه بر روی صحنه بوده است و از این نظر دارای رکورد میباشد. این نمایشنامه تا کنون فقط در لندن بیش از ۲۰٬۰۰ بار به روی صحنه رفته است.
در سال ۱۹۵۵ آگاتا کریستی اولین نویسنده ای بود که جایزه استاد بزرگ که وِیژه نویسندگان ممتاز داستانهای جنایی آمریکا بود را دریافت نمود. در همان سال نمایشنامه او بنام شاهد پرونده (به انگلیسی: Witness for the Prosecution) بعنوان بهترین نمایشنامه ، برندهٔ جایزه ادگار گردید.
بیشتر کتابها و داستان های کوتاه او، و بعضی ها از آنها برای چندین بار، به فیلم درآمده اند که از آن میان می توان بطور مثال به فیلم های قتل در قطار سریع السیر شرق ، مرگ در رودخانه نیل و قطار چهار و پنجاه دقیقه از پدینگتون اشاره نمود. بسیاری از نوشته های آگاتا کریستی بطور مکرر برای تهیه برنامه های رادیویی و تلویزیونی نیز مورد استفاده قرار گرفتهاند.
زندگی
آگاتا کریستی با نام اصلی آگاتا مری کلاریسا میلر (به انگلیسی: Agatha Mary Clarissa Miller) در شهر ترکی در ناحیه دوون انگلستان به دنیا آمد. پدر او آمریکایی بود و فردریک میلر نام داشت. مادرش کلارا بومر انگلیسی و از یک خانواده اشرافی بود. آگاتا بدلیل آمریکایی بودن پدر می توانست تبعه ایالات متحده نیز باشد ولی هرگز از آن کشور تقاضای تابعیت ننمود. او دارای یک خواهر و یک بردار بود که هردوی آنان از وی مسن تر بودند.پدرش وقتی که او بچه کوچکی بود ، درگذشت.پس از آن ، مادرش تدریس در خانه را با وی شروع کرد و مشوق اصلی او برای نوشتن در آن زمان بود.در سن 16 سالگی ، آگاتای نوجوان را برای یادگیری آواز و پیانو به مدرسه ای در پاریس فرستادند.
آگاتا در سال ۱۹۱۴ با یک سرهنگ نیروی هوایی بنام آرچی بالد کریستی، از لشکر هوایی سلطنتی ، ازدواج کرد که ازدواج موفقی نبود و زندگی مشترک آنان بعد از ۱۴ سال عاقبت در سال ۱۹۲۸ با جدا شدن از یکدیگر خاتمه یافت. دختری بنام روزالیند هیکز حاصل این ازدواج بود.
آگاتا در زمان جنگ اول جهانی در بیمارستان و سپس در داروخانه کار می کرد، شغلی که تاثیر زیادی بر نوشته های او داشته است: بسیاری از قتل هایی که در کتابهای او رخ می دهند بوسیله خوراندن سم به مقتولین است که به انجام می رسند.
در هشتم دسامبر ۱۹۲۶ وقتی در سانینگ دیل واقع در برک شایر زندگی میکرد برای مدت ده روز ناپدید گردید و روزنامه ها در این مورد جار و جنجال فراوانی بپا کردند. اتومبیل او در یک گودال گچ پیدا شد و خود او را نیز نهایتا در هتلی واقع در هروگیت یافتند. آگاتا اطاق هتل را با نام خانمی که اخیرا شوهرش اعتراف کرده بود با وی رابطه عاشقانه دارد کرایه کرده بود و در توضیح این ماجرا، ادعا کرده بود که در اثر ضربه روحی ناشی از مرگ مادر و خیانت شوهر دچار فراموشی گردیده بوده است. در مورد اینکه آیا کل این ماجرا یک کار تبلیغاتی بوده است یا خیر، کماکان نظرات ضد و نقیض اند. در آن زمان دید کلی مردم نسبت به ناپدید شدن آگاتا دیدی منفی بود و عده بسیاری بر این باور بودند که آن ترفند تبلیغاتی مبالغ قابل توجهی هزینه روی دست مالیات دهندگان کشور گذاشته است. در سال ۱۹۷۹ این ماجرای ناپدید شدن موضوع فیلمی شد بنام آگاتا که در آن وانسا ردگریو در نقش آگاتا کریستی ظاهر میشود.
آگاتا در سال ۱۹۳۰ با یک باستانشناس بنام سر ماکس مالووان که ۱۴ سال از او جوانتر بود ازدواج کرد و با او به سفرهای فراوانی رفت. جا پای این سفر ها و شهرها و کشورهایی که او از آنها دیدن میکرد را می توان در بیشتر داستانهایش که وقایع آنها در کشورهای شرقی (خاور میانه) رخ میدهند، مشاهده نمود. ازدواج او با مالووان در ابتدا ازدواجی موفق و شاد بود. این ازدواج توانست با وجود ماجراجویی های عشقی خارج از ازدواج مالووان برای مدتی نسبتاً طولانی دوام بیآورد.
آگاتا کریستی رمان قتل در قطار سریع السیر شرق را در سال ۱۹۳۴ وقتی در هتل پرا پالاس استانبول سکونت داشت نوشت. استانبول آخرین ایستگاه شرقی قطار سریع السیر اورینت بود که در آن زمان بین غرب و شرق اروپا در تردد بود. اطاقی که آگاتا کریستی در آن می زیست توسط مقامات هتل پرا پالاس بعنوان یادبود این نویسنده نامدار در همان حال و هوای زمان اقامت کریستی حفظ و نگهداری شده است.
آگاتا کریستی در ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ در سن ۸۵ سالگی و بطور طبیعی درگذشت. او تنها یک فرزند بنام روزالیند هیکز داشت که او نیز در سن ۸۵ سالگی و بتاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۰۴ درگذشت. در حال حاضر تمام حقوق مربوط به نشر و فروش کتابهای کریستی در اختیار و مالکیت نوهٔه او ماتیو پریچارد است.
هرکول پوآرو و خانم مارپل
اولین رمان آگاتا کریستی ،"مورد مرموز در استایل"در سال 1920 منتشر شد و این کتاب اولین حضور شخصیت هرکول پوآرو بعنوان کارآگاه بود که در 30 رمان و 150 داستان کوتاه وی حضور دارد.
شخصیت معروف دیگر وی ،خانم مارپل،در کتاب The Murder at the Vicarage منتشر شده در سال 1930 ظاهر میشود.
در خلال جنگ جهانی دوم،2 رمان بعنوان پایان کار این 2 کارآگاه معروف یعنی هرکول پوآرو و جین مارپل ،به ترتیب با عناوین "پرده" که در آن پوآرو کشته میشود و "جنایت خفته" بوسیله کریستی نوشته شد.هر 2 کتاب بیش از 30 سال در صندوق امانات بانک نگهداری شد و تنها زمانی که کریستی دریافت دیگر به آخر عمرش نزدیک شده و توانایی نوشتن رمان دیگری را ندارد از آنجا خارج شد.
کریستی نیز مانند "کنان دویل" ،به طور فزاینده ای از مخلوق خویش ،پوآرو،خسته شده بود.در حقیقت ، در پایان سال 1930 ، کریستی در خاطراتش اعتراف میکند که پوآرو را فردی "غیر قابل تحمل" یافته است.هر چند برخلاف "کنان دویل" کریستی در برابر وسوسه از بین بردن کارآگاهش در اوج محبوبیت، مقاومت کرد.او خود را فردی یافت که وظیفه اش خلق اثری عامه پسند بود و آن اثر پوآرو نام داشت.
در مقابل ، کریستی شیفته خانم مارپل بود.هرچند جالب است بدانید تعداد کتابهای پوآرو در مقابل مارپل،تقریبا 2 به 1 است.پوآرو تنها شخصیت داستانی است که برای او در روزنامه "نیویورک تایمز" ، پس از انتشار رمان "پرده"آگهی فوت چاپ شد.
در پی موفقیت بزرگ "پرده" ، کریستی در سال 1976 اجازه رونمایی از "جنایت خفته" را صادر کرد ، اما قبل از انجام این کار ، در ژانویه همان سال درگذشت.این اتفاق،تناقضات موجود در این اثر را توجیه میکند.به عنوان مثال ، " کلنل آرتور بانتری"،شوهر دوست خانم مارپل ، دالی ، هنوز زنده است.در حالی که وی در کتابی که بعد از این اثر نوشته ، ولی قبل از آن چاپ شده ، درگذشته است.
کتاب شناسی (رمانها)
1920 The Mysterious Affair at Styles
1922 The Secret Adversary
1923 Murder on the Links
1924 The Man in the Brown Suit
1925 The Secret of Chimneys
1926 The Murder of Roger Ackroyd
1927 The Big Four
1928 The Mystery of the Blue Train
1929 The Seven Dials Mystery
1930 The Murder at the Vicarage
1931 The Sittaford Mystery
also Murder at Hazelmoor
1932 Peril at End House
1933 Lord Edgware Dies
also Thirteen at Dinner
1934 Murder on the Orient Express
also Murder on the Calais Coach
1934 Why Didn't They Ask Evans
also The Boomerang Clue
1935 Three Act Tragedy
also Murder in Three Acts
1935 Death in the Clouds
also Death in the Air
1936 The A.B.C. Murders
also The Alphabet Murders
1936 Murder in Mesopotamia
1936 Cards on the Table
1937 Death on the Nile
1937 Dumb Witness
also Poirot Loses a Client
also Mystery at Littlegreen House
also Murder at Littlegreen House
1938 Appointment with Death
1938 Hercule Poirot's Christmas
also Murder for Christmas
also A Holiday for Murder
1939 And Then There Were None
also Ten Little Indians
also Ten Little Niggers
1939 Murder is Easy
also Easy to Kill
1940 Sad Cypress
1940 One, Two, Buckle My Shoe
also An Overdose of Death
also The Patriotic Murders
1941 Evil Under the Sun
1941 N or M?
1942 The Body in the Library
1942 Five Little Pigs
also Murder in Retrospect
1942 The Moving Finger
also The Case of the Moving Finger
1944 Towards Zero
also Come and be Hanged
1944 Death Comes as the End
1945 Sparkling Cyanide
also Remembered Death
1946 The Hollow
also Murder After Hours
1948 Taken at the Flood
also There is a Tide
1949 Crooked House
1950 A Murder is Announced
1951 They Came to Baghdad
1952 Mrs McGinty's Dead
also Blood Will Tell
1952 They Do It with Mirrors
also Murder with Mirrors
1953 A Pocket Full of Rye
1953 After the Funeral
also Funerals are Fatal
also Murder at the Gallop
1954 Destination Unknown
also So Many Steps to Death
1955 Hickory Dickory Dock
also Hickory Dickory Death
1956 Dead Man's Folly
1957 4.50 From Paddington
also What Mrs. McGillycuddy Saw
also Murder She Said
1958 Ordeal by Innocence
1959 Cat Among the Pigeons
1961 The Pale Horse
1962 The Mirror Crack'd from Side to Side
also The Mirror Crack'd
1963 The Clocks
1964 A Caribbean Mystery
1965 At Bertram's Hotel
1966 Third Girl
1967 Endless Night
1968 By the Pricking of My Thumbs
1969 Hallowe'en Party
1970 Passenger to Frankfurt
1971 Nemesis
1972 Elephants Can Remember
1973 Postern of Fate
final Tommy and Tuppence
last novel Christie wrote
1975 Curtain
Poirot's last case, written four decades earlier
1976 Sleeping Murder
Miss Marple's last case, written four decades earlier
منبع : ویکی پدیا
ادبیات معمایی , پلیسی و جنایی
http://forum.persiantools.com/showthread.php?p=1307914

ژرمینال[Germinal] رمانی از امیل زولا(1)(1840-1902)، نویسندهی فرانسوی، که در 1885 منتشر شد. این سیزدهمین کتاب از دورهی خانوادهی روگون ماکار، یکی از مشهورترین آثار نویسنده است. زولا خود چنین اظهار میدارد که ماجرا بر سر یک اعتصاب است، «قیام حقوق بگیران و فشار به جامعهای که یک لحظه از هم میپاشد و، در یک کلام، مبارزهی سرمایه و کار. اهمیت کتاب در این است، و میخواهم که ناظر بر آینده باشد و مسئلهای را مطرح کند که مهمترین مسئله قرن بیستم خواهد بود.» ماجرا در حوضهی زغال سنگ شمال فرانسه میگذرد که زولا از مارس 1866 تا آوریل 1867، درمونسو(2)، نامی ابداع شده، از آن دیدن کرده است. اتین لانتیه (3)، یکی از پسران ژروز ماکار(4) آسوموار- که در کارگاه راه آهن لیل(5) کار میکرد، به جرم کشیده زدن به رئیس خود اخراج شده است. او در معدن وورو، (6) در گروه مائو (7) استخدام میشود. اتین در کار و زندگی سخت دشوار معدنچیانی سهیم خواهد شد که سرمایهی آنها را «بلعیده» است، مینوتور (8) تازهای که اسطورهی آن ساختار حکایات را شکل میدهد. معدنجیان نسلهاست که به این بردگی تن در دادهاند.اتین، که از جایی دیگر آمده و دارای طبیعتی پر خروش است، عصیان میکند. با رهبر سوسیالیستهای لیل تماس میگیرد وجزوهها و کتابهایی میخواند و پارهای از نظریهها را تحلیل نکرده میبلعد و مبارزه با شرکت معادن را سازمان میدهد. اتین یک صندوق کمک تأسیس میکند. اما، پیش از آن که سرمایهی کافی برای پایداری معدنچیان جمعآوری شود، با شرکت خود اعتصاب را بر میانگیزد. معدنچیان پس از دو ماه و نیم مبارزه و رنج مجبور میشوند که کار را از سر گیرند، اما به خود متکی شدهاند و فهمیدهاند که مبارزه امکان پذیر است. چالشها برگشت ناپذیر شده است و سپاهیان به روی اعتصاب کنندگان تیراندازی کرده و کشتههایی بر جا گذاشتهاند. همان طور که در آخرین صفحههای رمان ابراز شده است، پیروزی سرمایهای صرفاً ظاهری است. اتین در یک صبح بهاری، در سپیدهدم نمادین دوران نو، به پاریس میرود؛ میرود تا مبارزههای تازهای در پیش گیرد.
این رمان، در وهلهی اول، مستندی دربارهی کار و زندگی معدنچیان است که زولا آن را اساساً از طریق یک خانواده، خانوادهی مائو، به تفصیل توصیف میکند. زولا به آنزن(9) رفته، به عمق یک چاه معدن فرود آمده، صد برگ یادداشت در محل برداشته است، و با دقت اوضاع کار و زندگی بیماریها وآداب و آیینها و جشنها.. را در تصویری به قدر کافی درست و صادقانه ارائه داده است، به طوری که معدنچیان برای نخستین بار خود را در رمانی باز میشناسند: هیئتی از معدنچیان، با فریاد «ژرمینال! ژرمینال!»، در تشییع جنازهی زولا شرکت میکند. تصویری که نویسنده از تنشهای میان سرمایه و کار یا میان خرده سرمایهداری و کلان سرمایهداری به دست میدهد از نظر تاریخی درست است. زولا، که میل به حقیقت دارد، خلاف خطابههای پدرمأبانهی بورژواها یا «انسان دوستی بازیها» ی آرامبخش چپ، عمل میکند: زولا، از طریق شبکهای از استعارههای حیوانی و دستگاه محکمی و تضادها میان زندگی بوروژواها (به ویژه خانوادههای انبو و گرگوار (12) و زندگی معدنچیان، دشواری وضعیت معدنجیان را که سرمایهداری آنها را به زندیگ و کار حیوانی در جهنم اعماق زمین فرو برده است محسوس میگرداند. زولا، از نظر انسانی، جانب داری استثمار شدگان را میکند. اما، وضعیتی که به تصویر میکشد، جامعهای که از هر جهت و هر سمت تحت تنشهای بسیار شدید و هر لحظه در معرض انفجار است (یکی از محرکهای مکرر رمان این است: «باید توپشو در کرد!»)، زولا را میترساند. او ظهور تودهها و نیروی آتی آنها را حس میکند. و در مقابل، سرمایهداری آزمند و مطمئن به خود و ناآگاه از تحول تاریخی را نشان میدهد. در نتیجه، سخنان آشوب انگیز متداول در آن دوران را از سر میگیرد، دورانی که شاهد چندین انقلاب و از جمله انقلاب «کمون»(13) بود: اسطورهی شب بزرگ و این اندیشه که مبارزهی طبقاتی تنها به ویرانی تمدن و به وحشیگری میانجامد. زولا، از نظر معنا، نام مونسو را بر اساس نام مونسو-له-مین(14) میسازد، که همان وقت اعتصابهای خونین واعمال هرج و مرج طلبانهای در آنجا سازمان داده بود. مونسو، همچنین، آتش زیر خاکستر زایدههاست، آتشی زیر خاکستر که در حال تکوین است و جامعه را شعلهور خواهد ساخت. این ترس در شکل ارائه جنبش کارگری و رهبران آن نیز به چشم میخورد که زولا کم و بیش صرفاً نزاعها و مبارزههای (بسیار واقعی) آن را میان گرایشهای مختلف ترسیم میکند و بیشتر اوقات دانشی جا نیفتاده را به آنها نسبت میدهد. اما، او نیز به همراه آنها، و مانند معدنچیان، خود را به دست رؤیای جامعهی دادگستری میسپارد. اتین، اگر چه جنایتکار فطری توصیف شده است ولی نهایتا قهرمانی واقعی و مبارزی انقلابی میشود. بدین ترتیب، رمان به سوی آینده در حرکت است.
مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش.
1. Emile Zola 2. Montsou 3. Etienne Lantier 4. Gervaise Macquart 5. Lille 6. Voreux 7. aheu
8.Minotaure 9. Anzin 10. Deneulin 11. Henneveau 12. Gregoire 13. Commune
14. Montceau-les-Mines
کتاب نیوز

رؤیا [Le Reve] رمانی از امیل زولا (1) (1840-1902)، نویسنده فرانسوی، که در 1888 انتشار یافت. حکایت دختری سرراهی به نام آنژلیک (2) است که رؤیای عشق در سر میپروراند، در نومیدی به آن میرسد و میمیرد. این اثر جزو سلسله رمانهای خانواده روگون ماکار است که میان زمین و دیو درون جای میگیرد. آنژلیک بینوا فرزند نامشروع یکی از روگون (3)ها است که به پرورشگاه بچههای سرراهی سپرده شده است؛ تصویر فوقالعادهای که اینجا از خانوادهای در زمان امپراتوری دوم به دست داده است، این اثر کوچک را به صورت یکی از کمنظیرترین کارهای زولا درآورده است. در یک شب زمستانی، دخترکی به زیر طاقنمای یک کلیسای بزرگ پناه میبرد؛ تازه برف باریدن گرفته است. آنژلیک از خانه دایه خود گریخته، زیرا با او بدرفتاری میشده است. زن و شوهری به نام هوبِر (4) او را به فرزندی میپذیرند، به او پیشه گلدوزی یاد میدهند. دختر در خانهای آرام، در میان رداها و تزئینات مقدس، درباره زندگانی که آرزو میکرده است داشته باشد فکر میکند؛ زندگانی سراسر زیبایی. عشق به صورت نقاشی به نام فلیسین اوتکور (5)، که در همان کلیسای بزرگ کار میکند، بر او ظاهر میشود. نقاش بزرگزادهای است که بر اثر یک سرخوردگی به این سلک درآمده و اسقف شده است. اسقف، به سبب تفاوت طبقه اجتماعی،با ازدواج با او مخالفت میکند. آنژلیک از این بابت سخت میرنجد و بیمار میشود. اسقف که متأثر شده است، در عین اینکه او را سرزنش میکند، به ازدواج با او رضایت میدهد. آنوقت به نظر میرسد که آنژلیک به زندگی بازمیگردد و پس از چندی مراسم ازدواج مذهبی او صورت میگیرد؛ منتها نمیتواند تاب چنین سعادتی را بیاورد و در آغوش فلیسین از دنیا میرود. این کتاب سرشار از پاکی فوقالعاده است: هرچند این پاکی در موضوعات آثار زولا نمودِ اندکی دارد، یکی از خصایص عمیق منش زولا شمرده میشود. اگر بخواهیم جدالی را که او با مفاسد اجتماع دارد توضیح دهیم، باید به همین پاکی رجوع کنیم. ولی پیچش نسبتاً تصنعآمیزی این نقاشی ظریف و کاملاً روحانی را، که نویسنده از طریق آن میخواسته است نشان دهد از یک خانواده منحط و به دور از تقوا هم ممکن است موجودی پاکیزه به دنیا آید، مخدوش میکند.
از این رمان زولا نمایشنامهای غنایی، در چهار پرده و هشت صحنه، با موسیقی آلفرد برونو (6) (1857-1834)، آهنگساز فرانسوی، و «لیبرتو» لوئی گاله (7) (1835-1898) ساخته شده است که در 1891 در پاریس نمایش داده شد. موسیقیی که برونو برای این کتاب ساخته است، تا آنجا که ممکن است از طبیعتگرایی به دور و مانند موضوع در پرده و شاعرانه است. موسیقی بسیار آرام و هماهنگ آن، به شیوه گونو (8) و ماسنه (9) نزدیک است؛ با وجود این، عرفان مبهمی که به خود میگیرد خبر از امپرسیونیسم (10) و سمبولیسم (11) میدهد که داشت ظهور میکرد. چنین است هیئت کلی این مجموعه که مهمترین مایههای آن، همانگونه که در آهنگهای واگنر (12) میبینیم، مطابق با قواعد «پولیفونی» (13) بسط مییابد، منتها به طور ساده با لحنی ملایم تکرار میشود. خود «تم»ها، که پیوسته با همسازی کامل یا تنافرهای رقیق شکل گرفتهاند، چیزی اسرارآمیز و تداعیانگیز دارند؛ چنانکه از همان «جمله» آغازین میتوان آن را دید. فضای خلسهای که پیوسته زن قهرمان داستان را در میان دارد، با همآوازیهای نیمه مذهبی و نیمه ملی بیشتر تقویت میشود؛ با این همه، آن فضا به سبب عناصر ملودرامی که کمابیش با آن یکپارچهاند به هم میخورد. لحن فوقالعاده «تم»ها، که چندان گسترش پیدا نمیکنند و لطفی هم ندارند، بسیار زود به یکنواختی میانجامد. از اینرو، ارزش اثر از نظر موسیقی ناچیز است. با وجود این تا جایی که سلیقههای زمان خود را بیان میکند اثری است جالب توجه.
جهانگیر افکاری. فرهنگ آثار. سروش.
1.Emile Zola 2.Angelique 3.Rougon 4.Hubert 5.F.Hautecoeur
6.Alfred Bruneau 7.L.Gallet 8.Gounod 9.Massenet 10.impressionnisme
11.symbolisme 12.Wagner 13.polyphonie
کتاب نیوز

علی محمد افغانی از نویسندگان نامدار ایرانی متولد کرمانشاه و نویسنده نخستین رمان واقعی به زبان فارسی (شوهر آهو خانم) است. این رمان بسیار مورد استقبال مردم ایران قرار گرفت، هر چند که ناشران کتابش را منتشر نکردند و او با سرمايه خود کتاب را منتشر کرد.
«شوهر آهوخانم» داستان ناتمام تبديل زن ایرانی به ماشين توليد بچه، ارضاء کننده تمايلات جنسی مرد و مسئول پختن و روفتن خانه است. افغانی همچنین از مبارزان آزادی و برابری خواه بوده و در دوره ی پهلوی 5 سال را در زندان به سر برده است.
. مضمون اساسی این رمان توصیف وضع اندوهبار زنان ایرانی و نکوهش از آئین چند همسری است. در این رمان مناسبات خانوادگی و ضوابط احساسی و عاطفی مرتبط بدان بازنمایی شده است. با این که از حیث نثر و زبان و نیز شخصیت پردازی و پرداخت داستانی نقصان هائی داشت ولی جایزه بهترین رمان سال را از آن خود کرد
آثار
شوهر آهو خانم (۱۳۴۰)
شادکامان دره قرهسو (۱۳۴۵)
سیندخت
شلغم میوهٔ بهشته
بوتهزار
دختر دائي پروين
همسفرها
بافتههاي رنج
**********
شوهر آهو خانم
علي محمد افغاني 1340 (وزيري، 863 صفحه)
ماجرا در شهر كرمانشاه از سال 1313 آغاز ميشود و تا حوالي سال 1320 يعني ورود متفقين به ايران ادامه مييابد.
سيد ميران سرابي مردي در حدود 50 ساله، كاسبكاري نسبتاً متمكن، با اصول و معتقدات مذهبي، اما آزاده و خير، رئيس صنف خباز، شوهر كدبانويي زحمتكش و مهربان و بردبار (آهو خانم) و پدر چهار فرزن داست. اين زندگي آرام را ورود زني به هم ميزند. روزي در دكان سيد ميران با زن جواني (هما) كه به خريد نان آمده آشنا ميشود. اين زن كه وجاهت و طنازي خيره كنندهاي دارد، از همان آغاز بر سيد ميران تأثير ميگذارد. هما ميگويد كه شوهرش او را سه طلاقه كرده، فرزندانش را از او گرفته و از خانه بيرونش كرده است. سيد ميران در پرتو حسي كه خود آن را نوعدوستي ميانگارد، هما را موقتاً به خانه خود ميآورد و جايي به او ميدهد. طبعاً آهوخانم نيز شكي در حسن نيت شوهر محبوبش ندارد و با ملاطفت از زن ناشناس استقبال ميكند. ولي ديري نميپايد كه ماجرا رنگ ديگري ميگيرد. نفوذ هما بر سيد ميران بيشتر ميشود و آهو خانم به طور مبهم حس خطر ميكند . سرانجام سيد ميران به بهانه بستن دهان بدگويان هما را به عقد خود در ميآورد. كم كم هما حقوقي بيشتر از آهوخانم به دست ميآورد. بين دو هوو برخوردهايي روي ميدهد. سلطه خشم و شهوت، سيد ميران را وادار ميكند كه زن بزرگش را به طور مرگباري كتك بزند و همه روابط زناشويي را با او قطع كند. دوراني خوابناك و لذت بخش براي سيد ميران آغاز ميشود. در برابر چشمان متعجب و گاه فضول همسايگان، همكاران، فرزندان و بخصوص ديدگان غمناك و مبهوت آهوخانم، سيد چون گنجشكي كه افسون مار است به همه هوسهاي هما تن در ميدهد. عشق پيري او را هر چه شيداتر، تك روتر و تسليمتر كرده است. سيد به كار و كاسبياش نميرسد، با هما شراب ميخورد، اجازه ميدهد كه او لباسهاي هوس انگيز بپوشد و به خيابان برود. به تدريج ثروتش را به شكل هداياي گوناگون به پاي هما ميريزد. گرچه هما براي كسب هر كدام از اين امتيازات ابتدا در برابر اعتراض شديد شوهرش، هوويش و حتي ديگر آشنايان قرار ميگيرد، ولي برنده نهايي اوست كه سلاح دولبه هوش و جمال را با قدرت به كار ميبرد. «آهوخانم» در تمام مدت با سكوت و حسرت شاهد اندوهناك ويراني شوهر و آينده كودكان خويش است. او و هما دو روي سكه زن ايراني هستند كه در عين حال از نظر بي پناهي و بي آتيه بود نبا هم وجه مشترك دارند، يعني تا وقتي عزيزند كه آب و رنگي دارند و در دل شوهر جا ميگيرند.
در فصول پايان كتاب سيد ميران كه تقريباً همه چيزش را از دست داده خانه و دكانش را نيز حراج ميكند، سهمي براي بچهها و آهو خانم (كه فعلاً دور از خانه به حال قهر به سر ميبرد) ميگذارد و با هما به قصد سفري بي بازگشت به گاراژ ميروند. آهوخانم از ماجرا آگاه ميشود، يكباره از پوسته انفعالياش بدر ميآيد، خود را به گاراژ ميرساند و سيد ميران را با آبروريزي به خانه ميبرد. سيد ميران منتظر است كه هما نيز به دنبال او به خانه بيايد، ولي به او خبر ميدهند كه هما باز نخواهد گشت، هما با راننده اتومبيل كه يكي از عشاق سابق اوست شهر را ترك كرده و به دنبال سرنوشت ديگري رفته است. در اين فرصت وضعي كه بارها عقل سيد ميران به او تلقين ميكرد، اما عشقش به هما مانع بود، خود به خود پديد آمده است. هما رفته است و سيد ميران بايد بار يك زندگي در هم شكسته را با كمك آهوخانم كه همچنان مهربان و وفادار است به دوش كشد.
گرچه اين رمان گهگاه دستخوش اطناب ملال آوري است و بخصوص گفتگوها زير تأثير رمان نويسان اروپايي قرن 19 آميخته با اساطير و احاديث غرب و شرق است، و اغلب در حد معلومات گويندگان نيست؛ اما در ضمن نويسنده در چند خط اصلي موفق بوده است:
ـ سه قهرمان اصلي كتاب كاملاً براي خواننده آشنا و موجه هستند؛ اين اطناب حداقل نكته ناشناسي در آدمهاي رمان باقي نگذاشته، آنها كاملاً زنده با گوشت و پوست و حس وجود دارند.
ـ در لابلاي داستان چشم انداز گويايي از زندگي و تاريخ كشور را در يك شهرستان در زمان سالهاي اثر ترسيم كرده است. در حاشيه حوادثي كه بر قهرمانان اصلي ميگذرد، ماجراي تغيير لباس و كلاه، كشف حجاب، برخوردهاي صنفي، انتخابات، نظام اداري و حكومتي، رابطه شهر و روستا و سلسله روابط مردم با قدرت جابرانه مستقر كشف و روشن شده است.
ـ آهوخانم در واقع غمنامه زن ايراني است. و سند محكوميت سرنوشتي كه در سالهاي روايت شده براي زنان وجود داشته است.
محمدعلي سپانلو
شوراي گسترش زبان فارسي

علي محمد افغاني از نويسندگان پيشكسوت عرصه ادبيات داستاني معاصر است كه او را بيشتر، با رمان شوهر آهوخانم مي شناسيم. اين نويسنده در پاسخ به اين پرسش كه چرا امروز بسياري از نويسندگان مطرح ما منزوي شده اند يا كمتر درعرصه هاي ادبي حضور مي يابند گفت: نويسنده دنيايي دروني متعلق به ذهن خود را دارد كه البته بي ارتباط باتجربه ها و آنچه در اطرافش مي گذرد نيست. او يا هر هنرمندي، در تنهايي مي خواهند به كشف خويشتن نايل شوند؛ چون وجود هر هنرمند، سرزمين كشف نشده اي است. نويسنده در ابتدا فقط يك ماده خام دارد، باديدگاه ها و طرح هايي در ذهنش كه به تدريج، هر چقدر نوشتن ادامه مي يابد، تحت تاثيرشرايط و احتمالا رخدادهايي كه براي نويسنده پيش مي آيد، ممكن است در پايان داستاني بنويسد متفاوت از آنچه در ابتدا به آن فكر مي كرده است.
افغاني در ادامه درباره ارتباط نويسنده و سياست و اينكه نويسنده چقدر حق پرداختن به آن را در آثارش دارد،گفت: نويسنده خود فردي از اجتماع است و خواه ناخواه تحت تاثير قرار خواهدگرفت؛ به ويژه سياست كه در جاهايي آنچنان بر فضاي جامعه حاكم مي شود و آن را تهديدمي كند كه مخل آزادي بيان و انديشه مي شود. پس آنجاست كه مثلا شاعري، شعري در محكوم كردن دستگاه حكومتي مي سرايد؛ همانطور كه برخي شعرهاي پروين اعتصامي شاه را عصباني كرده بود.اين داستان نويس با اشاره به انقلاب مشروطيت و تاثير فضاي سياسي ايجاد شده ناشي از آن بر آثار ادبي توضيح داد: زنده ياد دهخدا كه در كانون انقلاب بود و نقش مؤثري در تحول آن داشت، با تسلطي كه بر زبان هاي بيگانه داشت، مي توانست داستان هاي بسياري را به سبك رمان هاي اروپايي ترجمه كند و بنگارد؛ اما براي اينكه به قول نسيم شمال: گربه شاخش نزند، به كار سترگ فرهنگ نويسي پناه برد و الحق كه آن را به بهترين نحو انجام داد. نويسنده اي مثل صادق هدايت هم آنچه نوشت، براي روح خودش بود و نمي توانست آنها را در دوران سياه رضاشاهي به چاپ برساند و تنها بعد از شهريور ۲۰ و رفتن اين ديكتاتور بود كه كم كم او را شناختند.
پس آن زمانه، زمانه جنجال و شتابزدگي بود و شتابزدگي آفت هنر است و هر نويسنده اي كه فريب هياهو را بخورد يا خود عمدا به اين هياهو دامن بزند يا به دنبال شدتش باشد، دير يا زود متوجه اشتباهش خواهد شد. او گفت :اينك پس از انقلاب دوم ايران، وضع ادبيات تغييراتي داشته و ضربه ها و مصيبت هاي جنگ، آوارگي، هجران و اسارت يا جابه جايي گروه ها از منطقه اي به منطقه ديگر، همگي مي توانند سوژه اي در چارچوب خاص اجتماعي خود براي قلم تيزبين نويسنده متعهد داستاني باشند.
ميدان ادبيات خالي نيست؛ ولي همه دير آمده اند و زود مي خواهند بروند، از روي دست هم كپي برمي دارند يا اينكه وجود درخت مانع مي شود جنگل را ببينند. اين داستان نويس درباره ارزيابي اش از مميزي در چاپ كتاب گفت: در نوشته هايم، كم و بيش به سياست پهلو زده ام؛ مثلا در رمان شوهر آهوخانم در توصيف واقعه مسجد گوهرشاد كه آن را كربلاي خونين ديگري نام نهاده ام.
به عنوان يك نويسنده، حق سانسور ندارم؛ چون وظيفه ام نوشتن است و معتقدم نويسنده مي تواند اختناق و سكوت را بكشد زماني بعد از نوشتن رمان هاي شوهر آهوخانم و شادكامان دره قره سو به دليل مشكلات معيشتي، از نوشتن دست برداشتم و به كار آزاد پرداختم و حتي از طرف دستگاه وقت آمدند كه كمكم كنند و آدرسم را خواستند كه به آنها گفتم در بازار، دلال هستم و جايي ندارم. خيلي ها هم در روزنامه ها نوشتند فلاني دلالي را به نوشتن ترجيح مي دهد. بله، البته من دلالي را به نوشتن براي دستگاه ترجيح مي دادم؛ به نوشتني كه بخواهم به وسيله آن خودم را به حكومت نزديك كنم كه هيچ وقت هم نزديك نشدم، و در اين دو كتاب به شدت دستگاه را كوبيدم، هرچند كه مي توانستم آنها را در حد يك داستان اجتماعي نگه دارم.
من هيچ گاه به وزارت ارشاد نرفته بودم؛ جز يك بار؛ آن هم به خاطر كتاب بوته زار، آن زمان كه خاتمي وزير ارشاد بود، گفتند به جاي واژه خرمقدس كه در كتاب آمده است، بگذار خشك مقدس يا چند مثل عاميانه بود كه اگر ما بخواهيم امثال عاميانه را سانسور كنيم، ديگر چيزي برايمان نمي ماند، پس كتاب ماند و چاپ نشد، چون خودم راضي نبودم كتاب با حذف هايي چاپ شود. بعد آقاي لاريجاني آمد و ظاهرا دستوري از جايي صادر شده بود كه درباره كتاب هاي فلاني مو را از ماست بكشيد و ديدم كه كتابم را به چند نفر كه يكي از آنها از وزارتخانه ديگري بود، داده بودند كه بخوانند و يكصد و پنجاه مورد ايراد گرفتند. آن موقع هم با چاپش موافقت نكردم، زمان مهندس ميرسليم هم كه ديگر هيچ، كتاب را مثل يك پاره آجر مي گرفتند و يك گوشه مي انداختند؛ تا اينكه مهاجراني آمد و كتاب بوته زار من بعد از هشت سال توقف، مجوز چاپ گرفت.

فیلم سینمایی "بادبادک باز" با اقتباس ادبی از رمان بادبادک باز خالد حسینی اکران خواهد شد.
رمان «بادبادک باز» از زمان نخستین چاپ خود در سال 2003 تا به امروز همچنان در صدر فهرست کتابهای پرفروش و پرخواننده در آمریکا باقی مانده است. این رمان که تا به حال به 42 زبان مختلف ترجمه شده، مرکز توجه بسیاری از محافل ادبی و هنری قرا گرفته است.
"مارک فورستر" در مقام کارگردان این فیلم، در کارنامهاش فیلم پرفروش "در جستجوی ناکجاآباد" را دارد. این در حالی است که در فیلم جدیدش بازیگر مشهوری بازی نخواهد کرد.
شایان ذکر است "همایون ارشادی" (بازیگر ایرانی) در این فیلم نقش پدر "امیر" یکی از شخصیتهای داستان را به عهده دارد.
بنا به اعلام منابع غیررسمی"بادبادکباز" در ماه نوامبر در آمریکا اکران خواهد شد.
كتاب نيوز
1- «بلندیهای باد گیر» نوشته «امیلی برونته» (1847)
2- «غرور و تعصب» نوشته «جین آستین» (1813)
3- «رومئو و ژولیت» نوشته «شکسپیر» (1597)
4- «جین ایر» نوشته «شارلوت برونته» (1847)
5- «بر باد رفته» نوشته «مارگارت میچل» (1936)
6- «بیمار انگلیسی» نوشته «مایکل انداجی» (1992)
7- «ربهکا» نوشته «دافنه دوموریه» (1938)
8- «دکتر ژیواگو» نوشته «بوریس پاسترناک» (1957)
9- «معشوق بانو چترلی» نوشته «دی. اچ. لارنس» (1928)
10- «دور از جماعت دیوانه» نوشته «توماس هاردی» (1874)
11- «بانوي خوب من» نوشته «آلن جی لرنر» (1956)
12- «ملکه آفریقایی» نوشته «سی.اس. فارستر» (1935)
13 - «گتسبی بزرگ» نوشته «اسکات فیتزجرالد» (1925)
14 - «عقل و احساس» نوشته «جین آستین» (1811)
15 - «آن طور که ما بودیم» نوشته «آرتور لاورنتز» (1972)
16 «جنگ و صلح» نوشته «لئو تولستوی» (1865)
17 - «مرد فرانسوی» نوشته «دافنه دوموریه» (1942)
18 - «ترغیب» نوشته «جین آستین» (1818)
19 - «مثلاً یک دختری مثل تو» نوشته «کینگزلی ایمیس» (1960)
20 - «دانیل دروندا» نوشته «جورج الیوت» (1876)

جين اير - شارلوت برونته (جامي) Jane Eyre – Charlotte Brontë
•۱۸۱۶
«شارلوت برونته» نويسنده رمان مشهور «جين اير» و يكي از سه خواهر معروف ادبيات انگلستان «آن برونته» - نويسنده رمان «آگنس گري»- و «اميلي برونته» - نويسنده رمان «بلندي هاي بادگير» - است كه هر سه آنها نه تنها به واسطه آثارشان بلكه به دليل عمر كوتاه و غم انگيزشان صاحب شهرت اند. شايد همين زندگي غمبار آنها بوده كه تعبيري صادقانه از عشق را در آثارشان متبلور كرده است. به رغم آنكه پرداختن به چنين مقوله اي در ادبيات آن دوره انگلستان معمول نبوده است اما در طول ۴۰ سال گذشته هر روز بر شهرت «شارلوت برونته» افزوده شده است چرا كه منتقدان نظام مردسالارانه معتقدند «شارلوت» در آثارش زندگي زناني ستمديده را روايت مي كند و بدين ترتيب اعتراض خود را به نمايش مي گذارد.
او در جايي از رمان «جين اير» مي نويسد: «اصلاً به اين فكر نباش كه در جايگاهي برابر با آنها قرار گيري. همان كه مي گذارند در كنارشان باشي از لطف آنها است. ثروت هميشه از آن آنها است و از آن تو هيچ. جايگاه تو فروتني و تواضع مي طلبد و تلاشي سخت كه از نگاه آنها قابل قبول به نظر برسي.»
«جورج لوئيس» در گفت وگويي با «جورج اليوت»، «شارلوت» را اينگونه معرفي مي كند: «دختري روستايي، ساده و كوتاه قامت كه ظاهري همچون خدمتكاران نحيف دارد.»
«شارلوت برونته» ((Charlatte Brante در آوريل سال ۱۸۱۶ در شمال انگلستان متولد شد در روستايي به نام «سورنتون». سراسر چشم اندازهاي زيبا و مناظر بديع كه عميقاً او را تحت تاثير قرار داد و به قول خودش: «اين طبيعت زيبا، آدمي را به سكوت و تنهايي دعوت مي كند، به تجرد و تجربه حسي غريب كه تنها وقتي در دل طبيعتي به تو دست مي دهد.» و شايد به همين دليل بود كه او خيلي زود مادر و دو خواهر خود را از دست داد و دوران كودكي را در كنار «اميلي»، «آن» و تنها برادرش «برن ول» (Branwell) زير نظر پدر و عمه اي مذهبي و سختگير گذراند.
اين سه خواهر بيشتر وقت خود را در يكي از اتاق هاي طبقه بالاي خانه كوچك شان مي گذراندند و آنجا بود كه در بازي هايشان براي خود قلمروي خيالي مي يافتند كه بعدها الهام بخش معروف ترين آثار ادبي شان شد. اما برخلاف اين سه «برن ول» تنها پسر خانواده بهره اي از هنر و ادبيات نبرده بود و پس از آنكه بخت خود را در نقاشي و نويسندگي آزمود و به نتيجه اي نرسيد به تدريس خصوصي پرداخت و مدتي را نيز در راه آهن مشغول شد اما به واسطه اعتيادش به الكل و ترياك شغل خود را از دست داد و پس از آنكه مدتي را نزد خواهرش«آن» بود، در جواني از دنيا رفت.
«شارلوت» براي تحصيلات ابتدايي به مدرسه اي روحاني فرستاده شد اما او پس از يك سال به دليل شرايط سخت آنجا را ترك گفت و به مدرسه اي ديگر رفت.
او پس از اتمام دبيرستان به افسردگي شديد مبتلا شد و در اين حال بود كه تصميم به انتخاب نويسندگي به عنوان يك شغل گرفت گو اينكه «رابرت ساوثي» در بيست ويكمين سالگرد تولد «شارلوت» او را نصيحت كرده بود كه «هيچ زني نمي تواند از نوشتن امرار معاش كند.» «شارلوت» در سال ۱۸۴۲ به قصد يادگيري زبان هاي فرانسه، آلماني و همچنين مديريت به بروكسل سفر كرد و در همان دوران بود كه اولين مجموعه شعرش را با نام مستعار «كارر بل» (Currer Bell) به چاپ رسانيد كه تنها دو نسخه از آن به فروش رفت. او پس از آنكه اولين رمانش با عنوان «استاد» نيز با موفقيت مواجه نشد نگارش رمان «جين اير» را آغاز كرد كه در اكتبر سال ۱۸۴۷ به چاپ رسيد و در مدت زمان كوتاه موفقيت و شهرتي بسزا براي «شارلوت» به ارمغان آورد.
قهرمان داستان «جين اير» دختري يتيم و فقير است كه با تلاش بسيار موفق مي شود به مقام معلمي برسد و مدارج افتخار را طي كند و پس از آنكه از عموي خود ثروتي به ارث مي برد عاقبت زندگي مشتركي تشكيل مي دهد. «شارلوت» پس از اين موفقيت بزرگ رمان «شرلي» و سپس «ويلت» را به رشته تحرير درآورد. «شارلوت برونته» يك سال پس از انتشار آخرين رمانش در حالي كه برادر و خواهرش «اميلي» را در يك سال از دست داده بود، در ۳۱ مارس ۱۸۵۵ در حالي كه به تازگي ازدواج كرده و باردار بود در همان دوران و قبل از آن كه فرزندش متولد شود چشم از جهان فروبست.
جین ایر [Jean Eyre]. رمانی از شارلوت برونته (1) (1816-1855)، نویسنده انگلیسی، که در 1847 با نام مستعار کارر بل (2) منتشر شد. جین ایر بسیار زود پدر و مادرش را از دست میدهد و پس از آنکه ایام کودکی را در پرورشگاه دلگیر لوود (3) سپری میکند، با سمت مربی به خانه روچستر (4) میرود. برازندگیاش موجب میشود که توجه آقای خانه را به خود جلب کند و مورد احترام و اعتماد او قرار گیرد. آقای روچستر پس از اندک زمانی شیفته جین میشود. ولی جین، درست وقتی که میخواهد با او ازدواج کند، متوجه میشود که او پیشتر ازدواج کرده است و همسرش دیوانه است و روچستر او را در همان خانه مخفی کرده است. روچستر از جین درخواست میکند که همراه او بگریزد، اما مربی جوان از این کشف وحشتناک دلشکسته شده است. جین، که در کار خود درمانده است، به تنهایی از آنجا میگریزد. او را بیهوش بر زمینی بایر مییابند. کشیش ریورز (5) و دو خواهرش جین را به خانه خود میبرند و از او مراقبت میکنند. جین قصد دارد با کشیش ازدواج کند تا اینکه شبی به نظرش میآید که صدای روچستر را شنیده است. خبر مییابد که روچستر، چون میخواسته است همسرش را از میان آتشی که آن زن خود افروخته بود نجات دهد، بیناییاش را از دست داده است. پس، نزد او بازمیگردد و قبول میکند که با او ازدواج کند. این نخستین رمان شارلوت برونته همزمان با آگنس گری (6)، اثر خواهرش آن (7)، و بلندیهای بادگیر اثر امیلی به چاپ رسید. موفقیت این رمان چندان زیاد بود که اثر امیلی، با آنکه بدیعتر و پرقدرتتر بود، در آن زمان تقریباً نادیده گرفته شد. این محبوبیت به سبب جنبه ملودرامی آن و جستجوی تقریباً بیمارگونه هیجان و تأثر بود. با این حال،جین ایر محاسن بسیار دارد. همه شخصیتها با برجستگی تمام نشان داده شدهاند و تحلیل عشق جین از هر نظر قابل توجه است.
مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش.
1.Charlotte Bronte 2.Currer Bell 3.Lowood 4.Rochester 5.Rivers
6.Agnes Grey 7.Anne.
۱۳۸۵/۰۵/۰۴
مجیران

زولا. امیل
زولا. امیل Zola, Emile رماننویس و مقالهنویس فرانسوی (1840-1902) زولا از پدری ایتالیایی و مادری فرانسوی در پاریس زاده شد و کودکی را در شهر اکس Aix در جنوب فرانسه که پدر به مناسبت شغلش در آنجا اقامت داشت، گذراند. در هفت سالگی پدر را از دست داد و تا دوازده سالگی در شبانهروزی و سپس دبیرستان شهر اکس به تحصیل پرداخت و در آنجا با سزان Cezanne آشنا شد. خانواده زولا پس از مرگ پدر دچار تنگدستی شد و در 1858 شهر اکس را ترک کرد و در پاریس اقامت گزید. امیل پس از به پایان رساندن تحصیلات دبیرستانی در مدرسه سنلوئی، خود را برای امتحان در رشته علوم آماده کرد و بر اثر چندبار شکست در امتحانات، دنباله تحصیل را رها کرد. ابتدا در اداره گمرک به کار پرداخت، پس از آن در فوریه 1862 در کانون انتشارات هاشت Hachette مسئولیت توزیع را برعهده گرفت. شغل جدید، زولا را با بزرگان ادب مانند لامارتین و میشله و سنتبوو آشنا ساخت. زولا ابتدا طرفدار رمانتیسم بود و به آثارهوگو و موسه و لامارتین علاقهمند. آثار نخستین او نیز رنگ رمانتیسم داشت و از احساس شاعرانه برخوردار بود که به هیچ وجه با شیوه نگارش دوره میانسالی او مشابهت نداشت. در 1864 اولین کتاب زولا به نام قصههایی برای نینون Contes a Ninon گوشههایی از زندگی او را در دوره جوانی نشان میدهد و با عشق شدید به طبیعت همراه است. این کتاب توجه عدهای از منتقدان را به خود جلب کرد. سال بعد کتاب اعتراف کلود La Confession de Claude (1865) انتشار یافت. در این هنگام زولا از رمانتیسم دست برداشت و به استادان جدیدی چون بالزاک و فلوبر و استاندال روی آورد، اما نوشتن رمانهای مختلف که باهم ارتباط معنوی نداشت، زولا را قانع نمیکرد و انتشار کتاب «دیباچهای بر مطالعه علم پزشکی تجربی» اثر کلود برنار Claude Bernard وی را به راهی کشاند که پیوسته در انتظارش بود. پس به فکر نوشتن رمان تجربی افتاد. به سبک رئالیسم عمق و شفافیت خاص بخشید و اساس مکتب ناتورالیسم Naturalism را بنا نهاد. اولین رمانش در شیوه رمانهای تجربی به نام ترز راکن Therese Raquin (1867) در تاریخ مکتب ناتورالیسم نقطه عطفی به شمار آمد. ترز دختر جوانی است که با عمه خود به پاریس میرود و با پسرعمهاش کامیل ازدواج میکند، اما نه از شوهر ضعیف و رنجور خود رضایتی احساس می کند و نه از محیط پاریس چیزی درک میکند، تا آنکه میان او و دوست شوهرش عشقی پدید میآید و پس از گذراندن روزهای دشوار، به یاری دلدار، شوهر را در دریا غرق میکند و ظاهراً مرگ را طبیعی جلوه میدهد و از آن پس در همان خانه و اتاق با همسر تازه به سر میبرد، اما شبح کامیل لحظهای آنان را آسوده نمیگذارد و ترز آنی از سنگینی بار جنایت آسوده نمیماند، تا حدی که حرکات و رفتار او در نظر مادرشوهر پیر و افلیج و لالش راز جنایت را فاش میسازد، سرانجام نیز دو جنایتکار برای گریز از شبح هولناک در حضور پیرزن دست به خودکشی میزنند. زولا در 1873 خود از این رمان نمایشنامهای اقتباس کرد که محبوبیت بسیار یافت. از آن پس زولا روش رماننویسی را با هدفی کاملاً علمی دنبال کرد. در نظر او همچنان که جراح جسم بیمار را میشکافد تا بر آن تغییرات لازم را انجام دهد، رماننویس نیز تغییرات عمیق جسمی قهرمانان کتاب خود را باید مورد بررسی دقیق علمی قرار دهد، پس به فکر خلق یک سلسله طولانی رمان تجربی افتاد با عنوان تاریخ طبیعی و اجتماعی خانوادهای در زمان امپراتوری دوم که عنوان دیگرش له روگون ماکار Les Rougon-Macquart است، شامل 20 رمان که به تدریج منتشر شد و از برجستهترین آثار مکتب ناتورالیسم به شمار آمد. زولا در نسبنامه دو خانواده که در پلاسان Plassans، شهر کوچکی در جنوب زندگی میکنند و میان اعضای آنها وصلتهایی صورت میگیرد، بسیار تعمق میکند و مسأله وراثت را در میان افراد این دو خانواده مورد بررسی قرار میدهد و نشان میدهد که چگونه اعتیاد به الکل یا ابتلای به بیماری سل در میان فرزندان این دو خانواده رایج میشود، چنانکه در نسل سوم خانواده که دارای یازده عضو است چهار بیمار و دو رنجور به وجود میآید. زولا چنین نتیجه میگیرد که مسأله وراثت که خارج از اختیار بشر و نوعی جبر علمی است، چگونه به فعل و انفعالاتی منجر میشود که افراد جامعهای را دچار انحرافات بیشمار روحی میسازد؛ رشته اصلی که قهرمانان داستان زولا را که تعدادشان به هزار و دویست میرسد، به یکدیگر میپیوندد، همین عامل وراثت است. زولا در دیباچه اولین رمان از این سلسله با عنوان ثروتمندی خاندان روگون La Fortune des Rougon، اصل ناتورالیسم را مطرح میکند و نشان میدهد که چگونه خانواده روگون در مدتی کوتاه صاحب ثروتی بیشمار گشته است. پس از آن تا 1876 شش جلد از این سلسله داستان را منتشر کرد. داستان غذای پسمانده La Curee که در 1887 به صورت نمایشنامه و باعنوان رنه Renee برصحنه آمد، با موفقیت بسیار همراه شد. در این اثر زولا غارت اموال ملت را در زمان ناپلئون سوم نشان میدهد و جامعه فسادیافته زمان امپراتوری دوم را با توصیفی گویا و تصویری رنگین پیش چشم میگذارد. داستان شکم پاریس Le Ventre de Paris (1873) زندگی فقیرانه و پر از رنج کاسبهای کم سرمایه را با واقعبینی شدید و صادقانه شرح میدهد. بخشهایی از کتاب که در آن بازار سبزی و میوه وصف میشود، از پرجاذبهترین بخشهای کتاب به شمار میآید. فتح پلاسان La Conquete de Plassans در 1874 انتشار یافت و پلاسان در این اثر همان اکس، شهر کودکی زولاست که با علاقه و دلبستگی فراوان آن را وصف میکند. پس از آن یکی از معروفترین رمانهای این سلسله به نام گناه کشیش موره La Faute de l''abbe Mouret در 1875 منتشر شد که در آن تضاد حکومت طبیعی و حکومت مذهبی عرضه میشود. در این داستان زولا معایب و غرایز پست جامعه فاسد شده و سودجوییهای مفرط را بیپروا فاش میسازد. مردی که زولا در محیط سیاست خلق کرده، اگرچه تصویری است مسخرهآمیز، نمودار واقعیت محض است. این اثر با قلم شاعرانه زولا از برگزیدهترین آثار او به شمار آمد. هنگامی که زولا سی و شش سال داشت، از قدرت کار عجیبی برخوردار بود و به ناشرش خبر داد که طرح رمان تازهای را ریخته که هنوز نامی برایش در نظر نگرفته است، اما میتواند اهمیت آن را پیشبینی کند. در واقع نیز رمان که به نام دکه می فروش L’Assommoir در 1877 منتشر شد، از چنان شهرتی برخوردار گشت که زولا را نامدارترین نویسنده عصر خود ساخت و نخستین بار پس از نیم قرن ویکتورهوگو را در درجه دوم شهرت قرار داد و بر کتاب بینوایان او تفوق یافت. در دکه می فروش وصف مناظر پاریس از فراز تپه مونمارتر Montmartre، هیاهوی میخواران که گرداگرد پیشخوانهای میفروشی را گرفتهاند و تصویرهای دوزخی دیگر از قدرتی استثنایی برخوردار است، چنانکه از نفرت و وحشت، زیبایی غیرقابل تصوری پدید میآید. زولا با این اثر بر بالزاک نیز تفوق یافت و پس از او کمتر نویسندهای موفق شد که چیزی بر ضخامت ظلمتهای این کتاب بیفزاید. زولا در این دوره خانهای در مدان در حومه پاریس خرید که گروهی از نویسندگان جوان در آن گرد میآمدند، از جمله موپاسان، هویسمان Huysmans، هانری سئار Ceard، لئون هنیک Hennique و پول آلکسی Alexis که همه خود را پیرو مکتب ناتورالیسم خواندند، همین گروه در 1880 مجموعه داستانهای شبهای مدان Les Soirees de Medan را منتشر کردند که شامل شش داستان کوتاه از این شش نویسنده بود، از آن جمله داستان گلوله پیهی Boule de suif اثر موپاسان که موجب شهرت او گردید. داستان زولا حمله آسیا L’Attaque du Moulin نام داشت که از خاطرات جنگ 1870 مایه گرفته و توصیف ساده مناظر زیبا و عاشقانهای است که بر اثر جنگ دچار ویرانی و قتل و غارت شده بود. این داستان را از بهترین داستانهای زولا شناختهاند. زولا در 1879 نهمین داستان از سلسله رمان روگون ماکار را به نام نانا Nana انتشار داد که به محض انتشار موفقیت عظیمی به دست آورد. داستان نانا بیشتر تصویر جامعهای تباه شده است تا وصف عشق و دلدادگی. زولا، به قهرمانان کتاب برجستگی و واقعیت پرجاذبهای میبخشد، چنانکه خواننده در پشت چهرههای داستانی، اشخاص واقعی را به خوبی میبیند و همین امر در توفیق کتاب مؤثر بوده است. که به رغم پیروزی جاودانی و برجستگی خاص مورد حمله سخت نیز قرار گرفت. کسانی که دکه میفروش را به سبب نشان دادن معایب و فساد اخلاق محیطهای کارگری ستوده بودند، نانا را که ضعف و انحطاط طبقه بالای جامعه را نشان میداد، مورد اعتراض قرار دادند، زولا به همه غوغاها و ایرادها پاسخ داد. در 1882 کتاب دیزی Pot-Bouille انتشار یافت. مقصود از دیزی دیگ ثروتمندان است. زولا برای هجو کردن آداب و رسوم کاسبهای پولدار، خانهی ظاهراً مجللی را در یکی از کوچهها برگزید و درون آن را در معرض تماشا گذارده است، دیوارها را شفاف ساخته و رازها را از پشت آن بیرون کشیده و هیاهوی خانوادهها و پخت و پز روزانه و آمد و رفتهای فریبکارانه را نشان داده است. زولا به کسانی که در این کانونها ادعای نیکبختی دارند، خطاب میکند و میگوید: «شما دروغ محض هستید و در دیگ شما چیزی جز کثافت و فساد پخته نمیشود.» این داستان نیز اعتراض فراوان به همراه آورد. در طی دو سال پس از آن زولا دو کتاب از سلسله رمان خود را منتشر کرد به نام کامروایی زنان Au Bonhenr des Dames (1883) و شادی زیستن La Joie de Viver (1884) که موضوع هردو به مسائل روزانه ارتباط مییابد. زولا با انتشار کتاب ژرمینال Germinal یکی از قویترین جنبههای نظریه خود را درباره سوسیالیسم عرضه میکند. ژرمینال سیزدهمین کتاب از سلسله رمان له روگون-ماکار و یکی از معروفترین آثار زولاست. در ژرمینال زندگی نکبتبار کارگران معدن پیش چشم گذارده شده است، کارگرانی که در زیر بار استخراج معدن خرد شدهاند و با مزد ناچیز و گرسنگی، در وضع پریشانی به سر میبرند، فساد بر سراسر زندگیشان حکمفرما میشود و از شدت تیرهروزی به الکل و زن پناه میبرند و به سبب آنکه اربابها قصد دارند که از مزدشان کسر کنند، به اعتصاب روی میآورند، چندین ماه از کار دست میکشند و سرانجام بر اثر سرما و گرسنگی، اعتصابشان به شکست منتهی میشود، به قوای انتظامی تسلیم میشوند و به دوزخ معدن بازمیگردند. ژرمینال انعکاس عظیمی داشت و از چنان قدرتی برخوردار بود که منتقدان جز در ستایش آن لب نگشودند. ژرمینال زولا را از بزرگترین نویسندگان همه عصرها ساخت. سال بعد در 1886 اثر Oeuvre منتشر شد که موجب رنجش سزان گردید که وجود خود را در چهره قهرمان کتاب میدید، زولا در 1887 در زمین La Terre، از سلسله رمان خود، با لحنی خشونتبار از دهقانانی که برای علاقه به زمین از کشتار و خیانت روگردان نیستند، سخن گفته است. وصف صحنههای ننگین و قبیح، توفانی از مخالفت برپا کرد، حتی از جانب طرفداران زولا بیانیهای انتشار یافت که او را از استادی و پیشوایی خود خلع کردند. زولا در همین سال به جبران خشونت گذشته، به لطف و نرمی گرایید و کتاب رؤیا Le Reve را انتشار داد. زولا کمکم از سلسله رمان له روگون-ماکار، احساس خستگی کرد و سه رمان دیگر در این سلسله انتشار داد و به آن پایان بخشید. هریک از رمانهای این سلسله مستند است و از ارزش مدارک کاملاً مستقلی برخوردار که در مجموع بینشی دقیق را درباره محیط اجتماعی نشان میدهد. زولا علاوه بر سلسله رمان له روگون-ماکار دو سلسله دیگر انتشار داد که یکی از آنها مجموعه سه شهر Les Trois Villes است درباره لندن، رم و پاریس. در پنجم اکتبر 1894 بود که آلفرد دریفوس Dreyfus، افسر فرانسوی یهودی به اتهام خیانت توقیف و تبعید شد و فرانسویان، گروهی به موافقت و دسته دیگر به مخالفت با او برخاستند. موضوع رنگ سیاسی گرفت و به اختلاف میان سلطنتطلبان و طرفداران کلیسا و جمهوریخواهان کشیده شد که سرانجام به جدا شدن دین و سیاست از یکدیگر در کشور فرانسه منجر گشت. زولا کار ادبی را کنار گذاشت و در قضیه دریفوس شرکت کرد. در پنجم نوامبر 1897 اولین مقاله را درباره کار دریفوس انتشارداد و به دنبال آن نامهای سرگشاده به رئیس دادگاه با عنوان من متهم میکنم J’accuse فرستاد و توجه توده مردم را به این کار جلب کرد و با شهامت قابل تحسین و ارائه مدارک، بیگناهی دریفوس را اعلام کرد ونشان داد که دادرسی بسیار سنجیده انجام گرفته است، همین نامه موجب شد که زولا به یک سال حبس و پرداخت جریمه محکوم شود، پس به انگلستان رفت و برای اعاده دادرسی به فرانسه بازگشت، اما دریفوس از طرف دادگاه نظامی مقصر شناخته شد. زولا نفرت و تحقیر خود را در مقالههای گوناگون ابراز کرد، سرانجام دریفوس در 1900 تبرئه گشت و اعاده حیثیت و به دست آوردن حقوق سابق وی تا 1906 به طول انجامید. زولا قهرمان اصلی این پیروزی بود و به مردم نشان داد که شهامتش از هنرش کمتر نیست. آخرین سلسله رمان زولا اناجیل اربعه Quatre Evangiles است که آخرین داستان آن پس از مرگش در 1903 انتشار یافت. زولا در بیستم سپتامبر 1902 در پاریس مستقر گشت و در آپارتمان سردش بر اثر مسدود شدن لوله بخاری، به اختناق دچار شد که هیچگونه درمانی سودمند نیفتاد. مراسم تشییع وی در میان گروه عظیمی از مردم انجام گرفت و شش سال بعد جسدش به پانتئون Pantheon انتقال یافت.
مکتب ناتورالیسم در اواخر زندگی زولا قدرت خود را از دست داد، اما سرنوشت آثار زولا به این مکتب بستگی کامل ندارد، زیرا وی در هنر رماننویسی ابتکارهای جالب توجهی به کار برده و در تصویر اجتماع استعدادی بینظیر و استثنایی نشان داده است. آثار زولا با آنکه بر جنبههای علمی زیستشناسی و مسأله توارث و جبر علمی متکی است، از جنبههای شاعرانه و تغزلی و صور ذهنی خارقالعاده نیز سرشار است. نفوذ زولا و مکتب ناتورالیسم او در نویسندگان ملل مختلف قرن بیستم انکارناپذیر است.
ترجمه شده به فارسی: انسان وحشی- چهره یک زن- دریفوس و امیل زولا- رؤیا- سایه مرگ و پنج داستان- فاجعه آسیای سبز- نانا- هوس- ژرمینال.
زهرا خانلری – فرهنگ ادبیات جهان- خوارزمی
کتاب نیوز
Emile_Zola
امیل زولا از پایه گذاران مکتب ناتورالیسم و از آزادیخواهان فرانسوی بود.
امیل زولا در 2اوریل 1840 در پاریس متولد شد.وی فرزند فرانسیس زولا و امیلی آبروت بود.دراستان Aix-en بزرگ شد.ابتدا وارد Collage Mignet شد وسپس بهLycee Saint Louis رفت.
به خاطر مشکلاتی مالی شدیدی که بعد از مرگ پدرش با آن روبه رو شد مجبور به انجام کارهای مختلف اداری شد.بعد از مدتی شروع به نوشتن ستونهای ادبی در روزنامه ها کرد.وی به صراحت از ناپلئون انتقاد می کرد و از مخالفان مذهب کاتولیک بود.از اولین آثار منتشر شدهِ وی نگارش زندگینامه خودش در سال 1865 است که مورد توجه منتقدان قرار گرفت. شاید بتوان گفت جنجال برانگیزترین و به لحاظ سیاسی تاثیر گذارترین اثر وی J'accuse" (I Accuse!) (1898)" می باشد که نامه ای است سرگشاده به رئیس جمهور وقت فرانسه .نامه ی افشاگرانه و جنجال برانگیز زولا، باعث شد که قانون گذاران فرانسوی درسال 1905 امور مربوط به کلیسا را از دولت جدا کنند.به اتهام نشر اکاذیب دادگاه وی را به زندان محکوم کرد ولی زولا به انگلستان فرار کرد.زمانی به فرانسه برگشت که اتهام علیه وی به دست فراموشی سپرده شده بود.در بازگشت به فرانسه به نویسندگی ادامه داد و چندین اثر دیگر از خود به یادگار گذاشت.سر نجام امیل زولا در 29 سپتامبر 1902 در خانه اش در شهر پاریس در گذشت.
آثار ترجمهشده به زبان فارسی
آسوموار. ترجمهٔ فرهاد غبرایی
دارایی خانوادهٔ روگن. ترجمهٔ محمد تقی غیاثی
زمین. ترجمهٔ محمدتقی غیاثی
سهم سگان شکاری. ترجمهٔ محمد تقی غیاثی
شکست. ترجمهٔ فرهاد غبرایی
ژرمینال. ترجمه سروش حبیبی
لبه تیغ [The Razor''''''''s Edge] رمانی از ویلیام سامرست موآم (1874-1965)، نویسنده انگلیسی، که در 1944 انتشار یافت. لارنس دارل، لاری، قهرمان رمان، جوانی است دارای درآمد ناچیزی که به آن راضی است. وی، که بالاتر از همه چیز روشنفکر و تشنه مطلق است، پیش از زیستن، در جستجوی جوابهایی برای سوالهای بزرگ، برای منشأ و پایان زندگی است. آرزوها و آرمانهایش چیزی ندارد که خوشایند نامزدش ایزابل، خواهرزاده الیوت تمپلتون، ماجراجوی چیزه دست، دلال تابلو و، از سوی دیگر، سخت آراسته به برق و جلای عشرتپرستی محافل اعیان، باشد. ایزابل آرزومند تجمل است، در اندیشه آن است که ازدواجش به منتها درجه قرین راحت و رفاه باشد و، از این گذشته، به ماوراءالطبیعه میخندد و دلش میخواهد که نامزدش کتابخانهها و موزهها را رها کند و پی کسب و کار خوبی برود؛ اما لاری از پذیرفتن همه شغلهایی که به او پیشنهاد میشود سرباز میزند. برای تعقیب بررسیهایش در کتابخانه ملی به فرانسه میرود. ایزابل، پس از دو سال، برای کوشش در راه انصراف لاری از این کارها به او میپیوندد و وی را به فسخ نامزدی و قطع رابطه تهدید میکند. لاری، در برابر تعجب و حیرت دختر، جدایی را میپذیرد. ایزابل، که بر اثر مکر و حیله خودش ناگزیر مانده است، سرانجام در برابر اصرارهای گریماتورین، میلیونر شیکاگویی که از دیرباز دلباخته اوست، سر تسلیم فرود میآورد. ازدواج برگزار میشود. لاری، به عنوان مسئول بهداشت روانی، در معدن زغال سنگی استخدام میشود. سپس، به اتفاق یک نفر لهستانی عرفانی مزاج که در معدن زغالسنگ به او برخورده است به بلژیک و آلمان سفر میکند. اما چون مذهب نتوانسته است جوابی بهتر از ماوراءالطبیعه به اضطرار روح او بدهد، رهسپار اسپانیا میشود؛ با این تصور که هنر بتواند راهی پیش پایش بگشاید. اندکی بعد، دست به سفر درازی به مقصد هند و برمه و چین میزند: نزد برهمنها، که با فن خوابکردن از راه هیپنوتیزم و شفا دادن آشنایش میگردانند، سرانجام آرامش خاطری پیدا میکند. ده سال پس از ازدواج ایزابل به پاریس برمیگردد و ایزابل و شوهرش را بازمییابد. میلیونر بر اثر «بحران اقتصادی» 1929 ورشکسته شده است. ایزابل، البته، شوهرش را دوست میدارد، اما علاقهای که در دوره دختری به لاری داشت خاموش نشده است. از این رو، وقتی که لاری سوف را که یکی از همدرسهای پیشینشان در شیکاگو بوده است بازمییابد، ایزابل نمیتواند جلو خشم خودش را بگیرد؛ علیالخصوص که سخن از ازدواج لاری و سوفی گفته میشود. این یکی – یعنی سوفی – پس از مرگ شوهر اول و بچهاش در تصادف اتومبیل روی به شرابخواری و استعمال مواد مخدر آورده بود. لاری به مداوای او پرداخته و شفایش داده بود. شب پیش از ازدواج، ایزابل، که پیراهن عروسیاش را به سوفی داده بود، زن جوان را برای واپسین «پروو» به خانهاش دعوت میکند. ایزابل پیش از آمدن سوفی از خانه بیرون میرود و یک شیشه ودکا روی میز، جلو چشم، میگذارد. سوفی ودکا را میخورد، مست میشود و تا ابد به تولون میگریزد و به فسق و فجور و فحشا کشانده میشود، و وقتی پیدایش میکنند که سر از تنش جدا شدهاست. لاری، که بیزار شده است و عطش اندیشهگریاش اکنون – اگر تشفی نیافته باشد – تسکین یافته است، سرانجام پولش را به این و آن میدهد و در سلک خدمه کشتیی که رهسپار امریکا است درمیاید؛ به این امید که آنجا شغل رانندگی پیدا کند. پیش از عزیمت، کاوشها و پژوهش هایش را در کتابی درج می کند. چنین میپندارد که از آن پس نتواند شادمانی و خوشبختی را جز در عادیترین زندگانی، به دور از توانگرها، پیدا کند. ماجراجوی پیر در آغوش کلیسا میمیرد و ثروتی برای خواهرزادهاش به جای میگذارد. پس ایزابل، به همان گونهای که همیشه آرزو داشت، توانگر میشود. درباره این زن، موآم هیچ سختگیری نشان نمی دهد. گویی که، به رغم جنبه اغلب قراردادی قهرمانان خود، و با همه اشتباههایشان ، قسم خورده است که همهشان را به یکسان برای خواننده دلچسب و شایان توجه بسازد. اما فکر اصلی نویسنده، بیگمان، نوشتن «داستان کارآموزی» روشنفکر جوان امروزی بوده است.
عبدالله توکل. فرهنگ آثار. سروش.
1.William Somerset Maugham 2.laurence Darrel 3.Larry
4.Isabel 5.Elliot Templeton 6.Gray Maturin 7.Benedictins 8.Toulon 9.snob
کتاب نیوز
موآم، ویلیام سامرست Maugham, William Somerset داستاننویس و نمایشنامهنویس انگلیسی (1874-1965) موآم هنگامی که پدرش در سفارت انگلستان در فرانسه به خدمت اشتغال داشت، در پاریس زاده شد و تا ده سالگی در این شهر به سر برد، بسیار زود پدر را از دست داد و زیر نظر عمویش که مردی روحانی بود؛ در شهر کنت Kent تربیت یافت. در سیزده سالگی در کالج سلطنتی کنتربری Canterbury به تحصیل ادامه داد، سپس به دانشگاه هایدلبرگ Heidelberg رفت و از آنجا به لندن تا در رشته پزشکی به تحصیل پردازد. خاطرات این دوره در بسیاری از آثارش منعکس گشته است، از جمله در نخستین رمانهایش مانند: "لیزا آو لمبث" Liza of Lambeth (1897) و "بانو کرایداک" Mrs Craddock (1902) که موفقیت فراوان یافت و او را بر آن داشت تا رشته پزشکی را رها کند و زندگی را به ادبیات مصروف دارد. "بردگی انسانی" Of Human Bondage (1915) که شاهکار او به شمار آمد، شرح حال معنوی و فکری اوست و اقبال بسیار به دست آورد. پیروزیهای پی در پی به موآم امکان داد که نقشه زندگی را بر حسب ذوق و سلیقه شخصی طرح کند، پس به سفر پرداخت، و از اروپا و خاور دور و امریکا دیدن کرد. در جنگ جهانی اول در خدمت سازمان سری به روسیه رفت و پس از جنگ در جنوب فرانسه اقامت گزید. سامرست موآم از تجربههای سفر و مشاهدات خویش در آثارش به طور فراوان سود جسته است. گاه بیش از آنکه انگلیسی باشد فرانسوی است. خود او گفته است که پیش از آغاز هرکتاب تازه "کاندید" اثر "ولتر" را از نو میخوانده است. موام ابتدا به وسیله رمانهایش مورد پسند مردم قرار گرفت و بعدها نمایشنامههایش نیز توانست جلب توجه کند. او مرد اجتماعی، بردبار، منتقد بیغرض و ناظر تیزبین دیوانگیهای بشر بود، حساسیت خود را زیر نقاب طنز و شوخطبعی میپوشاند و پیوسته به خاطر داشت که روزی پسربچهای تنها ونازکدل و بعدها دانشجویی غربتزده، محجوب و الکن بوده است. وی مانند سایر داستاننویسهای بزرگ انگلستان همواره گرفتار مسائل مذهبی و اخلاقی بود. داستان "پرده منقوش" The Painted Veil (1925) تقریباً موعظه است و "لبه تیغ" The Razor’s Edge (1944) ستایشی از عرفان آمیخته با زهد و ریاضت. معروفترین و محبوبترین داستانهای موآم عبارت است از: "ماه و شش پنی" The Moon and Six-Pence (1919) که از زندگی "گوگن" Gauguin نقاش معروف فرانسوی الهام گرفته است. "اشندن" Ashenden (1928) که برمبنای تجربه نویسنده، هنگامی که به عنوان مأمور مخفی انگلستان در جنگ جهانی اول خدمت میکرده، نوشته شده است. "کیکها و آبجو" Cakes and Ale (1930) که بعضی از مردان اهل ادب را در ورای چهره اشخاص داستان معرفی میکند. "کاتالینا" Catalina (1948) و مانند آن. نمایشنامههای موام بسیار سرگرم کننده و جالب توجه است. اما به سبب آنکه بیشتر در موضوعهای جاری زمان است، به دوام آنها اعتمادی نیست. بهترین نمایشنامههای موام عبارت است از: "لیدی فردریک" Lady Frederick (1912)، "پیشوایان ما" Our Betters (1923)، "انجمن" The Circle (1921)، "نامه" The Letter (1923) و مانند آن. استادی موآم در نوع داستان کوتاه انکارناپذیر است. تعداد این داستانها بیش از آن است که بتوان از همه آنها نام برد و باید به "مجموعه داستانهای کوتاه" The Collected Short Stories که در 1951 انتشار یافت، مراجعه کرد. چندین داستان کوتاه از این مجموعه به صورت نمایشنامه درآمده است. از مقالههای مشهور موآم یکی "تراز نامه" The Summing up است که در آن اندیشهها و حاصل مطالعهها و تجربههای شخصی را عرضه کرده و خود را نویسندهای آزادمنش و عالم علم اخلاق و طرفدار اصول حکمت عملی نشان داده است. "دفتر یادداشتهای یک نویسنده" A Writer’s Notebook (1949)، مجموعه یادداشتهایی است در پنج جلد قطور که در واقع یادداشتهای شخص نویسنده است که به گفته خود او در اصل به پانزده جلد پرحجم میرسیده است و او از میان توده خاطرات و یادداشت و تجربهها تنها چیزهایی را برگزیده است که بتواند ادراکی صحیح و کامل از متشکل گشتن اندیشهها و روش کار و قدرت جهانبینیاش به دست دهد. یادداشتها خاصه برای کسانی که با رمانها و داستانهای کوتاه موآم آشنایند، از آن جهت جالب توجه است که کسانی را که نویسنده در طی سفر به آنان برخورده و حوادثی که او خود در آنها بسر برده و بعدها به صورت قهرمانی خیالی در داستانهایش گنجانده است، از خلال آنها میشناسند. در یادداشتهای موآم، خاصه در سالهای آخر که به 1944 میرسد، علاقه شدیدی به زندگی پرشور و رنگارنگ دیده میشود. علاقه به کشف و آموختن و پی بردن به اختلاطهای اسرارآمیز روح و سرنوشت بشری. موآم در برابر همه حوادث و برخوردها، وضع دانشمندی زیستشناس و همچنین مردی ماجراجو را به خود میگیرد تا بتواند به معرفت وسیعتری دست یابد، حتی میتوان گفت طرز نگریستن او به تقدیر، همراه با معرفتی که از زندگی با آن همه تجربههای گوناگون به دست آورده، او را به نوعی فلسفه خاص رسانده است. زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی.
William Somerset Maugham
ويليام سامرست موام ۱۳۰ سال پيش (سال ۱۸۷۴) در سفارت بريتانيا (واقع در پاريس) به دنيا آمد؛ و اينگونه بريتانيايي بودنش تضمين و زبان اصليش فرانسه شد، با معلم سرخانه زبان انگليسي را فرا گرفت. ويليام پدرش را - كه مشاور حقوقي ارزنده اي در سفارت بريتانيا در پاريس بود - بسيار كم مي ديد. و تا سن هشت سالگي با مادرش زندگي مي كرد، تا اينكه در آن سال (۱۸۸۲) مادرش در ششمين زايمان، زندگي را بدرود گفت... ويليام اين حادثه را تا زمان مرگ فراموش نكرد و كنار تختخوابش روي ميز كوچكي همواره عكسي از وي مي گذاشت.
دوران كودكي و نوجواني
دو سال بعد از مرگ مادر؛ پدرش نيز درگذشت (۱۸۸۴)... چون نگهداري خانه مجللشان بخش عمده اي از درآمد پدر ر صرف كرده بود از او ثروت اندكي باقي ماند كه به هر فرزند سالي ۱۵۰ پوند مي رسيد. ويليام پس از مرگ پدر (در ۱۰ سالگي) نزد عمويش كشيش هنري موام اسقف انگليكن * در وايت استيبل ** در نزديكي كنتر بري رفت؛ وي مردي سختگير، پرهيزگار و غرق در انديشه هاي خود بود. "پيرامون اسارت" داستان اين دوران از زندگي وي بود... در اين كتاب خود را "فيليپ كري" عمويش را "ويليام كري" ناميد و واژه وايت استيبل (به معني اصطبل سفيد) را به بلك استيبل (اصطبل سياه) تغيير داد... ويليام در روابط اجتماعي اش تا آخر عمر به علت لكنت زبان عذاب مي كشيد. در اين كتاب پاي كج و كوله فيليپ، ناتواني گفتاري خود او را نشان مي دهد. ويليام درباره دوران كودكي خود چنين نوشته : «كوچك اندام، نحيف، نزار و خجالتي بودم؛ نيروي جسمانيم كمي و لكنت زبان داشتم اما در مقابل قدرت تحمل زيادي داشتم. تك تك آدم ها را دوست مي داشتم، اما هيچ گاه به حضور در جمع آنان اشتياق چنداني نداشتم... هيچ گاه در نظر اول از كسي خوشم نيامده است؛ گمان نمي كنم هرگز در كوپه قطار با كسي كه نمي شناختم حرف زده باشم يا با همسفري در كشتي سخن گفته باشم، مگر آنكه او سر حرف را باز كرده باشد... گمان نمي كنم پسري دوست داشتني بوده باشم.» *** موعظه ها و سختگيري و خشونت پدر روحاني را سه سال تحمل كرد و پس از اين سه سال به مدرسه كينگ دركنتر بري فرستاده شد، به دليل آزار و اذيت هاي بچه هاي ديگر نتوانست در آنجا تحصيل كند و با اجازه عمويش يك سال در هايدلبرگ درس خواند.....
شروع آشنايي با فلسفه
گرايش ويليام به فلسفه در سن ۱۷ سالگي آغاز شد. در كلاس درس فلسفه كونوفيشي (كه استاد مشهوري بود) شركت مي كرد و در وجود شوپنهاور جاني همانند خويش يافت و تمام عمر شيفته اسپينوزا باقي ماند.
رمان "ليزاي لمبتي " و تولد نويسنده
وقتي كه به لندن بازگشت، مجبور بود شغلي برگزيند. ولي به دليل داشتن لكنت زبان، نمي توانست مانند ديگر خويشاوندانش يا به رشته حقوق و يا به كليسا روي آورد. پنج سال در دانشكده پزشكيي واقع در جنوب لندن وابسته به بيمارستان سنت توماس در لمبت، پزشكي خواند. كتابهاي بسياري خواند و ماترياليسم**** و دترمينيسم ***** را پذيرفت. نسبت به فقر در پايتخت بريتانياي ثروتمند، ديد تلخي پيدا كرد. ويليام چون دانشجوي پزشكي بود براي دريافت گواهي مي بايست تعداد معيني زايمان انجام بدهد اينگونه با محله هاي كثيف و فقير نشين لمبت، كه پليس هم غالبا جرات وارد به آنجا را نداشت، آشنا شد. در اين محله ها وي ضايعات اجتماعي و جنگ زندگي عليه گرسنگي، محروميت و مرگ را به چشم ديد. موام در سال ۱۸۹۷ گواهينامه پزشكي خود را دريافت كرد و رماني به نام "ليزاي لمبتي " ****** منتشر كرد. كه زاغه ها و تراژديهاي بيمارستان و دانشكده را توصيف مي كرد؛ كتاب چنان تصاوير راستيني از بينوايي به دست مي داد كه خوانندگان بي اختيار مجذوب آن شدند. خويشاوندان بورژواي موام يكه خوردند و به وحشت افتادند كه؛ آيا اين جوان بيست و سه ساله نمي داند كه اين زاغه ها نتيجه طبيعي ناتواني و بي كفايتي ساكنان آن است و هيچ آدم تحصيل كرده اي موضوعاتي از اين قبيل احمقانه و توخالي را در كتاب يا خانواده اي اصيل مطرح نمي كند ؟! كتاب فروش خوبي داشت و سامرست موام تصميم گرفت به جاي دنبال كردن پزشكي، نويسنده شود.
موفقيت نمايشنامه "خانم فردريك"
ويليام براي نويسنده شدن به آموزش دقيق خويش پرداخت. براي اينكه جهان و انسان را بيشتر بشناسد به مطالعه علوم و تاريخ روي آورد، آثار بيشتر رمان نويسان بزرگ را خواند، و به تحليل طرح داستان، شخصيت پردازي و سبك آنان پرداخت. ولي طي ساليان دراز نتوانست موفقيتي همسان با موفقيت اولين كتابش به دست آورد. تا سال ۱۹۱۴ ده رمان كه هيچ يك آنقدر فروش نرفت تا دستمزد نويسنده و هزينه چاپ را برگرداند؛ نتيجه ۱۷ سال نوشتن بود. نمايشنامه هاي وي وضع بهتري داشتند؛ ظرافت و دقتي كه در طرح اين نمايشنامه ها به كار مي گرفت، وهمچنين قدرت نگارش گفتگوي شخصيت هاي نمايشنامه هايش، مردم را جلب مي كرد... تا پس از شكست شش نمايشنامه اش، در سال ۱۹۰۷ نمايشنامه خانم فردريك موفقيت عظيمي يافت؛ و اينگونه بود كه موام در دنياي تئاتر مطرح شد و بعد از خانم فردريك به طور همزمان چهار نمايشنامه كمدي او در تئاتر هاي لندن به نمايش گذاشته شد. بطوري كه مجله پانچ كاريكاتوري چاپ كرده بود كه در آن، شكسپير در مقابل پستر تبليغاتي اين چهار نمايشنامه با حسرت و انگشت به دهان ايستاده بود. البته اين نمايشنامه ها نقد نشد و در تاريخ ادبيات جايي پيدا نكرد...
تجربه ويليام از جنگ جهاني
وي همچون همينگوي با شغل راننده آمبولانس راهي جنگ جهاني اول شد، و سپس مامور مخفي ضد اطلاعات شد. سل ارمغان زمستان سوييس بود و ويليام به اميد بازيافتن سلامتي به آمريكا سفر كرد. در آنجا با گروهي - كه دو تا از نمايشنامه هايش را در آمريكا اجرا مي كرد - به همكاري پرداخت... در سال ۱۹۱۶ با كشتي از سانفرانسيسكو به تاهيتي رفت. و براي تسكين خاطراتي كه در ذهنش مانده بود كتاب "پيرامون اسارت انسان" را شروع كرد تا بتواند خاطره ها را به دوران سپري شده و آدمهاي ديگر نسبت دهد. نام كتاب را از عنوان جلد چهارم اخلاقيات اسپينوزا گرفت؛ اين كتاب (پيرامون اسارت) كه از نظر ادبي اثر برجسته اي نيست و از زيبايي سبك و احساسي جديد و عمق انديشه برخوردار نبود، ولي صادقانه و بي تكلف مراحل رشد يك انسان را نشان مي دهد كه در حقيقت اين كتاب زندگي نامه خود موام بود.
تجربه ازدواج ويليام
پس از حدودا هشت سال كه با زن جواني (كه در كتاب "كيك و آبجو" نام وي را رزي گذاشت) رابطه داشت، از وي تقاضاي ازدواج كرد اما دخترك نپذيرفت. در سال ۱۹۱۳ با سيري بارنادو ولكام ******* كه بيوه اي شاداب و سر زنده بود رابطه بر قرار كرد و در حدود دو سال بعد وي كودكي به دنيا آورد سال بعد ويليام و سيري با هم ازدواج كردند (به سال ۱۹۱۶) ويليام آن كودك را به فرزندي قبول كرد و از آن وقت تا يازده سال بعد موام نيمي از سال را با وي در لندن بود و نيم ديكر را در مسافرت و كارهاي ديپلماتيك كه معلوم نيست باعث ناراحتي يا خوشحالي سيري مي شده، سپري مي كرد.
تجربه شكستي ديگر براي ويليام
در سال ۱۹۱۷ دولت بريتانيا موام را در ماموريتي مخفي با بودجه اي نا محدود به سن پترزبورگ فرستاد،دستور اين بود روسيه را در حالت جنگ نگهدارد و با كمك نيروهاي دولتي، بلشويكها را از رسيدن به قدرت باز دارد و در نهايت باز متاسفانه شكست خورد و بلشويكها پيروز شدند. باز هم مبتلا به بيماري سل شد و تا سال بعد در آسايشگاهي در اسكاتلند بود.
* Anglican
** Whitstable
*** در كتاب "حاصل عمر"
**** Materialism
***** Determinism
****** Liza of Lambeth
******* Syrie Barnardo Welcome
لکنت زبان
http://loknatzaban.blogfa.com/
فهرست اسامي 158جلد كتاب ترجمه شده به فارسي از1001 كتابي كه توسط بيش از 20 نفر از منتقدين ادبي دستچين شده وبراي مطالعه درالويت قرار گرفته اندموارد ترجمه شده (به همراه ناشر)
1- هرگز رهايم مكن - كازوئو ايشيگورو (ققنوس)
Never Let Me Go – Kazuo Ishiguro
2- ماجراي عجيب سگي در شب - مايك هادون (افق)
The Curious Incident of the Dog in the Night-Time – Mark Haddon
3- شيطان و دوشيزه پريم - پائولو كوئيلو (كاروان)
The Devil and Miss Prym – Paulo Coelho
4- بيخبري - ميلان كوندرا (روشنگران)
Ignorance – Milan Kundera
5- آدمكش كور - مارگارت آتوود (ققنوس)
The Blind Assassin – Margaret Atwood
6- تيمبوكتو - پل استر (افق)
Timbuktu – Paul Auster
7- ساعتها - مايكل كانينگهام (كاروان)
The Hours – Michael Cunningham
8- ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد - پائولو كوئيلو (كاروان)
Veronika Decides to Die – Paulo Coelho
9- خاطرات يك گيشا - آرتور گلدن (سخن)
Memoirs of a Geisha – Arthur Golden
10- عروس فريبكار - مارگارت اتوود (ققنوس)
The Robber Bride – Margaret Atwood
11- جاز - توني موريسون (آفرينه)
Jazz – Toni Morrison
12- بيلي بتگيت - اي.ال. دكتروف (طرحنو)
Billy Bathgate – E.L. Doctorow
13- بازمانده روز - كازوئو ايشيگورو (كارنامه)
Remains of the Day – Kazuo Ishiguro
14- تاريخ محاصره ليسبون - خوزه ساراماگو (علم)
The History of the Siege of Lisbon – José Saramago
15- مثل آب براي شكلات - لورا اسكوئيل (روشنگران)
Like Water for Chocolate – Laura Esquivel
16- سه گانه نيويورك - پل استر (افق)
The New York Trilogy – Paul Auster
17- دلبند - توني موريسون( روشنگران و چشمه)
Beloved – Toni Morrison
18- عشق در زمان (سالهاي) وبا - گابريل گارسيا ماركز( ققنوس)
Love in the Time of Cholera – Gabriel García Márquez
19- سرگذشت نديمه - مارگارت اتوود (ققنوس)
The Handmaid’s Tale – Margaret Atwood
20- سال مرگ ريكاردو ريش - خوزه ساراماگو (هاشمي)
The Year of the Death of Ricardo Reis – José Saramago
21- عاشق - مارگاريت دوراس (نيلوفر)
The Lover – Marguerite Duras
22- امپراطوري خورشيد - جي.جي. بالارد (چشمه)
Empire of the Sun – J.G. Ballard
23- بار هستي - ميلان كوندرا (گفتار / قطره)
The Unbearable Lightness of Being – Milan Kundera
24- زندگي و زمانه مايكل ك - جي.ام. كوتسيا (فرهنگ نشر نو)
The Life and Times of Michael K – J.M. Coetzee
25- خانه ارواح - ايزابل آلنده (قطره)
The House of the Spirits – Isabel Allende
26- آوريل شكسته - اسماعيل كاداره (مركز)
Broken April – Ismail Kadare
27- بچههاي نيمهشب - سلمان رشدي (تندر)
Midnight’s Children – Salman Rushdie
28- نام گل سرخ - اومبرتو اكو( شباويز)
The Name of the Rose – Umberto Eco
29-كتاب خنده و فراموشي - ميلان كوندرا (روشنگران)
The Book of Laughter and Forgetting – Milan Kundera
30- اگر شبي از شبهاي زمستان مسافري - ايتالو كالوينو (آگاه)
If On a Winter’s Night a Traveler – Italo Calvino
31- پاييز پدرسالار - گابريل گارسيا ماركز (حكايتي ديگر)
Autumn of the Patriarch – Gabriel García Márquez
32- رگتايم - اي. ال دكتروف (خوارزمي)
Ragtime – E.L. Doctorow
34- مامور معتمد - گراهام گرين (نيلوفر)
The Honorary Consul – Graham Greene
36- سولا - توني موريسون (قله)
Sula – Toni Morrison
37- شهرهاي نامرئي - ايتالو كالوينو (باغ نو / پاپيروس)
Invisible Cities – Italo Calvino
38- سيماي زني در ميان جمع - هاينريش بول (آگاه)
Group Portrait With Lady – Heinrich Böll
39- آبيترين چشم - توني موريسون (ويستار)
The Bluest Eye – Toni Morrison
40- يك اديسه فضايي - آرتور سي. كلارك (نقطه)
2001: A Space Odyssey – Arthur C. Clarke
41- آيا آدم مصنوعيها خواب گوسفند برقي ميبينند؟ - فيليپ ك. ديك (روشنگران)
Do Androids Dream of Electric Sheep? – Philip K. Dick
42- در قند هندوانه - ريچارد براتيگان (چشمه)
In Watermelon Sugar – Richard Brautigan
43- صد سال تنهايي - گابريل گارسيا ماركز (اميركبير)
One Hundred Years of Solitude - Gabriel García Márquez
44- مرشد و مارگاريتا - ميخائيل بولگاكف (فرهنگ نشر نو)
The Master and Margarita – Mikhail Bulgakov
45- شوخي - ميلان كوندرا (روشنگران)
The Joke – Milan Kundera
46- نايب كنسول - مارگاريت دوراس (نيلوفر)
The Vice-Consul – Marguerite Duras
47- شيدائي لول و. اشتاين - مارگاريت دوراس (نيلوفر)
The Ravishing of Lol V. Stein – Marguerite Duras
48- حباب شيشه - سيلويا پلات (نشر باغ)
The Bell Jar – Sylvia Plath
49- پرواز بر فراز آشيانه فاخته - كن كيسي (هاشمي)
One Flew Over the Cuckoo’s Nest – Ken Kesey
50- فرني و زوئي - جي.دي. سالينجر (نيلا)
Franny and Zooey – J.D. Salinger
51- سولاريس - استانسيلاو لم (فارياب)
Solaris – Stanislaw Lem
52- موش و گربه - گونتر گراس (فرزان روز)
Cat and Mouse – Günter Grass
53- طبل حلبي - گونتر گراس (نيلوفر)
The Tin Drum – Günter Grass
54- يوزپلنگ- جوزپه تومازي دي لامپه دوزا (ققنوس)
The Leopard – Giuseppe Tomasi di Lampedusa
55- پنين - ولاديمير ناباكوف(شوقستان)
Pnin – Vladimir Nabokov
56- دكتر ژيواگو - بوريس پاسترناك (ساحل)
Doctor Zhivago – Boris Pasternak
57- ارباب حلقهها - جي. آر. آر. تالكين (نگاه)
The Lord of the Rings – J.R.R. Tolkien
58- معماي آقاي ريپلي - پاتريشيا هاي اسميت (طرح نو)
The Talented Mr. Ripley – Patricia Highsmith
59- آمريكايي آرام - گراهام گرين (خوارزمي)
The Quiet American – Graham Greene
600- آخرين وسوسه مسيح - نيكوس كازانتزاكيس (نيلوفر)
The Last Temptation of Christ – Nikos Kazantzákis
61- سالار مگسها - ويليام گلدينگ (رهنما)
Lord of the Flies – William Golding
62- خداحافظي طولاني - ريموند چندلر (روزنهكار)
The Long Goodbye – Raymond Chandler
63- مرد پير و دريا - ارنست همينگوي (نگاه)
The Old Man and the Sea – Ernest Hemingway
64- مالون ميميرد - ساموئل بكت (پژوهه)
Malone Dies – Samuel Beckett
65- امپراطوري كهشكشانها (سه كتاب) - ايزاك آسيموف (شقايق)
Foundation – Isaac Asimov
66- ناطوردشت - جي.دي. سالينجر( نيلا)
The Catcher in the Rye – J.D. Salinger
67- انسان طاقي - آلبر كامو (قطره)
The Rebel – Albert Camus
68- مرد سوم - گراهام گرين (برگ / ني)
The Third Man – Graham Greene
69- من، روبوت - ايزاك آسيموف (پاسارگاد)
I, Robot – Isaac Asimov
70- 1984-جورج اورول (نيلوفر)
Nineteen Eighty-Four – George Orwell
71- جان كلام - گراهام گرين (نيلوفر)
The Heart of the Matter – Graham Greene
72- طاعون - آلبر كامو (نيلوفر)
The Plague – Albert Camus
73- قلعه (مزرعه) حيوانات - جورج اورول (جامي)
Animal Farm – George Orwell
74- مسيح هرگز به اينجا نرسيد - كارلو لوي (هرمس)
Christ Stopped at Eboli – Carlo Levi
75- لبه تيغ - ويليام سامرست موام (فرزان روز)
The Razor’s Edge – William Somerset Maugham
76- شازده كوچولو - آنتوان دو سنت اگزوپري (اميركبير)
The Little Prince – Antoine de Saint-Exupéry
77- بازي مهره شيشهاي - هرمان هسه (فردوس)
The Glass Bead Game – Herman Hesse
78- برخيز اي موسي - ويليام فاكنر (نيلوفر)
Go Down, Moses – William Faulkner
79- بيگانه - آلبر كامو (نيلوفر)
The Outsider – Albert Camus
80- زنگها براي كه به صدا در ميآيند - ارنست همينگوي (صفي عليشاه)
For Whom the Bell Tolls – Ernest Hemingway
81- جلال و قدرت - گراهام گرين(وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي)
The Power and the Glory – Graham Greene
82- خوشههاي خشم - جان استاينبك(اميركبير)
The Grapes of Wrath – John Steinbeck
83- خواب گران - ريموند چندلر (كتاب ايران)
The Big Sleep – Raymond Chandler
84- ربهكا - دافنه دو موريه (جامي / جاويدان)
Rebecca – Daphne du Maurier
85- صخره برايتون - گراهام گرين (ثالث)
Brighton Rock – Graham Greene
86- موشها و آدمها - جان استاينبك (اساطير)
Of Mice and Men – John Steinbeck
87- هابيت - جي. آر. آر. تالكين (پنجره)
The Hobbit – J.R.R. Tolkien
88- سالها - ويرجينيا وولف (اميركبير)
The Years – Virginia Woolf
89- داشتن و نداشتن - ارنست همينگوي (اميركبير)
To Have and Have Not – Ernest Hemingway
90- بر باد رفته - مارگارت ميچل (نگاه)
Gone With the Wind – Margaret Mitchell
91- سفر به انتهاي شب - لوئي فردينان سلين (جامي)
Journey to the End of the Night – Louis-Ferdinand Céline
92- دنياي قشنگ نو - آلدوس هاكسلي(نيلوفر)
Brave New World – Aldous Huxley
93- امواج - ويرجينيا وولف (مهيا)
The Waves – Virginia Woolf
94- كليد شيشهي - داشيل همت( روزنهكار)
The Glass Key – Dashiell Hammett
95- وداع با اسلحه - ارنست همينگوي (نيلوفر)
A Farewell to Arms – Ernest Hemingway
96- خرمن سرخ - داشيل همت (روزنهكار)
Red Harvest – Dashiell Hammett
97- در غرب خبري نيست - اريك ماريا رمارك (جويا / ناهيد)
All Quiet on the Western Front – Erich Maria Remarque
98- ارلاندو - ويرجينيا وولف (اميركبير)
Orlando – Virginia Woolf
99- ناديا - آندره برتون (افق)
Nadja – André Breton
100- گرگ بيابان - هرمان هسه (اساطير)
Steppenwolf – Herman Hesse
101- به سوي فانوس دريايي - ويرجينيا وولف (نيلوفر)
To The Lighthouse – Virginia Woolf
102- آمريكا - فرانتس كافكا (هاشمي)
Amerika – Franz Kafka
103- قصر - فرانتس كافكا (نيلوفر)
The Castle – Franz Kafka
104- گتسبي بزرگ - اف. اسكات فيتز جرالد (نيلوفر)
The Great Gatsby – F. Scott Fitzgerald
105- محاكمه - فرانتس كافكا (نيلوفر)
The Trial – Franz Kafka
106- ما - يوگني زامياتين (نشر ديگر)
We – Yevgeny Zamyatin
107- سيذارتا - هرمان هسه (اساطير)
Siddhartha – Herman Hesse
108- چهره مرد هنرمند در جواني - جيمز جويس (نيلوفر)
A Portrait of the Artist as a Young Man – James Joyce
109- پايبنديهاي انساني - ويليام سامرست موام (چشمه)
Of Human Bondage – William Somerset Maugham
110- روزالده - هرمان هسه (دبير)
Rosshalde – Herman Hesse
111- مرگ در ونيز - توماس مان (نگاه)
Death in Venice – Thomas Mann
112- مارتين ايدن - جك لندن (تندر)
Ethan Frome – Edith Wharton
113- پاشنه آهنين - جك لندن (نشر خيزاب)
The Iron Heel – Jack London
114- مادر - ماكسيم گوركي (هيرمند)
Mother – Maxim Gorky
115- درنده باسكرويل - سر آرتور كونان دويل (هرمس)
The Hound of the Baskervilles – Sir Arthur Conan Doyle
116- بودنبروكها (زوال يك خاندان) - توماس مان (ماهي)
Buddenbrooks – Thomas Mann
117- تصوير دوريان گري - اسكار وايلد (دبير / كمانگير)
The Picture of Dorian Gray – Oscar Wilde
118- ژرمينال - اميل زولا (نيلوفر)
Germinal – Émile Zola
119- ماجراهاي هاكلبري فين - مارك تواين (خوارزمي)
The Adventures of Huckleberry Finn – Mark Twain
120- مرگ ايوان ايليچ - لئون تولستوي (نيلوفر)
The Death of Ivan Ilyich – Leo Tolstoy
121- جزيره گنج - رابرت لوئي استيونسون (هرمس)
Treasure Island – Robert Louis Stevenson
122- برادران كارامازوف - فئودور داستايوسكي (ناهيد)
The Brothers Karamazov – Fyodor Dostoevsky
123- آنا كارنينا - لئون تولستوي (نيلوفر)
Anna Karenina – Leo Tolstoy
124- دور دنيا در هشتاد روز - ژول ورن (دنياي كتاب)
Around the World in Eighty Days – Jules Verne
125- مديل مارچ - جورج اليوت (دنياي نو)
Middlemarch – George Eliot
126- جنگ و صلح - لئون تولستوي (نيلوفر)
War and Peace – Leo Tolstoy
127- ابله - فئودور داستايوسكي (چشمه)
The Idiot – Fyodor Dostoevsky
128- زنان كوچك - لوئييز مي آلكوت (قدياني)
Little Women – Louisa May Alcott
129- سفر به مركز زمين - ژول ورن (دنياي كتاب)
Journey to the Centre of the Earth – Jules Verne
130- جنايت و مكافات - فئودور داستايوسكي (خوارزمي)
Crime and Punishment – Fyodor Dostoevsky
131- آليس در سرزمين عجايب - لوئيس كارول (مركز)
Alice’s Adventures in Wonderland – Lewis Carroll
132- يادداشتهاي زيرزميني - فئودور داستايوسكي (علمي و فرهنگي)
Notes from the Underground – Fyodor Dostoevsky
133- بينوايان - ويكتور هوگو (جاويدان / اميركبير / توسن)
Les Misérables – Victor Hugo
134- پدران و پسران - تورگنيف (علمي و فرهنگي)
Fathers and Sons – Ivan Turgenev
135- آرزوهاي بزرگ - چارلز ديكنز (علمي و فرهنگي)
Great Expectations – Charles Dickens
136- داستان دو شهر - چارلز ديكنز (فرزان روز)
A Tale of Two Cities – Charles Dickens
137- ابلوموف - ايوان گنچاروف (اميركبير)
Oblomovka – Ivan Goncharov
138- مادام بواري - گوستاو فلوبر (مجيد)
Madame Bovary – Gustave Flaubert
139- ويلت - شارلوت برونته (پيمان)
Villette – Charlotte Brontë
140- كلبه عمو توم - هريت بيچر استو (اميركبير)
Uncle Tom’s Cabin; or, Life Among the Lonely – Harriet Beecher Stowe
141- موبيديك - هرمان ملويل (اميركبير)
Moby-Dick – Herman Melville
142- ديويد كاپرفيلد - چارلز ديكنز (اميركبير)
David Copperfield – Charles Dickens
143- بلنديهاي بادگير - اميلي برونته (نگاه)
Wuthering Heights – Emily Brontë
144- آگنس گري - آن برونته (آفرينگان)
Agnes Grey – Anne Brontë
145- جين اير - شارلوت برونته (جامي)
Jane Eyre – Charlotte Brontë
146- كنت مونت كريستو - الكساندر دوما(هرمس)
The Count of Monte-Cristo – Alexandre Dumas
147- سه تفنگدار - الكساندر دوما (هرمس / زرين، گوتنبرگ)
The Three Musketeers – Alexandre Dumas
148- آرزوهاي بر باد رفته - انوره دو بالزاك (اميركبير)
Lost Illusions – Honoré de Balzac
149- اوليور تويست - چارلز ديكنز( مركز)
Oliver Twist – Charles Dickens
150- بابا گوريو - اونوره دو بالزاك (ققنوس)
Le Père Goriot – Honoré de Balzac
151- اوژني گرانده - اونوره دو بالزاك (جاده ابريشم / سپيده)
Eugénie Grandet – Honoré de Balzac
152- گوژپشت نوتردام - ويكتور هوگو ( جاودان خرد)
The Hunchback of Notre Dame – Victor Hugo
153- سرخ و سياه - استاندال (نيلوفر)
The Red and the Black – Stendhal
154- وسوسه - جين اوستين (اكباتان)
Persuasion – Jane Austen
155- اما - جين اوستين (فكر روز)
Emma – Jane Austen
156- پارك منسفيلد - جين اوستين (كوشش)
Mansfield Park – Jane Austen
157- غرور و تعصب - جين اوستين (نشر ني)
Pride and Prejudice – Jane Austen
158- عقل و احساس - جين اوستين (نشر ني)
Sense and Sensibility – Jane Austen
ليست كامل : http://www.listology.com/content_sho...id.22845/Books
جیره کتاب
كنولپ داستان دوست من هرمان هسه، ترجمه سروش حبيبي
تهران: ققنوس، چاپ اول، ۱۳۸۲، ۲۲۰۰ نسخه
هرمان هسه، يكي از بزرگترين شاعران و نويسندگان معاصر است كه آثار ماندگار و درخشاني را در زمينه شعر و داستان پديد آورده . هسه، دوم ژوئيه ۱۸۷۷ در كالو ـ ايالت وورتمبرگ آلمان ـ زاده شد.
خانواده اش همه از مبلغان پروتستان بودند، به همين خاطر او نيز در سال ۱۸۹۱ به حوزه علمي دير ماولبرون پيوست ولي در سال ۱۸۹۲ نظرش به جهان هستي تحول يافت و مدرسه را ترك و به نويسندگي پرداخت.
هسه درسال ۱۹۴۶، موفق به كسب جايزه نوبل ادبيات شد و در سال ۱۹۶۲ در سوئيس درگذشت.
«داستان دوست من» از آثار هسه است كه در سال هاي دهه ۶۰ مورد توجه و استقبال شديد خوانندگان اروپايي قرار گرفت.
كنولپ، قهرمان داستان، مردي آزاده و قلندري بيابان گرد است كه از زندگي، جز لذت تماشا نمي خواهد. انساني كه سبك مغزي هاي مردم را مي بيند ولي آنها را در انتخاب راهشان آزاد مي گذارد و فكر مي كند وجود هركس، فقط مال خود اوست و نمي تواند در آن با كسي شريك باشد.
كنولپ، انساني است كه در زندگي موفقيتي نصيبش نشده و دستش از هر توان و بضاعتي خالي است. مردي كه با روح دريايي و در عين حال كودكانه خود، براي مردم شادي و سرور به ارمغان آورده و در دل همه جا دارد در حالي كه پشت نقاب خنده و شادماني، مردي تنها، ناآرام و بي خانمان نهفته كه هيچ جا ريشه اي استوار نكرده و اگرچه از آزادي و زيبايي زندگي محروم نبوده، اما هميشه تنها مانده است.
كنولپ مردي است كه به خاطر معشوق محبوبش از همه چيز خود مي گذرد ولي فرانسيسكا به او و عشق او خيانت كرده و بي اعتمادي به انسان ها را در وجود او پديد آورده و تقويت مي كند.
هرمان هسه، در اين كتاب بي سر و ساماني، نوميدي و تنهايي انسان ها را به تصوير مي كشد. انسان هايي كه هر يك روحي دارند كه با روح ديگران در نمي آميزد، انسان هايي كه مي توانند «نزد هم بروند، با هم حرف بزنند و به هم نزديك شوند، اما روحشان مثل گلي است كه در جاي خود ريشه دارد و نمي تواند جابه جا شود وبا گل هاي ديگر درآميزد، زيرا براي اين كار بايد از ريشه خود جدا شود و اين ممكن نيست.»
مردی با كتابهای بسيار

tolkien
دنيايي كه تالكين در كتابهايش خلق كرده، بر خلاف چيزي كه خيلي از ما خيال مي كنيم، محدود به كتاب ارباب حلقه ها و حتي ”سرزمين ميانه“، جايي كه داستان ارباب حلقه ها در آن اتفاق مي افتد، نيست. اسم دنيا يي كه او خلق كرده، آردا است. آردا يك تاريخ چندين هزارساله دارد كه از چند دوره ي تاريخي تشكيل شده. داستان آردا از آغاز خلقتش توسط خداوند، تا ساليان بعد به طور پراكنده در كار هاي تالكين روايت شده؛ مثلا ارباب جلقه ها و هابيت در اخرين دوران هاي تاريخ آردا اتفاق مي افتند. همين طور خيلي از شخصيت ها ي داستان هم براي خودشان يك پيشينه و گذشته ي اساسي و مفصل دارند كه جايي در يكي از كتاب هاي تالكين نقل شده. براي اين كه بزرگي قضيه دستتان بيايد به اين دو لينك سر بزنيد:
در ”دايرةالمعارف آردا“ تمام موحودات، گونه ها، شخصيت ها و وقايع اينجا براي خودشان يك مدخل دارند. موقعيتشان در بردار دوره هاي تاريخي آردا هم نشان داده شده.
اين يكي پر از نقشه هاي قسمت هاي مختلف دنياي تالكين است.(تالكين عادت داشت براي خودش نقشه هاي آردا را مي كشيد)

چيزي كه اين زير مي خوانيد ، معرفي واقعا مختصر انواع گونه هاي دنياي آردا ست. جادوگرها؛جادوگرها در واقع موجوداتي هستند به نام مايار (Maiar) كه رتبهشان از والارها پايينتر است. آنها به شكل انسان درآمدهاند و به سرزمين ميانه فرستاده شدهاند (يك جور پيامبر) تا به مردم در مقابل سائورون كمك كنند. آنها به اين دليل كه به صورت مادي و به شكل آدمها درآمدهاند قدرت محدودي دارند و اصولاً وظيفهشان سازماندهي ساكنان سرزمين ميانه و ايجاد انگيزه در آنها براي مقاومت در برابر سائورون است. در فيلم دو جادوگر نقش عمدهاي دارند. سارومان و گندالف.
الفها؛الفها فرزندان خالق آردا هستند. آنها شمايلي شبيه به انسانها دارند اما بعضي خصوصيات كاملاً متفاوت با آنها دارند. مهمترين ويژگي آنها فناناپذيريشان است. آنها تا زماني كه دنيا پايدار باشد زندهاند. ديد خيلي قوي هم دارند و بهتر از هر موجود ديگري ميتوانند فاصلههاي دور را ببينند. الفها هم نژادهاي مختلف دارند. مثل الفهاي لوتلورين كه گالادريل ملكهي آنها است و الفهاي ريوندل كه تحت فرماندهي الروند هستند. الفها پوست روشني دارند، گوشهايشان از انسانها بزرگتر است و اصولاً موجودات عاقلي هستند.
انسانها؛آنها فرزندان كوچكتر خالق به شمار ميروند و جوانترين گونه در جهان آردا (البته اگر هابيتها را به شمار نياوريم). به انسانها نعمت مرگ داده شده و بنابراين جزو موجودات فاني محسوب ميشوند. آراگورن، برومير، فارامير و تئودن جزو انسانهاي شناختهشده و معروف كتابها هستند. مهمترين سرزمينهاي انسانها يكي گوندور است و ديگري روهان.
هابيتها؛موجودات فاني كوتاهقدي كه شباهتهاي زيادي به انسانها دارند. هابيتها قدكوتاه هستند و بلندترينشان به زحمت ممكن است به چهار فوت برسد. آنها عموماً در شمال و شمالغرب سرزمين ميانه زندگي ميكنند. پاهاي پشمآلوده با پوست زبر دارند، در سوراخهاي زمين زندگي ميكنند و يد طولايي در خورد و خوراك و آواز خواندن و الكي خوش بودن دارند. بيلبو و فرودو بگينز، مري و پيپين و سام گنگي مهمترين هابيتهاي سهگانه به شمار ميروند. گالوم هم زماني از اين نوع بوده.
دورفها؛دورفها موجوداتي سرسخت و مرموز هستند و طبيعتشان با الفها و انسانها و هابيتها كاملاً متفاوت است. با اين كه زود با موجودات ديگر دوست ميشوند اما در عين حال عبوس و مغرورند. معروف است خيلي زود مهارتهاي مختلف را ياد ميگيرند و بيشترين تواناييشان در كار با سنگ و فلز است. معدنهاي خزد دوم و موريا مهمترين محل سكونت آنها است. قدكوتاه هستند و ريش بلندي هم دارند. در داستان گيملي نمونهي يك دورف واقعي به شمار ميرود. آنها هم موجوداتي فاني هستند؛ اما معمولاً بيشتر از انسانها عمر ميكنند (حدود 250 سال).
اوركها ؛به سربازان دشمن معروفند. اكثر سپاه سائورون و بعدها سارومان از اين موجودات تشكيل شده. موجوداتي قوزي، سياهچرده و به غايت زشترو كه از نور خورشيد وحشت دارند و شبها از سايه بيرون ميآيند؛ اما بعضي از انواع اوركها وجود دارند كه در نور هم ميتوانند ظاهر شوند. (به آنها اوروكهاي ميگويند) اين نظر وجود دارد كه اوركها از نژاد الفها هستند و سائورون آنها را در اختيار خود گرفته و خدمتگزار خودش كرده.
1
عنوان : جامعه شناسي خانواده ، با تاكيد بر نقش ، ساختار و كاركرد خانواده در دوران معاصر
پديدآور اصلي: اعزازي، شهلا
وضعيت نشر/تهيه: تهران : روشنگران و مطالعات زنان ,1376
مشخصات ظاهري: 228 ص
موضوع: خانواده / خانواده ـ تاريخ / خويشاوندي
2
عنوان :درآمدی بر خانواده و نظام خویشاوندی
پدید آور اصلی :فربد محمد صادق
وضعیت نشر /تهیه :تهران :پشوتن . ۱۳۸۳
موضوع : خانواده - جنبه های جامعه شناسی - تاریخ / زناشویی/ خویشاوندی
3
عنوان : خانواده به منزله ساختاري در مقابل جامعه : نقد مباني نظري جامعه شناسي خانواده در آلمان
پديدآور اصلي: روزن باوم ، هايدي
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز نشر دانشگاهي ,1367
مشخصات ظاهري: شش ، 218 ص
موضوع: خانواده -- آلمان غربي / طبقات اجتماعي -- اروپا
4
عنوان : گفتاري چند در جامعه شناسي خانواده
پديدآور اصلي: تقوي، نعمت اله
وضعيت نشر/تهيه: تبريز : شمس ,1356
مشخصات ظاهري: 59 ص .: جدول
موضوع: خانواده / جامعه شناسي
5
عنوان : جامعه شناسي زنان و خانواده
پديدآور اصلي: شيخي ، محمد تقي ، 1327
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي انتشار ,1380
مشخصات ظاهري: 280 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: خانواده - جنبه هاي جامعه شناختي / زنان - جنبه هاي جامعه شناختي / زناشويي - جنبه هاي جامعه شناختي
6
عنوان : جامعه شناسي خانواده و ازدواج
پديدآور اصلي: ميشل ، اندره
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1354
مشخصات ظاهري: هفت ، 231 ص .: جدول
موضوع: خانواده / زناشويي
7
عنوان : جامعه شناسي تاريخي خانواده
پديدآور اصلي: سگالن ، مارتين
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر مركز ,1370
مشخصات ظاهري: [351] ص .: مصور، جدول ، نمودار
موضوع: خانواده / خانواده - تاريخ / خويشاوندي / زناشوئي
8
عنوان : مقدمه اي بر جامعه شناسي خانواده
پديدآور اصلي: ساروخاني، باقر مولف , /- 1318
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش ,1381
مشخصات ظاهري: 251 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: زناشويي / زناشويي - ايران / خانواده / زنان - اشتغال / خويشاوندي
9
عنوان : در جامعه شناسي خانواده ي ايراني
پديدآور اصلي: مهدي، علي اكبر
وضعيت نشر/تهيه: تهران : پيام ,1354
مشخصات ظاهري: 67 ص
موضوع: زناشويي -- ايران / خانواده
10
عنوان : تشكيل خانواده در اسلام
پديدآور اصلي: قائمي ، علي ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر اميري ,1364
مشخصات ظاهري: 320 ص
موضوع: زناشوئي (اسلام ) / طلاق
11
عنوان : طلاق : پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن
پديدآور اصلي: ساروخاني ، باقر , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1376
مشخصات ظاهري: 209 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: طلاق - ايران / طلاق - كشورهاي صنعتي / طلاق - (فقه )- ايران / كودكان طلاق / طلاق - مقاله نامه
12
عنوان : طلاق ، يا، فاجعه انحلال خانواده
پديدآور اصلي: حقاني زنجاني ، حسين ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,1374
مشخصات ظاهري: 112 ص
موضوع: طلاق (فقه ) / اسلام و خانواده
13
عنوان : طلاق از ديد فرزند
پديدآور اصلي: والچاك ، ايوت ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر مركز ,1366
مشخصات ظاهري: 250 ص
موضوع: كودكان والدين مطلقه / طلاق
14
عنوان : آيا مي دانيد طلاق و مسائل آن كدامند؟
پديدآور اصلي: عراقي ، عزت الله ، 1319 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : راهنما ,1362
مشخصات ظاهري: 112 ص
موضوع: طلاق -- ايران / زناشوئي (اسلام )
15
عنوان : بچه هاي طلاق
پديدآور اصلي: تايبر، ادوارد، 1950
وضعيت نشر/تهيه: تهران : روشنگران ,1369
مشخصات ظاهري: 261 ص
موضوع: كودكان طلاق
16
عنوان : آسيب شناسي اجتماعي ، خانواده و طلاق
پديدآور اصلي: فرجاد، محمدحسين ، 1318
وضعيت نشر/تهيه: تهران : منصوري ,1372
مشخصات ظاهري: ده ، 352 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: طلاق -- ايران / خانواده -- ايران / انحراف اجتماعي
17
عنوان : كودكان فراموش شده
پديدآور اصلي: آرياشمس مستوفي ، شهريار ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : همشهري ,1376
مشخصات ظاهري: 145 ص .: مصور
موضوع: يتيمان -- ايران -- جنبه هاي اجتماعي / نوجوانان بزهكار -- مصاحبه ها / كودكان -- مصاحبه ها / كودكان طلاق
18
عنوان : طلاق و تجدد
پديدآور اصلي: هادوي، مهدي ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1339
مشخصات ظاهري: 134 ص
موضوع: طلاق / زناشوئي (اسلام ) / اسلام و خانواده
19
عنوان : پس از طلاق
پديدآور اصلي: دلدا، گراتسيا، 1871-6391 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : بديهه ,1379
مشخصات ظاهري: 320 ص
موضوع: داستانهاي ايتاليائي - قرن 02
20
عنوان : احوال شخصيه زردشتيان ايران مشتمل بر قواعد ازدواج - طلاق 000
پديدآور اصلي: دامغاني ، محمد تقي ، 1304- ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اميركبير ,1334
مشخصات ظاهري: 92 ص
موضوع: زردشتي - احكام و قوانين / زردشتيان - ايران
21
عنوان : بررسي مسائل اجتماعي ايران فساد اداري، اعتياد، طلاق
پديدآور اصلي: فرجاد، محمدحسين ، 1318 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اساطير ,1377
مشخصات ظاهري: 495 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: ايران -- اوضاع اجتماعي -- قرن 41 / مسائل اجتماعي -- ايران -- قرن 41
22
عنوان :طلاق: پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن
گرد آورنده : ساروخاني ، باقر
مشخصات ظاهری : تعداد صفحه:232 ، جلد نرم ، 16.5*23.5 -
وضعیت نشر : تهران : انتشارات دانشگاه تهران ، 1998 - چاپ دوم
23
عنوان : مجموعه ي تحليل هاي آماري مسايل اجتماعي ايران(3):ازدواج و طلاق
پديدآور اصلي: موسوي چلك ، حسن ، 1347 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شلاك ,- 3831
مشخصات ظاهري: ج .: جدول ف 12 x 17س م
موضوع: مسائل اجتماعي -- ايران -- آمار / خشونت -- ايران -- آمار / دزدي -- ايران -- آمار
http://sociologybook.blogfa.com/cat-15.aspx
1
عنوان : انحرافات اجتماعی
پدید اور اصلی : ممتاز ، فریده
وضعیت نشر : تهران . شرکت سهامی انتشار .1381
مشخصات ظاهری : 192ص
موضوع : نظریه ها و دیدگاهها ( اثبات گرایی – اصالت ساخت و کارکرد – بوم شناسی – نظارت اجتماعی – تضاد – پدیدارشناسی – فمینیسم )
2
عنوان : جامعه شناسي جنايت
پديدآور اصلي: بست ، ژان ميشل
وضعيت نشر/تهيه: مشهد : موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي ,1372
مشخصات ظاهري: 183 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جرم شناسي
3
عنوان : روانشناسي و جامعه شناسي جنائي
پديدآور اصلي: فرجاد، محمدحسين
ضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر همراه ,1369
مشخصات ظاهري: 326 ص .: جدول
موضوع: روانشناسي جنائي
4
عنوان : آسيب شناسي اجتماعي و جامعه شناسي انحرافات
پديدآور اصلي: فرجاد، محمدحسين
وضعيت نشر/تهيه: ,]8531[
مشخصات ظاهري: 286 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جرم شناسي / مددكاري اجتماعي / امور جنسي - اخلاق / عقب ماندگي اجتماعي / بزهكاران و مجرمين
5
عنوان : جامعه شناسي خودكشي
پديدآور اصلي: تايلر، اس
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اصفهان ,1376
مشخصات ظاهري: 119 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: خودكشي
6
عنوان : جامعه شناسي و مددكاري اجتماعي
پديدآور اصلي: هراد، براين
وضعيت نشر/تهيه: تهران : بدر ,1362
مشخصات ظاهري: ده ، 327 ص .: جدول
موضوع: جامعه شناسي / مددكاري اجتماعي
7
عنوان : آسيب شناسي اجتماعي جامعه شناسي جنايي : فقر و جنايت در آمريكا
پديدآور اصلي: شيخاوندي، داور ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1352
مشخصات ظاهري: 70 ص .: نمودار
موضوع: جنايت و جنايتكار - ايالات متحده / فقر - ايالات متحده
8
عنوان : جامعه شناسي كيفري
پديدآور اصلي: مظلومان ، رضا
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1353
مشخصات ظاهري: ج .: جدول ، نمودار
موضوع: جنايت و جنايتكار / انسان شناسي جنايي
9
عنوان : گونه هاي رفتار جنايي در آمريكا: مقدمه اي بر جامعه شناسي انحرافات اجتماعي
پديدآور اصلي: فرهت قائم مقامي ، ابوالقاسم ، 1321 -
وضعيت نشر/تهيه:
مشخصات ظاهري: 123 ص
موضوع: جنايت و جنايتكار - ايالات متحده آمريكا / رفتار جنائي
10
عنوان : آسيب شناسي اجتماعي (جامعه شناسي انحرافات )
پديدآور اصلي: ستوده ، هدايت الله ، 1325
وضعيت نشر/تهيه: تهران : آواي نور ,1378
مشخصات ظاهري: 246 ص .: جدول ، عكس ، نمودار
موضوع: انحراف اجتماعي / بزهكاران و مجرمين / مسائل اجتماعي / جرمشناسي
11
عنوان : جامعه شناسي انحرافات : مسائل جامعوي
پديدآور اصلي: شيخاوندي، داور، 1312
وضعيت نشر/تهيه: مشهد : نشر مرنديز: محقق ,1379
مشخصات ظاهري: 408 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: انحرافات اجتماعي / جامعه شناسي -- جنبه هاي روانشناسي / مسائل اجتماعي / بزهكاران و مجرمين
12
وضعيت نشر/تهيه: تبريز : نوبل ,1374
مشخصات ظاهري: ص ، 501 ص .: مصور، جدول ، عكس ، نمودار
موضوع: انحراف اجتماعي / بزهكاران و مجرمين / مسايل اجتماعي / جرمشناسي /
13
عنوان : آسيب شناسي اجتماعي ايران (جامعه شناسي انحرافات ): يك اثر تحقيقي و تطبيقي
پديدآور اصلي: مساواتي آذر، مجيد، 1312
وضعيت نشر/تهيه: تبريز : نوبل ,1374
مشخصات ظاهري: ص ، 501 ص .: مصور، جدول ، عكس ، نمودار
موضوع: انحراف اجتماعي / بزهكاران و مجرمين / مسايل اجتماعي / جرمشناسي /
14
عنوان : ونداليسم، مباني روان شناسي اجتماعي، جامعه شناسي و روان شناسي رفتار ونداليستي در مباحث آسيب شناسي و كژرفتاري اجتماعي
پديدآور اصلي: محسني تبريزي، عليرضا مولف /1328-
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات آن ,1383
مشخصات ظاهري: 328 ص.: نمودار
موضوع: تخريب / تخريب -- جنبه هاي جامعه شناختي
15
عنوان :آسيب هاي اجتماعي ايران: مجموعه مقالات
پدید آورنده : انجمن جامعه شناسي ايران
وضعیت نشر/ تهیه :تهران : انتشارات آگاه ، 2004 - چاپ اول
مشخصات ظاهری :تعداد صفحه:460 ، جلد نرم ، 14.5*21.5
16
عنوان :سيب هاي اجتماعي و روند تحول آن در ايران
پدید آورنده : انجن جامعه شناسي ايران
مشخصات ظاهری :تعداد صفحه:179 ، جلد نرم ، 14.5*21.5 -
وضعیت نشر/ تهیه :تهران : انتشارات آگاه ، 2002 - چاپ اول
17
عنوان :اعتياد و قاچاق مواد مخدر
پدید آورنده : انجمن جامعه شناسي ايران
مشخصات ظاهری :تعداد صفحه:335 ، جلد نرم ، 14.5*21.5 -
توضعیت نشر/ تهیه :تهران : انتشارات آگاه ، 2002 - چاپ اول
18
عنوان :پرخاشگري و جنايت
پدید آورنده : انجمن جامعه شناسي ايران
مشخصات ظاهری :عداد صفحه:232 ، جلد نرم ، 14.5*21.5 -
وضعیت نشر/ تهیه :تهران : انتشارات آگاه ، 2002 - چاپ اول
19
عنوان :خودكشي
پدید آورنده : انجمن جامعه شناسي ايران
تعداد صفحه:164 ، جلد نرم ، 14.5*21.5 -
وضعیت نشر/ تهیه :تهران : انتشارات آگاه ، 2002 - چاپ اول
20
عنوان :خودكشي روسپيگري، كودكان خياباني و تكدي
پدید آورنده : انجمن جامعه شناسي ايران
مشخصات ظاهری :تعداد صفحه:264 ، جلد نرم ، 14.5*21.5 -
وضعیت نشر/ تهیه تهران : انتشارات آگاه ، 2002 - چاپ اول
21
عنوان :مسايل و جرايم مالي - اقتصادي و سرقت
به كوشش : انجمن جامعه شناسي ايران
مشخصات ظاهری :تعداد صفحه:136 ، جلد نرم ، 14.5*21.5 -
وضعیت نشر / تهیه : تهران .انتشارات آگاه ، 2002 - چاپ اول
22
عنوان : مشاركت اجتماعي در شرايط جامعه آنوميك رابطه آسيب ها و انحرافات اجتماعي با مشاركت اجتماعي
پديدآور اصلي: توسلي، غلامعباس مولف , /- 1314
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ، موسسه انتشارات و چاپ ,1382
مشخصات ظاهري: 374 ص .: نقشه ، جدول ، نمودار
موضوع: انحراف اجتماعي / مشاركت اجتماعي / جامعه شناسي
23
عنوان : جامعه شناسي انحرافات اجتماعي رشته هاي علوم اجتماعي و روانشناسي دانشگاه پيام نور ... براساس كتاب جعفر سخاوت
پديدآور اصلي: قرباني، عليرضا مولف , /1338 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : ابرون ,1383
مشخصات ظاهري: 206 ص
موضوع: آموزش از راه دور -- ايران / انحراف اجتماعي -- آموزش برنامه اي
24
عنوان : جامعه شناسي مواد مخدر
پديدآور اصلي: آبادينسكي، هووارد مولف , /1941 - م
وضعيت نشر/تهيه: تهران : آينه كتاب ,1383
مشخصات ظاهري: 46 ص. ؛ 11 x 21س م
موضوع: اعتياد -- جنبه هاي اجتماعي
25
عنوان : جامعه شناسي انحرافات اجتماعي رشته هاي علوم اجتماعي و روانشناسي دانشگاه پيام نور ... براساس كتاب جعفر سخاوت
پديدآور اصلي: قرباني، عليرضا مولف , /1338 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : ابرون ,1383
مشخصات ظاهري: 206 ص
موضوع: آموزش از راه دور -- ايران / انحراف اجتماعي -- آموزش برنامه اي
26
عنوان : نظام گسيختگي و انحرافات اجتماعي (مقدمه اي بر جامعه شناسي رفتار انحرافي )
پديدآور اصلي: فرهت قائم مقامي ، ابوالقاسم ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1355
مشخصات ظاهري: 230 ص
موضوع: انحراف اجتماعي
27
عنوان : آموزش ويژه مهارت هاي زندگي در زمينه كاهش تقاضا: اعتياد و عوارض جسماني آن، عوامل موثر در گرايش به اعتيار
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: قم : نصايح ,1380
مشخصات ظاهري: پنج + 84 ص.: جدول؛ 23 س م
موضوع: اعتياد و جوانان / جوانان - مواد مخدر / اعتياد - پيشگيري
28
عنوان : مهارت هاي زندگي و پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي
پديدآور اصلي: سرخوش، سعداله مولف /1344-
وضعيت نشر/تهيه: همدان : كرشمه ,1384
مشخصات ظاهري: و، 474 ص.؛ 24 س م
موضوع: مهارتهاي زندگي - مقاله ها و خطابه ها / مهارتهاي اجتماعي - مقاله ها و خطابه ها / انحراف اجتماعي - مقاله ها و خطابه ها /
29
عنوان :اسيب شناسي اجتماعي، تاثير زندان بر زنداني
گرد آورنده : عبدي ، عباس آ
مشخصات ظاهری : تعداد صفحه:564 ، جلد نرم ، 16.5*23.5 -
وضعیت نشر تهران : انتشارات نور ، 1998 - چاپ اول
1
عنوان : جمعيت و جمعيت شناسي (دايره المعارف لاروس )
پديدآور اصلي: زنجاني ، حبيب الله ، گردآورنده و مترجم , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز نشر دانشگاهي ,1368
مشخصات ظاهري: 118 ص .: جدول
موضوع: جمعيت شناسي / جمعيت / مهاجرت
2
عنوان : جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: امين زاده ، فرخ ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1349
مشخصات ظاهري: ج .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
3
عنوان : جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: شيخاوندي، داور ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1355
مشخصات ظاهري: 158 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي / تراكم جمعيت / سرشماري / مرگ و مير / آموزش و پرورش
4
عنوان : مباني جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: اماني، مهدي مولف , /1308 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت ) ,1379
مشخصات ظاهري: شش ، 113 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
5
عنوان : جمعيت شناسي كار
پديدآور اصلي: امين زاده ، فرخ ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : دانشگاه ملي ايران ,-8531
مشخصات ظاهري: 2 ج .: جدول
موضوع: نيروي انساني -- برنامه ريزي / نيروي انساني -- ايران -- برنامه ريزي / رشد اقتصادي / رشد اجتماعي / جمعيت شناسي /
6
عنوان : مباني جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: مغزي، اسداله ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه آواي نور ,1371
مشخصات ظاهري: 117 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
7
عنوان : جمعيت شناسي عمومي
پديدآور اصلي: بهنام ، جمشيد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1348
مشخصات ظاهري: 2 ج .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
8
عنوان : جمعيت شناسي اجتماعي
پديدآور اصلي: پرسا، رولان ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1353
مشخصات ظاهري: 145 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
9
عنوان : لغت نامه جمعيت شناسي
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ,1354
مشخصات ظاهري: 272ص
موضوع: جمعيت شناسي - واژه نامه ها - فارسي / جمعيت شناسي - واژه نامه ها - انگليسي / فارسي - واژه نامه ها - انگليسي / زبان انگليسي - واژه نامه ها - فارسي / جمعيت شناسي - اصطلاحها و تعبيرها /
10
عنوان : مباني جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: نيك خلق ، علي اكبر ,
وضعيت نشر/تهيه: گناباد : محقق ,1374
مشخصات ظاهري: 135 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي /
11
عنوان : مباني جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: تقوي، نعمت الله ، 1321-
وضعيت نشر/تهيه: تبريز : نشر جامعه پژوه ,1378
مشخصات ظاهري: 205 ص .: نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
12
عنوان : مباني جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: جهانفر، محمد ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : دهخدا ,1376
مشخصات ظاهري: [270] ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
13
عنوان : جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: بهنام ، جمشيد، 1309 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1341
مشخصات ظاهري: ج .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي / جمعيت
14
عنوان : در زمينه جامعه شناسي جمعيت مجموعه مقالات اجتماعي ، اقتصادي، توسعه
پديدآور اصلي: شيخي ، محمدتقي ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : آرام ,1368
مشخصات ظاهري: 162 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي - مقاله ها و خطابه ها / جمعيت - مقاله ها و خطابه ها
15
عنوان : روشهاي مقدماتي تحليل جمعيت (رشته علوم اجتماعي )
پديدآور اصلي: كاظمي پور، شهلا ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه پيام نور ,1371
مشخصات ظاهري: 191 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي - راههاي آموزشي
16
عنوان : اضافه جمعيت ، بشريت بر لبه پرتگاه
پديدآور اصلي: بوتول ، گاستن ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : چاپخش ,1370
مشخصات ظاهري: 399 ص
موضوع: جمعيت شناسي
17
عنوان : جغرافياي جمعيت و كشورهاي در حال توسعه
پديدآور اصلي: كلارك ، جان ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سحاب ,1356
مشخصات ظاهري: دوازده ، 326 ص .: جدول ، نمودار، نقشه
موضوع: كشورهاي در حال رشد - جمعيت شناسي
18
عنوان : جامعه شناسي جمعيت (نمونه ايران ) افزوده و بازنگري شده
پديدآور اصلي: آشفته تهراني ، امير ,
وضعيت نشر/تهيه: اصفهان : موسسه انتشارات جهاد دانشگاهي ,1372
مشخصات ظاهري: 559 ص .: مصور، جدول ، نمودار نقشه ، نمونه
موضوع: جمعيت شناسي
19
عنوان : تشخيص نفوس داراالخلافه
پديدآور اصلي: نجم الدوله ، عبدالغفاربن علي محمد، 1222-7821 ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1353
مشخصات ظاهري: 72 ص .: جدول
موضوع: جمعيت شناسي
20
عنوان : نظري به سياستهاي جمعيتي در ايران
پديدآور اصلي: اماني ، مهدي ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : پيوند ,1355
مشخصات ظاهري: 178 ص .: جدول
موضوع: جمعيت شناسي - ايران
21
عنوان : منابع آمارهاي جمعيتي درايران
پديدآور اصلي: اماني ، مهدي ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي ,1347
مشخصات ظاهري: 51 ص
موضوع: جمعيت شناسي - ايران - آمار
22
عنوان : جمعيت شناسي آماري
پديدآور اصلي: پرسا، رولان ,
وضعيت نشر/تهيه: مشهد : آستان قدس رضوي ,1371
مشخصات ظاهري: 184 ص .: نقشه ، جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي / فرانسه -- جمعيت
23
عنوان : نظريات جمعيت شناسي بانگارشي نو و حواشي و ضمائم جديد
پديدآور اصلي: كتابي ، احمد، 1319 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اقبال ,1364
مشخصات ظاهري: 184 ص .: مصور، جدول
موضوع: جمعيت شناسي -- تاريخ / تنظيم خانواده
24
عنوان : تحليل جمعيت شناختي
پديدآور اصلي: زنجاني ، حبيب الله ، 1318 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سمت ,1378
مشخصات ظاهري: هفت ، 276 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي -- روش شناسي
25
عنوان : تحليل و كاربرد جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: شيخي ، محمدتقي ، 1326 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اشراقي ,1371
مشخصات ظاهري: 256 ص .: مصور، نقشه ، جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي / جمعيت شناسي -- ايران
26
عنوان : مقدمه اي بر مباني جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: شيخي ، محمدتقي ، 1326 -
وضعيت نشر/تهيه: ,1368
مشخصات ظاهري: 162 ص .: نمودار، جدول
موضوع: جمعيت شناسي
27
عنوان : آناليز جمعيت شناختي
پديدآور اصلي: پرسا، رولان ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سمت ,1374
مشخصات ظاهري: دوازده ، 463 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي /
28
عنوان : جمعيت شناسي و بازسازي نيروي انساني
پديدآور اصلي: تاجداري، پرويز، 1316
وضعيت نشر/تهيه: ,1368
مشخصات ظاهري: شانزده ، 340 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي / ايران -- جمعيت
29
عنوان : تاريخچه نظريه هاي جمعيتي
پديدآور اصلي: جهانفر، محمد ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1354
مشخصات ظاهري: 237 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
30
عنوان : عامل انساني در اقتصاد ايران
پديدآور اصلي: تهراني ، منوچهر ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انديشه ,1351
مشخصات ظاهري: 709 ص .: جدول
موضوع: جمعيت شناسي / اشتغال (نظريه اقتصادي)
31
عنوان : روشهاي تحليلي جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: اماني ، مهدي , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ، دانشكده ادبيات ,1348
مشخصات ظاهري: ج .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي /
32
عنوان : روشهاي مقدماتي تحليل جمعيت
پديدآور اصلي: كلانتري، صمد ,
وضعيت نشر/تهيه: اصفهان : ماني ,1375
مشخصات ظاهري: شش ، 175 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
33
عنوان : جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: بهنام ، جمشيد , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1348
مشخصات ظاهري: ج ، 337 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي /
34
عنوان : جمعيت در عصر پهلوي
پديدآور اصلي: جهانفر، محمد، 1312-
وضعيت نشر/تهيه:
مشخصات ظاهري: سه ، 100 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي / تنظيم خانواده
35
عنوان : تقويم تاريخي دموگرافيك ايران (براي تشخيص سن صحيح )
پديدآور اصلي: زنجاني ، حبيب الله ، 1318- ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1356
مشخصات ظاهري: ج .: نقشه
موضوع: جمعيت شناسي
36
عنوان : فرهنگ چندزبانه جمعيت شناسي : فارسي - عربي - فرانسه و انگليسي = القاموس المتعدد اللغات للمصطلحات الديموجرافيه (علوم السكان ): الفارسي ، العربي ، فرانسي ، انجليزي
پديدآور اصلي: جهانفر، محمد، 1312 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دهخدا ,1374
مشخصات ظاهري: س ، 233، 160 ص
موضوع: جمعيت شناسي -- واژه نامه ها -- چندزبانه / واژه نامه هاي چندزبانه
37
عنوان : كتابنامه تشريحي جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: خزاعي ، طاهره ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي بخش تحقيقات جمعيت شناسي ,1373
مشخصات ظاهري: 3ج
موضوع: كتابشناسي - جمعيت شناسي
38
عنوان : جمعيت شناسي اقتصادي و اجتماعي
پديدآور اصلي: شيخي ، محمدتقي ، 1326 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشار ,1375
مشخصات ظاهري: 192 ص .: مصور، نمودار، جدول
موضوع: جمعيت شناسي / رشد اقتصادي / رشد اجتماعي
39
عنوان : درآمدي بر جمعيت شناسي تاريخي ايران در عصر قاجار
پديدآور اصلي: سعدونديان ، سيروس ، 1326- , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، سازمان چاپ و انتشارات ,1379
مشخصات ظاهري: 309 ص
موضوع: ايران - جمعيت - قرن 13ق / جمعيت شناسي / ايران - سرشماري - قرن 13ق
40
عنوان : جمعيت شناسي جهان
پديدآور اصلي: اماني ، مهدي ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت ) ,1378
مشخصات ظاهري: شش ، 128 ص .: مصور، جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
41
عنوان : نظري به تاريخ آذربايجان و آثار باستاني و جمعيت شناسي آن
پديدآور اصلي: مشكور، محمدجواد، 1297-4731 ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1349
مشخصات ظاهري: ب ، 944 ص .: مصور، نقشه ، جدول ، عكس
موضوع: آذربايجان - تاريخ / آذربايجان - آثار تاريخي / زبان تركي آذربايجاني
42
عنوان : ايرانيان تركمن ، پژوهشي در مردم شناسي و جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: عسگريخانقاه ، اصغر ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اساطير ,1374
مشخصات ظاهري: 223 ص .: مصور، نقشه ، نمودار، جدول
موضوع: جمعيت شناسي - تركمنان / تركمنان - ايران - وضع سياسي و اجتماعي / انسان شناسي - تركمنان
43
عنوان : جامعه شناسي و آينده نگري جمعيت ايران
پديدآور اصلي: آشفته تهراني ، امير ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات واحد فوق برنامه بخش فرهنگي دفتر مركزي جهاد دانشگاهي ,1364
مشخصات ظاهري: 566 ص .: مصور، جدول ، نمونه ، عكس ، نمودار
موضوع: جمعيت / ايران - جمعيت / جمعيت - آمار / جمعيت شناسي / تراكم جمعيت
44
عنوان : مديريت كاربردي ـ تفكر ديروز، تدبرامروز
پديدآور اصلي: شعاع ، احمد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : واگويه ,1377
مشخصات ظاهري: 414 ص
45
عنوان : جمعيت و تنظيم خانواده
پديدآور اصلي: جهانفر، محمد، 1312 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دهخدا ,1377
مشخصات ظاهري: ح ، 239 ص .: نمودار، جدول
موضوع: تنظيم خانواده -- ايران / جمعيت شناسي
46
عنوان : جمعيت شناسي ايران (رشته علوم اجتماعي )
پديدآور اصلي: جهانفر، محمد ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : دانشگاه پيام نور ,1374
مشخصات ظاهري: 295 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
47
عنوان : جمعيت ، توسعه و بهداشت باروري
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر و تبليغ بشري ,1378
مشخصات ظاهري: 185 ص .: نقشه ، جدول ، مصور، نمودار
موضوع: تنظيم خانواده / جمعيت شناسي / تنظيم خانواده -- ايران / آبستني -- پيشگيري
48
عنوان : روش هاي تحليل جمعيت
پديدآور اصلي: پولارد، آلفرد هورلستون ، 1916 -
وضعيت نشر/تهيه: شيراز : دانشگاه شيراز ,1365
مشخصات ظاهري: ك ، 258 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي -- روش شناسي
49
عنوان : 2001 [دو هزار و يك ] شمسي ، زمين ، سياره اي خاموش
پديدآور اصلي: احياء، جهاندار ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دهخدا ,1350
مشخصات ظاهري: 133 ص .: مصور، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي / آلودگي / اكولوژي انساني
50
عنوان : گفتاري در باب جمعيت شناسي كاربردي
پديدآور اصلي: ميرزايي، محمد مولف , /1322 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1381
مشخصات ظاهري: 140 ص 0: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي
51
عنوان : درآمدي بر مطالعات جمعيتي
پديدآور اصلي: لوكاس، ديويد مولف , /- 1938
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1381
مشخصات ظاهري: 307 ص.: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي / جمعيت
52
عنوان : روشهاي مقدماتي تحليل جمعيت (با تاكيد بر باروري و مرگ و مير)
پديدآور اصلي: سرايي، حسن مولف , /- 1321
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1381
مشخصات ظاهري: 224 ص 0: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي -- روش شناسي / تنظيم خانواده
53
عنوان : جمعيت شناسي عمومي
پديدآور اصلي: سيد ميرزايي ، محمد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه شهيد بهشتي ,1381
مشخصات ظاهري: شانزده ، 239 ص 0: جدول ، نمودار، نقشه
موضوع: جمعيت شناسي / جمعيت شناسي - روش شناسي
54
عنوان : درآمدي بر جمعيت شناسي اقتصادي - اجتماعي و تنظيم خانواده
پديدآور اصلي: حسيني ، حاتم ، 1349 - , /
وضعيت نشر/تهيه: همدان : دانشگاه بوعلي سينا ,1381
مشخصات ظاهري: 250 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي / تنظيم خانواده -- ايران
55
عنوان : جمعيت شناسي عمومي ايران
پديدآور اصلي: اماني ، مهدي، 1308 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان مطالعه كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت ),1380
مشخصات ظاهري: پنج ، 155 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي -- ايران / تنظيم خانواده -- ايران
56
عنوان : روشهاي تحليل جمعيت
پديدآور اصلي: ارياگا، ادواردو ,
وضعيت نشر/تهيه: تبريز : احرار ,1378
مشخصات ظاهري: [460] ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي -- روش شناسي
57
عنوان : جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: كتابي ، احمد، 1319 - ,
وضعيت نشر/تهيه: [كرج ] : مدرسه عالي رياضيات و مديريت اقتصادي كرج ,1358
مشخصات ظاهري: ج
موضوع: جمعيت شناسي / تنظيم خانواده
58
عنوان : مباني جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: صالحي ، فروزنده
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر صفار ,1377
مشخصات ظاهري: [200] ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي /
59
عنوان : تحولات باروري در ايران: شواهدي از چهار استان منتخب
پديدآور اصلي: عباسي شوازي، محمد جلال مولف , /- 1344
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت درمان و آموزش پزشكي ,1383
مشخصات ظاهري: 150 ص.: جدول، نمودار
موضوع: باروري -- ايران
60
عنوان : نخستين همايش انجمن تحولات جمعيت شناسي ايران ، تحولات اخير و آينده جمعيت ايران مجموعه مقالات 29 و 30 بهمن 1381 دانشگاه تهران ، دانشكده علوم اجتماعي
پديدآور اصلي: همايش انجمن تحولات جمعيت شناسي ايران (نخستين : 1381: تهران ) ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات و پژوهش هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه ,1383
مشخصات ظاهري: 597 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي -- ايران -- كنگره ها
61
عنوان : بررسي تحليلي پايان نامه هاي جمعيت شناسي در دانشگاههاي تهران طي سالهاي 1340 تا 1380 و كتابشناسي تشريحي پايان نامه ها
پديدآور اصلي: عباسي شوازي، محمدجلال ، 1344 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : بيژن ,1383
مشخصات ظاهري: 392 ص .: جدول
موضوع: جمعيت شناسي -- ايران -- پايان نامه ها -- چكيده ها
62
عنوان : جمعيت و توسعه با تاكيد بر ايران (مجموع مقالات)
پديدآور اصلي: ميرزايي، محمد مولف , /1322 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات و پژوهش هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه ,1384
مشخصات ظاهري: 168 ص.: جدول
موضوع: جمعيت شناسي / رشد اجتماعي / جمعيت -- ايران / رشد اجتماعي -- ايران
63
عنوان : مباني جمعيت شناسي
پديدآور اصلي: كاظمي پور، شهلا ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات و پژوهش هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه ,1384
مشخصات ظاهري: 128 ص
موضوع: جمعيت شناسي
64
عنوان : جمعيت شناسي اقتصادي و اجتماعي
پديدآور اصلي: زارع، بيژن مولف ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها ( سمت) ,1384
مشخصات ظاهري: شش، 249 ص.: جدول. نمودار
موضوع: جمعيت شناسي / رشد اقتصادي / رشد اجتماعي / جمعيت شناسي -- ايران /
65
عنوان : نخستين همايش انجمن جمعيت شناسي ايران: تحولات اخير و آينده جمعيت ايران، بررسي مسايل جمعيتي ايران با تاكيد بر جوانان، مجموعه مقالات 23 و 24 ارديبهشت 1383 دانشگاه شيراز، تالار فجر
پديدآور اصلي: همايش انجمن جمعيت شناسي ايران (دومين: 1383: شيراز) مولف , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه ,1384
مشخصات ظاهري: 525 ص.: جدول، نمودار
موضوع: جمعيت شناسي - ايران - كنگره ها
66
عنوان : بررسي تحليلي پايان نامه هاي جمعيت شناسي در دانشگاههاي تهران طي سالهاي 1340 تا 1380 و كتابشناسي تشريحي پايان نامه ها
پديدآور اصلي: عباسي شوازي، محمدجلال ، 1344 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : بيژن ,1383
مشخصات ظاهري: 392 ص .: جدول
موضوع: جمعيت شناسي -- ايران -- پايان نامه ها -- چكيده ها
http://sociologybook.blogfa.com/8506.aspx
1
عنوان : جامعه شناسي ديني : جاهليت قبل از اسلام
پديدآور اصلي: ابن كلبي ، هشام بن محمد، - 204 ق ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت نشر كتب علمي و اجتماعي و ديني ,1364
مشخصات ظاهري: هشت ، 236 ص
موضوع: بت پرستي - عربستان / اعراب - آداب و رسوم - تحقيق / بتها /
2
عنوان : جامعه شناسي دين
پديدآور اصلي: هميلتون ، مالكوم ، 1943
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه فرهنگي انتشاراتي تبيان ,1381
مشخصات ظاهري: 404 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي
3
عنوان : در آمدی بر نظریه های اجتماعی دین
پدید آور اصلی : محمد عزیز بختیاری / فاضل احسانی
وضعیت نشر / تهیه : قم : موسسه پژو هشی امام خمینی1382
مشخصات ظاهری : 262ص
موضوع : تاریخچه / عاطفه گرایی / کارکرد گرایی / دین و کشمکش / تفهم / تفسیر گرایی
4
عنوان :دين و حيات اجتماعي
پدید آورنده : محدثي ، حسن
مشخصات ظاهری : تعداد صفحه:224 ، جلد نرم ، 14.5*21.5 -
وضعیت نشر : تهران : انتشارات فرهنگ و انديشه ، 2002 - چاپ اول
5
عنوان : ده مقاله در جامعه شناسي ديني و فلسفه تاريخ با تاملي در زندگي و انديشه دكتر علي شريعتي
پديدآور اصلي: توسلي ، غلامعباس ، 1314 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : قلم ,1369
مشخصات ظاهري: 283 ص
موضوع: شريعتي ، علي ، 1312 - 1356 -- نقد و تفسير / جامعه شناسي اسلامي -- مقاله ها و خطابه ها / تاريخ -- فلسفه -- مقاله ها و خطابه ها
6
عنوان : جامعه شناسي ديني
پديدآور اصلي: توسلي ، غلامعباس ، 1314
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سخن ,1380
مشخصات ظاهري: 446 ص .: جدول
موضوع: دين و جامعه شناسي / جامعه شناسي اسلامي
7
عنوان : دين عليه ايمان : مباحثي در جامعه شناسي دين
پديدآور اصلي: محمدي، مجيد، 1339
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كوير ,1378
مشخصات ظاهري: 366 ص .: جدول
موضوع: دين و جامعه شناسي / دين -- تاريخ / عقل و ايمان / جامعه شناسي اسلامي / عقل گرايي /
8
عنوان : دين ، جامعه و عرفي شدن : جستارهايي در جامعه شناسي دين
پديدآور اصلي: شجاعي زند، علي رضا، 1338
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز ,1380
مشخصات ظاهري: ده ، 379 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي
9
عنوان : دين و ساختار اجتماعي (مقالاتي در جامعه شناسي دين )
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كوير ,1381
مشخصات ظاهري: 175 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي - مقاله ها و خطابه ها
10
عنوان : جامعه شناسي دين
پديدآور اصلي: واخ ، يواخيم ، 1898 - 5591 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت ) ,1380
مشخصات ظاهري: هشت ، 401 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي
11
عنوان : جامعه شناسي ديني در شرق باستان
پديدآور اصلي: تنهايي ، حسين ابوالحسن ، 1328
وضعيت نشر/تهيه: تهران : بهمن برنا ,1381
مشخصات ظاهري: ب ، 203 ص 0: نمودار
موضوع: دين و جامعه شناسي -- آسيا / آسيا -- دين -- تاريخ / اديان -- تاريخ
12
عنوان : درآمدي بر جامعه شناسي دين
پديدآور اصلي: زوكرمن، فيل مولف , /1969 - م.
وضعيت نشر/تهيه: تهران : لوح فكر ,1384
مشخصات ظاهري: 255 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي
13
عنوان : دين و ظهور سرمايه داري
پديدآور اصلي: تاوني ، ريچاردهنري، 1880-2691 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز ,1377
مشخصات ظاهري: 360 ص
موضوع: تفكر ديني - تاريخ / اقتصاد - جنبه هاي مذهبي (مسيحيت ) - تاريخ / انگلستان - اوضاع اجتماعي / سرمايه داري
14
عنوان : حكمت ديني و يونان زدگي در عالم اسلامي از آغاز تا عصر ابن خلدون
پديدآور اصلي: مددپور، محمد، 1334
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات شرقي فرهنگ و هنر ,1374
مشخصات ظاهري: 766 ص
موضوع: فلسفه اسلامي -- تاثير يونان / اسلام و غرب / فلسفه و اسلام
كتابخانه دانشكده علوم اجتماعي
وضعيت امانت: عادي موجود
نمايش كامل ركورد
15
عنوان : مباني تربيت فرد و جامعه : از ديدگاه اقبال
پديدآور اصلي: سيدين ، غ . , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : برگ ,1372
مشخصات ظاهري: 215 ص .: عكس ، نمونه
موضوع: اقبال لاهوري، محمد، 1877-1937- نقد و تفسير / آموزش و پرورش - فلسفه
16
عنوان : روانشناسي ، يا، روش علمي در شناخت ماهيت آدمي
پديدآور اصلي: اسپرلينگ ، آبراهام پل ، 1912- , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر روز ,1367
مشخصات ظاهري: 347 ص .: مصور، جدول ، نمودار
موضوع: روانشناسي
17
عنوان : مجموعه مقالات بدرالدين كتابي
پديدآور اصلي: كتابي ، بدرالدين ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1368
مشخصات ظاهري: 502 ص .: عكس
موضوع: كتابي ، بدرالدين - مقاله ها و خطابه ها / كتابي ، بدرالدين - نامه ها و يادبودها
18
عنوان : تعاليم اخلاقي و اجتماعي پيغمبر اسلام (ص )
پديدآور اصلي: موسوي، جعفر , /
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : انتشارات مرصاد ,1358
مشخصات ظاهري: 215 ص
موضوع: محمد (ص )، پيامبر اسلام ، 53 سال قبل از هجرت - اخلاق / تعليمات ديني / اخلاق اسلامي
19
عنوان : ايدئولوژي
پديدآور اصلي: پلامناتس ، جان , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت انتشارات علمي و فرهنگي ,1373
مشخصات ظاهري: 194 ص
موضوع: مسائل اجتماعي / دين / جامعه شناسي سياسي - ايدئولوژي / فلسفه آلماني - ايدئولوژي
20
عنوان : عدالت و قضاء در اسلام
پديدآور اصلي: بلاغي ، صدرالدين ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اميركبير ,1360
مشخصات ظاهري: 379 ص
موضوع: عدالت (اسلام ) / قضاوت (فقه ) / اسلام و حقوق /
21
عنوان : نسبت دين و جامعه مدني
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : ذكر ,1378
مشخصات ظاهري: 310 ص
موضوع: جامعه مدني -- مقاله ها و خطابه ها / جامعه مدني -- ايران -- مقاله ها و خطابه ها / جامعه مدني -- جنبه هاي مذهبي -- اسلام -- مقاله ها و خطابه ها /
22
عنوان : مرگ سقراط تفسير چهار رساله افلاطون
پديدآور اصلي: گوارديني ، رومانو , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح نو ,1376
مشخصات ظاهري: 288 ص
موضوع: فلسفه يونان / سقراط، 461-993
23
عنوان : تجديد حيات سياسي اسلام از سيد جمال الدين تا اخوان المسلمين
پديدآور اصلي: خدوري، مجيد، 1909- , /
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : الهام ,1359
مشخصات ظاهري: 68 ص
موضوع: اسلام - تجديد حيات فكري
24
عنوان : چهره جديد ايران : نكته هايي ناگفته در فرهنگ و روابط فرهنگي (2000-1993) با آثاري از ميلتون وايرست ( فارن افرز ...
پديدآور اصلي: جدينيا، مهدي، 1354- ،گردآورنده , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه فرهنگي و هنري نقش جهان هنر ,1379
مشخصات ظاهري: ح ، 284 ص .: مصور، جدول
موضوع: ايران - تاريخ - جمهوري اسلامي ايران - 1376 - مقاله ها و خطابه ها / ايران - تاريخ - جمهوري اسلامي ايران - 1358 - مقاله ها و خطابه ها / ايران - سياست و حكومت - 1376 - مقاله ها و خطابه ها / روساي جمهور - ايران - انتخابات - 1376 - جنبه هاي جامعه شناختي /
25
عنوان : رساله دين شناخت : مدلي در تحليل ايمان ابراهيمي
پديدآور اصلي: نراقي ، احمد , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح نو ,1378
مشخصات ظاهري: 174 ص
موضوع: دين - فلسفه /
26
عنوان : اسلام ، دين جهاني و جاوداني
پديدآور اصلي: الهامي ، داود، 1316- , /
وضعيت نشر/تهيه: قم : دارالتبليغ اسلامي ,1354
مشخصات ظاهري: 218 ص
موضوع: اسلام /
27
عنوان : دين و مذهب در عصر صفوي
پديدآور اصلي: ميراحمدي، مريم ، 1322- , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اميركبير ,1363
مشخصات ظاهري: 157 ص .: نمونه
موضوع: ايران - تاريخ -- صفويان ، 907-1148ق / جنبه هاي مذهبي /
28
عنوان : نهضت هاي انبياء عليهم السلام
پديدآور اصلي: فارسي ، جلال الدين ، 1312- , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه مطبوعاتي فراهاني ,1344
مشخصات ظاهري: 230 ص
موضوع: پيامبران /
29
عنوان : جامعه شناسي ديني : جاهليت قبل از اسلام
پديدآور اصلي: ابن كلبي ، هشام بن محمد، - 204 ق , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت نشر كتب علمي و اجتماعي و ديني ,1364
مشخصات ظاهري: هشت ، 236 ص
موضوع: بت پرستي - عربستان / اعراب - آداب و رسوم - تحقيق / بتها /
30
عنوان : نسبت دين و جامعه مدني ( مجموعه مقالات)
ويراستار : شهرام رجب زاده
مشخصات ظاهری : تعداد صفحه:312 ، جلد نرم ، 14.5*21.5 -
وضعیت نشر تهران : انتشارات ذكر ، 1999 - چاپ اول
31
عنوان : جغرافياي غرب ايران ، يا، كوههاي ناشناخته اوستا
پديدآور اصلي: دولتشاهي ، عمادالدين , /
وضعيت نشر/تهيه: ,1363
مشخصات ظاهري: 186 ص
موضوع: اوستا. يشتها. زامياد - كوهها / كوهها - ايران /
32
عنوان : ناسيوناليسم در ايران
پديدآور اصلي: كاتم ، ريچارد , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : گفتار ,1371
مشخصات ظاهري: 518 ص
موضوع: ملي گرايي - ايران / ايران - سياست و حكومت
33
عنوان : فربه تر از ايدئولوژي
پديدآور اصلي: سروش، عبدالكريم مولف , /- 1324
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه فرهنگي صراط ,1375
مشخصات ظاهري: بيست و نه ، 381 ص
موضوع: دين - فلسفه / ايدئولوژي
34
عنوان : سيد جمال الدين و انديشه هاي او
پديدآور اصلي: مدرسي چهاردهي ، مرتضي ، 1290- , /
وضعيت نشر/تهيه: ,1347
مشخصات ظاهري: 588 ص
موضوع: جمال الدين اسدآبادي، 1254-1314ق -- سرگذشتنامه /
35
عنوان : ماجراي فكر فلسفي در جهان اسلام
پديدآور اصلي: ابراهيمي ديناني ، غلامحسين , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح نو ,1377
مشخصات ظاهري: 2 ج
موضوع: دين - فلسفه / فلسفه و اسلام /
36
عنوان : احوال و آثار اوحداالدين حامدبن ابي الفخر كرماني
پديدآور اصلي: وفائي ، محمد , /
وضعيت نشر/تهيه: ,1375
مشخصات ظاهري: ح ، 1010 ص
موضوع: حامدبن ابي الفخركرماني ، اوحدالدين - سرگذشتنامه / شعر فارسي - قرن 7ق / شعر عرفاني - قرن 7ق /
37
عنوان : قصه ارباب معرفت
پديدآور اصلي: سروش ، عبدالكريم ، 4231 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه فرهنگي صراط ,1373
مشخصات ظاهري: سي و يك ، 467 ص
موضوع: اسلام - تجديد حيات فكري / غزالي ، محمدبن محمد، 450-505ق . - نقد و تفسير / مولوي، جلال الدين محمدبن محمد، 604-672ق . - نقد و تفسير / حافظ، شمس الدين محمد، - 792ق . - نقد و تفسير / شريعتي ، علي ، 1312-1356 - نقد و تفسير /
38
عنوان : فطرت
پديدآور اصلي: مطهري، مرتضي ، 1299-8531 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : صدرا ,1369
مشخصات ظاهري: 275 ص
موضوع: فطرت / فلسفه اسلامي / انسان (دين ) / دين - تاريخ /
39
عنوان : آسيب شناسي ديني
پديدآور اصلي: محمدي، مجيد , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : تفكر ,1373
مشخصات ظاهري: 216 ص .: جدول
موضوع: دين و جامعه شناسي / اسلام و اجتماع /
40
عنوان : فلسفه دين
پديدآور اصلي: جعفري تبريزي، محمد تقي ، 1302-7731 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انديشه ,1375
مشخصات ظاهري: 210 ص
موضوع: اسلام - فلسفه / دين - فلسفه /
41
عنوان : جامعه شناسي مباني تربيتي و آئين اخلاق اسلامي از پگاه آفرينش تا دو هزار سال پيش
پديدآور اصلي: سعيدنيا، جلال , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نور و بركت ,1364
مشخصات ظاهري: ج
موضوع: جامعه شناسي اسلامي / دين و جامعه /
42
عنوان : قرآن شناخت ، مباحثي در فرهنگ آفريني قرآن
پديدآور اصلي: خرمشاهي ، بهاءالدين ، 1324- , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح نو ,1375
مشخصات ظاهري: 363 ص
موضوع: قرآن - بررسي و شناخت / قرآن - علوم قرآني /
43
عنوان : جامعه ، فرهنگ ، سياست
پديدآور اصلي: حبيبي ، حسن , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اميركبير ,1363
مشخصات ظاهري: 308 ص
موضوع: جامعه شناسي / اسلام و اجتماع / دين و جامعه شناسي / هنر و دين / شعر سياسي /
44
عنوان : نقدي و درآمدي بر سير تحول قرآن و پيامبري و انقلاب به ضميمه سخني با تفسير نمونه
پديدآور اصلي: صدرالديني ، عليرضا , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : جهاد دانشگاهي (ماجد) ,1364
مشخصات ظاهري: 182 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: بازرگان ، مهدي، 1286-01373 سير تحول قرآن -- نقد و تفسير / فارسي ، جلال الدين ، 1312- 0 پيامبري و انقلاب -- نقد و تفسير /
45
عنوان : معني و ارج زندگي
پديدآور اصلي: اوكن ، رودلف كريستف ، 1846-6291 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1356
مشخصات ظاهري: پ ، 166 ص
موضوع: زندگي /
46
عنوان : خودآگاهي تاريخي (مجموعه مقالات )
پديدآور اصلي: مددپور، محمد , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : حوزه هنري دفتر مطالعات ديني هنر ,1372
مشخصات ظاهري: 297 ص
موضوع: خودآگاهي / انسان شناسي / جامعه شناسي -تاريخ / هنر و دين / مقاله ها /
47
عنوان : پژوهشي پيرامون زندگاني امام حسين (ع )
پديدآور اصلي: شمس الدين ، محمد مهدي , /
وضعيت نشر/تهيه: قم : دارالتبليغ اسلامي قم ,1351
مشخصات ظاهري: 431 ص
موضوع: حسين بن علي (ع )، امام سوم ، 4-61ق / واقعه كربلا، 61ق /
48
عنوان : روش نوين در فلسفه اصول دين
پديدآور اصلي: صدر، محمدباقر، 1931-9791 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : صدر ,1358
مشخصات ظاهري: 104 ص
موضوع: اصول دين / اسلام - عقايد
كتابخانه دانشكده علوم اجتماعي
49
عنوان : دين و جامعه ( مجموعه مقالات )
پديدآور اصلي: فراستخواه ، مقصود ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشار ,1377
مشخصات ظاهري: 662 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي /
50
عنوان : سياحت غرب ، يا، سرنوشت ارواح بعد از مرگ
پديدآور اصلي: نجفي قوچاني ، محمدحسن ، 1295-1363ق ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اميركبير ,1367
مشخصات ظاهري: 181 ص
موضوع: معاد / نجفي قوچاني ، محمدحسن ، 1256 - 1322 -- سرگذشتنامه
51
عنوان : اخلاق پروتستاني و روح سرمايه داري
پديدآور اصلي: وبر، ماكس ، 1864 - 0291 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت انتشارات علمي و فرهنگي ,1373
مشخصات ظاهري: 260 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي / اخلاق مسيحي / سرمايه داري / اقتصاد -- جنبه هاي مذهبي -- مسيحيت / پروتستان (مذهب ) /
52
عنوان : انديشه ديني و جنبش ضد رژي در ايران
پديدآور اصلي: آباديان ، حسين , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران ,1376
مشخصات ظاهري: 196 ص .: مصور، عكس
موضوع: ايران ـ تاريخ -- قاجاريان ، 1193-1344 -- تحريم تنباكو
53
عنوان : اديان آسيا: دينهاي تائويي ، مزدائي (زرتشتي )، هندوئي ، سيك و جايني
پديدآور اصلي: هاردي، فريدهلم , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,1376
مشخصات ظاهري: چهار، 652 ص
موضوع: آسيا - دين /
54
عنوان : آدم سازي
پديدآور اصلي: ستير، ويرجينيا، 1916 - 8891 , /
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : رشد ,1373
مشخصات ظاهري: 357 ص .: مصور
موضوع: خانواده / روابط بين اشخاص / والدين و كودك /
55
عنوان : تاريخ طبيعي دين
پديدآور اصلي: هيوم ، ديويد، 1711-6771 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي انتشارات خوارزمي ,1360
مشخصات ظاهري: 159 ص
موضوع: دين - فلسفه /
56
عنوان : جامعه شناسي دين
پديدآور اصلي: هميلتون ، مالكوم ، 1943- , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه فرهنگي انتشاراتي تبيان ,1381
مشخصات ظاهري: 404 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي /
كتابخانه دانشكده علوم اجتماعي
57
عنوان : درس اصول دين و احكام براي خانواده
پديدآور اصلي: باهنر، محمدجواد، 1312-0631 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,1362
مشخصات ظاهري: 222 ص 0: جدول
موضوع: شيعه اماميه -- اصول دين / فروع دين /
58
عنوان : جوان مسلمان و دنياي متجدد
پديدآور اصلي: نصر، حسين ، 1312 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح نو ,1374
مشخصات ظاهري: سيزده ، 399 ص
موضوع: اسلام و غرب / اسلام -- تجديد حيات فكري / اسلام و اجتماع / اسلام -- دفاعيه ها و رديه ها / علم و دين /
59
عنوان : امام علي بن ابي طالب ، تاريخ تحليلي نيم قرن اول اسلام
پديدآور اصلي: عبدالمقصود، عبدالفتاح ، 1912-3991 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي انتشار ,1353-0531
مشخصات ظاهري: 8 ج
موضوع: علي بن ابي طالب (ع )، امام اول ، 23 قبل از هجرت - 40ق / اسلام - تاريخ -- از آغاز تا 41ق / خلفاي راشدين /
60
عنوان : مذهب عليه مذهب
پديدآور اصلي: شريعتي ، علي ، 1312-6531 , /
وضعيت نشر/تهيه: ,1361
مشخصات ظاهري: د، 391 ص
موضوع: اسلام - مقاله ها و خطابه ها / دين / اسلام و اجتماع - مقاله ها و خطابه ها /
61
عنوان : آداب تعليم و تعلم در اسلام
پديدآور اصلي: شهيد ثاني ، زين الدين بن علي ، 911 - 916ق , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,1366
مشخصات ظاهري: سي و يك ، 771 ص
موضوع: اسلام و آموزش و پرورش / اخلاق اسلامي /
62
عنوان : پدر، مادر، ما متهميم
پديدآور اصلي: شريعتي ، علي ، 1312 - 6531 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شبديز ,1356
مشخصات ظاهري: 140 ص
موضوع: اسلام و اجتماع / غربزدگي / تعصب / والدين و كودك /
63
عنوان : خدا باوري در دين و فلسفه
پديدآور اصلي: كسمايي ، علي اكبر، 1299- 2731 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر پژوهشهاي اسلامي
مشخصات ظاهري: 228 ص
موضوع: خداشناسي / خدا و انسان /
64
عنوان : سرسپردگان : تاريخ و شرح عقايد ديني اهل حق
پديدآور اصلي: خواجه الدين ، محمدعلي , /
وضعيت نشر/تهيه: ,1349
مشخصات ظاهري: يازده ، 188 ص
موضوع: اهل حق /
65
عنوان : اصلاح دين
پديدآور اصلي: دورانت ، ويليام جيمز، 1885 - 1891 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اقبال ,1345
مشخصات ظاهري: 3 ج .: مصور، نقشه
موضوع: اروپا -- تمدن / اصلاح دين / رنسانس /
66
عنوان : مقاومت شكننده تاريخ تحولات اجتماعي ايران از سال 1500 ميلادي مطابق با 879 شمسي تا انقلاب
پديدآور اصلي: فارن، جان مولف , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه خدمات فرهنگي رسا ,1382
مشخصات ظاهري: 628 ص 0: جدول ، نمودار
موضوع: ايران - اوضاع اجتماعي / تحولات اجتماعي
67
عنوان : قدرت اسطوره (گفتگو با بيل مويرز)
پديدآور اصلي: كمبل ، جوزف ، 1904- 7891 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر مركز ,1377
مشخصات ظاهري: 344 ص 0: مصور، عكس
موضوع: اساطير / تاريخ نويسان دين - ايلات متحده - مصاحبه ها / كمبل ، جوزف ، 1904-1987 -- مصاحبه ها /
68
عنوان : اخلاق ناصري
پديدآور اصلي: نصيرالدين طوسي ، محمدبن محمد، 597-276
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي انتشارات خوارزمي ,1364
مشخصات ظاهري: هشت ، 619 ص
موضوع: اخلاق اسلامي - متون قديمي تا قرن 41 / نثر فارسي - قرن 7ق
69
عنوان : بنياد دين و جامعه شناسي
پديدآور اصلي: خدايار محبي ، منوچهر ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : زوار ,1342
مشخصات ظاهري: 285 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي
70
عنوان : دين و روان
پديدآور اصلي: جيمز، ويليام ، 1842 - 0191 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ,1372
مشخصات ظاهري: 208 ص
موضوع: تجربه ديني / روانشناسي مذهبي / دين / فلسفه و دين
71
عنوان : مباني اديان و جامعه شناسي
پديدآور اصلي: خدايار محبي ، منوچهر، 1302
وضعيت نشر/تهيه: ,1342
مشخصات ظاهري: 202 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي
72
عنوان : دين ايراني بر پايه متنهاي معتبر يوناني
پديدآور اصلي: بنونيست ، اميل ، 1902- 6791 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : قطره ,1377
مشخصات ظاهري: [4]، 124 ص
موضوع: ايران -- دين -- تاريخ -- ماخذ -- نقد و تفسير
73
عنوان : تاريخ و عقايد اديان و مذاهب سامي
پديدآور اصلي: بخت آور، كمال الدين ,
وضعيت نشر/تهيه:
مشخصات ظاهري: ج
موضوع: سامي - اديان
74
عنوان : پژوهشي در باره قرآن و پيامبر
پديدآور اصلي: حجازي، فخرالدين ، 1305 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : بعثت ,1353
مشخصات ظاهري: 359 ص
موضوع: قرآن -- سوره ها و آيه ها / قرآن -- تحقيق / محمد (ص )، پيامبر اسلام ، 53 قبل از هجرت - 11ق /
ك
75
عنوان : كتاب آراء اهل المدينه الفاضله
پديدآور اصلي: فارابي ، ابونصر محمدبن محمد، 260-339ق
وضعيت نشر/تهيه: بيروت : مطبعه الكاثوليكيه ,م 9591
مشخصات ظاهري: 160 ص .: نمونه
موضوع: مدينه فاضله
76
عنوان : خلاصه اديان در تاريخ دينهاي بزرگ
پديدآور اصلي: مشكور، محمد جواد، 1297-4731 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شرق ,1377
مشخصات ظاهري: بيست ، 463 ص .: عكس
موضوع: اديان - تاريخ
77
عنوان : سرآغاز نوانديشي معاصر (ديني و غيرديني ): تاريخچه پيدائي و برآمدن انديشه نوين "ديني و غير ديني " در ايران و ديگر كشورهاي مسلمان نشين (از سده نوزدهم تا اوايل سده بيستم )
پديدآور اصلي: فراستخواه ، مقصود , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي انتشار ,1377
مشخصات ظاهري: 544 ص
موضوع: تجدد(اسلام ) / اسلام و غرب / تفكرديني / اسلام - تجديد حيات فكري
78
عنوان : سياست مدنيه
پديدآور اصلي: فارابي ، محمدبن محمد، 260-339ق ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انجمن فلسفه ايران ,1358
مشخصات ظاهري: هشت ، 207 ص
موضوع: فلسفه اسلامي -- متون قديمي تا قرن 41 / مدينه فاضله / سياست - فلسفه
79
عنوان : نخستين فيلسوفان يونان
پديدآور اصلي: شرف خراساني ، شرف الدين ، 1306 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي كتابهاي جيبي ,1350
مشخصات ظاهري: 534 ص
موضوع: فيلسوفان يوناني / فلسفه يوناني
80
عنوان : اديان و مكتبهاي فلسفي هند
پديدآور اصلي: شايگان ، داريوش ، 1313 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اميركبير ,1362
مشخصات ظاهري: 2 ج
موضوع: فلسفه هندي / دين
81
عنوان : پيامبر
پديدآور اصلي: رهنما، زين العابدين ، 1272 - 8631 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : زوار ,1348
مشخصات ظاهري: 3 ج . در يك مجلد (791 ص )
موضوع: محمد (ص )، پيامبر اسلام ، 53 قبل از هجرت - 11ق
82
عنوان : مشروعيت ديني دولت و اقتدار سياسي دين : بررسي جامعه شناختي مناسبات دين و دولت در ايران اسلامي
پديدآور اصلي: شجاعي زند، عليرضا , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه فرهنگي انتشاراتي تبيان ,1376
مشخصات ظاهري: 220 ص
موضوع: دين و سياست / دين - تاريخ / اسلام و سياست
83
عنوان : نهاد ناآرام جهان
پديدآور اصلي: سروش ، عبدالكريم ، 1324
وضعيت نشر/تهيه: تهران : قلم ,1361
مشخصات ظاهري: 87 ص
موضوع: صدرالدين شيرازي، محمد ابراهيم ، 979-1050ق / حركت جوهري
84
عنوان : نامه هاي تاريخي و سياسي سيدجمال الدين اسدآبادي و گفتاري چند از محققان دانشمد
پديدآور اصلي: جمال الدين اسدآبادي، 1254-1314ق , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كتابهاي پرستو ,1349
مشخصات ظاهري: 152 ص
موضوع: جمال الدين اسدآبادي، 1254-1314ق - نامه ها و يادبودها
85
عنوان : اسلام ، دين و امت
پديدآور اصلي: گارده ، لوئي , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي انتشار ,1352
مشخصات ظاهري: سي ، 503 ص
موضوع: اسلام -- بررسي و شناخت
كتابخانه دانشكده علوم اجتماعي
86
عنوان : دين ايران باستان
پديدآور اصلي: دوشن گيمن ، ژاك ، 1910
وضعيت نشر/تهيه: تهران : فكر روز ,1375
مشخصات ظاهري: 471 ص
موضوع: ايران - دين / زردتشتي
87
عنوان : صدرالدين شيرازي، ملاصدرا، فيلسوف و متفكر بزرگ اسلامي
پديدآور اصلي: منصوري، ذبيح الله ، 1288-1365، گردآورنده و مترجم
وضعيت نشر/تهيه: ,1361
مشخصات ظاهري: 385 ص
موضوع: صدرالدين شيرازي، محمدبن ابراهيم ، 979-1050ق / فلسفه اسلامي
88
عنوان : سرگذشت و عقايد فلسفي خواجه نصيرالدين طوسي به انضمام بعضي از رسائل و مكاتبات وي
پديدآور اصلي: مدرسي ، محمد
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1335
مشخصات ظاهري: يط، 238 ص .: عكس
موضوع: نصيرالدين طوسي ، محمدبن محمد، 597 - 672ق . -- سرگذشتنامه
89
عنوان : شرف الدين
پديدآور اصلي: حكيمي ، محمدرضا، 1314
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,1360
مشخصات ظاهري: 256 ص .: مصور
موضوع: شرف الدين ، عبدالحسين ، 1873-1958 -- سرگذشتنامه / مجتهدان و علما -- سرگذشتنامه /
90
عنوان : راهنماي مذهب شافعي ، با بيان آراء ساير مجتهدين بفارسي و عربي
پديدآور اصلي: شيخ الاسلام ، محمد، 1281- , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1342-7331
مشخصات ظاهري: 2 ج
موضوع: فقه شافعي
91
عنوان : احياي فكر ديني در اسلام
پديدآور اصلي: اقبال لاهوري، محمد، 1877-8391
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كانون نشر و پژوهشهاي اسلامي
مشخصات ظاهري: شش ، 235 ص
موضوع: اسلام -- تجديد حيات فكري
92
عنوان : اجتهاد در مقابل نص
پديدآور اصلي: شرف الدين ، عبدالحسين ، 1873-8591 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كتابخانه بزرگ اسلامي
مشخصات ظاهري: هشتم ، 548 ص
موضوع: علي بن ابي طالب (ع )، امام اول ، 23 قبل از هجرت - 40ق . -- اثبات خلافت / امامت /
93
عنوان : ده مقاله در جامعه شناسي ديني و فلسفه تاريخ با تاملي در زندگي و انديشه دكتر علي شريعتي
پديدآور اصلي: توسلي ، غلامعباس ، 1314 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : قلم ,1369
مشخصات ظاهري: 283 ص
موضوع: شريعتي ، علي ، 1312 - 1356 -- نقد و تفسير / جامعه شناسي اسلامي -- مقاله ها و خطابه ها / تاريخ -- فلسفه -- مقاله ها و خطابه ها
94
عنوان : تاريخ اديان جهان
پديدآور اصلي: رضائي ، عبدالعظيم ، 1311
وضعيت نشر/تهيه: تهران : علمي
مشخصات ظاهري: 3 ج
موضوع: اديان - تاريخ / دين - فلسفه / ايران - دين - تاريخ
95
عنوان : روانكاوي و دين
پديدآور اصلي: فروم ، اريك ، 1900 - 0891 , /
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : چاپار ,1356
مشخصات ظاهري: 141 ص
موضوع: روانكاوي / روانشناسي مذهبي
96
عنوان : اخلاق ايران باستان
پديدآور اصلي: دين شاه ايراني ، 1881-8391 ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : فروهر ,1353
مشخصات ظاهري: 104 ص .: مصور، نمودار
موضوع: زردشتي / زردشتي - احكام و قوانين
97
عنوان : داروينيسم از ديدگاه دانش و مذهب
پديدآور اصلي: نعيم آبادي دامغاني ، غ ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1349
مشخصات ظاهري: 142 ص
موضوع: دين و علم / تكامل
98
عنوان : ايده آل بشر
پديدآور اصلي: آشتياني ، جلال الدين ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1327
مشخصات ظاهري: ج
موضوع: ماترياليسم
99
عنوان : تاريخ و فلسفه مذاهب جهان از دورانهاي دور تا اين زمان
پديدآور اصلي: پازارگاد، بهاءالدين
وضعيت نشر/تهيه:
مشخصات ظاهري: ج
موضوع: اديان
100
عنوان : ديالكتيك طبيعت و تاريخ ديناميسم - جهش - تضاد
پديدآور اصلي: خامه اي، انور، 1295- ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1357
مشخصات ظاهري: 155 ص
موضوع: ديالكتيك / تضاد
101
عنوان : الشواهد الربوبيه
پديدآور اصلي: صدرالدين شيرازي، محمدبن ابراهيم ، 979؟-1050ق
وضعيت نشر/تهيه: مشهد : دانشگاه مشهد ,1346
مشخصات ظاهري: 824 ص
موضوع: فلسفه اسلامي -- متون قديمي تا قرن 41 / عرفان -- متون قديمي تا قرن 41 /
102
عنوان : از سقراط تا ارسطو
پديدآور اصلي: شرف خراساني ، شرف الدين ، 1306- , /
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : دانشگاه ملي ايران ,1356
مشخصات ظاهري: 217 ص
موضوع: فلسفه يونان / سقراط، 469-993 / افلاطون ، 427-743 / ارسطو، 384-223 / مشاييان
103
عنوان : تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي
پديدآور اصلي: قرباني لاهيجي ، زين العابدين ، 1314- ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,1356
مشخصات ظاهري: 355 ص
موضوع: فرهنگ اسلامي -- تاريخ / دانشمندان اسلامي / تمدن اسلامي / اسلام و علوم /
104
عنوان : پنجگام
پديدآور اصلي: مجذوب صفا، عباس ، 1317-
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : بعثت ,1350
مشخصات ظاهري: 312 ص
موضوع: اسلام / دين
105
عنوان : زندگي نامه عالم متقي مجاهد مرحوم آيه الله حاج شيخ جلال الدين علامه حائري
پديدآور اصلي: علامه حائري، علي ، 1303 - ، گردآورنده ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : نظام الدين علامه حائري ,1366
مشخصات ظاهري: 184 ص .: مصور، نمونه ، عكس
موضوع: علامه حائري، جلال الدين ، - 1357 -- سرگذشتنامه
106
عنوان : سيد جمال الدين اسدآبادي (بنيانگذار نهضت احياء تفكر ديني )
پديدآور اصلي: صاحبي ، محمدجواد، 1334
وضعيت نشر/تهيه: تهران : فكر روز ,1375
مشخصات ظاهري: 374 ص
موضوع: جمال الدين اسدآبادي، 1254؟ - 1314ق -- نقد و تفسير / اسلام -- تجديد حيات فكري /
107
عنوان : اسلام و صلح جهاني
پديدآور اصلي: قطب ، سيد، 1906 - 6691
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي انتشار ,1342
مشخصات ظاهري: 268 ص
موضوع: اسلام و صلح / اسلام و اجتماع / اسلام و سياست جهاني
108
عنوان : زيربناي صلح جهاني
پديدآور اصلي: قطب ، سيد، 1906 - 6691 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,1355
مشخصات ظاهري: 248 ص
موضوع: اسلام و صلح / اسلام و اجتماع / اسلام و سياست جهاني
109
عنوان : اسناد و نامه هاي سياسي سيدجمال الدين اسدآبادي
پديدآور اصلي: خسرو شاهي ، هادي، 1317- ,
وضعيت نشر/تهيه: قم : دارالتبليغ اسلامي ,1351
مشخصات ظاهري: هشتم ، 112 ص .: نمونه
موضوع: جمال الدين اسدآبادي، 1254-1314ق
110
عنوان : زندگاني امام حسين بن علي بن ابي طالب عليه السلام
پديدآور اصلي: رهنما، زين العابدين ، 1272- 9631 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طلوع ,1348
مشخصات ظاهري: 2 ج در يك مجلد
موضوع: حسين بن علي (ع )، امام سوم ، 4-61ق -- سرگذشتنامه
111
عنوان : پنج دوست كمبريجي من : برجس ، مك لين ، فيلبي ، بلانت ، كرن كراس
پديدآور اصلي: مادين ، يوري ايوانوويچ ، 1922
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كارنامه ,1375
مشخصات ظاهري: 445 ص .: مصور، عكس
موضوع: جاسوسان روسيه شوروي -- انگلستان / برجس ، گاي، 1911 - 1963Burgess, Guy / مك لين ، دونالد، 1913 - .Maclean, Donald / فيلبي ، كيم ، 1912 - . Philby, Kim / بلانت ، آنتوني ، 1907 - 1983Blunt, Anthony / كرن كراس ، جان Cairncross, John / جاسوسان -- انگلستان -- سرگذشتنامه / دانشگاه كمبريج -- سرگذشتنامه /
112
عنوان : ترجمه اخبار الطوال
پديدآور اصلي: دينوري، احمدبن داود، - 282ق ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1346
مشخصات ظاهري: ل ، 464 ص
موضوع: ايران -- تاريخ / تاريخ جهان -- متون قديمي تا قرن 41
113
عنوان : اسلام
پديدآور اصلي: فارسي ، جلال الدين ، 1312
وضعيت نشر/تهيه: شيراز : كامل
مشخصات ظاهري: ط، 891 ص
موضوع: اسلام - بررسي و شناخت
114
عنوان : متفكرين بزرگ هند
پديدآور اصلي: شوايتزر، آلبرت ، 1875-5691 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كتابفروشي دهخدا ,1348
مشخصات ظاهري: 265 ص
موضوع: هند - دين / هندويسم / بودا و بوديسم
115
عنوان : قرآن ، جامعه شناسي ، اتوپيا: قرآن و عقايد اجتماعي
پديدآور اصلي: رادمنش ، عزت الله , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اميركبير ,1361
مشخصات ظاهري: 419 ص
موضوع: جامعه شناسي اسلامي / قرآن - جامعه شناسي / مدينه فاضله
116
عنوان : تاريخ اديان و مذاهب در ايران
پديدآور اصلي: قدياني ، عباس ، 1342-
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انيس ,1374
مشخصات ظاهري: 320 ص .: مصور، عكس ، نقشه
موضوع: ايران - دين - تاريخ / اسلام - ايران - تاريخ
117
عنوان : دين و دانش
پديدآور اصلي: حاج سيدجوادي، نصرالله ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي انتشار ,1348
مشخصات ظاهري: 180 ص .: مصور
موضوع: اسلام و علوم
118
عنوان : داروينيسم و مذهب ، نبرد انديشه ها در زيست شناسي
پديدآور اصلي: فرهيخته ، نورالدين ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دهخدا ,1347
مشخصات ظاهري: 158 ص
موضوع: تكامل / علم و دين - تاريخ مناقشات / داروين ، چارلز رابرت ، 1809-2881
119
عنوان : عشق و پرستش يا ترموديناميك انسان
پديدآور اصلي: بازرگان ، مهدي، 1287-
وضعيت نشر/تهيه: تهران : حسن محجوب ,1344
مشخصات ظاهري: 222 ص .: نمودار، عكس
موضوع: دين و علم - 1900- ،سخنراني ها و مقاله ها / عشق - سخنراني ها و مقاله ها / ترموديناميك - سخنراني ها و مقاله ها
120
عنوان : جامعه شناسي اديان : سلسله دروس تحقيقي ، علمي و ديني حسينيه ارشاد
پديدآور اصلي: شريعتي مزيناني ، علي ، 1312-6531
وضعيت نشر/تهيه:
مشخصات ظاهري: 516 ص
موضوع: دين و جامعه شناسي
121
عنوان : علم و دين
پديدآور اصلي: باربو، ايان
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز نشر دانشگاهي ,1374
مشخصات ظاهري: 533 ص
موضوع: علم و دين - تاريخ مناقشات / علوم - فلسفه / دين - فلسفه
122
عنوان : نقش اديان در تكامل انسان
پديدآور اصلي: بخت آور، كمال الدين ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1348
مشخصات ظاهري: 267 ص .: مصور، نمودار
موضوع: اديان
123
عنوان : دين شناسي تطبيقي
پديدآور اصلي: باهنر، محمدجواد، 1312-0631
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,1361
مشخصات ظاهري: 90 ص
موضوع: اديان / اسلام و اديان ديگر /
124
عنوان : شهر اسلامي
پديدآور اصلي: بمات ، نجم الدين ، 1922 - 5891
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ,1369
مشخصات ظاهري: 271 ص .: مصور، عكس
موضوع: خاور ميانه -- سير و سياحت -- مناظر / شهرها و شهرستانها -- خاورميانه -- مصور
125
عنوان : مقدس و نامقدس
پديدآور اصلي: الياده، ميرچا مولف , /1907 - 1986 م
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1375
مشخصات ظاهري: 176 ص
موضوع: دين
126
عنوان : خدا و انسان در فلسفه ياسپرس
پديدآور اصلي: نصري، عبدالله , /
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : آذرخش ,1375
مشخصات ظاهري: 388 ص
موضوع: ياسپرس ، كارل ، 1883 - 1969 Jaspers, Karl -- نقد و تفسير / دين -- فلسفه / انسان (فلسفه ) / هستي شناسي /
127
عنوان : دين و دولت در ايران نقش علما در دوره قاجار
پديدآور اصلي: الگار، حامد، 1940 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : توس ,1356
مشخصات ظاهري: پانزده ، 368 ص
موضوع: ايران -- تاريخ -- قاجاريان ، 1193 - 1344ق -- روحانيت / روحانيت -- ايران -- قرن 13ق / ايران -- دين -- قرن 13ق /
128
عنوان : سيدجمال الدين اسدآبادي و تفكر جديد
پديدآور اصلي: مجتهدي، كريم ، 1309 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر تاريخ ايران ,1363
مشخصات ظاهري: 103 ص
موضوع: جمال الدين اسدآبادي، 1254؟ - 4131 /
129
عنوان : تشكيل شاهنشاهي صفويه احياء وحدت ملي
پديدآور اصلي: مجيرشيباني ، نظام الدين , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1346
مشخصات ظاهري: 276 ص
موضوع: اسماعيل صفوي اول ، شاه ايران ، 892-930ق / ايران -- تاريخ -- صفويان ، 907-1148ق /
130
عنوان : تاريخ اجتماعي و سياسي ايران از زمان ناصرالدين شاه تا آخر سلسله قاجاريه
پديدآور اصلي: بهرامي ، عبدالله ، 1267- , /
وضعيت نشر/تهيه: ,1344
مشخصات ظاهري: 642 ص
موضوع: ناصرالدين شاه قاجار، شاه ايران ، 1247-3131 / ايران -- تاريخ -- قاجاريان ، 1193-1344ق /
131
عنوان : دين و دولت در ايران عهد مغول
پديدآور اصلي: بياني ، شيرين (اسلامي ندوشن )، 1317 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز نشر دانشگاهي ,1371 - 0731
مشخصات ظاهري: 2 ج
موضوع: ايران - تاريخ -- مغولان و ايلخانان ، 616 - 756ق / مغولان - دين و اساطير /
132
عنوان : جنبش هاي ديني ايراني در قرنهاي دوم و سوم هجري
پديدآور اصلي: صديقي ، غلامحسين ، 1284 - 0731 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : پاژنگ ,1372
مشخصات ظاهري: شانزده ، 407 ص
موضوع: ايران - تاريخ -- حكومت اعراب و جنبشهاي ملي ، تا 205ق /
133
عنوان : پنجاه سال تاريخ ايران در دوره ناصري: مستند به اسناد تاريخي و آرشيوي
پديدآور اصلي: بياني ، خانبابا، 1288 - 5731
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر علم ,1375
مشخصات ظاهري: 6 ج . (در چهار مجلد): مصور، نقشه ، جدول ، نمونه ، عكس
موضوع: ناصرالدين قاجار، شاه ايران ، 1247 - 1313ق . -- سرگذشتنامه / ايران -- تاريخ -- قاجاريان -- 1193 - 1344ق
134
عنوان : در آستانه رستاخيز، رساله اي در باب ديناميسم تاريخ
پديدآور اصلي: آريانپور، اميرحسين ، 1303-
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اميركبير ,1357
مشخصات ظاهري: 176 ص
موضوع: تاريخ -- فلسفه
135
عنوان : پيدايش دين و هنر
پديدآور اصلي: مورگان ، جان ، 1933
وضعيت نشر/تهيه: تهران : گوتنبرگ
مشخصات ظاهري: 183 ص .: مصور
موضوع: دين -- تاريخ / دين ابتدائي / هنر -- تاريخ / هنر و دين
136
عنوان : بنيانهاي اجتماعي دين
پديدآور اصلي: فضايي ، يوسف ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : چاپار ,1356
مشخصات ظاهري: 353 ص .: جدول
موضوع: اديان
137
عنوان : تلاش انسان در طبيعت
پديدآور اصلي: چيپولا، كارلو، 1922
وضعيت نشر/تهيه: تهران : جاويدان ,1356
مشخصات ظاهري: 132 ص .: نمودار، نقشه
موضوع: تاريخ اقتصاد، 1750-8191 / تاريخ اقتصاد - سده 02
138
عنوان : ايدئولوژي و اوتوپيا
پديدآور اصلي: مانهايم ، كارل ، 1893-7491 , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت ) ,1380
مشخصات ظاهري: هفت ، 440 ص
موضوع: جامعه شناسي - روش شناسي / شناخت (جامعه شناسي ) / مدينه فاضله / ايدئولوژي /
139
عنوان : خداوند دو كعبه : برخوردي با پي تريم الكساندروويچ سوروكين
پديدآور اصلي: ناصرالدين صاحب الزماني ، محمدحسن ، 1309 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : عطايي ,1347
مشخصات ظاهري: 254 ص .: جدول
موضوع: سوروكين ، پي تيريم الكساندروويچ ، 1889 - 1968، Sorokin, Pitirim Alek
140
عنوان : فصولي از تاريخ مبارزات سياسي و اجتماعي ايران جنبشهاي چپ
پديدآور اصلي: الموتي ، ضياءالدين ، 1292
وضعيت نشر/تهيه: تهران : چاپخش ,1370
141
عنوان : پژوهش در فرهنگ عمومي
گردآورنده : مريم زارع - تهيه و تنظيم : محسن فردرو
مشخصات ظاهری : تعداد صفحه:596 ، جلد نرم ، 16.5*23.5 -
وضعیت نشر :تهران انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1999 - چاپ دوم
142
1
عنوان : جامعه شناسي قشرها و نابرابريها
پديدآور اصلي: خدابنده لو، سعيد
وضعيت نشر/تهيه: مشهد : جهاد دانشگاهي مشهد ,1372
مشخصات ظاهري: 80 ص
موضوع: جامعه شناسي / طبقات اجتماع
2
عنوان : جامعه شناسي قشرها و نابرابريهاي اجتماعي
پديدآور اصلي: مومن كاشي ، محمد
وضعيت نشر/تهيه: گناباد : مرنديز ,1373
مشخصات ظاهري: 112 ص
موضوع: جامعه شناسي / طبقات اجتماع
3
عنوان : نابرابري اجتماعي : ديدگاههاي نظريه پردازان كلاسيك و معاصر
پديدآور اصلي: گرب ، ادوارد ج ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : معاصر ,1373
مشخصات ظاهري: 240 ص
موضوع: طبقات اجتماعي / جامعه شناسي
4
عنوان : جامعه شناسي قشربندي و نابرابريهاي اجتماعي نظري و كاربردي
پديدآور اصلي: تامين ، ملوين ماروين ، 1919
وضعيت نشر/تهيه: تهران : توتيا ,1373
مشخصات ظاهري: 195 ص .: جدول
موضوع: طبقات اجتماعي / برابري
5
عنوان : خانواده به منزله ساختاري در مقابل جامعه : نقد مباني نظري جامعه شناسي خانواده در آلمان
پديدآور اصلي: روزن باوم ، هايدي
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز نشر دانشگاهي ,1367
مشخصات ظاهري: شش ، 218 ص
موضوع: خانواده -- آلمان غربي / طبقات اجتماعي -- اروپا
6
عنوان : جامعه شناسي مردم كرد (آغا، شيخ و دولت ): ساختارهاي اجتماعي و سياسي كردستان
پديدآور اصلي: برويين سن ، مارتين وان ، 1946 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : پانيذ ,1378
مشخصات ظاهري: 503 ص .:نقشه ، نمودار
موضوع: كردستان - جنبه هاي جامعه شناسي
7
عنوان : جامعه شناسي قشرها و نابرابريهاي اجتماعي ( رشته علوم اجتماعي )
پديدآور اصلي: ملك ، حسن
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : دانشگاه پيام نور ,1374
مشخصات ظاهري: ي ، 184 ص .: جدول
موضوع: طبقات اجتماعي / برابري
8
عنوان : اگر فرزند دختر داريد ... جامعه شناسي و روان شناسي شكل گيري شخصيت در دخترها
پديدآور اصلي: جانيني بلوتي ، النا ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر ني ,1377
مشخصات ظاهري: 224 ص
موضوع: دختران / كودكان -- رشد / نقش جنسيت
9
عنوان : كرد و كردستان : بررسي از نظر جامعه شناسي و تاريخي همراه با 15 نقشه و 12 جدول
پديدآور اصلي: نيكيتين ، بازيل ، 1885 - 0691 ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : نيلوفر ,1366
مشخصات ظاهري: 627 ص .: تصوير، مصور، نقشه ، جدول
موضوع: كردان / كردستان -- تاريخ / كردستان -- اوضاع اجتماعي
10
عنوان : جامعه شناسي تاريخي زن
پديدآور اصلي: قطب ، محمد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : البرز
مشخصات ظاهري: 111 ص
موضوع: زنان - مسائل اجتماعي و اخلاقي
11
عنوان : قوميت و قوم گرايي در ايران ، افسانه و واقعيت
پديدآور اصلي: احمدي، حميد، 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر ني ,1379
مشخصات ظاهري: 447 ص .: نقشه ، جدول ، نمودار
موضوع: قوم شناسي -- ايران -- تاريخ / روابط قومي -- ايران -- تاريخ / ملي گرايي -- ايران / جامعه شناسي سياسي
12
عنوان : جامعه شناسي جنسيت
پديدآور اصلي: گرت ، استفاني ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر ديگر ,1380
مشخصات ظاهري: 196 ص
موضوع: نقش جنسيت
13
عنوان : مطالعاتي در باره طبقات اجتماعي
پديدآور اصلي: گورويچ ، ژرژ، 1894-5691
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي كتابهاي جيبي ,1358
مشخصات ظاهري: 251 ص
موضوع: طبقات اجتماعي / جامعه شناسي
14
عنوان : جامعه شناسي زنان
پديدآور اصلي: ابوت ، پاملا ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : ني ,1380
مشخصات ظاهري: 380 ص .: جدول
موضوع: جامعه شناسي - فلسفه / جامعه شناسي - روش شناسي / فمينيسم - نگرشها
15
عنوان : جامعه شناسي زنان و خانواده
پديدآور اصلي: شيخي ، محمد تقي ، 1327-
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت سهامي انتشار ,1380
مشخصات ظاهري: 280 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: خانواده - جنبه هاي جامعه شناختي / زنان - جنبه هاي جامعه شناختي / زناشويي - جنبه هاي جامعه شناختي
16
عنوان : فرادستي و فرودستي در زبان
پديدآور اصلي: پاك نهاد جبروتي ، مريم ، 1350 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : گام نو ,1381
مشخصات ظاهري: 192 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: جامعه شناسي زبان / زنان -- زبان / تعصب جنسي در زبان / فارسي -- تفاوتهاي جنسي
17
عنوان : جنسيت و مشاركت درآمدي بر جامعه شناسي مشاركت سياسي زنان ايراني
پديدآور اصلي: محمدي اصل ، عباس ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : روشنگران و مطالعات زنان ,1381
مشخصات ظاهري: 195 ص 0: جدول
موضوع: زنان -- ايران -- وضع سياسي و اجتماعي / زنان -- ايران -- فعاليتهاي سياسي / زنان ايراني -- فعاليتهاي سياسي 19
عنوان : جامعه شناسي قشرها و نابرابريهاي اجتماعي
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: مشهد : نيكا ,1381
مشخصات ظاهري: 159 ص
موضوع: طبقات اجتماعي / جامعه شناسي / جامعه شناسي ماركسيستي / برابري
20
عنوان : قوميت و قوم گرايي در ايران ، از افسانه تا واقعيت
پديدآور اصلي: احمدي، حميد مولف /- 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر ني ,1383
مشخصات ظاهري: 447 ص .: نقشه ، جدول ، نمودار
موضوع: قوم شناسي -- ايران -- تاريخ / روابط قومي -- ايران -- تاريخ / ملي گرايي -- ايران / جامعه شناسي سياسي
21
عنوان : جامعه شناسي قشرها و نابرابريهاي اجتماعي ( رشته علوم اجتماعي )
پديدآور اصلي: ملك ، حسن ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : دانشگاه پيام نور ,1374
مشخصات ظاهري: ي ، 184 ص .: جدول
موضوع: طبقات اجتماعي / برابري
22
عنوان : آزادي يا اسارت زن (مقدمه اي بر جامعه شناسي زن )
پديدآور اصلي: فرهت قائم مقامي ، ابوالقاسم ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1355
مشخصات ظاهري: 283 ص
موضوع: زنان
23
عنوان : طبقات اجتماعي
پديدآور اصلي: لاروك ، پير، 1907
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان كتابهاي جيبي ,1346
مشخصات ظاهري: 196 ص
موضوع: طبقات اجتماعي / جامعه شناسي
24
عنوان : جامعه شناسي طبقات اجتماعي
پديدآور اصلي: اديبي ، حسين
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشكده علوم اجتماعي و تعاون ,1354
مشخصات ظاهري: 265 ص .: جدول
موضوع: طبقات اجتماعي / جامعه شناسي
25
عنوان : جامعه شناسي طبقات اجتماعي در آمريكا و گزيده اي از آثار جامعه شناسان آمريكا
پديدآور اصلي: اشرف ، احمد
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي ,1346
مشخصات ظاهري: دوازده ، 427 ص .: نمودار
موضوع: طبقات اجتماعي - ايالات متحده آمريكا
26
عنوان : تغييرات اجتماعي برنامه ريزيشده
پديدآور اصلي: جوادي يگانه ، محمدرضا، 1348 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اداره كل تحقيق و توسعه صدا ,1380
مشخصات ظاهري: 189 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: تحولات اجتماعي - روش شناسي / تحولات اجتماعي -- مديريت / جامعه شناسي سياسي
27
عنوان : ديدگاه هاي جامعه شناسي در باره تغييرات اجتماعي
پديدآور اصلي: مساواتي آذر، مجيد , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مولف ,1372
مشخصات ظاهري: 244 ص .: مصور
موضوع: تحولات اجتماعي / جامعه شناسي /
28
عنوان : تغييرات اجتماعي
پديدآور اصلي: روشه ، گي ، 1924 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر ني ,1379
مشخصات ظاهري: 248 ص
موضوع: تحولات اجتماعي / جامعه شناسي /
29
عنوان : تغييرات اجتماعي برنامه ريزيشده
پديدآور اصلي: جوادي يگانه ، محمدرضا، 1348 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اداره كل تحقيق و توسعه صدا ,1380
مشخصات ظاهري: 189 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: تحولات اجتماعي - روش شناسي / تحولات اجتماعي -- مديريت / جامعه شناسي سياسي /
30
عنوان : جامعه شناسي تغييرات فرهنگي در ايران
پديدآور اصلي: آزاد ارمكي، تقي مولف , /- 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : آن ,1383
مشخصات ظاهري: 240 ص.: جدول
موضوع: تحولات اجتماعي - ايران / فرهنگ -- جنبه هاي اجتماعي / فرهنگ اسلامي -- ايران / فرهنگ -- ايراني / جامعه شناسي - ايران /
31
عنوان : جامعه شناسي تغييرات فرهنگي در ايران
پديدآور اصلي: آزاد ارمكي، تقي مولف , /1336 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : آن ,1383
مشخصات ظاهري: 240 ص
موضوع: تحولات اجتماعي - ايران / فرهنگ -- جنبه هاي اجتماعي / فرهنگ اسلامي -- ايران / فرهنگ -- ايراني / جامعه شناسي -- ايران /
32
عنوان : آگاهي و جامعه
پديدآور اصلي: هيوز، هنري استيوارت ، 1916 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ,1369
مشخصات ظاهري: 408 ص
موضوع: علوم اجتماعي -- اروپا -- تاريخ - قرن بيستم / اروپا -- زندگي فرهنگي -- قرن 02 /
96
عنوان : مباني ارتباطات جمعي
پديدآور اصلي: دادگران ، محمد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : فيروزه ,1374
مشخصات ظاهري: 192 ص .: مصور، نمودار
موضوع: ارتباط / رسانه هاي گروهي
97
عنوان : مباني ارتباطات
پديدآور اصلي: فرهنگي، علي اكبر مولف , /1321 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سنجش ,1381
مشخصات ظاهري: و، 238 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: ارتباط / رسانه هاي گروهي / ارتباط -- آزمونها و تمرينها / رسانه هاي گروهي -- آزمونها و تمرينها
98
عنوان : مباني نگارش رسانه اي
پديدآور اصلي: مسعودي، اميد، 1336 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : خجسته ,1380
مشخصات ظاهري: 144 ص .: جدول
موضوع: روزنامه نگاري -- نويسندگي / خبرنگاران و خبرنگاري -- نويسندگي / فن نگارش -- مطبوعات -- ايران
99
عنوان : جامعه شناسي سينما
پديدآور اصلي: هواكو، جورج .
وضعيت نشر/تهيه: تهران : آينه ,1361
مشخصات ظاهري: 214 ص .: مصور، جدول
موضوع: سينما - جنبه هاي اجتماعي / سينما - ايتاليا / سينما - شوروي / سينما - آلمان /
100
عنوان : جامعه شناسي ارتباطات
پديدآور اصلي: ساروخاني، باقر مولف , /- 1318
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اطلاعات ,1367
مشخصات ظاهري: 200 ص .: جدول
موضوع: ارتباط -- جنبه هاي اجتماعي /
101
عنوان : جامعه شناسي وسائل ارتباط جمعي
پديدآور اصلي: كازنو، ژان , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اطلاعات ,1373
مشخصات ظاهري: ه ، 414 ص
موضوع: ارتباط - جنبه هاي اجتماعي / رسانه هاي گروهي - جنبه هاي اجتماعي /
102
عنوان : مقدمه بر جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي
پديدآور اصلي: فرهت قائم مقامي ، ابوالقاسم , /
وضعيت نشر/تهيه: ,1355
مشخصات ظاهري: 196 ص
موضوع: جامعه شناسي / رسانه هاي گروهي /
103
عنوان : جامعه شناسي راديو تلويزيون
پديدآور اصلي: كازنوو، ژان , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دفتر راديو تلويزيون ملي ايران ,1354
مشخصات ظاهري: 86 ص
موضوع: راديو - پخش / تلويزيون - بخش /
104
عنوان : جامعه شناسي قدم اول
پديدآور اصلي: آزبورن ، ريچارد، 1952 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شيرازه ,1378
مشخصات ظاهري: 174 ص .: مصور
موضوع: جامعه شناسي / جامعه شناسي -- تصويرها و كاريكاتورها /
105
عنوان : نظريه رسانه ها
پديدآور اصلي: اينگليس ، فرد، 1937 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، مركز تحقيقات ، مطالعات و تشخيص برنامه اي ,1377
مشخصات ظاهري: 348 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي
106
عنوان : تحليل انتقادي گفتمان
پديدآور اصلي: فركلاف ، نورمن ، 1941
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1379
مشخصات ظاهري: 310 ص .: جدول
موضوع: گفتمان -- مقاله ها و خطابه ها / جامعه شناسي زبان / رسانه هاي گروهي -- گفتمان / رسانه هاي گروهي و زبان /
107
عنوان : مقدمه اي بر جامعه شناسي تلويزيون در ايران
پديدآور اصلي: اسدي، علي , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات قسمت سنجش افكار و تحقيقات اجتماعي تلويزيون ملي ايران ,1346
مشخصات ظاهري: 90 ص
موضوع: تلويزيون -- ايران -- جنبه هاي اجتماعي / تلويزيون -- ايران -- تماشاگران /
108
عنوان : جامعه شناسي جامعه اطلاعاتي
پديدآور اصلي: محسني ، منوچهر، 1321 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : ديدار ,1380
مشخصات ظاهري: 210 ص .: مصور، جدول ، نمودار
موضوع: جامعه اطلاعاتي / تكنولوژي اطلاعات / جامعه اطلاعاتي -- جنبه هاي اجتماعي /
109
عنوان : درآمدي به جامعه شناسي انساني
پديدآور اصلي: سوآن ، آبرام دو , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دوران ,1382
مشخصات ظاهري: 242 ص
موضوع: نظامهاي اجتماعي / روابط اجتماعي /
110
عنوان : دگرگوني اجتماعي و فيلم هاي سينمايي در ايران : جامعه شناسي فيلم هاي عامه پسند در ايران (1357 - 1309)
پديدآور اصلي: اجلالي، پرويز مولف /- 1330
وضعيت نشر/تهيه: تهران : فرهنگ انديشه ,1383
مشخصات ظاهري: 432 ص .: مصور، نقشه ، جدول ، نمودار
موضوع: سينما -- ايران -- جنبه هاي اجتماعي / سينما -- ايران -- تاريخ / سينما -- ايران -- نقد و تفسير /
111
عنوان : گذر از نوگرايي ارتباطات و دگرگوني جامعه
پديدآور اصلي: مولانا، حميد ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1371
مشخصات ظاهري: 329 ص
موضوع: شبكه هاي اطلاع رساني / خدمات اطلاع رساني / پايگاههاي اطلاعات / نظامهاي اطلاعاتي مديريت
112
عنوان : فرهنگ علوم مطبوعات و ارتباطات انگليسي - فارسي
پديدآور اصلي: مهاجري، ع .ع , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مژده ,1369
مشخصات ظاهري: شانزده ، 951 ص
موضوع: زبان انگليسي - واژه نامه ها - فارسي / ارتباط - واژه نامه ها - انگليسي /
113
عنوان : واژه نامه ارتباطات
پديدآور اصلي: شكرخواه، يونس مولف , /1336 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1382
مشخصات ظاهري: [215] ص
موضوع: ارتباط -- واژه نامه ها -- انگليسي / رسانه هاي گروهي -- واژه نامه ها -- انگليسي / روزنامه نگاري -- واژه نامه ها -- انگليسي
114
عنوان : ارتباطات انساني
پديدآور اصلي: فرهنگي ، علي اكبر، 1321
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه خدمات فرهنگي رسا ,1376
مشخصات ظاهري: 360 ص .: مصور
موضوع: ارتباط بين اشخاص / ارتباط
115
عنوان : كاربرد نظريه هاي ارتباطات : مقدمه اي بر ارتباطات برنامه ريزي شده
پديدآور اصلي: ويندال ، سون , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1376
مشخصات ظاهري: 381 ص
موضوع: ارتباط / رسانه هاي گروهي
116
عنوان : اطلاعات و ارتباطات
پديدآور اصلي: آذرنگ ، عبدالحسين , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ,1370
مشخصات ظاهري: هفت ، 147 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: خدمات اطلاع رساني - مقاله ها و خطابه ها / ارتباط گفتاري - مقاله ها و خطابه ها / ارتباط بين المللي - مقاله ها و خطابه ها
117
عنوان : ارتباطات براي توسعه و تغيير اجتماعي
پديدآور اصلي: ماتور، كانوار بهادر، 1928-
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان برنامه و بودجه ، مركز مدارك اقتصادي - اجتماعي ,1376
مشخصات ظاهري: 138 ص
موضوع: ارتباط و رشد اقتصادي / تحولات اجتماعي / ارتباط برنامه ريزي / رسانه هاي گروهي و جنبه هاي اجتماعي
118
عنوان : سير ارتباطات اجتماعي در ايران
پديدآور اصلي: مولانا، حميد ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : انتشارات دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي ,1358
مشخصات ظاهري: 304 ص
موضوع: ارتباط (ايران ) - جنبه هاي اجتماعي / روزنامه نگاري (ايران ) / مطبوعات (ايران ) / چاپ (ايران ) - تاريخ
119
عنوان : جامعه شناسي ارتباطات
پديدآور اصلي: ساروخاني، باقر مولف , - 1318
وضعيت نشر/تهيه: تهران : اطلاعات ,1367
مشخصات ظاهري: 200 ص .: جدول
موضوع: ارتباط -- جنبه هاي اجتماعي
120
عنوان : بازنگري در ارتباطات مسائل مربوط به نگاره ها
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1374
مشخصات ظاهري: 171 ص .: نمودار
موضوع: ارتباط -- روش شناسي
121
عنوان : تجزيه و تحليل ارتباطات سازماني
پديدآور اصلي: هميلتون ، سيمور، 1941 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه علامه طباطبائي ,1375
مشخصات ظاهري: دوازده ، 273 ص .: جدول
موضوع: ارتباط در سازمانها / ارتباط در مديريت كارمندان
122
عنوان : ارتباط شناسي (ارتباطات انساني ميان فردي، گروهي ، جمعي )
پديدآور اصلي: محسنيان راد، مهدي، 1324 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1369
مشخصات ظاهري: 573، 34 ص .: مصور، جدول ، نمودار، عكس
موضوع: ارتباط / روابط اجتماعي
123
عنوان : ارتباطات سياسي (ارتباطات ، توسعه و مشاركت سياسي )
پديدآور اصلي: علوي، پرويز ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه نشر علوم نوين ,1375
مشخصات ظاهري: [216] ص .: جدول ، نمودار
موضوع: ارتباط -- سياست دولت / رسانه هاي گروهي -- سياست دولت
124
عنوان : ارتباطات فراملي و جهان سوم
پديدآور اصلي: ساسمن ، جرالد ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1374
مشخصات ظاهري: 279 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: مخابرات -- كشورهاي در حال رشد / تكنولوژي اطلاعات -- كشورهاي در حال رشد
125
عنوان : افكار عمومي و ارتباطات
پديدآور اصلي: اسدي، علي ، 1314 - 0731 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1371
مشخصات ظاهري: 244 ص .: نمودار
موضوع: افكار عمومي / رسانه هاي گروهي - جنبه هاي اجتماعي
126
عنوان : به سوي سياستهاي ارتباطي واقع بينانه : بررسي تحليلي از گرايشها و انديشه هاي نوين در زمينه ارتباطات
پديدآور اصلي: لي ، جان اي. آر ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش ,1356
مشخصات ظاهري: 144 ص
موضوع: ارتباطات
127
عنوان : ارتباط و تكنولوژي آموزشي
پديدآور اصلي: رشيدپور، ابراهيم , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مولف ,1355
مشخصات ظاهري: 236 ص
موضوع: ارتباطات / تكنولوژي آموزشي
128
عنوان : ارتباطات
پديدآور اصلي: محسني ، منوچهر ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ، دانشكده بهداشت گروه اپيدميولوژي و اكولوژي ,1349
مشخصات ظاهري: 251 ص .: جدول
موضوع: ارتباط جمعي
129
عنوان : روش تحقيق در محتوي مطبوعات با كلياتي در باره تجزيه و تحليل محتوي ارتباطات جمعي
پديدآور اصلي: معتمدنژاد، كاظم ، 1313-
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي ,1356
مشخصات ظاهري: 448 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: مطبوعات - ايران - تحقيق
130
عنوان : ارتباطات اقناعي
پديدآور اصلي: بينگر، اتولر ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز تحقيقات ، مطالعات و سنجش برنامه اي صدا و سيما ,1376
مشخصات ظاهري: ط، 336 ص .: جدول
موضوع: نگرش (روانشناسي ) - تغيير / تاثير اجتماعي / رسانه هاي گروهي
131
عنوان : فهرستگان ارتباطات توصيفي - موضوعي
پديدآور اصلي: محسنيان راد، مهدي , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ,1372
مشخصات ظاهري: 828 ص
موضوع: ارتباط-فهرستگانها / رسانه هاي گروهي - فهرستگانها / اطلاع رساني - فهرستگانها
132
عنوان : طبقه بندي مفاهيم در ارتباطات
پديدآور اصلي: بليك ، ريد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1378
مشخصات ظاهري: 182 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: ارتباط /
133
عنوان : طراحي و ارتباطات بصري: رهنمودي بر روش شناسي بصري
پديدآور اصلي: موناري، برونو، 1907 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1375
مشخصات ظاهري: 360 ص .: مصور، نمودار
موضوع: هنرهاي تزئيني / طرحهاي صنعتي
134
عنوان : انگليسي براي دانشجويان رشته روزنامه نگاري و علوم ارتباطات
پديدآور اصلي: حسيني ، محمد ضيا , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سمت ,1377
مشخصات ظاهري: 722 ص .: مصور
موضوع: زبان انگليسي - كتابهاي درسي - روزنامه نگاري
135
عنوان : اصطلاحنامه فرهنگ ، ارتباطات ، اطلاعات از اصطلاحنامه يونسكو
پديدآور اصلي: , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دفتر پژوهشهاي فرهنگي ,1375
مشخصات ظاهري: 260 ص .
موضوع: سرعنوانهاي موضوعي / نمايه سازي
136
عنوان : رسانه ها، ارتباطات ، فرهنگ - رهيافتي جهاني
پديدآور اصلي: لال ، جيمز ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات موسسه ايران ,1379
مشخصات ظاهري: 262 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي / ارتباط
137
عنوان : ايدئولوژي و فرهنگ مدرن (نظريه اجتماعي انتقادي در عصر ارتباطات توده گير)
پديدآور اصلي: تامپسون ، جان بروكشاير ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه فرهنگي آينده پويان تهران ,1378
مشخصات ظاهري: 418 ص
موضوع: فرهنگ / ايدئولوژي / رسانه هاي گروهي
138
عنوان : رسانه ها، ارتباطات ، فرهنگ رهيافتي جهاني
پديدآور اصلي: لال ، جيمز , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات موسسه ايران ,1379
مشخصات ظاهري: 262 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي / ارتباط
139
عنوان : نظريه هاي ارتباطات
پديدآور اصلي: سورين ، ورنر جوزف ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1381
مشخصات ظاهري: 575 ص 0: جدول ، نمودار
موضوع: رسانه هاي گروهي / ارتباط
140
عنوان : ارتباطات سازماني
پديدآور اصلي: دهقان ، عليرضا ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه كار و تامين اجتماعي ,1380
مشخصات ظاهري: 82 ص 0: جدول ، نمودار
موضوع: ارتباط در سازمانها /
141
عنوان : دين و ارتباطات
پديدآور اصلي: محمدي، مجيد، 1339- ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كوير ,1382
مشخصات ظاهري: 440 ص 0: جدول
موضوع: ارتباط -- جنبه هاي مذهبي
142
عنوان : نظريه هاي ارتباطات اجتماعي
پديدآور اصلي: رزاقي ، افشين , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : پيكان ,1381
مشخصات ظاهري: 211 ص 0: جدول
موضوع: ارتباط -- جنبه هاي اجتماعي / رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اجتماعي / ارتباط و تكنولوژي /
143
عنوان : واژه نامه ارتباطات
پديدآور اصلي: شكرخواه ، يونس ، 1336 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1381
مشخصات ظاهري: 216 ص
موضوع: ارتباط -- واژه نامه ها -- انگليسي / رسانه هاي گروهي -- واژه نامه ها -- انگليسي / روزنامه نگاري -- واژه نامه ها -- انگليسي
144
عنوان : بعد فرهنگي ارتباطات براي توسعه
پديدآور اصلي: بورن ، اد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، مركز تحقيقات مطالعات سنجش برنامه اي ,1379
مشخصات ظاهري: 278 ص .: مصور، جدول ، نمودار
موضوع: ارتباط -- كشورهاي در حال رشد / رسانه هاي گروهي -- كشورهاي در حال رشد / ارتباط و فرهنگ / ارتباط -- كشورهاي در حال رشد -- برنامه ريزي /
145
عنوان : ارتباطات سياسي در عمل دولتها، نهادها، جنبشها و مخاطبان
پديدآور اصلي: پالتز، ديويد، 1934 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، مركز تحقيقات ، مطالعات و سنجش برنامه اي ,1380
مشخصات ظاهري: 392 ص .: جدول
موضوع: ارتباط -- سياست / ارتباط جنبه هاي سياسي
146
عنوان : تبليغ اسلامي و دانش ارتباطات اجتماعي
پديدآور اصلي: خندان ، محسن ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان تبليغات اسلامي ، مركز چاپ و نشر ,1374
مشخصات ظاهري: 306 ص .: مصور، جدول
موضوع: اسلام -- تبليغات
147
عنوان : درآمدي بر ارتباطات سنتي در ايران
پديدآور اصلي: فرقاني ، محمدمهدي، 1331- ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1382
مشخصات ظاهري: 148 ص 0: مصور
موضوع: ارتباط -- ايران -- تاريخ / ارتباط گفتاري
148
عنوان : كتابشناسي تاريخ اسلام
پديدآور اصلي: نوري، محمد، 1340 - ، گردآورنده ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : الهدي ,1379
مشخصات ظاهري: 301 ص
موضوع: اسلام -- تاريخ -- كتابشناسي
149
عنوان : مجموعه مقالات نخستين همايش بررسي و شناخت مسائل ايرانيان مقيم خارج از كشور
پديدآور اصلي: همايش بررسي و شناخت مسائل ايرانيان مقيم خارج از كشور(نخستين : 1379:تهران ) ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كميل ,1379
مشخصات ظاهري: 395 ص .:مصور
موضوع: ايران -- مهاجرت -- كنگره ه / ايرانيان -- كشورهاي خارجي -- كنگره ها / مهاجرت -- كنگره ها
150
عنوان : اقتصاد سياسي ارتباطات جهاني و امنيت انساني
پديدآور اصلي: ويلكين ، پيتر ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : پژوهشكده مطالعات راهبردي ,1381
مشخصات ظاهري: 215 ص
موضوع: مخابرات -- تلفيقها / رسانه هاي گروهي -- تلفيقها / يكپارچه سازي و تلفيق شركتها / جهاني شدن -- جنبه هاي اقتصادي / مخابرات -- جنبه هاي سياسي /
151
عنوان : درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي
پديدآور اصلي: مكوايل ، دنيس ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1382
مشخصات ظاهري: [471] ص .: مصور، جدول
موضوع: رسانه هاي گروهي
152
عنوان : راهنماي ارتباطات 8731
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه انتشارات اميركبير ,1378
مشخصات ظاهري: 294ص .:مصور
موضوع: ايران -راهنماي تلفن
153
عنوان : فهرستگان ارتباطات : توصيفي - موضوعي
پديدآور اصلي: قاسمي ، فريد، 1343 - , /
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,-31
مشخصات ظاهري: ج2.
موضوع: ارتباط -- فهرستگانها / وسايل ارتباط جمعي -- فهرستگانها / مطبوعات -- فهرستگانها / اطلاع رساني -- فهرستگانها /
154
عنوان : نظام هاي اطلاعات استراتژيك
پديدآور اصلي: احمدي، حسين مولف , /- 1338
وضعيت نشر/تهيه: قم : صبح صادق ,1382
مشخصات ظاهري: 100 ص .: مصور، جدول ، نمودار
موضوع: نظامهاي اطلاعاتي مديريت / تكنولوژي اطلاعات
155
عنوان : اطلاعات جهاني و جهان ارتباطات : مرزهاي نو در روابط بين الملل
پديدآور اصلي: مولانا، حميد مولف , /- 1315
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كتابدار ,1382
مشخصات ظاهري: 334 ص. جدول
موضوع: ارتباط بين المللي
156
عنوان : پويايي ارتباطات انساني
پديدآور اصلي: مايرز، گيل مولف , /1923 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشكده صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ,1383
مشخصات ظاهري: 20، 404 ص .: مصور، جدول
موضوع: ارتباط بين اشخاص
157
عنوان : الفباي ارتباطات
پديدآور اصلي: گيل، ديويد مولف , /1934 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1384
مشخصات ظاهري: 295 ص.: مصور، جدول
موضوع: ارتباط
158
عنوان : ارتباطات جهاني در حال گذار پايان چندگونگي؟
پديدآور اصلي: مولانا، حميد مولف , /1315 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1384
مشخصات ظاهري: 278 ص
موضوع: ارتباط بين المللي / ارتباط -- جنبه هاي اجتماعي / ارتباط و فرهنگ / ارتباط و تكنولوژي
159
عنوان : خانواده و تلويزيون
پديدآور اصلي: اعزازي، شهلا ,
وضعيت نشر/تهيه: گناباد : مرنديز ,1373
مشخصات ظاهري: 201 ص .: جدول
موضوع: رسانه هاي گروهي - ايران - جنبه هاي اجتماعي / تلويزيون - ايران - جنبه هاي اجتماعي / تلويزيون و كودكان
160
عنوان : كاربرد نظريه هاي ارتباطات : مقدمه اي بر ارتباطات برنامه ريزي شده
پديدآور اصلي: ويندال ، سون ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1376
مشخصات ظاهري: 381 ص
موضوع: ارتباط / رسانه هاي گروهي
161
عنوان : مباني ارتباطات جمعي
پديدآور اصلي: دادگران ، محمد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : فيروزه ,1374
مشخصات ظاهري: 192 ص .: مصور، نمودار
موضوع: ارتباط / رسانه هاي گروهي
162
عنوان : ارتباطات براي توسعه و تغيير اجتماعي
پديدآور اصلي: ماتور، كانوار بهادر، 1928- ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان برنامه و بودجه ، مركز مدارك اقتصادي - اجتماعي ,1376
مشخصات ظاهري: 138 ص
موضوع: ارتباط و رشد اقتصادي / تحولات اجتماعي / ارتباط برنامه ريزي / رسانه هاي گروهي و جنبه هاي اجتماعي
162
عنوان : رسانه ها و نمادها: صورتهاي بيان ، ارتباط و آموزش
پديدآور اصلي: اولسون ، ديويد، ويراستار ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1377
مشخصات ظاهري: 697 ص .: مصور
موضوع: تكنولوژي آموزشي ارتباط در آموزش و پرورش / رسانه هاي گروهي
163
عنوان : يك جهان ، چندين صدا (گزارش مك برايد)
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1369
مشخصات ظاهري: 270 ص .: جدول
موضوع: ارتباط - جنبه هاي اجتماعي / رسانه هاي گروهي - جنبه هاي سياسي
164
عنوان : رويكرد اخلاقي در رسانه ها: (مجموعه مقالات )
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1375
مشخصات ظاهري: ج
موضوع: رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اخلاقي -- مقاله ها و خطابه ها
165
عنوان : وسايل ارتباط جمعي و امپراتوري امريكا
پديدآور اصلي: شيلر، هربرت ، 1919 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1377
مشخصات ظاهري: 352 ص
موضوع: ارتباط -- ايالات متحده / رسانه هاي گروهي -- ايالات متحده / ارتباط بين المللي
166
عنوان : كودكان و خشونت در رسانه هاي جمعي
پديدآور اصلي: كارلسون ، اولا، 1950 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، مركز تحقيقات ، مطالعه و سنجش برنامه اي ,1380
مشخصات ظاهري: 547 ص .: جدول
موضوع: رسانه هاي گروهي و كودكان / خشونت در رسانه هاي گروهي / كودكان و خشونت
167
عنوان : واژه نامه ارتباطات
پديدآور اصلي: شكرخواه ، يونس ، 1336 - , /
نشر: صدا و سيما ,1381
مشخصات ظاهري: 216 ص
موضوع: ارتباط -- واژه نامه ها -- انگليسي / رسانه هاي گروهي -- واژه نامه ها -- انگليسي / روزنامه نگاري -- واژه نامه ها -- انگليسي
168
عنوان : بعد فرهنگي ارتباطات براي توسعه
پديدآور اصلي: بورن ، اد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، مركز تحقيقات مطالعات سنجش برنامه اي ,1379
مشخصات ظاهري: 278 ص .: مصور، جدول ، نمودار
موضوع: ارتباط -- كشورهاي در حال رشد / رسانه هاي گروهي -- كشورهاي در حال رشد / ارتباط و فرهنگ / ارتباط -- كشورهاي در حال رشد -- برنامه ريزي /
169
عنوان : صنايع فرهنگي مانعي بر سر راه آينده فرهنگ
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه پژوهشي نگاه معاصر ,1380
مشخصات ظاهري: 425 ص .: جدول
موضوع: فرهنگ / رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اجتماعي / هنر و اجتماع / صنعت -- جنبه هاي اجتماعي
170
عنوان : تحليل پيام هاي رسانه اي كاربرد تحليل محتواي كمي در تحقيق
پديدآور اصلي: رايف ، دانيل ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما): صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، مركز تحقيقات مطالعات و سنجش برنامه اي ,1381
مشخصات ظاهري: 221 ص .: جدول
موضوع: تحليل محتوا / رسانه هاي گروهي -- تحقيق -- روش شناسي / رسانه هاي گروهي -- روشهاي آماري
171
عنوان : اقتصاد سياسي ارتباطات جهاني و امنيت انساني
پديدآور اصلي: ويلكين ، پيتر ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : پژوهشكده مطالعات راهبردي ,1381
مشخصات ظاهري: 215 ص
موضوع: مخابرات -- تلفيقها / رسانه هاي گروهي -- تلفيقها / يكپارچه سازي و تلفيق شركتها / جهاني شدن -- جنبه هاي اقتصادي / مخابرات -- جنبه هاي سياسي /
172
عنوان : پيرامون ساخت و نقش رسانه ها
پديدآور اصلي: اكرمي ، جمشيد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش ,1356
مشخصات ظاهري: 478 ص 0: جدول ، نمودار
موضوع: ارتباط جمعي -- ايران -- كنگره ها
173
عنوان : مجموعه مقالات دومين سمينار بررسي مطبوعات ايران ، تهران ، خرداد ماه 7731
پديدآور اصلي: سمينار بررسي مسائل مطبوعات ايران (دومين : 1377: تهران ) , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1377
مشخصات ظاهري: 2 ج . (963 ص )
موضوع: مطبوعات -- ايران -- كنگره ها
174
عنوان : درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي
پديدآور اصلي: مكوايل ، دنيس ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1382
مشخصات ظاهري: [471] ص .: مصور، جدول
موضوع: رسانه هاي گروهي
175
عنوان : مديريت سازمان هاي رسانه اي در BBC [بي بي سي ] و CNN [سي ان ان ]
پديدآور اصلي: كونگ - شانكلمن ، لوسي , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح آينده ,1382
مشخصات ظاهري: 382 ص .: مصور، نمودار
موضوع: بنگاه سخن پراكني بريتانيا British Broadcasting corporation / پخش برنامه -- انگلستان / پخش برنامه -- ايالات متحده /
176
عنوان : ايران 79 در آئينه مطبوعات
پديدآور اصلي: مصور رحماني ، محمود، 1319 - ، گردآورنده ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : گوينده ,- 1831
مشخصات ظاهري: ج .: جدول
موضوع: ايران -- تاريخ -- جمهوري اسلامي ، 1376 - -- مطبوعات / مطبوعات -- ايران / ايران -- سياست و حكومت -- 1379 - . / مطبوعات و سياست -- ايران / ايران -- تاريخ -- جمهوري اسلامي ، 1376 - -- جناحهاي سياسي /
177
عنوان : مطبوعات فارسي زبان در قاره آسيا و منطقه قفقاز (1780 - 1999م )
پديدآور اصلي: جعفري خانقاه ، مهدي ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1380
مشخصات ظاهري: 315 ص
موضوع: نشريات ادواري فارسي -- آسيا -- فهرستها / نشريات ادواري فارسي -- قفقاز -- فهرستها /
178
عنوان : ايران 79 در آئينه مطبوعات
پديدآور اصلي: مصور رحماني ، محمود، 1319 - ، گردآورنده ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : گوينده ,- 1831
مشخصات ظاهري: ج .: جدول
موضوع: ايران -- تاريخ -- جمهوري اسلامي ، 1376 - -- مطبوعات / مطبوعات -- ايران / ايران -- سياست و حكومت -- 1379 - . / مطبوعات و سياست -- ايران / ايران -- تاريخ -- جمهوري اسلامي ، 1376 - -- جناحهاي سياسي /
179
عنوان : جبهه فرهنگ و فرهنگ جبهه : (نقد رسانه اي مجموعه ي فرهنگ جبهه )
پديدآور اصلي: مهرآبادي، محسن ، 1346 - ، گردآورنده , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : فرهنگ گستر: سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1381
مشخصات ظاهري: 184 ص
موضوع: فهيمي ، مهدي، 1332 - ، فرهنگ جبهه -- نقد و تفسير / جنگ ايران و عراق ، 1359 - 7631
180
عنوان : راهنماي مطبوعات ايران (1371 - 1357)
پديدآور اصلي: قاسمي ، فريد، 1343 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1372
مشخصات ظاهري: 514 ص
موضوع: مطبوعات -- ايران -- راهنماها
181
عنوان : بازانديشي در باره رسانه ، دين و فرهنگ
پديدآور اصلي: هوور، استوارت ، 1951 - م , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1381
مشخصات ظاهري: ج ، 382 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي مذهبي -- مقاله ها و خطابه ها / رسانه هاي گروهي و فرهنگ -- مقاله ها و خطابه ها / دين و فرهنگ -- مقاله ها و خطابه ها /
182
عنوان : رويدادهاي مطبوعاتي ايران 1382 - 1215
پديدآور اصلي: قاسمي، فريد مولف , /1343-
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1383
مشخصات ظاهري: 399 ص.: مصور
موضوع: مطبوعات ايران - تاريخ - قاجاريان، 1193 - 1344ق. / مطبوعات ايران - تاريخ - قاجاريان، 1193-1344ق. / مطبوعات ايران - تاريخ - پهلوي، 1304-1357، / مطبوعات ايران - تاريخ - جمهوري اسلامي 1357- / مطبوعات /
183
عنوان : تخيل در روزنامه نگاري شش گزارش و يك سفرنامه
پديدآور اصلي: قندي، حسين , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1383
مشخصات ظاهري: 160 ص
موضوع: خلاقيت در روزنامه نگاري / روزنامه نگاري -- نويسندگي
184
عنوان : فهرستگان ارتباطات : توصيفي - موضوعي
پديدآور اصلي: قاسمي ، فريد، 1343 - , /
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,-31
مشخصات ظاهري: ج2.
موضوع: ارتباط -- فهرستگانها / وسايل ارتباط جمعي -- فهرستگانها / مطبوعات -- فهرستگانها / اطلاع رساني -- فهرستگانها
185
عنوان : اسناد و گزارش هاي گروه ها، انجمن ها و اتحاديه هاي مطبوعاتي ار انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي
پديدآور اصلي: كوهستاني نژاد، مسعود گردآورنده , /- 1342
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيات رسانه ها ,1383
مشخصات ظاهري: 392 ص
موضوع: مطبوعات -- ايران -- تاريخ -- اسناد و مدارك / مطبوعات -- ايران -- اسناد و مدارك / ايران -- تاريخ -- انقلاب مشروطه، 1324-1327ق -- اسناد و مدارك / مطبوعات و سياست -- ايران -- اسناد و مدارك /
186
عنوان : تجزيه و تحليل آماري مطبوعات ايران
پديدآور اصلي: برزين، مسعود مولف , /- 1299
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1370
مشخصات ظاهري: 132 ص .: نمودار
موضوع: نشريات ادواري -- ايران -- آمار / نشريات ادواري -- ايران -- تحقيق
187
عنوان : تجزيه و تحليل آماري مطبوعات ايران
پديدآور اصلي: برزين ، مسعود، 1299 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1370
مشخصات ظاهري: 132 ص .: نمودار
موضوع: نشريات ادواري -- ايران -- آمار / نشريات ادواري -- ايران -- تحقيق
188
عنوان : مجموعه گفت و گو با صاحب نظران رسانه، پيرامون حال و آينده راديو
پديدآور اصلي: الفت، سعيده مولف , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح آينده ,1383
مشخصات ظاهري: 474 ص
موضوع: متخصصان رسانه هاي گروهي -- مصاحبه ها / راديو -- ايران -- پخش / راديو -- ايران -- پخش -- جنبه هاي اجتماعي
189
عنوان : وسايل ارتباط جمعي و تغيير ارزشهاي اجتماعي
پديدآور اصلي: رفيع پور، فرامرز، 1320 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كتاب فرا ,1378
مشخصات ظاهري: 114 ص .: نمودار، جدول
موضوع: رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اجتماعي / رسانه هاي گروهي -- تاثير
190
عنوان : وسايل ارتباط جمعي
پديدآور اصلي: معتمدنژاد، كاظم ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه علامه طباطبايي ,1371
مشخصات ظاهري: ج
موضوع: رسانه هاي گروهي
191
عنوان : ارتباطات سياسي (ارتباطات ، توسعه و مشاركت سياسي )
پديدآور اصلي: علوي، پرويز ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه نشر علوم نوين ,1375
مشخصات ظاهري: [216] ص .: جدول ، نمودار
موضوع: ارتباط -- سياست دولت / رسانه هاي گروهي -- سياست دولت
192
عنوان : نگاهي ديگر به اخلاق رسانه اي
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1375
مشخصات ظاهري: 189 ص
موضوع: اخلاق روزنامه نگاري -- مقاله ها و خطابه ها / رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اخلاقي / روزنامه نگاري -- عينيت
193
عنوان : انحصار رسانه ها
پديدآور اصلي: بگديكيان ، بن اچ ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1374
مشخصات ظاهري: 386 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اقتصادي -- ايالات متحده / انحصارات -- ايالات متحده
194
عنوان : بهره مندي شهروندان تهراني از مطبوعات
پديدآور اصلي: ايران . وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي . مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1371
مشخصات ظاهري: 136 ص .: جدول ، مصور، نمودار
موضوع: مطبوعات -- ايران -- تحقيق
195
عنوان : افكار عمومي و ارتباطات
پديدآور اصلي: اسدي، علي ، 1314 - 0731 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1371
مشخصات ظاهري: 244 ص .: نمودار
موضوع: افكار عمومي / رسانه هاي گروهي - جنبه هاي اجتماعي
1
عنوان : نيروي پيام
پديدآور اصلي: سروان شرايبر، ژان لوئي ، 1937 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش ,1371
مشخصات ظاهري: 452 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: رسانه هاي گروهي / ارتباط
2
عنوان : مقدمه بر جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي
پديدآور اصلي: فرهت قائم مقامي ، ابوالقاسم ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1355
مشخصات ظاهري: 196 ص
موضوع: جامعه شناسي / رسانه هاي گروهي
3
عنوان : اقتصاد رسانه ها مفاهيم و مسائل آن
پديدآور اصلي: پيكارد، رابرت ، 1951 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1378
مشخصات ظاهري: هشت ، 207 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اقتصادي
4
عنوان : رسانه ها و فرهنگ
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1376
مشخصات ظاهري: هفت ، 268 ص .: مصور، جدول ، نمودار
موضوع: رسانه هاي گروهي -- مقاله ها و خطابه ها / رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اجتماعي / فرهنگ -- مقاله ها و خطابه ها / فرهنگ -- جنبه هاي اجتماعي /
5
عنوان : آمارواطلاعاتي از مطبوعات ، راديو، سينما، تلويزيون ، كتاب دردنيا
پديدآور اصلي: روشنيان ، كريم ,
وضعيت نشر/تهيه:
مشخصات ظاهري: 91 ص .: جدول
موضوع: رسانه هاي گروهي /
6
عنوان : جدال رسانه اي: بررسي يك پرونده
پديدآور اصلي: صادقي ، رحمت الله ، 1347- ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : گفتمان ,1379
مشخصات ظاهري: 478 ص .: مصور
موضوع: ايران - تاريخ -- جمهوري اسلامي ، 1376- -- مطبوعات / ايران - تاريخ -- جمهوري اسلامي ، 1376- -- جناحهاي سياسي
7
عنوان : مافياي رسانه اي و پرسش هاي فروخورده (نيم نگاهي به كيهان و آنچه مي انگارد)
پديدآور اصلي: صادقي ، رحمت الله ، 1347- ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : گفتمان ,1379
مشخصات ظاهري: 352 ص .: مصور
8
عنوان : نمايش هاي سنتي و وسايل ارتباط جمعي در آسياي جنوب شرقي
پديدآور اصلي: برونه ، ژاك ، 1939 - ,
وضعيت نشر/تهيه:
مشخصات ظاهري: 70 ص
موضوع: نمايش -- خاور دور / رسانه هاي گروهي -- خاور دور
9
عنوان : روشهاي پژوهش رسانه ها
پديدآور اصلي: برگر، آرتور ايسا، 1933 - ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1373
مشخصات ظاهري: [210] ص .: مصور، جدول ، نمونه ، نمودار
موضوع: رسانه هاي گروهي -- تحقيق -- روش شناسي
10
عنوان : افكار عمومي
پديدآور اصلي: لازار، ژوديت ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نشر ني ,1380
مشخصات ظاهري: 215 ص .: مصور
موضوع: افكار عمومي / رسانه هاي گروهي - جنبه هاي اجتماعي
11
عنوان : رسانه ها و نوگرايي ، نظريه يي اجتماعي در باره رسانه ها
پديدآور اصلي: تامپسون ، جان بروكشاير ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه انتشاراتي روزنامه ايران ,1379
مشخصات ظاهري: 375 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي - جنبه هاي اجتماعي / ارتباط - جنبه هاي اجتماعي
12
عنوان : رسانه ها، ارتباطات ، فرهنگ - رهيافتي جهاني
پديدآور اصلي: لال ، جيمز ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات موسسه ايران ,1379
مشخصات ظاهري: 262 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي / ارتباط
13
عنوان : ايدئولوژي و فرهنگ مدرن (نظريه اجتماعي انتقادي در عصر ارتباطات توده گير)
پديدآور اصلي: تامپسون ، جان بروكشاير ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه فرهنگي آينده پويان تهران ,1378
مشخصات ظاهري: 418 ص
موضوع: فرهنگ / ايدئولوژي / رسانه هاي گروهي
14
عنوان : مخاطب شناسي
پديدآور اصلي: مكوايل ، دنيس ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1380
مشخصات ظاهري: هشت ، 237 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي -- مخاطبان
15
عنوان : مباني نگارش رسانه اي
پديدآور اصلي: مسعودي، امير مولف /- 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : خجسته ,1382
مشخصات ظاهري: 160 ص
موضوع: روزنامه نگاري -- نويسندگي / فن نگارش -- مطبوعات -- ايران
16
عنوان : رسانه ها و دموكراسي
پديدآور اصلي: كين، جان مولف ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح نو ,1383
مشخصات ظاهري: 224 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي سياسي / آزادي بيان / آزادي مطبوعات / دولت و مطبوعات / روزنامه نگاري -- جنبه هاي سياسي
17
عنوان : آراء جرائم مطبوعاتي
پديدآور اصلي: پوراستاد، وحيد مولف , /- 1354
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1383
مشخصات ظاهري: 2 ج
موضوع: آراء حقوقي -- ايران / قانون مطبوعات -- ايران / مطبوعات و سياست -- ايران
18
عنوان : كاربرد مواد آموزشي (رسانه هاي آموزشي براي معلم )، دوره كارداني تربيت معلم ، درس مشترك كليه رشته ها
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت آموزش و پرورش، شركت چاپ و نشر ايران ,1370
مشخصات ظاهري: [197] ص .: مصور (بخشي رنگي )، جدول ، نمودار
موضوع: تدريس -- ابزار و وسايل / آموزش ديد و شنودي / تكنولوژي آموزشي / وسايل ديد و شنودي
19
عنوان : فكر آزادي مطبوعات
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1384
مشخصات ظاهري: 133 ص
موضوع: آزادي مطبوعات -- ايران -- تاريخ / مطبوعات - ايران -- تاريخ / مطبوعات و سياست -- ايران -- ت
20
عنوان : موجوديت غرب و رسانه هاي تكنولوژيك
پديدآور اصلي: حسني، محمد مولف , /1357
وضعيت نشر/تهيه: قم : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما ,1384
مشخصات ظاهري: 275 ص
موضوع: تمدن غرب -- بررسي و شناخت / رسانه هاي گروهي -- غرب -- جنبه هاي اجتماعي / رسانه هاي گروهي و تكنولوژي / رسانه هاي گروهي و افكار عمومي /
21
عنوان : زبان و رسانه با گرايش به زبان فارسي و راديو: مجموعه مقالات هم انديشي زبان و رسانه
پديدآور اصلي: پروري، محمد گردآورنده , /1350 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح آينده ,1384
مشخصات ظاهري: 624 ص.: جدول، نمودار
موضوع: رسانه هاي گروهي و زبان / راديو
22
عنوان : عرفان سرخ: تأثير فرهنگ شهادت طلبي در حفظ ارزشهاي ديني
پديدآور اصلي: ذبيح، علي رضا مولف , /1351
وضعيت نشر/تهيه: قم : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما ,1384
مشخصات ظاهري: 250 ص
موضوع: شهادت / شهادت -- جنبه هاي قرآني / شهادت -- احاديث / شهيدان / رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي مذهبي -- اسلام /
23
عنوان : مجموعه گفت و گو با صاحب نظران رسانه ، پيرامون حال و آينده راديو
پديدآور اصلي: الفت ، سعيده ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح آينده ,1383
مشخصات ظاهري: 476 ص
موضوع: متخصصان رسانه هاي گروهي -- مصاحبه ها / راديو -- ايران -- پخش / رايو -- ايران -- پخش -- جنبه هاي اجتماعي
24
عنوان : مباحثي در ارتباط جمعي
پديدآور اصلي: مرتضوي، محمودرضا مولف /1348 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : تانيان ,1384
مشخصات ظاهري: 151 ص.: مصور
موضوع: ارتباط / رسانه هاي گروهي
25
عنوان : چگونه روابط عمومي كنيم
پديدآور اصلي: برزين، مسعود مولف /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات كتابخانه بهجت ,2535
مشخصات ظاهري: 245 ص
موضوع: روابط عمومي / رسانه هاي گروهي / روابط عمومي -- خدمات اطلاع رساني
26
عنوان : سينما و معماري: از مه لي يس تا ماله استيونس و چند رسانه ها
پديدآور اصلي: پنز، فرانسوا ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما): كانون انديشه ، اداره كل پژوهشهاي سيما ,1381
مشخصات ظاهري: 193 ص .: مصور، جدول
موضوع: معماري در سينما
27
عنوان : اسناد دادگاه ها و هيات هاي منصفه مطبوعاتي از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي
پديدآور اصلي: كوهستاني نژاد، مسعود، 1342 - ، گردآورنده , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1380
مشخصات ظاهري: 765 ص
موضوع: دادگاههاي مطبوعات -- ايران -- اسناد و مدارك / هيات منصفه -- ايران -- اسناد و مدارك / مطبوعات -- ايران -- تاريخ -- اسناد و مدارك /
28
عنوان : فيلترهاي خبري
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات موسسه ايران ,1377
مشخصات ظاهري: 239 ص .: جدول
موضوع: رسانه هاي گروهي -- ايالات متحده -- جنبه هاي سياسي / سياست جهاني -- 1975 - 5891 / سياست جهاني -- 1985 - 5991 / افكار عمومي -- ايالات متحده / رسانه هاي گروهي -- ايالات متحده -- عينيت /
29
عنوان : نماز در رسانه: راهكارهاي پرداختن به نماز در برنامه هاي صدا و سيما ( با تاكيد بر افكت هاي محتوايي)
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: قم : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما ,1384
مشخصات ظاهري: 138 ص
موضوع: نماز -- تبليغات / نماز -- شعر / نماز -- كتابشناسي / تلويزيون و دين -- ايران / رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي مذهبي -- اسلام
30
عنوان : روزنامه نگاري تخصصي
پديدآور اصلي: قندي، حسين مولف , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز تحقيقات و مطالعات رسانه ها ,1384
مشخصات ظاهري: 220 ص.: مصور، جدول، نمودار
موضوع: روزنامه نگاري / روزنامه ها -- نثر / نشريات اداري
31
عنوان : آشنايي با توليد و كاربرد رسانه هاي آموزشي (ويژه دانشجويان علوم تربيتي ، دبيري، دبيران ، معلمان و مربيان )
پديدآور اصلي: جعفري ثاني ، حسين /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : ثارالله ,1379
مشخصات ظاهري: ده ، 97 ص .: مصور، جدول ، نمودار
موضوع: تدريس -- ابزار و وسايل / تكنولوژي آموزشي
32
عنوان : حقوق بين الملل و پخش مسقيم برنامه هاي ماهواره اي
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1380
مشخصات ظاهري: ج
موضوع: تلويزيون -- پخش مستقيم ماهواره اي -- قوانين و مقررات / رسانه هاي گروهي و مسووليت جزايي / آزادي اطلاعات
33
عنوان : تحقيق در رسانه هاي جمعي
پديدآور اصلي: ويمر، راجر مولف ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش؛ مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه اي ,1384
مشخصات ظاهري: الف، 959 ص.: مصور، جدول، نمودار
موضوع: رسانه هاي گروهي - تحقيق
34
عنوان : دغدغه هاي رسانه اي جهان عرب در مقابله با تهاجم فرهنگي [مجموعه مقالات همايش امنيت رسانه اي جهان عرب] كويت-2001
پديدآور اصلي: موتمرالامن الاعلامي (2001م=1380: كويت) مولف ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح آينده ,1380
مشخصات ظاهري: شانزده، 232 ص
موضوع: فرهنگ زدايي -- كشورهاي عربي / تلويزيون -- بخش مستقيم ماهواره اي -- جنبه هاي اجتماعي / ماهواره هاي مخابراتي
35
عنوان : تحليل انتقادي گفتمان
پديدآور اصلي: فركلاف، نورمن مولف , /1941 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1379
مشخصات ظاهري: 310 ص.: جدول
موضوع: گفتمان -- مقاله ها و خطابه ها / جامعه شناسي زبان / رسانه هاي گروهي -- گفتمان / رسانه هاي گروهي و زبان /
36
عنوان : عصر دوم رسانه ها
پديدآور اصلي: پاستر، مارك ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات موسسه ايران ,1377
مشخصات ظاهري: [312] ص
موضوع: رسانه هاي گروهي -- نوآوري / رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اجتماعي / رسانه هاي گروهي و تكنولوژي / انسان و ماشين
37
عنوان : رسانه ها، ارتباطات ، فرهنگ رهيافتي جهاني
پديدآور اصلي: لال ، جيمز ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات موسسه ايران ,1379
مشخصات ظاهري: 262 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي / ارتباط
38
عنوان : رسانه ها و مدرنيته : نظريه اجتماعي رسانه ها
پديدآور اصلي: تامپسون ، جان بروكشاير ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش ,1380
مشخصات ظاهري: 363 ص .: جدول
موضوع: رسانه هاي گروهي - جنبه هاي اجتماعي / ارتباط - جنبه هاي اجتماعي
39
عنوان : تلويزيون و گستره عمومي جامعه مدني و رسانه هاي گروهي
پديدآور اصلي: دالگرن ، پيتر، 1946- ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش ,1380
مشخصات ظاهري: 262 ص
موضوع: تلويزيون - پخش - جنبه هاي سياسي / تلويزيون - پخش - جنبه هاي اجتماعي /
40
عنوان : براي درك رسانه ها
پديدآور اصلي: مك لوهان ، هربرت مارشال ، 1911 - 0891 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، مركز تحقيقات ، مطالعات و سنجش برنامه اي ,1377
مشخصات ظاهري: 444 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي / ارتباط / ارتباط و تكنولوژي
41
عنوان : روايت در فرهنگ عاميانه ، رسانه و زندگي روزمره
پديدآور اصلي: برگر، آرتور آسا مولف , /1933 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش ، كانون انديشه پژوهش هاي سيما ,1380
مشخصات ظاهري: 197 ص .: مصور، جدول
موضوع: گفتمان روايي / روايتگري / رسانه هاي گروهي و زبان
42
عنوان : روشهاي تحليل رسانه ها
پديدآور اصلي: برگر، آرتور ايسا، 1933 - ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1379
مشخصات ظاهري: 220 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي -- روش شناسي / رسانه هاي گروهي -- تاريخ و نقد /
43
عنوان : صنايع فرهنگي مانعي بر سر راه آينده فرهنگ
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : موسسه نگاه معاصر ,1380
مشخصات ظاهري: 425 ص .: جدول
موضوع: فرهنگ / رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اجتماعي / هنر و اجتماع / صنعت -- جنبه هاي اجتماعي
44
عنوان : نظريه هاي ارتباطات
پديدآور اصلي: سورين ، ورنر جوزف ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1381
مشخصات ظاهري: 575 ص 0: جدول ، نمودار
موضوع: رسانه هاي گروهي / ارتباط
45
عنوان : ارتباط جمعي و توسعه روستايي
پديدآور اصلي: محسنيان راد، مهدي، 1324- ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : معاونت ترويج و مشاركت مردمي وزارت جهاد سازندگي - مديريت مطالعات و بررسيها ,1374
مشخصات ظاهري: 584 ص 0: جدول ، مصور
موضوع: ارتباط در عمران روستايي -- ايران / رسانه هاي گروهي در رشد اجتماعي -- ايران / عمران روستايي -- ايران
46
عنوان : نظريه هاي ارتباطات اجتماعي
پديدآور اصلي: رزاقي ، افشين ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : پيكان ,1381
مشخصات ظاهري: 211 ص 0: جدول
موضوع: ارتباط -- جنبه هاي اجتماعي / رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اجتماعي / ارتباط و تكنولوژي
47
عنوان : ارتباطات اقناعي
پديدآور اصلي: بينگر، اتولر ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز تحقيقات ، مطالعات و سنجش برنامه اي صدا و سيما ,1376
مشخصات ظاهري: ط، 336 ص .: جدول
موضوع: نگرش (روانشناسي ) - تغيير / تاثير اجتماعي / رسانه هاي گروهي
48
عنوان : روزنامه نگاران ايران و آموزش روزنامه نگاري
پديدآور اصلي: محسنيان راد، مهدي
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ,1373
مشخصات ظاهري: جدول ، نمودار
موضوع: روزنامه نگاري - ايران / روزنامه نگاران ايراني / روزنامه نگاري - آموزش
49
عنوان : سير ارتباطات اجتماعي در ايران
پديدآور اصلي: مولانا، حميد ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : انتشارات دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي ,1358
مشخصات ظاهري: 304 ص
موضوع: ارتباط (ايران ) - جنبه هاي اجتماعي / روزنامه نگاري (ايران ) / مطبوعات (ايران ) / چاپ (ايران ) - تاريخ /
50
عنوان : فن روزنامه نگاري
پديدآور اصلي: گايار، فيليپ
وضعيت نشر/تهيه: تهران : شركت انتشارات علمي و فرهنگي ,1374
مشخصات ظاهري: 151 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: روزنامه نگاري
51
عنوان : روش هاي مصاحبه خبري
پديدآور اصلي: محسنيان راد، مهدي، 1324
وضعيت نشر/تهيه: تهران : مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1371
مشخصات ظاهري: 185 ص .: نمودار
موضوع: مصاحبه در روزنامه نگاري / خبرنگاران و خبرنگاري
51
عنوان : از روزنامه ديواري تا روزنامه نگاري
پديدآور اصلي: حيدري، محمد ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي ، انتشارات مدرسه ,1373
مشخصات ظاهري: 77 ص .: جدول
موضوع: روزنامه نگاري -- فن -- ادبيات نوجوانان
52
عنوان : خبر
پديدآور اصلي: شكرخواه ، يونس ، 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1378
مشخصات ظاهري: 130 ص .: نمودار
موضوع: روزنامه نگاري -- نويسندگي / خبرنگاران و خبرنگاري
53
عنوان : واژه نامه چهار زبانه روزنامه نگاري (مطبوعات ): انگليسي - فرانسوي - فارسي - آلماني
پديدآور اصلي: توراني ، بهروز ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1375
مشخصات ظاهري: 116 ص .: جدول
موضوع: روزنامه نگاري -- واژه نامه ها -- چند زبانه / نشريات ادواري -- واژه نامه ها -- چند زبانه / زبان انگليسي -- واژه نامه ها -- چند زبانه /
54
عنوان : تحليل محتواي چهل سال متون آموزش روزنامه نگاري در ايران
پديدآور اصلي: محسنيان راد، مهدي، 1324 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1377
مشخصات ظاهري: [119] ص .: جدول ، نمودار
موضوع: روزنامه نگاري -- ايران -- كتابهاي درسي / روزنامه نگاري -- ايران -- آموزش /
55
عنوان : نگاهي ديگر به اخلاق رسانه اي
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1375
مشخصات ظاهري: 189 ص
موضوع: اخلاق روزنامه نگاري -- مقاله ها و خطابه ها / رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي اخلاقي / روزنامه نگاري -- عينيت
56
عنوان : تاريخ جرايد و مجلات ايران
پديدآور اصلي: صدر هاشمي ، محمد، 1284 - 4431
وضعيت نشر/تهيه: اصفهان : كمال ,1363
مشخصات ظاهري: 4 ج .: نمونه ، عكس
موضوع: روزنامه نگاري -- ايران -- تاريخ / مطبوعات -- ايران -- تاريخ
57
عنوان : تاريخ تحليلي مطبوعات ايران
پديدآور اصلي: محيط طباطبايي ، محمد، 1281 - 1731 ,
وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : بعثت ,1366
مشخصات ظاهري: 323 ص .: مصور، نمونه
موضوع: روزنامه نگاري -- ايران -- تاريخ / مطبوعات -- ايران -- تاريخ /
58
عنوان : آئين روزنامه نگاري
پديدآور اصلي: پيرزاده ، فريدون ,
وضعيت نشر/تهيه: ,1341
مشخصات ظاهري: ذ، 305 ص .: مصور، عكس
موضوع: روزنامه نگاري /
59
عنوان : اصول روزنامه نگاري
پديدآور اصلي: يوست ، كاسپرس ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه تهران ,1338
مشخصات ظاهري: 161 ص .: مصور
موضوع: روزنامه نگاري
60
عنوان : روزنامه نگاري و تاريخ آن در جهان
پديدآور اصلي: هيئت ، فيروز
وضعيت نشر/تهيه: تهران : معرفت ,1333
مشخصات ظاهري: 80 ص .: مصور
موضوع: روزنامه نگاري /
61
عنوان : روزنامه نگاري نوين
پديدآور اصلي: بديعي ، نعيم
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشگاه علامه طباطبايي ,1378
مشخصات ظاهري: پانزده ، 491 ص .: جدول ، نمودار، مصور، نمونه
موضوع: روزنامه نگاري /
61
عنوان : انگليسي براي دانشجويان رشته روزنامه نگاري و علوم ارتباطات
پديدآور اصلي: حسيني ، محمد ضيا
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سمت ,1377
مشخصات ظاهري: 722 ص .: مصور
موضوع: زبان انگليسي - كتابهاي درسي - روزنامه نگاري
62
عنوان : مرگ ستارگان
پديدآور اصلي: وحيدنيا، سيف الله ، 1305
وضعيت نشر/تهيه: تهران : آئينه ادراك ,1379
مشخصات ظاهري: 422 ص .: مصور، نمونه
موضوع: روزنامه نگاران ايراني / روزنامه نگاري - ايران / مطبوعات - ايران -- تاريخ
63
عنوان : ويراستاري و مديريت اخبار
پديدآور اصلي: قاضي زاده ، علي اكبر، 1328
وضعيت نشر/تهيه: تهران : انتشارات موسسه ايران ,1379
مشخصات ظاهري: 240 ص .: مصور، نمونه ، نمودار
موضوع: روزنامه نگاري - ويراستاري / روزنامه نگاري - شيوه نامه
64
عنوان : ويراستاري و مديريت اخبار
پديدآور اصلي: توكلي ، احمد، 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : خجسته ,1379
مشخصات ظاهري: [171] ص
موضوع: روزنامه نگاري -- ويراستار / روزنامه نگاري -- شيوه نامه
65
عنوان : مباني نگارش رسانه اي
پديدآور اصلي: مسعودي، اميد، 1336 - , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : خجسته ,1380
مشخصات ظاهري: 144 ص .: جدول
موضوع: روزنامه نگاري -- نويسندگي / خبرنگاران و خبرنگاري -- نويسندگي / فن نگارش -- مطبوعات -- ايران /
66
عنوان : روزنامه نگاري با فصلي جديد در بازنگري روزنامه نگاري معاصر
پديدآور اصلي: معتمدنژاد، كاظم ، 1313
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سپهر ,1368
مشخصات ظاهري: 566 ص .: مصور
موضوع: روزنامه نگاري
67
عنوان : واژه نامه ارتباطات
پديدآور اصلي: شكرخواه ، يونس ، 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سروش (انتشارات صدا و سيما) ,1381
مشخصات ظاهري: 216 ص
موضوع: ارتباط -- واژه نامه ها -- انگليسي / رسانه هاي گروهي -- واژه نامه ها -- انگليسي / روزنامه نگاري -- واژه نامه ها -- انگليسي /
68
عنوان : كتاب نوشتن [پيايند]: مقالاتي درباره نوشتن در حوزه هاي فلسفه ، تاريخ ، روزنامه نگاري، اينترنت ، حقوق ، زبانشناسي ، شعر ...
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كتاب خورشيد ,- 1831
مشخصات ظاهري: ج .: مصور
موضوع: علوم انساني -- نشريات ادواري / علوم اجتماعي -- نشريات ادواري / نشريات ادواري فارسي /
69
عنوان : روزنامه نگاري در هندوستان از آغاز تا امروز
پديدآور اصلي: پارتاساراتي ، رانگاسوامي ، 1915
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1381
مشخصات ظاهري: 555 ص
موضوع: روزنامه نگاري -- هند -- جنبه هاي سياسي -- قرن 20م / مطبوعات و سياست -- هند -- تاريخ / دولت و مطبوعات -- هند -- تاريخ / روزنامه هاي هندي -- تاريخ /
70
عنوان : روزنامه نگاري حرفه اي (مجموعه مقالات )
پديدآور اصلي: قاسمي، فريد مولف
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز تحقيقات و مطالعات رسانه ها ,1381
مشخصات ظاهري: 226 ص .: جدول ، نمودار
موضوع: روزنامه نگاري -- مقاله ها و خطابه ها
71
عنوان : تاريخچه مطبوعات ايران "از روزنامه كاغذ اخبار تا نشريه هاي الكترونيكي " 1252 - 1420ق 1833/. - 2000م 1212/. - 1379ش
پديدآور اصلي: صفري، ماجد، 1330
وضعيت نشر/تهيه: تهران : رويداد ,1381
مشخصات ظاهري: 610 ص .: مصور، جدول ، نمونه ، عكس
موضوع: مطبوعات -- ايران -- تاريخ / روزنامه نگاري -- ايران -- تاريخ
72
عنوان : روزنامه نگاران
پديدآور اصلي: بني يعقوب ، ژيلا،
وضعيت نشر/تهيه: تهران : روزنگار ,1380
مشخصات ظاهري: ج
موضوع: روزنامه نگاران ايراني / روزنامه نگاري -- جنبه هاي سياسي / ايران -- تاريخ -- جمهوري اسلامي ، 1376 - -- مطبوعات
73
عنوان : تاريخ مطبوعات اردبيل
پديدآور اصلي: محمديان اردي، حيدر، 1353
وضعيت نشر/تهيه: اردبيل : نيك آموز ,- 1831
مشخصات ظاهري: ج .: مصور، نمونه ، عكس
موضوع: مطبوعات -- ايران -- اردبيل -- تاريخ / روزنامه نگاري -- ايران -- تاريخ / روزنامه ها -- ايران -- اردبيل -- تاريخ / نشريات ادواري -- ايران -- اردبيل -- تاريخ /
74
عنوان : خاطرات روزنامه نگار
پديدآور اصلي: خامه اي، انور، 1295
وضعيت نشر/تهيه: تهران : ديگر ,1381
مشخصات ظاهري: 236 ص .: مصور، نمونه ، عكس
موضوع: خامه اي، انور، 1295 - -- خاطرات / روزنامه نگاران ايراني -- سرگذشتنامه / روزنامه نگاري -- ايران -- تاريخ / ايران -- تاريخ -- انقلاب مشروطه ، 1324 - 1337ق . -- مطبوعات / ايران -- تاريخ ، 1304 - 1320 -- مطبوعات /
75
عنوان : تخيل در روزنامه نگاري شش گزارش و يك سفرنامه
پديدآور اصلي: قندي، حسين
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها ,1383
مشخصات ظاهري: 160 ص
موضوع: خلاقيت در روزنامه نگاري / روزنامه نگاري -- نويسندگي
76
عنوان : تاريخ مطبوعات زنجان
پديدآور اصلي: قشمي، علي مولف /- 1359
وضعيت نشر/تهيه: زنجان : نيكان كتاب ,1382
مشخصات ظاهري: 168 ص .: نمونه ، عكس
موضوع: مطبوعات -- ايران -- زنجان -- تاريخ / نشريات ادواري فارسي -- ايران -- زنجان / روزنامه نگاري -- ايران -- زنجان -- تاريخ /
77
عنوان : مصاحبه ي خلاق
پديدآور اصلي: توكلي، احمد مولف /- 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : خجسته ,1377
مشخصات ظاهري: 168 ص
موضوع: مصاحبه در روزنامه نگاري / مصاحبه
78
عنوان : مثلث طلايي نوشتن براي مطبوعات
پديدآور اصلي: توكلي، احمد مولف /- 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : ثانيه ,1383
مشخصات ظاهري: 151 ص .: مصور
موضوع: روزنامه نگاري -- نويسندگي / مقاله نويسي / فن نگارش -- مطبوعات -- ايران / خبرنگاران و خبرنگاري -- نويسندگي 79
عنوان : مصاحبه ي خلاق
پديدآور اصلي: توكلي، احمد مولف /- 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : خجسته ,1383
مشخصات ظاهري: 247 ص
موضوع: مصاحبه در روزنامه نگاري / مصاحبه
80
عنوان : روزنامه نگاري جهاني
پديدآور اصلي: هربرت، جان مولف
وضعيت نشر/تهيه: تهران : روزنامه ايران، مؤسسه انتشاراتي ,1384
مشخصات ظاهري: 266، 29 ص
موضوع: روزنامه نگاري / خبرنگاري راديو و تلويزيون
81
عنوان : خبرنويسي مدرن
پديدآور اصلي: شكرخواه، يونس مولف 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : خجسته ,1381
مشخصات ظاهري: 104 ص .: مصور، نمودار
موضوع: روزنامه نگاري -- نويسندگي / خبرنگاران و خبرنگاري
82
عنوان : مباني نگارش رسانه اي
پديدآور اصلي: مسعودي، امير مولف 1336
وضعيت نشر/تهيه: تهران : خجسته ,1382
مشخصات ظاهري: 160 ص
موضوع: روزنامه نگاري -- نويسندگي / فن نگارش -- مطبوعات -- ايران
83
عنوان : رسانه ها و دموكراسي
پديدآور اصلي: كين، جان مولف
وضعيت نشر/تهيه: تهران : طرح نو ,1383
مشخصات ظاهري: 224 ص
موضوع: رسانه هاي گروهي -- جنبه هاي سياسي / آزادي بيان / آزادي مطبوعات / دولت و مطبوعات / روزنامه نگاري -- جنبه هاي سياسي
84
عنوان : روزنامه نگاري تخصصي
پديدآور اصلي: قندي، حسين مولف
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مركز تحقيقات و مطالعات رسانه ها ,1384
مشخصات ظاهري: 220 ص.: مصور، جدول، نمودار
موضوع: روزنامه نگاري / روزنامه ها -- نثر / نشريات اداري
85
عنوان : واژه نامه علوم مطبوعات و روزنامه نگاري
پديدآور اصلي: مهاجري، عباسعلي مولف /1322
وضعيت نشر/تهيه: تهران : دانشيار ,1383
مشخصات ظاهري: 608 ص
موضوع: مطبوعات -- واژه نامه ها -- انگليسي / روزنامه نگاري -- واژه نامه ها -- انگليسي / زبان انگليسي -- واژه نامه ها -- فارسي /
86
عنوان : سيري در مطبوعات ايران
پديدآور اصلي: برزين، مسعود مولف /1299
وضعيت نشر/تهيه: [بي جا] : [بي نا] ,1344
مشخصات ظاهري: ر، 172 ص.: مصور، جدول، نمونه، عكس، نمودار (بخشي تا شده )
موضوع: مطبوعات -- ايران -- تاريخ / روزنامه نگاري -- ايران -- تاريخ /
87
عنوان : آيين روزنامه نگاري و خبرنگاري
پديدآور اصلي: صياد، فريبا
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سنجش ,1381
مشخصات ظاهري: 202 ص
موضوع: روزنامه نگاري / روزنامه نگاري -- آزمونها و تمرينها / دانشگاهها و مدارس عالي -- ايران -- آزمونها
88
عنوان : اسناد و پرونده هاي مطبوعاتي ايران (سالهاي 79 - 1370)
پديدآور اصلي: فراهاني، عذرا مولف /1347
وضعيت نشر/تهيه: تهران : عذرا فراهاني ,1384
مشخصات ظاهري: 3ج (1660 ص)
موضوع: مطبوعات -- ايران -- اسناد و مدارك / روزنامه نگاري -- ايران -- اسناد و مدارك
89
عنوان : فهرستگان ارتباطات توصيفي - موضوعي
پديدآور اصلي: محسنيان راد، مهدي , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ,1372
مشخصات ظاهري: 828 ص
موضوع: ارتباط-فهرستگانها / رسانه هاي گروهي - فهرستگانها / اطلاع رساني - فهرستگانها /
90
عنوان : وضعيت تحقيق در جامعه اطلاعاتي
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران ,1384
مشخصات ظاهري: 106 ص
موضوع: جامعه اطلاعاتي / تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات / آزادي اطلاعات / زنان در توسعه
91
عنوان : علم در جامعه اطلاعاتي
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران ,1384
مشخصات ظاهري: 128 ص.: جدول
موضوع: جامعه اطلاعاتي / علوم - آينده نگري / تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات / فاصله ديجيتالي
92
عنوان : متون پايه يونسكو درباره جامعه اطلاعاتي
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران ,1384
مشخصات ظاهري: 146 ص
موضوع: جامعه اطلاعاتي / تكنولوژي اطلاعات / تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات
93
عنوان : مجموعه سوالهاي كارشناسي ارشد علوم ارتباطات اجتماعي
پديدآور اصلي: حقگويي، احسن مولف , /
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كتاب جوانان ,1385
مشخصات ظاهري: 349 ص
موضوع: دانشگاهها و مدارس عالي -- ايران -- آزمونها / ارتباط -- آزمونها و تمرينها (عالي) / آزمون دوره هاي تحصيلات تكميلي -- ايران / علوم اجتماعي -- آزمونها و تمرينها (عالي) /
94
عنوان : كنكور كارشناسي ارشد علوم ارتباطات اجتماعي
پديدآور اصلي: احمدي، حاجي محمد گردآورنده , /1346 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : آزادانديشان : كارآفرينان ,1382
مشخصات ظاهري: 149 ص
موضوع: دانشگاهها و مدارس عالي -- ايران -- آزمونها / ارتباط -- آزمونها و تمرينها (عالي ) / ارتباط -- راهنماي آموزشي / علوم اجتماعي -- آزمونها و تمرينها (عالي ) / علوم اجتماعي -- راهنماي آموزشي /
95
عنوان : مجموعه سوالات علوم ارتباطات اجتماعي : مشتمل بر سوالات ده سال كنكور كارشناسي ارشد سراسري و آزاد (همراه با پاسخنامه )
پديدآور اصلي: نقيب السادات، رضا مولف , /1342 -
وضعيت نشر/تهيه: تهران : كارآفرينان ,1379
مشخصات ظاهري: [268] ص .: جدول
******
موضوع: دانشگاهها و مدارس عالي -- ايران -- آزمونها / ارتباط -- آزمونها و تمرينها / آزمون دوره هاي تحصيلات تكميلي
مواد آزمون کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی و منابع پیشنهادی برای مطالعه این رشته ( کد 1138 ) به این شرح است:
*مبانی کلی ارتباطات اجتماعی
(مباحث شناخت وسایل ارتباط جمعی، نظریه های ارتباط جمعی، حقوق ارتباط جمعی، ارتباطات بین المللی، مخاطبان ارتباطات)
کتاب های:
1_ *وسايل ارتباط جمعی، تالیف دکتر معتمد نژاد، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی
2_ *حقوق مطبوعات، تالیف دکتر کاظم معتمد نژاد، انتشارات مرکز تحقیقات رسانه ها
3_ *ارتباط شناسی؛ تالیف دکتر مهدی محسنیان راد، انتشارات سروش
4_ *جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی، تالیف ژان کازنو، ترجمه دکتر باقر ساروخانی و دکتر منوچهر محسنی، انتشارات اطلاعات
5 _ *جامعه شناسی ارتباطات، دکتر باقر ساروخانی _ انتشارات اطلاعات
6_ مبانی ارتباط جمعی، تالیف دکتر سید محمد دادگران، انتشارات فیروزه
7_ *یک جهان، چند صدا، ویرایش شون مک براید، ترجمه ایرج پاد، انتشارات سروش
8_ نظریه رسانه ها، تالیف فرد اینگلس، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، انتشارات مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما
9_ ارتباطات اقناعی، تالیف اتولربینگر، ترجمه علی رستمی، انتشارات مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما
10_ تلویزیون در زندگی کودکان ما، تالیف شرام، لابل، پارکر، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، انتشارات مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما
11_ *نظریه های ارتباطات، تالیف ورنر سورین، ترجمه دکتر علیرضا دهقان ، دانشگاه تهران
12_ کاربرد نظریه های ارتباطات ، تالیف سورین ویندال و همکاران، ترجمه دکتر علیرضا دهقان ، دانشگاه تهران
13_ ژئوپلتیک اطلاعات ،تالیف آنتونی اسمیت، ترجمه فریدون شیرانی ، سروش
14_ نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی، تالیف دکتر هرمز مهرداد، فاران
15_ گذر از نوگرایی ، تالیف دکتر حمید مولانا ، ترجمه یونس شکرخواه
13_ *مطبوعات، تالیف پیر آلبر، ترجمه فضل الله جلوه، انتشارات انقلاب اسلامی
14_ جریان بین المللی اطلاعات ، تالیف دکتر حمید مولانا، ترجمه یونس شکرخواه
15_ *اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی،تالیف دکتر کاظم معتمدنژاد، مرکز پژوهش های ارتباطات
16_ *جامعه اطلاعاتی،اندیشه های بنیادی، دیدگاههای انتقادی و چشم اندازهای جهانی، تالیف دکتر کاظم معتمدنژاد، مرکز پژوهش های ارتباطات
17_ نظریه های جامعه اطلاعاتی، تالیف فرانک وبستر، ترجمه اسماعیل قدیمی، انتشارات قصیده سرا
18_ درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی، تالیف دنیس مک کوئیل، ترجمه دکتر پرویز اجلالی، انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها
19_ *نظریه های ارتباطات اجتماعی، تالیف افشین رزاقی، نشر پیکان
20_ مقالات مربوط در فصلنامه رسانه ها
*جزوه های درسی اساتید دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران نیز بسیار مفید است. ( به عنوان مثال جزوه نظریه های ارتباطات جمعی دکتر مهدیزاده از منابع اصلی محسوب می شود.)

مداحان و روضه خوانان؛ گروهي كه آل محمد(ص) را سرمايهي تجارت كردهاند
«لؤلؤ و مرجان» اثر زنده ياد "محدث نوري" استاد حوزه و حديث شناس برجسته است كه در روشن گري ديني و مبارزه با جهل و خرافات به نگارش در آمده. كتاب حاضر از جمله آثار تاثير گذار بر استاد "مرتضي مطهري"در سخنراني هايي است كه باعنوان « حماسه حسيني» به چاپ رسيده. نوري در بحشي از كتاب با اشاره به مداحان وروضه خواناني كه به بهانه هاي مختلف براي خواندن روضه پول مي گيرند،آن ها را گروهي مي نامد كه آل محمد(ص) را سرمايه ي تجارت كرده اند.
سال 1254 قمري درروستاي "يالو"- از روستاهاي نور در استان « مازندران »- كودكي به دنيا آمد كه "حسين" نام گرفت. طولي نكشيد كه با پشتكار و علاقه اي كه در ياد گيري مطالب ديني داشت،به جمع محدثين و علماي بزرگ اسلام وارد شد. حسين يا ميرزا حسين نوري را بايد از علماي بنام ايران در دورۀ قاجاريه دانست. وي به سبب نوشتن كتاب «مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل» و كتابهاي ديگري كه در حوزه اسلام و حديث نوشته است در رديف مصنّفان طراز اول چند قرن اخير قرار دارد.
تبحر و زبر دستي او در «حديث» تا حدي بود كه به « محدث نوري» معروف شد.محدث نوري پس از سال ها تلاش در عرصه هاي ديني وخدمات بسيار و نوشتن بيش از30 كتاب در روز چهار شنبه 27 جمادي الثاني 1320قمري در نجف اشرف از دنيا رفت و براساس وصيتش،در ايوان سوم دفن شد.
از ميان شاگردان برجسته وي مي توان به ؛ شيخ عباس قمي،شيخ فضل الله نوري، شيخ آقا بزرگ تهراني، شيخ محمد حسين كاشف الغطا اشاره كرد.
برخي آثار محدث نوري عبارتند از:«نفس الرحمان في فضائل سلمان»،«دار السلام فيما يتعلق بالرويا والمنام»،« ديوان اشعارفارسي موسوم به مولوديه»،«مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل»،« انجم الثاقب في احوال الامام الغائب»،«لؤلؤ و مرجان در شرط پله اول و دوم روضه خوانان».
درميان كتاب هاي حاضر«لؤلؤ و مرجان» از جمله آثار محدث نوري به شما رمي رود كه به زبان فارسي به نگارش در آمده است. اين اثر در تحرير مسائل مربوط به تبليغ درست دين راستين خدا در رساندن حقايق صاف و زلال آن به طبقات عمومي جامعه محسوب مي شود.
اين اثر از جمله كتاب هاي تاثيرگذار بر سخنان استاد" مرتضي مطهري" در روشن گري ديني و مبارزه با جهل وخرافات است كه در كتابي با عنوان «حماسه حسيني» به چاپ رسيد.
مطهري در يكي از سخنراني هاي خود كه در كتاب «حماسه ي حسيني »منتشر شده است ، در مورد «لؤ لؤ و مرجان» چنين مي گويند:« مرحوم حاج ميرزا حسين نوري - اعلي الله مقامه- استادِ مرحوم حاج شيخ عباس قمي بسيار مرد فوق العاده اي بوده است.محدث است،در فن خودش فوق العاده متبحر است؛عجيب متبحر است. از آن حافظه هاي بسيار قوي بوده است ومرد با ذوقي هم بوده است و مرد با شور، با حرارت،با ايمان.كتابي در موضوع منبر نوشته است به نام « لؤلؤ ومرجان» . اين كتاب با اينكه كتاب كوچكي است،فوق العاده كتاب خوبي است.در اين كتاب راجع به وظايف اهل منبر سخن گفته است. همه ي اين كتاب در دو فصل است: يك فصل در اخلاص،يعني خلوص نيت،كه وقتي منبر مي رود،روضه مي خواند به طمع پول نباشد،به طمع ديگر نباشد،و چقدرعالي در اين موضوع بحث كرده است.
مرتضي مطهري :
من خيال نمي كنم در هيچ كتايي( لؤ لؤ و مرجان) درباره ي دروغ به طور كلي ، به اندازه اي كه در اين كتاب بحث شده است،بحث شده باشد.
پايه دوم صدق و راستي است و در اينجا است كه موضوع دروغ گفتن را مطرح كرده است.انواع دروغ ها را بيان كرده،كه من خيال نمي كنم در هيچ كتايي درباره ي دروغ به طور كلي ، به اندازه اي كه در اين كتاب بحث شده است،بحث شده باشد.
اخبار و رواياتش و انواع دروغ آنجا ذكر و تشريح شده است.چنين كتابي شايد در دنيا وجود نداشته باشد.عجيب اين مرد تبحر به خرج داده است،اين مرد بزرگ،در همين كتاب خودش نمونه هايي،آن هم نمونه هايي از دروغ هايي كه معمول است و اينها را به اين حادثه ي بزرگ ، حادثه ي تاريخي كربلا،نسبت مي دهند ذكر كرده است. آنچه من عرض مي كنم غالبا يا همه ي آنها همان هايي است كه مرحوم حاجي نوري هم از آنها ناله كرده است،و حتي اين مرد بزرگ صريحا مي گو يد :امروز بايد عزاي حسين را گرفت ،اما براي حسين در عصر ما يك عزاي جديد است كه در گذشته نبود ه است و آن عزاي جديد اين همه دروغ هاست كه درباره ي حادثه ي كربلا گفته مي شود و احدي جلو اين دروغ ها را نمي گيرد. امروز بر اين مصيبت حسين بن علي بايد گريست،نه بر آن شمشيرها و نيزه هايي كه در آن روز بر پيكر شريفش وارد شد.
و در مقدمه ي كتاب نوشته است كه فلان عالم بزرگ از علماي هندوستان نامه اي به من نوشته است و از روضه هاي دروغي كه در هندوستان خوانده مي شود شكايت كرده و از من خواهش كرده است كه يك كاري بكنم،كتابي بنويسم كه جلوي روضه هاي دروغ در آنجا گرفته شود.بعد مرحوم حاجي به اين عبارت ذكر مي كند،مي نويسدكه اين عالم هندي خيال كرده كه روضه خوان ها وقتي به هندو ستان مي روند دروغ مي گويند،نمي داند كه آب از سر چمه گل آلود است ،مركز روضه هاي دروغ،كربلا،نجف و ايران است.همان مرا كز تشيع مركز روضه هاي دروغ است.(1)
با توجه به اينكه محدث نوري كتاب حاضر را در سال هاي پاياني عمر به نگارش در آورده است، بايد گفت ،اين اثر حاصل سال ها مشاهده و تحقيق يك استاد برجسته محسوب مي شود. وي فصل اول را « اخلاص » مي نامد و در چهار قسمت بلاها و گرفتاري ها يي را كه گريبان گير افراد بي اخلاص مي شود با استناد به آيات و روايات بيان مي كند.
اول: از ثواب ها يي كه براي منبري و روضه خوان با اخلا ص بيان شده بي بهر مي مانند.
دوم:جزء گروهي كه آل محمد(ص) را سرمايه ي تجارت خود كرده اند قرار مي گيرد.
سوم: جزء گروهي كه آخرت را به دنيا فرو خته اند قرار مي گيرند.
چهارم:جزء گروهي كه ديگران را امر به معروف مي كنند و خود غافلند قرار مي گيرند.
نوري اين فصل را با جمله ي:« مسموع شد كه بعضي از اين طايفه،به جهت رواج بازار خود،شرط «اخلاص» را در اين عبادت برداشته،و«ريا» را در آن جايز دانسته،بلكه آن را از فضايل مخصوصه حضرت سيدالشهداءعليه السلام شمرده اند!»(2) و با بيان دلا يلي كه رياء در هيچ عملي توصيه نشده است، به پايان مي برد.
در فصل دوم كه صدق است مي نويسد:« در بيان شرط پله ي دويم منبر روضه خوان كه صدق است و توضيح آن تمام مي شود در ضمن چند مقام؛ اول: در ستايش صدق و بزرگي مرتبه آن. دوم: در مذمت دروغ گفتن و مفاسد آن در دنيا و آخرت.سوم:در ذكر بزرگي مصيبت دروغ و افترا بستن بر خداوند-تبارك و تعالي- و رسول خدا(ص) و ائمه طاهرين(ع). چهارم: در اشاره به اقسام دروغ واحكام آن. پنجم:در بيان مراد از«صدق» و «راست گويي»در اين مقام»(3)
بعد از اين پنج مقام چهار قسمت را با نام «تنبيه» مي آورد،كه به برسي بعضي تحريفات در حوادث مربو ط به ائمه خصوصا امام حسين(ع) و حادثه ي عاشورا مي پردازد.
در بخش پاياني كتاب كه «خاتمه» نام دارد،نويسنده به بيان وظايف شنوندگان و حاضرين در مجلس مي پردازد.
منابع:
1- حماسه حسيني ، مرتضي مطهري ، انتشارات صدرا، چاپ چهل و هشتم ، دي 1384 ،ص63.
2- لؤلؤو مرجان،، ميرزا حسين نوري،تصحيح كريم فيضي، چاپ اول مطبوعات ديني383 ،ص66.
3- همان ص82.
آتی بان
![]()
میشل بوتور: تمایل به حاشیه
نویسنده از برنامهی پنجاه سالهاش میگوید: نیم قرن اکتشاف، بازنمایی و تجربهی جهان.
میشل بوتور نویسندهای که آثارش در عین حال پر شمار و طبقه بندی ناپذیر است، هشتادمین سالگرد زندگیاش را با همان شکوه و جلالی برگذار کرد که از یک قهرمان ادبی انتظار میرود: نمایشگاهی بزرگ در کتابخانه ی ملی فرانسه، چند نشست و گفتگو در مورد آثارش، تجدید کامل آثار در پانزده جلد، بازنمایی کتابهایش و. . . آیا این رویدادها نوید دهندهی شیوهی تازهای از برگزاری جشن تولد – در مقیاس ملی - است که در کل بسیار بهتر از تجلیل هنرمندان در مراسم ترحیم است. در هر حال کاملا مناسب این رمان نویس، شاعر و جستار نویس هشتاد ساله است که هرگز مانند دیگران رفتار نکرده و با توجه به شمار آثاری که منتشر کرده انرژی و خلاقیتاش پایان ناپذیر است. بوتور مردی اسرار آمیز است: ریشش یادآور مارکس است و مانند استادش باشلار با مهربانی لبخند میزند، در حالیکه مانند او آماده است با حرارت از صدمات ناشی از نادانی و بی عدالتی انتقاد کند. او از سال 1991 در نزدیکی دریاچهی ژنو همراه همسرش به سر میبرد و همانجا بود که به دیدنش رفتم، البته در تاریخی از پیش تعین شده، زیرا هفتهی بعد در ایالات متحده و ماه بعد در پرتغال و منطقهی باسک فرانسه بود.
- مگزین لیته رر: برای بسیاری شما هنوز نویسنده رمان "دگرگونیها" هستید که در سال 1957 منتشر شد و یک قرن بعد از فلوبر "مادام بواری" شما محسوب میشد: یک شبه شما را به شهرت رساند. امروز آثار آن دوره را چگونه مییابید؟
- میشل بوتور: هنگام دریافت جایزهی "رنودو" از شانس خود آگاه بودم و از این موقعیت برای نوشتن کتابی پیچیده سود جستم: "درجات" رمانی خشک و دشوار دربارهی آموزش. برای من که پنجاه سال است این متنها را نخوانده بودم، بازخوانی آنها به مناسبت تجدید چاپ، سرگیجه آور بود. آنچه مرا حیرت زده کرد به روز بودنشان بود. مثلا اگرچه "درجات" رمان دشواری است، اما پرسشهایی که در آن مطرح کردهام مربوط به امروز است.
- مگزین لیته رر: تا کنون 1400 متن منتشر کردهاید. کار عظیمی است!
- میشل بوتور : همین طور است، اما من همیشه جذب کارهای عظیم بودهام، جذب نویسندگانی که کارشان از اندازه بیرون و بسیار گوناگون است: بالزاک، ویکتور هوگو، امیل زولا، ژول ورن. . . شاید زمانی در فکر رقابت با این مردان بزرگ قرن نوزدهم بودم که آنها را الگوی خود محسوب میکنم.
- مگزین لیته رر: شما از جوانی شعر میسرودید، اما در رشتهی فلسفه تحصیل کردید. چه آرزویی داشتید؟ این که زندگی را صرف ادبیات کنید یا فلسفه؟
- میشل بوتور: هر دو. با این حال در میان حیرت دوستان در کنکور استادی فلسفه موفق نشدم. در واقع تصمیم داشتم به ادبیات بپردازم و رمان بنویسم. علیرغم این عدم موفقیت از تدریس دست نکشیدم و همهی عمرم به آن ادامه دادم. به جز چند سالی که نزد بنگاههای انتشارات به خواندن متون اشتغال داشتم همیشه از راه تدریس زندگیام را تأمین کردهام. زندگی از راه قلم اطمینان بخش نیست، به فروش کتاب بستگی دارد و استقلال آدم را به خطر میاندازد. در پی شکست درآن کنکور به سفر پرداختم. در سال 1950 برای تدریس زبان فرانسه یک سال به مصر رفتم، به مینیه منطقهی فراعنه . و سال بعد در دانشگاه منجستر مشغول تدریس شدم. دو سال آنجا بودم و همان وقت بود که "گزار به میلان" را نوشتم، رمانی که در سال 1954 منتشر شد.
- در واقع از آن زمان علاقه به سفر همواره با شما بود و حتی به موضوع مکرری در نوشته هایتان تبدیل شد، بطوریکه گاه جایگزین رمان گردید.
- همینطور است. از مصر در 1950 تا امریکا در 1960، در آن دهه رمانهای من با سفر همراه بودند. حتی "دگرگونیها" در سال 1956 در ژنو نوشته شد، زیرا در آن تاریخ در مدرسهی بین المللی آن شهر مشغول تدریس بودم. در سال 1960 به عنوان استاد به امریکا سفر کردم و در فیلادلفیا و ورمونت زندگی کردم. سخت مشتاق آشنایی با امریکایی بودم که به فرستندهی فرهنگی جهان تبدیل شده بود، و بارها به آنجا بازگشتم. روی هم رفته شش سال در امریکا به سر بردم. پس از بازگشت در سال 1960 رمانی دربارهی دوقلوها در ذهن داشتم. اما یک سطر آن را ننوشتم. تمایل به بازنمایی ایالات متحده قویتر از خواست نگارش رمان بود و کتابهای "متحرک" و "6810000 لیتر آب در ثانیه " را نوشتم.. . یکی از لحظات اساسی در مسیر زندگیام بود. لحظهای پر تلاطم. انتشار "متحرک" مثل بمب صدا کرد. نشریات فرانسه مرا یک تروریست محسوب کردند. ناچار شدم اندیشهام را توضیح دهم و از آن پس به مصاحبه عادت کردم.
- و ژاپن؟
- این شانس را داشتم که چند بار به ژاپن سفر کنم. نخستین بار در سال 1967، تقریبا هم زمان با رولاند بارت. ده سال از آشنایی ما میگذشت: در سال 1957 در غیاب بارت به جای او در دانشگاه سوربن تدریس کرده بودم. بارت مایل بود به اتفاق کتابی در بارهی ژاپن بنویسیم. کار فوق العادهای میشد، اما در آن وقت هنوز توانایی یافتن واژههایی برای بیان غرابت فرهنگ شگفت آور ژاپن را در خود نمیدیدم.
- آیا تمایل به شکستن مرزها با علاقه ی شما به سفر در ارتباط است؟
- بله، من احساس زندانی شدن را برنمیتابم، نه تنها در یک مکان، بلکه در یک ژانر، یک تخصص یا یک دیدگاه. همواره نگاه کردن به سمتی که به شما میگویند باید به آن بنگرید را؛ این برای من یک اصل است.تعین جایگاه نگاه. وقتی به موزه میروم تنها تابلوهای نقاشی را تماشا نمیکنم، بلکه قابها، اتیکتها، فضای نمایش تابلوها، معماری و بیش از هر چیز نگاه آدمهایی که تماشا میکنند را نیز مشاهده میکنم. و البته در مقیاسی دیگر مفهوم سفر نیز همین است. مرزها غنی و زندهاند، اما برای درکشان چنانکه هستند، باید آنها را از دو طرف مشاهده کرد، باید از آنها عبور کرد. این ایده که کرهی زمین یک شکل شده، بسیار سطحی است؛ در واقع نگاهی که به آن میاندازیم یکنواخت و تهی شده است. از این نظرگاه ادبیات پیامی اساسی در بر دارد، و امروز باید در این باره بسیار کار شود: یک مبارزهی حقیقی بر علیه حماقت. سطح فکر بسیاری از رهبران جهان چنان نازل است که به فاجعه نزدیک میشویم.
- با سایر علوم انسانی، مثلا با روانشناسی یا زبان شناسی چه رابطهای دارید؟
- آثار فروید را با تحسین فراوان خواندم، اما فاصلهام را حفظ کردم. مرا متقاعد نکرد. گمان میکنم روانشناسی همیشه روابط خانوادگی را بسیار خردتر و سادهتر از آنچه هست نشان میدهد. به نظر من با توجه به تجربه هایم و همهی چیزهایی که نوشتهام – خوشبختانه- این روابط بسیار پیچیدهتر است. من ژاک لاکان را ملاقات کردم، اما از او خوشم نیامد چون. . . (چانه را بالا میگیرد تا به رفتار پر تکبر لاکان اشاره کند). در مورد زبان شناسی هم تجریدیترین فرمهایش به نظرم به همان ترتیب با ساده انگاری همراه است، اما اندیشمندان بزرگی همچون یاکوبسون یا بن ونیست به من بسیار آموختهاند.
- در نوشتههاتان پرسشی را مطرح میکنید که در قلب دین جای دارد: ایمان چیست؟
- بله. پدیدهی ایمان به خودی خود برایم جذاب است، روابط میان باورهای دینی و زبانها. چگونه میتوان با کسانی که چیزهای دیگری را باور دارند، یا به گونهای دیگر ایمان خود را ابراز میکنند گفتگویی را آغاز کرد یا آن را ادامه داد؟ اینها پرسشهای داغی هستند. اگر اسلام در مدارس اسرائیل تدریس نشود و کلیات دین یهود در برنامهی درسی کودکان فلسطینی گنجانده نشود، تصور یک صلح پایدار میان اسرائیل و فلسطین بیهوده است. دیواری که این دو قوم را از یکدیگر جدا میسازد یک نماد است: میان این دو قوم سختترین دیوار از جهل ساخته شده، جهل متقابل. همچنین فاجعهای که امریکاییها در عراق با آن روبرو شدند، به دلیل عدم شناخت آنها از فرهنگ این کشور بود. مثلا آنها بههیچوجه نمیتوانستند سنیها را از شیعیان تمیز دهند. چنین جهلی باور نکردنی و شرم آور است.
- خوانندهی فردای آثار خود را در این آیندهی نامعلوم چگونه میبینید؟
- متنهایم بطریهایی هستند که به آب دریا میسپارم. در مورد باقی ماندن نامم باید بگویم که برایم کاملا بیتفاوت است. از صمیم قلب آرزو دارم آنچه نوشتهام بتواند به انسانهای فردا کمک کند تا بتوانند در برابر مشکلات تصمیمات درستی بگیرند. پیش روی ما موانع و مشکلاتی است که باید پشت سر بگذاریم و حل کنیم. این را احساس میکنیم. اکثر پژوهشگرانی که تا چند سال پیش فریادهای هشدار دهنده سر میدادند تا ما را از رسیدن خطر آگاه کنند، امروز ترجیح میدهند چشمها را ببندند تا با نزدیکی بحران روبرو نشوند. بحران محیط زیست، بحران اقتصادی، اما بیشتر بحرانهای سیاسی و نظامی. در جنگهایی که آغاز کرده اند راه برون رفتی به چشم نمیخورد. بسیاری خود را آماده میکنند تا در شرایط بحرانی زنده بمانند. اما ما این فجایع را پشت سر خواهیم گذاشت. اگرچه شاید برای ورود به قرن بیست و دوم که حتما سدهای پر شکوه خواهد بود اندکی خسته باشیم.
جن وپری

الاكلنگ سوارى
با تمام حرف هاى گفته شده در حاشيه به پايان رسيدن عصر طلايى رمان، واقعيت اين است كه هنوز هم شاهد باليدن اين ژانر ادبى هستيم. چيزى كه هست تكثر لجام گسيخته شباهت ها در جامه زيستن در «جهان استاندارد» محدوده واقعيت را روز به روز تنگ تر و پاستوريزه تر كرده و با همين سرعت جاذبه ناب يكى شدن با دنيايى به دور از اين فضاى بسته و معتاد را به فرصتى بى بديل بدل مى كند تا نفسى در هواى اين «ديگرى» تازه كنيم.«تو فرهنگ نامه كودكان نوشته كودكى دوران سرخوشى معصومانه اى ست كه بايد تو دشت و دمن و لابه لاى آلاله ها و خرگوش كوچولو ها سپرى شود، يا در كنار اجاق و غرق در كتاب هاى قصه. اين نگاه به كودكى پاك با او بيگانه است. چيزهايى كه تو ورچستر به سرش مى آيد او را به اين نتيجه مى رساند كه كودكى يعنى دندان سرجگر گذاشتن و جيك نزدن.»(ص۱۹)
بله مسئله اساسى در اينجا يعنى رمان كودكى تفاوت كودكى با كودكى است. براى نشان دادن اين تفاوت مى توان به نمونه هاى تقريباً مشابه اشاره كرد. ما مى توانيم به بخش اعظمى از رمان طبل حلبى نوشته گونترگراس كه حول زندگى «اسكار ماتزارت» كوتوله عجيب الخلقه تنيده شده، در كنار آن قهرمان رمان پابرهنه هاى زاهاريا استانكو كه به خلق دنيايى از فقر و رنج زندگى «داريه» كودك قهرمان رمان پرداخته اشاره كنيم. اولى بر مدار شرايط و بستر آلمانى، كاشوبى، لهستانى قبل و بعد از جنگ جهانى سير مى كند و دومى با پس زمينه اى ماركسيستى بيشتر از هر چيز به الزامات و پيرايه هاى زندگى و فقر روستا زاده اى رومانيايى پرداخته است. در اينجا بحث بر سر راهكارهاى ادبى، شگردهاى نويسنده يا جنس به كارگيرى از استعاره و كنايات نيست بلكه بيشتر به جهان هايى اشاره مى شود كه در تركيب و هم نشينى چندگانه خود به وضعيت حاشيه اى، مختلط و منحصر به فرد منجر شده اند.برقرارى ارتباط با اين سه اثر به مثابه سه جهان منفرد بيش از هر چيز به دليل برقرارى نوعى حس همذات پندارانه، ارتباطى بى واسطه به نظر مى رسد ولى آنچه در شالوده اين ارتباط ناديده خود را به رخ مى كشد از برخوردى وقوع يافته در بطن فرهنگ ها و بافت ها خبر مى دهد كه بيشتر از جغرافياى زيست، محصول كنشى زبانى است. «به خاطر اينكه تو خانه انگليسى حرف مى زنند، به خاطر اينكه انگليسى اش تو مدرسه از همه بهتر است، خودش را انگليسى مى داند. با اين كه نام خانوادگى اش هلندى است. با اينكه باباش بيشتر هلندى ست تا انگليسى، با اينكه او خودش هلندى را بى ته لهجه انگليسى حرف مى زند، اصلاً نمى شد گفت هلندى تبار است. ذخيره لغت هلند ى اش كم و بى مايه است، يك عالمه لغت هاى عاميانه و پركنايه كه لغت هاى زشت تنها بخشى از آنها است - هستند كه فقط بچه هاى راست راستى هلندى زبان بلدند و او بهشان دسترسى ندارد.»(ص ۱۳۷)جى ام كوتسى كه نوبل ادبيات ۲۰۰۳ را از آن خود و آفريقاى جنوبى كرد در «كودكى» به سادگى و روانى هرچه تمام تر از يك وضعيت حاشيه اى براى به دست دادن فضايى پرجاذبه و كشش استفاده مى كند. محور كار او در كودكى به نوعى گريز از تقابل هاى رايج بين كودكى و بزرگسالى، پايتخت نشينى و حاشيه نشينى زبان اقليت و اكثريت و... به سمت به دست دادن فضايى بكر و منحصر به فرد است. جهانى خارج از توصيف و تابع همان قانونى كه مى گويد: همواره چيزى در ابژه هست كه تا ابد از ترجمه شدن به شبكه فرهنگى ما مى گريزد و اگر همين منحصر به فرد بودن را راز بودن بدانيم و با درك همين لحظه به برقرارى رابطه اى با ادبيات و تجربه مردن بپردازيم خواهيم ديد كه توصيف اثر ادبى در هر حالت امرى محال خواهد بود.«او به اين نتيجه رسيده كه با بقيه فرق دارد، مخصوص به خود است. چيزى كه هنوز نمى داند اين است كه چرا اصلاً به اين دنيا آمده. شك دارد بتواند آرتور يا الكساندر بشود، تو زنده بودن اش ازش تقدير بشود. وقتى قدرش را خواهند شناخت كه ديگر مرده است.»(ص۱۱۹)
و درست در همين لحظه است كه منتقدى مثل بلانشو در مورد تفسير رمان قصر كافكا توسط مفسرانش گوشزد مى كند كه اين رمان بى نهايت بيشتر و بى نهايت كمتر از تفاسيرى است كه درباره اش نوشته اند. در هر حال چيزى كه به هيچ شكل نمى توان به نسبتى تمام به آن رسيد جوهره تمايزى است كه اين اثر را بر جهان مشابهت ها و اينهمانى ها استوار مى سازد.«مى داند اگر بخواهد مرد بزرگى بشود بايد كتاب هاى جدى بخواند. بايد مثل آبراهام لينكلن و يا جيمز وات وقتى همه گرفتند خوابيدند زير نور شمع مطالعه كند و لاتين و يونانى و اخترشناسى ياد بگيرد. او از فكر مرد بزرگى شدن دست ورنداشته، به خودش وعده مى دهد به زودى مطالعه جدى اش را شروع مى كند، ولى فعلاً دلش مى خواهد فقط داستان بخواند.»(ص۱۱۴)
رابطه كودك روايت شده در كودكى جى ام كوتسى با پدر و مادر رابطه جالبى است. او خود را فرزند دو مادر يعنى مزرعه و مادرش مى داند ولى خود را به هيچ پدرى متعلق نمى داند. او با قالب گيرى روايت ها در بطن تعاريف تازه از اسطوره ها پرده برداشته و با توصيف سرد و با فاصله به نوعى آنها را كاريكاتوريزه مى كند: «انگلستان يعنى انجام وظيفه، در آرامش بى قيل و قال، گردن نهادن به سرنوشت. انگلستان يعنى جوانكى تو ميدان جنگ در يوتلند كه عرشه زير پاش مى سوخت و او از پشت سلاح اش جنب نمى خورد. انگلستان يعنى سرلنسه لوت و ريچارد شيردل و رابين هود با آن كمانش از چوب سرخ دار و مردان سبز جامه اش.»(ص۱۴۲)

كودكانى كه ناپديد مى شوند
صيد قزل آلا در آمريكا ريچارد براتيگان ترجمه: پيام يزدانجو
نشر چشمه چاپ دوم ۱۳۸۵ قيمت: ۱۶۰۰ تومان
ريچارد براتيگان در سال ۱۹۵۰ به سانفرانسيسكو رفت و در دهه ۶۰ به «جنبش بيت» پيوست. او با پيوستن به اين جنبش و بهره گيرى درست از نبوغ خود سبكى نو و بى همتا كه زاييده ذهن خلاق و تخيل تجربى اش بود در ادبيات پسامدرن آفريد. نگاه براتيگان به زندگى ساده و تهى از اسطوره هاى اجتماعى است. برخلاف ماركسيست هاى دهه ۳۰ و چپ هاى نوين دهه ۶۰ او و ديگر هيپى ها درصدد تغيير جهان برنيامدند بلكه به تغيير و اصلاح خود پرداختند تا به رهايى و خودآگاهى برسند.
كتاب صيد قزل آلا در آمريكا ۴۸ داستان كوتاه و جدا از هم دارد. گستردگى اطلاعات و غناى فرهنگى نويسنده در به كارگيرى صناعات ادبى حتى پيش از ورود به صفحه اول در صيد قزل آلا در آمريكا نمايان است. براتيگان با قرار دادن عكس خود روى بيشتر رمان هايش فضا، زمان و حافظه را با هم تركيب مى كند. عكس ها زمان را در مكان هاى معينى متوقف مى كنند و ما را به فكر وا مى دارند. جلد كتاب عكسى از براتيگان را در كنار يارش مايكلاكلارك لوگراند نشان مى دهد كه در ميدان واشينگتن سانفرانسيسكو در برابر مجسمه بنجامين فرانكلين ايستاده است. او با جليقه اى راه راه، كلاه تاجدار و سبيل آويزان ظاهر مردى شوخ طبع را دارد كه سعى مى كند جدى به نظر برسد. براتيگان با اين شكل و شمايل آمريكايى داستان ماهى اى را آغاز مى كند كه نه فقط به زندگينامه نوشت بنجامين فرانكلين بلكه به يك سرى نوشته هاى تخيلى آمريكايى در دو سده گذشته درباره صيد ماهى و ماهيگيرى در نهرها و رودها اشاره مى كند.
صيد قزل آلا در آمريكا سوگنامه اى براى آمريكا است. پوسيدگى و انحطاط در ذهن براتيگان از همان آغاز كتاب آشكار مى شود. او با گزارش بى پيرايه خود جامعه آمريكا را نقد مى كند و احساسى نوستالژيك براى آمريكايى ساده تر و انسانى تر را در داستا ن هايش باز مى تاباند.
در فصل ديگر كتاب به نام «به چوب زدن» براتيگان تشبيه ها و استعاره هاى عجيب و غريب را چنان با مهارت به كار مى برد كه اشيا و اجسام را در ذهن خواننده جان مى بخشد. يك روز در دوران كودكى او از دور آبشارى را مى بيند كه حتى مى تواند افشانه هاى سردش را احساس كند. صبح روز بعد زود از خواب بيدار مى شود، يك تكه نان سفيد براى طعمه برمى دارد و راهى مى شود. ولى نزديك آبشار كه مى رسد مى بيند آبشار و نهرى در كار نيست و آبشار تنها يك رشته پله چوبى است كه انتهاش به يك خانه بين درخت ها مى رسد. بعد ضربه اى به نهر مى زند و صداى چوب مى شنود. سرانجام به ناچار خودش قزل آلاى خودش مى شود و آن تكه نان را مى خورد. (صص ۱۸ ، ۱۹و۲۰)
صيد قزل آلا در آمريكا نماد كودكانى است كه چشم به جهان مى گشايند و به زودى ناپديد مى شوند. پسر الكلى داراى شخصيت مثبت و منفى است، از طرفى به مواد مخدر معتاد است و از طرف ديگر مى تواند كل ايده مخصوص به خودش را فراهم كند. (ص۲۷) براتيگان تصاوير استعارى درباره غذا دارد. ارزش هاى از دست رفته آمريكا را تحسين و از وضعيت كنونى انتقاد مى كند. از همان فصل اول وقتى فقرا با يك ساندويچ حاوى يك برگ اسفناج فريب داده مى شوند تا پايان رمان كه با كلمه مايونز خاتمه مى يابد غذا در نظريه اقتصادى براتيگان فرآورده اى نمادين است.
در فصل «صيد قزل آلا بين دو بلندى» تشبيه گورستان ثروتمندان به قهرمان نمايشنامه «پيترپن» كه گذر زمان او را پير نمى كند و علف هاى خشك گورستان فقرا به لاستيك هاى پنچر آفتاب سوخته انتقادى آشكار به فاصله طبقاتى در آمريكا است. (ص۴۱) در «درآمد فصل مايونز» براتيگان با اشاره به سه اثر وزين «يك ميليون سال نخست انسان» نوشته ام.اف. اشلى مونتگيو و «انسان در طبيعت» نوشته مارستون بيتس و «سپيده دم انسان» نوشته ارنست آلبرت هوتون بر نياز انسان به خلق واژه ها براى گفت وگو تاكيد دارد. (ص۱۸۱)
مثل بسيارى از انسان هاى امروزى راوى داستان مى كوشد واقعاً آزاد زندگى كند. براى بقا او بايد به صيد قزل آلا بپردازد. اما براى خوردن قزل آلا بايد آنها را بكشد. بنابراين فرق بين كشتار صنعتى قزل آلا و كشتن قزل آلا به وسيله ماهيگير چيست؟ براتيگان نشان مى دهد كه متوجه اين پارادوكس هست. او تحقيقى روى ۲۱ كتاب انجام مى دهد. (ص۵۴)
راوى داستان و دوستش قزل آلايى مى گيرند و آن را روى يك تخته سنگ بزرگ مى گذارند. دوستش به جاى شكستن گردن قزل آلا نوشيدنى در حلق آن مى ريزد. قزل آلا دچار انقباض عضلانى مى شود. تنش مثل تلسكوپى در هنگام زمين لرزه به سرعت شروع به لرزيدن مى كند. دهنش كاملاً باز مى ماند و دندان قروچه مى كند، انگار كه دندان آدميزاد دارد و سرانجام مى ميرد. داستان هاى براتيگان ريشه در ادبيات كلاسيك آمريكا به ويژه در كارهاى ملويل، ثورو، تواين و همينگوى دارند. اين نقيضه ها در سنگ نبشته جان تالبوت (ص ۴۴)، به تالبوت ملويل در فصل هفت «موبى ديك»، مرگ قزل آلا با نوشيدنى به مرگ غيرمعمول مارلين بزرگ در «پيرمرد و دريا»، شباهت هاى شخصيت پردازى راوى و رفيق ماهيگيرش (ص۵۸) به جيك بارنز و بيل گورتن در فصل دوازده «خورشيد هم چنان مى دمد» و جنگ داخلى اسپانيا در فصل «دريا، درياداران» به «زنگ ها براى كه به صدا در مى آيند» نهفته اند.
در فصل «آخرين بارى كه صيد قزل آلا در آمريكا را ديدم» راوى درباره خودكشى همينگوى در كنار «رود بزرگ جنگلى» مى گويد: «البته من آن وقت از مرگ او خبر نداشتم... صيد قزل آلا در آمريكا فراموش كرده بود در اين باره چيزى به من بگويد. مطمئنم خبر داشت حتماً يادش رفته بگويد.» (ص۱۴۹)
در صيد قزل آلا در آمريكا به نظر مى رسد بيشتر جويبارهاى قزل آلا از بين رفته اند. در «اوراق فروشى كليولند» يك نهر خشك به حراج گذاشته مى شود. راوى داستان مى گويد كه هر كسى مى تواند با بهايى ارزان يك جويبار قزل آلا بخرد. همه به تكه هاى كوچك تقسيم شده اند. فروشنده آنها را به اندازه يك فوت هم مى فروشد به هر اندازه كه شما بخواهيد و يا همه آنچه را كه باقى مانده است. فروشنده مى گويد كه امروز صبح مردى آمد و ۵۶۳ فوت خريدارى كرد. هر فوت آبشار ۱۹ دلار به فروش مى رسد. پرنده ها و حشرات در غرفه هاى ديگر عرضه مى شوند. (ص۱۷۱)
صيد قزل آلا در آمريكا عميق تر از آن است كه منتقدين اوليه تصور مى كردند. در فصل «اتاق ۲۰۸ ، هتل صيد قزل آلا در آمريكا» براتيگان كنجكاوى راوى را برمى انگيزد تا به جست وجوى بچه گربه موسوم به اتاق ۲۰۸ بپردازد كه در هتل صيد قزل آلا در آمريكا زندگى مى كند اما نه در اتاق ۲۰۸ بلكه در اتاقى در طبقه سوم. اين اسم ۲۰۸ از كجا مى آيد؟ چه معنايى دارد؟ او يك سال بعد خيلى تصادفى معناى واقعى اتاق ۲۰۸ را مى فهمد: «من به دادسرا رفتم تا دوستم را به قيد ضمانت آزاد كنم و كشف كردم كه ۲۰۸ شماره اتاق دفتر وثيقه سپارى است. قضيه خيلى ساده بود.» (ص ۱۱۸)
اما اين قضاوت به سبب بافت و ساختار تلميحى صيد قزل آلا در آمريكا زودرس است. اهميت واقعى اتاق ۲۰۸ نه تنها تصادفى نيست بلكه مظهر كدى ديگر است كه ريشه در ادبيات معاصر آمريكا دارد. شخصيت هاى براتيگان همانند شخصيت هاى ناتانيال وست در فصل دوم «روز ملخ» در هتلى زندگى مى كنند كه آكنده از بوى گند ضدعفونى كننده است. بنابراين براتيگان در پى ريشخند تلاش هاى حاكميت براى پوشاندن بوى گند پوسيدگى جامعه آمريكايى با انواع مواد ضدعفونى كننده است. صيد قزل آلا در آمريكا از نظر موضوعات صحنه آرايى و تصويرسازى به سبك وست نزديك است اما لحنى كاملاً متفاوت دارد. «روز ملخ» با اعلان خطر آتش سوزى بعدى به پايان مى رسد در حالى كه براتيگان با خونسردى تمام كتابش را با كلمه مايونز خاتمه مى دهد.
درونمايه رمان شبيه كتاب «مقدمه» اثر ويليام وردزورث است كه در آن انسان هنوز براى نزديكى با طبيعت و نجات از نگرانى هاى شهرى راه گريزى دارد حتى از آمريكاى توسعه يافته صنعتى كه فرار به سوى رستگارى به شدت سخت تر شده است. او اشاره مى كند: «خيل ماشين ها، هواپيماها، جاروبرقى ها، يخچال ها، وسايلى كه مال دهه ۱۹۲۰ بودند به نظر مى رسيدند مال دهه ۱۹۸۰ باشند. زيبايى سرعت ما بود كه اين بلا را سر آنها آورده بود بلوغ زودرسى را برايشان رقم زده بود، تا به ظاهر و باطن آدم هاى قرنى ديگر درآيند.» (ص۱۳۵) براتيگان بلوغ زودرس، شتاب تكنولوژى و هر عاملى را كه روال طبيعى حيات را به هم بزند آفت زندگى و محيط زيست مى داند.
او همچنين بر اين باور است كه هر هنرمندى بايد از الگوهاى ادبى گذشته دست بكشد و به دنبال خلق روشنگرى ويژه خود باشد. به كاربردن نوك قلم طلا، استعاره اى از مقصود هنرى او است. در داستان «سرقلم صيد قزل آلا در آمريكا» فروشنده خودنويس را نشانش مى دهد و مى گويد: «با اين بنويس ولى خيلى بهش فشار نيار چون نوكش طلاس، و نوك طلا خيلى حساس و تاثيرپذيره. يه چن وقت كه بگذره شخصيت نويسنده رو به خودش مى گيره. هيچ كى ديگه نمى تونه باهاش بنويسه. اين خودنويس عينهو سايه آدم مى شه. تنها خودنويس يه كه باس داشت. ولى مراقب باش.» راوى مى گويد: «با خودم فكر كردم يك صيد قزل آلا در آمريكا سرقلمى نازنين فقط با يك چرخش درختان سبز سردى كنار رودخانه مى كارد، گل هاى وحشى و كفش غواصى سياهى كه به كاغذ دوخته شده اند.» (ص۱۸۰)
در فصل ديگر، براتيگان از يك ماهيگير به نام آلونسوهيگن نام مى برد. سنگ نبشته او مى گويد: «اين كارنامه من بود. من تا اين زمان هفت سال است كه مى روم ماهيگيرى و حتى يك قزل آلا هم صيد نكرده ام... با همه اين ناكامى ها، معتقدم كه اين تجربه جالبى از باخت كامل بود. اما سال بعد يكى ديگر بايد به صيد قزل آلا برود. يكى ديگر بايد از خانه بيرون بزند.» (ص۱۴۳)عليرضا پوردانا
شرق
ميشل مارى فرانسوا بوتور به سال ۱۹۲۶ در حومه شهر پاريس به دنيا آمد. وى از دانشگاه سوربن ابتدا در رشته ادبيات و سپس در رشته فلسفه فارغ التحصيل شد و بلافاصله به تدريس مشغول شد. وى اولين سخنرانى هايش را بين سال هاى ۵۳- ۱۹۵۰ در دانشگاه منچستر ايراد كرد. سال ۱۹۵۶- ۱۹۵۵ به طور موقت جانشين رولان بارت، منتقد نامى فرانسوى، در سمت رياست دانشكده ملى فرانسه شد. اولين رمان وى «عبور از ميلان» در سال ۱۹۵۴ به چاپ رسيد. وى در سال ۱۹۵۸ ازدواج كرد. از سال ۱۹۵۷ رسماً كرسى استادى دانشگاه ژنو را به دست آورد. رمان «تغيير (۱۹۵۷)» او يكى از نمونه هاى بارز رمان نو است. اين رمان كه از جمله شاهكار هاى نويسنده به شمار مى رود، داستان راوى اى را بيان مى كند كه در راه سفر از پاريس به رم، در واقع پيش از اين كه تصميم بگيرد از همسرش جدا شود، با خود حرف مى زند.
دهه ۶۰ براى بوتور دهه سفر هاى متعددى بود كه از وى شخصيتى برجسته ساخت. وى به ايتاليا، سوئيس، مجارستان، بلژيك، چك و اسلواكى، انگليس، آلمان، روسيه و ژاپن سفر كرد. مدتى براى نوشتن به استراليا سفر كرد. سپس براى ايراد سخنرانى به آمريكا و كانادا سفر كرد. سال ۱۹۹۱ از دانشگاه ژنو بازنشسته شد. سال ۱۹۹۳ به چين و سال ۱۹۵۵ به زيمبابوه سفر كرد. از جمله آثار بوتور مى توان به: گذر زمان (۱۹۵۹)، رتبه (۱۹۶۰)، مقالاتى درباره خواب و رؤيا (۱۹۶۱)، چندين نمايشنامه راديويى، اپراى فاوست كه با همكارى آهنگساز بلژيكى Henri Pausser ساخت، اشاره كرد.
وى در مقالاتش كوشيده است تا رابطه بين متنى موسيقى، نقاشى و ادبيات را كشف كند. وى رابطه ادبيات و هنر هاى تجسمى را موازى مى داند و مى كوشد آن را در رمان هايش به كار برد. بوتور علاقه مند است با نوشتن هر كتاب جديد چيزهاى تازه اى را بيابد، نگرش هاى متفاوتى پيدا كند و از هر يك درون مايه خاص اش را بيرون كشد. اغلب مطالبى را كه زمانى در جايى خوانده به خاطر مى آورد و آن را يادداشت مى كند؛ اما در قالب يك كتاب، اين مفاهيم و معانى خاص، كليتى منسجم را مى طلبند كه در خلال نوشتن به آنها مى پردازد. حتى وقتى از نويسنده ديگرى نقل قول مى آورد، اين سخن در متن جديدى كه از آن در كتاب اش استفاده مى كند، معناى جديدى پيدا مى كند. وقتى به اسطوره ها بر مى گردد، پاسخ هزاران سؤالى را كه از خود پرسيده در مى يابد.
وى معتقد است هر نسلى بايد پاسخ هاى تازه اى را در آثارش پيدا كند. چرا كه فرهنگ ها تغيير مى كنند و مردم هم با آنها تغيير مى كنند. هيچ چيز ثابت نمى ماند. او مى گويد: «من هم در اين لحظه همان آدمى كه در كتاب بعدى ام جلوه پيدا مى كنم، نخواهم بود. وقتى Hokusai سى و شش بار دست نوشته رمان «كوهستان فوجى» را تغيير داد، هر كدام از آن نسخه ها با هم فرق داشتند، زيرا هر بار زاويه ديدش تغيير مى كرد.»
بوتور خود را در ادبيات محدود نمى كند او علاقه مند است راز هنر را كشف كند. بنابراين زياد سفر مى كند و در رشته پود فرهنگ هاى مختلف جست و جو كند تا از هر يك نكته اى بياموزد. بوتور مى گويد: «ميان هر كدام از فرهنگ ها، فضاهايى هست كه هركدام را در سطح متفاوتى قرار مى دهد و من دوست دارم اين تفاوت ها را كشف كنم.» او نحوه نوشتن خود را به بافتن پلوور چند رنگى تشبيه مى كند كه مى بايست هر كدام در جاى خود قرار گيرند؛ بدين منظور هر بخش از دست نوشته هايش را به رنگ هاى مختلف مى نويسد و با اين كار به اثرش ريتم مى بخشد. با اين روش خوانندگان نمايشنامه هاى راديويى او به راحتى مى دانند كه نقش شان را با چه لحنى بخوانند.
وى معتقد است همان طور كه صدا و لحن در موسيقى مهم هستند، فقدان و وجود سكوت نيز سهم بسزايى در موسيقى دارد. هر يك از اجزا نوشتارى نمايشنامه هاى او تأثير مهمى بر بازگويى گويندگان از متن دارد. در بعضى از نمايشنامه ها كيفيت طنين صدا و زبان تا اندازه اى اهميت دارد كه هم پايه خود متن و قطعه موسيقى سنجيده مى شوند. به طورى كه بعضى از آنها را با فاوست همتراز مى كند. در اين گونه از آثار، تركيب زبان و آهنگ كلمات آميزه اى منحصر به فرد توليد مى كنند؛ تا حدى كه آثار گوته و مارلو را تداعى مى كنند. وقتى از نويسندگان بزرگ نقل قولى در نوشته هايش مى آورد در حقيقت به نوعى در ادامه راه آنها با ايشان همكارى مى كند و آن را به زبان جديد و روز در مى آورد. در واقع با توجه به درك موسيقى و ملودى هايى كه آموخته، زبان خود را با آن هماهنگ مى كند.
بوتور مقاله هاى زيادى در باره موسيقى نوشته است. او حتى به موسيقى «جز» علاقه نشان داده و در اين باره مى گويد: «مى توانم نويسنده جدى و حرفه اى باشم و به «جز» هم علاقه مند باشم چرا كه نه. ابعاد مختلف و متضاد در كنار هم مى توانند يك تركيب هماهنگ و منسجم بسازند. يك رهبر اركستر هم نوازنده هاى خبره اى را كه مى شناسد، كنار يكديگر قرار مى دهد و از مجموع آنها يك قطعه تصنيف مى سازد. او در اين باره پيش بينى مى كند. يك نويسنده هم بايد بتواند از اجزاى مختلف چطور استفاده كند، تا يك متن روان و منسجمى ارائه كند.» او معتقد است روند شكل گيرى نقاشى هم مانند موسيقى و نگارش است؛ طورى كه آميزه اى از تخيل، ابزار، اشكال و رنگ هاى مختلف، يك اثر هنرى به وجود مى آورند. نويسندگى، نقاشى و موسيقى سه سطح يك هرم هنرى هستند. همه هنرمندان براى ايجاد تغيير و تكميل يك هدف تلاش مى كنند. بنابراين مى توان گفت كه همه يك كار گروهى مى كنند.
او نقش نويسنده را معرفى و حفظ ميراث فرهنگى يك ملت مى پندارد، كه بايد بتواند هم زمان به گذشته و آينده نظر كند. وى در يكى از مصاحبه هايش گفته، وقتى نگرش اش تغيير مى كند او هم تغيير مى كند و در يكى از رمان هايش اين نقل قول را از ساموئل بكت آورده است كه «مى نويسد تا وحدت و يگانگى زندگى را دريابيد». بنابراين معتقد است نوشتن مى تواند ستون و پايه رسيدن به آن هدف باشد. در اين خصوص گفته است : «با نوشتن به جست وجوى مهمترين مفاهيمى كه مى بينم، مى شنوم، مى خوانم و فكر مى كنم، هستم. من آنچه را مى انديشم، مى توانم در آنچه نوشته ام، پيدا كنم. من مى دانم چرا مى نويسم. وجود سركشى در گوش ام زمزمه مى كند، اوست كه مى گويد و من مى نويسم. من به جست وجوى همان ندا هستم، ندايى كه به من ديكته مى كند؛ مى خواهم بدانم اين ندا از چه منبعى مى آيد... شايد از جانب خداوند.»
و بوتور بازتاب اين صدا را ثبت مى كند. سكون و آرامشى كه از اطراف اين صدا ها شنيده مى شود. ندا هاى متوالى و پشت سر هم؛ درست مانند هر يك از ما كه يكى پس از ديگرى مى آيد. روى آن كار مى كند و فرم و زبان اوليه آن برايش مهم است؛ اما هنگام نوشتن، قوانين محدود انشايى را رعايت مى كند و از آن قوانين به عنوان ساختار هندسى و آهنگين موسيقى نام مى برد. مثل معمارى هنرى يك بنا. واژه ها براى بوتور مانند آجر هاى يك بناى هنرى است و او رشته هاى معنايى هر يك را روى هم بنا مى كند. اسلحه هايى كه به عقايد نحوى، اجتماعى و سياسى كلاسيك ها حمله مى كنند. عقايدى كه خيلى كهنه شده اند، بايد تغيير كنند. او موشكافانه واژه ها را بررسى مى كند و معنا هاى پنهان شان را در مى يابد. او هرگز ادعا نمى كند كه همه واژه ها هم صدا هستند، خيلى پيچيده تر از اين بايد باشند. بعضى ها بسيار مشكل و ابهام برانگيز هستند. نمى توانند تنها از فرم ها و ريشه هاى ساده آمده باشند. بوتور به جست وجو و پويش واقعيت حضورشان در زمانه حاضر مى پردازد و معتقد است كه اين تلاش امروز و ديروز نيست. يك نوع احياى ادبى و فرهنگى، نه يك جنبش معنوى كه در مقطع زمانى خاصى به دنيا مى آيد، رشد مى كند و مى ميرد، نه يك چرخه بسته. آن را حوزه زمان و مكان مى نامد و مى خواهد اين چرخه را باز كند، مى خواهد آن را ادامه دهد تا در هزارتوها و پيچ و خم هاى پيچ در پيچ نهان شود.
بوتور بر اين باور است كه، «چسبيدن به سنت، توهمى است كه پيشينيان داشتند. ادامه اين توهم ديگر امكان پذير نيست. عمل به يك فكر و عقيده جديد، اهميت دارد و نوشتن، عمل به يك عقيده برتر است. بعضى عقايد بايد خاتمه پيدا كنند، كاربرد عملى عقايد نو و برتر بايد راهى براى گسترش داشته باشد. نويسنده روى يك خط باريك مى ايستد و شروع مى كند. او خود را در ميانه راه عقايد قديمى و واقعيت هاى جديد قرار مى دهد. وقتى اثرش چاپ مى شود و بازتابش را مى بيند؛ به تجسم آينده كمك كرده است؛ آينده اى كه بعد از او به گذشته تبديل مى شود. زيرا وقتى كه مى ميرد، اثرش باقى مى ماند. يك اثر ادبى جاويدان ممكن است در دورانِ بدى محصور شود، اما اين حصار ادامه پيدا نمى كند. حتى زمانى كه تاريخ فرهنگى در ابتداى راه خود بود و توليد حداقلى داشت، آثارى پيدا مى شد كه از آن حصار بيرون مى آمد و به رهايى مى رسيد. ما كه هيچ وقت در دوران تاريك محبوس نشده ايم. عصر كنونى، عصر تاريكى است و ما آن ندا ها را از آن بيرون مى كشيم. ما بايد گذشته مان را تغيير بدهيم تا آينده مان تغيير پيدا كند. بايد برگرديم و نور بيندازيم و راه هاى جديد را پيدا كنيم. آنچه نياز داريم باستان شناسى است، بايد در خودمان كنكاش كنيم.»
او مى گويد ميان الهام و كودكى پيوند زيبا و محكمى وجود دارد. وقتى كه مارسل پروست يك بار ديگر كودكى اش را تجربه كرد و نويسنده شد، در حقيقت به كودكى اش برگشت و دوباره بچه شد. چيز هايى كه فراموش مى شوند در بايگانى ذهن ثبت مى شوند؛ درست مثل يك كتابخانه، كافى است دوباره آنها را از قفسه هايشان بيرون بياوريم. به گذشته نگاه مى اندازيد، اما هم زمان، در حال مى مانيد. ادبياتى كه در اين حال به وجود مى آيد، ماندگار و جاويدان خواهد بود. وى معتقد است بر چنين اثر هنرى هيچ گاه زمان نمى گذرد. هر زمان و هر لحظه كه آن را مى خوانيد، گويى آن را هم اكنون براى عصر حاضر نوشته اند.مترجم: رؤيا بشنام
ایران

ميشل بوتور michelbutor
داستان دو شهر
دگرگونى - ميشل بوتور ترجمه: مهستى بحرينى
انتشارات نيلوفر چاپ اول: ۱۳۸۵ تعداد:۲۲۰۰ نسخه قيمت :۳۳۰۰ تومان
۱- از ميان رمان هاى منسوب به رمان نو، شايد «دگرگونى» خوشخوان ترين و ساده ترين رمانى باشد كه تاكنون خوانده ايم. شكست هنجارهاى معمول و متعارف رمان سنتى توسط نويسندگانى همچون كلود سيمون، ناتالى ساروت، آلن رب گرى يه، مارگريت دوراس و ميشل بوتور در دهه ۵۰ فرآيند خوانش داستان را با چالش هاى عميق مواجه كرد. برخى نويسندگان اين نحله، بيشتر در توضيح رفتارهاى درونى و واكنش هاى شخصيت هاى داستانشان تاكيد مى كنند تا پيگيرى خط و خطوط روايت. برخى ديگر، خوانندگان را روى سطوح سرد اشيا سر مى دهند و نويسندگان ديگر اين نوع رمان ها آنقدر از حوادث و پيرامون شخصيت هاى شبح وار خود مى گويند كه گاه ممكن است بسيار خسته كننده و كسل كننده به نظر برسد. اين توصيف با جزئيات از مشخصه هاى اصلى رمان نو است كه نوعى رئاليسم (جهان ميكرو) را به ذهن متبادر مى كند. شايد اين يكى از دلايلى است كه ناتالى ساروت رمان هاى خود را رمان واقع گرا مى داند. چنين توصيفاتى در «دگرگونى» هم هست، آنقدر كه گاه نويسنده نيز خود را از بيانش عاجز مى يابد يا ديگر به ياد نمى آورد يا نمى خواهد كه به ياد بياورد: «...تفصيلش را فراموش كرده ايد.» (ص۱۵۵)
در دگرگونى فضاى دو شهر رم و پاريس مرتباً با جزئيات، تصاوير، آثار باستانى، كليساها، ميدان ها، نقاشى ها و... توصيف مى شوند و از اين حيث دگرگونى نمايى كاملاً اروپايى دارد. اما آنچه در اين اثر به لحاظ محتوايى مورد توجه است پروسه ذهنى شخصيت اصلى داستان - لئون دلمون - است كه در فكر خواننده رسوب مى كند؛ تصميم، ترديد، خروج از ترديد و تغيير عقيده و آنچه بيشتر اين رمان را گيرا مى كند، استفاده از ضمير آشناى دوم شخص است، تو گويى نويسنده بى رحمانه خواننده را نشانه گرفته است. دگرگونى داستان دگرگونى تو است.
۲- داستان طرحى كاملاً سرراست و ساده است. لئون دلمون مردى ميانسال سوار قطار در پاريس مى شود تا بى خبر به ملاقات محبوبه اش - سسيل كه از پدرى فرانسوى و مادرى ايتاليايى است- در رم برود. اين دو پنهانى ماهى يك بار يكديگر را ملاقات مى كنند و اين ملاقات ها در دو سال گذشته در مسافرت هاى كارى او به رم اتفاق افتاده است. اما اين بار، اين سفر غيركارى است و دلمون صرفاً به قصد ديدن سسيل حركت كرده است. او اين بار تصميم دارد سرانجام به سسيل بگويد كه مى خواهد در پاريس با او زندگى كند و حتى براى او كارى هم در پاريس دست و پا كرده و آپارتمانى هم ديده و با خودش قرار گذاشته تا پس از جدايى از همسرش - هانريت - آنجا زندگى كند. رمان و ماجراى اين سفر در واقع ماجراى تغيير همين تصميم از سوى شخصيت اصلى داستان است، دگرگونى يا تغيير عقيده. تغيير بطئى و آرام و بازگشت به همان زندگى بى دردسر و توام با تكرار، همراه با هانريت و بچه ها و پاريس. اشتياق نخستين اش و اميدهاى يك شروع دوباره به تدريج به ترديد، ترس و ياس بدل مى شود. او در نهايت تصميم مى گيرد كه آخر هفته اش را در رم به تنهايى سر كند و دوشنبه آينده بدون گفتن چيزى به سسيل به پاريس بازگردد و از اين موقعيت خود را خارج كند.
دگرگونى قبل از هر چيز كتاب ترديد است. همان جدال هميشگى عقل و دل است. اما اين بار با روايتى ديگر. فرمى ديگر. دگرگونى قصه آشنايى، عشق، رابطه، ترديد، تزلزل و هبوط است. از نگاه اگزيستانسياليستى و سارترى قصه انتخاب است و مسئوليت و دلهره. لئون بارها و بارها ميان دو شهر - دو زن در رفت و آمد است، ماجراى عشقى در رم، زندگى جديد، شروع دوباره، بازگشت به شور جوانى يا زندگى در پاريس، هانريت، فرزندان و بازسازى و ترميم يك عشق دور و زنگار گرفته، اگر بشود.
در جايى از داستان لئون يك زوج جوان - آنيس و پى ير - (نام هايى كه به انتخاب خودتان به آن زوج جوان نسبت داده ايد!) را نااميدانه، پژواك جوانى خود و هانريت مى يابد با همان رفتارهاى عاشقانه هميشگى ميان يك زوج جوان. به اين ترتيب نويسنده بدبينى خود را نسبت به يكى ديگر از جنبه هاى واقعيت انسانى يعنى زندگى زناشويى ابراز مى كند.
از طرف ديگر سير دگرگونى به گونه اى است كه زمانى كه اولين بار صريحاً لئون تصميم مى گيرد و به هانريت و پاريس بازگردد ارائه تصويرى دلنشين از همين زوج يعنى آنيس و پى ير در اين تغيير عقيده صحه مى گذارد: «... كار تمام شده است و تصميمتان را گرفته ايد، اما نه آن تصميمى كه هنگام سوار شدن به اين قطار گمان مى كرديد كه گرفته ايد، بلكه تصميمى ديگر، چشم پوشى از برنامه تان به شكلى كه اول در نظر داشته ايد و چقدر به چشمتان روشن و استوار جلوه مى كرد، چشم پوشى از تصوير درخشان آينده اى كه تصميم گرفته بوديد با اين قطار به سويش برويد، يك زندگى توام با عشق و خوشبختى در پاريس با سسيل. بايد اكنون در اين كوپه آرام و عاقل بنشينيد و ديگر به آن فكر نكنيد. پى ير برمى گردد و پيش آنيس مى نشيند... به دور و بر خود نگاه مى كند، در حالى كه آنيس چشم هايش را به زير مى افكند...» (صص۲۳۰-۲۲۹)
تمركز داستان بر زمان و فضا است. داستان در كمتر از ۲۴ ساعت فقط در درون قطار اتفاق مى افتد. اما زمان در ذهن راوى، ميان گذشته، حال و آينده متشتت است.
در دگرگونى ، ايماژها شامل هم عناصر رئاليستى است و هم عناصر فانتزى و گاه سوررئاليستى. چشم اندازهاى بيرون قطار، جزئيات مربوط به مسافران داخل كوپه، حركت قطار و زندگى گذشته و پيش روى لئون از طرفى و از طرفى ديگر تصاوير و روياهاى خواب و بيدار كه شخصيت داستان از سر مى گذراند. به طور مثال زمانى كه قطار از جنگل افسانه اى فونتن بلو مى گذرد، فريادهاى ميرشكار مثل اينكه از درون دلمون باشد، هر بار توجه او را به خود معطوف مى كند:
«... اسب سوار بلندبالايى با تكه پاره هايى از جامه فاخر بر تن كه نوارها و يراق هاى فلزى ازهم شكافته اش موهايى از شعله هايى كدر برايش ساخته بود و بر اسبى سوار بود كه استخوان هاى سياهش همچون شاخه هاى مرطوب و نيمه سوخته درخت آلش، از ميان گوشت هاى شلش، الياف از هم جدا شده اش و پوست هاى تسمه وارش كه صدا مى داد و باز و بسته مى شد، كم و بيش نمايان بود و با ديدن اين ميرشكار حتى احساس مى كرديد كه شكوه مشهورش به گوشتان مى رسد: «صدايم را مى شنويد؟» و سئوال هايى نظير اين: «ديوانه ايد؟» يا «به كجا مى رويد؟» و يا «در جست وجوى چه هستيد؟» و... ظاهراً انعكاسى است از حالت ذهن شخصيت اصلى يا به عبارتى احساس گناه او.»
در نهايت تمام اين اپيزودهاى سوررئال منجر به كابوسى مى شود كه در آن لئون دلمون توسط امپراتورى هاى زوال يافته روم و خدايان قضاوت و بعد محكوم مى شود: «و هنگامى كه لخته نور ناپديد شد، در ته تالار پادشاه داوران نمايان مى شود در حالى كه دستش را بالا برده است و همه آن مردان غول پيكر، سرنگون، با چشم هاى بسته به گرداگرد طاق آويخته اند: كافى است تنها آهنگ سخنانم به گوشت برسد تا اعضاى بدنت دچار تشنج شود، چنانكه گويى به همين زودى كرم ها آنها را جويده اند، آن كه محكومت مى كند من نيستم، بلكه همه كسانى كه همراه من اند و نياكانشان، محكومت مى كنند و همه كسانى كه همراه تواند و فرزندانشان.» (ص۲۹۹)
و در جايى ديگر: «اى امپراتوران و خدايان رمى، آيا به مطالعه در احوال شما نپرداخته ام؟ آيا گاهى موفق نشده ام كه در سرپيچ كوچه اى يا ويرانه اى مرئى تان سازم؟» (ص۳۰۹) ترديد در انتخاب ميان رم مشرك (سسيل، محبوبه) و رم مسيحى (هانريت، همسر) از نكات مهم در اين رمان است. بوتور در چند فلاش بك شخصيت داستان را به يوليانوس مرتد امپراتور روم ارجاع مى دهد. اين ارجاع آگاهانه به قول اس. روديز از اين مسئله ناشى مى شود كه «لئون دلمون هم همچون يوليانوس از كليساى مسيحى بيزار است و مانند او به عنوان يك قدرت رمى در پاريس به سر مى برد. اين قدرت رمى كه همان شركت دستگاه تايپ است، صورت تحريف شده و كاريكاتورى امپراتورى روم است و اين آشكارا شروع و تفسيرى درباره زندگى دلمون به حساب مى آيد». (ميشل بوتور، لئون اس، روديز، ترجمه رضا رضايى، نشر ماهى)
شايد بتوان اين طور گفت كه او به تدريج پى مى برد كه عشق اش به سسيل در حقيقت با فريبندگى راز رم تحريك نمى شود، رازى كه البته او هرگز به آن پى نخواهد برد و زندگى با او در پاريس منجر به ويرانى هر چيزى خواهد شد. به لحاظ بعد روانشناختى قضيه، مى بينيم كه در ابتدا تصميم و اراده و اشتياق لئون در انتخابش تزلزل ناپذير است. اما جزيى نگرى عميق بوتور و تحليل هاى موشكافانه و دقيقش به ترديد ها، ترس و در نهايت تغيير عقيده و دگرگونى منجر مى شود.
۳- ظاهراً جايى بايد رمان نو متفاوت بودن سبك خود را نشان دهد. اين بار اين تفاوت در دگرگونى، انحراف از نرم روايتگرى با استفاده از ضمير دوم شخص است و از اين حيث به نظر مى رسد اين مهم ترين نكته در نوع سبك روايت بوتور است.
به قول مارتين بوبر*، ضمير دوم شخص ضمير دوستى است (Friendship). از طرفى اين ضمير، ضمير مباحثه هم هست و همين طور ضمير بازپرسى. در عين حال كه گفت وگوى درون شخصيت داستانى با خود است به نظر مى رسد كه گفت وگوى نويسنده با خواننده نيز باشد. روايت كردن با استفاده از ضمير دوم شخص، عملى سخنورانه است. قصه گويان از هومر و ويرژيل تا جورج اليوت و كورتاسار به قدرت برانگيزاننده «تو» براى درگير كردن مخاطب پى برده اند و از آن استفاده كرده اند. اين امر باعث مى شود تا خواننده ناخودآگاه فوراً در مركز كنش ها قرار گيرد و توجه او را به مسائل و تصميمات اش، جلب كند. چرا كه هر خطاب «تو» به رابطه با «من»ى مى انجامد و از اين دست در متن هايى با اين شيوه نوشتارى ما با يك رابطه ميان ذهنى بين «من» و «تو» مواجه مى شويم. «تو» در نوشتار هميشه يك موقعيت اشغال نشده است كه مى تواند توسط هر «من» يا شنونده اى جذب شود و از اين نظر «تو» بسيار پرظرفيت مى نمايد. به قولى روايت دوم شخص نه تنها خواننده را در روايت درگير مى كند بلكه گونه اى واقع گرايى دقيقاً عينى را به متن مى دهد. دگرگونى يك رمان دوم شخص است. تنها در ابتداى رمان نام شخصيت اصلى داستان - لئون دلمون - آورده مى شود و در تمام طول داستان، نويسنده، كاراكتر اصلى را مخاطب قرار مى دهد و در عين حال تو را به بازى مى گيرد.
* مارتين بوبر (۱۹۶۵ - ۱۸۷۸) فيلسوف و نويسنده اتريشى كه شهرت عمده اش در احياى يك تفكر عرفانى با عنايت به تعاليم تورات بود. از جمله آثار مهمش كتاب «من و تو» است كه به فارسى هم ترجمه شده است.شهرام رستمى
شرق
61 عنوان پايان نامه: تأثير تداوم وحي د رتثبيت قلب پيامبر اكرم (ص) و بررسي آيات قرآني مربوط به آن
نويسنده : مهدي حسيني
دانشگاه : دانشگاه تربيت مدرس
تاريخ پايان نامه : 1374
استاد راهنما : سيد محمد باقرحجتي
چکيده : اگرچه همه ي انبياء الهي در يك خط و مسير, يعني واسطه هدايت الهي بودن, قرار داشتند, مقتضيات زمان و سطح تعليمات آنان يكسان و شبيه به هم نبوده است. در اين زمينه رسول گرامي اسلام (ص) ويژگي هاي بارزي نسبت به ساير انبياء عظام داشته اند. بارزترين اين ويژگي ها, خاتميت آن حضرت است. او بايد مكتبي را پايه ريزي مي كرد كه تا پايان حيات بشر اساس و برنامه زندگي قرار مي گرفت. انجام اين مهم دشواري هاي فراواني را به دنبال داشت. شدت حرص پيامبر (ص) بر هدايت قوم از يك سو و اذيت هاي فراوان روحي و جسمي در اين راه از ديگر سو ايجاب مي كرد كه حضرتش با اتكا به پشتوانه هاي قوي به رسالت خويش ادامه دهد و نه تنها خسته و مانده نشود بلكه روز به روز استوارتر گردد. به همين علت, خداوند كتاب آسماني نازل بر او را كه معجزه اش بود به تدريج در بستر زمان و همپاي حوادث فرو فرستاد تا مايه دلگرمي و تثبيت قلب آ، حضرت شود و اين مهم ترين راز نزول تدريجي قرآ، نيز بود. اين نزول با ارئه بهترين رهنمودها و اتخاذ متنوع ترين و عالي ترين شيوه ها, پيامبر را در جهت رسالت جهاني و تكميل اهداف الهي كمك مي كرد و تدريجي بودنش موجب مي گشت آن حضرت با داشتن بهترين پشتوانه دلگرم كننده با پايداري تمام به اداي رسالت خويش بپردازد.
62 عنوان پايان نامه: آبرو و حيثيت مؤمن در قرآن
نويسنده : زهرا رحمتي چو مثقالي
دانشگاه : آزاد واحد
تاريخ پايان نامه : 1376
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : در اين پاياننامه آبرو و حيثيت مؤمن از نظر قرآن و احاديث و عقوبت مخدوش نمودن شخصيت او و ارتباط وحدت و انسجام جوامع انساني با هتك حرمت از او مورد بررسي قرار گرفته و نتيجهگيري شده است كه : آبرو و حيثيت مؤمن چون جان او محترم و هتك حرمت او مانند خونش حرام است . خداوند افرادي را كه درصدد مخدوش نمودن حيثيت مؤمنين هستند در دو جهان خوار و ذليل ميسازد.
63 عنوان پايان نامه: آثار اجتماعي دين از ديدگاه قرآن كريم
نويسنده : غلامعلي عزيزيكيا
دانشگاه : تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1373
استاد راهنما : محمود رجبي
چکيده : اين پايان نامه شامل دو بخش است : بخش اول كلياتي از آثار اجتماعي دين: نشانههاي باورهاي ديني در رفتار اجتماعي، بينشهاي ديني درباره زندگي اجتماعي، مبارزه دين با عقايد خرافي و گفتاري در اهميت اجتماع . بخش دوم نقش دين در تحولات اجتماعي: دامنه تحولات ناشي از دين، مراحل تحول ديني، تغيير در مقررات و قوانين و سياست، ديدگاه دين درباره حكومت و هجرت ، و كاركردهاي منفي دين.
64 عنوان پايان نامه: آثار امر به معروف و نهي از منكر از ديدگاه قرآن و روايات
نويسنده : محمد اسماعيل مسعودي
دانشگاه : مركز آموزشي و پژوهشي امام خميني
تاريخ پايان نامه : 1372
استاد راهنما : عباسعلي دادخواه
چکيده : مباحث اين پاياننامه عبارتند از : اهميت و عظمت امر به معروف و نهي از منكر از ديدگاه آيات و روايات آثار مثبت امر به معروف و نهي از منكر، آثار سلبي ترك امر به معروف و نهي از منكر و دگرگوني ارزشها در اثر عدم اهتمام به اين فريضه.
65 عنوان پايان نامه: آثار رواني و تربيتي توكل از ديدگاه قرآن
نويسنده : طيبه خواجه افضلي
دانشگاه : آزاد اسلامي اراك
تاريخ پايان نامه : 1375
استاد راهنما : غلامعلي افروز
چکيده : در اين پاياننامه موضوع توكل به دو طريق كتابخانهاي و ميداني مورد تحقيق قرار گرفته و آثار رواني و تربيتي آن مطالعه شده است. عناوين اين پژوهش عبارتند از : معني و حقيقت توكل، درجات توكل از ديدگاه عرفا، فرق توكل و رضا ، بررسي آيات مربوط به توكل در قرآن و گزارش باليني از افراد متوكل.
66 عنوان پايان نامه: آثار سوء غيبت از منظر قرآن و حديث
نويسنده : محمد ممتاز اميري
دانشگاه : آزاد اسلامي مركزي
تاريخ پايان نامه : 1377
استاد راهنما : سيد محمد باقر
چکيده : در اين پايان نامه آثار سوء فردي و اجتماعي غيبت در آيات و روايات بررسي شده و درباره اين موضوعات بحث شده است : تعريف واژه غيبت ، دلائل حرمت غيبت، اقسام غيبت ، انگيزههاي غيبت، راههاي درمان غيبت.
67 عنوان پايان نامه: آثار صبر و صلوة از ديدگاه آيات و روايات
نويسنده : محمد قاسمي
دانشگاه : آزاد اسلامي واحد مركزي
تاريخ پايان نامه : 1373
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : در اين پايان نامه ابتدا هدف غايي و نهايي انسان كه قرب وجودي او به خداوند است، از ديدگاه آيات قرآن بررسي شده است . سپس آثار صبر و صلوة در سرعت بخشيدن به انسان براي رسيدن به هدف غايي و برطرف نمودن موانع از سر راه خود بيان گرديده است . آثار مذكور از ديدگاههاي روحاني و معنوي، اخلاقي و تربيتي، اجتماعي ،جهادي ، سياسي و اخروي بررسي گرديده و عواقب بيصبري و ترك صلوة بر اساس آيات و روايات مورد بررسي قرار گرفته است . انگيزه انتخاب اين موضوع توجه به نكات ارزشمند مندرج در دو آيه شريفه « استعينوا بالصبر و الصلوة … ان الله مع الصابرين» و « استعينوا بالصبر و الصلوة … فانها لكبيرة الا علي الخاشعين » بوده است.
68 عنوان پايان نامه: مقايسه قصص انبياء ميان قرآن تورات و انجيل
نويسنده : نازي عبدالله پور
دانشگاه : آزاد اسلامي واحد تهران شمال
تاريخ پايان نامه : 1373
استاد راهنما : علي مهديزاده
چکيده : در اين پاياننامه داستان هفت نبي سلف از ديدگاه قرآن بررسي و با مندرجات تورات و انجيل مقايسه شده است. نويسنده در اين تحقيق مواردي از تحريفات تورات و انجيل را نشان داده است.
69 عنوان پايان نامه: مقايسه ميان اسلوب قرآن و حديث با علم كلام در طرح عقايد
نويسنده : نيكو ديالمه
دانشگاه : دانشكده اصول دين قم
تاريخ پايان نامه : 1377
استاد راهنما : مجيد معارف
چکيده : اين پاياننامه در سه بخش نوشته شده است. بخش اول، مباحثي درباره علم كلام شامل: تعريف، وجه تسميه، غايت، روش علم كلام، ارتباط آن با ساير علوم و تاريخ پيدايش آن. بخش دوم، مقايسه ميان اسلوب قرآن و حديث با علم كلام در بحث مبدأ، در اين فصل نخست روش علم كلام در اثبات صانع و توحيد، سپس اسلوب قرآن در اثبات خالق و الوهيت و خالقيت و ربوبيت خداوند و توحيد و بعد روش معصومين (ع) در اين زمينه بررسي و با يكديگر مقايسه شدهاند. بخش سوم حاوي چنين مقايسهاي در موضوع معاد است.
70 عنوان پايان نامه: مقدمهاي بر شناخت قرآن از زبان آياتش
نويسنده : سيد حميد رضا ميرعظيمي
دانشگاه : آزاد اسلامي واحد تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1370
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : در اين پاياننامه پس از مقدمهاي حاوي مباحثي پيرامون امكان شناخت قرآن و اقسام شناخت آن مباحث اصلي در شش فصل با اين عناوين آمدهاند: اسامي و اوصاف قرآن، چگونگي نزول، آيات محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ در قرآن، تفسير و تأويل و دانايان بدان، قرآن مرجع رفع اختلاف ميان كتب الهي.
71 عنوان پايان نامه: مقدمهاي بر كتاب « مفتاح التفاسير»
نويسنده : مجتبي رحماندوست
دانشگاه : آزاد اسلامي واحد تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1373
استاد راهنما : اميرمحمود انوار
چکيده : در كتاب مفتاح التفاسير نشاني پنجاه و پنج عنوان از تفاسير شيعي و سني آمده است تا محقق بتواند قبل از مراجعه به اصل تفسير از وجود يا عدم وجود مطلب مورد نظر در آن آگاهي حاصل كند. اين پاياننامه مقدمهاي بر اين كتاب به شمار ميرود . در آن ضمن معرفي كتب علوم قرآن به معرفي تفاسير و تقسيمبندي آنها از جهت سبك مباحث، مذهب مفسر، مقدار آيات، زبان تفسير و قدمت تاريخي آنها پرداخته شده است.
72 عنوان پايان نامه: ملائكه در قرآن و حديث
نويسنده : حسين قربان
دانشگاه : آزاد اسلامي واحد تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1376
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : در اين پاياننامه ملائكه از ديدگاه قرآن و حديث بررسي شده و از اين موضوعات بحث شده است: ريشه لغت ملك، تفاوت ملك با انسان و جن،اصناف ملائكه، اوصاف فرشتگان الهي، تعداد و مكان ملائكه الهي، شبهات مربوط به ملائكه در قرآن، ممثل شدن ملائكه الهي، عصمت ملائكه الهي، ملائكه بزرگ الهي ،روح و ملائكه الهي.
73 عنوان پايان نامه: منابع انديشه مذهبي شيعه (قرآن، سنت و عقل )
نويسنده : علي شيرواني
دانشگاه : مركز تربيت مدرس دانشگاه قم
تاريخ پايان نامه : 1373
استاد راهنما : محمد هادي معرفت
چکيده : مباحث اين پاياننامه در سه فصل تنظيم شده است . در فصل اول درباره قرآن، موضوعاتي چون تحدي قرآن، مصونيت قرآن از تحريف، حجيت ظواهر قرآن، ظاهر و باطن قرآن و ناسخ و منسوخ قرآن بررسي شده و در فصل دوم در مورد سنت، مباحثي مانند سنت رسولالله و ادله حجيت آن، سنت امامان دوازدهگانه (ع) و لزوم رجوع به آن، سنت صحابي از نظر شيعه و اهل سنت و راههاي دستيابي به سنت معصومين آمده است . فصل سوم به بررسي عقل اختصاص دارد و در آن از منزلت عقل در قرآن، حديث ،كلام و فقه شيعه بحث شده است.
74 عنوان پايان نامه: مناسبات سور آغاز شده با حروف مقطعه و رابطه حروف مقطعه با مضامين آن سورهها
نويسنده : هدايت رشيدي
دانشگاه : دانشگاه تربيت مدرس
تاريخ پايان نامه : 1375
استاد راهنما : محمد علي لساني فشاركي
چکيده : موضوع اين پاياننامه حروف مقطعه قرآني در فواتح سور است . حروف مقطعه در آغاز سورهها بر موضوع يا موضوعاتي خاص آن سوره يا سورهها دلالت دارد. مبناي اين تحقيق نظريه علامه طباطبائي (رح)در تفسير حروف مقطعه آغاز سوره شوري است .نگارنده به منظور تبيين و تحليل موضوع تحقيق و تتبع و تدبر در آيات و سور قراني و احاديث ائمه اهل بيت ? پرداخته است.
75 عنوان پايان نامه: منتخبي از آيات قرآن كريم و نمونههايي از تائيد آن در برخي از شاعران عربي و فارسي
نويسنده : گلدي گلشاهي
دانشگاه : آزاد اسلامي واحد تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1372
استاد راهنما : فيروز حريرچي
چکيده : در اين پاياننامه برخي از آيات قرآن در زمينه احسان، صدقه، سكوت، فقر، ثروت و موضوعات ديگر برگزيده و با تفحص در اشعار شعراي عرب و پارسي شواهدي براي آيات منتخب يافته و ذكر شده است.
76 عنوان پايان نامه: منشأ اختلاف قرائات در قرآن
نويسنده : سيده فاطمه هاشمي
دانشگاه : آزاد اسلامي واحد تهران
تاريخ پايان نامه : 1372
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : مباحث اين پاياننامه عبارتند از: سير اجمالي قرائات و قاريان از عصر صحابه تا عصر ابن مجاهد، اختلاف قرائات و علل آن،بررسي حديث احرف سبعه، شرايط صحت قرائات، بررسي تواتر قرائات سبع، عدم حجيه قرائات در استنباط احكام شرعي، قرائت كنوني مصحف . در اين پژوهش ريشه اصلي اختلاف قرائات تكيه بر سماع در قرائت قاريان دانسته شده است. قاريان به دليل فراموشي يا اختلاف لهجه قرائات متفاوتي ارائه كردهاند؛ بنابراين اختلاف قرائات به رسول اكرم (ص) بر نميگردد.
77 عنوان پايان نامه: منهج الدراسات اللغويةعند الطبرسي في مجمع البيان
نويسنده : احمد امام زاده
دانشگاه : دانشگاه تربيت مدرس
تاريخ پايان نامه : 1373
استاد راهنما : فيروز حريرچي
چکيده : اين پاياننامه در يك مقدمه و سه بخش تنظيم شده است . در مقدمه مباحثي چون توجه مسلمانان از زمان بعثت پيامبر(ص) تا اواسط قرن ششم به الفاظ قرآن، مشهورترين مفسران قرآن در نيمه دوم قرن پنجم و نيمه اول قرن ششم و سابقه بحث در ايران و كشورهاي اسلامي آمده است. موضوعات سه بخش اصلي آن عبارتند از : زندگي شيخ طبرسي، روش طبرسي در مباحث فقهي، قرائات، بلاغت، نحو، لغت و احتجاج به روايت و شعر، الفاظي كه در تفسير آنها به شعر استشهاد جسته است.
78 عنوان پايان نامه: منهج تفسيري اهل بيت
نويسنده : محمد شريفاني
دانشگاه : مركز تربيت مدرس دانشگاه قم
تاريخ پايان نامه : 1373
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : پاياننامه حاضر مشتمل بر دو بخش است . بخش اول حاوي مباحث قرآن از ديدگاه اهل بيت ?، نياز قرآن به تفسير، اصطلاحات رايج تفسير و امتيازات منهج تفسيري اهل بيت ? است. در بخش دوم اين موضوعات مورد بحث قرار گرفته است. اهل بيت و تفسير قرآن به قران، اهل بيت و تفسير قرآن به سنت، اهل بيت و تفسير قرآن به لغت و ادب، اهل بيت و تفسير قرآن به روش تمثيل، اهل بيت و تفسير عقلي، اهل بيت و روش تفسير قرآن به قصص و تواريخ ، اهل بيت و روش تفسير به باطن ، اهل بيت و روش بيان مصاديق در تفسير، اهل بيت و تفسير قرآن به غيب.
79 عنوان پايان نامه: مواجهه قرآن با فرهنگ مسيحيت
نويسنده : اعظم پويا زاده
دانشگاه : دانشگاه تربيت مدرس
تاريخ پايان نامه : 1375
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : از آنجا كه قرآن دين خاتم است، بيشك مواجهه آن با فرهنگهاي مختلف مواجههاي مستمر خواهد بود و لذا بررسي مواجهه قرآن با فرهنگهاي زمان نزولش اصول مواجهه آن با فرهنگهاي عصرهاي ديگر را به دست ميدهد. فرهنگ مسيحيت يكي از فرهنگهاي موجود در شبه جزيره عربستان هنگام نزول قرآن است. مهمترين نقاط اعتقادي مسيحيت تثليث، تصليب، فداء و كلمه بودن مسيح ? است كه هر يك از اينها به نحوي ريشه در اعتقادات ديني و غير ديني مردمان روزگاران پيشين دارد. از رهگذر بررسي اين اعتقادات ميتوان به تشابه ميان اينها با آن اعتقادات ديرينه دست يافت . بررسي مواجهه قرآن با با مسيحيت نشان ميدهد كه برخورد قرآن با اين فرهنگ برخوردي اصلاحي بوده است نه بنيان كن، احكام قرآن در باب مسيحيت آميزه آي از احكام ثابت و متغير است و همين مطلب راه را براي ورود تفسيرهاي نوين مسيحيان از عقايد محوريشان ميگشايد.
80 عنوان پايان نامه: نظر علماي شيعه در رابطه با برخي از مسائل علوم قرآني
نويسنده : خديجه ناطق
دانشگاه : آزاد اسلامي واحد تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1376
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : در اين پاياننامه سه موضوع علوم قرآني در سه بخش بررسي شدهاند: در بخش اول با عنوان ناسخ و منسوخ قرآن از موضوعاتي چون وقوع نسخ و فلسفه وجودي آن و اشكالات وارده بر آن، اقسام نسخ، آيات ناسخ و منسوخ و ادله آن، بداء و ادله وقوع آن و شبهات مربوط بدان بحث شده است. در بخش دوم تحت عنوان محكم و متشابه قرآن، از تعريف آن دو، راسخان در علم و عالمان به متشابهات و حكمت وجود آيات متشابه سخن به ميان آمده است. در بخش سوم اعجاز قرآن مورد بحث قرار گرفته و در آن واژه اعجاز:، حقيقت اعجاز و رابطه آن با قانون عليت بررسي شده است.
81 عنوان پايان نامه: عقل و قلب در تفاسير عرفاني
نويسنده : كتايون حيدي بافقي
دانشگاه : دانشگاه قم
تاريخ پايان نامه : 1378
استاد راهنما : احمد عابدي
چکيده : اين پاياننامه شامل چهار بخش است. در بخش اول عقل و قلب و مترادفهاي آن دو در لغت بررسي شده و تاريخچهاي از عقل و عشق گزارش شده است. بخش دوم به بررسي عقل و تعقل در قران و عرفان اختصاص دارد. بخش سوم درباره قلب و اطور و صفات آن از نظر قرآن و عرفان است . در بخش چهارم با عنوان ارتباط عقل و قلب موضوعات معرفت،علم و ايمان بررسي شده و از ارتباط علم و ايمان، عقل و شرع، و عقل و عشق سخن به ميان آمده است.
82 عنوان پايان نامه: پژوهشي تطبيقي درباره ي تبلور زندگي حضرت ابراهيم يا مناسك حج
نويسنده : عليرضا شيخي
دانشگاه : آزاد اسلامي اراك
تاريخ پايان نامه : 1376
استاد راهنما : علي حجتي كرماني
چکيده : دراين پايان نامه مناسك حج به عنوان تبلور مراحل زندگي حضرت ابراهيم (ع) از آغاز مبارزه با بت پرستان ونفي شرك و اثبات توحيد تا نيل به مقام رفيع امامت دانسته شده است.
83 عنوان پايان نامه: اثار فردي و اجتماعي توحيد (از ديدگاه قرآن و حديث)
نويسنده : احمد نادر عفيف
دانشگاه : دانشگاه تهران
تاريخ پايان نامه : 1371
استاد راهنما : احمد ميانجي
چکيده : مباحث اين پاياننامه در سه فصل آمده است. در فصل اول توحيد و مراتب آن ، دلائل يگانگي خدا، اقسام توحيد و رابطه توحيد با اصول ديگر دين بررسي شده است . در فصل دوم آثار فردي توحيد چون تسليم در برابر خدا، روشن بيني ، بهرهمندي از هدايت خاص الهي و عشق پروردگار، اخلاص ،توكل ، صبر ، آرامش، احساس مسئوليت و جز آنها بررسي شدهاند. فصل سوم به بررسي آثاراجتماعي توحيد مانند جلوگيري از نقض قانون، وحدت، برقراري قسط و بهرهمندي از زندگي نيكو با عمران و آبادي اختصاص دارد. .
84 عنوان پايان نامه: آداب حسنه از نظر قرآن
نويسنده : علي زنگي آبادي
دانشگاه : مركز تربيت مدرس دانشگاه قم
تاريخ پايان نامه : 1371
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : ادب، در لغت و حتي در ادبيات به معناي هيأت حسنه فعل و ظرافت عمل به كار رفته است . ادب از جهتي ثمره اخلاق و از جهتي ديگر موجب ايجاد ملكها و فضايل اخلاقي است و با تربيت متفاوت است . خداوند كه آفريننده بشر است ، بهتر از هر كسي جهات خير و سعادت مخلوق خود را ميداند و ميشناسد . او كتب آسماني و كاملترين آنها يعني قرآن مجيد را براي بندگان فرستاده است، تا به اعمال نيك امر كند و از زشتيها باز دارد. در اين راه از سبكهاي بياني مختلف مانند : بيان اوامر و نواهي، ضرب المثل ، داستانهاي گذشته و سرمشقهاي نيكي و بدي استفاده شده و براي تعليمآن ،افراد شايسته و برگزيدهاي چون پيامبران و ائمه معصومين ? را انتخاب كرده است. در قرآن مجيد، از آدابي سخن رفته است كه عمل بدانها موجب آراستگي و رستگاري فرد ميشود و شماري از افراد و نمونههاي مجسم خير و نيكي در قرآن ، به عنوان اسوه انسانها معرفي شدهاند كه اقتداي به آنها موجب سعادت آدمي است. همچنين از آداب خانوادگي و نحوه برخورد افراد خانواده با هم نيز سخن گفته است كه رعايت آن موجب قوام نظام خانوادگي است . سرانجام از آداب اجتماعي و رفتار افراد جامعه و نحوه تأديب ـ امر به معروف و نهي از منكر وتشويق و تنبيه، و جز اينها كه سلامت جامعه را تضمين ميكند ـ سخن رفته است .
85 عنوان پايان نامه: آدم (ع) از ديدگاه قرآن و عهدين
نويسنده : علياحمد ناصح
دانشگاه : دانشگاه تربيت مدرس
تاريخ پايان نامه : 1371
استاد راهنما : احمد بهشتي
چکيده : در اين پايان نامه خلقت آدم، خلافت انسان، لزوم زندگي اجتماعي بشر و نحوه آفرينش حوا و ازدواج فرزندان آدم، بهشت آدم ،لغزش وتوبه آدم ،نخست در آيات قرآن و سپس در تورات و انجيل بررسي شدهاند.
86 عنوان پايان نامه: آراء تفسيري سيد مرتضي در كتاب امالي ( از سوره مريم تا سوره فاطر )
نويسنده : علويه طاهره موسوي
دانشگاه : تربيت مدرس دانشگاه قم
تاريخ پايان نامه : 1374
استاد راهنما : محمد علي ، لساني فشاركي
چکيده : اين پاياننامه از يك مقدمه و سه بخش تشكيل شده و در ان، مباحث تفسيري سيد مرتضي ذيل آياتي از سورههاي قرآن، به ترتيب زير گردآوري شدهاند: بخش اول، سورههاي مريم، طه و انبياء ، بخش دوم، سورههاي شعرا و قصص. بخش سوم سورههاي روم، احزاب و فاطر.
87 عنوان پايان نامه: آراء مستشرقين پيرامون قرآن كريم
نويسنده : منيره خوشنودي
دانشگاه : آزاد اسلامي واحد تهران ، شمال
تاريخ پايان نامه : 1377
استاد راهنما : منصور پهلوان
چکيده : در اين تحقيق طي بيست فصل نظريات و پژوهشهاي خاورشناسان درباره قرآن نقل و بررسي شده است. مباحث فصول بدين قرارند ؛ معناي خاورشناسي و اهتمام خاورشناسان به قرآن پژوهي، انگيزههاي خاورشناسي، تاريخچه قرآن پژوهي خاورشناسان، نظر خاورشناسان درباره موضوعاتي چون معناي واژه قرآن ، حروف مقطعه ، تحريف قرآن ، چون ترتيب نزول، وجوه اعجاز ، جمع قرآن، امي بودن پيامبراسلام ?و افسانه غرانيق ،ترجمههاي قرآن توسط خاورشناسان. فصل پاياني به ترجمه مبحث «المستشرقون» كتاب « القرآن الكريم و روايات المدرستين» علامه عسگري اختصاص دارد.
88 عنوان پايان نامه: آراء و روشهاي تفسيري « التفسير المبين » و مقايسه آنها با تفسير « في ظلال القرآن »
نويسنده : شهاب كاظمي
دانشگاه : آزاد اسلامي واحد كرج
تاريخ پايان نامه : 1376
استاد راهنما : يدالله نصيريان
چکيده : تفاسيري كه در اين پاياننامه مورد بررسي قرار گرفتهاند متعلق به محمد جواد مغنيه و سيد محمد قطباند. در تفسير المبين نسبت به تفسير ديگر مغنيه به نام الكاشف فيتفسير القرآن آراي كمتري آمده است، به همين سبب در اين پايان نامه الكاشف … نيز مورد بررسي قرار گرفته و با مقايسه آن با تفسير في ظلال القرآن پيرامون اين مباحث بررسي شده است : بررسي روشهاي مختلف تفسيري و سير تدوين آن از آغاز تا عصر حاضر ، ابداعات مغنيه؛ علوم قرآن در التفسير المبين، منابع و مباحث كلامي در تفسير المبين؛ و مقايسه اجمالي آراي مطرح شده در آن با تفسير في ظلال القرآن.
89 عنوان پايان نامه: آراء و نظرات فقهي در « مجمع البيان » (بخشهاي طهارت و صلاة)
نويسنده : محمد حسن ميري
دانشگاه : دانشگاه فردوسي مشهد
تاريخ پايان نامه : 1374
استاد راهنما : صانعي
چکيده : اين پايان نامه پيشگفتاري در شرح طبرسي دارد و مطالب آن در دو بخش آمده است . بخش اول : معناي طهارت و اقسام ان، احكام مطهرات، چيزهايي كه طهارت در آنها لازم است، نجاسات و احكام آن . بخش دوم : معناي صلاة در لغت و اصطلاح ، تقسيمات نماز، جايگاه نماز در قرآن، تشريع نماز، اهل بيت و نماز، تارك نماز، نمازهاي يوميه و اوقات آن ، قبله و احكام آن، احكام مساجد ،مقارنات نماز، متعلقات نماز، نماز شب، ساير نمازها، نماز جماعت و نماز جمعه.
90 عنوان پايان نامه: آراء و نظريات كلامي تفسير مجمع البيان
نويسنده : سيد عبدالحميد صفوي
دانشگاه : تربيت مدرس دانشگاه قم
تاريخ پايان نامه : 1376
استاد راهنما : جعفر شاه نظري
چکيده : اين پاياننامه مشتمل بر چهار فصل است . در فصل اول با عنوان اثبات خدا و صفات و افعال او از موضوعاتي چون ادله اثبات خدا، صفات ذاتي و فعلي، مراتب توحيد و جبر و اختيار بحث شده و در فصل دوم تحت عنوان نبوت مباحثي مانند ضرورت بعثت ، معجزه راه شناخت انبياء و عصمت پيامبران آمده است . فصل سوم در باره امامت است و مباحث مفهوم امام،ولايت آل محمد ? عصمت ائمه ? ، نصب ايشان از جانب خدا و علم امام را در بردارد . سرانجام فصل چهارم به موضوع معاد اختصاص دارد و در آن ماهيت مرگ، عالم برزخ، عالم قيامت، معاد جسماني ، كيفر و پاداش ، احباط و تكفير و شفاعت بررسي شده است .
91 عنوان پايان نامه: آزمايش الهي انسان از نظر اسلام (قرآن و حديث)
نويسنده : رقيه قرهكار
دانشگاه : آزاد اسلامي تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1377
استاد راهنما : علي قائمي اميري
چکيده : امتحان الهي آدمي عبارت از زمينهسازي براي تكامل اوست . اين موضوع در اين پاياننامه و تحت اين عنوانها بررسي شده است: انسان و خصوصيات او،امتحان و حكمت آن،عموميت امتحان، دامنه امتحان،حاصل امتحان و ملاكهاي سنجش.
92 عنوان پايان نامه: آفرينش از ديدگاه قرآن و حديث
نويسنده : محمد علي حسين زاده
دانشگاه : آزاد اسلامي تهران
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : در اين پاياننامه موضوعات زير بررسي شدهاند: اولين موجودي كه خداوند آفريد . خلقت آسمان و زمين ، خلقت شب و روز ، خلقت چراگاهها، خلقت ملائك و وظائف آنان،خلقت جن و جنسيت و مكلف بودن و امكان رؤيت و قدرت او،بهشت و دوزخ جنيان،شيطان و آفرينش او از آتش، اولاد و لشكريان و دوستان شيطان و چگونگي وسوه او خلقت آدم،خلقت حوا و پيدايش نسل آدم، خلقت عيسي، خلقت حيوانات و چگونگي حشر و هدف از آفرينش آنها، جانداران در كرات ديگر، زوج بودن مخلوقات، هدف از آفرينش.
93 عنوان پايان نامه: آفرينش در قرآن
نويسنده : غلامعلي تقوي
دانشگاه : آزاد اسلامي نجف آباد
تاريخ پايان نامه : 1375
استاد راهنما : سيد مهدي دهباشي
چکيده : مباحث اين پاياننامه عبارتند از : آفرينش جهان هستي و نظريات علمي مربوط بدان، آفرينش جهان از ديدگاه قرآن، پيدايش موجودات جهان مانند آسمان، خورشيد، زمين ، كوهها، آب، ماه،ستارگان و انسان و نيز حيات، شب و روز و زوجيت از نظر قرآن، موجودات نامحسوس مثل شيطان از ديدگاه قرآن و بالاخره هدف آفرينش جهان و انسان از منظر قرآن.
94 عنوان پايان نامه: آيات آفاقي و انفسي در قرآن كريم، دريچهاي به سوي توحيد
نويسنده : محمد كريم افشاريان
دانشگاه : آزاد اسلامي فسا
تاريخ پايان نامه : 1373
استاد راهنما : ابوالقاسم محمودي
چکيده : نويسنده در اين پاياننامه به بررسي آياتي پرداخته است كه مربوط به آفرينش پديدههاي طبيعي جهان از قبيل خورشيد،ماه، ستارگان، درختان،نباتات،حيوانات و پرندگاناند؛ اينگونه آيات را آيات آفاقي مينامند؛ همچنين آياتي در خصوص حقايق مرتبط با آفرينش انسان بررسي شدهاند كه به آنها اصطلاحاً آيات انفسي ميگويند.
95 عنوان پايان نامه: آيات، احاديث و ادعيه در غزليات و رباعيات فيض كاشاني
نويسنده : ناهيد سوداني
دانشگاه : آزاد اسلامي دزفول
تاريخ پايان نامه : 1377
استاد راهنما : محمد رضا سنگري
چکيده : در اين پاياننامه پس از شرح حال فيض و معرفي شاگردان، مخالفان،تأليفات و اشعار او طي دو فصل ابياتي كه فيض در آنها از آيات ، احاديث و ادعيه استفاده كرده، ارائه و شرح شده است .
96 عنوان پايان نامه: آيات الاحكام (آيات العقود و العهود )
نويسنده : مهدي راشدي
دانشگاه : دانشگاه قم
تاريخ پايان نامه : 1377
استاد راهنما : سيد مهدي صانعي
چکيده : اين پاياننامه در سه بخش تدوين شده است : بخش اول به بررسي فضايل قرآن و نقش امامان در تبيين و اجراي احكام آن،و كلياتي درباره آيات احكام و عقود اختصاص دارد . بخش دوم درباره احوال شخصي چون ازدواج، نذر، عهد ، سوگند ، وقف، وصيت و حجر است. در بخش سوم با عنوان داد و ستدها يا معاملات از مالكيت، بيع، معاوضه،ربا، اجاره، صلح، ديون و توابع آن بحث شدهاست.
97 عنوان پايان نامه: ارتباط عقل و دين در قرآن و حديث
نويسنده : ذبيحالله اسماعيلي
دانشگاه : تربيت مدرس حوزه علميه قم
تاريخ پايان نامه : 1371
استاد راهنما : غلامحسين ابراهيمي ديناني
چکيده : در اين پاياننامه ارتباط عقل و دين از ديدگاه قرآن و احاديث مورد بررسي قرار گرفته و شامل اين موضوعات است: معنا و مفهوم عقل ، ديدگاههاي مختلف درباره مفهوم عقل، معناي عقل در قرآن و حديث،اهميت عقل در قرآن كريم،دعوت به تفكر از راه شناخت توحيد، خلقت و آثار آن، نعمات الهي، اهميت و ارزش عقل در روايات، بررسي اوصاف عقل در روايت معروف ابن هشام، راه شناخت عقل ، عوامل شكوفايي عقل و موانع رشد عقل.
98 عنوان پايان نامه: پديده هاي طبيعي در قرآن و كاربرد شناخت آن در تفسير
نويسنده : احمداميري
دانشگاه : دانشگاه امام صادق (ع)
تاريخ پايان نامه : 1376
استاد راهنما : احمد پاكتچي
چکيده : اين پايان نامه دو بخش دارد: بخش اول تحت عنوان قرآن و پديده هاي طبيعي حاوي دو مبحث است: هدف از ذكر پديده هاي طبيعي در قرآن و مواضع ذكر پديده هاي طبيعي در قرآن. بخش دوم با عنوان شناخت انسان از پديده هاي طبيعي در قرآن شامل اين مباحث است: امكان شناخت پديده هاي طبيعي و راههاي شناخت آن. مراتب شناخت پديده هاي طبيعي. موانع تنبه از پديده هاي طبيعي و تأثير شناخت پديده هاي طبيعي در فهم و تفسير بهتر آيات قرآن. در پايان پيوستي حاوي دو موضوع تفسير علمي و تأثير قرآن در رشد علوم طبيعي در بين مسلمين آمده است.
99 عنوان پايان نامه: پرتو قرآن و حديث در حديقه ي سنائي
نويسنده : علي رضا عابديان
دانشگاه : دانشگاه فردوسي مشهد
تاريخ پايان نامه : 1375
استاد راهنما : جاويدي
چکيده : اين پايان نامه در سه فصل تدوين شده است: فصل اول. قرآن سرچشمه ي علوم ادبي در زبان عربي. فصل دوم, استشهاد به آيات و احاديث در ادبيات عرب و ادبيات فارسي. فصل سوم, تأثير قرآن و حديث در شعر سنائي, در اين فصل تأثير قرآن و حديث درشعر سنائي در دو قسمت بررسي شده است يكي بر اساس صنايع لفظي مثل ارسال مثل. اشاره, اقتباس, ترجمه, تضمين و تلميح و ديگر بر اساس اهداف سنائي مانند تمسك و استشهاد, حكمت و پند, هشدار و انذار...
100 عنوان پايان نامه: پرتو قرآن و حديث در ديوان اشعار خاقاني
نويسنده : مسعود خردمند پور
دانشگاه : آزاد اسلامي اراك
تاريخ پايان نامه : 1374
استاد راهنما : احمد كامل نژاد
چکيده : موضوع پايان نامه بررسي تأثير آيات قرآن كريم و روايات معصومين (ع) در اشعار خاقاني شرواني است. دراين پژوهش ابيات مربوط گرد آوري و آيات و رواياتي راكه به انها تصريح يا تلميح شده, نقل گرديده اند.
http://www.iska.ir/PayBody.asp?Page=10
41- عنوان پايان نامه: اعراب ثلاثين سوره مع صرفها و بيانها
نويسنده : علي آقا داداش نژاد
دانشگاه : آزاد اسلامي تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1376
استاد راهنما : محمود شكيب
چکيده : در اين پايان نامه سيسوره از سورههاي قرآن كريم از لحاظ صرفي و نحوي و بلاغي بررسي شده؛ و در صورت لزوم برخي سورهها به تفصيل شرح داده شدهاند.
42 عنوان پايان نامه: اعراب سورتي الروم و لقمان و صرفهما و بلاغتهما
نويسنده : سيدنورالدين حسيني
دانشگاه : آزاد اسلامي تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1375
استاد راهنما : فيروز حريرچي
چکيده : اين پايان نامه به زبان عربي نوشته شده و در آن سوره روم و لقمان به رويه ادبي تفسير شدهاند . ترتيب بحث در آن چنين است كه نخست يك يا چند آيه ذكر شده، سپس به ترتيب نكات صرفي، نحوي و بلاغي آنها بيان گرديده است .
43 عنوان پايان نامه: افسانه غرانيق
نويسنده : فاطمه تهامي
دانشگاه : دانشگاه تهران
تاريخ پايان نامه : 1369
استاد راهنما : علي دواني
چکيده : در اين پايان نامه يكي از احاديث مجعول، معرف به افسانه غرانيق مورد نقد قرار گرفته است . مضمون اين حديث چنين است كه ـ پناه بر خدا ـ شيطان آياتي را در سوره نجم به پيامبر اسلام (ص) القاو آن حضرت از روي غفلت بر مردم قرائت كرده است . موضوعات مورد بحث در اين پژوهش عبارتند از : خلاصه افسانه غرانيق، بحث لغوي درباره غرانيق ، نصوص مرتبط با اسفانه غرانيق و موضع مفسران و مورخان در مسأله غرانيق .
44 عنوان پايان نامه: افسردگي و حزن در آيات، روايات و روانشناسي
نويسنده : محمد تقديري
دانشگاه : مركز تربيت مدرس حوزه علميه قم
تاريخ پايان نامه : 1374
استاد راهنما : احمد بهشتي
چکيده : در اين پايان نامه افسردگي و حزن با توجه به آيات و روايات و علم روانشناسي مورد بررسي قرار گرفته است. در ابتدا، مفهوم افسردگي و نظريات مختلف درباره افسردگي، جايگاه افسردگي در روانشناسي غرب و بحرانهاي زندگي و پيدايش افسردگي، سپس حزن و مفهوم آن، ارتباط حزن با افسردگي، علل و زمينههاي پيدايش حزن و افسردگي، و آثار افسردگي بيان شده است و در پايان روشهاي مختلف درمان افسردگي و حزن معرفي شده است .
45 عنوان پايان نامه: الاعراب و البيان في سوره المنمل
نويسنده : توفيق رجبي
دانشگاه : آزاد اسلامي تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1374
استاد راهنما : اميرمحمود انوار
چکيده : در اين پاياننامه نكات صرفي، نحوي، بياني و بلاغي سوره نمل اعم از تشبيه، استعاره، مجاز و كنايه مورد بررسي قرار گرفتهاند. در ضمن اختلاف قرائات آيات نيز بيان شده است .
46 عنوان پايان نامه: الاعلال و الابدال في القرآن كريم
نويسنده : مرتضي برزگر
دانشگاه : آزاد اسلامي تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1375
استاد راهنما : اميرمحمود انوار
چکيده : در اين پاياننامه كلمات قلب يا ابدال بررسي و به ترتيب حروف الفبا آورده شدهاند. هر كلمه نخست به فارسي ترجمه شده، سپس نكات صرفي آن مانند فعل، اسم، مجرد،مزيد، نوع حرف عله و نوع ابدال يا قلب بيان شده است.
47 عنوان پايان نامه: البلاغي مفسراً
نويسنده : علي الاوسي
دانشگاه : دانشگاه تهران
تاريخ پايان نامه : 1374
استاد راهنما : سيد محمد باقر حجتي
چکيده : اين پاياننامه كه به زبان عربي نوشته شده است و به معرفي محمد جواد بلاغي و روش تفسير او در آلاء الرحمن اختصاص دارد ،مطالب آن در سه بخش تنظيم شده است . در بخش اول عصر و زندگي بلاغي و در بخش دوم روش او در تفسير قرآن بررسي شدهاند، در اين بخش قواعدي كه بلاغي تفسير خود را بر آن بنيان نهاده و نيز علوم قرآن از ديدگاه او مورد بررسي قرار گرفتهاند. بخش سوم به معرفي ويژگيهاي تفسير بلاغي اختصاص دارد . در اين بخش گرايهاي اجتماعي و اعتقادي بلاغي تبيين شده است.
48 عنوان پايان نامه: التشبيه في القرآن الكريم
نويسنده : روحالله قرباني
دانشگاه : آزاد اسلامي قم
تاريخ پايان نامه : 1372
استاد راهنما : محمد علي آذرشب
چکيده : اين پاياننامه به زبان عربي نوشته شده و مباحث آن عبارتند از : تعريف واژگان و ادات و اقسام و اغراض ، تشبيه، تشبيه تمثيل در قرآن ، تشبيه مرسل و مفصل و مجمل در قرآن، تشبيه بليغ در قرآن، تشبيه مقلوب در قرآن. در اين پاياننامه پس از معرفي هر يك از اقسام تشبيه، شواهدي از آيات قرآن آورده و بررسي شده است . منابع اين پژوهش عبارتند از : قرآن كريم،تفاسير ادبي مانند تفسير كشاف و كتب بلاغت و ديوانهاي شاعران و شورح آنها.
49 عنوان پايان نامه: الخطاب في الكتاب (خطاب در قرآن )
نويسنده : محمد جواد قاسمي نيكآبادي
دانشگاه : دانشگاه تهران
تاريخ پايان نامه : 1370
استاد راهنما : آذرتاش آذرنوش
چکيده : در اين پاياننامه ابتدا زندگينامه بدرالدين زركشي و تأليفات او شرح داده شده است . سپس، « خظاب » در سه بخش مورد بررسي قرار گرفته است : در بخش نخست ، به معناي لغوي خطاب، واژه خطاب در قرآن كريم،خطاب در اصطلاح علم اصول، خطاب در عرفان،خطاب در علم اخلاق و… پرداخته شده است . در بخش دوم،از وجوه مخاطبات و خطاب در قرآن سخن به ميان آمده است و در بخش سوم خطاب خداوند به انبياء اعظم بررسي شده است .
50 عنوان پايان نامه: الشواهد النحويه في القرآن الكريم
نويسنده : اسحاق يحيي زاده، نيمچاهي
دانشگاه : دانشگاه تهران
تاريخ پايان نامه : 1376
استاد راهنما : اميرمحمود انوار
چکيده : در اين پاياننامه كه به زبان عربي نوشته شده است، سعي شده كه پس از طرح هر يك از مباحث نحوي شاهدي از آيات قرآن آورده شود و در صورت نيافتن شاهد قرآني، شاهدي از حديث نبوي ذكر گردد. ترتيب مباحث آن چنين است كه پس از ذكر انواع بناء و اعراب،نخست مبنيها و سپس معربها اعم از مرفوعات و منصوبات و مجرورات و توابع مورد بحث قرار گرفته و براي هر يك شاهدي ياد شده است.
51 عنوان پايان نامه: تحليل و بررسي ديدگاهها
نويسنده : اسمر جعفري
دانشگاه : دانشگاه تربيت مدرس
تاريخ پايان نامه : 1377
استاد راهنما : محمد علي مهدوي راد
چکيده : در پاياننامه حضار ديدگاههاي مختلف دانشمندان فريقين درباره آيه « انما يريد ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً» در شش فصل بررسي شده و موضوعات آن به اين قرار است: فصل اول، كلياتي درباره موضوع؛ فصل دوم، اهل بيت و آيه تطهير و مسئله آينده امت؛ فصل سوم، واژهشناسي الفاظ آيه ؛ فصل چهارم، بررسي اقوال درباره آيه تطهير؛ فصل پنجم،بررسي نتايج حاصله از آيه تطهير؛ فصل ششم، سير تاريخي استدلال ائمه به آيه تطهير.
52 عنوان پايان نامه: پژوهشي د رشيوه ها و عملكردهاي سياسي _ اجتماعي انبياء د رقرآن
نويسنده : كاظم زارع
دانشگاه : دانشگاه تربيت مدرس
تاريخ پايان نامه : 1375
استاد راهنما : ابوالفضل شكوري
چکيده : اين پايان نامه د رشش فصل تنظيم گرديده است. هدف كلي آن بررسي شيوه سياسي _ اجتماعي انبياء درقرآن است. درفصل اول, ضرورت مباحث سياسي ـ اجتماعي درقرآن با پنج دليل به اثبات رسيده و در فصل دو م اصول سياسي انبياء مورد بررسي قرار گرفته است. در فصل سوم, عوامل موفقيت انبياء در حركت سياسي اجتماعيشان و در فصل چهارم, موانع سياسي ـ اجتماعي موجود د رنهضت انبياء مورد بحث قرار گرفته است. در فصل پنجم, از لغزش ها و انحرافات سياسي ـ اجتماعي نهضت انبياء كه توسط پيروانشان صورت گرفته بود, بحث شده است. د رفصل ششم, نهضت پيامبر اسلام (ص) در سرزمين جزيره العرب و حكومت اسلامي او در مدينه به عنوان بهترين و جامع ترين الگوي نهضت و حكومت انبياء معرفي شده است. نتيجه اي كه از اين تحقيق به دست آمده اين است كه: بعثت انبياء صرفاً جنبه ي ارشادي نداشته بلكه آنان در هر عصر خود سياستمداران لايق و شايسته اي بوده اند كه براي اصلاح جوامع بشري از گمراهي و جهالت قيام كرده و در مبارزات خود داراي حكمت و سيره سياسي خاصي بوده اند.
53 عنوان پايان نامه: پژوهشي د رنظام جايگزيني اسماء الهي د رفواصل آيات
نويسنده : افسانه اعتمادي
دانشگاه : دانشگاه تربيت مدرس
تاريخ پايان نامه : 1375
استاد راهنما : محمد علي مهدوي راد
چکيده : در اين پايان نامه نخست درباره ي فاصله در قرآن كريم و صفات الهي به اختصار بحث شده است. سپس اسماء جايگزين شده در فرجام آيات مورد بررسي آماري قرار گرفته و جدول هاي گوناگوني از آنها ارائه شده است. به دنبال آن, اسماء الهي از لحاظ اسلوب و طرز بيان مورد بررسي كامل قرار گرفته و مختصات بارز ساختار بياني اسماء الهي تبيين گرديده است. سپس بحث درباره ي تقدم و تاخر در صفات زوج انجام پذيرفته و سيمايي از صفات زوج خداوند نشان داده شده است. همچنين در بيان اسماء الهي, اصل تناسب مخاطب با موضوع مورد بحث قرار گرفته است. همچنين مهمترين موضوعاتي كه در پايان آيات مشتمل بر اسماء الهي آمده بيان شده است. سپس, كيفيت ارتباط اسماء الهي با مضامين آيات مورد بحث قرار گرفته و به دنبال آن از ادب انبياء د ربيان اسماء الهي سخن رفته است.
54 عنوان پايان نامه: پژوهشي در نكات صرفي, نحوي و بلاغي سوره ي انبياء
نويسنده : موسي اسماعيل زاده
دانشگاه : آزاد اسلامي تهران, مركزي
تاريخ پايان نامه : 1375
استاد راهنما : محمود شكيب
چکيده : در اين پايان نامه كه در زمره ي پژوهش هاي ادبي پيرامون قرآن است ابتدا به مباحثي مقدماتي مثل اهميت شناخت قرآن, شرايط آشنايي با قرآن, قصص قرآن, محتوا و غرض سوره ي انبياء پرداخته شده و سپس با نقل ترجمه ي آيات اين سوره, نكات صرفي, نحوي و بلاغي آن مورد بررسي قرار گرفته است.
55 عنوان پايان نامه: پژوهشي زبان شناختي درباره ي سبك و بافت قرآن كريم و ارزش هاي ادبي آن
نويسنده : سيد جمال ساداتيان
دانشگاه : آزاد اسلامي تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1371
استاد راهنما : فضل الله نيك آيين
چکيده : اين پايان نامه كه به زبان انگليسي نوشته شده, به بحث و پژوهش زبان شناختي درباره ي سبك و بافت قرآن كريم و ارزش هاي ادبي آن با تكيه به دو سوره ي حمد و عاديات پرداخته است.
56 عنوان پايان نامه: تاريخ تفاسير ادبي تا قرن هشتم هجري
نويسنده : زهرا رجب زاده
دانشگاه : دانشگاه تهران
تاريخ پايان نامه : 1373
استاد راهنما : محمد علي مهدوي راد
چکيده : در اين پايان نامه ابتدا مفهوم واژه ي ادب و سپس ادبيات در عصر جاهليت , ويژگيهاي شعر و نثر دوره ي جاهلي و تأثير قرآن بر ادبيات عرب در صدر اسلام مطرح شده است. نيز اين مباحث آمده است: اعجاز ادبي قرآن و آثار و كتب مختلف د راين زمينه, تاريخ تطور تفاسير ادبي, ويژگيها و نمونه هايي از تفسيرهاي ادبي, اعراب و معاني قرآن, مفردات و معاني مفردات قرآن كريم, اعراب و قراءات در كشّاف و تفاسير مخ.
57 عنوان پايان نامه: تاريخ علم و فلسفه
نويسنده : بمانعلي دهقان منگابادي
دانشگاه : دانشگاه تهران
تاريخ پايان نامه : 1370
استاد راهنما : سيد جعفر سامي الدبوني
چکيده : اين پايان نامه مشتمل برسه فصل است و اين مباحث را در بر دارد: فصل اول, تفسير در اصطلاح صاحبان علوم, معناي لغوي و اصطلاحي تفسير, شرافت علم تفسير نسبت به ساير علوم, فرق بين تفسير و تأويلات و نظر علامه طباطبايي د رمورد معناي تأويلات؛ فصل دوم, قابل فهم بودن قرآن, اختلاف صحابه در فهم قرآ،, علل و عواملي كه موجب اختلاف صحابه در فهم قرآن, علل و عواملي كه موجب اختلاف صحابه در فهم قرآن شده است و پيامبر (ص), نخستين مفسر آن؛ فصل سوم, مفسران صحابه كه اولين آنها حضرت علي بن ابي طالب (ع) است.
58 عنوان پايان نامه: تاريخ و مبناي ترجمه قرآن
نويسنده : عبدالكريم بي آزار شيرازي
دانشگاه : آزاد اسلامي
تاريخ پايان نامه : 1371
استاد راهنما : سيد محمد باقرحجتي
چکيده : در اين پايان نامه تاريخ و مباني ترجمه قرآن كريم بررسي شده است. در ابتدا, مفهوم ترجمه و ترجمه به عنوان علم و فن, مسائل مورد اختلاف ميان فقها و انديشمندان اسلامي و ترجمه ي قرآن به اعتبار هدف مطرح شده و سپس به دلايل مخالفين ترجمه قرآن و نظر طرفداران ترجمه آن, انواع ترجمه هاي قرآن در هفت مورد و شرايط و مباني علمي و فني ترجمه تفسيري و مبناي هنري ترجمه آوايي قرآ، و نمونه هايي از ترجمه هاي قرآن پرداخته شده است. در پايان, تاريخ ترجمه هاي مختلف بيان شده است.
59 عنوان پايان نامه: تأثير آيات و احاديث در ديوان خواجوي كرماني
نويسنده : رويا احمد امرجي
دانشگاه : آزاد اسلامي تهران مركزي
تاريخ پايان نامه : 1374
استاد راهنما : احمد رنجبر
چکيده : در اين پايان نامه پس از بيان مقدمه اي در اهميت آيات و احاديث در ادب پارسي, مواردي كه خواجوي كرماني در ابيات خود به آيه يا حديثي اشاره يا تصريح كرده, شناسايي و معرفي شده اند.
60 عنوان پايان نامه: تأثيرپذيري شاهنامه از امدادهاي غيبي قرآن مجيد
نويسنده : زهري زين العابدين
دانشگاه : آزاد اسلامي اراك
تاريخ پايان نامه : 1374
استاد راهنما : احمد كامل نژاد
چکيده : در اين پايان نامه امدادهاي غيبي در شاهنامه ي فردوسي تحت عنوان هاي زير تنظيم و بررسي شدهاند؛ امداد غيبي در انسانها, امدادهاي غيبي در گياهان و جانوران, امدادهاي غيبي در عوامل طبيعي, امدادهاي غيبي مربوط به اسكندر, امدادهاي غيبي به طريق رويا و هدايت عامه مظهري از امدادهاي غيبي.
http://www.iska.ir/PayBody.asp?Page=6
bin Ladin Carmen
كتاب خاطرات كارمن بن لادن تحت عنوان: حجاب (روسرى) پاره شده اخيراً در فرانسه چاپ و منتشر شده كه فصل دوم آن با عنوان يك باغ سحرآميز در مورد ايران و مسافرت هاى اين خانم به كشور ما است. ترجمه و تلخيص اين فصل از زبان فرانسه پس از بيان دو نكته از طرف مترجم در اختيار خوانندگان قرار مى گيرد.
۱- خانم كارمن به طورى كه خود مى گويد از پدرى سوئيسى و مادرى ايرانى (از فاميل شيبانى ها) در لوزان سوئيس متولد شده است.
۲- كارمن با يكى از برادران اسامه بن لادن ازدواج كرده و داراى سه دختر شده است. اين خانم نام فاميل خود را بن لادن معرفى مى كند و در مقدمه و فصل اول و دوم اتوبيوگرافى خود به هيچ وجه نام پدر خود را بيان نكرده و توضيحى در اين مورد نداده است كه نام كوچك و نام فاميل پدر او چيست و در نتيجه نام فاميل اصلى خود او معلوم نيست.
•••
در ۱۹۷۳ عطرى از لاقيدى و بى تفاوتى در فضا(ى اجتماعى/ سياسى) موج مى زد. من (در آن هنگام) جوان و آزاد و معاشرتى بودم و دنيا به روى من آغوش گشوده بود. من دوره تحصيلات (سيكل دوم) را دو سال زودتر تمام كرده بودم و در همان تابستان بود كه موضوع آينده من مطرح شد. من از راهى كه خواستار آن بودم مطمئن نبودم ضمن اينكه آن راه هم از دسترس من دور بود، در حالى كه از بعضى امكان ها برخوردار بودم. حقوق براى من جالب توجه بود. من مى خواستم براى كسانى كه هيچ كس از آنها دفاع نمى كند مبارزه كنم. من مى خواستم مسافرت كنم و در حوادث زندگى كنم خلاصه مى خواستم سمت و سويى به موجوديت خود بدهم ولى مادرم كه خميرمايه سرشت او از اشرافيت ايرانى بود نقشه هاى به كلى متفاوتى براى من داشت. او مخصوصاً اميدوار بود كه من يك ازدواج خوبى داشته باشم. من و سه خواهرم غالباً در منزل مادرم حوالى ژنو (سوئيس)جمع بوديم و به نوارهاى بيتل ها گوش مى داديم و در مورد افكار بلندپروازانه خود بحث مى كرديم. من از همه بزرگتر و به نظر خودم حرافتر بودم. هنگام اجتماع ما خواهران راز دلم را براى آنها مى گفتم كه من برخلاف آرزوى مادرم هرگز به يك مرد شرقى شوهر نمى كنم. در آن موقع من شيفته طرز زندگانى آمريكايى هايى بودم كه هنگام تعطيلاتم در ايران با آنها برخورد داشتم (اواخر جنگ جهانى دوم). به نظر من آنها متجدد و آزاد و بى قيدوبند بودند، آنها جيپ مى راندند و نوعى لباس آزاد مى پوشيدند و همبرگر مى خوردند. در حالى كه بوميان (ايرانيان) مقيد به لباس تنگ و بسته و در سكوت، زير بار كوه هايى از مسائل سنتى بوده و ظاهر پوشيده اهميت بيشترى تا خواسته هاى آنها داشت.
من كه در لوزان (سوئيس) از يك پدر سوئيسى و يك مادر ايرانى متولد شده بودم تابع طينت سوئيسى بودم. مادرم زائيده يك فرهنگ فاميل تربيت شده شيبانى ها (ايرانى) بود. زمان كودكى، و دوران تعطيلات طولانى (تابستانى) هر دو سال يك بار با آنها ملاقات داشتيم. هيچ گاه ايران و آشپزخانه ظريف و معطر و آشپزهاى ماهر آن و عظمت گلكارى ها _ يا اين طور كه به نظر من مى رسيد _ در محوطه وسيع كاشته شده در باغ مادربزرگ من فراموش شدنى نبود. من مجذوب اجتماع باشكوه خانوادگى مادرم و حمام آجرفرش آبى رنگ و بخار آب تاركننده آن و كتابخانه بزرگ مملو از كتاب هاى قديمى و پنجره هاى درهم آنها و قالى هاى رنگارنگ و اشياى قديمى و مجللى كه مادرم در آنها بزرگ شده بود، بودم. هنگامى كه من كوچك بودم، ايران به نظر من از لحاظ زينت و رنگ آميزى سحرآميز و از نظر غم و اندوه شگفت انگيز مى آمد. مادربزرگم كه من براى او و او براى من بسيار صميمى بوديم، با من رفتارى مانند يك پرنسس(شاهزاده) داشت.
يك شب هنگامى كه من هفت يا هشت ساله بودم مادرم در ايران يك پذيرايى در منزل مادربزرگم ترتيب داد. اتاق ها پر از افرادى بودند كه مادرم با آنها بزرگ شده بود از نويسندگان و روشنفكران مشهور كه درباره نفرت هاى مادربزرگم از كارهاى تازه شاه با هم گفت وگو مى كردند. من از بحث آنها چيزى نمى فهميدم ولى جو آن مجلس مهيج بود. هنگامى كه ساعت خواب من رسيد، من از رفتن به اتاقم آشكارا خوددارى كردم و حوصله مامان را با تكرار جمله: پاپا دارد مى آيد به سر آوردم تا آن حد كه ناچار گفت پدر براى كار در سوئيس است.
بعد درست موقعى كه من مى رفتم تا بخوابم پدرم با اشتياق تمام از آستانه در عبور كرد. او به هيچ كس از آمدن خود خبر نداده بود. فقط براى سورپريز ما (غافلگير كردن ما) با اولين هواپيما پرواز كرده بود. من در نهايت خوشحالى بودم زيرا در دل خود احساس پيروزى مى كردم. هنگامى كه مادربزرگم يقين كرد كه من در جريان هيچ چيزى نبوده ام و احساسم مرا فريب نداده بود به سمت من خم شد و با تمام بازو مرا در آغوش گرفت و مستقيم در چشم هاى من نگاه كرد و گفت: كارمن هيچ گاه فراموش نكن كه تو فردى مخصوص (استثنايى) هستى همين احساسى را كه تو امشب داشتى بايد تمام بچه ها مى داشتند.
در باغ مادربزرگ من يك استخر وجود داشت و پدر شجاع من عادت داشت كه با وجود فريادهاى وحشت و ضمناً خوشحالى من خود را از طبقه اول خانه به داخل استخر پرتاب مى كرد. يك روز خواهر كوچك من بئاتريس كه تازه راه افتاده بود در اين حمام بزرگ افتاد. مادرم با لباس ابريشمى قرمز رنگ خود بدون درنگ به داخل آب پريد و دامنش مثل پاراشوت از هم باز شد. امروز هم مادرم از آب بيرون مى آيد و خواهر كوچكم همچنان بين بازوان او است. من دختركى كنجكاو بودم و مانند خيلى از بچه ها اهميت گفت وگوى بزرگترها را درك مى كردم، حتى اگر جزئيات آن را متوجه نمى شدم. بيش از همه دوست داشتم به بحث هاى سياسى گوش بدهم، از گذشته هاى دور تا آنجا كه يادم مى آيد در جست وجوى تجزيه و تحليل چيزهايى بودم كه در اطراف من بود حتى آنچه را كه خارج از دسترسم قرار داشت. در تابستان هفت سالگى من فاميل (شيبانى ها) با يك حادثه وحشتناك مواجه گرديد. عباس يكى از پسرعموهاى مادرم به وسيله پليس مخفى شاه توقيف و شكنجه شد. ساواك او را به عضويت توده _ حزب كمونيست ايران _ متهم كرد.
در آن تابستان يك ترانه از تمام راديوها شنيده مى شد: مرا ببوس. مرا ببوس حكايت از محكوم به مرگى داشت كه از دخترش مى خواست او را براى آخرين بار ببوسد. چرا اين مرد بايد بميرد؟ مگر چه كرده است؟ براى اولين دفعه بود كه فهميدم فردى مى تواند براى (پرداخت هزينه) عقايد خود زندگى خود را بپردازد. ايران باغ سحرآميز من بود و اين اصلى بود كه مرا از بچه هاى سوئيسى لوزان، متمايز مى كرد. با وجود اين هنگامى كه نه ساله شدم مادرم تمام روابط خود را با كشور محل تولدش (ايران) قطع كرد. پدرم مادرم را ترك كرد و مادرم ديگر او را نپذيرفت و به جاى اينكه حقيقت را بگويد از ارتباط با فاميل اجتناب مى كرد و مدت طولانى جدايى اش از پدرم را از ما چهار دختر خود پنهان مى كرد. او مدعى مى شد كه پدرم به مسافرت كارى رفته است. من اخلاق مادرم را مى شناختم. در مقابل حالت مشكلى بايد فرار كرد و نه گفت و به عقب برگشت و براى اينكه مسئله اى پيش نيايد بايد خاموش بود و اصل نجات ظواهر امور بود.
بعد از جدايى از پدرم، مادرم ما را به كمك خانمى از رده حكومت پرورش داد. در طول سال ها من با پدرم هيچ ارتباطى نداشتم و هيچ كس هم هرگز توضيحى نداد كه چرا. من ياد گرفته بودم كه سئوالى مطرح نكنم. من خيلى زود فهميدم كه بين دو فرهنگ فشرده ايران كه مادرم نمونه آن بود و مدرسه سوئيسى كه آنجا مى رفتم در نوسان هستم. من دريك محيط عجيب و خاموشى كه در آن آنچه كه مهم بود خفه شدن بود، بزرگ شدم. مادرم مسلمان متولد شده بود زيرا پدرش مسلمان بوده. از نظر اسلام اين پدر است كه مذهب را (به فرزند) منتقل مى كند. ولى مادرم عقيده خود را بدون تعصب آشكارا اظهار مى كرد و عامل به مسائل نبود. من او را بارها در حال دعا كردن مى ديدم ولى نه در حالت ركوع يا سجود به سمت مكه. او در ماه رمضان روزه نمى گرفت و روسرى به سر نداشت. مادربزرگم گاه به گاه خود را مى پوشانيد و مخصوصاً موقعى كه گوسفندى را براى تقسيم بين فقرا مى داد سر ببرند. براى من و خواهرانم بازى هاى پرسروصدا و بيرون رفتن عصرها و قرارهاى ملاقات وجود نداشت و مانند همه جوانان ما هم از اين قوانين دقيق سرپيچى مى كرديم و مادرم هم ما را مجبور نمى كرد. من و سه خواهرم را در لباس پوشيدن تا حتى در مورد روبان موى سر ما را مواظبت مى كرد و هميشه تكرار مى كرد كه: شما مى توانيد تا نوك ناخن شيك و مدرن باشيد ولى اگر لكه اى روى لباستان باشد هيچ ارزشى نخواهيد داشت.
مدتى بعد يكى از دخترعموهاى من وضعيت ازدواج پدر و مادرم را اين طور براى من بيان كرد كه مادرم هنگام ادامه تحصيل خود در لوزان پدرم را ملاقات كرد و آنها محرمانه به پاريس رفته و در خفا با هم ازدواج كردند. فاميل ايرانى مادرم در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته و به علت قاطعيت و تندخويى مادرم كارى نكردند. به طورى كه مادرم نام چهار دختر خود را كارمن و سالومه و بئاتريس و ماگنوليا گذاشت. مادرم كشورش را براى ازدواج با مرد دلخواه خود ناديده گرفته و تحقير كرد و اين امر را از حقوق زنان دانسته و با قاطعيت عمل كرد، ولى بدون شك به علت عزيمت و ترك پدرم او به كلى تغيير كرد. در جوانى حساس و طغيانگر شد و در تربيت فرزندانش با ضوابطى كه خود درك كرده بى طاقت بود ولى من در آنها نمونه هاى خاورميانه اى را مى ديدم: زندگى پشت پاراوان (محل محفوظ)، سكوت در مقابل كمترين اختلاف و مشاجره، تسليم عرف اجتماعى بودن، لاينقطع دروغ گفتن براى خلافى از رو در رويى و تمام اينها براى من ايجاد سنگينى مى نمود. اصل براى من حقيقت است و از تسليم و تمكين متنفرم و به جاى اينكه به قواعد مادرى ام متمايل باشم تصميم گرفتم كه با آنها مبارزه و مخالفت كنم. يادم مى آيد كه به او گفتم مرا مجبور نكن به تو دروغ بگويم. مى خواستم مجبورش كنم مرا همان طور كه هستم قبول كند.
در دبيرستان من و خواهرم سالومه سيگار مى كشيديم. مادرم به ما معامله اى را پيشنهاد كرد. او تعهد مى كرد كه يك كادو به انتخاب خودمان به ما بدهد اگر ما قول بدهيم كه كشيدن سيگار را متوقف كنيم. سالومه تقاضاى يك ماشين كرد و مادرم براى او يك ماشين فيات خريد ولى سالومه آن را محرمانه دنبال كرد. من خيلى لجوج بودم. مادرم مرا نزد يك پوست فروش برد و سعى كرد كه من يك پالتوى پوست پلنگ را امتحان كنم و گفت اگر به من قول بدهى كه هيچ گاه ديگر سيگار نكشى آن را فورى براى تو مى خرم. من اين مانتو را به حدى مى خواستم كه براى آن مى مردم ولى قبول نكردم كه به او دروغ بگويم. هنگامى كه سن من بالا مى رفت در يك بحران اخلاقى دست و پا مى زدم و از تناقضات به زحمت افتاده بودم. من در غرب زندگى مى كردم. تندخو و عصبانى شده بودم. من در آرزوى آزادى بودم ولى ضمناً تربيت شرقى داشتم با تصورات بلندپروازانه. من مى دانستم كه در سير تفكرات مادرم، من خودم بايد تصميم بگيرم ولى براى انجام آن خيلى بى تجربه بودم.
ترجمه: احمد صدر حاج سيدجوادى
شرق
Toni Morrison
تونی موریسون در سال 1931 در شهر لوراین واقع در ایالت اوهایو به دنیا آمد . او بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه هاوارد در رشته فوق لیسانس ادبیات انگلیسی در دانشگاه کرنل به تحصیل پرداخت و مدرک دانشگاهی خود را با پایان نامه ای درباره ویلیام فاکنر از همین دانشگاه دریافت کرد . اولین رمان او با نام آبی ترین چشم در سال 1963 به چاپ رسید . او سولا را در سال 1973 منتشر کرد . آواز سولومون در سال 1977 به چاپ رسید و موفق شد که جایزه کتاب انجمن ملی منتقدین آمریکا در زمینه ادبیات داستانی را از آن خود کند . تونی موریسون در سال 1988 موفق شد که جایزه پولیتزر را به خاطر نگارش رمان دلبند به دست بیاورد .همچنین جایزه نوبل ادبی در سال 1993 به این نویسنده زن سیاه پوست تعلق گرفت . تونی موریسون در حال حاضر به تدریس ادبیات داستانی در دانشگاه پرینستون مشغول است . متنی را که در پیش رو دارید بخشهای انتخاب شده ای از متن مصاحبه زیا جافری با این نویسنده است . زیا جافری یک نویسنده هندی تبار آمریکایی است . جافری در نیویورک متولد شد ه و قسمتی از کودکی خود را هند و در شهر دهلی نو گذرانده است . او فارغ التحصیل رشته ادبیات داستانی از دانشگاه کلمبیاست . جافری در طرح پرسشهای خود از تونی موریسون بیشتر به مسائل پایه ای و زیرساختی در ادبیات و به طور کلی زندگی توجه داشته است . مسائلی نظیر اهمیت نقد و منتقد ، فمنیسم ، ادبیات زنانه و همچنین مسائلی مانند ماهیت ازدواج و طلاق و تاثیر آن بر روی زندگی زنان .
آیا شما نقدهایی را که روی کارهایتان نوشته میشود میخوانید ؟

ماجراهای رمان " آبی ترین چشم " ، در ایالات متحده می گذرد و درونمایه اصلی داستان مانند همه آثار تونی موریسون زندگی سیاهان آمریکایی است.
تونی موریسون نویسنده سیاهپوست آمریکایی در شهر " لورن اهایو " به دنیا آمده است . او هم اکنون استاد گروه علوم انسانی دانشگاه پرینستون امریکا است و بخشی از سال را در نیویورک و بخش دیگر را در نیوجرسی ساکن است. از او تاکنون رمان های سولا ، سرود سلیمان ( برنده جایزه ادبیات داستانی حلقه ملی منتقدان کتاب درسال 1978)، کودک قیرگون، دلبند ( برنده جایزه ادبیات داستانی پولیتزر در سال 1988)، بازی در تاریکی؛ سفید بودن و تخیل، و جاز منتشر شده است . همچنین تونی موریسون در سال 1993 برنده نوبل ادبیات شد.
رمان آبی ترین چشم به صورت چهار فصل و به شیوه نگارش روایی تنظیم شده است. نویسنده با بیان کودکانه و صمیمی ستم و تبعیضی را که نژاد برتر (سفید پوست ) در کشور منادی " حقوق انسانها "(ایالات متحده) درگستره جهانی بردیگر نژادها روا می دارد روایت می کند. این روایت اما به زبان زمخت گلوله و باتوم، و نبردها و گریزها و بگیر و ببندهای خیابانی نیست. بلکه به زبان احساس و در قالب تعارض های نمایان در زندگی روزمره افرادی از نژاد پست است؛ به زبان دیگرنمایشگر کنش ها در نبرد نابرابر میان دو نژاد نیست، بلکه بیانگر واکنشها و نتیجه های رفتاری و روان شناختی این کنشها در زندگی سیاهان است.
تونی موریسون درجایگاه روایی اثرخاطره هایی ازدوران کودکی پرفراز و نشیب خویش را به شیوه چهارفصل روایت می کند . در " آبی ترین چشم " زندگی خانوادگی راوی با زندگی خانواده سیاه دیگری - خانواده بریدلاو - گره می خورد . شخصیت محوری اثر " پکولا بریدلاو " از همین خانواده محروم و آواره سر در می آورد .
" پکولا بریدلاو " دختری است که در خانواده ای با نگرش ها ، رفتارها و کردارهای پرتضاد چشم به جهان گشوده است که اعضای آن تنها در هم نژاد بودن و هم خانه بودن اشتراک دارند . اعضای این خانواده ستمی دوگانه - از سوی نژاد برتر و پدر خانواده را بر دوش را می کشند .
رمان " آبی ترین چشم " نوشته تونی موریسون آمریکایی برنده جایزه نوبل ادبیات با روایت زندگی سیاهان در آمریکابا ترجمه مشترک نیلوفر شیدفر و علی آذرنگ ( جباری) در 246 صفحه شمارگان 1500 نسخه و بهای 2800 تومان در قطع رقعی از سوی نشر دریچه منتشر شده است.
![]()
جنایت و مکافات رمانی است نوشتهٔ فیودور داستایوسکی نویسندهٔ پرآوازهٔ روس.
این کتاب داستان دانشجویی به نام «راسکولْنیکُف» را روایت میکند که به خاطر اصول مرتکب قتل میشود. بنابر انگیزههای پیچیدهای که حتی خود او از تحلیلشان عاجز است؛ زن رباخواری را همراه با خواهرش که غیر منتظره به هنگام وقوع قتل در صحنه حاضر میشوند، میکشد و پس از قتل خود را ناتوان از خرج کردن پول و جواهراتی که برداشته میبیند و آنها را پنهان میکند. بعد از چند روز بیماری و بستری شدن در خانه راسكولنيكف این تصور را كه هر كس را که میبیند به او مظنون است و با این افكار كارش به جنون میرسد در اين بین او عاشق سوفیا دختری كه به خاطر مشكلات مالی خانوادهاش دست به تنفروشی زده بود میشود. داستایوسكی این رابطه را به نشانهٔ مهر خداوندی به انسان خطاكار استفاده كرده است و همان عشق ,نيروی رستگاری بخش است .البته راسكولنیكف بعد از اقرار به گناه و زندان شدن در سیبری به این حقیقت رسید .
جدا از این كه داستان به بیان سرنوشت راسكولنیكف بپردازد به موضوعاتی همچون صدقه ,كفر و الحاد ,الكلیسم ,جوامع آنارشیستی روسیه و نقد شديد و صریح داستایوسكی از جامعه آن روز روسیه میپردازد .
مضمون و درون مایهٔ کتاب تحلیل انگیزههای قتل و تأثیر قتل بر قاتل است که داستایوسکی مسئلهٔ رابطه میان خویشتن و جهان پیرامون و فرد و جامعه را در آن گنجانده است.
رفتار راسكولنیكف در این داستان را میتوان در دیگر آثار نویسنده همچون یادداشتهای زیرزمینی و برادران كارامازوف نيز مشاهده كرد (رفتار او بسیار شبیه ایوان كارامازوف در برادران كارامازوف است).او میتواند با توجه به تواناییهایش كار خوبی برای خود پیدا كند درحالیکه بسیار فقیرانه زندگی میكند.در حالیكه رازومیخین وضعیتی مشابه با او دارد ولی بسیار بهتر از او زندگی میكند و هنگامی كه به راسكولنیكف كاری پیشنهاد میكند او از این كار سرباز میزند و در حالیکه پلیس هیچگونه مدركی علیه او ندارد او آنها را به خود مشكوك میكند
داستایوسکی سه بار تلاش کرد تا این اثر را از زبان شخصیت اصلی داستان روایت کند؛ نخست به شکل یادداشتهای روزانه شخصیت اصلی، سپس به شکل اعترافات او در برابر دادگاه و سرانجام به صورت خاطراتی که او به هنگام آزادی از زندان مینویسد ولی در نهایت آن را به روایت سادهٔ سوم شخص مفرد که قالب نهایی رمان بود نوشت.
او این داستان را از ژانویه ۱۸۶۶ تا تابستان آن سال، در نشریه «روسکی وستنیک» به چاپ رسانید.
دل سگ رمانی از میخائیل بولگاکف نویسنده روسی است.
دل سگ داستانی علمی-تخیلی است که بولگاکف در همان نخستین سالهای پیروزی انقلاب بلشویکی نوشت. در این داستان با طنزی تلخ نشان میدهد این مغز نیست که انسان ساز است بلکه قلب شالوده و پایه ساخت انسان است. صرف داشتن عقل نمیتواند « آدم » بسازد، بلکه احساس و روح انسانی است که « انسان » میسازد.
اما آنچه را بیشتر میتوان عامل توقیف کتاب دانست، تشریح روحیه انقلابیون بلشویک و شباهت آنها به سگی است که به واسطه قرار دادن مغز یک انسان در کاسه سرش به تدریج شکل انسانی یافته است.
فیلمی براساس دل سگ ساخته شده است. فیلمساز با استادی فضای حاکم بر سال ۱۹۱۷ در مسکو را نشان میدهد. آغاز فیلم دوربین شهر را از چشم یک سگ ولگرد میبیند. روزهای سرد و پر برف و باد، به گونهای نشان داده میشود که بیننده خود سرما را حس میکند و ایمان میآورد که فصلی سرد، پر از طوفان و برف و سرما آغاز گشته است، در بخش های بعدی مغز سگ توسط جراح معروفی با مغز یک انسان مرده عوض میشود، سگ به تدریج شکل آدم پیدا میکند، اما از آدمیت تنها « شکل » را دارد. رفتاری بدور از شان و نزاکت دارد و نه تنها حاضر نیست آداب اجتماعی را بپذیرد که آنها را به مسخره میگیرد. پروفسور جراح تلاش فراوان میکند تا این « سگ » را « آدم » کند، اما او تمایلی به تعلیمات وی ندارد و به افکار وی میخندد و آنها را به تمسخر میگیرد. پروفسور و دستیارش از آدم شدن او ناامید میشوند و عملاً میبینند او تبدیل به انسانی شده که قوانین و اصول اجتماعی را به راحتی زیر پا میگذارد. برخوردهای تند و غیر اصولی این سگ آدم نما آنها را به این نتیجه میرساند که باید وی را به جای اولش برگردانند تا او تنها بتواند به عنوان یک سگ ولگرد در کوچه و پس کوچههای مسکو به زندگی ادامه دهد.
تخم مرغهای شوم اثری علمی تخیلی ديگري از میخائیل بولگاکف نویسنده روس است. این رمان به قلم پونه معتمد از روسی به فارسی ترجمه شدهاست.
زندگینامه میخائیل بولگاکف
بولگاكف، ميخائيل، مرشد و مارگاريتا، ترجمه: ميلاني، عباس، تهران، نشر نو، 1362، 451 ص
اين اثر در دوران خفقان استاليني نوشته شده است، بولگاكف قبل از چاپ اين كتاب در سال 1940 درگذشت. سرانجام در سال 1965 اين رمان با حذف 25 صفحه در تيراژ محدودي به چاپ رسيد ولي خيلي زود به محبوبيتي كم نظير دست يافت و متن كامل آن به بسياري از زبانهاي زنده دنيا ترجمه شد.رمان مرشد و مارگريتا را ميتوان از آثار شگفتانگيز ادبيات جهان خواند.
كتاب با دو خط زماني متفاوت، دو زبان متفاوت و سه داستان به ظاهر متفاوت طوري شكل گرفته كه انسان به راحتي ميتواند كفشهاي كتانياش را بپوشد و كولهپشتياش را روي دوش بيندازد و بدون راهنما از دوره حكومت استالين به زمان عيسي مسيح (ع)، از مسكو به اورشليم، از بيداري به رويا، از رئال به سوررئال و حتي رئاليسم جادويي سفر كند.
مرشد و مارگاريتا اثر جاودانه ميخائيل بولگاكف را عباس ميلاني به فارسي برگردانده است. اين كتاب شامل سه داستان به ظاهر جدا از هم است كه در پايان هر سه به زيبايي هرچه تمام تر به يكديگر گره مي خورند:
1-داستان حضور شيطان در مسكو: شيطان در قالب شعبده باز به نام "ولند" همراه سه دستيارش به مسكو مي آيند و مردم را وسوسه مي كند و در همان حال آنها را به خاطر گناهانشان مجازات ميكند. شيطان در داستان بولگاكف موجود شريري نيست بلكه در نقش ممتحني است كه از مردم امتحان مي گيرد و در ضمن سريعا هم پاداش و جزاي آنها را مي پردازد! و در پايان تنها مارگاريتا است كه روح خود را كاملا در اختيار شيطان مي گذارد و در امتحانات او قبول مي شود و به اين ترتيب رستگار شده و به آرامش ابدي ميرسد.
2-داستان مرشد و مارگاريتا: نويسنده اي كه مرشد ناميده مي شود داستاني درباره روز اعدام مسيح مي نويسد. داستان با عكس العمل شديد مجامع ادبي مسكو روبرو مي شود بطوريكه تمام نويسندگان بزرگ مسكو آن را يك افتضاح بزرگ مي دانند. در تمام اين مراحل زني شوهردار به نام مارگاريتا با او رابطه دارد و پشتيبان و همراه اوست. در آخر خسته از شرايط موجود، رمان خود را به آتش مي اندازد و خود را به تيمارستان تحويل مي دهد.
اين داستان خود به نوعي داستان زندگي بولگاكف است: او دوازده سال آخر عمرش را صرف نوشتن اين داستان كرد در اين مدت 8 بار اين داستان را بازنويسي كرد، مارگاريتا در نسخه هاي اوليه داستان در قصه وجود نداشت و بعد از ازدواج بولگاكف با معشوقه اش "النا" به داستان اضافه شد. بعد از اتمام داستان بولگاكف كه از انتشار كتاب در شوروي آن زمان( زمان حكومت استالين) نااميد شده بود كل كتاب را به درون آتش انداخت و تنها بعد از مرگ بولگاكف بود كه النا نسخه اي را كه پيش خود داشت براي چاپ آماده كرد و كتاب با حدود 30 صفحه سانسور اجازه انتشار يافت.
3- داستان به صليب كشيدن مسيح: اين داستان كه در زمان گذشته و در اورشليم مي گذرد در حقيقت همان داستاني است كه مرشد در حال نگارش آن است و آخر هم به پاداش نوشتن اين داستان سزاوار آرامش ابدي مي شود. اين داستان در حقيقت حديث نفس پونتيوس پيلاطس حاكم آن زمان اورشليم است كه عليرغم علاقه اي كه به مسيح داشت از ترس كاهنان و بخاطر حفظ مقام خود مسيح را به مسلخ فرستاد. بولگاكف سعي كرده با مطرح كردن داستان اورشليم در كنار مسكو به قياسي بين دو حكومت مستبد دست بزند.

سلام بر غم، اولين رمان فرانسواز ساگان است. ولى قبل از هر چيز يكى از معجزات نادر قرن گذشته است. در سال ۱۹۵۴ در كارژاك در دپارتمان لوت، دختر هجده ساله نازپرورده اى قلم به دست مى گيرد و در دفترچه اى مى نويسد: «ترديد دارم، نام زيبا و جدى اين احساس غريب را كه درد لطيفش مرا آزار مى دهد، به آن بدهم: غم. چنان احساس منحصر به فرد و خودخواهانه اى است كه تقريباً از آن خجالت مى كشم. غم، همواره در نظر من، احساسى قابل احترام بود. آن را نمى شناختم؛ اندوه، تاسف و گاهى ندامت را حس مى كردم. حالا چيزى مانند ابريشم مرا در برمى گيرد كه نرم و خسته كننده است و مرا از ديگران جدا مى كند.» اولين بخش اولين كتاب ساگان، تمام موسيقى، افسون و غم او را در بر دارد. بعد ديگر در تمام زندگى خود، شيرينى غم، خودخواهى كسالت و وحشت از تنهايى را صرف مى كند. او در اصل فرانسيس كوارز نام دارد، ولى به عنوان اسم مستعار، شخصيتى از فرارى پروست را برگزيده است. چرا كه او در سن هجده سالگى وحشتى بى اندازه از زمان از دست رفته دارد. آيا به همين دليل اين قدر عجله داشت؟ اتفاقى هم نيست كه عنوان كتاب خود را از شعرى منصوب به الوآر استيبيتس گرفته است.
او چه مى گويد؟ داستان سسيل را تعريف مى كند. كودك بدبختى از يك خانواده ثروتمند كه مشغول سپرى كردن تعطيلات خود با پدر ديوانه و معشوقه او است. همه چيز به خوبى در يك فضاى زنده و آرام مى گذرد. تا روزى كه پدر تصميم مى گيرد، با معشوقه خود آنا كه نسبتاً جدى و متعادل است و امكان دارد اين زندگى بى دغدغه را از بين ببرد ازدواج كند. سسيل تصميم مى گيرد، اين نقشه را بر هم بريزد. او موفق مى شود و اين شوخى به يك ماجراى غم انگيز ختم مى شود. ديگر جشن، ياس را پنهان نمى كند و شادى موجب نمى شود كه فراموش كنيم، عشق چقدر محال، لذت چقدر سطحى و حماقت چقدر جدى است...
«[پدرم] احمق، بى نهايت احمق بود.» كوئيرز كوچك، دوران خود را در سى و سه روز خلاصه كرده است. به ندرت مى توان، در اين قرن، شناختى به اين صراحت از وضعيت ترحم مطلق داشت: «من چيز زيادى در مورد عشق، قرار ملاقات ها، بوسه ها و تنفر نمى دانستم.»گرچه ساگان چند رمان بعدى خود را سر هم بندى كرد، اما همواره به سسيل، راوى سلام بر غم وفادار ماند. او زنى ديوانه، سطحى و در عين حال عميق بود. نوعى سلدا فيتزجرالد فرانسوى كه پول خانه اش را در نرماندى از كازينوى دوويل تامين كرد، نزديك بود مانند نيميه در تصادف كشته شود، كودك نازپرورده اى كه ظرفيت زيادى براى نوشيدن داشت، زنى چنان دست و دلباز كه آمادگى داشت، در اوج بيمارى و در حالى كه اداره ماليات تمام دارايى اش را گرفته بود، در اوج اعتياد به كوكائين، در تنهايى بميرد...سلام بر غم اول يك جنجال و بعد يك پديده اجتماعى بود، اما امروز كه سر و صداها خاموش و فراموش شده، چه چيز از آن باقى مانده است؟ يك رمان كامل كوچك كه سرشار از احساسات شكننده است. انسان در زندگى، به ندرت چنين كتابى مى خواند. شاهكار اسرارآميزى كه تحليل آن غيرممكن و مطالعه آن موثر است. طورى كه انسان همزمان احساس تنهايى نمى كند و مى كند. مورياك بحق ساگان را «هيولايى دلفريب» خوانده است. فرد بايد يك هيولا باشد كه با فروتنى شهرت «لذت جو» بودن را در تمام طول زندگى خود بپذيرد. در حالى كه او فقط يك نابغه و بايد بگويم، تنها زن در قيد حيات ليست ما است
شرق
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» میداند و بالعکس «دکارت» آن را «گفتوگو با شریفترین مردان قرون گذشته میشمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
مطالعه مذموم مخصوص کسانی است که مطالعه در آنها اثر مخدر دارد و بدینوسیله از عالم حقیقت خارج شده در محیطی تصوری پا میگذارند. این عده یک لحظه هم نمیتوانند بدون خواندن بگذرانند و به مطالعه هرموضوعی راغبند، مثلاً دایرةالمعارف را باز میکنند و مقاله راجع به نقاشی با آب و رنگ یا اصول ساختمان ماشین را با میل مطالعه میکنند. در مواقع تنهایی به مجلات و روزنامهها پناه میبرند، به خواندن هرصفحهای که به دستشان افتاد مشغول شده و حاضر نیستند یک لحظه هم عنان به دست فکر خویش بسپارند.
آنها در مطالعه دنبال عقاید و اعمال نرفته تنها کلمات را از نظر میگذرانند تا بدان وسیله دنیا و خویشتن را فراموش کنند وحقایق را از نظر دور کنند. بدیهی است با این ترتیب کمتر مطالب پرمغز فرا میگیرند و به ارزش علمی و ادبی کتاب نظری ندارند.
مطالعه تفریحی از آنچه در بالا گفتیم بهتر است. این عده که کتاب «رمان» دوست دارند و این قبیل کتب را برای تفریح میخوانند یا از تأثیر زیبایی لذت میبرد و یا احساسات درونیشان در اثر این نوع مطالعات بیدار شده شعف و سروری بدانها دست میدهد و از خواندن کتابهای «رمان» به قضایایی که در زندگی خودشان اتفاق نیافتاده است پی میبرند.
برخی نیز کتب اخلاقی و شعر را دوست دارند زیرا میبینند آنچه را که خود ملاحظه کرده یا احساس نمودهاند نویسنده به بهترین وجه شرح داده و به زبان سادهتر ترجمان احساسات آنها گشته است.
اما آنان که کتب تاریخ را بدون آنکه به مطالعه دوره بخصوصی توجه داشته باشند میخوانند. بدین جهت از این کار کیف میکنند که متوجه میشوند بشر در طی قرون متمادی همواره زجر و آلام یکنواختی داشته است. این نوع مطالعه تفریحی ضرری ندارد.
بالأخره مطالعه جدی که یک کار واقعی و مخصوص کسانی است که دانشی میطلبند و اطلاعات معینی جستجو میکنند و به عبارت آخری برای استقرار بنایی که طرح آن را به طور مبهمی در مغز خود ریختهاند مصالح تهیه میکنند. در این نوع مطالعه در صورتی که خواننده کتاب حافظه خارقالعادهای نداشته باشد باید قبل از شروع مداد یا قلمی به دست گیرد و در غیر این صورت هربار دیگر که به مطالب خوانده شده محتاج شد مجبور است کتاب را از سر گیرد. من هرموقع کتاب تاریخ یا هرکتاب جدی دیگر را میخوانم در صفحه اول یا آخر کتاب موضوع اصلی را در چند کلمه یادداشت کرده و با این ترتیب میتوانم هربار بدون آنکه کتاب را از نو بخوانم به مطلب مورد نظر مراجعه کنم.
کتاب خواندن نیز مانند هر «کار» دیگر «قواعدی» دارد که در اینجا بعضی از آن را ذکر میکنم:
1-عدهای از بیشتر نویسندگان اطلاعات سطحی دارند و این طریقه خوبی نیست. بلکه بهتر آن است که فقط چند نویسنده و چند موضوع انتخاب و مورد مطالعه قرار گیرد. زیرا زیبایی و تأثیر آثار هرنویسنده از اولین کتاب معلوم نمیشود. بایستی از جوانی همانطور که برای انتخاب دوستان در جامعه جستجو میکنیم در عالم کتاب قدم گذارده دوستان خویش را پیدا کنیم. اما وقتی آنان را برگزیدیم و پسندیدیم بایستی دست به دستشان داده از دنیای کتاب خارج شویم. اگر توانستید با «مونتنی» و «سن سیمون»، «رتز» و «بالزاک» یا «پروست» مأنوس شوید کافی است که زندگی شما از بابت کتاب نقصی نداشته باشد.
2-بایستی در انتخاب کتب جای زیادی به آثار نویسندگان بزرگ و مشاهیر داد. گرچه محققاً به حکم طبیعت انسان به نویسندگان همعهد خویش علاقهمند است و باید هم اینطور باشد. زیرا دوستانی که درد و رنج و احتیاجاتی همانند ما دارند در آثار این نویسندگان بهتر یافت میشوند و از طرفی تعداد شاهکارهای نویسندگان دنیا به حدی زیاد است که کسی موفق نمیشود همه را بشناسد. بنابراین باید آن کتابی را انتخاب کرد که مردم یک قرن پسندیدهاند زیرا یک فرد و حتی یک نسل ممکن است اشتباه کند ولی عالم بشریت خطا نمیکند.
شعرا و نویسندگانی چون «همر»، «تاسیت»، «شکسپیر»، «مولیر» محققاً لایق همه افتخارات و شهرتی که نصیبشان شده میباشند. از این جهت باید این عده را بر کسانی که نتوانستهاند در طی قرون چنین شهرتی کسب کنند ترجیح داد.
3-غذای روح را باید خوب انتخاب کرد. روح هرکسی غذایی مخصوص به خود دارد و باید کوشش کنیم نویسندگانی را که مطلوب ما هستند و بدون شک با نویسندگان محبوب دیگران تفاوت فاحش دارند بیابیم. در ادبیات نیز مانند عشق انسان از انتخاب دیگران دچار حیرت میشود. بنابراین به نویسندهای که خود انتخاب کردهاید وفادار بوده اطمینان داشته باشید که در این مورد خودتان بهترین قاضی هستند.
4-هروقت میخواهید کتاب بخوانید محیطی پر از احترام و تجمع خاطر همانند آنکه در مجالس کنسرت و یا در مواقع تشریفات برقرار است ایجاد نمایید.
بعضی کتاب را باز میکنند، صفحهای میخوانند و برای جواب دادن به زنگ تلفن کتاب را کنار میگذارند. سپس در حالی که معلوم نیست حواسشان کجاست مطالعه را از سر میگیرند و پس از لحظهای کتاب را تا روز دیگر به کناری میگذارند. این طرز کتاب خواندن نیست.
کسی که بخواهد واقعاً کتاب مطالعه کند بایستی شبهای دراز در به روی اغیار ببندد و به این کار بپردازد و بعدازظهرهای روزهای تعطیل زمستان را به مطالعه آثار نویسندهای که دوست دارد اختصاص دهد یا در هنگام مسافرت با ترن به خواندن داستانهای «بالزاک» یا «استاندال» یا کتاب «ماوراء قبر» مشغول شود.
5-بالاخره قاعده پنجم آن است که کوشش کنیم لایق مطالعه آثار بزرگان شویم، زیرا کتاب خواندن مثل میکدههای اسپانیایی و مثل عشقبازی است. یعنی در آنجا به جز آنکه با خود میبرید چیز دیگری یافت نمیشود. کتابهایی که در آنها احساسات شرح و توصیف شده، تنها خوشایند کسانی است که آن مراحل را طی کردهاند و یا مطلوب جوانانی است که با دلی پراندوه و امید در انتظار شکفتن نوگل جوانی و بیدار شدن احساسات خود به سر میبرند. حالت روحی جوانانی که سال گذشته فقط داستانهای پرحوادث را دوست داشتند و ناگهان به خواندن کتابهایی مانند «آناکارنین» یا «دومینیک» راغبتر میشوند هیجانآور است، زیرا در این سن به سعادت و دردی که زاییده عشق است پی بردهاند.
مردان بزرگی که مرد عمل هستند آثار «کسیلینک» را دوست دارند، مردان سیاسی آثار «تاسیت» را میپسندند.
موضوع مهم در روش کتاب خواندن این است که انسان موفق شود زندگی را در کتاب بازیابد و به مدد کتاب به اسرار زندگی بهتر پی ببرد.
آندره موروا ترجمه عزتالله خردمند
کتابهای ماه، س 3، ش 5، مهر- آبان 1338، ص 160-162.
كتاب نيوز

زماني خواندن يک کتاب براي کودک خوشايند و لذتبخش است که موجودات خيالي داستان به پرواز در آيند، قطارها به صورت واقعي حرکت کنند و صدا بدهند و خرگوش ها در زير نورماه به خواب بروند. هنگامي که براي کودک خود کتاب مي خوانيد فرصت پيدا مي کنيد تا با صداهاي موجودات و شخصيت هاي داستان سخن بگوييد، تخيلي رفتار کنيد و حتي مانند يک کودک باشيد. به عبارت ديگر از شخصيت واقعي خود خارج شده و مانند شخصيت هاي داستان رفتار کنيد. شما تصميم مي گيريد که چقدر هيجان زده باشيد، شادي کنيد، يا غمگين و حتي عصباني شويد. چقدر بايد روي يک شخصيت تاکيد کنيد و چه اندازه لازم است که بر هيجان قصه بيفزاييد، به اين ترتيب نتيجه کار منحصربفرد خواهد بود. کودک در سنين خيلي پايين (شيرخوارگي) که درکي از معاني واژه ها ندارد و تفاوت ظريف موجود بين آنها را نمي فهمد، از شنيدن صداهاي متنوع شما و ديدن احساسات و عواطف شما لذت مي برد. اداي عبارت هاي داستان توسط شما حاوي علائم و نشانه هاي محرمانه است که فقط شما و فرزندتان مفهوم آن ها را درک مي کنيد. چگونه براي فرزند خود کتاب مي خوانيد؟ با صداي آهسته، با لحني گرم و دلنشين، با شور و حرارت يا...؟ به هر شيوه اي که براي کودک خود کتاب بخوانيد، مي توانيد بيش از پيش به او نزديک شده و از کنار يکديگر بودن لذت ببريد. وقتي که کودک از سنين پايين با کتابخواني آشنا شود، همراهي شما به او کمک مي کند که به تدريج مهارت هاي فردي خود را گسترش داده و تکامل بخشد. ارزشمندترين دستاورد نيز علاقه مند شدن به کتاب است.
انتخاب کتاب براي کودکان
به دنبال کتاب هايي بگرديد که داستان هاي خوب و متنوعي دارند، کتاب هاي مصور و کتاب هايي که شما نيز از مطالعه آنها لذت مي بريد و کتاب هايي که با خلق و خوي کودک شما سازگار است. براي انتخاب کتاب مرحله زندگي کودک خود را در نظر بگيريد و ببينيد در چه دوره تکاملي قرار دارد. نخستين دوره کودکي، دوره اي است که بچه ها مهارت هاي سرگرم کننده متعددي را فرا مي گيرند و با شرايط تازه اي روبه رو مي شوند. براي کودکان مختلف و مناسبت هاي گوناگون، کتاب هاي متنوعي موجود است، تقريبا درباره هر موضوعي کتاب وجود دارد. به دنيا آمدن فرزند دوم، نگهداري از کودک، دوست يابي، دوستان واقعي و غيرواقعي، به مدرسه رفتن، اخلاق هاي خوب، اخلاق هاي بد، عواطف و احساسات، همکاري کردن، به دکتر رفتن، به دندانپزشکي رفتن، تنها بودن با خواهر يا برادر خود، خوابيدن و حتي مراسم مذهبي. آيا تا به حال پس از خواندن عبارتي از يک کتاب به فکر نيفتاده ايد که «اين موضوع همان چيزي است که مي خواهم با کودکم در ميان بگذارم...»؟ خواندن کتاب کودکان، به بزرگسالان (والدين) کمک مي کند تا بتوانند آنچه در ذهن خود دارند، بيان کنند و چيزهايي که گاه والدين نمي توانند براي اداي آن واژه اي بيابند را بيابند. کتابي را براي فرزند خود انتخاب کنيد که:
- هر دو از خواندن آن لذت مي بريد و به موضوع آن علاقه منديد.
- با خواندن آن، کودک شما دانستني هايي درباره جهان پيرامون خود مي آموزد.
- به شما کمک مي کند که آنچه در ذهن خود داريد، بيان کنيد.
-به کودک کمک مي کند تا احساس خوب و مثبتي از خود داشته باشد و به قابليت هاي تازه خود پي ببرد.
- به کودک کمک کند که بداند در دنياي اطراف او کودکان ديگري هم هستند که شرايط و احساسات مشابهي با او دارند.
- به کودک کمک کند تا مفاهيم و معاني ارزش ها، سنت ها، خانواده، جامعه و... را درک کند.
کتاب هاي مورد علاقه شيرخوارگان
- کودک از بدو تولد از شنيدن صداي کتاب خواندن شما لذت مي برد، براي او شنيدن صداي گرم و دلنشين شما لذتبخش ترين چيز در دنياست. تا زماني که کودک با حوصله به سخنان شما گوش مي دهد کتابخواني را ادامه دهيد.
- قبل از خواب، هنگامي که کودک با شيئي بازي مي کند و آن را روي زمين مي غلتاند زمان مناسبي براي گوش کردن به کتاب خواني شماست.
- به کودک امکان آشنا شدن با کتاب به شيوه خودش را بدهيد. در اين سن، کودک دوست دارد اشيا» را بجود، پاره کند، روي آنها بنشيند يا بايستد. بنابراين از کتاب هاي نرم، پارچه اي و مقاوم استفاده کنيد.
- کتاب هايي که در هر صفحه، يک تصوير کامل و مشخص دارند.
- کتاب هايي که داستان بسيار کوتاه و درباره موضوع هايي آشنا و مملوس با زندگي کودک دارند.
مناسب ترين کتاب دوره نوپايي
- داستان هاي کوتاه درباره موضوع هاي مختلف و متنوع.
- کتاب هاي کارتي (هر صفحه از کتاب يک کارت جداگانه است) و داستان هايي که از زندگي روزمره کودک سرچشمه گرفته اند.
- کتاب هايي که اشعار موزون دارند و بچه ها مي توانند آنها را تکرار کنند.
- کتاب هايي که مضمون واحدي دارند. به طور مثال درباره شکل هاي هندسي، رنگ ها يا حروف الفبا نوشته شده اند.
کتابهاي مورد علاقه کودکان پيش دبستاني
- کتاب هايي که داستان بلند و کمي پيچيده تر دارند.
- کتاب هايي که اشعار موزوني دارند و درباره زندگي روزمره کودکان نوشته شده اند و براي گسترش دنياي آنها و افزايش دانسته هايشان سودمندند.
- لطيفه، قصه هاي بلند، قصه هاي محلي و سنتي که ترسناک نباشند.
در پايان ذکر اين نکته ضروري است که هيچگاه بيش از حد به مطالعه کتاب اصرار نکنيد. چون اين امر نتيجه معکوس دارد و کودک را از کتاب گريزان مي سازد.
روزنامه ابتكار

نزهت شهرکی
ژوززه ساراماگو، نويسندة پرتغالي، كه بارها نامزد جايزة نوبل ادبيات شده بود، سرانجام ، و دير هنگام در سن 76 سالگي موفق شد در سال 1998 اين جايزه را از آن خود وكشورش كند. آثار اين رمان نويس و شاعر كه به عبارتي رئاليسم جادويي را با انتقادات گزندة سياسي ميآميزد به 25 زبان ترجمه شده است. ساراماگو در سال 1922 در نزديكي ليسبون در خانوادهاي تنگدست به دنيا آمد و به دليل فقر نتوانست تحصيلات دانشگاهياش را به پايان رساند. در يك آهنگري به كارمشغول شد تا بتواند به طور پاره وقت به درسش ادامه دهد.ساراماگو نخستين رمانش« كشور گناه» را درسال 1947 نوشت اما 35 سال انتظار كشيد تا سرانجام موفقيت ادبي و شهرت در سال 1982 با انتشار رمان « بالتازار و بليوندا» به سراغش بيايد. سبك شاعرانة ساراماگو كه تخيل و تاريخ و انتقاد از سركوب سياسي و فقر را با هم ميآميزد موجب شده است كه او را به نويسندگان امريكاي لاتين بويژه گابريل گارسيا ماركز تشبيه كنند. اما ساراماگو منكر اين شباهت است و ميگويد بيشتر از سوانتس و گوگول تأثير پذيرفته است. اثر جنجالي ساراماگو « انجيل به روايت عيسي مسيح» بود كه در سال 1992 منتشر گرديد. وزير كشور وقت پرتغال آنچنان از اين رمان برآشفت كه نام ساراماگو را از فهرست نامزدهاي : جايزة ادبي اروپا» حذف كرد و گفت اين رمان توهين به كاتوليكهاي پرتغال است و موجب تفرقه افكني در كشور شده است . ساراماگو نيز به نشانة اعتراض با همسر اسپانيايياش پرتغال را ترك گرفت و به لانساروت، جزيره اي آتشفشاني از جزاير قناري، به تبعيدي خود خواسته رفت. فرهنگستان سوئد با ستايش از ساراماگو و اعلام اهداي جايزة نوبل ادبيات 1998 به وي گفت:« آثار ساراماگو با تمثيلهاي ملهم از تخيل و شفقت و طعنه ما را بي وقفه وادار به ادراك يك واقعيت فرار و مبهم ميكند.« كوري» يك رمان خاص است، يك اثر تمثيلي ، بيرون از حصار زمان و مكان، يك رمان معترضانه اجتماعي، سياسي كه آشفتگي واجتماع و انسانهاي سر در گم را در دايرة افكار خويش و مناسبات اجتماعي تصوير ميكند. ساراماگو تأكيد بر اين حقيقت دارد كه اعمال انساني در « موقعيت» معنا ميشود و ملاك مطلقي براي قضاوت وجود ندارد، زيرا موقعيت انسان ثابت نيست و در تحول دائمي است. در يك كلام ساده، دغدغة عمدة ذهن ساراماگو در اين رمان فلسفي مسئله سرگشتگي انسان معاصر يا « انسان در موقعيت» است كه از خلال ابعاد و لايه هاي مختلف و واكنشهاي انان بررسي مي شود.
خلاصه چند رمان از ژوزه ساراماگو
ـ بلم سنگي (1986ـ The Stone Raft)
ـ همه نامها (1997 ـ All the Names)
ـ قصه جزيره ناشناخته (1999 ـ The Tale of The Unknown Island)
ـ دخمه (2000ـ The cave)
كوري:
« كوري» در سال 1995 منتشر شد. ساراماگو ميگويد:« اين كوري واقعي نيست ، تمثيلي است. كور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسانها عقل داريم و عاقلانه رفتار نميكنيم....»
رمان <كوري> اثر ژوژه ساراماگو با اقبال عموميمواجه ميشود، چون با زندگي روزمره سروكار دارد. چون مردم هميشه ميل به تاييد دارند. كوري زندگي روزمره آدمها را تاييد ميكند. يعني هيچ چيزي اضافه بر آن نميگويد. نه از تخيل استفاده ميكند و نه از اغراق، نه غيرواقعي است و نه ايدهآل. كوري زندگي را آنچنان تعريف ميكند كه هست.
<كوري> تا حدودي نزديك است به داستان <طاعون> اثر آلبر كامو. اما چون نويسنده نوعي از اخلاق را همواره در كتابهايش به كار ميبرده است از نظر خواننده ايراني مورد پذيرشتر از آلبر كامو است.
در كوري با شهري سروكار داريم كه به طور ناگهاني دچار كوري سفيد شدهاند. نوعي از كوري كه واگيردار است اما موقتي است. شهروندان همگي دچار نابينايي ميشوند و دولت براي آنكه از گسترش آن جلوگيري كند به قرنطينه كردن آدمها ميپردازد.
داستان <كوري> درست از زماني آغاز ميشود كه همه در قرنطينهاند. خط داستان كه صحنهها را تعريف ميكند كاملا گمراهكننده است. چون رمان <كوري> رماني مفهومگراست. پس ما داستان را از آنجا نميفهميم كه شهري دچار كوري ميشود، بلكه از آنجا شروع رمان را احساس ميكنيم كه مفاهيم داخل رمان ميشوند و اين مفاهيم از سوله قرنطينه كه افرادي از اقشار مختلف در آن گرد آمدهاند آغاز ميشود.
هر روز بر تعداد اين افراد اضافه ميشود. اولين كسي كه دچار اين كوري شده يك پزشك است. داستان حول محور او و خانواده اش كه تنها زنش است ميچرخد. با اين تفاوت كه فقط زن دكتر در اين شهر نابينا نيست.
او تنها كسي است كه از كور شدن نميترسد. تمام مردم شهر به اين علت كور شدهاند كه از آن ميترسند ولي او برعكس از كور شدن نميترسد ولي براي آنكه دولت او را از شوهرش جدا نكند خودش را به كوري ميزند اما در قسمتهايي از داستان از توانايي بينايي خود استفاده ميكند.
<كوري> رمان موقعيت است. يعني تنها در پي اين است كه روابط انسانها را نشان دهد. ساراماگو ميخواهد نشان دهد آنچه كه همواره يك واكنش در محيطش نشان ميداده ممكن است بر اثر عوض شدن شرايط عكسالعمل ديگري نشان دهد. او خود به اين امر معتقد است كه همه چيز بر اساس زمان و شرايط شكل ميگيرد. شرايط ممكن است ساختار و پايه يك چيز را كاملا نابود كند و دوباره بسازد.
شرايط باعث ميشود كه آدمها حتي عادتهاي خود را نيز تغيير دهند. در داستان به دختري برخورد ميكنيم كه ساراماگو او را نسبتا روسپي تلقي ميكند، اما زماني كه در قرنطينه فردي ميخواهد به او تجاوز كند او با ناراحتي و خشم او را از خود ميراند. شرايط باعث آن ميشود تا دختر عادت و خواستها و نيازها و... را كنار بگذارد. اين تنها يك نمونه است.
ساراماگو هم مانند هيوم(1) معتقد است همه چيز در طي زمان و در برشهاي مختلف زماني و شرايط گوناگون تغيير ميكند. اين رمان از آنجا رماني مفهومگراست كه ميخواهد مفاهيم فلسفي زمان و مكان را به عنوان امر objective نشان دهد. او روابط و نوع برخورد آدمها را تحت تاثير زمان و شرايط بررسي ميكند.
رمان <كوري> در آخر با بينا شدن همگان و نابينا شدن تنها فرد بينا در شهر (زن دكتر) به پايان ميرسد و از اين نظر داراي يك نوع كليشه ساختي است. زبان رمان زباني گيرا و يكدست است و با موضوع رمان كاملاً هماهنگي دارد. زبان نه كند و نه سريع است، بلكه با توجه به روند داستان تغيير ميكند.
نكته جالب آنكه در طول رمان ما با هيچ اسم خاصي سروكار نداريم. ساراماگو براي آنكه ذهن انسان فقط معطوف مفاهيم و روند داستان شود از صفات و چهرهها استفاده كرده و <كوري> از اين نظر بسيار شاخص است. مثلا دختري كه عينك آفتابي داشت، پسري با چشمان لوچ، مرد پير و...
پس از استقبال از رمان <كوري> در همه جاي جهان ساراماگو رمان بينايي را (مثل كارگردانان مختلف هاليوودي كه يك قصه را از زمان تولد قهرمان داستان تا روز مرگ پسر قهرمان داستان ميسازند) منتشر كرد. در باب آن فقط ميتوان گفت كه تجارتي است و همين.
1- فيلسوف طبيعتگرا كه مخالف وجود علت و معلول بود و اعتقاد داشت پشت سر هم بودن اتفاقاتي كه ما علت و معلول ميخوانيمشان تنها يك عادت ذهني است. مثلا ما عادت كردهايم خورشيد از شرق به غرب طلوع كند، ولي هيچ تضميني در آن نيست.
اعتماد ملی//www.roozna.com

«دلم نمیخواهد از این کتابهایی چاپ کنم که پیش از در آمدن مردهاند.»
این عبارتی است از متن نخستین داستان مجموعه «سمت تاریک کلمات»
«سمت تاريك كلمات» مجموعه داستاني است كه موفق شد عنوان بهترين مجموعه سال 84 را از آن خود كند. چهارمين كتاب داستاني حسين سناپور شامل هشت داستان كوتاه كه همه آنها بر اساس رابطه انسان شهري عصر ما با ديگران و جامعه نوشته شدهاند.
اولين داستان كتاب با نام «خواب مژههات»، روايت زن و مردي است كه ظاهراً تنها نقطه اشتراكشان، علاقه به دود است. «خيابانهاي نيمه شب»- داستان دوم- با يك تلفن آغاز ميشود. زني كه نيمه شب، مرد داستان را با صداي زنگ تلفن از خواب بيدار كرده، حاضر نيست خود را معرفي كند. كنايههاي او و اشاره به زندگي گذشته مرد، خواننده را دنبال خود ميكشاند و او را به صرافت مياندازد كه زن پيش از اين نقش مهمي در زندگي مرد داشته.
تلفن در مجموعه «سمت تاريك كلمات» حضور پررنگي دارد. بخش عمده ديالوگها پشت تلفن ساخته شدهاند و اصولاً تلفن دست از سر آدمهاي تنهاي سنايي برنميدارد.
داستان «كابوس بيداري» هم يك گفتوگوي تلفني است كه در فاصله شنيدن صداي آنور سيم، راوي، صحنههاي جدايي از زنش را مرور ميكند. «رويا ايستاده كنار خيابان، جلو راهپله محضر و طوري نگاهم ميكند انگار اصلاً نيستم.»
در واقع مرد قصه با درونگويي و يادآوري مشاجره با همسر سابقش، شخصيت رويا را بازسازي ميكند. در عين حال در اوراق به هم ريخته خاطراتش از زني حرف ميزند كه رويا نيست.
شايد معشوقي اثيري باشد كه صورتي حقيقي دارد.«با تو حرف ميزنم، با تو»- داستان چهارم- بيشتر از ساير داستانها آدم را از تنهايي انسان مدرن امروزي به وحشت مياندازد. تنهايي، حرف اول را در داستانهاي سناپور ميزند. اين تنهايي كه عمدتاً به شكل روابط زناشويي تصوير شده در داستان «دلم سنگين، زبانم تلخ» ميان يك پدر و دختر اتفاق ميافتد .
«بگذار همينطور ادامه پيدا كند» داستان تأثيرگذاري است. راوي ماجرا سفره دلش را براي خواننده باز كرده و صادقانه از دروغهاي اجباري خود پرده برميدارد. كوتاهترين داستان اين مجموعه «بركه من» نام دارد.
داستان عشق مردي بيمار كه در بيمارستان تصوير همسرش را تجسم ميكند و بالاخره در قصه آخر يعني داستان «خانه بايد خانه باشد» سناپور سخاوت بيشتري براي معرفي شخصيتها بهخرج داده. 80 صفحه كتاب «سمت تاريك كلمات» با صفحاتي كه بيرحمانه تنهايي را به ياد انسان ميآورد در حالي تمام ميشود كه راوي داستان آخر از با هم بودن حرف ميزند: «به هر جهت نگران نيستيم. پذيرفتهايم كه جستوجو براي خانه بخشي يا اصلاً تمام زندگيمان است. مهم اين است كه در اين گشتنها او كنار من است و من كنار او.»
«سمت تاريك كلمات» حسين سناپور

تهران، دههي هفتاد. زن و مرد جواني همديگر را بعد از دو سال و اندي گم كردن، دوباره پيدا ميكنند. يادآوري و فهم همهي آنچه ممكن است يكي بر سر ديگري آورده باشد، آنها را به عقب باز ميگرداند؛ به زندان و گورستان، به دانشگاه و دانشجويان گرفتار سياست، به ترسها و محتاط بودنهاي خانوادههايشان از فلاكتهاي اجتماعي امروز و تجربههاي سياسي ديروز، تجربههايي كه هنوز بر سرشان هوار است و گريز به دور و يا به انزوا، انگار تنها راه چارهشان. زن و مرد جوان اما مجبور شدهاند از همه جا و همه چيز بگذرند تا ديگري را اگر نه در كنار، كه لااقل در خيال براي خود حفظ كنند.
ویران می آیی ویران می کند و خواننده قبل از آنکه بداند کجاست خود را پا به پای روزبه سرگردان میان سنگ قبرهایی می بیند که ...ویران می آیی همان اندوه عمیق نیمه غائب را دارد، شاید عمیقتر است و تاثیرگذارتر. از ابتدای انتهای کتاب شروع کردم و قبل از آنکه بدانم ویران شده ام فهمیدم که نیمکت ها همیشه یک جورند . یادم می آید سال قبل چقدر ذوق زدم وقتی از نویسنده نیمه غائب در مشهد شنیدم که اثر دیگری در راه است . آنروز نمی دانستم نام کتاب چیست فقط فهمیدم حال و هوایی که دوستش دارم دوباره در قالبی دیگر تجلی خواهد کرد و چقدر امروز خوشحالم که ویران شده ام . لطفا باز هم بنویسید ...باز هم ...
اگر خواستيد اين رمان را بخوانيد توصيه ميكنم حتما" كتاب را به ترتيب زماني، يعني از فصل آخر به اول بخوانيد. به نظر من وارونه بودن ترتيب فصلها در اين رمان بيدليل است و به كتاب لطمه زده.نكته ديگر اينكه حركتهاي انجمن اسلامي دانشگاهها و دفتر تحكيم چيزي در حد مبارزات چريكي توصيف شده كه اسلحه حمل ميكنند، يك دختر فراري از خانه را مدتها آموزش ميدهند تا مدارك سري را برايشان حمل كند، و ... كه براي من باورپذير نبود. نميگويم رمان ثبت عيني وقايع است ولي آخر گفتن اينكه وزارت كشور به دانشجويان دفتر تحكيم اسلحه ميداده، تحريف ماجرا است براي خوانندهي ده سال ديگر كه از واقعيت قضايا بياطلاع است.
ويران ميآيي نويسنده: حسين سناپور ناشر: چشمه تعداد صفحات: 180

Tistu Les Pouces Verts Maurice Droun
تيستو كودكي است همسان فرشته كه انگشت هايي سبز كننده دارد - به هرچه دست مي زند، سرشار از گل ها و سبزه ها و پيچك ها مي شود. اينست كه «سبز انگشتي» صدايش مي كنند.
براي تــيســـتو ي كـوچـولـو، هـر چـيز دنـــــــــــيـــا - جز زيبايي ها و مهرباني هاي كميابش - معنايي ندارد؛ و تيستوي ساده دل و مهربان، آرزومندست تا همه ي نارسايي ها و ناتواني ها و زشتي ها را با معجزه ي انگشت هاي سبز كننده اش از زيبايي سرشار كند؛
و راستي اين «آدم-فرشته» ي كوچولو، مي تواند!
موریس دروئون Maurice Droun مترجم: لیلی گلستان
انتشارات: كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان


کتاب نگاهی به تاریخ جهان نوشته جواهرلعل نهرو .از آن کتاب ها که بارها وبارها می خوانید شان وهر از چندی آن را باز به دست می گیرید وقسمتهای محبوب تان را دوباره می خوانید درحالی که آن را از حفظ دارید .کتابی درسه جلد وبیشتر از ۱۰۰۰ صفحه وبا عکس نیم رخ جواهر لعل نهرو با آن کلاه سفید رنگ در زمینه ای مشکی و با باند قرمز گوشه جلد ونوشته ای که کتاب برنده جایزه بهترین ترجمه سال ۱۳۳۸شده است
کتاب در واقع مجموعه نامه هایی است که نهرو اززندان برای دحتر دلبندش ایندراگاندی نخست وزیر بعد های هند نوشته است که درطی این نامه ها درراستای حفظ رابطه صمیمانه با دخترش وبرای ادامه ایفای نقش پدری, تاریخ جهان رااز آغاز تا آستانه جنگ جهانی دوم به زبانی ساده وشیوا نگاشته است.حضور ذهن وتسلط نهرو شکفت انگیز است وتماشای این همه بینش وخرد وسلامت نفس وزیبایی رابطه پدر وفرزندی لذت بخش است
جواهرلعل نهرو كه اعلاميه استقلال هند را امضا كرد درسال ۱۸۸۹ دريك خانواده مرفه در «الله آباد» به دنيا آمد و تحصيلات عاليه خود را در انگلستان گذراند. او افكار چپ داشت و درسال ۱۹۳۶ رهبري حزب كنگره هند را به عهده گرفت و درسال ۱۹۴۷ نخستين نخست وزير هند گرديد.
نهرو درسال ۱۹۶۴ درگذشت و هنديها «اينديراگاندي » دختر نهرو را جانشين او كردند.
23 آبان سال 209 118 سال پيش درچنين روزي - 14 نوامبر سال 1889 ميلادي : جواهر لعل نِهرو از بزرگترين مبارزان ضد استعماري در الله آباد هند متولد شد. نهرو فارغ تحصيل رشته حقوق بود و بعد از عضويت در نهضت ملي هند عملاً به مبارزه ضد استعماري پيوست. پس ازچندي با پيوستن مهاتما گاندي به نهضت ملي هندوستان اين دو رهبربزرگ سياسي هند با پيشبرد مبارزات آزاديخواهي مردم هند ضربههاي مهلكي برپيكر استعمار انگلستان وارد آوردند. نهرو درمدت مبارزات خود ابتدا به رياست حزب كنگره هند، و سپس به مقام وزارت امورخارجه دولت موقت هند برگزيده شد. نهرو ازسال1947ميلادي به مدت 16سال درسايه حمايتهاي بيدريغ مردم هند قدرت را دركشورش بدست داشت. جواهرلعل نهرو دردوران مبارزه بارها دستگيرو زنداني شد. ازاين انسان آزاديخواه كتابهايي چون« زندگي من، نگاهي به تاريخ جهان و كشف هند» باقيست.

خواندن«ميرا» تجربه نابى است كه تا مدت ها تاثيرش حفظ مى شود. رخوت حاصل از اين داستان آنقدر عجيب است كه كيفيتى فيزيكى به خود مى گيرد. راوى داستان مردى است كه با بقيه شخصيت هاى داستان فرق دارد و اين تفاوت در بافت جامعه اى كه او در آن زندگى مى كند معنا پيدا مى كند. او در جامعه اى است كه در آن همه چيز بر عكس و بى قواره است؛ ارزش ها جاى ضد ارزش را گرفته اند و يا بهتر اينكه ارزش ها به دليل عرضه زياد و اغراق ديگر ارزش نيستند. در اين جامعه همه به هم لبخند مى زنند و اگر كسى از اين كار طفره برود او را جراحى مى كنند و نقابى بر چهره اش مى گذارند كه قابل برداشتن نيست و بعد از مدتى جذب صورتش مى شود و به همان حال مى ماند(و ترانه را بر دهان و لبخند را بر لب ها جراحى مى كنند). در اين جامعه هيچ زوجى وجود ندارد يعنى مفهوم زوجيت معنا ندارد و همه به صورت گروهى به تفريح مى روند. جامعه بر فرد مقدم است و حقوق ديگر انسان ها محترم تر. سيستم حاكم نيز سيستمى كاملاً توتاليته است. در هيچ چيز لذتى وجود ندارد چرا كه همه چيز بر اساس ترحم صورت مى گيرد حتى عشق ورزى ها. چيزى كه جالب است اين است كه همه مردم چه اصلاح شدگان (آنها كه داراى نقاب هستند) و چه سايرين بايد براى هم داستان هاى بامزه تعريف كنند و ديگران را بخندانند و اگر اين داستان ها غم انگيز باشند فوراً براى اصلاح و عمل فرستاده مى شوند؛ شوخى، طنز و جدى نبودن اصلى ترين مشخصه رفتارى ساكنين اين سرزمين و مهم ترين اصل رفتارى آنهاست (در انتهاى داستان وقتى دو هم خانه راوى و همسرش مى ميرند همسر راوى مى گويد آنها مرگ شان كامل بوده چون خنده آور بوده).
از زمانى كه اين داستان در آن مى گذرد هيچ اطلاعى نداريم اما جغرافياى آن به خوبى ترسيم شده است. يك دشت بيكران كه سراسر آن با قير پوشانده شده است و روزهايى كه هوا گرم است ابرى از سياهى سطح آن را مى پوشاند. خانه هاى داستان تماماً ديوارهاى شيشه اى دارند و سر تا سر شهر با چراغ هايى روشن شده است چرا كه بدى در تاريكى خفته است. انسان ها در مربع هايى زندگى مى كنند كه تعداد مشخصى سكنه دارد. اين مربع ها با خطوطى زردرنگ از هم مجزا شده اند؛ اين فضا كاملاً يادآور اردوگاه است. مهمترين ويژگى داستان نيز خلق اين فضا و اين شهر عجيب است. در داستان از چگونگى افزايش اين آدم هاى عجيب و غريب چيزى گفته نمى شود اما افزايش اين مربع ها و ساخت و ساز ها به خوبى نشان دهنده اين امر است.
اصلى ترين چيزى كه در لايه هاى زيرين كتاب نهفته است اين است كه ميرا پيش از هر چيز داستانى است در ستايش عشق. عشقى ميان راوى داستان و همتاى مونث اش «ميرا» (mortelle)، ميرا خواهر اوست اما نيمى از معشوقه اش را نيز با خود به همراه دارد (طى يك عمل جراحى براى اصلاح، مغز او را با مغز معشوقه راوى پيوند زدند). پيوند حقيقى راوى با ميرا بعد از تصميم اش براى نوشتن آغاز مى شود و تا انتها حتى بعد از عمل اصلاح ادامه مى يابد. بهترين جايى كه ثابت مى شود «ميرا» داستانى عاشقانه است در بخش دوم كتاب است كه راوى براى انجام عمل اصلاح بسترى شده و تمام مدت چشم به راه ميرا است و زن هاى مختلف در رنگ ها و ست هاى مختلف به اتاقش مى آيند و صفحات زيادى از كتاب به اين توصيفات اختصاص مى يابد. ميرا با آن قامت بلندبالا، موهاى سياه و جوهرمانند، لب هاى گوشتى و پريده رنگ تداعى كننده زن اثيرى است.
شخصيتى كه نويسنده از ميرا ارائه كرده است به همان ناپايدارى ابرهاى سياه حاصل از قير است (ميرا تا حد زيادى يادآور نادياى آندره برتون و پاتريشيا آركت «بزرگ راه گم شده» است). ميرا علاوه بر آنكه مى تواند يك داستان علمى تخيلى باشد يك داستان سوررئاليستى نيز هست. رهايى راوى و ميرا در انتهاى داستان يادآور رهايى تلما و لوييز است در «تلما و لوئيز» (فيلمى از رايدلى اسكات)، (شايد اين قياس بى پايه باشد اما آن دويدن و تعجيل، آن حس رهايى و پيوند ميان دو شخصيت و بيش از هر چيز پايان تلخ اما باشكوه تداعى كننده اين ياد است) و تمام هنر نويسند گى كريستوفر فرانك نيز در انتهاى داستان رقم خورده است و او به خوبى توانسته از دام كليشه هاى رايج دورى كند و داستانش را از شعارى بودن نجات دهد(او پايان سختى را براى داستانش برگزيده). داستان از همان پاراگراف آغازين به اين پايان سوق داده شده بود، آنجايى كه راوى دو ساله چشمش را بر تمام پليدى هاى اردوگاه مى بندد. ميرا تجربه اصيلى است كه خواندنش سليقه ادبى مان را تغيير مى دهد.
كريستوفر فرانك ترجمه: ليلى گلستان نشر بازتاب نگار چاپ سوم-۱۳۸۴سميرا قرائى

همه مى دانند وقتى شاهزاده «آسول» ، زيباى خفته را از خوابى صدساله بيداركرد، با او در كليساى كوچك قصر ازدواج كرد، بعد او را پشت اسبش نشاند و همراه عده زيادى از خدمتكارانش به سوى سرزمين خود برد. اما چرا هيچكس نمى داند پس از آن چه اتفاقى افتاد؟
آناماريا ماتوته نويسنده اسپانيايى كه به بانوى ادبيات اسپانيا شهرت يافته، ادامه اين افسانه را مى داند. اين نويسنده توانا با زبانى صريح و نافذ و با طنزى شيرين به روايتى از ادامه افسانه زيباى خفته مى پردازد. او برايمان روايت مى كند كه اين بار هر دو قهرمان اين افسانه به خواب سنگين تر خوش باورى فرو مى روند. اما كليد رهايى از اين خواب سنگين و ورود به دنياى واقعى زندگى چيست و در دست كيست؟...
آناماريا ماتوته اسپانيايى است و براى ايرانى ها نام آشنايى است. از اين نويسنده رمان «پولينا، چشم و چراغ كوهپايه» به فارسى ترجمه شده كه از يادگارهاى محمد قاضى است. ماتوته از برجسته ترين نويسندگان معاصر دنياى اسپانيايى زبان است، الان ۸۰ساله است و همچنان پركار. ماتوته وقتى ده ساله بود آتش جنگ داخلى در كشورش شعله ور شد و او را با طعم بدبختى، فقر، رنج، ترس و بى رحمى آشنا كرد. آشنايى او با جنگ چنان عميق بود كه تقريباً همه رمان هايى كه براى بزرگتر ها نوشته حال و هواى جنگى دارد.«پايان واقعى زيباى خفته» ادامه داستان «زيباى خفته» است. بوسه شاهزاده جوان طلسم جادوگر بدجنس را مى شكند و زيباى خفته را از خوابى صدساله بيدار مى كند؛ آنها با هم ازدواج مى كنند و... اما بعد از آن چه؟ آناماريا ماتوته تنها كسى است كه ادامه اين افسانه را مى داند و برايمان روايت مى كند
نوشته آناماريا ماتوته، ترجمه: رامين مولايى، نشر ايران بان، چاپ اول، ،۱۳۸۴ ۲۲۰۰ نسخه، ۱۹۵۰ تومان.

داستان از اينجا شروع ميشود که تئو و خواهر دوقلويش يک ماه زودتر از موعد مقرر به دنيا ميآيند. خواهرش ميميرد. منتها اين موضوع را به تئو نگفته بودند. طي مسافرتهايي که بعداً در طي داستان صورت ميگيرد، اين قضيه بر او مکشوف ميشود. به اين ترتيب که تئو روزي دچار ضعف ميشود. وقتي او را به بيمارستان ميبرند و آزمايش خون از او ميگيرند، تشخيص ميدهند: دچار بيماري مزمني است که ناعلاج است و او خواهد مرد. خبر که به عمهاش ميرسد، تئو را با خود به سفري دور دنيا ميبرد که در اصل يک سفر تحقيقاتي دربارة اديان است.
سفر را از تلآويو و اسرائيل شروع ميکنند و بعد به کشورهايي چون هند، چين و ژاپن، يونان، روم، مصر و کشورهاي ديگر ميروند. در هر کشوري با فرق و آيينهاي آن آشنا ميشوند، تا نهايتاً در يونان، تئو دوباره با خانوادهاش ملاقات ميکند و با آنها به فرانسه باز ميگردد.
در اين سفر، در هر کشور از تئو آزمايش خون گرفته ميشود. از لحظهاي که تئو طي يک شهود متوجه ميشود يک خواهر دوقلو داشته که مرده است، حالش بهتدريج رو به بهبود ميگذارد. در اين مدت، تئو هر بار كه به عالم خلسه فرو ميرود، مرتب با خواهر دوقلوي مردهاش حرف ميزند و هر بار که آزمايش خون ميدهد، جواب آزمايشها نشان ميدهند كه حالش بهتر شده است. آخرين آزمايش نشان ميدهد که تئو بهبودي کامل حاصل کرده است و بهنوعي، زندگي جديدي را شروع ميکند. عمهاش هم طي اين سفرها با يکي از ميزبانهايشان در برزيل (شخصي به نام بروتوس) آشنا ميشود و قرار ازدواج ميگذارد. البته در طي داستان، يک رابطه عاطفي بين تئو و فاتو، دخترک مسلمان آفريقايي، بهوجود ميآيد.
عمه تئو، در طي سفر، هر بار يک معما براي او مطرح ميکند، و تئو هم بهدنبال حل آن معما ميرود. بيشتر اين معماها هم مبتني بر اين است که در سفر به کجا ميروند؟ و چه چيزي را ميخواهند ببينند؟ اغلب هم تئو از کشف معماها بازميماند، و با تلفن همراهش با فاتو تماس ميگيرد، و او راهنمايياش ميکند. گويي فاتو بهنوعي، با چگونگي سفرهاي تئو آشناست. البته داستان يک حادثه فرعي ديگر هم دارد. بهاينترتيبکه در ژاپن تئو عاشق دختر جواني به نام اشيکو ميشود. آنها با هم عشقي نوجوانانه ميبازند؛ تا آنکه آخرش بهناچار از هم جدا ميشوند. اشيکو ميگويد که من نامزدي دارم که يک فرانسوي کارمند سفارت فرانسه در ژاپن است. تئو هم درباره فاتو حرف ميزند و از علاقهاش به او ميگويد. اين جدايي براي تئو بسيار غمانگيز است، اما نهايتاً آن را ميپذيرد. اما اين عشق يک تحول جسماني در تئو بهوجود ميآورد. داستان داراي چند حادثه فرعي کوچک از اينگونه است. آنچه در بالا آمد، تقريبا خلاصه داستان است.
كاترين كلمان فيلسوف و رمان نويس فرانسوى ظاهرا به منظور نمايان سازى مذاهب گوناگون جهان و در نهايت معرفى يك دين برتر شخصيت داستانى خود يعنى تئو را وامى دارد تا به سفرى طولانى دست زند و پس از آن دينى براى خود برگزيند. بايد به اين مساله توجه داشت كه اين رمان تاريخى همچون رمان مشهور دنياى سوفى نوشته يوستاين گا آردر نروژى به توصيه سازمان ملل متحد منتشر گشت.
اين اثر در گونه رمان عقايد مى گنجد. در آثارى از اين دست نويسنده نگاهي عميق به مباحث فلسفى، اجتماعى، سياسى، مذهبى و تاريخى دارد و تنها به صرف بيان حوادث داستانى اثر را خلق نمى كند. از اين رو زيرساخت آثارى از اين دست آنچنان مورد توجه قرار نمى گيرد چرا كه نويسنده اين گونه آثار غالبا فيلسوف، پژوهشگر، مورخ و ... است و تنها مى خواهد از قالب داستانى براى بيان آرا و انديشه هاى خاص خود سود ببرد. پس مى بينيم كه در رمان دنياى سوفى يا سفر تئو نوشته كلمان طرح ديدگاه هاى هدفمند و منحصر به فرد نويسنده در راس قرار مى گيرد. آنچنان كه در سفر تئو مشخص مى گردد كه كلمان تنها مى خواهد تاريخ اديان را مطرح سازد و در جمع بندى خود دين برتر را مشخص سازد. خواننده اين داستان از همان ابتدا خط و مشى اصلى نويسنده را به صراحت درمى يابد. طبق نظر كلمان انسان همواره مى بايست از غرور و كمال گرايى دورى كند و رفته رفته به تساهل روى آورد. در داستان فوق عمه مارتا حاضر مى شود تئو را به اين سفر طولانى ببرد. او همواره در داستان مى گويد كه هيچ دينى كامل نيست و براى دست يازيدن به يك دين كامل مى بايست اديان مختلف را درهم تلفيق كرد. اين درست همان ديدگاه و سياستى است كه سازمان ملل دنبال مى كند پس مى توان به صراحت مدعى شد كه رمان دنياى تئو به سفارش سازمان ملل براى تلفيق و يكسان سازى اديان پديد آمده است و نويسنده هدف ديگرى ندارد.
جالب تر از همه اين است كه كلمان براى اثبات ديدگاه خود به سفسطه روى مى آورد و مدعى مى شود كه خدا يكى است و حقيقت يكى است پس بايد از يك دين خاص پيروى نكرد. در اين اثر راوى داستان بسيار تحت تاثير نويسنده است و به گونه اى عمل نمى كند كه خواننده احساس كند فرد ديگرى به غير از نويسنده روايت گر حوادث است. نويسنده به هيچ عنوان پايبند به اصول داستان نويسى نيست و قصد ندارد نظام درونى داستان نويسى را رعايت كند. در داستان فوق اطلاعات مختلف درباره اديان در گذر زمان به خواننده داده نمى شود بلكه بيشتر اطلاعات از طريق گفت وگو ميان افراد مطرح مى گردد. طرح جملات طولانى و گفت وگوهاى بلند ناخواسته از جذابيت داستان كاسته است.
نكته قابل تعميق توصيف دين اسلام در اين داستان است. نويسنده به درستى دين اسلام را توضيح نمى دهد چرا كه در آن صورت مجبور مى شود اعتراف كند دين اسلام دينى كامل است و نيازمند عمل تلفيق شدن نيست. نويسنده كه مشخص است به خوبى به دين اسلام اشراف دارد و مى خواهد به نوعى از شرح آن طفره رود به عمد به تركيه مى رود و به تشريح صوفى گرى در آن ديار مى پردازد. او چنين وانمود مى كند كه اسلام انجام اعمال و رفتار صوفيان است. در پايان همين بخش هم به كرات مى گويد كه عرفا همواره به تساهل روى مى آورند و اصولا اهل تساهل هستند.
در بخش پايانى داستان وقتى سفر تئو به پايان مى رسد تمامى شخصيت هاى مذهبى در كنار هم جمع مى شوند به غير از شيخى كه در داستان نماينده دين اسلام است. تئو درمى يابد كه شيخ مسلمان مرده است. كلمان براى اغفال همگان تئو را وامى دارد تا براى مرگ شيخ بگريد. در پى آن دو نماينده دين مسيحى و يهودى تنها مى مانند و راوى مى گويد: «بنابراين براى آشتى دادن مذاهب شما دو نفر بيش نيستند.»در اينجا كلمان به طور غيرمستقيم مى گويد كه براى تلفيق اديان دين اسلام نبايد حضور داشته باشد و نمى توان توقع داشت كه اين دين را با دو دين ديگر تلفيق كرد. او به طور غيرمستقيم مى خواهد بگويد كه دين اسلام نمى تواند پايدار باشد و در واقع نويسنده شرط اصلى براى دست يازيدن به يك صلح فورى را ناديده گرفتن اسلام مى داند و به صراحت مى گويد براى تلفيق اديان نيازى به حضور اسلام نيست.كلمان خود مى داند كه اسلام دين كاملى است و نمى توان آن را با ساير اديان تلفيق كرد چرا كه به محض اين كه اسلام با دو دين مسيحى و يهودى رودررو مى شود به روشنى معلوم مى گردد كه دو دين ديگر چه سان كامل نيستند. اما از آن جا كه دين اسلام كامل است تلفيق او با ساير اديان مشكلات زيادى را براى طراحان تلفيق اديان به وجود مى آورد.در پايان تاكيد بر اين مساله ضرورى است كه داستان دنياى تئو فاقد ارزش ادبى است و بيشتر به يك متن تحليلى تاريخى مى ماند كه براساس انديشه حاكم بر سازمان ملل تدوين گشته و قصد دارد تا بر سياست هاى رايج آن سازمان چون يكسان سازى، جهانى سازى، تلفيق اديان، ترويج تساهل و... صحه بگذارد.

عنوان فرانسه: Le voyage de th'eo نويسنده: كاترين كلمان مترجم: دكتر مهدى سمسار
ناشر: انتشارات نقشجهان نوبت چاپ: دوم 1380 تعداد صفحه: 688 صفحه
شايد مهمترين چيزى كه باعث شد تا كتاب «دنياى تئو» اثر «كاترين كلمان» را بخرم، توصيفى است كه در مقدمه آن شده است و اين كتاب را به كتاب «دنياى سوفى» اثر «يوستين گودرو» (كه در اين مقدمه به اسم «يوستاين گاآردر» نام برده شده است) بود. حتى ناشر يا نويسنده به خود جرئت داده است و نام اصلى كتاب كه «سفر تئو» بوده است را به نام «دنياى تئو» تغيير داده است تا خواننده بيشتر در ديد اول با آن احساس آشنائى بكند.
تفاوت اصلى اين دو كتاب آن است كه در اين كتاب به جائى اين كه به تاريخ فلسفه بپردازد به تاريخ اديان پرداخته است. اما برخلاف كتاب دنياى سوفى كه از قديمىترين فلسفهها (در حتى تصورات نويسنده) پرداخته بود. در اين كتاب هيچ ترتيبى براى معرفى اديان و مذاهب وجود ندارد به طورى كه با جودييسم شروع شده و به نوعى هم به جودييسم ختم شد. اما نكات مشترك فراوانى با روال دنياى سوفى داشت و از مهمترين آن مىتوان به سر رفتن حوصله خواننده كتاب از اواسط آن اشاره كرد!
در اين كتاب به اديان و مذاهب گوناگونى مثل:
يهوديت- مسيحيت (اعم از كاتوليك، اردتودكس، پروتستان و حتى مورمونها) اسلام (با اشاره مختصرى به مذاهب سنى و شيعه و همچنين معرفى عرفان اسلامى) اديان و آئينهاى مصر باستان - هندويسم- بوديسم-وجوديسم-يوگييسم-سيكيسم-ذن-تائويسم- كنفوسيانيسم- شينتويسم- اديان و معتقدات قبيلههاى آفريقائى -و ...
در اين ميان جاى بسيار از مذهب، شبه مذهبها و يا اعتقادات خالى است و نمىدانم چرا نويسنده آنها را جا انداخته است! از آن ميان مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
ربالنواع پرستى يونان و رم
مذاهب اقوام آمريكائى از جمله اينكاها، ماياها، ازتكها، و ديگر قبايل و عشاير سرخپوست
اعتقادات اسكيموها
اعتقادات اقوام جنوب شرق آسيا بخصوص اقوام استراليا
اعتقادات اقوام آسيا مركزى بخصوص مغولها و تاتارها
اعتقادات اقوام قديمى اروپا مانند وايكينگها و گلها
و ...
اما يكى از تفاوتهاى اساسى اين كتاب و دنياى سوفى پايان تقريباً بىمزه آن است در حالى كه پايان كتاب دنياى سوفى تقريباً نقطه اوج آن كتاب بود و آدم را به فكر مىبرد اما پايان اين كتاب چنين اثرى را در انسان ندارد و به نوعى خالى از هيجان است.
يك مورد هم كه خيلى ناراحتم كرد، بىادبى تئو قهرمان داستان است كه در جاى جاى داستان خودش را نشان مىدهد! هر چند در اواخر داستان اندكى تعديل شده است!
اما موردى كه از آن خوشم آمد، توجه قابل قبول به اسلام، مذاهب آن و حتى عرفان اسلامى است. و هر چند به يهوديت و مسيحيت بيشتر پرداخته شده است، اما به نوعى اسلام جايگاه خاص خودش را در كتاب دارد.
علارغم تمام اين موارد، كتاب در نوع خودش جالب است بخصوص براى افرادى مثل من كه اهل تساهل و تعامل در اديان است. در كتاب نيز به نوعی تمام افراد متعصب را نكوهش كرده است و بيشتر بر همين تساهل و تعامل و وجوه مشترك اديان پرداخته است. بنابراين خواندن كتاب را به تمام علاقهمندان اديان و متفكران توصيه مىكنم. ضمن اينكه كتاب براى نوجوانان نيز بسيار مناسب است و مىتواند جواب بسيارى از سوالات آنها را بدهد
. ضمن اينكه كتاب اندكى رومانتيك نيز هست ! و علاقهمندان اين گونه سبكها فكر مىكنم از اين كتاب خوششان بيايد. بنابراين فكر كنم بايد به هم توصيه كنم كه اين كتاب را بخوانند!
«مارك تواين» Mark Twain قديمىترين نويسندهاى است كه به آن علاقهمند شدم و از همان ابتدا شديداً پيگير تكتك كتابهايش بودم و اين نبود مگر به خاطر شاهكار بىنظيرش «هاكلبرى فين» كه بعنوان اولين كتاب از او خواندم و بارها و بارها نيز آن را دوباره خوانى كردم.
يكى از كتابهاى كه ماركتواين كه بيش از 20 سال چشم به راه آن بودم همين كتاب «زندگى بر روى مىسىسىپى» است. از روى اين كتاب فيلمى هم ساخته شده كه در گذشته نه چندان دور چندين بار از تلويزيون ايران پخش شده بود و عطش مرا براى خواندن كتاب بسيار شديدتر كرده بود.
اما در پايان اين انتظار طولانى به غير از بيست فصل ابتدائى كتاب، ديگر قسمتهاى كتاب زياد هم برايم جالب نبود. حجم بيشتر كتاب، چيزى بين سفرنامه، تاريخچه، جغرافيا و فنون كشتىرانى بر روى «مىسىسىپى»
است. هر چند مىسىسىپى بزرگترين و مهمترين رود كشور آمريكا و همچنين يكى از مهمترين رودهاى دنيا است اما براى خواننده ايرانى جذابيت «كشف سر چشمههاى نيل» و يا «جغرافياى آمازون» شايد بسيار جالبتر باشد.
هر چند اين كتاب براى خواننده آمريكائى مىتواند بسيار جذاب باشد.
چيزى كه اين كتاب را براى خوانندگان هميشگى رمانهاى «ماركتواين» تحملپذير مىكند حكايتها و ماجراهائى است كه در گوشه و كنار كتاب با همان زبان شوخ و طنز شيواى «ماركتواينى» گنجانده شده است و خواندن كتاب را براى شما جذاب مىكند. هر چند اگر به تاريخ و جغرافيا نيز علاقه داشته باشيد، كتاب بسيار جذابى است. همچنين شنيدن در مورد رفتارهاى رودهاى پر آب، كه متاسفانه در كشور خودمان همانندشان را نداريم، نيز بسيار جالب است.
در هر صورت اگر شما نيز از علاقهمندان «ماركتواين» و طنزهاى او هستيد و يا به تاريخ و جغرافياى مىسىسىپى علاقه داريد حتماً از خواندن اين كتاب لذت مىبريد.
معرفى كتاب «زندگى بر روى مىسىسىپى»
عنوان انگليسى: Life on the Mississippi
نويسنده: مارك تواين مترجم: ابوالقاسم حالت ناشر: شركت سهامى كتابهاى جيبى
نوبت چاپ: چاپ دوم 1380 تعداد صفحه: 596 شمارگان: 1500 نسخه قيمت: 30،000 ريال
گفتار حاضر، يادداشتي كاملا شخصي بر آثار ميلان كوندرا است. نگاه يك طراح گرافيك و نويسنده ي پيش پا افتاده. هرچند در اين گفتار، قصد من بر آن نيست كه كتابهاي كوندرا را به صورت خاص مورد تحليل و نقد قرار بدهم بلكه به صورت عام و كلي، تصميم بر آن است تا روند حركتي ميلان كوندرا در عرصه ي ادبيات و نكات برجسته ي كار داستان نويسي وي را تحليل كنم كه به صورت عمده، به دو دسته ي “فقدان هويت” و “مشكل در ترجمه” از ديدگاه من، خلاصه مي شوند كه البته ضعف و ناتواني برخي مترجمان در برگردان آثار ميلان كوندرا كه متوجه خود من نيز مي شود را در اين گفتار، بررسي مي كنم هرچند كه به تازگي، چند نقد تخصصي شامل يك كتاب و چند مجموعه مقاله راجع به ديدگاه جامعه شناسانه ي ميلان كوندرا از منظر فلسفي منتشر شده است.
ميلان كوندرا را به عنوان يك نويسنده ي هميشه منتقد معرفي مي كنند كه از تباهي جامعه اش از هر لحاظ، ناراضي است و با جامعه، برخوردي نقادانه و موشكافانه دارد. البته اين تعريف براي من زياد قانع كننده نيست چرا كه از ديدگاه شخصي من، ميلان كوندرا هميشه يك رمان نويس منحصر به فرد بوده است. در تمام رمانهايش، ميلان به دنبال سبكي از نگارش بوده كه راه و روشي نو براي فكر كردن پديد بياورد. راه و روشي كه خواننده در برخورد با آن، احساس كند يك رمان نمي خواند بلكه يك متن فلسفي و پرسشگر، پيچيده و تئوريك را مي خواند. وساطت، ميانجيگري و انعكاس شفاف وقايع جامعه، بخشهاي تفكيك ناپذيري از رمانهاي او هستند كه خطوط داستاني و روايتگرايانه ي كارهاي وي را، به قطعاتي منطقي تبديل مي كنند كه هر كدام براي خود، ديدگاه و جهت گيري دارند.
اما با نگاهي به آثار و كتابهاي كوندرا، متوجه خواهيد شد كه بيوگرافي او در ابتداي تمام رمانهايش، همان بيوگرافي قديمي است كه در ده سال پيش ارايه مي داد و هنوز هم از آن استفاده مي كد. در صفحات ابتدايي آخرين رمان وي، “هويت” (كه نسخه ي فارسي آن نيز در ايران با ترجمه ي دكتر پرويز همايون پور و توسط نشر قطره منتشر شده است) كه زندگينامه ي ميلان كوندرا نقل شده است، اينطور مي خوانيد: “ميلان كوندرا در سال 1929 در چك اسلواكي متولد شد و تا سال 1975 در فرانسه زندگي كرد.” اما معدود مصاحبههاي اخير ميلان كوندرا با نشريات، نشان مي دهد كه او به تازگي نسبت به بيوگرافيهايي كه از او ارايه مي شود، مشكوك و بي اعتماد شده است و در كل نيز تاريخ نشان مي دهد كه بيوگرافيهاي جعلي از برخي نويسندگان، جاي آثار و كتابهاي اصلي آنها را گرفته و ديدگاه مردم را به سمت ديگري كشانده است هرچند كه كوندرا سعي مي كند تا حد امكان، زياد با نشريات مختلف مصاحبه نكند و تصاويرش را نيز منتشر ننمايد و يا بيوگرافيهايش را نيز چاپ نكند. به طور كلي، كوندرا نويسنده ي بدون حاشيه يي است كه مي خواهد خود را در قالب آنچه هست مطرح كند و شخصيت خود را در قالب رمانهايش تبلور ببخشد نه در قالب آنچه كه ديگران مي خواهند او باشد! خود او نيز مي داند كه رمانهايش، سبك و شكل خاص و مستقلي از ادبيات داستاني را دربر مي گيرند و من نيز تصميم دارم به تفصيل راجع به برخي از شكلهاي ساختاري رمان هويت وي، صحبت كنم.
اما آثار كوندرا، مشكل بزرگي دارند. اين آثار به دليل ساختار پيچيده ي فلسفي شان، به خوبي تفسير و ترجمه نمي شوند و معمولا مترجمان بايد برداشتهاي شخصي خودشان را از آثار كوندرا در قالب ترجمه عرضه كنند. اما نوع ديگري از ترجمه وجود دارد كه كوندرا آن را ترجمه ي احساسات مي خواند. در عصري كه هر ژانر ادبي و صنعتي بيربطي قابليت تبديل شدن دارد، كتابها به فيلمها، بازيها به كارتونهاي تلويزيوني، رمانهاي فلسفي به بازيهاي كامپيوتري، كتابها به تاترها و تاترها به فيلمهاي سينمايي، كوندرا سعي بسياري دارد تا اصالت عمل و ابتكار خاص خود را براي عرضه ي آثارش حفظ كند و تقليدپذيري و كپي برداري از سبكهاي خاصش را غير ممكن سازد تا رمانهاي او، فقط قابليت خوانده شدن به عنوان يك كتاب را داشته باشند و نه ديده شدن به عنوان يك تاتر تلويزيوني! او اين تبديلها را غيرممكن مي پندارد و تصور مي كند كه هيچ سبك ادبي، نبايد به هيچ محصول هنري ديگري تبديل شود. او در زندگي شخصي خود نيز چنين برخورد مي كند. زندگي اش را به رماني تبديل مي كند كه قابل تعديل يا بازنويسي شدن نباشد.
ميلان كوندرا در زمان حيات ژاك دريدا، در همين رابطه، براي او اينگونه نوشت: “اگر بازنويسي و تعديل، قرار است رمان و داستان را زنده نگاه دارد، آنگاه مي توانيد مطمئن باشيد كه هيچ ارزشي براي كتابهاي ما باقي نخواهد ماند.”
به عقيده ي كوندرا، رمان واقعي و خوب، هيچ چيز غير از يك رمان واقعي و خوب نيست! اما بعد از تبديل شدن به ساير ژانرهاي ادبي و هنري مثل فيلم سينمايي يا سريال تلويزيوني، تنها بخشي ناچيز از خط داستاني آن باقي خواهد ماند. او همچنين به وضوح، بين “دگرگوني” و “تبديل” تفاوت قايل ميشود.
به عقيده ي كوندرا، “تبديل” يك اثر ادبي مكتوب به يك محصول صرفا تجاري مثلا تلويزيوني، استفاده از فكر و حاصل تلاش يك متفكر براي ساختن و پرداختن يك موضوع پيش پا افتاده براي رسيدن به يك سري اهداف مادي خاص است كه البته فناوري نيز در اين راه بسيار كمك مي كند اما كوندرا همواره، در رمانهايي كه نوشته، خودش بوده است و بر خلاف برخي نويسندگان حتي بزرگ، سعي نكرده آثار قديمي را به شكلهاي نوين امروزي تبديل كند و با نام خودش، عرضه نمايد تا بتوانند از آثار او، فيلم و تاتر و بازي بسازند. كوندرا تنها يك بار اجازه داد تا اثرش را به تاتر تبديل كنند و البته آن تاتر نيز بسيار آماتوري بود و علاوه بر خودش، براي كارگردان اثر نيز هيچ سود مالي نداشت.
اما ميلان كوندرا، دگرگوني را از بتهوون آموخت. كسي كه از صداي افتادن سكه بر روي زمين، موسيقي ساخت! رمان “ژاك و اربابش” اثر ميلان كوندرا، اقتباسي متحول شده از “ژاك سرنوشت گرا” اثر دنيس ديدروت بود كه حتي سبك نوشتاري ميلان كوندرا نيز متفاوت با آنچه بود كه در رمان دنيس ديدروت آمده است. اما كتابهاي اخير كوندرا، سري كاملا يكساني از اقتباسهاي ادبي دگرگون شده هستند! او در خانواده ي زاده شده كه اعضاي آن، همگي اهل موسيقي و آهنگساز بودند و به همين دليل نيز ميلان از سنين كودكي اش، با نواختن موسيقي رشد كرد و پيانو نواخت و حالا نيز يك پيانيست حرفه يي است و شايد اين نوع اقتباسهاي ادبي او از ساير آثار كه تنها به سوژه و حواشي كار محدود مي شوند، به دليل حرفه ي خانوادگي بستگانش بود. همان كاري كه او بعدها ادامه داد و البته در اين عرصه نيز به نواختن تصنيف بزرگان موسيقي پرداخت و هيچگاه آهنگ نساخت.
ميلان كوندرا، در حال آزمايش كردن شكلهاي متفاوتي از شخصيت پردازي در رمان است. ساختار پايه يي تمامي رمانهاي كوندرا، يك الگوي واحد دارند و اكثرا نيز از هفت بخش اصلي تشكيل شده اند كه هر كدام از آنها مي كوشد تا كاملا مستقل، متفاوت و تك باشد! فهرست مطالب ابتداي كتابهاي وي نيز همواره به گونه يي تنظيم مي شود كه خواننده بتواند تصور درستي از طرز تفكر او در استقلال و اصالت عمل داستان نويسي اش پيدا كند.
نخستين رمان كوندرا با نام “جوك”، روايتي چندگانه از پيشروان حرفه يي موسيقي مدرن امروز است. اين رمان، توسط چهار نفر روايت مي شود. شخصي به نام “لوديك” كه تك سخنگويي وي، دوسوم متن را در برمي گيرد و روايتهاي “ياروسلاو”، يك ششم متن، روايتهاي “كاستا” يك نهم متن و روايتهاي هلنا، يك هجدهم متن رمان را شامل مي شود. با توجه به سبك نوشتاري ميلان در اين رمان، مقداري كه از لحاظ محاسباتي براي روايت به هر كدام از اين چهار نفر اختصاص داده شده، شخصيت آنها را روشن مي كند و توضيح مي دهد. در واقع كوندرا، با مقادير متفاوتي نور روي چهره ي افراد بازي مي كند تا سايه روشني كه تشكيل مي شود، بخشي از چهره ي آنها را نمايش دهد.
هرچند كه بسياري از منتقدين ادبي، به ميلان كوندرا به دليل داشتن لحن فاخر و نثر پيچيده اش، ايراد مي گيرند. هرچند كه از نثر پيچيده و فلسفي كوندرا خبر دارم و مطلعم اما باز هم به سراغ كتابهايش مي روم هرچند كه خيلي سخت، مفاهيمش را هضم مي كنم. علاقه ي من به كارهاي كوندرا، به دليل استفاده ي بيش از حد وي از استعاره ها و صفتهاي عجيب و غريب است. و البته خود ميلان كوندرا نيز ترجمه هايي كه از كتابهايش موجود است و به بيش از 22 زبان زنده ي دنيا ترجمه شده را مطالعه و بررسي نموده است. او نيز به مانند بسياري از نويسنده ها، مسحور جادوي كلمات مي شود و در معني هر اصطلاح، ريتم و آهنگ، بيان و صراحت لهجه ي جملات، مدت بسياري دقيق مي شود و به معناي خط به خط جملات و سطور يك كتاب، فكر مي كند و با توجه به اين روحيه ي ظريف و شكننده، براي او يك مصيبت بزرگ به حساب مي آيد وقتي در مقايسه ي ترجمه يي كه از آثارش مي شود، ببينيد پاراگرافهايي حذف شدند، جملات به هم ريختند، سبكها تغيير كردند و احساسات و عواطف داستان، از حد استانداردش، كمتر يا بيشتر شده اند. از همين رو، بهترين امكاني كه ميتواند او را شاد كند، اين است كه همگي بتوانند به زبان آلماني يا چك صحبت كنند و بخوانند! شايد شما فكر كنيد من آدم خوشبخت و موفقي هستم كه تواسته ام آثار وي را به زبان اصلي شان بخوانم اما واقعا اينطور نيست و من نيز نسخ ترجمه شده ي آثار او را به دست آوردم و دليل آن نيز را اينطور مي توانم ذكر كنم كه عليرغم نوشته شدن تمام كتابهاي وي به زبان چك اسلواكيايي، در زماني كه چك و اسلواكي هنوز از هم جدا نشده بودند، اين آثار هيچگاه انتشار نيافتند چرا كه حكومت كمونيست زمان، خواندن آثار وي را ممنوع كرده بود و آثار وي بعد از ده سال از تغيير رژيم، تازه به صورت ناقص چاپ شدند و نسخه هاي كامل آثار وي، به زبانهاي غير چك و اتريشي است و تنها 4 مورد از آثار وي را به زبان اصلي چاپ كرده اند و بسياري از علاقه مندان كارهاي وي، ترجمه ي آثارش را خوانده اند. به همين دليل، شخص ميلان كوندرا پس از اينكه به زبان فرانسوي، تسلط كامل پيدا كرده، در حال ترجمه ي آثارش به زبان فرانسه است و دو سالي مي شود كه اين كار را پيش گرفته است و در تمام اين كتابها كه بعد از سال 1982 توسط انتشارات “گاليمارد” فرانسه به چاپ مي رسند، اين متن ديده مي شود: “متن اين كتاب از زبان چك و اتريشي به فرانسه توسط شخص نويسنده ترجمه شده و تمام حقوق آن نيز متعلق به شخص وي مي باشد و همان ارزش معنوي متن زبان اصلي را دارد.” هرچند كه بسياري از منتقدين شرايط حاكم بر ادبيات چك، معتقدند اين فاجعه يي براي داستان نويسي اين كشور به شمار مي رود چرا كه متن زبان اصلي كتابهاي كوندرا، از هرگونه حمايت و ارزشي، بي بهره هستند و در عوض متن فرانسوي و بيگانه ي كتابها، به دست خود نويسنده، داراي ارزش مادي و معنوي همتراز با متن زبان اصلي شناخته شده است. و همچنين از آنجايي كه مخاطبان اهل چك و اسلواكي، تنها كمتر از يك هزارم خوانندگان آثار ميلان كوندرا را تشكيل مي دهند، هنوز هم بايد منتظر بمانند تا آثار باقيمانده و چاپ نشده ي كوندرا در كشور خودش، به دست آنها برسد. براي مثال، بعد از چاپ اولين ويرايش از كتاب “ابديت”، 14 بازخواني و بازنوشت از اين كار به فرانسوي توسط خود كوندرا صورت گرفت و خود وي نيز در پايان كار چهاردهمين بازخواني اثر، نوشت: “من براي نوشتن اين اثر در بهترين شرايط روحي، يك سال و نيم كار كردم و براي ترجمه آن در بدترين شرايط روحي، دو سال!!” كوندرا به شخصه، با مرزبنديهاي امروزي در زمينه ي ترجمه، مبارزه مي كند و به ترجمه ي انگليسي خوب، آلماني خوب و فرانسوي خوب، آنطور كه در مدارس آموزش داده مي شود، موافق نيست. او معتقد است اگر يك مترجم خوب، تمام بخشهاي اعظم يك ادبيات را به زبان خودش برگرداند و امانتداري را در برگردان آثار عمده ي آن زبان حفظ كند، مي تواند تاثير خوبي در زبان و ادبيات هر دو كشور داشته باشد به شرطي كه از هر دو زبان، فرهنگ، ادبيات و نژاد، شناخت صحيح و كامل داشته باشد. حال اين زبان، هر زباني مي تواند باشد. مهم اين است كه در ترجمه، احساسات و عواطف دروني نويسنده ي زبان اصلي حفظ بشود.
منبع : گاردین ، ترجمه : کوروش ضیابری
توضیح مترجم : تاریخ مقاله مربوط به سال 2005 میلادی است.
http://www.pendar.net/main1.asp?a_id=6371

اول بايد بپذيريم که «فکر» في نفسه و به شکلي خاص، که در ذهن ذخيره شده باشد، وجود ندارد، يا به تعبيري «چيز» مبهم و ناشناخته اي هست و غير مادي.
فکر هنگامي وجود پيدا مي کند که ذهن همزمان با حواس ما کارکند و مشاهدات و پديده ها را کنار هم بگذارد و منظور و مقصودي را سامان دهد و رازهاي پوشيده اي را به ياري کارکرد خود بر ما آشکار سازد. در واقع، ذهن و مغز زنده و سالم پياپي و به طور مستمر «فکر» توليد مي کند و فکر ما را به ساختن و عملی کردن نيازمنديها وامي دارد. اين يک امر روشن است و نمي توان منکر آن شد.
انسان هاي نخستين که فکرشان هنوز تکامل نيافته بود، براي محافظت از خود، با نخستين جرقه هاي انديشه، يا به زيردرختها پناه مي بردند يا به غارهاي نزديک خود و مدتي که بدين وسيله عمرمي گذراندند کم کم درمي يافتند که خودشان مي توانند از همان چوب و برگ درختان، يا سنگ ها و خاک اطراف با الهام از غار، سرپناهي براي خود بسازند. اما اين گونه فکرها و ابتکارها جنبه همگاني و مستمر نداشت. في المثل اگر کسي موفق مي شد در جائي چيزي شبيه غار يا کومه براي خود بسازد، و دچار حادثه اي مي شد، خيلي ممکن بود که بار دوم ذهنش ياري نکند و او را واندارد که مي تواند به شيوه اي ديگر، به ساختن سرپناه بپردازد. ما، امروز در اوج تمدن درحالي که مي توانيم بسياري مشکلات را خود حل کنيم، گاهي ممکن است نکاتي از يادمان برود، مثلاً بگوئيم يادم رفت اين چوب يا سنگ را کجا بگذارم يا اين ناهنجاري را چگونه حل کنم. اما امروز ـ برخلاف گذشته دور ـ اگر چيزهايي را فراموش مي کنيم، کتابهاي مرجعي وجود دارند که به آنها مراجعه کنيم و همه چيز به يادمان آيد. درواقع امروز هيچ فکر و انديشه و خيال و صنعت ظريف يا زمختي، از بين نمي رود. چون کتاب هاي بي شمار در هر زمينه چاپ شده که ما را به سوي حل مجهولاتمان حرکت مي دهد و ما را ياري مي رساند.
از ارزش کتاب همين بس که حضرت ختمي مرتبت هرجا مي خواهد از شأن و عظمت قرآن ياد کند واژه کتاب را بازگو مي کند. در قرآن مجيد بسامد واژه کتاب، شايد از هر واژه ديگري بيشتر باشد و اين امري طبيعي است.
شايد باشند کساني که از خود نپرسند اين کتابها چگونه به وجود آمده اند. يک علتش شايد اين است که به آثار بازمانده کهن مراجعه نکرده و با نوشته هاي روي سنگها و ديواره ها و الواح آشنا نشده اند. راستي نخستين لحظه و تاريخ نوشتن کي بود و چگونه آغاز شد؟
تاريخ به ما مي گويد که اول خط هيروگليف پيدا شد که خطي تصويري بود. يعني تصوير ها (کامل و ناقص) کار الفبا را انجام مي دادند و به هر صورت مقصود را به طرف ديگر مي رساندند. دانشمندان اول خطوط هيروگليف را شناختند و رمز گشايي کردند و بعد مصر و اهرام و تاريخ فراعنه را از تاريکي ابهام بيرون آوردند. همچنان که با کشف اسرار خط ميخي و خط اوستايي و خط سانسکريت و خط چيني روي ني هاي بافته، بخش ديگر جهان را و گذشته هاي آن را شناختند و کتابهايي را خواندند که در آغاز هيچ چيز از آنها نمي دانستند.
امروز، در مورد ارزش کتاب ها، جاي هيچ ترديدي نيست، اگر انيشتين فرمول نسبيت خود را ناگهان به زبان مي آورد و نمي نوشت ممکن بود روز بعد با فرمول هاي ديگر مخلوط و مغشوش شود. اما امروز در هر کتاب فيزيکي E = mc2 به چشم مي خورد و رمز جهان جديد و شکافتن اتم و شکل کائنات را براي ما مشخص مي سازد.
از علوم و نيازهاي مادي که بگذريم، آثار متنوعي در زمينه هاي گوناگون منتشر شده که تا اعماق جهان مادي و جهان خيالي ما را پيش مي برد. به ويژه که علوم جديد و اختراعات تازه مثل کامپيوتر و ماهواره و غيره به کمک کتاب آمده و تا جايي پيش رفته که از راه دور بيماري را جراحي مي کنند يا ستاره اي گمنام را رصد کرده و براو نامي مي گذارند.
تصور بسياري بر اين است که پيدايش کامپيوتر و ليزر و علوم شگفت ديگر، بازار کتاب را راکد خواهدکرد. اين تصور درست و کاملی نيست، کامپيوتر با همه نظم و دقت ظريفش، گاه با يک ويروس تمامي حافظه اش مغشوش يا پاک مي شود. اما حافظه کتاب هرگز مخدوش نمي شود. چون باز توليد آن بسيار آسان است. وانگهي، کامپيوتر به تعبيري خود نوعي کتاب است. کتابي جديد که ما را در گسترش فرهنگ و اخبار و تکثير تازه هاي هنر ياري مي کند. کامپيوتر هم به هر تعبير بايد در خدمت کتاب باشد.
* نکته جالبتر اين است که احکام الهي که بر پيامبران بزرگ نازل شده، آنجا استوار و بي ترديد است که در کتاب منزل گرفته باشد و گرنه ما طبق روايات 124 هزار پيامبر داريم. مي پرسيم: از آن گروهي که نه کتابي مانده و نه لوحي چه حرفهايي در دست داريم؟ اگر نگوئيم «هيچ» ناگزير بايد بگوئيم که مغز انديشه هاي آنها در کتب مقدس بعد منعکس شده، مثلاً سرگذشت حضرت صالح نبي (ع) را از تورات و قرآن کريم مي توانيم بفهميم. پس بازهم اين کتاب است که ما راياري مي کند و رازي نگشوده براي ما نمي گذارد. از ارزش کتاب همين بس که حضرت ختمي مرتبت هرجا مي خواهد از شأن و عظمت قرآن ياد کند واژه کتاب را بازگو مي کند. در قرآن مجيد بسامد واژه کتاب، شايد از هر واژه ديگري بيشتر باشد و اين امري طبيعي است.
منوچهر آتشي /هفته نامه فرهنگ و هنر
كتاب زندگي حضرت محمد (ص) نوشته لامارتين شاعر فرانسوي در قطع رقعي در 265 صفحه به زودي بوسيله مركز ادبيات و هنرهاي عربي پاريس با همكاري انتشارات لامارتين و شوراي عالي فرهنگ مصر منتشر مي شود. اين كتاب ازديد خوانندگان فرانسوي يك اتفاق غير منتظره است چراكه اين كتاب يكي از آثار غير معروف اين شاعر برجسته است.
كتاب زندگي محمد (ص) در زمان حيات لامارتين به دليل مخالفت دشمنان اسلام به دليل دفاع اين شاعر از اسلام هرگز منتشر نشد.
اين كتاب جلد اول از كتاب تاريخ تركيه است كه خود 6 مجلد را شامل مي شود. لامارتين در جلد اول اين كتاب با تمركز بر زندگي پيامبر اسلام و سيره نبوي و اصحاب آن حضرت‘ سعي دارد به شناخت درستي از اصول ديني و فكري امپراتوري عثماني دست پيدا كند.وي اين كتاب را براي نزديك كردن اذهان فرانسويان به دين اسلام نوشته است.
لامارتين كتاب را با نوشتن درباره خود شروع مي كند كه اصالتش به دولت اندلس باز مي گردد و اندلس داراي ريشه هاي عربي اسلامي است. در واقع وي سعي دارد با بررسي اسلام به شناخت از خود برسد. وي اسم خانوادگي خود را بررسي مي كند كه اللامارتيين است يعني كساني كه در برابر فرمان خدا و خدمتگذاران او فروتن هستند.
وي همچنين تعابير و مفاهيم مسيحي را براي ايجاد نزديكي اسلام به ذهن مسيحيان اروپا بويژه فرانسوي ها به كارمي برد. به عنوان مثال وي وقتي از اسلام سخن مي گويد از الفرد دو ويني نويسنده و شاعر فرانسوي كمك مي گيرد كه مي گويد: اسلام همان مسيحيت پاك شده است.
اين كتاب با مقدمه دكتر علي كورخان استاد تمدن فرانسه و با نظارت دكتر جابر عصفور رييس شوراي عالي فرهنگي مصر به دو زبان عربي و فرانسه منتشر مي شود.
جام جم: پايگاه اينترنتي البوابه به نقل از روزنامه الوطن چاپ عربستان

Semjuel P. Hantington
موج سوم دموكراسی در پایان سده بیستم یكی از مطرح ترین كتاب ها در زمینه ی جامعه شناسی با گرایش سیاسی در دهه های اخیر می باشد. هانتینگتون در این كتاب روند ایجاد و حذف لیبرال دموكراسی در كشورهای جهان را در 3 مقطع تاریخی با عنوان موج های دموكراسی شدن و روند بازگشت به اقتدارگرایی بررسی می كند. گرچه نگاه نویسنده در آن جا كه به قضاوت در مورد تاریخ میپردازد به شدت متاثر از دیدگاه آمریكاستایانه وی است، اما در مقام یك محقق مطالب وی بسیار موشكافانه و قابل استفاده می باشد.
در تقسیم بندی هانتینگتون، موج اول دموكراسی شدن با انقلاب فرانسه و جنگ های استقلال طلبانه آمریكا آغاز می شود و با آغاز روند بازگشت به اقتدارگرایی در برخی كشورهای تازه دموكراتیك شده از جمله ایتالیا و آلمان پایان می پذیرد. در موج دوم كه پس از پایان جنگ جهانی آغاز می شود، بر خلاف موج اول كه عوامل اقتصادی اجتماعی عامل دموكراسی شدن بوده اند، عوامل سیاسی - نظامی تاثیر بیشتری بر رشد لیبرال دموكراسی داشته است. كشورهای دموكراتیك شده در این موج عمدتا از 3 الگوی دموكراسی های تحمیلی ( ژاپن-آلمان) و دموكراسی های الگوپذیر (تركیه) خیزش های مستعمراتی پیروی كرده اند.
در موج دوم بازگشت كه در دهه های 60و70 روی داد، غالب كشورهایی كه به اقتدارگرایی بازگشتند از طریق دكترین مبارزه با كمونیسم كسب مشروعیت می كردند. این حكومت ها همچنین با روش های دیگری مانند اعمال زور و ایجاد یك تهدید خارجی یا برگزاری انتخابات نمایشی تلاش در كسب مشروعیت داشتند.
موج سوم در تئوری های هانتینگتون از اروپای جنوبی (اسپانیا واروپا) آغاز شده و در انتهای خود كلیه كشورهای اروپای شرقی را در می نوردد و نهایتا منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می شود.
در بررسی نقش مذهب در روند دموكراسی شدن هانتینگتون به یك رابطه مستقیم بین مسیحیت غربی (پروتستانتیزم) و دموكراسی شدن قائل است.
وی معتقد است مذهب كاتولیك كه در دو موج اول ودوم نقش منفی و ضد دموكراسی ایفا كرده و در برابر جنبش های دموكراسی خواهی ایستاده است. در موج سوم و به دنبال روی كار آمدن پاپ ژان پل دوم و سیاسی شدن كلیسا نقش مهمی در این روند داشته است كه نمونه ی بارز آن در لهستان و پیروزی ائتلاف همبستگی به رهبری لخ والسا بروز یافت. رویدادی که به نوعی آغازگر فروپاشی سایر کشورهای شرقی بود.
هانتیگتون همچنین سیاست های ریگان و كارتر در آمریكا و اصلاح طلبان شوروی را كه عملا منجر به همراهی دو ابر قدرت در روند تغییرات اروپای شرقی شد، عامل مهمی در گسترش موج سوم می داند.
وی فرایندهای گذار به دموكراسی را به چهار نوع تغییر شكل، فروپاشی، جابجایی و خیزش های مستعمراتی تقسیم می كند و در مورد هر فرایند رهنمودهایی جهت تسریع آن به هواخواهان دموكراسی ارائه می دهد.
نویسنده فرایند تغییر شكل را درحكومت های موثر می داند كه اصلاح طلبان در خود رژیم اقتدارگرا به شدت نفوذ دارند و افرادی از درون خود رژیم نقش قاطعی در ایجاد دموكراسی دارند. این فرایند در پنج مرحله شكل می گیرد
1- ظهور اصلاح طلبان در حكومت
2- كسب قدرت توسط اصلاح طلبان
3- شكست فرایند لیبرال شدن
4- مشروعیت قهقرایی
5- انتخاب و جذب مخالفان
در فرایند فروپاشی بر خلاف تغییر شكل، اصلاح طلبان در حكومت یا وجود ندارند یا در اقلیت هستند و مخالفان باید از طریق تظاهرات و شورش و اعتراضات باعث فروپاشی رژیم اقتدارگرا می شوند. در این فرایند یك خلا قدرت به وجود می آید كه فردی یا گروهی باید این خلا قدرت را پر كند.
پاره ای از رهنمودهای ارائه شده توسط نویسنده به هواداران دموكراسی جهت تسریع فرایند فروپاشی به قرار زیر است:
1- جلب گروه های دل سرد شده از نظام
2- همراه كردن نظام ها
3- تبلیغ عدم خشونت ولی عمل كردن با خشونت
4- ارتباط با نهادهای خارجی و كنگره آمریكا
5- ایجاد وحدت در گروه های مخالف
6- آمادگی برای پر كردن خلا قدرت.
فرایند جابجایی در رژیم های اقتدارگرا برآیندی از دو فرایند قبلی است، به طوری كه در این فرآیند نوعی تعادل میان اطلاح طلبان و اقتدارگراها در حكومت وجود دارد و اصلاح طلبان باید از طریق امتیاز گیری و مذاكرات مرحله گذار به دموكراسی را تسهیل كنند.
به عقیده هانتینگتون در موج سوم انتخابات در بسیاری از كشورها عامل فروپاشی رژیم های اقتدارگرا بوده است. به طوری كه در این كشورها حاكم اقتدارگرا با اطمینان از پیروزی و جهت كسب مشروعیت اقدام به برگزاری انتخابات می كرده و به طور غیرمنتظره ای كه نویسنده آن را الگوی انتخابات شگفت آور می خواند، شكست خورده است.
از مهم ترین قسمت های كتاب بخشی است كه هانتینگتون در آن به بررسی نقش فرهنگ در دموكراسی شدن می پردازد و با اشاره به شواهدی چند دموكراسی را منبعث از فرهنگ غربی دانسته و كلیه كشور های دموكراتیك را به جز روسیه و تعدادی از كشورهای حوزه بالكان، كشورهایی می داند كه یا غربی هستند یا تحت نفوذ فرهنگ غرب به دموكراسی شدن گرایش پیدا كرده اند.
در این بخش دو فرهنگ كنفسیوس و اسلام به طور ویژه مورد بررسی قرار می گیرند.
هانتینگتون كنفسیوس را فرهنگی كاملا ضد دموكراتیك می داند، اما در مورد اسلام معتقد است كه دموكراسی اسلامی امری متناقض نمی باشد و اصولی مانند اعتقاد به اختیار و برابری طلبی و مخالفت با سحر و مدیتیشن در اسلام وجود دارد كه منطبق با دموكراسی می باشد، اما اصولی از اسلام را نیز مانند عدم جدایی دین از سیاست، وجود قوانین اسلامی و دخالت علما در حكومت و ... دارای تناقض با دموكراسی می داند.
نویسنده معتقد است هیچ كشور اسلامی به جز تركیه (تا حدی) در طول تاریخ دموكراتیك نبوده است، كه آن هم منبعث از سیاست های ضد اسلامی آتاتورك می باشد.
هانتینگتون با بررسی فرایندهای سیاسی در كشور های اسلامی می نویسد: بر خلاف تمامی دنیا كه قدرتمندترین مخالفان حكومت های اقتدارگرا مخالفان دموكرات هستند، در كشورهای اسلامی قدرتمندترین مخالفان بنیاد گرایان هستند.
وی با اشاره به پیروزی جبهه نجات اسلامی در انتخابات الجزایر باكسب ۶۵ درصد آراء، آرای بالای اخوان المسلمین در اولین انتخابات آزاد در مصر و همچنین کسب 38 كرسی از 80 كرسی، در اولین انتخابات نیمه آزاد در اردن توسط اخوان المسلمین چنین نتیجه می گیرد كه در كشور های اسلامی اولین گروه هایی كه از فضای باز سیاسی بهره می برند، اسلام گرایان هستند. وی می افزاید بدین ترتیب در كشورهای اسلامی لیبرالیسم و فضای باز سیاسی منجر به قدرت رسیدن جریان هایی می شود كه در دموكراتیك بودن آن ها شك وجود دارد.
وی در پایان پیشنهاد می كند كه با تقویت اصول منطبق با لیبرال دموكراسی در اسلام اصول مخالف آن را از اسلام حذف کرد و به عبارت بهتر همان روندی را در مورد اسلام طی كرد كه موجب شد كاتولیسم از یك مكتب ضد دموكراسی در موج اول و دوم مبدل به یك مكتب دموكراتیك در موج سوم شود.
به هر شکل بررسی این کتاب با عنایت به این نکته که نویسنده جزء متفکرانی می باشد که نوشتهها و تزهای وی از مهمترین تعیین کنندگان سیاست خارجی آمریکا می باشد، می تواند شناخت بیشتری از این سیاست ها به خواننده بدهد.میثم ظهوریان
شريف نيوز

چاپ هر كتابى به وجود مىآيد - اين اضطراب پر كردن يك خلاء است، خلائى كه وجود ندارد. كتاب كه زاده مىشود به يك غياب اشارت دارد، غيابى كه پرش كرده است. تصور اين غياب را نيز خود كتاب پديد مىآورد، انگار كه در هميشه، جاى آن خالى بوده باشد. - اما وقتى آنها را براي اولين بار دردست گرفتم - كتابهايى با قطع جيبى، حدودا سى صفحه، بسيار كوچك و نازك، كه حتما در ميان كتابهاى يك كتاب خانه گم مىشود. ( به عنوان يك دلالت ضمنى به ياد داشته باشيم؛ كتاب خانه است كه همواره در ميان كتابها گم مى شود.) – ترديدى در درونم زاده شد. سئوالى برايم پيش آ مد؛« كتاب چيست؟ آن هم در عصرى كه فرهنگ فاخر به روياى در گذشته بدل شده است.»
مىدانيم كتاب و زبان هميشه حاملان فرهنگ بودهاند. پاسداران فسونگرى كه به ارادهى شبان (اشاره به مرد سياسى) زمان را در خود تداوم مىبخشند. آنها مفاهيم را نسل به نسل و در طول آن چه تاريخ ناميده مىشد، مثل ميراث بشر در خود حفظ كردهاند. هر حركتى و هر شورشى نيز جز به احياى مجدد قدرت منجر نمىشود. قدرت دوباره از طريقى ديگر و البته بر پايهى همان مفاهيم ريشه يافته عَلَم مىگردد. بهترين نمونه براى بررسى این مورد، مدرنيته است. مدرنيته عليه سنت دست به روشنگرى مىزند. روشنگرى در هر زمينهاى تحول ايجاد مىكند. همين تحول، بررسى علمى و پيشرفت صنعتى را پايه مىگذارد. تحول آن چنان گسترده و قرن بيستم از ما سلب ميشود.اما با تمام گستردهگي تحول، هنوز ريشههاى سنت حفظ شده است. دگرگونى صرفاً به بخشى از نظام سرايت مىكند، تا آن جا كه تحملپذير است. براى مثال به مقولهى جنسيت بنگريم. جنسيت واژهاى ست حامل دوگانگى؛ مرد، زن.
تضادى در فيزيولوژى كه البته از آن در گذشته، و در نگرهى سنتى به مفهومى ازلى بدل شده است. مدرنيته تا آن جا كه خود را انقلابى بر مىشمارد، اين رابطه را بر هم مىزند. براى زنان حقوق قانونى قايل مىشود – دقت كنيم كه حقوق از طرف مدرنيته اعطا مىشود – و خواستار برابرى زن و مرد مىشود. فمینيسم در آغاز راه خود، به زنان مىآموزد كه خواستار حقوقى چون مردان باشند. اين تاكيدات عملا نشان مىدهد كه در انگارهي مدرنيستى نيزهمان مفاهيم سنتى ريشهدار حفظ شدهاند. فمنيسم بنياد تئوريك خود را در روان شناسى - و دقيقتر اشاره كنيم روان كاوى - مىجويد. پيوند روان كاوى با زبان غير قابل انكار است. اگر دقيق بنگريم مىبينيم كه درست از همان لحظهى كشف زبان توسط كودك است كه تضاد جنسى به او آموخته مىشود. و اين تضادىست كه روان كاوى - نه صرفاً فرويد - بر آ ن صحه مىگذارد.
همان طور كه اشاره شد، پاسدار و حافظ اين سنتها كتاب است. در كتابِ كتابها، كتاب مقدس آن جا كه كتاب آغاز مىشود و تكثير مىيابد - به گفتهى بلانشو: « تورات تنها عالىترين الگوى كتاب، نمونهى هرگز جانشين ناپذير، را به ما ارايه نمىكند، بل كه همهى كتابها را در درون خود دارد، حتا آنهايى را كه از همه بيشتر با وحى، با دانايى، با شعر، با پيشگويى و با حكيمانگى توراتى بيگانهاند، زيرا روح كتاب را در خود دارد، كتابهايى كه از پس تورات مىآيند هميشه با آن هم عصرند.» - اين روح فرو كاهندهى محافظه كار نهفته است...« در ازاى كلمه بود.» و احتمالا غايت هم كلمه است. پس بدين سان همه چيز ازكتاب مقدس آغاز مىشود. اين گونه است كه اين فرهنگ، نه فرهنگى در كنار فرهنگهاى ديگر، بل كه به منزلهى فرهنگِ فرهنگها خود را معتبر مىشمارد. و جالب آناست كه مفاهيمى از جمله ازل و غايت نيز ساخته و پرداختهى خود چنين فرهنگى است. درست مانند رويا كه ابزار و تمهيدات را در فرآيندى پيشبينانه براى ساخت وقايع بعدى می سازد. در اين جا اگردقت كنيم نقطهاي را مييابيم كه براي گذر كردن و پشت سر نهادن مناسب است. نقطهاى براى عزيمت، براى دگرگون كردن بنيادين سنتها و برانگيختگى، جايى كه جهان وانمودهها آغاز مىشود.
به سئوال آغازين، اين نكته را اضافه كنيم كه اگر كتاب و زبان پاسداران فسونگر سنت هستند ،پس بايد به چه شيوهاى با آ نها برخورد كرد كه از قيود سنت رها شوند. اولين راه حل ذهن كه باز هم از تفكرى سنتى ريشه مىگيرد حذف كردن است. اما حذف كردن، غياب بخشيدن و در نظرنگرفتن، تاكيدىست عملا بر وجود ، و اين كه مبارزهاى ميسر نخواهد بود. آن چه را كه توان روبهرويى نداريم به ناخودآگاه مىفرستيم. از سوى ديگر حذف زبان و كتاب، ديگر ممكن نيست. نكتهاى كه حذف را ناميسر مىسازد آزادى ست. آزادى در عصر برانگيختگى هدف يا سوژه نيست. در عصر بر انگيختگي سوژه در سرگيجهي ناشى از اتصالات و مبادلات گم مىشود. بدون هيچ گونه هدفى، مىتوان در اين نظام ممكن دست برد. بدين ترتيب، آزادى، پيشرفتنى بىنهايت، همواره وجود دارد. نيازمند ليبراليسم و دموكراسى هم نيستيم كه وعدهى آزادى را به ارمغانآورند. در اين جهان فرا خواننده، حذف شيوهاى ناممكن خواهد بود. فارنهايت 451 رى برابرى را به ياد آوريد. كتاب سوزان شيوهاى استبدادىست كه از سنت برمىخيزد ، شبان آن چه را كه بر نمىتابد نابود مىكند.
***
در همين نوشتار به نقاطى براى فراروى از سنت برخوردهايم، وقتى از رويا صحبت مىشود، يا تمهيدات پيش بينانهى آن مد نظر قرار مىگيرد. وقتى سوژه گم مىشود و ما را بازى دالها فرا مىگيرد. يا كتاب مقدس كه مدعى آغاز است روايت تاريخى بر مىسازد، زمانى كه به اينها به عنوان نشانه هايى توجه كنيم كه هيچ را پنهان مىكنند، بازى هايى در سطح كه صرفا از سيناپسى به سيناپس ديگر ارسال مىشوند، و آن گاه كه زبان در جايگاه راستين و مجازى خود جايى گيرد، هم زمان سنت و اقتدارش فرو ريخته است. برانگيختگى از آن لحظهاى به وقوع پيوسته است كه نشانهها پيام ممكن ،يعنى وانمودن را ارسال مىكنند.
كتابهاى نازك بهترين وانمود كنندگان كتاباند. آنها با گامهاى ترديد، فروريختن فرهنگ فاخر را به ما نشان مىدهند. زبان منحطى كه در سى صفحه خلاصه شده است به چه چيز مىتواند اشارت كند؟ كدام استعاره يا كدام تمثيل را در پس اين واژگان مىتوان جست؟ ديگر نه ازلى وجود دارد و نه ابدى، زبان نه آغاز كننده و نه پاياندهنده است، كه صرفا تكرار مىشود، دگرگون مىشود، محو مىشود...
http://www.valse2.persianblog.com/
گلي ترقي در سال 1318 متولد شده است. نخستين مجموعه داستان او "من هم چه گوارا هستم" در سال 1348 منتشر شد. رمان "خواب زمستاني" ، كتاب شعر "دريا پري، كاكل زري"، و مجموعه داستانهاي "جايي ديگر"، "خاطرههاي پراكنده" و "دو دنيا" آثار ديگر او را تشكيل ميدهند.
زوال آدم در جهان ترس
مهدي يزداني خرم:گلي ترقي، بدون ترديد يكي از مهم ترين نويسندگان داستان كوتاه است. پرونده كاري او تا به امروز كه حدود سي و چند سال نوشتن را پيش رويمان گذارده است، اغلب شامل داستان هاي كوتاه ماندگاري است كه با مجموعه داستان «من هم چه گوارا هستم» در سال هاي دهه چهل آغاز مي شود. ترقي در اين سه دهه حدود چهار مجموعه داستان منتشر شده در اختيار ما گذاشته است كه دو مجموعه «خاطره هاي پراكنده» و «جايي ديگر» از درخشان ترين آنها به شمار مي آ يند .
«خواب زمستاني» در واقع تنها رمان اين نويسنده شصت و چهار ساله است كه در سال ۵۱ نوشته شده است. اگر مجموعه «دو دنيا» با سبك و سياقي رمان گونه را، يك كتاب داستان كوتاه بدانيم، باز هم خواب زمستاني تنها اثر ترقي است كه حداقل شكل و فرم رمان را دارد. از سويي ديگر خواب زمستاني، بعد از كتاب من هم چه گوارا هستم بيانگر آغاز مرحله مهم و اصلي نويسندگي ترقي است. دوره اي كه در آن توجه به ذهن و خاطرات گم شده، اصلي ترين مولف متن ها به شمار مي آيند. اين رمان بعد از چند سال بالاخره به دست نشر نيلوفر (ناشر اكثر آثار ترقي) تجديد چاپ شد. قبل از اين ناشراني مانند فرزان و آگاه، نيز چاپ هايي از كتاب را ارائه داده بودند كه به دليل عدم تجديد چاپ ناياب شده بود. به هر حال چاپ مجدد رمان خواب زمستاني فرصتي شد تا به نحوي دقيق تر به اين كتاب نگاهي بيندازم و دو محور اصلي و گزارشي را براي نقد اثر پيشنهاد كنم:
۱.اين رمان شامل ده فصل است كه داستان زندگي هفت پيرمرد را روايت مي كند. اين هفت شخصيت، با توسل به خاطراتي كه در حافظه متن و يكي از راوي ها، پنهان است، كالبد شكافي شده و فضاي مرگ آلود و پر از ياس دنياي ترقي را بازآفريني مي كنند. در حين خوانش رمان خواب زمستاني، نمي توان به باقي مانده نوع زبان مجموعه من هم... بي توجه بود. خواب زمستاني در واقع شكوفايي هدفمند آن نگاه تيره و بدبين است كه در اينجا با توسل به زمان و مفهوم كهنسالي دروني تر شده است. در واقع اين نگاه يخ زده و هراس آلود، در ساير آثار ترقي با توجه به عنصر كودكي و يا شاعرانگي، كمتر تكرار و ديده شده است. ترقي با محور قرار دادن مفهوم پيري و زوال جسمي و ذهني، دنيايي را آفريده كه آدم هاي آن در لحظات پاياني به سر مي برند و مي خواهند با بازگشت به گذشته خود و ديگران، احساس نمور ياس را به فراموشي موقت بسپارند. در اين نگاه دو مولفه اصلي به شدت برجسته به نظر مي رسند. نخست اينكه ترقي با توجه به بافت سالخوردگي جسمي و ذهني، راوي خود را از روايتي خطي و حكايت گو دور كرده و نقاط و لحظه هايي سرنوشت ساز را در بستري از چهره ها، بازگو مي كند. آدم هاي او از زوال احمقانه درون خود آگاه هستند و يأسي كه ريشه آن در نوعي شكست از آرمان ها و زمان است موجب روايتي بريده بريده شده است. ترقي انسان كهنسال خود را به نحوي طراحي كرده كه، توصيف گرا نبوده و هرآنچه را كه مي سازد در ذهنش به انجام مي رساند.
پس ما با تيپي از شخصيت هاي پارانوئيك روبه روييم كه به دليل هراسي كه از جهان بيرون ذهن آنها به ايشان تحميل مي شود، كاركردي بيروني و اكشن را از دست داده اند. زنداني كه برايشان گرد آمده چند مرحله را پشت سر گذاشته است. دور شدن از جهان عيني و تنفس در محيط هفت نفره و دور شدن از اين محيط هفت نفره و زندگي در دنياي ذهن. پس اگر اين شخصيت، قصه مي گويد، به دليل درك نكردن بافت بيروني دنيا، به شدت استعاري است. او در يك لحظه و يا يك آن، از نماي بيروني خارج شده و مي كوشد تا نفرت و اختگي خود را فرياد بكشد. پس اين انسان پارانوئيك كه جذابيتي، حتي براي اطرافيان خود هم ندارد، موجودي له شده و آماده مرگ است و شايد نوع مرگ او، تنها رويكرد خشن رفتاري و فردي به دنياي ناامن بيرونش باشد. مثلاً يكي در حوض خفه مي شود، يكي كه از همه محكم تر است، حصبه مي گيرد و ديگري ديوانه مي شود. از طرفي ديگر، ترقي مي داند كه راوي سالخورده توان يك روايت نفس گير را ندارد و ارائه يك ساختار احتضارگونه نيازمند رفت و آمدي سريع و موجز بين حال و گذشته است. پس، با يك ريتم كند، خسته و به شدت هراسان ، طوري از دنياي بيرون و آدم هاي آن گزارش مي دهد كه گويا ما در حال ديدن يك دنياي اكسپرسيونيستي هستيم. در اين مرحله است كه فضاسازي هاي خلاق و به شدت هارمونيك از تبديل قصه به يك مرثيه براي مردن خارج مي شود.
در هر فصل، نويسنده با محور قرار دادن يكي از اعضا و توجه به داستان ها و نقش ساير شخصيت ها، آن ذهنيت جمع گرا را تكرار مي نمايد. آدم هاي او با وجود پناه بردن به ذهن و خاطرات عقيمشان باز هم تحت تأثير يك ذهن جمعي هفت نفره هستند كه در حين روايت تحت تأثير آن قرار مي گيرند. به همين جهت فرسودگي فرديت هاي منعقد نشده و در حين حال، سالخورده، متلاشي شده و براي حفظ خط روايي ناچار است كه علاوه بر از خود گفتن، موقعيت هاي ديگران را نيز گزارش كند و اين يكي از بهترين نمونه هاي روايتي است كه مي كوشد مفهوم سالخوردگي را با توجه به يك ساختار در حال ريزش بيان نمايد. دومين راهكار ترقي براي انعكاس پيري و فرسودگي، توجه به ذات عنصري به نام ماجرا است.
ترقي در بسياري از داستان هاي كوتاه خود، نشان داده كه يكي از بهترين نويسندگان ماجرا و اتفاق درون متني است و عموم فضاي داستان هاي وي، يك و يا چند ماجراي داستاني را در بردارند. اما خواب زمستاني با وجود برخورداري از تكنيك رجوع به خاطرات، ماجراي تكان دهنده و يا دراماتيك خاصي ندارد. رمان، فضايي را مي آفريند كه، به دليل، فقدان انرژي براي روايت ريشه هاي رفتاري خود و يا ديگران، بيشتر به طرف يك بيان شاعرانه حركت كرده است. به اين معني كه اين ذهن كلي كه گاهي از ديدگاه من راوي و گاهي از منظر داناي كل روايت مي شود، در يافتن موقعيت هايي تكان دهنده، ناتوان شده است.
روايت قطعات خود را از بودن ها و زيستن هاي مختلفي اخذ كرده، بنابراين يك نگاه ثابت كه مي تواند، كارگردان قصه جمع باشد، وجود نداشته و آن گمگشتگي و حالت احتضارگونه متن از بين نمي رود. از سويي ديگر ترقي، براي هر شخصيت و هر لحظه، ريتم و فضاي خاصي را آفريده است. به نحوي كه گاهي ما با يك رئاليسم روزمره روبه رو هستيم، گاهي آن رئاليسم، تبديل به قصه اي انتزاعي و خيال گونه مي شود و گاهي، فضا حال و هواي بياني اكسپرسيونيستي (كه وجه غالب نيز هست) را پيدا مي كند. اين تغيير مدام و زيركانه فضا و مكان داستاني به همراه سرگيجه گرفتن در زمان، آن شكل و حالت راوي محتضر را به خوبي بيان مي نمايد. پس در اينجا فرديت خنثي شده و يك ذهنيت جمعي كل رمان را مي سازد. ذهنيتي كه هر يك از قطعه هاي آن در لحظه اي كوتاه فاعل متن به شمار آمده و به همان سرعت نقش خود را از دست مي دهند.
اين هارموني در ساختار متن يك كنش متناقض نما را به وجود مي آورد كه باعث مي شود تا قسمت هاي مختلف رمان در عين ارائه يك فضاي عمومي قابل لمس، همديگر را طرد و نقض نمايند. گلي ترقي، در اين باور، ديالوگ هايي را طراحي كرده كه در بهترين حالت خود، نقشي اطلاع رسان و آگاهي دهنده دارند. در واقع به جاي ديالوگ، گفت وگوي درون ذهني كه نماينده دنياي روايت در برابر عناصر بيروني است، پررنگ شده است. از سويي ديگر به دليل حذف عنصري به نام ماجرا، حالتي گزارشي و در عين حال ساكن در متن به وجود مي آيد. اين تناقض زيبا، از يك سو به حركت كند روايت سرعت داده و از سويي پوچي و بيهودگي ساختار درون متن را گوشزد مي كند. خواب زمستاني رمان هراس از دنياي بيرون است.
اين هراس كه ناشي از تنهايي فضايي نامتعارف و عدم درك آدم هاي پيرامون است يك محافظه كاري متني به حافظه روايت تزريق مي كند كه طي آن، راوي قدرت و توان تشريح و يا توصيف دغدغه هاي ذهن خود را به صورتي عريان و بي واهمه ندارد. هرچه كه متن به پايان خود نزديكتر مي شود، اين حالت محافظه كارانه كه ناشي از روحيه شخصيت است، برجسته تر شده و او را به نگاهي كلي و كلي تر حركت مي دهد. راوي براي خلق موقعيت خود، آن قدر از ديگران مي گويد تا خود را كشف كند. ولي به دليل هجمه اي از تصاوير و اشكال نه تنها اين اتفاق نمي افتد، بلكه اندوه و هراس مذكور، او را به پنهان شدن و يا دور شدن از فرديت خود وادار مي كند. گلي ترقي در خواب زمستاني، ساختاري را بنا نهاده كه با فرمي كليپ وار و برش گونه، از استعاره براي طرح موجوديت خود مدد و ياري مي گيرد.
از منظر بيروني، رمان خواب زمستاني دربرگيرنده يك واقعيت مهم تاريخي است. نويسنده اي چون ترقي كه در كتاب اولش، ميل به تصوير سياه جامعه را پرورش داده و به سمت يك ادبيات نوآر حركت مي كند، با درك اوضاع خود، از دغدغه هاي گذشته دست برداشته و با حفظ كليت ساختاري من هم چه...، رمان خواب زمستاني را مي نويسد. دهه پنجاه، دوران جديدي در جامعه ايران است. سرخوردگي اعم نويسندگان از چپ شوروي و احساس بي معنايي در ميان سال هاي ايدئولوژي، آثاري را به وجود آورد كه خواب زمستاني يكي از آنها است. ترقي در اين رمان از يك وضعيت خاص يعني خفقان ذهني روايت مي نويسد. آدم هاي او كه در كتاب قبلي حداقل توانايي ارتباط با جامعه را داشتند، در اينجا و در عرض يك دوره كوتاه تا حد نفرت، پير شده اند و در عين حال نمي توانند با بسط و پرورش خاطراتشان، يك مرثيه و يا بيانگري تيره را بنا كنند پس از فرم و حالت خردگرايانه و عقل مدار خود دور شده و به موجوداتي به شدت احساس گرا و يا اثيري تبديل مي شوند.
اين آدم ها، در اين رمان عموماً در دوره ميانسالي روايت شده اند و به نوعي تنها راوي سالخورده، همان پيرمردي است كه در فصل اول به طور مشخص ظاهر شده و جنبه هاي احساسي خود را خواسته و يا ناخواسته به متن سرايت مي دهد. ترقي در اين روايت كه در حافظه آن چندگانگي فضا به شدت ديده مي شود، يك شكست مفرط انساني را بازگو كرده است و اين شكست همان پيري و احساس ناامني كردن است. وي پرتره اي مي سازد كه آدم هاي آن فاقد خون و گوشتي زنده اند و در اعماق ذهن بورژواي خود فاسد شده اند. اين بورژوازي كه ريشه هاي آن از جامعه بي انسجام دهه سي و چهل اخذ شده است، موجوديت خود را در نوعي اتحاد مي بيند. اتحادي كه هيچ موجود خارجي نبايد به آن راه يابد و چنانچه اين امر اتفاق بيفتد كليت مجموعه در راه نابودي گام برخواهد داشت (اتفاقي كه در رمان مي افتد.) بعد از ارائه اين چهره از وحدت وجودي! كه ناشي از آرمان هاي خوش لعاب دهه هاي سي و چهل بود، يك تكثر با معناي شكست پديدار شده و موجودي پارانوئيك مي آفريند. موجودي هراس زده كه در پي يافتن يك امنيت موقت، دست به دامن گذشته و خاطرات ديگر اجزاي خود مي زند.
اتفاق مهم در اينجا است كه راوي اصلي بعد از سر زدن به ذهن ساير اجزا از تلاطم دروني آنها آگاه شده و مي بيند كه يك روايت كلان يعني، زمان سيال، او را به بازي گرفته، مجموعه اين هراس ها، به همراه ساختاري متفاوت و متغير تمامي دستاويزهاي ابژه و يا ابژه هاي متن را خدشه دار كرده و مرگ را به عنوان آخرين دستاورد پيش روي ايشان قرار مي دهد. در اين وضعيت عناصر و جزئياتي مانند بيماري، درد، كتك خوردن، زخم و... اغراق فضا را دوچندان كرده و يك كابوس نرم و مستتر را موجب مي شود. اين مولفه ها يك هدف اصلي را به دنبال دارند، و آن درك بي خاطره بودن و يا بي حافظه بودن است. انسان ترقي در رمان خواب زمستاني خاطره نمي گويد زيرا خاطره با معيارهاي اين انسان يك مفهوم نوستالژيك و يا سمپاتيك است. او تنها و تنها تصاويري را كه در ياد دارد در كنار هم چيده و مي كوشد تاريخ جديدي براي دوره خود بنويسد، اما اين تصاوير منفعل و بي جان، پوسته ساكن خود را ترك نكرده و آن انزوايي كه در داستان هاي گلي ترقي مشهود است به اوج مي رسد. در اين نقطه است كه اين انسان درمي يابد كه هيچ چيزي در برابر دنياي بيرون نداشته و در عين حال، موجودي بدون حافظه، رويا و حتي تاريخ است.
ترقي در رمان خواب زمستاني به مرزهاي يك رمان ذهني نزديك شده است. او با مدد از ده قسمت مجزا و استفاده از يك حالت كلي، يعني پيري در تمامي اين فصول، منطقي به وجود آورده كه تكه پاره هاي ذهن را به هم نزديك مي كند. اين فصل ها هريك داراي فرم و ساختي مختص به خود بوده و از دسته اي از گزاره هاي متفاوت تشكيل شده اند. به همين دليل است كه حافظه راوي در مقابل اين چندگانگي، خلع سلاح شده و در داخل متن نيز دچار «انزوا» مي گردد. تلاش عمده نويسنده نيز تلقين انزواي تاريخي در بافت روايي اثر است. انسان گلي ترقي در اوايل دهه پنجاه، تمام آن آنارشي موجود در سال هاي دهه چهل را از دست داده و حالا از منظر و جايگاه موجودي دوآليته به مولفه هاي پيرامون خويش مي نگرد.
از سويي ديگر خواب زمستاني، به نحوي ساخته شده كه با توجه به همان بي حافظگي راوي، عنصر بازگشت و يا فلاش بك در فرمي كاملاً مدرن ساخته مي شود. راوي به عكس هاي خاك گرفته و پوسيده اي نگاه مي كند و چون به دنبال خاطره است مي كوشد دچار تداعي گردد، اما فرم اين تداعي به نحوي است كه تصاوير زمان گذشته تنها در چارچوب عكس ها و پرتره هايي كه در مقابل پيرمرد است، شكل مي گيرد و از حدود آن فراتر نمي رود. تصاوير نيز به دليل محدوديت تخيل راوي، حالتي متفاوت يافته و تنها در موجوديت فيزيكي موجه خود حركت مي كنند.
رمان خواب زمستاني يكي از برترين آثار ادبيات ايران در دهه پنجاه به شمار مي آيد و تفكر موجود در آن يعني يأس و انزواي زودرس انسان آرمان زده و ايدئولوژي زده، مولفه اي است كه در آن سال ها در بسياري از نوشته ها ديده مي شود. مثلاً آثاري مانند شب يك، شب دو از بهمن فرسي، سگ و زمستان بلند از شهرنوش پارسي پور، آواز كشتگان از رضا براهني و... از جمله آثاري هستند كه به نحوي اين رويكرد را بازآفريني نموده اند. گلي ترقي متولد ۱۳۱۸ در تهران است. او هم اكنون ساكن پاريس بوده و آخرين كتابش يعني «بازگشت» (كه دومين رمان وي محسوب مي شود) توسط انتشارات نيلوفر منتشر خواهد شد.
شرق
http://www.sharghnewspaper.com/821112/litera.htm

مهدي يزداني خرم: وقتي از گلي ترقي حرف مي زنيم، ذهن خونسردتر مي شود و تصاوير با نور و خنده و زمان درهم مي آميزند. وقتي با گلي ترقي حرف مي زنيم، خانم نويسنده با كلماتي كشدار، كودكانه و در عين حال صميمي، پاسخ مي دهد، و وقتي درباره گلي ترقي حرف مي زنيم، دوست داريم، تمامي تئوري هاي نقد ادبي را پشت در خانه به امانت بگذاريم و در روياها و شاعرانگي داستان ها و روايت هاي او پنهان شويم، نفس عميقي بكشيم و بگوئيم: هواي اينجا چقدر تازه است... بگذريم.
گلي ترقي، نويسنده صاحب سبك و مطرح ايراني اين روزها بنابر يك سفر اتفاقي، چند روز را در تهران گذراند و در يكي از اين روزها، ميهمان او بوديم. كتاب كوچك دريا پري، كاكل زري او كه در واقع يك شعر بلند داستاني است در نخستين روزهاي انتشار خود در اواخر دهه هفتاد با اتهام هاي بي پايه و اساس و كودكانه برخي تنگ نظران حوزه فرهنگ روبه رو شد و به نوعي توقيف گرديد. اين كتاب بعد از چند سال توسط نشر فرزان روز، تجديدچاپ و در نمايشگاه كتاب پخش شد. اين كتاب با تصاويري به قلم گلي ترقي همراه است. تجديد چاپ خواب زمستاني، در روزهاي زمستان گذشته نيز از جمله اتفاق هاي مثبت حوزه ادبيات داستاني به شمار مي آيد. با گلي ترقي به سراغ درياپري، كاكل زري مي رويم و از چگونگي و شكل گيري اين روايت شاعرانه مي پرسيم.
ترقي مي گويد: «داستان شكل گيري پري در ذهن من آنقدر قديمي است كه جزئياتش را به ياد ندارم فقط مي دانم كه دلم مي خواست راجع به يك پري دريايي كه خودش به سراغم آمده بود و مي خواست خودش و داستانش را از طريق من بازگو كند بنويسم. مسئله بزرگ من اين بود كه مي خواستم مطلقا اين داستان به صورت شعر باشد، حالا مي دانيد كسي كه شاعر نيست و مي خواهد شعر بگويد و يا كسي كه نقاش نيست و مي خواهد نقاشي بكند، بايد چقدر بدبختي بكشد. چيز زيادي از آهنگ، وزن، قافيه، رديف و ... نمي دانستم اما اين داستان به نثر هم درنمي آمد. چون لوس و بي مزه مي شد.
البته اين كتاب را بدون كمترين ادعايي از شاعري نوشته ام. بعضي از قسمت هايش خوب درآمده اما وصل كردن اين قسمت ها برايم مشكل بود.» گلي ترقي داستان نويسي است كه دغدغه هاي خود يعني زمان، مكان هايي از دست رفته و انسان هاي زمان خورده را با مدد از قالب نثر و با اتكا بر زبان مي سازد. پري او موجودي با همين مشخصه ها است كه مي خواهد مكان زندگي خود را ترك كرده و دنياي جديدي را كشف كند. سئوال اينجا است، چنين شخصيتي (كه البته معصوميت كودكانه آن با ما آشنا است) چطور در ميان ديگر شخصيت هاي خانم نويسنده جا مي گيرد. ترقي مي گويد: «امروز از خودم مي پرسم چرا اين پري دست از سر من برنمي داشت و برايم مسئله شده بود؟ بارها و بارها آن را كنار گذاشتم اما مي ديدم باز برگشته و مانند جن روبه روي من نشسته است و دلبري مي كند. من شيفته، مرده و هلاك اين پري هستم! وقتي تصويرش را نگاه مي كنم، قربان صدقه اش مي روم. اين پري بچه روح من است و از عمق ناخودآگاهم بيرون آمده و كودك ازلي من است.
مي دانيد هرچه از عمق ناخودآگاه بيرون بيايد، قدرتي مقهوركننده دارد. من موضوع اكثر داستان هايم را تجربه كرده ام آنها آميخته با زندگي دروني ام هستند و بيشتر بر روي تكنيك آنها كار مي كنم. برايم مصداق خارجي نداشت. نوشتن آن نوعي اعتراف رواني بود. براي همين است كه سخت به او دلبسته ام. وقتي توقيف شد گويا بچه من را به زندان انداخته بودند. در طول سي و چند سال سرگرم نوشتن و وررفتن با ماجراهاي پري بودم. مثلا يك بار وسط خيابان نزديك بود زير ماشين بروم. راه را هم بند آورده بودم و چند بيت وصف حال پري را زير لب زمزمه مي كردم.
به هرصورت من پري را با تمام بدجنسي هايش، تجربه هايش، بهانه گيري هايش، دوزوكلك هايش و ... دوست دارم.» استفاده از شخصيتي با نام و شكل پري هم در ادبيات ايران و هم در ادبيات جهان سابقه اي طولاني دارد و هستند داستان ها و حكايت هاي شرقي و غربي كه هريك با ارائه تصويري خاص از پري دريايي، داستان هاي ماندگار به وجود آورده اند. ترقي با آشنايي و شناخت نسبت به اين مولفه، مي بايست نوع ديگري از شخصيت يك پري دريايي را بسازد تا علاوه بر روايت درونياتش تكراري به نظر نرسد. او مي گويد: «پري دريايي زياد نوشته و ساخته شده است، مثلا والت ديزني و يا داستان هاي مختلف ديگر. اما پري من دختركي ايراني است.

زاويه هاي پنهان
حسن محمودي
«غريبه اي در اتاق من» مجموعه داستان هاي كوتاه مهرنوش مزارعي مي باشدكه از سوي نشر آهنگ ديگر به چاپ رسيده است. اين مجموعه در برگيرنده 16 داستان كوتاه برگزيده از ميان سه مجموعه چاپ شده از اين نويسنده است. سنگام، ميلا و دانيل، بانجي جامپينگ، خاكستري، غريبه اي در اتاق من ، ماهي ، كلارا ، حلقه گمشده ، مردي با چمدان هايش ، اسم شوهرم ، واقعيت و رويا ، ديويد و بوريس ، جاده ، فرخ لقا دختر پتروس شاه فرنگي ، آن تابستان و آرامش عنوان داستان هاي كوتاه اين مجموعه است.
مهرنوش مزارعي متولد1330 تهران و بزرگ شده شيراز است. او در سال 1358 براي ادامه تحصيل در رشته كامپيوتر به آمريكا سفر مي كند. مزارعي به عنوان مشاور ارشد طرح و برنامه نويسي سيستم هاي كامپيوتري به همراه همسرش ، خسرو دوامي ساكن لس آنجلس است. از اين نويسنده تاكنون سه مجموعه قصه با نام هاي بريده هاي نور ، كلارا و من و، خاكستري در امريكا به چاپ رسيده است كه او را در زمره داستان نويسندگان قابل تامل ايراني معاصر دهه هفتاد قرار مي دهد. جداي از فعاليت داستان نويسي ، دست به ترجمه برگزيده اي از نمايشنامه هاي داريوفو با عنوان «يك زن ، تنها» زده است. مهرنوش مزارعي در برخي از قصه هاي اين مجموعه راوي زواياي جنسي بروزنيافته زنان و مرداني است كه در حلقه زناشويي دچار زندگي روزمره هستند. او با به نمايش كشيدن بخشي از زندگي آدم هاي داستان هايش اين زواياي پنهان داشته شده را برجسته مي كند و اين امكان را پديد مي آورد تا خواننده با نگريستن به زندگي ديگري ، سركي به زندگي خود بكشد. مزارعي درپاره اي از قصه هايش به دنبال كشف زاويه هايي پنهان در زندگي زناني است كه در زندگي زناشويي گوشه اي از جنسيت آنان در پستوي يك زندگي محدود به يك ازدواج به همراه بچه ا ي ناديده گرفته شده است. در اين قصه ها گوشه هايي از زندگي شخصيت زن روايت مي شود و به نمايش گذاشته مي شود كه حاكي از غيبت و ناديده انگاشته شدن عشق و جنسيت است. به عبارتي مي توان گفت مزارعي در اغلب قصه هايش راوي فراموشي عشق و زنانگي در زندگي آدم ها است. با اين حال در قصه هاي او تنها اين زنان نيستند كه بخشي از وجود خود را فراموش شده مي يابند. با قصه هايي نيز روبه رو هستيم كه تصويري از زندگي مردان تنها و دلتنگ به دست داده مي شود.
داستان هاي مزارعي قبل از هر چيز دغدغه روايت بخشي از انسان امروز بر كره خاكي است. در اين داستان ها موقعيت يك زن در بخشي از هستي كندوكاو مي شود و به نمايش گذاشته مي شود. در برخي از اين قصه ها راوي زن ، مهاجري است كه نظاره گر مهاجري از كشوري ديگر است. در اين ميان مشاهدات و دريافت هاي زني ايراني در آمريكا از فرهنگ هاي مختلف و اغلب آسيايي هستيم. زني تنها با خود و ديگري نظاره گر احوالات خود از طريق مشاهده و به تصوير كشيدن ديگري است. اين ديگري از كشوري ديگر آمده است. آدم هاي مهاجر در عين حال كه مي كوشند به مانند فرهنگ كشور ميزبان باشند، در پيله تنهايي خود ،در پي بازگشت به گذشته فرهنگي و انساني خود هستند. اين بازگشت از نشانه هايي در آينده آغاز مي شود و منجر به يادآوري و بازگويي خاطره اي مي شود كه گوياي دلبستگي آدم هاي غربت نشين به روزگار گذشته خود هستند. در اين داستان ها آنچنان به زمينه هاي سياسي مهاجرت پرداخته نمي شود. آدم هاي اين داستان ها گرچه تنها و دلتنگ هستند ، آن چنان آدم هاي عاطل و باطل و بيكار و نااميد نيستند و در پي شناخت خود و دنياي اطرافشان هستند. راوي داستان ها با پذيرش خود به عنوان انساني مهاجر درصدد است كه بي پناهي اش را به تصوير بكشد و در اين ميان تنهايي زن امروز جهان را روايت كرده باشد. اين تلاش گاه از كنكاش در خاطره اي مربوط به كودكي راوي در سرزمين مادري اش است و يا گاه از يك برخورد و رابطه ساده با زني ديگر و از طريق نزديكي به حس و حال زنانه شخص اثر صورت مي گيرد. زني تنها مانده از خود و گذشته اش روايت مي شود كه نگاه آن چنان اميدواري به فرداي خود ندارد و حتي در رويا نيز دل به فرداي آشنا نبسته است.
آدم هاي قصه هاي مزارعي اغلب مهاجراني هستند كه در زندگي خود به عنوان يك انسان در حال گذران زندگي روايت مي شوند. در اين قصه ها آن چنان تاكيدي بر مهاجر بودن آنها نمي شود و اين مهاجران به مانند آدم هاي ديگر زندگي خود را مي كنند. اشخاص قصه هاي او به مانند آدم هاي ديگر شرايط موقعيتي را كه در آن به سر مي برند به عنوان يك آدم پذيرفته اند.
قصه «حلقه گمشده» نمونه اي خوب براي توضيح ساختار ذهني نويسنده است. در يك پرواز هوايي در يك هواپيما راوي روايتگر گمشدن حلقه اي از يك زن جوان است كه به همراه شوهرش در هواپيما حضور دارند. زن جوان به همراه شوهرش با نگراني به دنبال يافتن حلقه گمشده ازدواجشان هستند. در اين ميان دو زوج مسن چيني نيز در هواپيما حضور دارند. مرد مسن از همان ابتدا سرگرم مطالعه است. ماجراي گم شدن حلقه كه پيش مي آيد زن مسن چيني بيش از ديگران در تقلاي يافتن حلقه است و در نهايت هموست كه موفق به پيدا كردن حلقه مي شود. پس از آن راوي حركات زن و مرد مسن چيني را به دقت توصيف مي كند. مرد چيني پس از يك گفت وگوي كوتاه باز سروقت مطالعه مي رود و زن از توي آينه كوچك دستي اش به صورت چين و چروك افتاده اش خيره مي شود و به فكر فرو مي رود. نويسنده با ظرافت خود را در حد يك نظاره گر در داستان تقليل مي دهد و با به تصوير كشيدن يك صحنه بسيار ساده در ساختاري يك دست و نه چندان پيچيده ، خواننده را متوجه لايه اي ديگر از اثرش مي كند كه در زندگي آدم هاي جهان بيرون از متن نيز مدام در حال تكرار است. گويا زن مسن چيني وقتي در انتهاي داستان به فكر فرو مي رود ، زندگي خود را در زندگي زوج جواني مرور مي كند كه روزگاري مانند آنها جوان بوده است و شوهرش به مانند امروز آنچنان نسبت به او بي اعتنا نبوده است. قصه «ميلا و دانيال» بازگويي دو روي سكه زني است كه ديگران او را بسيار خشن و خشك يافته اند ، با اين حال در مواجهه با امري جنسي بسيار نرم و آرام مي شود. عشق و نفرت در زندگي ميلا از او آدمي با دو چهره مي سازد. نفرت چهره او را در بين همكارانش و در محيط كار بسيار خشن و بي ادب جلوه مي دهد ، اما در نهان كه با يكي از زيردستانش نرد عشق مي بازد ، بسيار نرم خو و مهربان ديده مي شود. ميلا زني مهاجر از يوگسلاوي سابق است. شوهرش بيست و پنجمين سالگرد ازدواجشان را فراموش كرده است و پسرانش در روز مادر از او يادي نكرده اند. با اين حال چشم به دسترنج او دارند. مردم مدام عليه او بدگويي و توطئه مي كنند. همه اين موارد از ميلا چهره اي نفرت انگيز ساخته است. تنها در اتاق در بسته با دانيال است كه از پشت پرده چهره اي نرم و آرام پيدا مي كند.
داستان هايي كه در بالا به آنها اشاره شد ، از ساختار ذهني نويسنده شان ناشي شده اند. به نظر مي رسد دغدغه ذهني نويسنده در قصه هاي اين مجموعه اشاره به بخشي از موارد جنسي و عاطفي دارد كه در روابط زناشويي مورد غفلت واقع شده است. ساختار اغلب اين قصه ها ساختاري ساده و يك دست دارد . نويسنده به نرمي قصه اش را آغاز مي كند و با وسواس تمام جزئيات ماجرايي را شرح مي دهد تا به تدريج خواننده را به لحاظ حسي درگير اتفاقي كند كه بعد از اتمام اثر در ذهن خواننده اتفاق مي افتد. هر داستاني از داستان هاي اين مجموعه در واقع برشي از سال هاي رفته بر يك زن ايراني مهاجر است كه هم اكنون در فضايي ديگر به سر مي برد. راوي اين داستان ها اغلب زني است كه ضمن خو گرفتن با شرايط مهاجرت ، به مانند ديگر مهاجران گذشته خود را نيز مدام مزه مزه مي كند. در اين مزه مزه كردن گوشه هايي از گذشته ماجراهايي بهانه روايت را فراهم مي آورد كه قبل از هر چيز نگاه به زندگي زني با تمام مولفه هاي زنانه زندگي خود دارد. زني كه اين داستان ها را روايت مي كند بي آن كه درگير دغدغه هاي رايج در بين بسياري از فمينيست هاي زن نويسنده باشد، تلاش دارد تا در لايه هاي زيرين داستان هايش دستمايه هايي براي مطالعه در زندگي زنانه را نيز فراهم آورد. در قصه «سنگام» راوي به صراحت بر اين نكته اشاره دارد كه صورتي رنگ مورد علاقه فمينيست ها است. راوي زن علاقه مند به رنگ صورتي در اداره اي كه كار مي كند ، با زني هندي به نام شالپا آشنا مي شود. شالپا به شوهر مرحومش به شدت ابراز علاقه مي كند. ميزان اين وفاداري و علاقه به حدي است كه راوي از شنيدن مرحوم بودن شوهر شالپا متعجب مي شود. اتاق كار شالپا و لحظات زندگي او آكنده از عكس و حضور شوهر از دست رفته است. وقتي سروكله مردي ديگر در زندگي شالپا پيدا مي شود ، شالپا رنگ مي بازد و تمام حس ها و ارتباط قبلي خود با شوهر مرحومش را فراموش مي كند تا با مرد ديگري عشق ورزي كند. راوي كه شاهد اين دگرگوني است ، ناباور از اتفاقات افتاده به اتاقي پناه مي برد كه يادآور گذشته شالپا با شوهر مرحومش است. شالپا با آشنا شدن با مردي ديگر شوهر سابق اش را فراموش مي كند، اما راوي به تدريج با شوهر مرحوم شالپا ارتباطي برقرار مي كند كه گويي در يك زندگي ديگر آن دو با هم زن و شوهر هستند. به نظر مي رسد در يك ارتباط ذهني آن دو به هم نزديك مي شوند. در واقع راوي نويسنده به آرزوي شوهر شالپا نيز تحقق مي بخشد. شوهر شالپا از او خواسته است تا در مراسم آييني هندي ها شركت نكند و اين امكان را پديد آورد تا در زندگي بعدي تجربه جنسي و عشقي با كس ديگري را داشته باشند. در اين داستان مثلثي عشقي نيز شكل گرفته است كه يادآور سينماي هند است. سنگام نام محلي در هند است كه سه رود در آن جا به هم مي پيوندند و به فاصله اي نه چندان دور از هم جدا مي شوند.
شرق
www.sharghnewspaper.com/830224/special-3.htm

انگار گفته بودي ليلي - سپيده شاملو
رمان امروزي چگونه رماني است؟ امروزي، به معني مدرن: جاري، مرسوم، متداول يا چيزي كه داراي خاستگاه و منشأ اخير و معاصر باشد. ومعناي فني آن: كيفيت يا حالتي دال بر «واجد خاستگاه معاصر بودن» و«به تازگي خلق شدن» (زيگمون بامن). آگاهي متحول از جهان و خود كه برخاسته از زيستن درحال يا اكنون است تا درگذشته، در واقع ابداع و ابتكار بعدهاست. شخصيتي كه تاريخ را در برابر خود و خود را در برابر تاريخ قرار مي دهد، و در اين باره به تأمل مي نشيند كه آيا اين دو در هماهنگي و همسويي با يكديگر هستند يا نه. (هگل)
آيا اين رمان ابداع و ابتكار بعدهاست؟ آيا كيفيت امروزي و تازگي در آن نمود دارد؟
هر اثر درصورتي مي تواند مبتكر بعدها باشد، كه گذشته را پشت سرگذاشته باشد؟ آيا اين رمان گذشته را از سرگذرانده؟ و يا همچنان در گذشته ها در نوسان است؟ داستان حكايت زنان است. راويان زن با ديدگاه هاي زنانه، تمام داستان را به سيطره گرفته اند؟ اما فضاي داستان تحت سيطره مردان غايب آن است؟ زنان در سطح داستان و مردان در لايه هاي زيرين آن زندگي مي كنند؟ (در جهاني كه طالب حركت و پويايي و برابري است، داستاني مي آيد مفاهيم سنتي را با لايه اي از روشنفكري به نگارش در مي آورد.) داستان حكايت كوبيده شدن هاي مستانه، انتظار كشيدن هاي شراره و موقعيت هاي فرضي زنان در جامعه امروزي است.
1) بخش مفاهيم: مفاهيم خلل برانگيز در رمان:
الف جريان غير منطقي برخي داستان واره ها در داستان: داستان از نظر مفهومي دچار اختلال و ضعف پردازش است. بسياري از نقيضه ها بدون هيچ تأملي در داستان وارد مي شوند و فضاي داستان را براي خواننده تنگ مي سازند، از جمله:
توصيف اوائل ازدواج مستانه و محمود در صفحه 103 كه در نقل قول از محمود اشاره به مسئله ارتباط او با رويا مي شود. در صورتي كه مستانه در اوائل نسبت به رويا ديد خوبي داشته و در اواخر، به او مظنون شده بود. (حتا شراره بارها به او تذكر مي دهد كه با هركسي رفت و آمد نكند، ولي مستانه مي گويد: رويا هركسي نيست.)
مستانه در ص 116 خطاب به شراره حرف مي زند. زماني كه از خانه شوهرش فرار كرده و در كنار شراره است، در صورتي كه اواخر صحبتش به مقطع زماني بعد از آنجا، كه به خانه محمود برمي گردد، اشاره مي كند.
محمود عاشق زنش بوده و به خاطر او در تركيه سرگرداني كشيده، و از فرط محبت و غيرتي كه به زنش دارد، او را به باد كتك و شلاق مي گيرد. چطور براي ماه عسل پيش مادرش مي خوابد و نه پيش زنش؟!
ب شخصيت پردازي ناموفق:
به عنوان مثال، شخصيت مستانه به شكل متناقضي توصيف مي شود. يك جا زني است مستقل، خلاق، مصمم و آرماني و جاي ديگر زني است رويايي، احمق، تو سري خور و بي اراده كه درِ خانه را به رويش قفل ميكنند. با شلاق كتك مي خورد. گوئي ذهن نويسنده هنگام توصيف شخصيت هاي داستان، چند شخصيت متفاوت را با هم مي آميزد و در نهايت، قادر به ارائه شخصيت جداگانه اي نيست. ص 100و 101.
ج پايان بندي:
فصل 8 كه پايان بندي داستان است، به گونه اي تيشه به ريشه داستان مي زند و داستان را از روند همزماني خود نجات نمي دهد. داستان كه به سمت باز شدن روزنه هاي اميدي به سوي آينده و مدرنيته حركت مي كند، ناگهان در اين بخش، به تراژدي غمناك مادر منتظر براي پسر گريزان تبديل مي شود. در واقع، نويسنده متن سعي در گره گشايي نهايي داشته، ليكن با اين بخش چند گره روي هم زده مي شود. اين پايان بندي مي توانست زبان متزلزل و توصيفات پراكنده را به جمع بندي برساند و براي آنها توجيه معنايي بتراشد، كه حتا اين كار هم نشده است.
د نام اثر:
ليلي كيست؟ ارتباط متن با كلمه كليدي ليلي كه براي نام كتاب هم انتخاب شده چيست؟ آيا نام صرفاً براي جذابيت دهي به اثر انتخاب شده و بعداً روابطي فرضي بين نام و اثر ايجاد شده؟ در كل داستان با استفاده از مبحث ليلي هيچ نكته اي به اثر اضافه نمي شود. در ابتدا گمان خواننده بر اين است كه ليلي زني است معشوقه علي، شوهر شراره، و در انتها مشخص مي شود اسم مستعار شراره براي علي ليلي بوده. حالا اين ليلي چه نقشي در تكامل اثر دارد، و اين ايجاد اين نقش سهل انگارانه كه شراره گمان مي كرده دختر چشم سياهي به نام ليلي معشوقه شوهرش است، چه بار معنايي و هنري براي خواننده دارد؟
2) بخش ساختاري و زباني:
1. رمان به سه بخش تقسيم مي شود:
بخش اول: حرف هاي شراره خطاب به علي.
بخش دوم: حرف هاي مستانه خطاب به شراره.
بخش سوم: حرف هاي شراره خطاب به مستانه.
حال پرسش اين است كه اثر بر چه معيار و منطقي به هشت بخش تقسيم شده و گاهي سه بخش براي حرف هاي شراره به علي است و گاهي با يك بخش يك و نيم صفحه اي، پايان بندي داستان.
2. ساختارهاي اضافي: كل داستان دو راوي دارد. يك راوي، شراره و ديگري هم مستانه است. اين دو راوي داشتن، مسئله انتخاب را در ذهن مي آورد. چرا فقط اين دو راوي. حالا كه قرار است داستان از دو ديدگاه نقل شود، چرا هر دو ديدگاه زنانه انتخاب مي شود. چه تكنيكي پشت اين كاربرد هست؟ شايد هم به دليل عدم توانايي در ارائه ديدگاه هاي ديگر است. ديگر اينكه، چرا نثر زباني ونوع توصيف در هر دو راوي يكسان است. براي اين يكساني هم هيچ تكنيك خاصي درنظر گرفته نشده كه بخواهيم بگوئيم، وحدت دو راوي در پي كثرت آن ها بوده است.
3. فضاسازي: گاهي تصاوير به خوبي ارائه مي شود و نثر با فضاي تصوير شده، يكي مي شود، مانند ص 176: از بازي آتاري تصويري ارائه مي شود و بعد شخصيت داستاني آرزو مي كند كه كاش هواپيماي قابل كنترل ما در آتاري واقعي بود. اغلب فضاسازي ها، بسيار احساساتي و سطحي پردازي است و به توصيف جزئياتي كه هيچ نقشي در ساختار داستان ندارند، مي پردازد. مانند: «صبوري مي خواست از من. صبوري مي كردم…» ص17. «او گناه من را بخشيد. گناه نفهميدن او را، اطمينان نكردن به او را بخشيد.» ص 101. «هر چه ابر بود روي ماه شب چهارده مي خواست.» ص 102.
4. شرح قضاياي بي اهميت: ص 170 «پاهام بي حس شده بود. سياوش پريد. انگشتش را زد به توپ. پريد. پريد. آب خورد. مامان دويد توي آب. سياوش توپ را گرفته بود…»
5. استفاده فراوان از كليشه: ص120«او از ته سياهي نيامد كه نيامد.» و « خودم را مي كوبيدم به سياهي.» …
6. تكرار مقوله ها: كتلت، ديدي تنها موندي، كوبيده شدن، پيچ بافتن (فقط در صفحه 31 سه بار تكرار شده. «بار اول كه محمود را ديد، تقريباً سه ماه از آخرين عاشقي اش گذشته بود.» (ص 33) و بسياري عناصر ديگر. نويسنده قصد داشته تكرار را خصيصه سبكي كند، گاهي تكرارها، انعكاس خوبي در متن ايجاد كرده از جمله: پيچ بافن و كوبيده شدن. اما اغلب آن ها كاربردي نشده و ملال آور و زائد به نظر مي رسد. مانند تكرار«لب هاش را مي كشيد يعني خنده.»ص54. و در ضمن، اين تكرار، هم در زاويه ديد شراره در تلاش براي رسيدن به خصيصه سبكي است و هم در زاويه ديد مستانه به عنوان راوي.
7. تناقض دو فضا: ص 10: جمله به خلوت و دنج بودن اشاره دارد. «ضريح ايستاده بود آن وسط. مردم همه ضريح را نگاه مي كردند. من هم. انگار هيچ كس هيچ آرزويي نداشت. اين را از نگاه مسخ شده و صامت مردم مي گويم.» و بعد فضاي ديگري ارائه مي شود كه زير پا ماندن و ليز خوردن چادر از سر به دليل ازدحام جمعيت و بستن چادر به كمر و هول دادن حكايت دارد.
8. قضاوت راوي در تصاوير: ص 18«خنده دار نيست؟ »
9. لحن نامناسب: لحني كه براي راوي اول، به خصوص در اوائل داستان انتخاب مي شود، لحني بچگانه است. با اينكه داستان از زبان راوي بزرگسال نقل مي شود و در يك دوره به خاطر آوردن اتفاق مي افتد، نه چند دوره. لحني كه اوائل داستان را تعريف مي كند، لحن بچه اي دوساله ايت نه زني كه ازدواج كرده و شوهرش هم مرده. (داستان زمان بندي ندارد و همه زمان ها در يك زمان ارائه مي شود. روند خاطره گويي دارد.) ص 19«شنيدن صدات براي من بس بود. به خصوص اگر مي نشستي برام قصه مي گفتي.»
01. ضعف زبان: ص 29«نگاهت ولو شد توي چشمهام.» ص168«صداي مربي پرورشي را مي كشيدند.»
11. قصور توصيفي زبان: ص 102«و دوباره آن اتفاق مي افتد.» (براي توصيف مسائل جنسي).
وجوه موفق داستان:
21. استفاده از جمله هاي كليدي كه در مفهوم، مرتبطند با فلسفه داستان: ص 57 «روي دستهاش كه مي خواست تكليف همه نخها را روشن كند.» ص130«مستانه تو با واقعيت ها غريبه زندگي كردي و من با روياها غريبه بودم.» (رويا نام دوست مستانه هم بود.)
31. تداعي معاني از طريق قرار دادن يك كلمه در فضاي متكثر معنايي و سپس وحدت معنايي: ص 90« «اين كفترا شدن درد بي درمون!» پدر داد زد سر دكتر و گفت «يعني درد بي درمون؟» «درموني نداره آقا، فقط مدارا.» »
41. نيم دايره شخصيت هاي داستان: داستان به نوعي فلسفه دور تسلسلي را نشان مي دهد. رفتارهاي مادر با بچه، بعدها به صورت رفتارهاي بچه با مادر تصوير مي شود. سياوش عمل پدر خود را تكرار مي كند. پدر با مرگش شراره را ترك مي كند و سياوش با تركش.
51. تركيب دو فضا با فاصله زماني، بدون فاصله مكاني-نحوي.
با جهاني كه با حركت و پويايي و سرعت و برابري ارزش ها و ديگر مقوله هاي انساني، رو به رشد و در حركت است، آيا نقص ها و اشتباهات گذشتگان را تكرار كردن مجاز است. آيا نثرهاي تقليدي، كليشه اي با استناد به همه فهم بودن و زباني ساده داشتن، به عنوان بهترين اثر يك سرزمين مي توانند انتخاب شوند؟ و شايد اشتباه گذشتگان كمتر از آيندگان باشد، چرا كه در زماني كه بسياري از امكانات پيشرفته امروزي نبود، ادبيات و هنر ايراني، معاصر عصر خود بوده است، ولي امروزه، جامعه پرمدعاي هنري، سرشير را به عنوان ماهيت شير استفاده مي كند و بعد از مدتي، بافت چربي خود را اضافه مي كند.
نقدي از ليلا صادقي
http://www.leilasadeghi.com/article.aspx?id=202

شازده احتجاب - هوشنگ گلشيري
با خواندن اين داستان بلند، اولين چيزي كه به ذهنم مي آيد اين است كه چرا نام خانوادگي شخصيت اصلي اين داستان، احتجاب است! دلم مي خواهد از خود نويسنده مي پرسيدم، ولي افسوس كه مراد گفت: شازده جون، شازده احتجاب عمرش را داد به شما.
داستان با نشستن شازده توي صندلي راحتي اش شروع مي شود و او پيشانيش داغ است و سرفه مي كند و با تمام شدن داستان متوجه مي شويم كه تمام داستان خاطراتي بوده كه در عرض دو سه دقيقه در ذهن شازده مسلول، قبل از مرگش مرور مي شده و در اول داستان مراد با زنش حسني توي كوچه دنبال شازده آمده و در آخر داستان خبر مرگ شازده را داده. گويي مراد، پيكي است براي مراد مرگ. ساختار داستان تو در توست و هر بند خاطره اي ازجايي است كه پيوند آنها همان شازده احتجاب است. گاهي راوي از بندي به بند ديگر تغيير مي كند. گاهي راوي فخري است و گاهي فخر النسا وگاهي شازده و گاهي نويسنده. به عنوان نمونه، در صفحه 47 شازده، راوي به ضمير اول شخص است و در صفحه 48 روايت از زبان فخري مي آيد. و يا صفحه 55 كه داستان از زبان فخري بازگو مي شود: «سينه ريز تا روي خط ميان دو پستانش مي رسيد… خانم از اين يكي هيچ خوشش نمي آمد ...» و بعد روايت از زبان فخرالنسا مي شود: « شازده توي تاريكي ايستاده بود، داشت دست هاي سردش را به تن برهنه فخري مي كشيد. آهسته آهسته رفتم نزديكش…»
تغيير زاويه ديد از نكات بارزي است كه در متن به چشم مي خورد. گاهي يك مسئله از ديد فخري توصيف مي شود و بعد از چند بند همان مسئله از ديد فخر النسا. در واقع داستان از زبان چند نفر روايت مي شود كه در نهايت همه در ذهن شازده مي گذرد. صفحه 61 روايت از زبان راوي نويسنده با جمله هاي مقطع فخري در آميزش است و ناگهان روايت از زبان فخرالنسا مي آيد: « ليوان پايه بلند خالي شده بود. باز ريخت. هرچه گفتم:« فخري جان، وقتي شازده سر به سرت مي گذارد اينقدر بلند نخند…» دختره عين خيالش نبود. در صفحه 62 داستان از زبان فخري روايت مي شود و بعد دوباره نويسنده راوي مي شود. اين اتفاق در جاي جاي داستان تكرار مي شود و از جمله شگردهاي منحصر به فرد اين داستان است. از ديگر شگردها، يكي شدن فخري و فخرالنسا و در عين حال يكي نشدن آنهاست. ص60: «شازده گفت:…فخر النسا گفت:… گفتم: …»
ص63: «آنوقت من و فخري، نه، من و فخرالنسا…»
اين يكي و دويي، شخصيت هاي بوف كور را براي خواننده تداعي مي كند: لكاته اي كه محور تمام زن هاي داستان است و تمام مردهاي داستان همان پدر يا عمو يا پير مرد خنزر پنزري هستند و در عين حال داستان نيز به دو بخش تقسيم مي شود. در يك بخش زن اثيري است و در بخش ديگر لكاته. دوگانگي شخصيت ها و نيز دويي درون يكي (آنيما و آنيموس) در آن داستان محور قرار گرفته وليكن در شازده احتجاب، فخري مي بايست با فخرالنسا يكي شود (از لحاظ نام نيز اين ارتباط وجود دارد و هر دو كلمه فخر را در اسمشان دارند، ولي همسر شازده كلمه «النسا» را دنباله نام خود دارد و اين يكي از تفاوت ها را ايجاد مي كند.) شازده مي خواهد كه براي فخر النسا جايگزين پيدا كند تا مرگ فخرالنسا را فراموش كند (سرفه هاي او را كه نمادي از بيماري و مرگ فخرالنسا است و بعد گريبانگير خود شازده مي شود و در واقع شازده مي خواست مرگ خود را فراموش كند).
اين فخري است كه به دو قسمت تقسيم مي شود. يكي فخرالنسا و يكي فخري. فخري مي خواهد يكي باشد و آن هم فخرالنسا، ولي امكان ندارد. او بايد دو تا باشد و اين بر مي گردد به همان احتجاب! شازده احتجاب مردي عقيم است و شايد حجب به معني مانع باشد. در هر صورت او از آوردن زن ديگري مبادرت مي كند و به همان كلفت خانه اكتفا كرده و او را به دو تبديل مي كند. فخري از يك طرف دلش مي خواهد تكثير بشود، ولي شازده مردي عقيم است و فخري مجبور است هم خودش باشد و هم ديگري.
شازده آخرين نسل خانواده اي اشرافي است و داستان سقوط اين خانواده را به تصوير مي كشد. تمام اجداد و آباي او در قاب عكس ها نشسته اند و با خاطرات شازده از قاب بيرون مي آيند و نظاره گر افول خود هستند و اين تب اجدادي شازده است كه براي آخرين بار به سراغش آمده و زندگي او را مرور مي كند و شازده با ناتواني تمام (مثل صندلي راحتي اش آرام نشسته. ص6)
اتاقي كه از همه اشياي عتيقه تهي شده بود، همان اتاق شازده و در واقع تمثالي از ذهن شازده است كه با مرور كردن خاطراتش، آنها را از ذهن بيرون مي ريزد و خود را راحت مي كند. او نمي خواهد وسايل اتاق و قاب ها گرد گيري شوند و مي خواهد آنها را به زير غبار فراموشي بسپارد، چرا كه اين اشيا و وسايل تاريخ زندگي اجدادي او هستند و« صلابت و سنگيني صندلي{اجدادي}را زير تنه اش » حس مي كند. ص 7
از ديگر شگردها، به كاربردن جمله هاي سؤالي ترديدي و احتمالي كه هنگام توصيف واقعه اي به جاي اينكه جمله خبري بيايد، به صورت سؤالي آمده: مراد بود؟ حتماً. ص75.
اشاره كرد به چلچراغ ها، با همان دستي كه توي آستين چين دار بود، حتماً. ص8…
همچنين، ، به كاربردن دو فعل متناقض در كنار هم است كه تنافر و پراكندگي و عدم اطمينان را دلالت مي كند. نگاه مي كرد يا نمي كرد ص8 . بود و نبود ص7. اشاره كرد يا نكرد ص8. بود يا نبود ص75. برمي دارد يا نمي دارد ص 85. گفت يا نگفت ص86. نيست يا هست ص87… و بود و نبود كه آخرين جمله داستان در صفحه 95 است.
نقدي از ليلا صادقي - روزنامه حيات نو
http://www.leilasadeghi.com/article.aspx?id=194

خواب زمستاني، داستاني است از گلي ترقي در 137 صفحه و با 10 فصل.
داستان، مرور خاطرات پيرمردي است كه از دوران مدرسه با چند تا از همكلاسي هايش كه باهم بزرگ شده اند، عهد كرده اند تا آخر عمر با هم باشند. او حالا پير شده و مثل هر روزش، تك و تنها، توي اتاقش نشسته و به انتظار كسي است كه به ديدنش بيايد، ولي جز صداي باد و سوت پاسبان و جويدن موش ها، هيچ صداي ديگري سراغش نمي آيد. او سراغ خاطرات روزهاي جواني و دوستي هاي گذشته مي رود. سراغ تمام ساعت هاي 8 در طول زندگيش و در هر فصل زندگي يكي از رفقايش را حكايت مي كند.
زبان گلي ترقي، به عقيده نگارنده ، شيشه اي است كه ماوراي آن پيداست. ماوراي آن كه حقايق زندگي نشسته و چشم هايش را به چشم هاي خواننده دوخته و از او چشم بر نمي دارد. اين به اين معنا نيست كه زبان هويتي ندارد، و فقط انتقال دهنده معناست، برعكس، زبان او انعكاس دهنده نور و داراي خاصيت بينندگي است. معنا وراي آن نشسته و به ياري زبان، ارائه مي شود. تركيب جملات و انتخاب كلمات از شاخصه هاي زبان گلي ترقي است كه تار و پود كلامش را از آن دارد. تشبيهات و صحنه سازي از حالت هاي روحي و دروني از ديگر شاخصه هاي كلام اوست. در بررسي داستان هاي گلي ترقي، مي توان دو ارزش را برايش مسجل دانست:
يكي رويه داستان پردازي و ديگري زبان متمايز.
1. معمولاً در داستان هايش، دوراني سپري شده مورد بررسي قرار مي گيرد كه به شيوه اي ذهني و دروني است. (از علل موفق بودن او در ارايه اين نوع ساختار، ارتباط زبان با روند داستان پردازي است. نوع زبان به گونه اي خاطره گونه و رونده است. جمله ها كوتاه و گذرنده.) معنايي كه جمله ها حملش مي كنند، بيشتر از نوع خيال پردازانه و توصيف دغدغه ها و حالات دروني است كه دوران گذشته اغلب روان شناسي خاص خود را مي طلبد كه نويسنده آن را به خوبي به كار مي گيرد (داستان حياتي ذهني دارد):
« گوش مي دهم. صداي در مي آيد، صداي پا، صداي حرف پشت پنجره. شايد يك نفر به ديدنم آمده. دنبال عصايم مي گردم، دنبال كفش هايم، دنبال عينكم. كي ياد من كرده؟ كي؟ مهم نيست. اصلاً مهم نيست. حتا اگر غريبه اي باشد كه اشتباهي آمده راهش مي دهم و امشب نگه اش مي دارم…» ص 3.
«دريا غريبه و بي تفاوت نگاهش مي كرد. حتا تكان هم نمي خورد. انگار، انباشته از يك خاموشي بزرگ بود، لبريز از سكوتي جادوئي.» ص 126
اغلب، صحنه سازي هاي زباني به شكلي است كه با موضوع در ارتباط است. به عنوان مثال، وقتي قرار است شيرين خانم توي دريا غرق شود و آقاي هاشمي در حاليكه او را وسط آب مي بيند، متوجه غرق شدن او نمي شود، صحنه به شكل هراسناك و بعد خاموش و راكد، به وسيله جزئيات عناصر داستاني تصوير مي شود و كلمه هاي انتخاب شده با موضوع در وحدتند.
«آقاي هاشمي بلند شد. ايستاد. رفت جلوتر، باز هم جلوتر. دريا خودش را روي ساحل مي ريخت و بر مي گشت. دريا كلافه بود. پرنده ها جيغ مي كشيدند. پرنده ها لاي شاخه ها ديوانه شده بودند. خم شد و از آب دريا به صورتش زد…» ص 123.
نسبت كلمه كلافه به دريا، جيغ و ديوانگي به پرنده ها از جمله نمونه هاي اين مبحث است. انگار تمام عناصر طبيعي و داستاني در اتحاد براي بيان نويسنده اند و ناخواسته تعبيرهاي گوناگوني از يك حادثه در داستان روايت مي شود. غرق شدن كه نشان دهنده حادثه اي بد است با عكس العمل پرنده ها و باد و دريا يك مفهوم دارند ولي با بيان هاي مختلف.
گره ها و طرح و توطئه نيز در آخرين لحظات، در دقايقي كه نفس خواننده بند آمده،ناگهان بازمي شود و خواننده را به فصل بعد هول مي دهد. از جمله بخش 8 كه مربوط به آقاي جليلي است، تا لحظه هاي آخر خواننده را جستجوگر باقي مي گذارد تا علت بستن دست و پا و دهان آقاي جليلي به وسيله خانواده و دوستانش را بداند. كه اين جاذبه نه تنها به واسطه گره گشايي به موقع، بلكه به بركت زبان گره گشاست.
2. زبان متمايز: زباني يكدست و روان. انگار كلمه ها قبل از نوشته شدن، سري به كارگاه نجاري مي زنند و سمباده مي شوند. كلمه ها همه از نوع همديگرند و حتا اگر متضاد باشند، چنان در كنار هم قرار مي گيرند كه انگار مترادفند. زبان ريلي است براي حركت معناي مسافر. قطار (قالب) چه خالي باشد، چه با دو مسافر و چه انبوهي از مسافران.
«ايستاد. برف توي چشم هايش مي رفت، روي سرش نشسته بود، روي شانه هايش، روي سراپايش. چراغ ها، پشت پرده ها تك تك خاموش مي شدند. شهر، مثل ته مانده قصه اي فراموش شده، آن دورها نفس مي كشيد، آن قدر دور كه انگار خيالي بيش نبود. گوش داد، صدايي نبود جز همهمه اي خفيف پشت تاريكي و قدم هايي كه از پشت سر، آرام آرام، نزديك مي شدند…» ص 27.
احساسات دروني شخصيت هاي داستان اغلب با حرف هايي كه خودشان توي فكر خودشان مي زنند (سير ذهني داستان)، روشن مي شود. زبان مستقيماً معناي كامل را بيان نمي كند و نيمه ديگر معنا، از طريق همنشيني كلمات به دست مي آيد:
«موشي دارد گوشه ي تشك را مي جود. اين حوالي يك گربه بود. صدايش را مي شنيدم. از وقتي سرد شده پيدايش نيست. فردا مي روم بيرون و چند تا تله مي خرم. گربه ي همسايه را هم خبر مي كنم… » ص137.
راوي به دليل عجز و از كار افتادگي به گوشه اتاق افتاده و هيچ كاري انجام نمي دهد جز فكر كردن. حتا نا ندارد كه از پس موش ها بر بيايد و در واقع كار امروز را به فردا مي اندازد. فردايي كه دلش مي خواهد وجود نداشته باشد. به خودش براي عمر كردن تا تابستان وقت مي دهد، ولي هر لحظه از زندگيش را لحظه آخر مي داند و تابستان را براي دلداري خودش مي گويد. با تمام شدن داستان، تازه داستان ديگري شروع مي شود، كه اين داستان، فقط مربوط به يك شب پير مرد بود. معلوم نيست كه شب هاي ديگر چه فكرهايي، داستان شود و اگر شب آخرش باشد، پس از مرگش داستان هايي خواهد بود. شايد وارثاني باشند. كساني كه مي توانستند در زمان حيات به ديدنش بيايند و بسيار حوادث ديگر كه داستان با پايان خود، آنها را آغاز مي كند و ما با اين نوشته، نوشته هاي ديگر را.
نقدي از ليلا صادقي - روزنامه حيات نو
http://www.leilasadeghi.com/article.aspx?id=195
William Faulkner
آثار ويليام فاكنر جزيي از فرهنگ آمريكا و آمريكايي هاست و با آنها معنا مي شود. براي درك داستان هاي او بايد اين فرهنگ را شناخت. بايد تاريخ آمريكا را ورق زد و با نگاه فاكنر توهم و واقعيت را درهم آميخت. براي تجسم فضا و مكان داستان بايد مي سي سي پي را در ذهن مجسم كرد و به كناره هاي اين رود سفر كرد، به دهه هاي اوليه قرن بيستم بازگشت: به دوره برده داري و فئودال بازي، به تاثير و نقش مذهب و اخلاق در خانواده هاي نه چندان اصيل آمريكايي و... آمريكايي كه فاكنر ارائه مي دهد با امروز فرسنگ ها فاصله دارد، او در سرزمين خيالي اثر، يوكنا پاتافا آمريكايي را ترسيم مي كند كه نه مدرن است و نه مطبوع، نه سرزمين روياها و آرزوهاست نه مدينه فاضله، آمريكا ي او لجن زاري است از توحش و بربريت، فساد و دزدي، تباهي و سياهي، در اين سرزمين خوبي يا مثل كورسويي است از شعله اي در حال خاموشي يا محكوم به فنا است. در اين لجن زار اما بايد ياد گرفت كه زنده ماند و تظاهر به خوشبختي كرد.
در داستان كوتاه «اونهم خوبه»، تمام داستان از زاويه ديد پسربچه اي هفت ساله روايت مي شود. پسربچه اي هفت ساله از آن جهت كه هنوز آنقدرها به محاسبات چرتكه اي دنيا آلوده نشده و تقريباً در سن مرزي اي قرار دارد كه هم متوجه بسياري از مسائل مي شود و هم آنقدر منطق و بينش ندارد كه بتواند از آنها نتيجه گيري كند يا آنها را تاويل و تفسير كند. تلاش او براي به دست آوردن پول هم تا حدي مشخص است. او تا اين اندازه به محاسبات آلوده شده كه بداند پول چيست؛ اصلاً ماحصل تفكري كه او در آن بزرگ شده همين پول و داشتنش است اما ارزش پول هنوز براي او معلوم نيست. چنانكه جايي قرار است به او از آنچه برايش درنظر گرفته شده، رقم بالاتري بپردازند اما او به مبلغ قبلي بسنده مي كند و پيشنهاد جديد و بيشتر را قبول نمي كند.
جورجي/ پسربچه و راوي داستان اتفاقاً بچه باهوشي است اما محصول همان لجن زاري است كه در آن بايد از هوش هم در جهت شرارت استفاده كرد. براي او دايي اش عملاً منبع درآمدي است كه مي تواند با آن براي پدربزرگش عيدي بخرد و بازيچه هاي خودش را بدون چك و چانه زدن با پدر و مادرش به دست آورد. او به نوع كاري كه قرار است انجام دهد فكر نمي كند و اصلاً قدرت تشخيص خوب و بد را ندارد؛ مهم اين است كه در قبال خوش خدمتي هايش پول به دست مي آورد حالا از هر راهي و مگر اين نتيجه تفكر و نظامي نيست كه بر پايه پول شكل مي گيرد؟
جورجي با آنكه در جريان تمام وقايع داستان قرار مي گيرد و حتي از جزئيات بسياري هم مطلع مي شود اما منطق كودكانه اش راه تجزيه وتحليل را بر او مي بندد و او و فاكنر نتيجه گيري را به مخاطب مي سپارند جورجي بدون آنكه خود مطلع باشد بدترين اشتباه را در مورد دايي رودني مرتكب مي شود و در قالب به ظاهر لطف او را به كام مرگ مي كشاند. رودني در نوع خود كازانوايي است كه مردهاي شهر «موتستاون» از دست او به ستوه آمده اند. او با زن هاي آنها رابطه برقرار مي كند و بعد آنها را سركيسه مي كند. رودني عياش، هرزه و كلاهبردار است. او شمايلي است از انسان معاصر. خانواده، آبرو، شرف براي او معنايي ندارند همه از خواهرها و برادرهايش گرفته تا پدر و مادر پير و شوهرخواهرهايش از آبروريزي هاي مكرر او خسته اند و هربار با قرض و گردن كج كردن سعي كرده اند از گندهاي متعدد او و درز پيدا كردن خبرهايش و رسيدن آنها به گوش ديگران جلوگيري كنند. اما دست آخر رودني كاري مي كند كه صفحات مطبوعات را هم به خود اختصاص دهد. حالا تمام خانواده كار و زندگي را آن هم در شب عيد كريسمس كنار مي گذارند تا دسته گلي را كه رودني به آب داده، جمع و جور كنند كه البته بي فايده است. فساد نه رودني كه همه شهر و آدم هايش و بهتر است بگوييم سيستم را گرفته. پول در برابر آبرو و خريدن آبرو در ازاي پرداخت پول بيشتر. رودني نه به خاطر اوراق قرضه كه به خاطر انحطاط اخلاقي و فساد توسط مردان يا به عبارت داستان «شوهران موتستاون» كشته مي شود. تنها شاهد هم جورجي است كه فكر مي كند صداي تيرها يعني پنج گلوله ترقه هايي است كه در شب سال نو در مي كنند و تمام اينها هم در ازاي به دست آوردن بيست سكه ربع دلاري است از دايي رودني!
در «اونهم خوبه» در كنار فساد مالي، زوال خانواده هاي آمريكايي نيز به تصوير كشيده شده، زن هاي شوهردار و نسبتاً مرفه در زندگي بي معني خود عشق ها و روابط هيجان انگيزي را وارد مي كنند تا از يكنواختي زندگي بكاهند و خود را به نوعي سرگرم كنند. در اين بازي كسي كه قاعده بازي را به هم بزند يا بلد نباشد محكوم به حذف شدن است وگرنه همه چيز بر سر جاي خود قرار دارد و چيزي تغيير نمي كند. بساط شب كريسمس بعد از مرگ رودني هم پابرجاست.
بچه ها در خانه ديگر همراه با مستخدمه هاي سياهپوستشان خواهند خوابيد. رودني فراموش خواهد شد. پول ها پس گرفته مي شود و زندگي در لجن زار ادامه پيدا مي كند. اما حتي كادوهاي روز كريسمس هم فراموش نمي شوند و چيزي از زرق و برق زندگي آمريكايي كاسته نمي شود. در اين بازي بيش از هرچيز بايد بلد بود كه خوشبخت به نظر رسيد و پول يعني خوشبختي، يعني آبرو، يعني خريد و فروش روح، يعني همه چيز.
http://www.sharghnewspaper.com/821112/litera.htm

نادرابراهيمي درسال 1315 درتهران متولدشد . تحصيلات ابتدايي ومتوسطه رادرشهرها ي گرگان ، مشهدوتهران گذراندوسرانجام به دانشكده حقوق تهران راه يافت ولي پس ازمدتي آن رارهاكرد. سپس ازدانشكده ادبيات دررشته ادبيات انگليسي فارغ التحصيل شد. ابراهيمي از12سالگي شروع به كار كرد. درحوزه هاي مختلف هنروادبيات وازجمله درزمينه ادبيات كودك فعاليت داشته وهم اكنون مديرانتشارات همگام باكودكان است وكتاب هاي متعددي را براي كودكان تأليف كرده است وي مدتي نيزباكانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان همكاري نزديك داشته است .برخي آثار وي براي كودكان عبارتنداز: دورازخانه (1346) كلاغ (1348) سنجاب (1349) بزي كه گم شد(1350) عبدالرزاق پهلوان (1351) قصه هاي گل قالي (1352) بران آفتاب وقصه كاشي (1353) درسرزمين كوچك من (1355) سفرهاي دورودراز حامي وكامي در16جلد (1356) انقلاب به ماچه داد؟ (1359) وآتش بدون دود )1359)
((نادر ابراهیمی در [چهاردهم] فروردینماه سال ١٣١۵ در تهران بهدنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در این شهر گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشكدهی حقوق وارد شد. اما این دانشكده را پس از دو سال رها كرد و سپس در رشتهی زبان و ادبیات انگلیسی به درجهی لیسانس رسید.
او از ١٣ سالگی به یك سازمان سیاسی پیوست كه بارها دستگیری، بازجویی و زندان رفتن را برایش درپی داشت.
ارایهی فهرست كاملی از شغلهای ابراهیمی، كار دشواری است. او خود در دو كتاب ”ابن مشغله” و ”ابوالمشاغل” ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیتهای گوناگون خود نیز پرداخته است. ازجمله شغلهای او بوده است: كمككارگری تعمیرگاه سیار در تركمنصحرا، كارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانك، صفحهبندی روزنامه و مجله و كارهای چاپ دیگر، میرزایی یك حجرهی فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایرانشناسی عملی و چاپ مقالههای ایرانشناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور كردن كتابهای كودكان، مدیریت یك كتابفروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاهها و ...
در تمام سالهای پركار و بیكار یا وقتهایی كه در زندان بهسر میبرد، نوشتن را ـ كه از ١٦ سالگی آغاز كرده بود ـ كنار نگذاشت. در سال ١٣۴٢ نخستین كتاب خود را با عنوان ” خانهیی برای شب” بهچاپ رسانید كه داستان ”دشنام” در آن با استقبالی چشمگیر مواجه شد. تا سال ١٣۸٠ علاوه بر صدها مقالهی تحقیقی و نقد، بیش از صد كتاب از او چاپ و منتشر شده است كه دربرگیرندهی داستان بلند (رمان) و كوتاه، كتاب كودك و نوجوان، نمایشنامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینههای گوناگون است. ضمن آنكه چند اثرش به زبانهای مختلف دنیا برگردانده شده است.
نادر ابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی و همچنین دو مجموعهی تلویزیونی را نوشته و كارگردانی كرده، و آهنگها و ترانههایی برای آنها ساخته است. او همچنین توانسته است نخستین مؤسسهی غیرانتفاعی ـ غیردولتی ایرانشناسی را تاسیس كند؛ كه هزینه و زحمتهای فراوانی برای سفر، تهیهی فیلم و عكس و اسلاید از سراسر ایران و بایگانی كردن آنها صرف كرد؛ ولی چنانكه باید، شناخته و بهكار گرفته نشد و با فرارسیدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.
او فعالیت حرفهیی خود را در زمینهی ادبیات كودكان، با تاسیس ”مؤسسهی همگام با كودكان و نوجوانان” ـ با همكاری همسرش ـ در آن مؤسسه متمركز كرد. این مؤسسه، بهمنظور مطالعه در زمینهی مسائل مربوط به كودكان و نوجوانان برپا شد و فعالیتش را در حیطهی نوشتن، چاپ و پخش كتاب، نقاشی، عكاسی، و پژوهش دربارهی خلقوخو، رفتار و زبان كودكان و نیز بررسی شیوههای یادگیری آنان دنبال كرد. ”همگام” عنوان ”ناشر برگزیدهی آسیا” و ”ناشر برگزیدهی نخست جهان” را از جشنوارههای آسیایی و جهانی تصویرگری كتاب كودك دریافت كرد.
ابراهیمی در زمینهی ادبیات كودكان، جایزهی نخست براتیلاوا، جایزهی نخست تعلیم و تربیت یونسكو، جایزهی كتاب برگزیدهی سال ایران و چندین جایزهی دیگر را هم دریافت كرده است. او همچنین عنوان ”نویسندهی برگزیدهی ادبیات داستانی ٢٠ سال بعد از انقلاب” را بهخاطر داستان بلند و هفتجلدی ”آتش بدون دود” بهدست آورده است.
نادر ابراهیمی در زندگی پرفرازونشیب خود، جایگاه خاصی برای ورزش نگهداشته است. او رشتههای مختلف ورزشی را تجربه كرده، یكی از قدیمترین گروههای كوهنوردی بهنام ”اَبَرمرد” را بنیان نهاده و در توسعهی كوهنوردی و اخلاق كوهنوردی، تاثیرگذار بوده است.
نادر ابراهیمی در حال حاضر كه ۷٠ سال دارد، به علت بیماری در منزل استراحت می كند، بیماری اش آرام آرام در حال بهبود است. امید كه بتواند انبوه كارهای ناتمامش را كه شامل تحقیقات، داستانهای بلند و كوتاه و فیلمنامه می شود، به پایان برساند.
ابوالمشاغل» نادرابراهيمي پس از 20 سال تجديد چاپ ميشود.
در اثر يادشده نادرابراهيمي ضمن شرح وقايع زندگياش، دربارهي فعاليتهاي گوناگون خود و شغلهايي كه مدتي به آنها اشتغال داشته است، از جمله كمككارگري تعميرگاه سياردرتركمنصحرا، كارگري چاپخانه، حسابداري و تحويلداري بانك، صفحهبندي روزنامه، مجله و كارهاي چاپ ديگر، ميرزايي يك حجرهي فرش در بازار، مترجمي و ويراستاري، ايرانشناسي عملي و چاپ مقالههاي ايرانشناختي، فيلمسازي مستند و سينمايي، مصوركردن كتابهاي كودكان، مديريت يك كتابفروشي، خطاطي، نقاشي و نقاشي روي روسري و لباس، تدريس در دانشگاهها و ... صحبت كرده است.
«ابوالمشاغل» كه چاپ اول آن به سال 1365 بازميگردد، توسط نشرروزبهان به چاپ دوم ميرسد.
همچنين چاپ ششم «مصابا و روياي گاجرات» تا نمايشگاه كتاب امسال با افزودن عكسها و نقاشيهايي از اين نويسنده منتشر ميشود.
اين مجموعه شامل 14 داستان كوتاه است.
علاوه بر اين آثار، پنج جلد «بر جادههاي آبي سرخ» هم احتمالا تا نمايشگاه كتاب منتشر ميشود.
نادر ابراهيمي متولد 14 فروردينماه سال 1315 در تهران است و از آثار او ميتوان به «خانهاي براي شب»، «آرش در قلمرو ترديد (يا: پاسخناپذير)»، «هزارپاي سياه و قصههاي صحرا»، «افسانهي باران»، «در سرزمين كوچك من» (منتخب آثار)، «تضادهاي دروني»، «انسان، جنايت، احتمال»، «مكانهاي عمومي»، «در حد توانستن» (شعرگونه)، «غزلداستانهاي سال بد»، «ابن مشغله» (زندگينامه، جلد اول)، «ابوالمشاغل» (زندگينامه، جلد دوم)، «فردا مشكل امروز نيست» اشاره كرد.
ايسنا

ايشي گورو در طول بيست و پنج سال نويسندگي فقط شش رمان نوشته است؛ رمانهايي كه ميليونها نسخه از آنها به فروش رفته.
«هرگز رهايم مكن» تازهترين كتابي است كه از او به فارسي ترجمه شده است.

هميشه شعبدهبازهاي قهاري بين چشم باداميها پيدا ميشوند كه چيزي براي غافلگيري در چنته دارند. كافي است تصميم بگيرند مخترع، محقق يا حتي نويسنده خوبي باشند.
آن وقت است كه دستشان را توي جيب جادوييشان فرو ميبرند و از داخل آن مثلا شش رمان بيرون ميآورند كه حداقل پنج تايش برندة جايزة بوكر از آب در ميآيد.
ايشي گورو و رمانهايش هم جزئي از اين غافلگيري محسوب ميشوند. واقعيت اين است كه وقتي او دست به قلم ميشود، يعني يك اتفاق ادبي مهم ديگر در حال شكلگيري است.
همة منتقدها دربارة رماناش حرف ميزنند و روزنامهنگارها دَمِ در خانهاش از كنج خلوت و آرام شمال لندن قطار ميشوند تا آرامش مردم را به هم بزنند. ولي او فقط لبخند بوداييوارش را تحويل آنها ميدهد، دستگاه قهوهجوش را از ته انباري بيرون ميكشد و آنها را يكي يكي به خلوتاش راه ميدهد.
پدر چمدان به دست گفته بود دو سال بيشتر طول نميكشد. البته اين چيزي بود كه قرارداد ما بين اقيانوسشناس و مؤسسة ملي اقيانوسشناسي ميگفت.
او كه به بهانة يك پروژة تحقيقاتي دو ساله به انگلستان آمده بود، هيچ فكر نميكرد درياي شمال انگلستان بيشتر از اين حرفي براي گفتن داشته باشد. ايشيگوروي پدر، دست همسر و پسر شش سالهاش را گرفته بود و به هواي اينكه دو سال ديگر به ژاپن برخواهند گشت، وارد انگلستان شد.
اما چهل و هفت سال از آن دو سال كذايي ميگذرد و آنها همچنان ساكن انگلستان هستند.
زندگي به سبك سامورايي
هنوز هم آن پسر بچه شش ساله كه حالا چيزي بيش از پنجاه سال سن دارد، صداي كشيده شدن شاخههاي درختان روي سقف اتوبوسهاي دو طبقه و خارپشتهاي له شدة وسط خيابان را خوب به ياد دارد.
او ميگويد: «اين چيزها براي من كه از خارج آمده بودم ناشناخته بود و احساس ميكردم تمام اينها بايد به طريقي به هم مربوط باشد.» اما پسربچه، خوب با دنياي ناشناختة اطرافاش كنار آمد؛ طوري كه هيچوقت احساس يك مهاجر را در انگلستان نداشت.
حتي وقتي به مدرسه ميرفت، همكلاسهايش به خاطر چشمهاي كشيده و پوست گندمگون آسيايياش خيلي بهاش پيله نميكردند. شايد چون فكر ميكردند با يك متخصص ورزشهاي رزمي سر و كار دارند؛ هر چند ايشيگورو هيچوقت چيز زيادي از ورزشهاي رزمي نميدانست و لنگ و لگدهايش هميشه در حد همان پسربچههاي دور و برش بود.
اما ماجراي ماندگار شدن آنها در انگلستان از شانزده سالگياش شروع شد. اول فقط دوستان صميمياش دوست داشتند اينطور صدايش كنند، ولي بعدها در همه جاي دنيا با اين نام شناخته شد.
زماني كه كازوئو شانزده ساله بود، آنها تصميم گرفتند براي هميشه در انگلستان بمانند. ايشي گورو كه در تمام اين ده سال در حال به وجود آوردن نوعي ژاپن در ذهناش بود در اعماق وجودش خوب ميدانست كه خواهند ماند.
چون «نميتوانستم باور كنم كه والدينام من را از زندگي در بريتانيا خارج خواهند كرد. فكر كنم والدينم شهامت انجام اين كار را با من نداشتند.» اما پدر نگفت كه شهامت اين كار را نداشته. او فكر كرده بود حالا كه كيلومترها از آن مكان آرام در حومه ناكازاكي و باغ معمول ژاپنياش فاصله دارد، بهتر است چند صباحي در حومة ساكت ولي هميشه آلوده لندن بمانند. ايشي گورو پس از دبيرستان به دانشگاه «كنت» رفت. آنجا زبان انگليسي و فلسفه خواند. بعد در دانشگاه «ايست انگليا» كارشناسي ارشد در «نويسندگي خلاق» گرفت. او در مدت تحصيل و بعد از آن – تا قبل از اينكه نويسندهاي مشهور شود – هم كار ترانهسرايي ميكرد و هم مددكار اجتماعي بود.
اما بالاخره شعبده باز كار خودش را كرد و از داخل جيب جادويياش «منظرة پريده رنگ تپهها» را بيرون آورد. ايشي كه در دوران كودكي سوداي شهرت نوازندگي راك را داشت، با منظرة رنگ و رو رفتهاش توجه منتقدان را به خود جلب كرده است. با وجود اينكه او در جايي ميگويد نويسندگي دقيقا آن چيزي نبوده كه ميخواسته انجام دهد، كارنامهاش نشان ميدهد خوب از پس كاري كه نميخواسته انجام دهد، برآمده است.
نوشتن به سبك سامورايي
هيچوقت نميتوانيد حدس بزنيد اين آدمِ به شدت شرقي كه در ابتداي داستان دارد از خاطراتاش برايت حرف ميزند، باطني آشوبزده داشته باشد. در داستانهاي ايشي گورو معمولا همه چيز اينطور شروع ميشود كه شخصيت اصلي داستان روي كاناپة اتاق پذيرايياش در جايي ساكت و خلوت در حومة يك شهر، لم داده است و دارد با خونسردي تمام گذشتة نكبتبارش را برايت تعريف ميكند.
ايشي گورو عاشق گذشته و به يادآوردن خاطره است. انگار او اصلا كتاب مينويسد تا شخصيتهاي داستانهايش را در گذشتة خودشان غرق كند؛ گذشتهاي كه با حال غيرعادي و نامعلومشان چندان هم تفاوت ندارد.
درست مثل مستخدم مفلوك «بازماندة روز» كه با لحن مضحكي شروع به تعريف كردن خاطراتاش از سراي دار لينگتن (خانة لرد) ميكند؛ خاطراتي كه خودش هم دقيقا نميداند در كجاي آنها قرار دارد. او فقط ميداند بخش ناچيزي از شرافت و غرورش كه بايد آنها را با چنگ و دندان حفظ كند، جايي در لابهلاي همين خاطرات لعنتي است.
به نظر ميرسد اين بازگشت به گذشته و مرور خاطرات، به شخصيت خود ايشي گورو ربط داشته باشد؛ گذشته و خاطراتي كه او در پنج سالگي در ناكازاكي جا گذاشت و حالا دوست دارد چند سال يك بار به بهانة چاپ يك رمان جديد، در آنها قدم بزند.
درست مثل «منظرة پريدهرنگ تپهها» كه ميگويند از روي خاطرات قديمي خود ايشي گورو از ناكازاكي برداشته شده است. در اينجا هم راوي – عضو جدا نشدني داستانهاي ايشي گورو – در خانهاي خارج از شهر با «سكوتي كه آن را در بر گرفته بود» نشسته و اعتراف ميكند كه شوهرش با انتخاب اسم نيكي با تهماية ژاپني براي دختر كوچكشان، در هر لحظه او را به گذشته پرتاب ميكند.
شوهري كه در طول داستان هيچ معلوم نيست چه بلايي سرش آمده و انگار خيلي هم مهم نيست؛ مهم گذشتة كج و كولة «اتسوگو» است كه هر طور شده بايد تعريف شود.
مكان و زمان به سبك سامورايي
ايشيگورو ميگويد: «بزرگترين مشكل من موقع نوشتن، انتخاب مكان و زمان داستان است.» براي ايشي زمان و مكان يك داستان فقط بخشي از تكنيك نويسندگي است كه او آنها را در پايان داستانهايش هم ميتواند انتخاب كند.
خب، آقاي نويسنده به اندازة كافي، گذشتههايي با خاطرات جور واجور دارد كه بخواهد آنها را تعريف كند. او داستان را تمام و كمال مينويسد و بعد: «كتابهاي تاريخي را ميگردم و زمان و مكان موردنظرم را انتخاب ميكنم.»
مكان اغلب داستانهايش انگلستان و حومة لندن است؛ انگلستاني كه داستان به داستان، تفاوتهاي خاص خودش را دارد. مثلا استيونز در «بازماندة روز» (1989) بيشتر در انگلستان مناطق روستايي و خارج از شهر چرخ ميزند، يا براي «منظره كمرنگ تپهها» (1982) همان حومة دنج و ساكت اطراف لندن را انتخاب كرده.
در «وقتي يتيم بوديم» (2000) ماجرايش را بين لندن و شانگهاي دهة 30 تعريف ميكند و در آخرين رماناش «هرگز رهايم مكن» (2005) به سراغ يك انگلستان تخيلي ميرود.
اما ايشي گورو در چهارمين اثرش «تسليناپذير» (1995) سنتشكني ميكند و مكان را در يك شهر اروپايي بدون نام انتخاب ميكند. داستان «تسليناپذير» (كه به فارسي هم ترجمه نشده) دربارة سفري است تمام نشدني با يك اتومبيل به سوي يك كنسرت؛ كنسرتي كه هيچوقت اجرا نميشود. منتقدها كه چندان از اين اثر متفاوتاش خوششان نيامد، آن را بيشتر شبيه يك هاراگيري (خودكشي به سبك ژاپني) تلقي كردند.
حرفهاي آقاي نويسنده
ايشي گورو بعد از چاپ هر رماناش تقريبا به تعداد صفحات همان رمان مصاحبه كرده است. او در مصاحبههايش علاوه بر دنياي داستان رماناش، از دنياي شخصي خودش هم حرف زده است.
نوشتن ميتواند به نوعي تسلاي آن چيزي باشد كه در درون شكسته و اكنون هزارپاره شده است.
نويسندگي دقيقا آن چيزي نبود كه ميخواستم انجام دهم. خلق دنيايي نوين به گنجايش چندين صفحه كاغذ و حتي جستوجو در عوالم ديگر ميتواند مرهمي بر زخمهاي كهنه باشد؛ زخمي كه هيچگاه درمان نمييابد.
من دوست دارم قهرماناني خلق كنم كه در نهايت دوست دارند از خود نشاني به جا بگذارند. موضوع، نياز همه جوامع انساني به اداي سهم خود است. داشتن يك جاهطلبيِ بيشتر اخلاقي تا مادي؛ و فكر ميكنم تلاش در راستاي تحقق اين مهم براي همه لازم باشد!
ژاپنيها فكر ميكنند من نسخة تمام عيار يك بچه ژاپني هستم كه در خارج بزرگ شده؛ تويوتا مدل 1960! همة اين حرفها به خاطر اين است كه من از مانع بزرگي كه همان آموختن زبان انگليسي بود، عبور كردم! و اين در نظر ژاپنيها، تحقق مخوفترين كابوس آنها بود. من آن چيز بكر، يعني اصالت ژاپنيام را از دست داده بودم.
هيچوقت اين نياز را احساس نكردم كه بخواهم با سرعت بيشتري كتاب منتشر كنم. هيچوقت زياد بودن تعداد كتابها برايم مطرح نبوده است. به نظر من نوشتن كتابي كه حتي اندكي متفاوت باشد، مهمتر است.
وظيفة من و همنسلانم زنده نگاه داشتن خاطرات است؛ نسلي كه اگرچه در جنگ شركت نكرده اما زير ساية آن بزرگ شده است. حال بيش از هر زمان ديگري خطر فراموشي اين خاطرات در كمين نشسته است. ميهراسم از اين كه خاطرات جمعي افرادي كه از نعمت زيستن در گوشه آسودهاي از تاريخ برخوردارند به فراموشي سپرده شود؛ گوشة آسودهاي كه از جنگ و خونريزي در امان است.

بازماندهاي از ديروز
«بازمانده روز» داستان سفر شش روزه استيونز – پيشخدمت سراي دارلينگتن - به غرب انگلستان است.
باوجود اينكه لرد دارلينگتن او را بعد از سيسال خدمت به چيزي شبيه يك مرخصي ميفرستد، او اصرار دارد اين سفر را يك سفر كاري قلمداد كند.
استيونز داستان را در دو لايه تعريف ميكند. لايه اول داستان عشق نافرجامي است كه سالها پيش بين او و سرخدمتكار خانه به وجود آمده بود و لايه دوم وقايع مهم تاريخي است كه در سراي دارلينگتن در سالهاي قبل از جنگ جهاني دوم رخ داده است.
لرد در خانهاش از سران حزب نازي گرفته تا اشراف انگلستان را پذيرايي ميكند تا بلكه روابط بين دو كشور بهبود يابد. ولي بعد از شروع جنگ جهاني دوم، اين لرد است كه يك خائن بزرگ محسوب ميشود و همه او را تا زمان مرگاش طرد ميكنند.
استيونز در هر دوي اين ماجراها فقط ناظر است؛ چه در عشقاش به «ميس كنتن» كه هيچوقت به زبان نميآورد، چه در تالار پذيرايي خانه لرد در حضور مهمانان. او انگار در تمام داستان در گوشه تاريك همان تالار پذيرايي دست به سينه ايستاده و ماجراي آدمهاي خانه را – كه خودش هم جزئي از آنها است – فقط تعريف ميكند.
منظره رنگ و رو رفتة ناكازاكي
«من ميتوانم وسط ترافيك دراز به دراز بگيرم بخوابم، عين خيالمم نيس. ولي ديگر يادم نيس چه جوري ميشه تو سكوت خوابيد.» اين را نيكي همانطور كه روي كاناپه جلوي تلويزيون لم داده است، در جواب مادرش كه به او ميگويد اگر اتاقات به اندازه كافي آرام نيست، ميتواني با اتاق ديگري عوضاش كني، ميگويد.

نيكي دختر مادري ژاپني و پدري ظاهرا انگليسي است كه از خواهر ناتني ژاپنياش چندان دل خوشي ندارد و حتي حالا كه سالها از مرگاش ميگذرد از حرفزدن درباره آن طفره ميرود.
اما داستان «منظرة پريده رنگ تپهها» داستان نيكي نيست. اين كتاب به عنوان اولين اثر نويسنده آغازگر همان سبك روايي و خاطرهوار آثار ايشي گورو است. «اتسوكو» سالها قبل به انگلستان آمده و حالا در بعدازظهر يك روز باراني همانطور كه از پنجره به بيرون نگاه ميكند، يك دفعه به نيكي ميگويد: «ياد كسي افتادم كه يه وقتي ميشناختم؛ زني كه يه وقتي ميشناختماش. وقتي تو ناكازاكي بودم...»
وقتي كسي نبود
پنج سال بعد از «تسلي نيافته» و هجوم منتقدهاي معترض، ايشي گورو دوباره دست به قلم شد و «وقتي يتيم بوديم» را نوشت.

كتاباش پرفروشترين رمان در سال 2000 شد، جايزه بوكر گرفت و منتقدهايي كه بعد از «تسلي نيافته»، ايشي را محكوم به هاراگيري كردند، حالا دوباره زندهشدن آقاي نويسنده را با آن قيافه عينكي و لبخند هميشگياش جشن گرفتند.
«وقتي يتيم بوديم» سه بخش دارد؛ لندن، هتل كاتاي شانگهاي و دوباره لندن. ماجراي داستان هم درست بين لندن و شانگهاي آشوبزده ميگذرد. «بنكس» يكي از مشهورترين كارآگاهان لندن است و مردم همانطور كه با هيجان سريالهاي پليسي را دنبال ميكنند، طرفدار پروندههاي كارآگاهي بنكس هم هستند.
اما يك پرونده هست كه او هيچوقت نتوانسته حل كند؛ ماجراي گمشدن پدر و مادرش در زمان كودكياش در شانگهاي چين. ولي ظاهرا بنكس اصلا وقتشناس نيست و درست وقتي به سرش ميزند دنبال پرونده پدر و مادرش را بگيرد كه چين و ژاپن در حال جنگيدن هستند.
ميخواهم رهايت كنم
اصلا دوست نداشتم آخرين رمان نويسندة محبوبم اينقدر تاريك، سرد و غمانگيز باشد. اگر راستش را بخواهيد، اصلا هم تصور نميكردم موضوع لعنتياي كه هميشه دغدغة ذهن آشفتهام است، دستماية داستان او باشد؛ انسانهاي شبيهسازي شده.

قسمت نچسب قضيه، زيادي رئال نگاه كردن به اين ماجرا همراه با تصور ورود اين نوع آدمها به زندگي روزمرهمان است.
آن وقتي كه توي صندلي راحتيات فرو رفتهاي و داري با طرف مقابلات از بيرمقي زندگي حرف ميزني و از اين كه هيچوقت فكر نميكردي زندگي يك همچين چيز كسالتآوري از آب دربيايد. و درست همه چيز، آنجايي بدتر و بدتر ميشود كه يك لحظه شك كني اين آدمي كه روبهرويت نشسته، يك انسان واقعي نباشد.
حس ضربة داستان «هرگز رهايم مكن»، وقتي ميفهمي شخصيتهاي اصلي موجودات شبيهسازي شده هستند، درست مثل همان لحظهاي است كه شكات به يقين تبديل ميشود؛ يقيني كه كمكم صندلي راحتيات را به جهنمي از چوبهاي سفت و محكم تبديل ميكند كه تو چارهاي جز بيرون كشيدن خودت از آن نداري.
با همة اينها با همة اين افكار صد تا يه غاز و ماليخوليايي، نميتوانيم طرف مقابلمان را ناديده بگيريم؛ چون او خيلي شبيه خودمان است و اصلا بعيد نيست كه او هم، همين فكر را دربارة ما بكند. از كجا معلوم، شايد طرف مقابلمان از ما ماليخولياييتر باشد.
«هرگز رهايم مكن» درباره چند شخصيتي است كه به طور مصنوعي در آزمايشگاه و به روش كلونينگ به دنيا آمدهاند و به زودي ميفهمند هدف به وجود آوردنشان، استفاده از اعضاي بدن آنها است و اين كه همه محكوم به مرگي زودرس هستند. كتي به همراه روت، تومي و خيليهاي ديگر در مؤسسة هيلشم (مؤسسهاي مرموز در انگلستان) به وجود آمدهاند و همانجا هم بزرگ شدهاند. حالا داستان را «كتي اچ» سي و يك ساله برايمان تعريف ميكند. او از لابهلاي خاطرات وحشتناكاش، بدترينها را انتخاب و به بهترين شكل ممكن برايمان تعريف ميكند.
ايشيگورو كه با اين رمانش يك بار ديگر برندة جايزة بوكر شد، در جايي ميگويد: «از همان اول ميدانستم نميخواهم رماني دربارة طبقهاي كه مورد سوءاستفاده قرار گرفته و به بردگي گرفته شده و بعد هم شورش ميكند، بنويسم. موضوع مورد علاقة من اين است كه بدانم ظرفيت بشر براي پذيرش سرنوشت مشخص و بيرحمانه چقدر است.» شايد بد نباشد جواب موضوع مورد علاقة ايشي گورو را خيلي رك بدهيم: «هيچي.»
ايثار قنواتي
همشهري
http://www.hamshahri.org/News/?id=17296

احمد بيگدلي داستاننويس در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا):
اگر ما در ادبيات خود از ميراث فرهنگي گذشته استفاده كردهايم، اين موضوع بيشتر جنبهي تزييني داشته است.
هويت ملي و ميراث فرهنگي، شناسنامهي يك ملت است، و يك ملت، آرمانهاي گذشتهاش را با اين موضوع تثبيت ميكند.
بعد از انقلاب، از گذشته بريدند و گفتند گذشته مال كساني بود كه بر اريكهي قدرت نشسته بودند، و به تمامي، آن را نفي كردند؛ به اين دليل ارتباط مان با گذشته قطع شد. مسؤولان بعدي ما نيز در هيچ سخنراني به ميراث فرهنگيمان اشاره نكردند.
اگر ما گذشته را از دست بدهيم، نميتوانيم به سوي آينده برويم، بريدن از گذشته براي ما اختگي را به دنبال خواهد داشت. ما داراي ميراثي بسيار غني هستيم. آمريكا هيچ گذشتهي غنياي ندارد و قهرمانان آن، ضد قهرمان هستند، كه در كتابها و فيلمها خود را نشان ميدهند؛ به اين دليل وقتي به ايران با فرهنگ غنياش برميخورند، نميخواهند تمدن درخشان ما را بپذيرند. به اين دليل مولوي بلخي را به نام مولوي رومي مينامند. خيليها كه در آمريكا مولانا را ميخوانند، باور نميكنند مولوي از فارسي به انگليسي ترجمه شده؛ نه از تركي. اين شاعر حتا يك بيت شعر تركي هم ندارد؛ اما آنها نميخواهند گذشتهي درخشان ما را بپذيرند.
دليل نپرداختن شاعران و نويسندگان به هويت ملي دلمشغوليهاي آنها است در اوضاع فعلي، نويسنده و شاعر ما دلمشغوليها و گرفتاريهاي ديگري دارد. انسان معاصر اگر مشغلهي نان نداشته باشد و در همسايگياش آدمياني نباشند كه افسرده و غمگين باشند، مجال خواهد يافت كه به گذشته فكر كند؛ اما او امروز فرصت نميكند به گذشته فكر كند.
ما ميراثهايي چون تخت جمشيد يا پاسارگاد را داريم و تنها ملتي هستيم كه از گردهي بردهها كار نكشيديم، تا اين بناها ساخته شوند. هيچ ستوني از ستونهاي تخت جمشيد با شلاق ساخته نشده است. ما ملتي اينگونه هستيم؛ اما به اين ميراث توجهي ندارند.
مسألهي سد سيوند كه چندي پيش اتفاق افتاد، سر و صدايي از جامعهي روشنفكر دست به قلم ما درنيامد و هيچكس اعتراضي هم نكرد. نه اينكه آنها بيمسؤوليت باشند و به اين موضوع توجهي نكنند؛ بلكه فرصت ندارند و چيزهاي مهمتري برايشان مطرح است.

چگونه كتب استاد را مطالعه كنيم كه تا انتهاى مسير ثابت قدم و استوار بمانيم ؟
آن چه در پى ميآيد ، نكاتى چند دربارهى مطالعهى آثار شهيد مطهرى است . اميد است كه براى خوانندگان گرامى كارگر افتاده و آنها را در پيمودن هر چه صحيحتر اين راه يارى كند . البته از خوانندگان عزيز تقاضا دارم ، همهى اين نكات را به دقت خوانده و به كار بندند ، هم چنين از انتخاب روشهاى سليقهاى هم به شدت پرهيز كنند .
1 . براى پيمودن هر راهى در ابتدا بايد انگيزهى رهرو ، براى پيمودن آن راه به حد بالايى برسد تا اگر موانعى ايجاد شد ، هيچ ترديد و تزلزلى در او پديد نيايد .
بسيارى از كسانى كه كتب استاد را براى مطالعه انتخاب كرده و خواندن آنها را هم آغاز نمودهاند ، به دليل نداشتن انگيزهى بالا ، در همان ابتدا به قول خودمان بريدهاند . دانستن اهميت مطالعهى كتب شهيد مطهرى ، بزرگترين عاملى است كه ميتواند ما را با انگيزهى بالايى به طرف اين كتب ارزشمند سوق دهد . وظيفهى مقالهى قبلى ، همين ايجاد انگيزه بود .
2 . يكى از عوامل ايست مطالعاتى اين است كه خواننده ، روشهاى مطالعه را به صورت مختلط دربارهى هر كتابى استفاده ميكند . هر كتابى را بايد با روشى متناسب با هدف آن خواند . گاهى هدف حفظ كردن ، گاهى هم فهميدن عميق و دقيق ، در بعضى موارد اطلاع سطحى و در مواردى هم گرفتن ديدگاه ، يا تغيير و تكميل يك ديدگاه قبلى است .
براى فهم بهتر هدف اخير ؛ يعنى مطالعه با هدف گرفتن ، تغيير يا تكميل ديدگاه ، به اين مثال توجه نماييد . كسى را تصور كنيد كه نسبت به امام ديدگاهى منفى دارد . او به دليل داشتن چنين ديدگاهى ، نسبت به امام و سخنان ايشان حالت بدى دارد ؛ مثلاً اگر تصوير ايشان را در تلويزيون ببيند ، آن را خاموش ميكند و اگر سخنان امام را بشنود ، نه تنها آن را جدى نگرفته ؛ بلكه شايد آن را مسخره هم بكند . اين شخص به راهنمايى يكى از دوستانش كتابى را دربارهى امام مطالعه ميكند . بعد از خواندن كتاب ، مات و مبهوت مانده و از هر آن چه كه دربارهى امام ميانديشيده، اظهار پشيمانى ميكند . اگر بعد از چند ساعت از او بپرسيد از آن چه كه دربارهى امام خوانده برايتان بگويد ، او در حالى كه چند صد صفحه كتاب خوانده ، بعد از اندكى سخن گفتن ، ديگر چيزى براى گفتن ندارد ؛ يعنى بسيارى از مطالب ، در خاطرش باقى نمانده است و اگر چند سال ديگر او را ببينيد و دوباره بخواهيد از آن كتاب ، مطالبى را برايتان بگويد ، شايد هيچ چيزى در ذهنش باقى نمانده باشد ؛ اما شما فكر ميكنيد كه چون چيزى از آن كتاب در ذهنش نيست ، مطالعهى كتاب برايش بيفايده بوده ؟ مسلم اين چنين نيست . او نسبت به امام ، ديدگاهى منفى داشت كه با خواندن آن كتاب ، نظرش عوض شد ؛ حتى اگر يك كلمه هم در ذهنش باقى نباشد ؛ اما اثر آن باقى است .
ما در مطالعهى كتابهاى استاد مطهرى ( حداقل در دور اول ) در پى حفظ تك تك جملهها نيستيم ؛ بلكه در پيآن هستيم تا به وسيلهى كتابهاى استاد مطهرى با چهرهى زيباى اسلام آشنا شويم و ديدگاهى نو و مطابق با واقع نسبت به اين دين كامل به دست آوريم . اين آشنايى ، با مطالعه حاصل ميشود ؛ حتى اگر جملات و داستانهاى كتب در ذهنمان باقى نماند
با توجه به اين نكته ، به نكات بعدى ميپردازيم .
3 . از آن جا كه هدف ما حفظ كردن نيست ؟ پس ، نبايد از فراموشى مطالب هراسى داشته باشيم .
4 . هميشه اين نكته در ذهنمان باشد كه مفيد بودن مطالعهى يك كتاب، فقط در گرو حفظ آن نيست.
5 . حواسمان باشد كه بسيارى از مطالب به ضمير ناخودآگاه رفته و در موقعيتى مناسب ؛ مثل بحث يا سؤال يادآورى ميشود .
6 . از نوشتن و خلاصه بردارى بپرهيزيم . اين كارها سرعت مطالعه را كُند كرده و پس از مدتى انگيزه را كاهش ميدهند . اين گونه كارها براى دور دوم مطالعه است كه معمولاً كسانى كه موفق به مطالعهى يك دوره از كتب استاد ميشوند ، خودشان براى مطالعهى دور دوم احساس نياز ميكنند .
7 . تمام تلاشمان اين باشد كه دور اول را به سرعت تمام كنيم .
8 . پيام هر صفحه را بگيريم و بگذريم ؛ پس اگر كلمه يا جملهاى برايمان مبهم بود و پيام هم متوقف بر فهم آن نبود ، بدون مكث از آن جمله يا كلمه بگذريم .
9 . حتماً يك وقت حداقلى براى مطالعه تعيين كنيم و هيچ روزى هم كمتر از آن مطالعه نكنيم ؛ مثلاً هر روز نيم ساعت تا يك ساعت را به مطالعهى آثار شهيد مطهرى اختصاص دهيم .
10 . از فرصتهاى كم هم براى مطالعه استفاده كنيم . وقتهاى مرده را هم جزء اوقات مطالعه قرار دهيم .
11 . يك صفحه مطالعه را هم غنيمت بشماريم كه قطره قطره جمع گردد ، وانگهى دريا شود.
12 . براى اين كه بتوانيم از تمام وقتها براى مطالعه استفاده كنيم ، چه خوب است كه همه جا كتاب استاد را به همراه داشته باشيم . اين كار علاوه بر اين فايده ، در فرهنگ سازى مطالعهى كتب استاد نقش به سزايى دارد .
13 . تشويق يكديگر را فراموش نكنيم .
14 . با يادآورى هدف مطالعهى آثار شهيد مطهرى از اين كه ديگران كتابهايى با نامهاى قلمبه سلمبه ميخوانند ، نگران نباشيم . اين نكته را فراموش نكنيد كه هدف ، به دست آوردن ديدگاهى صحيح نسبت به دين مبين اسلام است كه بدون داشتن چنين ديدگاهى ، خواندن آن كتابها نه تنها هيچ فايدهاى ندارد ؛ بلكه مضر هم هست .
15 . اين را هم بدانيم كه فهم كتابهاى بسيارى از بزرگان ديگر تا حد زيادى براى غير طلاب آن هم در سطوح بالا ، مشكل و دست نايافتنى است . مطالعهى كتابهاى استاد ، ما را براى فهم آن كتب هم آماده ميكند .
16 . از مطالعهى كتب متفرقه بپرهيزيم ؛ مگر در موارد اضطرارى .
17 . آسان بودن كتابهاى اول ، موجب بياهميتى شما به عمق مطالب نشود . كتاب داستان و راستان كه از سادهترين كتب استاد است ، از عميقترين كتابهاى ايشان نيز هست كه جايزهى بينالمللى يونسكو را به خود اختصاص داده .[1]
18 . نكتهى بسيار مهم و كليدى : اگر كتابهاى استاد مطهرى را بدون داشتن يك سير مشخص و فقط با انتخاب سليقهاى بخوانيم ، به هدفى كه در پى آن هستيم نخواهيم رسيد . ما براى مطالعه ، سيرى را پيشنهاد ميكنيم كه داراى اين خصوصيات است .
الف ) نويسندهى اين سير يكى از علماست كه به بنده ميگفت : من بيست و دو سه دور كتابهاى شهيد مطهرى را گرفتم و خواندم و به كتابخانهى مسجد هديه كردم . ايشان با اين اندوختهى عظيم مطالعاتى در كنار حرم امام رضا عليهالسلام اين سير را تنظيم ميكنند .
ب ) در اين سير ، علاوه بر آن كه در تنظيم موضوعى كتب دقت شده ، هم چنين، چينش كتابها از آسان به سخت است كه ذهن خواننده را رشد داده ، به گونهاى كه وقتى به كتابهاى تقريباً مشكلى همچون توحيد يا عدل الهى و ... ميرسد ، براى دريافت مطالب آن كتابها آماده ميشود . در حالى كه اگر خواننده از همان ابتدا به سراغ اين كتابها برود ، يا از درك مفاهيم آن عاجز بوده و يا اين كه دريافت ناقصى خواهد داشت .
ج ) گاهى در مطالعهى يك كتاب سؤالاتى پيش ميآيد كه پاسخ بسيارى از آنها در اين سير ، در كتابهاى بعدى يافت ميشود .
د ) اين سير در چهار مرحلهى آشنايى با استاد ،كتب داستانى ، كتب سخنرانى و كتب دست نويس تنظيم شده است .
سير پيش نهادى ، در پايان همين گفتار خواهد آمد .
19 . اگر چند نفر با هم تصميم گرفتهايد كتابهاى شهيد را مطالعه كنيد ، ميتوانيد با همكارى ، يكديگر را در پيشبرد مطالعه يارى كنيد . مواظب باشيد كار جمعى ، سرعت مطالعهى شما را كند نكند . نحوهى كار جمعى ميتواند به اين شكل باشد كه افراد گروه ضمن اين كه با سرعت هر چه تمامتر به مطالعهى كتب ميپردازند، هر هفته يا دو هفته يك بار گرد هم جمع شده و از كتاب اول استاد (داستان راستان ) بيست الى سى صفحه را مشخص كرده و همه موظف شوند قبل از آمدن به جلسه يك بار ديگر صفحات مشخص شده را دوباره مطالعه كرده و وقتى در جلسه حاضر ميشوند ، هر كس چند صفحه را توضيح دهد . در ضمن افراد گروه ، نكات زيبايى را كه به نظرشان ميرسد ، براى ديگران بيان ميكنند .
فايدهى اين جلسه آن است كه اول آن كه در يك كار جمعى ، افراد با ديدن دوستان خود كه به همين كار مشغولند ، انگيزهى بيشترى براى مطالعه پيدا ميكنند . دوم آن كه با اطلاع از ميزان مطالعهى افراد گروه ، حس رقابت ايجاد شده و همين امر در سرعت بخشيدن به كار ، كمك شايانى ميكند . سوم آن كه مطالبى كه يك بار مطالعه شده ، بى آنكه به سرعت مطالعه ضربهاى وارد شود ، يك بار ديگر مرور ميشود .
20 . در تمام مراحل مطالعه از هنگامى كه تصميم به مطالعه ميگيريد تا زمانى كه مطالعه را آغاز ميكنيد ، از توكل بر خدا و توسل به اهل بيت عليهم السلام غافل نشويد . در جلساتى كه به نام آل الله عليهم السلام برگزار ميشود ، از امام زمان روحى فداه و اجداد طاهرينش بخواهيد كه شما را در اين راه كمك كرده و ذهنتان را براى درك معارف ناب دين ، آماده و لايق بگردانند . اعتقاد بنده اين است كه يكى از علل مهم شكست در مسير مطالعهى كتب استاد مطهرى و در هر راه معنوى ديگر ، اتكا به خويشتن و غفلت از خداوند است . همه بايد بدانيم كه بى توفيق و يارى خداوند و ائمهى معصومين عليهم السلام هر كارى براى رسيدن به معارف قرآن و اهل بيت عليهم السلام ناقص و ابتر خواهد ماند.
سير پيشنهادى مطالعه آثار استاد :
الف ) سرگذشت هاى ويژه از زندگى استاد مطهرى
ب) سيماى استاد از نگاه بزرگان
1- داستان و راستان
2- حکمت ها و اندرزها
3- حماسه حسينى
4- ازادى معنوى
5- ده گفتار
6- پانزده گفتار
7- بيست گفتار
8- سيرى درسيره نبودى
9- سيرى در سيره ائمه اطهار ( عليهم السلام )
10 – جاذبه و دافعه على عليه اسلام
11- ولائها و ولايتها
12- خاتميت
13- ختم نبوت
14- پيامبر امى
15- اسلام و مقتضيات زمان (2جلد )
16 – امدادهاى غيبى در زندگى بشر
17- توکل و رضا
18- گريز از ايما و گريز از عمل
19- تکامل اجتماعى انسان
20- انسان کامل
21- انسان شناسى
22- تعليم و تربيت در اسلام
23- عرفان حافظ
24- حق و باطل
25- مساله حجاب
26- پاسخ هاى استاد
27- نظام حقوق زن در اسلام
28- اخلاق جنسى در ايران و غرب
29- نهضت هاى اسلامى در صد ساله اخير
30- پيرامون جمهورى اسلامى
31- پيرامون انقلاب اسلامى
32- خدمات متقابل اسلام و ايران
33- سيرى در نهج البلاغه
34- جهاد
35- آشنايى با قرآن ( 15 جلد )
36- مساله شناخت
37- شناخت در قرآن
38- فطرت
39- فلسفه اخلاق
40- انسان و سرنوشت
41- عدل الهى
42- علل گرايش به ماديگرى
43- علوم اسلامى ( 3 جلد )
44- توحيد
45- نبوت
46- معاد
47- آشنايى با جهان بينى اسلامى ( 6 جلد )
48- امامت و رهبرى
49- قيام و انقلاب مهدى (عج)
50- تاريخ عقايد اقتصادى
51- نظام اقتصادى اسلام
52- مساله ربا
53- نقدى بر مارکسيسم
54- فلسفه تاريخ ( 4 جلد )
55- مقالات فلسفى
56- تعارضات منطقى
57- اصول فلسفه و روش رئاليسم ( 5 جلد )
58- شرح منظومه
59- شرح مبسوط منظومه ( 4 جلد )
60- حرکت و زمان ( 4 جلد )
61- اليات شفا ( 2جلد )
فاتح
http://www.fatehnet.net/info/fa/projects/detail.asp?pid=964789052082515

نهج البلاغه اين اثر جاودانه، بر گرفته از بيانات و انوار گهربار اميرالمؤمنين حضرت على (عليهالسلام) آن بزرگ مرد تاريخ است كه هيچگاه غبار زمان پرده كهنگى و فراموشى بر سيماى پرفروغ او نيفكنده، و از جلوه و شكوه او نكاسته، و تقوا و عدالت و جهاد و ديگر صفات برجسته او را از ياد نبرده، و در برابر عظمت دانش و حكمت او سر تعظيم فرود آورده، و از مرز تعصب و فرقهگرايى در گذشته، تا بدانجا كه دوست و دشمن زبان به ستايش او گشوده و به تاليف كتب و سرايش اشعار پرداخته و با زبان انديشه و سوز و دل نمىازيم فضيلت او را بيان كردهاند .
روايات اسلامى و متون تاريخى در شان و منزلت اميرمؤمنان على عليهالسلام فراتر از شهرت و تواتر است تا بدانجا كه از حقايق مسلم و ضرورتها بشمار مىآيد .
تدوين نهج البلاغه
اين مجموعه نفيس و زيبا به نام«نهجالبلاغه» كه اكنون در دست ماست و روزگار از كهنه كردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افكار و انديشههاي نوتر و روشنتر مرتبا بر ارزش آن افزوده است، منتخبي از«خطابهها» و «دعاها» و «وصايا» و«نامهها» و«جملههاي كوتاه» مولاي متقيان علي ـ عليه السّلام ـ است .
اين اثر ماندگار كه از متون اوليه فرهنگ اسلامى است توسط اديب علامه مرحوم سيد شريفرضى رضوان الله عليه در سال 400 هجرى از ميان صدها كتاب و منبع گردآورى و تنظيم گرديده است . آنچه ترديد ناپذير است اين است كه علي ـ عليه السّلام ـ چون مرد سخن بوده است، خطابههاي فراوان انشاء كرده، و همچنين به تناسبهاي مختلف جملههاي حكيمانه كوتاه فراوان از او شنيده شده است، همچنان كه نامههاي فراوان مخصوصا در زمان خلافت نوشته است، و مردم مسلمان علاقه و عنايت خاصي به حفظ و ضبط آنها داشتهاند.
اسناد، شروح، ترجمه ها
آفتاب آمد دليل آفتاب. اگر سخن شناسي بخواهد به ديد تحقيق و خالي از تعصبات، با اين پرسش كه صاحب سخن در اين كتاب كيست، بنگرد؛ قطعا تصديق خواهد كرد كه او شخصيتي بزرگ است كه به سرچشمهاي جوشان و منبعي بي پايان متصل است به گونهاي كه نميتوان پس از قرآن نظيري براي آن پيدا كرد.
اگر هيچ سند معتبري هم براي آن پيدا نشود باز هم ميتوان اذعان كرد كه اين سخن، از اوست و سخني عادي با محاسبات دنيوي نيست؛ زيرا حقايق ومعارفي كه در اين مجموعه در قالبهاي گفتاري بسيار بديع و جذاب مطرح شده است از عهده بشر عادي خارج است. اين كلام با زبان بي زباني از عظمت و شرافت صاحبش سخن ميگويد.
شخصيتهاي زيادي تلاش خويش را در جهت بررسي مصادر نهجالبلاغه صرف كردهاند كه اجمالا ذكر اسامي برخي از آنها بي تناسب نيست:
1. مدارك نهجالبلاغه، علامه كاشف الغطاء 2. استناد نهجالبلاغه، امتياز علي عرشي 3. نهجالسعاده في مستدرك نهجالبلاغه، محمد باقر محمودي(در 8 جلد) 4. مصادر نهجالبلاغه، عبدالله نعمت 5. مصادر نهجالبلاغه و اسانيده، سيد عبدالزهراء حسيني
6. بحثي كوتاه پيرامون مدارك نهجالبلاغه، رضا استادي 7. روشهاي تحقيق در اسناد و مدارك نهجالبلاغه، محمد دشتي 8. و...
نهجالبلاغه در طول حدود هزار سال عمر خود در دسترس دانشمندان، طلاب و اهل علم بوده است و به مطالعه و حفظ آن مىپرداختند و در خطبهها و خطابهها بدان استناد و تبرك مىجستند و انديشمندان و محققان بر آن شرح و تفسير مىنوشتند و به ترجمه آن اقدام مىكردند .
همه شارحان و مترجمان نهجالبلاغه كه بيش از سيصد [1] نفر مىباشند بالاتفاق معتقدند كه اين كتاب از تاليفات علامه [2] شريفرضى است و او اين توفيق را يافته كه سخنان امام اميرالمؤمنين على (ع) را با سبك و شيوهاى جالب گردآورى و تنظيم نمايد .
اجازاتى كه علما و محدثان بزرگ به اصحابشان مىدادند [3] دليل روشن و قاطعى بر صحت اين انتساب است .
علامه شريفرضى - كسى كه در دنياى علم و ادب به پارسايى و دقت در راستگويى مورد قبول همگان است . [4] - نيز در كتابهاى متعدد خود اين امر را تصريح كرده است .
نهج البلاغه مانند قرآن كريم كتاب زنده است و هم چنان ميدرخشد و نظر دانشمندان را به خود جلب ميكند و به اكثر زبانهاي زندة دنيا چون: فارسي، تركي، اردو، انگليسي، فرانسوي، آلماني، ايتاليائي و اسپانيايي و غيره ترجمه شده است.[5]
نام نهجالبلاغه
نامى كه شريفرضى براى اين كتاب برگزيده «نهجالبلاغه» يعنى «راه و روش بلاغت» است زيرا اين كتاب درهاى بلاغت را به روى خواننده مىگشايد و طالبان بلاغت را بدان نزديك مىسازد و نياز دانشمند و دانشجو را برمىآورد، و گمشده و خواسته بليغ و زاهد است و از آن روز كه اين كتاب گام به عالم فرهنگ و ادب نهاد و توسط شريفرضى به بار نشست، در ميان دانشمندان و خطبا و اهل ادب جا باز كرد و بلند آوازه شد و شهره آفاق دانش گرديد و ستاره آن در شام و عراق و نجد و تهامه درخشيد، و هركجا كه رفتبا استقبال مردم مواجه گرديد و در مراكز علمى به درس و بحث از آن پرداختند زيرا علاوه بر معناى ارزنده و محتواى علمى و عميق همهجانبه و درهاى حكمت و دانش، داراى الفاظ و نگارشى بسيار بديع و زيبا و سبك و شيوهيى هماهنگ و عالى است كه در اوج نثر عربى قرار گرفته است . [6]
ويژگي هاي نهج البلاغه
نهج البلاغه اين اثر ماندگار و بي نظير را مي توان از جهات مختلفي مورد دقت ، شناخت و بررسي قرار داد. اوصاف و ويژگي هاي اين مجموعه بي بديل را در اين نوشتار مختصر نمي توان شناخت، اما به لحاظ اختصار، به شاخصها و ويژگي هاي مهم آن اشاره مي شود:
1. كلامي فوق كلام انسانها و پايين تر از كلام خدا و در حقيقت، كلماتي گهربار از امام معصوم حضرت مولي الموحدين امام علي(عليه السلام) 2. جامعيت نهج البلاغه، به گونه اي كه همانند قرآن، به عنوان انواري از آن، به تمام مسائل دنيوي و اخروي پرداخته است 3. اوج فصاحت و بلاغت بي نظير 4. در بردارنده رسالتي جاودانه و جهاني پس از قرآن، جهت هدايت بشريت 5. جاذبه خاص نهج البلاغه براي همگان 6. مصون از هرگونه ضعف، خطا وتحريف 7. ارزش والاي پيام هاي نهج البلاغه 8. عدالت خواهي و ظلم ستيزي منحصر به فرد 9. و... .
محتواي نهج البلاغه
نهجالبلاغه اثري است كه بايد با آن زيست و تنفس كرد. روح را با آن همدم ساخت و با آن نبض و قلب را به تپش در آورد، تا معاني آن در عمق جان بنشيند و بتوان دنياهاي آن را وارد شد و سرزمينهايش را فتح كرد. هرچند رسيدن به قلهي رفيع معرفت علي(ع) حتي در حوزه نهجالبلاغه بر كسي ميسّر نيست و ضعف ما حكم ميكند كه نميتوان تمام دنياهاي زهد و تقوا و عبادت و عرفان و حكمت و فلسفه و پند و موعظه و ملاحم و مغيبات و سياست و مسؤوليتهاي اجتماعي، حماسه، شجاعت و ديگر زواياي نهج البلاغه را وارد شد و اين اقيانوس بيپايان را شناخت.
نهجالبلاغه از نظر محتوايي به مسائل گوناگون اعتقادي، اقتصادي، سياسي، اخلاقي پرداخته است و در قالب خطبهها، نامهها و حكمتها به پرسشها و مسائل عرصههاي مذكور پاسخ داده است.
نهجالبلاغه در مسائل اعتقادي به آفرينش جهان و انسان و جانوران، هدفدار بودن خلقت انسان،[7] معرفت حق تعالي[8] وحدت حق تعالي[9]، هدف فرستادن پيامبران[10]، هدف بعثت پيامبر اكرم(ص) [11]، استمرار رسالت با قرآن و عترت[12] و فرجام و رستاخيز،[13] پرداخته است.
امام علي(ع) در نهجالبلاغه، به مسائل اقتصادي نيز پرداخته است و مسئوليّت انسان را نسبت به سرزمينها و چهارپايان[14] و ارج نهادن به كار و تلاش انسان و بهرهمندي از حاصل دسترنج خويش[15] و ضرورت آباداني سرزمينها[16] و ذخيرهسازي ثروت[17] و توصيههايي مربوط به بيتالمال و عدالت اجتماعي و فقر زدايي و رهنمودهاي اخلاقي به ثروتمندان و برنامههاي اقتصادي و وظايف فردي نيازمندان و وظايف دولت و جامعه را بيان كرده است.[18]
بخش ديگري از فرمايشات امام علي(ع) به مسائل سياسي و حكومتي اختصاص دارد. امام(ع) در اين ساحت، به وظايف كارگزاران و استانداران، نويسندگان، ارتش و نيروها و سران نظامي، روشهاي دريافت ماليات و اصول كشورداري پرداخته است.[19]
ساحت ديگر نهج البلاغه، مسائل اخلاقي و تربيتي است. كه امام(ع) بر مبناي جهانبيني توحيدي، آنرا استوار ساخته است. اخلاق فردي در نهجالبلاغه، دانش اندوزي توأم با عمل، بي اعتنايي به زخارف دنيوي، آزادگي و ظلم ستيزي، نظم و حسابرسي در امور را تبيين نموده است و اخلاق اجتماعي نيز به خوش خلقي و انسان دوستي، انصافورزي با مردم و مانند اينها اشاره كرده است.[20]
مسائل عبادي و معنوي مانند سيماي عابدان شب زندهدار، انگيزههاي گوناگون در عبادت، حالات و مقامات عابدان و تأثير عبادت در زوال گناه نيز در نهجالبلاغه مورد توجه جدي قرار گرفته است[21]. رويكرد علي(ع) در سراسر سخنانش بر مبناي عدالت است؛ همانگونه كه فرمود: عدالت، زندگي است. [22]
علي(ع) از آن بسيار افرادي نبود كه در سخن، از حق دم ميزنند، ولي در عمل از آن سرميپيچند؛ [23] زيرا حق، در مقام سخن گستردهترين پهنا را داراست ولي در مقام اجرا و عمل بدان، در تنگنايي بيمانند است؛[24] يعني در مقام سخن، به آساني ميتوان حق و عدل را ستود و از آن دم زد، ولي عمل كردن بدان، بسيار دشوار و مشكل است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. كتابنامه نهجالبلاغه: رضا استادى، البته اين كتاب در سال 1395 به چاپ رسيده است و در طول بيستسال پس از آن قطعا شروح و ترجمههاى زيادى تاليف شده است . در اين زمينه بنياد نهجالبلاغه اثرى تدوين كرده استبنام كتابشناسى امير المؤمنين (ع) و نهجالبلاغه كه در آن به كليه ترجمهها و شروح و در مورد نهجالبلاغه نيز اشاره شده است .
[2]. نگاه كنيد به فهرستهاى ابىالعباس نجاشى متوفاى 450 و فهرستشيخ منتجبالدين متوفاى 585 .
[3]. علامه اميني،الغدير4/193، دارالكتب الاسلاميه .
[4].الغدير: 4/195 ، همان .
[5]. داود الهامي- دنياي نهج البلاغه، ص 187، موسسه امام صادق(ع)، قم.
[6]. شرح نهجالبلاغه، ابن ابى الحديد، مقدمه ابوالفضل ابراهيم بر شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد ص 7 ، دار الاضواء بيروت.
[7]. نهج البلاغه، خطبهي 1و 165 و 185.
[8]. همان، خطبهي 186.
[9]. همان، خطبهي 152، 45.
[10]. همان، خطبهي 144 و 1.
[11]. همان، خطبهي 1.
[12]. همان، خطبهي 198 و 152 و 97.
[13]. همان، خطبهي 132، حكمت 456 و 44 و خطبهي 222.
[14]. همان، خطبهي 167.
[15]. همان، خطبهي 160.
[16]. همان، نامهي 53.
[17]. همان، حكمت 123 و خطبهي 183.
[18]. همان، نامهي 53 و 40 و 67 و حكمت 229 و 68 و 390 و 366 و 140 و 141 و 328 و 230 و 93، خطبهي 15 و 127 و 205 و 224.
[19]. نهج البلاغه، نامهي 53 و 45 و 5 و 18 و 19 و 20 و 27 و 40 و 43 و 71 و 8 و 14 و 12 و 11 و 16 و 50 و 60 و 25 و 26 و 51 و 77.
[20]. همان، خطبهي 192 و 110 و 230 و 53 و 47 و نامهي 31 و 47 و 53؛ حكمت 147و 439.
[21]. همان، خطبهي 222 و 193 و 220 و 230 و 199 و 192، حكمت 290 و 237، نامهي 45.
[22]. غررالحكم و دررالكلم.
[23]. شرح غرر الحكم، ج 6، ص 62.
[24]. نهج البلاغه، خطبهي 216.
انديشه
http://www.andisheqom.com/page.php?pg=nahj&idVeiw=2&level=4&subid=2

ترجمههاي صحيفه سجاديه:
1. ترجمه آقا هادي مازندراني.[1]
2. ترجمه مرحوم سيد علينقي فيض الاسلام اصفهاني، مترجم قرآن كريم و نهج البلاغه.
3. ترجمه خطيب نامي بلاغي اصفهاني، استاد سيدصدرالدين بلاغي اصفهاني كه توسط ناشران مختلف دارالكتب اسلاميه، اميركبير، حسينيه ارشاد به چاپ رسيده است و اين ترجمه به زبان روز بوده، از نظر صحت ترجمه نيز جاي بحث ندارد.
4. ترجمه شادروان جواد فاضل لاهيجي نويسنده و داستاننويس مشهور، اما در مورد اين ترجمه نميتوان آن را ترجمة كامل ناميد. آن زندهياد هرچه دل تنگش خواسته تحت عنوان ترجمه با نثري زيبا و ارزنده نگاشته است.
5. ترجمه و شرح استاد محي الدين الهي قمشهاي كه توسط جناب آقاي نظيفي مدير محترم انتشارات تهران اسلامي به چاپ رسيده است ولي اين ترجمه نثري غامض دارد و به زبان روز نيست.
6. ترجمه استاد حسيني عمادزاده اصفهاني كه بارها به چاپ رسيده است.
7. ترجمه حسين انصاريان خطيب شهير و گوينده توانا شيخ حسين انصاريان كه به زبان روز بوده و از نظر صحت ترجمه نيز جاي بحث ندارد.
8. ترجمه دعاي مكارم الاخلاق محمدتقي فلسفي، ترجمه در سه مجلّد از استاد خطيب نامي شيخ محمدتقي فلسفي (ره) متوفي (1420).
9. حاشيه ملامهدي بناجي تبريزي نزيل كربلا از شاگردان علامه شيخ مرتضي انصاري اين حاشيه به رؤيت آية الله مرعشي رسيده است.[2]
10. ترجمه فارسي صحيفه توسط آقايان محسن غرويان و عبدالجواد ابراهيمي كه در سال 1376هـ.ش توسط انتشارات الهادي قم به چاپ رسيده است: ترجمة غرويان در يكي از مجلات تحقيقي مورد ايراد و اشكالات فراوان واقع گرديده و مترجمان محترم تاكنون به نقد مزبور پاسخي ندادهاند.[3]
11. ترجمه همراه متن كامل صحيفه علي شيرواني، توسط فاضل گرامي آقا دكتر علي شيرواني مترجم كتابهاي درسي حوزههاي علميه در سال 1379هـ.ش انجام و توسط انتشارات دارالفكر در تيراژ وسيع نشر يافته است.
12. ترجمه عقيقي بخشايشي كه از دو ترجمة شعراني و بلاغي استفاده گرديده است.
13. ترجمة علامه مرحوم ابوالحسن شعراني كه نثري غامض دارد و به زبان روز نيست.
14. ترجمة محمد آيتي كه ترجمة خوب و به زبان روز است و از نظر صحت ترجمه نيز جاي بحث ندارد.
15. ترجمه سيد احمد فهري كه اين هم به زبان روز و از نظر صحت ترجمه نيز جاي بحث ندارد.
16. ترجمه واحد تحقيقات سازمان حج و زيارت و اوقاف و امور خيريه كه اين هم به زبان روز است.
17. ترجمه مرحوم دكتر اسدالله مبشري كه ايشان هم ترجمة صحيحي دارند و به زبان روز است.
18. ترجمه داريوش شاهين كه نثري بسيار زيبا دارد ولي از نظر صحت ترجمه قابل تأمل است.
شرحهاي صحيفه سجاديه:
با تأسف فراوان به علت نبود منابع و فقدان آنها، اطلاعات ما از قرن دوم و سوم و چهارم و پنجم بسيار ناقص و نارسا است، لذا از قرن ششم آغاز مينمائيم:
«قابل ذكر است كه گرچه بسياري از اين شروح، در دسترس عموم نيست ولي در اين نوشتار جهت تبيين گوشهاي از اهميت و عظمت صحيفه سجاديه، به بخش مهمي از شروح و ترجمهها اشاره ميشود».
قرن ششم، هفتم، هشتم و نهم:
1. شرح صحيفه حلّي: به صورت تعليقه تأليف شيخ ابوجعفر محمدبن منصور عجلي حلي (متوفي 598 هجري قمري).
2. التبصره في شرح الصحيفه: تأليف موفق الدين ابوالعباس احمدبن يوسف بن حسن شيباني موصلي (متوفي 680هـ) مخلوط در كتابخانه استاد سيد محمد مشكوة در دو جزء.[4]
3. شرح صحيفه كفعمي: شيخ نقي الدين ابراهيم بن علي بن الحسن (متوفي 905) موسوم به الفوائد الطريفه و اين كتاب جز آن دعاهايي است كه در دو كتاب المصباح و البلد الامين آورده شده است.
4. شرح صحيفه كركي: شيخ محقق نورالدين ابي الحسن علي بن عبدالعالي كركي (متوفي 905 هجري قمري).
5. شرح صحيفه زوارهاي: مولي ابوالحسن علي بن الحسن مفسّر زوارهاي استاد ملا فتح الله كاشاني كه در سال 947 از تأليف آن فارغ شده است.
6. شرح صحيفه عاملي: به صورت تعليقه تأليف شيخ عزالدين حسين بن عبدالحمد حارثي والد شيخ بهائي (متوفي 984 هـ).
7. شرح صحيفه اصفهاني: مولي تاج الدين حسن بن محمد اصفهاني والد فاضل هندي، اين شرح در كتابخانه ميرزا ابوالهدي كلباسي يافت ميشود.
8. شرح صحيفه بلاغي: نجفي شيخ عباس بن محمدعلي كه وفات والدش در سال 1000 رخ داده است.
9. شرح صحيفه كركي: به صورت تعليقه تأليف سيد حسين بن حسن كركي معروف به مجتهد نوة دختري آية الله محقق كركي (متوفي 1001 هجري قمري).
قرن دهم و يازدهم
10. شرح صحيفه رازي: ملامحمد سليم رازي كه در سال 1006 تأليف نموده است صاحب الذريعه آن را در كتابخانه مرحوم كبّه ديده است.
11. شرح صحيف طريحي: شيخ فخرالدين بن محمد علي طريحي نجفي (متوفي 1085 هـ) موسوم به (النّكت اللطيفه).
12. شرح صحيفه مشهدي، ميرزا محمدبن محمدرضا مشهدي مؤلف «كنزالدقايق في تفسير القرآن» در چهار مجلد، تأليف (1091 هـ).
13. شرح صحيفه بلاغي نجفي: شيخ حسن بن شيخ عباس بن محمد علي بلاغي نجفي صاحب تنقيح المقال في علم الرجال، تأليف (1105 هجري قمري)[5].
14. شرح صحيفه ملامحمد تقي مجلسي اصفهاني (متوفي 1070 هـ) كه به صورت حواشي و تعليقات بر صحيفه ميباشد.
15. شرح حدائق الصالحين: در شرح صحيفه سجاديّه تأليف شيخ بهائي عالم متغنّن (متوفي 1031هـ) صاحب الاربعين و دهها كتاب نفيس.
16. شرح صحيفه ميرداماد تأليف فيلسوف نامي محمدباقر حسيني معروف به ميرداماد استرآبادي اصفهاني (متوفاي 1040هـ) اين شرح بنا به استظهار مرحوم حاج آقابزرگ مشتمل بر تحقيقات مهمّه ميباشد و همراه شرح جزائري به چاپ رسيده است.
17. شرح صحيفه خوانساري محقق آقا حسين خوانساري (متوفي 1099هـ)
18. شرح صحيفه جزائري تأليف سيد نعمت الله جزائري (متوفي 1112 هجري قمري) موسوم به نورالانوار كه در سال 1316 به چاپ رسيده است.
19. شرح صحيفه روغني ملامحمد صالح بن محمد باقر روغني قزويني كه به صورت فارسي در سال 1073 تأليف نموده است (اين شرح در كتابخانه آية الله مرعشي قسمت شماره 4834 موجود است).[6]
20. شرح صحيفه كاشاني ملاحبيب الله بن علي مدد كاشاني كه پيش نوادگان او يافت ميشود.
21. شرح صحيفه كاشاني محقق محدث بن شاه مرتضي كاشاني معروف به ملامحسن فيض (متوفي 1091هـ)
22. شرح صحيفه ميرزا رفيعا: سيد امير رفيع الدين معروف به ميرزا رفيعا (متوفي 1099هـ) از معاصرين شاه صفوي.
23. شرح صحيفه ابوجعفر تأليف شيخ ابوجعفر محمدبن جمال الدين (متوفي 1030هـ) صاحب الاستبصار.
24. شرح صحيفه رشتي موسي عبدالغفار رشتي از علماي معاصر شاه عباس صفوي كه گاهي از آن حاشيه صحيفه نيز تعبير ميشود.
25. شرح صحيفه يمن ابن مفتاح ابوالحسن عبدالله بن ابوالقاسم زيدي يمني صاحب المنتزع المختار در فقه زيديّه.
26. شرح صحيفه شهرستاني، سيد امير شرف الدين علي بن حجة الله شهرستاني حسين طباطبايي استاد علامه مجلسي.
27. شرح صحيفه الشهيد الثاني: شيخ علي بن شيخ زين العابدين بن شيخ محمدبن شيخ حسن ابن الشهيد الثاني معروف به شيخ علي.
28. تعليقات: شيخ بهائي بر صحيفه و آن غير از حدائق الصالحين ميباشد كه ذكر شد.
29. شرح صحيفه لاهيجي قطب الدين محمدبن شيخ علي شريف لاهيجي ديلمي صاحب «محبوب القلوب» اين شرح در كتابخانه آية الله مرعشي تحت شمارة 4829 مضبوط است.[7]
30. شرح رشتي موسي عبدالغفار رشتي از علماي عصر شاه عباس صفوي.
31. شرح مولانا تاج الدين مشهور به «تاجا» پدر فاضل هندي كه نسخهاي از آن در كتابخانه مرحوم ميرزا ابوالهدي كرباسي در اصفهان بوده است.
32. شرح و ترجمه استرآبادي: شارح و مترجم آن ملامحمد استرآبادي است كه خود خطاط و خوشنويس هم بوده ترجمهاي بر صحيفه نگاشته است.
33. شرح صحيفه رازي ملامحمد سليم رازي از علماي قرن 11 كه هم اكنون در كتابخانه آية الله مرعشي تحت شماره 2306 موجود است.[8]
34. شرح سيد سرور حسين هندي.
35. شرح آقا جمال خوانساري.
36. شرح آقا ملامحمد صالح روغني قزويني[9]
37. شرح صحيفه صوفي از محمدتقي بن مظفر صوفي قزويني از عالمان قرن يازدهم هجري اين شرح در كتابخانه آية الله مرعشي تحت شماره 9934 نگهداري ميشود.[10]
38. شرح صحيفه نائيني اصفهاني: محمدبن محمدباقر حسيني اصفهاني يا مختاري سبزواري از علماي قرن يازدهم، او تعليقات بر شرح صحيفه سيد علي خان مدني نگاشته است.
قرن