|
كتابدوست
|
||
|
درباره كتاب و كتابخواني |
اين ماجرايی را که شاهدش بوده ام و می خواهم برايتان تعريف کنم تا حالا برای هيچ کس نگفته ام. نگه داشته بودم برای خودم. میترسيدم کسی به گوش دوست پرنده بازم برساند. دلم نمی خواست دنيايش را خراب کنم. سعی میکردم طوری رفتار کنم که انگار هيچ اتفاقی نيفتاده است. در واقع بايد يکجوری به او کلک می زدم که متوجه نشود چرا مدتی است کرکره پنجره ام را پايين کشيده ام و کاری به کار آن قسمت از اتاقم که هميشه دوست داشتم پايش بايستم ندارم. اوايل يکجورهايی سخت بود. يعنی خيلی سخت بود که آن سمت از اتاقم را نبينم. اما بعد به آن عادت کردم. حالا ديگر فراموشم شده است که آنجا، در انتهای طولی اتاق نشيمن ام رو به خيابان، يک پنجره بزرگ هم بود. پنجره بزرگی که هميشه دو درخت تبريزی يکی تقريبا کامل و ديگری فقط با نيمی از شاخه هايش در آن پيدا بود. مثل يک تابلوی بزرگ نقاشی. زمستان ها از درخت ها فقط شاخه ها می ماندند. لخت و بی برگ. شاخه های نازک با پوستی خزه بسته مثل مويرگ هايی در تن آسمانی خاکستری و ابری می دويدند. انگار می خواستند هرچه خون دارند برسانند به آن خاکستری های عبوس. من وقتی در خانه بودم و کار خاصی نداشتم صندلیام را می گذاشتم کنار پنجره و آنها را تماشا میکردم. گاهی هم که خسته می شدم می رفتم روی مبل دراز می کشيدم و خوابيده نگاهشان میکردم. در جلو چشمم آن طور که دراز کشيده بودم روی مبل و نگاه می کردم به آسمان ِ پر از توده های ابرهای غليظ و خاکستری، گاه توده ابرها می آمدند پايين و دور و برشاخه ها جمع می شدند. آن وقت درخت ها درست شکل درخت پشمک میشدند. از آنهايی که پشمک فروش ها درست میکردند و جلو دکه هاشان می گذاشتند. من خوشم می آمد از تماشای آنها.
ميدانم: بيشتر از اين قد نميكـِشم
دستام به ماه نميرسد.
از آدمهایی که آزادند خوشم می آید. از آدمهایی که زمان را نمی گذارند تا هر جور پیش آمد، بگذرد.
پرستو دوکوهکی (۱۳۵۹-) روزنامهنگار و وبلاگنویس ایرانی است. رشتهٔ تحصیلی او خبرنگاری بوده و حوزهٔ فعالیتهای او جامعهٔ ایران و بهویژه حقوق زنان است.
* زندگی مجازی
او نویسندهٔ وبنوشت (وبلاگ) زننوشت است که در آن در مورد مسائل اجتماعی، زنان و زندگی روزمرهٔ خود مینویسد. از دیگر فعالیتهای او میتوان به مشارکت در مجلهٔ اینترنتی کاپوچینو و همچنین وبنوشت گروهی هنوز اشاره کرد.
وبنوشت او به عنوان بهترین وبلاگ ژورنالیستی فارسی در سال ۲۰۰۵ از سوی دویچه وله انتخاب شد.
* فعالیتهای روزنامهنگاری
پرستو دوکوهکی از سال ۱۳۷۷ در مطبوعات ایران آغاز به کار کرد و در روزنامههای گوناگون و نشریات از جمله ماهنامهٔ زنان به فعالیت پرداختهاست.
خدا را شکر که زنده هستیم!
وحدتی: جامعه مدنی ایران به نظر شما در حال حاضر در چه وضعیتی قرار گرفته است؟ با زندانی کردن عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر، و دستگیری سهراب رزاقی، کنشگر مدنی، و احضار خود شما و گروهی دیگر از کنشگران حقوق زنان به دادگاه، پیشبینی شما درباره مسیر حرکت جامعه مدنی چیست؟
امینی: تصویری که در بررسی وضعیت جامعه مدنی در ذهن من هست و اکنون به شما ارائه میدهم، به خاطر گفتگوهای مداوم که با دوستان و فعالان و کنشگران مدنی ایران دارم، تصویری بسیار تلخ و غیردوستداشتنی است. جامعه مدنی روزهای بسیار پرتب و تاب و سختی را میگذراند. سخت از این رو که از سویی میخواهد که به حیات خودش ادامه دهد زیرا که ادامه حیات را حق طبیعی و مدنی خود میداند و از سوی دیگر با ناملایماتی روبروست که توجیهی برایش وجود ندارد.
برخوردی که این روزها با فعالان جامعه مدنی و حتی با خود جامعه مدنی – نهادها، عوامل، قوانین و ..._ میشود ، قابل توجیه با هیچ منطقی نیست جز اینکه یک قدرت انحصارگرا فکر میکند باید با هر چیزی که قدرت آن را محدود میکند به مبارزه برخیزد. کاش در مورد همین قدرت هم یک تصور درست وجود داشت. زیرا جامعه مدنی در مقابل قدرت قرار نمیگیرد و مبارزه نمیکند، این نقشی نیست که جامعه مدنی برای خودش تعریف کرده وگرنه با احزاب سیاسی فرقی نداشت!
*در اینجا اجازه میخواهم که یک بحثی را درباره کوچک کردن دولت مطرح کنم.
لطفا مرا نقد نکنید!
سال هاست که فضای روشنفکری ایران آکنده از سخنان تند و بعضا توهین آمیز است و به نظر می رسد این کار به سنت روشنفکری ایرانی بدل شده است. اگر به لیست این رفتار ها در دهه ی 80 توجه کنیم، متوجه می شویم که این لیست، فهرست بلند بالا و دراز دستی از درشت گویی ها است.
به گزارش فرارو، از اولین دعواهای روشنفکران در دهه ی 80 می توان به دعوای عبدالکریم سروش با فردیدیان اشاره کرد، هر چند که این دعوا به بلندای تاریخ انقلاب اسلامی ایران است، اما در دهه ی 80 با حضور پر رنگ سروش در ایران جان تازه ای یافت و بسیار کش دار شد و همچنان ادامه دارد.
اما مجادله سروش با فردیدیان به دو فیلسوف بزرگ و بخت برگشته ی غربی هم تعمیم یافت، سروش کباده ی پوپر و لیبرالیسم می کشید و فردیدیان به ناف هایدگر می بستند، سروش با انتقاد از فردید، هایدگر را به فاشیسم آلمانی ربط می داد و فردید را رهرو هایدگر می دانست و یاران فردید مخصوصا شاگرد نامدارش رضا داوری اردکانی سروش را به لیبرالیسم پوپری وصل می کردند.
اما لحن انتقاد های این دو به یکدیگر چندان شباهتی به لحن فرهیختگان نداشت. داوری در اواخر دهه ی60 در کیهان فرهنگی به سروش و پوپری های ایران تاخت و این گونه فریاد زد :« این پوپر کیست که هم دشمنان انقلاب اسلامی در خارج از کشور اثر او را وسیلهی مخالفت کردهاند و هم در داخل جمهوری اسلامی گروهی برایش سر و دست و پا میشکنند و مخالفت با او را مخالفت با مقدسات میشمارند.» و سروش اینگونه خطاب به مسئولان کیهان فرهنگی نوشت: «دور نمیبینم که کیهان فرهنگی به نیت نیکوی تشدید مواجهات فرهنگی باز هم گام در صراط سنت سابق نهد و ناسزاهای دیگر را از ناسزاگویان رواج و انتشار دهد. امّا حاشا که دیگر از این قلک، کلامی در این مقام و مقالی در این مجال، ملالافزای ارباب کمال گردد... این برادران از نشر اینگونه نوشتارها چه مقصودی دارند؟ و کدام خدمت را به کدام قشر میخواهند انجام دهند؟... آیا میخواهند گوی سبقت را از همهی جراید بربایند و نشان دهند که حاضرند هر سخن بیدلیل و بیمایه و فحشآلودی را طبع کنند؟»
امیدوارم رئیس جمهور آینده، فشار سهمگین تبعیض و نابرابری را از دوش هر فرد، هر جنس، هر طبقه حذف نماید.
تجربه پیچیده انتخابات نشان می دهد که در هنگامه شور و شوق انتخابات و شعارهای مربوط به جذب رای، زنان، شهروند درجه یک محسوب می شوند و نیمی از جمعیت!! اما پس از فرو ریختن آب ها از آسیاب ها، یکباره به شهروند درجه دو و سه سقوط می کنند، فراموش می شوند و حتی به مصداق «طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد»، خود و کیان خانوادگی آنان در معرض آسیب هایی قرار می گیرد که محصول نابرابری طلبانگی فرهنگی و ترتیبات لایحه نویسی قانون گزاریست که نمونه بسیار بارز و بدخیم آن، معرکه همسر دوم و لابد ... است که خوشبختانه توسط مجلس و قوه قضاییه فعلا مسکوت مانده و امیدوارم با لوایح مکمل!! دوباره مطرح نشود. اما آنچه که نوعی منت گذاری بر سرزنان تلقی می شود، برخی امتیازات انضمامی است. در حالی که نباید مطالبات زنان، در کشور ما، امری انضمامی تلقی شود، و مبنی بر این قرار بگیرد که چون «زنان برای انقلاب جانفشانی و ایثار و فداکاری کرده اند» که این امر بر هیچ فرد و هیچ دستگاه قانون گزاری اجرایی و قضایی پوشیده نیست و بارها به آن اعتراف شده و اما هرگز و حتی قدردانی عملی نشده است، پس باید به آنان امتیازی داده شود، خیر؛ بلکه چون انسان کرامت مند است به فرموده الهی «لقد کرمنا بنی آدم». به دلیل کرامت انسانی همه آحاد و اجناس انسان ها باید مورد تکریم و در معرض بهره مندی قرار بگیرند.
با قطعیت یافتن حضور میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری سال 88، اطرافیان وی نیز به تکاپو افتاده اند.
دکتر زهرا رهنورد، آخرین فردی است که در حمایت از همسرش وارد گود مبارزات تبلیغاتی شده است. چهارشنبه 19 اسفند ماه، زهرا رهنورد با انتشار یادداشتی در سایت کلمه با عنوان "زنان؛ رفع تبعیض و انتخابات دهم ریاست جمهوری" وارد صحنه انتخابات شد. وی در این مقاله می نویسد: "تجربه پیچیده انتخابات نشان می دهد که در هنگامه شور و شوق انتخابات و شعارهای مربوط به جذب رای، زنان، شهروند درجه یک محسوب می شوند و نیمی از جمعیت!! اما پس از فرو ریختن آب ها از آسیاب ها، یکباره به شهروند درجه دو و سه سقوط می کنند، فراموش می شوند و حتی به مصداق "طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد"، خود و کیان خانوادگی آنان در معرض آسیب هایی قرار می گیرد که محصول نابرابری طلبانگی فرهنگی و ترتیبات لایحه نویسی قانون گزاریست که نمونه بسیار بارز و بدخیم آن، معرکه همسر دوم و لابد... است که خوشبختانه توسط مجلس و قوه قضاییه فعلا مسکوت مانده و امیدوارم با لوایح مکمل!! دوباره مطرح نشود."
او در بخش بعدی نوشته اش رفع تبعیض بر محملی قانونی از سوی مجلس را خواستار شده و می افزاید که برای رسیدن با جامعه ای کرامت مند که فقط در فضای باز و آزاد میسر خواهد بود، باید به نحوی دیگر عمل شود؛ پیوستن به کنوانسیونهای بین المللی زنان در جهت رفع تبعیض، رفع تبعیض در توزیع مشاغل و مدیریت ها، رفع تبعیض در قوانین و ترتیبات قانونی در قلمرو و حقوق زن در خانواده و در جامعه مدنی و جزا و دیات و نظایر آن، رفع تبعیض در نگاه به جایگاه زن در جامعه مدنی و قلمرو عمومی و ایجاد فضای آزاد، از جمله مواردی است که رهنورد در مقاله اش آنها را برنامه ای در جهت حمایت از حقوق زنان در دولت بعدی می داند.
میرحسین همراه زنی با روسری گلدار؛
زهرا رهنورد به عنوان نخستين زن در عرصه دانشگاه به مقام استادي (فول پروفسور) رسيد.
اين نظريه پرداز هنر، نقاش، مجسمه ساز و مدرس دانشگاه تهران در دانشکده هنرهاي زيبا، نخستين زن هنرمند، در کل دانشگاه هاي کشور است که در دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران به مرتبه استادي رسيده است.
از اين هنرمند نقاش و مجسمه ساز تاکنون بيش از30 جلد کتاب و ده ها مقاله در مباحث تئوري هنر، زنان و علمي سياسي به چاپ رسيده و ده ها پرده نقاشي و مجسمه از آثار اوست. از آن ميان مجسمه ي مادر واقع در ميدان محسني مشهورترين آنهاست و مجسمه هاي پرند و درخت طوبا و ماه و پرند در دانشگاه الزهرا(س) نصب شده است. رهنورد هم اکنون عضو هيات علمي دانشکده هنرهاي زيبا و عضو فرهنگستان هنر است. گفته مي شود از ميان اعضاي فرهنگستان هنر از آغاز تاکنون اساتيدي چون هادي نديمي، محمود جوادي پور، محمدحسين حليمي، محسن حبيبي، مهدي حسيني، يعقوب آژند و فرهاد ناظرزاده کرماني داراي اين مرتبه ي علمي بوده اند. زهرا رهنورد هم اکنون عضو هيئت علمي دانشکده هنرهاي زيبا و عضو فرهنگستان هنر است.
دکتر زهرا رهنورد در گفت و گویی متفاوت با چلچراغ به بیان بخش هایی از زندگی خصوصی ودیدگاه هایش درباره مسایل مختلفی از جمله هنر و موسیقی، سیاست و تناسبش با هنر و ... پرداخته است.
دفاع از آزادي انتخاب مردم
من هم فعاليت هاي روزنامه نگاري سردبيري و رياست دانشگاه را داشته ام اما علايق من بيشتر علايق فرهنگي و هنري است و فکر نمي کنم در آينده مسووليت هاي ديگري را برعهده بگيرم
پروفسور زهرا رهنورد براي جامعه علمي، سياسي و روشنفکري ايران يک نام شناخته شده است. نام او با دين، هنر، زنان، جوانان و روشنفکري مسلمان گره خورده است. بر اين اساس وقتي او را براي يک گفت وگو دعوت مي کنم، نيک مي دانم به راحتي مي توانم ريز ترين پرسش ها را در اين حوزه ها با او در ميان بگذارم؛ از زنان تا بحث دموکراسي. از حجاب زنان و جوانان تا موسيقي راک و جاز.زهرا رهنورد که درجه علمي اش فول پروفسور رشته هنر است، تاکنون بيش از 30 جلد کتاب در حوزه هاي گوناگون نوشته است. علاوه بر اين نقاش و مجسمه ساز است و «تنديس مادر» در ميدان محسني از ساخته هاي اين روشنفکر مسلمان است. پروفسور رهنورد به دليل ارتباط تنگاتنگي که با جوانان، زنان و سياستمداران دارد نامش همواره به عنوان يکي از زنان شايسته براي نامزدي رياست جمهوري يا اولين وزير زن بعد از انقلاب مطرح بوده است. اما... مهندس ميرحسين موسوي نامزد دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري همسر پروفسور رهنورد است. در صورت پيروزي موسوي از رهنورد به عنوان تئوريسين دولت بعدي ياد مي شود. جهت گيري نظرات رهنورد، تاييدي بر اين نظر است. مي گوييد نه؛بخوانيد.
زهرا رهنورد در سال 1330 در شهر تهران به دنياآمد . پدرش يك نظامي و استاد دانشگاه جنگ و مادرش از خانواده نواب صفوي خانه دار و شاعر بود . مادر بزرگ وي بهترين الگوي فكري فرهنگي بود چون يابه زبان مفاتيح ويابه زبان قرآن و سعدي حرف مي زد . مادر و خاله وي تمام معناي مفاتيح را از حفظ بودند . پدر رهنورد با رژيم شاه كاملا مخالف بود و روحيه ء آزاد انديشي عشايري وي با عث مي شد كه هميشه با شغلش در تضاد باشد و بالاخره يك نظامي آمريكايي را زد و خوشبختانه شاه بيرونش كرد و به زندگي راحت خودادامه داد
تحصيلات رسمي و حرفه اي : زهرا رهنورد دوران تحصيل خودرا تادبيرستان در همان محله ادامه داد و در دبيرستان آزرم برخلاف ميلم دررشته تجربي تا 17 سالگي به تحصيل ادامه دادم . و در سال 1347 يك دانشجوي فعال در رشته مجسمه سازي تا مرحله ليسانس ادادمه داد . وي دررشته علوم سياسي و پژوهشي داراي مدرك فوق ليسانس و دكتراي علوم سياسي شد
خاطرات و وقايع تحصيل : زهرا رهنورد با رژيم شاه مخالف بود زيرا او مي گفت ؛ ( رژيم شاه جوانها را مي كشت .اختناق شديد ي بود به گونه اي كه همه فكر مي كردند اطرافيانش ساواكي هستند . تمام فكر و ذكر م اين بود كه رژيم شاه را براندازيم و رژيم خوبي بياوريم كه آزاديخواه باشد . حالا چه رژيمي باشد اصلامهم نبود . در هر تظاهراتي هم شركت مي كرديم . هم ماركسيت ها ، هم ملي ها و هم مسلمان ها . خود من دريك فاصله كاملا بي اعتقاد بود م . نه دين سنتي مادر ومادر بزرگم را قبول داشتم و نه هيچ چيز ديگر . )
حضور زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی در مبارزات انتخاباتی نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران حساب می شود .
این اتفاقی استثنایی در صحنهی سیاست ایران است. تا به حال هیچ نامزد ریاست جمهوری در ایران (و البته هیچ رییس جمهوری در ایران) همسرش در رسانهها حضوری قابل اعتنا نداشته است. حضور زهرا رهنورد تصادفی نیست. زهرا رهنورد فقط به خاطر میرحسین موسوی نیست که در این صحنه حضور دارد. او سالهاست که در صحنههای دانشگاهی و هنری کشور حاضر بوده است. در نتیجه، همراهیاش با همسرش، تنها امتداد طبیعی کارهای سابق اوست
الف- اگرچه بعد از اعلام نامزدی آقای مهندس موسوی برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و انصراف آقای خاتمی از نامزدی در این دوره اضطراب ها و پرسش های فراوانی ایجاد شد که بسیاری از آنها همچنان به قوت خود باقی هستند؛ اما دلایل خوبی برای حمایت از آقای موسوی در این انتخابات وجود دارد که یکی از آنها-یکی از مهمترین آنها دست کم برای من- حضور خانم دکتر رهنورد و همراهی او با مهندس موسوی است که تحولی شگفت انگیز در جنس حضور زنان در این دوره از انتخابات ایجاد کرده است. خانم دکتر زهرا رهنورد یکی از مشهور ترین چهره های سیاسی زن در ایران است و در سمت های مختلف سیاسی و اجتماعی خود را به عنوان زنی موفق و کارآمد معرفی کرده است. در دولتهای پیشین نام او بارها و بارها برای تصدی پست های نظیر وزارت فرهنگ و وزارت آموزش و پرورش به میان کشیده شد. در عین حال خانم دکتر رهنورد یک چهره دانشگاهی شناخته شده نیز هست. بسیاری از دانشجویان او را به عنوان رییس سابق دانشگاه الزهرا به یاد دارند.