كتابدوست
 
 
درباره كتاب و كتابخواني
 

رمان زن در هم شکسته .نویسنده : سیمون دوبووار .ترجمۀ ناصر ایراندوست.انتشارات اردیبهشت زمستان 1364

این کتاب شامل 2 داستان قرینه است در داستان اول زنی را مشاهده میکنیم که 20 سال با همسرش زندگی کرده و از همه نظر وابسته است به زندگی خود وهمسرش که یک پزشک است.و ناگهان با این حقیقت مواجه میشود که همسرش به زن دیگری تمایل پیدا کرده و این حقیقت را به او میگوید درابتدا او سعی میکند با معشوقه داشتن همسرش کنار بیاید ولی این اتفاق زیاد به طول نمی انجامد وباوجود علاقه و وابستگی به همسرش تصمیم به جدایی میگیرد و...... در داستان دوم هم داستان زنی است که در 40 سالگی ازدواج مجدد میکند و زندگی خوبی را شروع میکند و..........

 |+| نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 16:1  توسط محمود موحدان  | 

چیزی پشت در کمین کرده است،اگر تکان نخورم باز نخواهد شد، بی حرکت ماندن ، برای همیشه متوقف کردن زمان و مکان و زندگی. ولی می دانم که تکان خواهم خورد در به آرامی بازخواهد شد و آنچه را پشت در است خواهم دید، آینده...در آینده بازخواهد شد ، به آرامی . به طور حتم. بر آستانه ی آن ایستاده ام. جز این در و آنچه پشت آن کمین کرده است چیزی ندارم. می ترسم . نمی توانم کسی را به کمک بخواهم.می ترسم... /قسمتی از رمان وانهاده اثر سیمون دوبووار

مجموعه داستان زن وانهاده شامل سه داستان به نامهای " زن وانهاده"، "تک گویی" و "سن رازداری" است. هر سه داستانی نقدی به رفتارهای زنان در خانواده و تن دادن داوطلبانه آنها به فرودستی است. در "زن وانهاده" این تسلیم در قالب تن دادن به وظایف خانگی و ترک کار در بیرون و خانه تجلی پیدا می کند، در "تک گویی" در قالب اجبار دختران به ازدواج تحمیلی توسط مادر و در "سن رازداری" در قالب نپذیرفتن جدایی فرزندان از خانواده و شروع زندگی مستقل توسط مادر.
 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 13:39  توسط محمود موحدان  | 

دوبووار در داستان «وانهاده» موضوع زني را مطرح مي‌كند كه همه چيزش را به پاي همسري ريخته كه تركش مي‌كند. مونيك، قهرمان اصلي داستان، چهل ساله است و شوهرش، موزيس، به او مي‌گويد كه با زني جوان‌تر رابطه دارد. مونيك در ابتدا مي‌كوشد تحمل كند و نقش زن عاشق و سرشار از تفاهم را بپذيرد و اميدوار باشد كه موريس به سويش بازگردد اما در جريان داستان روشن مي‌شود كه چنين نخواهد كرد. نوئيلي همه‌ي آرزوها و خواسته‌هاي فعلي موريس را كه خواهان زني شيك و امروزي است – برآورده مي‌كند، آن چه هر مردي در اوايل زندگي حرفه‌يي و جاه طلبانه‌ي خود به آن نيازمند است. موريس در وانهاده چهره‌يي دوست‌داشتني نيست بلكه همانند ژان – شارلدر تصاوير زيبا، اسير جاه طلبي‌هاي شغلي است و تلاش مي‌كند تصوير اجتماعي خود را تثبيت كند. با اين همه بنابر استدلال دوبووار همه مردان به رغم رفتارهايشان، لزوماً فاسد، بد يا زن‌ستيز نيستند و زنان با آن كه قرباني رفتارهاي مردانه‌اند، شرايط قرار گرفتن در شرايط قرباني خود فراهم مي‌آورند. مونيك نيز – مانند پل در ماندران‌ها خود را تسليم اين توهم مي‌كند كه زندگي تنها در پرتو عشق يك مرد ميسر است. وقت، توان و گاه ارزش‌هاي خود را نيز فدا مي‌كند و مي‌انديشد با اين كار عشق كامل همسرش حق اوست.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 13:27  توسط محمود موحدان  | 

 من که می‌خواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. جنس دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.

«ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه می‌کند. زن مجرد خواه محروم‌مانده از پیوند، خواه طغیان‌کرده بر آن، و یا حتی بی‌اعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف می‌شود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است:

 ۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد.

۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیت‌های این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله‌ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده‌اند.
…دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج می‌کنند، زن می‌گیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را می‌جویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه
زندگی است نه سرنوشت.»

(جنس دوم، ج۲، ص۲۲۹-۲۳۲ )

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 12:59  توسط محمود موحدان  | 
تصاویر زیبا
تصاویر زیبا نویسنده: سیمون دوبووار
مترجم: کاوه میر عباسی انتشارات هاشمي
سينه ريزي را به گردن لورانس مي آويزد: «خوشت مي آيد؟جواهري دلفريب و درخشنده، با طرحي ساده اما بي نهايت گرانقيمت.
زن در خود فرو مي رود. اگر امروز صبح مشاجره نكرده بوديم محال بود ژان شارل چنين هديه اي برايم بخرد. در واقع اين يك غرامت است. يك عمل نمادين، يك محبت بدلي. جاي خالي چه چيزي را مي خواهد پر كند؟ چيزي كه ديگر وجود ندارد؟ پيوندي صميمي و گرم كه باعث مي شود نياز به هيچ هديه اي نباشد؟))
رمان تصاوير زيبا اثر سيمون دوبوآر، داستان زندگي زني به نام لورانس است كه بر اساس قوانين اجتماع، جوري مي زيد كه با كيستي واقعي اش تطابق ندارد. او نمي داند براي طغيان عليه زندگي اي كه او را با خودش غريبه كرده است چه بايد بكند. معشوق مي گيرد اما ديري نمي پايد كه مي فهمد شوهرش و معشوقش به يك ميزان خوب هستند و اين چيزي كه او را چون خوابگردي در دنيا سرگردان ساخته چيز ديگري است. در پايان كتاب لورانس تصميم مي گيرد كه فرزندانش را به گونه اي متفاوت با اصول قراردادي محيطش تربيت كند، آخرين جملات كتاب حس تلخي را به ذهن متبادر مي سازند:
((لورانس موهايش را برس مي كشد، كمي آرايش مي كند. در حالي كه به تصويرش در آينه كه رنگ پريده و گرفته و خسته است خيره شده است در دل مي گويد: ديگر از من گذشته، ولي بچه ها نبايد شانس شان را از دست بدهد. چه شانسي؟ حتي خودش هم نمي داند.))
اين حس تلخ از اينجا نشات مي گيرد كه لورانس علي رغم تمام تجربه ها و اين در آن در زدنهايش نمي داند فاصله گرفتن از خويشتن حقيقي خويش است كه او را ملول ساخته، او مي داند كه خوشبخت نيست و خوشبخت زندگي نكرده و مي خواهد از تكرار سرنوشت خودش براي بچه هايش جلوگيري كند، مي داند كه بايد طغيان كند اما قسمت تلخ ماجرا اينجاست كه نمي داند چگونه، نمي داند كه بايد خودش باشد و به فرزندانش هم همين را ياد دهد.
تصاوير زيبا يك عكاسي از جامعه است، مجموعه اي است از تصاوير زيبا، ولي تلخ. تصوير سينه ريز درخشنده و گرانقيمت كه با دستان ژان شارل بر گردن لورانس آويخته مي شود، اگرچه تصويري زيباست ولي تلخي محبتي بدلي و فقدان صميميتي واقعي و گرم را به رخ مي كشاند.
اين رمان علي رغم داشتن قلمي گيرا و ايجازي دوست داشتني، تخطي هاي زيادي از خط روايت دارد، به اين ترتيب كه راوي مدام بين راوي داناي كل، سوم شخص محدود به ذهن لورانس و اول شخص (لورانس) تغيير جهت مي دهد.
چيزي كه من از آن به عنوان تخطي در روايت ياد مي كنم توسط يوسا با همدلي، نگارشي تجربي فرض شده است.
راوي داناي كل داستان، قضاوتگر هم هست كه اين نوع روايت هم امروزه ضعف محسوب مي شود:
«لحنش خودپسندانه شده است، دهانش را غنچه مي كند و لبخندي وقيح روي لبهايش مي نشيند.»
رمان تصاوير زيبا، رماني است كه اگر چه در زمره ي رمانهاي ادبيات متعهد جاي دارد، اما در عين حال راحت خوان و ساده فهم است. اين رمان توسط انتشارات هاشمي به چاپ رسيده است.

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 12:26  توسط محمود موحدان  | 
همه می میرند - (بخش اول)

همه می میرند  نویسنده:   مترجم: مهدی سحابی

داستان مردیست به نام رایموندو فوسکا که زندگی ابدی و جاودانه دارد و نفرین شده است برای همیشه زنده باشد. سیمون دوبوار نویسنده ااگزیستانسیالیست این کتاب, با توجه به زندگی 600 ساله قهرمان کتابش, افسانه داشتن عمر جاویدان و فنا ناپذیر را به چالش میکشد. فیلمی با همین نام نیز بر اساس این رمان توسط Ate de Jong در سال ۱۹۵۵ ساخته شده‌است.

بخشی ازکتاب :
«و مرگ عزیز، مرگی که زیبایی گل‌ها از اوست، شیرینی جوانی از اوست، مرگی که به کار و کردار انسان، به سخاوت و بی‌باکی و جان‌فشانی و از خودگذشتگی او معنا می‌دهد، مرگی که همهٔ ارزش زندگی بسته به اوست.»
 
میهمان
مهمان نویسنده:  مترجم: امیر سامان خرسند انتشارات جامی 1382
سرلوحه ی کتاب «میهمان» اندیشه ی هگلی است. «هر خودآگاهی در طلب مرگ دیگری است، هر «خودی» وقتی «دیگری» بیگانه را در برابر خود می بیند، می کوشد برتری اراده اش را با نقد کردن دیگری به نمایش بگذارد در رمان میهمان نویسنده می پرسد: باید فردگرا بود یا متعهد؟ که در نهایت فردگرایی غلبه می کند

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 12:16  توسط محمود موحدان  | 
ماندارن ها - جلد 2
ماندارن ها - دوجلدي نویسنده: سیمون دوبووار مترجم: پرویز شهدی
ماندران ها یک رمان دو جلدی حجیم هست . در مورد افراد روشن فکر بعد از جنگ کسانی که از یک سو در فضای ادبی هستند و از سوی دیگر عقاید سیاسی چپ گرایانه ای دارند ولی کاملا هم درگیر کمونیست نشده اند . ماجراها و احساس چنین افرادی هست بعد از جنگ .
رمان «ماندارن‏ها» در سال 1954 (1333)، منتشر شد و جایزه ادبى «گنکور» را نصیب نویسنده کرد. واژه «ماندارن» ریشه مالزیایى دارد و در امپراطورى چین به کارمندانى اطلاق مى‏شد که از طریق کنکور میان افراد تحصیل کرده انتخاب مى‏شدند. بعدها به ویژه در زبان فرانسه این واژه در مورد افراد مهم و بانفوذ از جمله متخصص‏ها و استادان دانشگاه به کار رفت و امروزه به برگزیدگان علم و ادب و سیاست اطلاق مى‏شود. معادل این واژه در فارسى «پایوران»، «برگزیدگان» و یا «نخبگان» است. البته «ماندارن‏ها» مفهوم خاصى در زبان فرانسه دارد که مورد نظر نویسنده بوده - چون این واژه گاه با مفهوم کنایه ‏آمیز نظیر «گل سرسبد»، کاربرد دارد. نظر نویسنده نیز بیشتر جنبه طنز و انتقاد است. این واژه به روشنفکران سرگردان فرانسوى پس از جنگ جهانى دوم اشاره مى‏کند؛ کسانى که هنوز راه خویش را پیدا نکرده‏اند و هنوز نمى‏دانند به درستى خواهان چه هستند.
رمان دو جلدى «ماندارن‏ها» که مى‏توان آن را زندگی‏نامه‏ اى داستان‏وار از نویسنده دانست، راوىِ سرگذشت گروهى از روشنفکران و صاحب‏نظران سال‏هاى پس از جنگ جهانى دوم است.
 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 12:10  توسط محمود موحدان  | 
خاطرات سیمون دوبووار جلد اول (خاطرات دختری آراسته)
نویسنده:   مترجم: قاسم صنعوی
ناشر:انتشارات توس
تاریخ نشر:سال ۱۳۸۰ – چاپ دوم – ویرایش دوم
سیمون دوبووار با نوشتن خاطرات خود که به زعم ناقدی بهترین اثر ادبی او به شمار می‌رود دست به کاری سترگ می‌زند. خاطرات سیمون دوبووار تنها زندگی نامه او نیست؛ تحلیل روانی نویسنده است در خلال سال های زندگی‌اش، از زمانی که دختر بچه‌ای است، تا هنگامی‌که دنیای قرن بیستم او را به عنوان متفکری بزرگ به رسمیت می‌شناسد. خاطرات سیمون دوبووار آیینه تمام نمایی است از زندگی هنری-ادبی فرانسه و بسیاری از بر گزیدگان دنیای ادب و هنر معاصر.
درباره نویسنده:
دوبوار، سیمون Beauvoir, Simone de بانوی نویسنده فرانسوی (۱۹۰۸-۱۹۸۶). سیمون دوبوار در خانواده‌ای متوسط و مرفه زاده شد و از حیث هوش و حساسیت دختری زودرس به شمار آمد، تحصیلات خود را در دانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه انجام داد و در حدود پانزده سال به تدریس اشتغال یافت. وی دوران کودکی و جوانی خود را در کتاب خاطرات دختری منظم Memoires d’une jeune fille rangee (1958) منعکس کرده است. و پس از آن از همین دوره در کتاب نیروی عصر La Force de l’age یاد می­کند. سومین جلد خاطرات او به نام نیروی اشیا، La Force des Choses (1963) به دوران آزادی پاریس و برقراری صلح در الجزایر اختصاص یافته است. اولین داستان سیمون دوبوار مهمان L’Invitee (1943) تحقیق و مطالعه‌ی تلخ و نیشداری بود درباره حالات روحی یک زن. پس از آن دو رمان نیمه فلسفی خون دیگران Le Sang des autres (1944) ـ که در آن مسأله­ای اخلاقی را از جنگ الهام گرفته بود ـ و همه مردان فانی­اند Tous les homes sont mortels (1947) را انتشار داد. کتاب دیگر وی تحقیقی مهم در دو جلد به نام دومین جنس le Deuxieme Sexe (1949) درباره وضع زنان است. اثر بدیعی است که در آن موضوع زیردستی زن محکوم گشته است. از نظر سیمون دوبوار مسأله زیردستی زن چیزی است که بر حسب قراردادها و سنتها در ذهن مردم جای گرفته و کم و بیش از روی اراده بر آنان تحمیل شده است. از کتابهای معروف سیمون دوبوار کتاب ماندارنها Les Mandarins است که در ۱۹۵۴ به اخذ جایزه گونکور Goncourt نایل آمد. در این کتاب زندگی نویسندگان و روشنفکران دست چپ که نویسنده خود مدتی در میان آنان بسر برده است، نشان داده شده و موجبات انتخاب راه سیاسی آنان بیان گردیده است. از آثار دیگر سیمون دوبوار این کتابهاست: اگزیستانسیالیسم و خردمندی ملتها L’Existentialisme et la Sagesse des nations (1914)، امریکای روزمره L’Amerique au Jour le Jour (1948)، مرگی بسیار ملایم Une mort tres douce (1964) ، تصاویر زیبا Les Belles Images (1966) و پیری La Vieillesse (1969).

 

كتابناك

http://ketabnak.com/comment.php?dlid=43177



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 12:3  توسط محمود موحدان  | 
جنس دوم (جلد اول)
 در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار استدلال‌های خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان می‌کند. بووار به‌عنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به‌همین منوال استنباط می‌کند که یک انسان زن زاده نمی‌شود، بلکه تبدیل به زن می‌شود، چرا دختران از اوان کودکی، نقش‏های فرهنگی معینی را می‏پذیرند. تز کلی کتاب، نشان دادن آن است که چگونه زنان به وسیله‏ی تاریخ و افسانه‏هایی تعریف و محدود شده‏اند که آن‏ها را در جایگاهی پایین‏تر قرار می‏دهد. به باور بووار، تاریخ فرهنگی مانع از آن شده‌است که زنان آزادی خود را درک و بر اساس آن عمل کنند، اما آن‏ها می‏توانند با نفی این افسانه‏های فرهنگی، خود را بازتعریف کنند. در مقابل، تا زمانی که زنان به مردان و سنت‏های فرهنگی اجازه دهند تا چیستی آنان را تعریف کنند، آزاد نخواهند بود. بووار استدلال‏های زیست‏شناختی، روانشناختی، و ماده‏گرایانه را، برای تبیین دسته‏ای از ویژگی‏های رفتاری زنان که از کنترل فرهنگ خارج است، نفی می‏کند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 11:59  توسط محمود موحدان  | 

سیمون دوبوار در تاریخ 9 ژانویه 1908 در کشور فرانسه و در شهر پاریس در خانواده‌ای کاتولیک به دنیا آمد. در 17 سالگی موفق به اخذ دیپلم از یک مدرسه کاتولیک شد. وی همزمان در رشته ادبیات و ریاضی ادامه تحصیل نمود.در سال 1926 به جنبش سوسیالیست‌ها پیوست و در رشته فلسفه دانشگاه سوربن ادامه تحصیل داد. در سال 1929 از رشته فلسفه فارغ‌التحصیل شد و در همان سال با ژان‌پل سارتر آشنا شد و زندگی مشترکی را با او را آغاز کرد و 50 سال زندگی مشترک با وی را ادامه داد. دوبوار بعد از 1980تا سال 1943 در شهر های مارسی ، روان ، وپاریس به تدریس پرداخت و در همین سال ها بود که پایه ی تفکر فلسفی اش را بنیان نهاد . پنج رمان ، یک نمایشنامه ، چندین جلد کتاب خاطرات ، و بسیاری مقالات فلسفی و سیاسی نوشته است . دوبوار به عنوان مادر فمینیسم ِ بعد از 1968 شناخته می‌شود. معروف‌ترین اثر وی جنس دوم نام دارد که در سال 1949 نوشته شده‌است. این کتاب به تفصیل به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده‌است می‌پردازد . پس از آنکه این کتاب چند سال پس از چاپ فرانسه، به انگلیسی ترجمه و در آمریکا منتشر شد، به عنوان مانیفست فمینیسم شناخته شد. نام سیمون دوبوار پیوسته با نام ژان پل سارتر همراه است؛ خاصه در دوره­ای میان سالهای 1943 و 1950 که مکتب اگزیستانسیالیسم بر ادبیات نفوذ قابل توجهی داشت. سیمون دوبووار در ۱۴ آوریل، ۱۹۸۶درسن ۷۸ سالگی به خاطر ذات‌الریه از دنیا رفت. وی در کنار ژان پل سارتر به خاک سپرده شده‌است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 11:52  توسط محمود موحدان  | 
 
  بالا