|
كتابدوست
|
||
|
درباره كتاب و كتابخواني |
معنای ریشهای و بنیادین پستمدرن یعنی فراسوی مدرن یا بعد از مدرن بودن است. سه تحلیل عمده برای پست مدرنیسم وجود دارد:
- پستمدرنیسم را میتوان نوعی "پیکرهبندی فرهنگی" (cultural configuration) توصیف کرد که در پیوندی مستمر با مدرنیسم قراردارد، بهعبارت دیگر تداوم و استمرار مدرنیسم محسوب میشود.
- این موضع، درنقطۀ مقابل موضع فوق قرار دارد که براساس آن بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پستمدرنیسم نه استمرار بلکه گسست و انقطاع رادیکال و تندی است از مدرنیسم و بین ایندو شکاف و فاصلۀ عظیمی وجود دارد.
- تحلیلهای دیگری نیز ارائه شدهاند که با دو رویکرد فوق برخوردی رابطهای دارند یعنی ضمن حفظ ماهیت رابطهای پستمدرنیسم، مجاورت و نزدیکی واژگانی یا قرابت ریشه شناختی گریزناپذیر آن با مدرنیسم را نیز ازنظر دور نمیدارند.
برای شناخت پستمدرنیته ناچاریم نگاهی به سیر تاریخی و ویژگیهای مدرنیته داشته باشیم.
ابتدا لازم است اندكي بحث روششناسي و بلكه اصطلاح شناسي كنيم. اخيراً برنامه حزب و پر و پيماني در راديو از سوي شبكه “ فرهنگ ” در همين زمينه در اوايل ديماه سال جاري برگذار شد كه چند كارشناس هم در برنامه شركت داشتند. گرداننده يا مجري برنامه مدام عبارت ادبيات فولكلور را تكرار ميكرد كه دست كم در اشتباه در بردارد. اول اينكه فولكلور نميتوان ادبيات ناميد زيرا ادبيات در اصطلاح زبانشناسي و نقد ادبي معناي معين و شسته رفتهاي دارد و به ادبيات كلاسيك و ميانه و نوين تقسيم مي شود حال ميتوان شق چهارمي هم به عنوان ادبيات فرانوين به پست مدرن قائل شد. بحث ما لغوي و معنا شناسي يا معنا شناختي است. بعد، اگر هم تازه ادبيات در معنا و جاي درستش به كار رفته باشد، حشو است. زيرا فولكلور خود كلمهاي مركب است 1) فولك به معناي مردم و عامه ،توده مردم نظاير آن وكمابيش عوام در معناي غير تخفيف آميز آن،در برابر خواص كه نخبگان و فرهيختگان جامعهاند. 2) لور( Lore) يعني دانش، ادب به معناي قديم اين كلمه كه متفاوت با ادبيات است و بيشتر مترادف با فرهنگ مجموعهاي از “ معارف ” و دانستنيها و دانش و بينش غير تخصصي است و مجموعاً بهترين معادل اين كلمه يعني كلمه فولكلور ،فرهنگ عامه است. فرهنگ در اينجا بيشتر خرده فرهنگ يا sub- culture است تا culture كه فرهنگ رسمي و فرهيخته و فرهيختگان است. فرهنگ عوام هم كه نام كتابي از جناب امير قلي اميني است همين امضا و محتوا را دارد. كتاب كوچه شاملو اگر چه هرگز از نظر نظم ونظام و استحكام علمي و انسجام صورت و معني به پاي فرهنگ فارسي عاميانه اثر جناب استاد ابوالحسن نجفي نميرسد. ولي بيشتر از آن در بردارنده فرهنگ عامه = فولكلور است .
ادبيات در جوامع بشري نقش به سزايي دارد. پس از تاريخ يك ملت به راحتي مي توان از ادبيات يك كشور به فرهنگ مردم آن پي برد. امثال و حكم بخش مهمي از ميراث فرهنگي هر ملتي را تشكيل مي دهد و آن را از قديمي ترين آثار ادبي فكر انسان دانسته اند كه مبدا و پيدايش آن را نمي توان به وضوح مشخص كرد. از زمان شكل گيري فرهنگ مكتوب، به يقين مي توان گفت به ندرت اثري مي توان يافت كه خالي از بازتاب فرهنگ عامه در جلوه هاي گوناگون آن و از جمله امثال و حكم باشد. امثال و حكم، از اركان اصلي و اساسي هر زبان است كه باري از سنت ها و رسوم و آداب و تاريخ و منش و بينش يك ملت را به دوش مي كشد. در حقيقت حاصل آزمون ها، ذوق ها، و بينش ها در قالب مثل به كوتاه ترين و فشرده ترين شيوه ارايه مي شود. در اين مقاله كوشش شده است تا نقش امثال و حكم و بازتاب آن در فرهنگ عمومي و جايگاه آن در فرهنگ جهاني و داد و ستدهاي متقابل به منظور ايجاد صلح و دوستي و گشودن باب گفت و گو در ميان مردم كشورهاي گوناگون از برخي جهات مورد بررسي قرار گيرد. در پايان هم نمونه هايي از امثال و حكم به سه زبان فارسي، عربي، انگليسي در بارزترين وجوه همساني مضامين مشترك انساني آورده شده است.
امروزه گسترش پديده جهاني شدن مفاهيم نويني را مطرح مي كند كه در راستاي آن همه چيز به سوي وحدتي ناگزير مي رود. ادبيات به عنوان يكي از اركان اصلي ميراث بشري مي تواند نقش موثر و تعيين كننده اي در نزديكي و ارتباط ملت ها ايفا كند. ادبيات هر ملتي، برگرفته از فرهنگ و تمدن آنهاست كه همواره پويا و حركت پذير و بر ديگر فرهنگ ها و تمدن ها تاثيرگذار بوده و از آنها هم تاثير گرفته است. تفحص و جست و جو در ادبيات جهان نشان مي دهد كه چگونه ملل مختلف در اين زمينه از يكديگر بهره گرفته اند. كنكاش در خصوص مسايل مشترك و متفاوت در ادبيات جهان مي توان گامي در راستاي تحقق آرمان گفت و گو و تعامل تمدن ها باشد و راه را براي ارتباط بيشتر ميان ملت ها هموار سازد.
از زمانی که نویسنده و پژوهندة معاصر ایران صادق هدایت به جمع آوری مصالح فرهنگ و فولکوریک پرداخت و « متل» ها و « اوسانه»ها و آداب و رسوم مردم ( « نیرنگستان» ) و غیره(1) را گردآورد، تا امروز، در این زمینه کار زیادی انجام گرفته است. این کار هنوز به اندازة کافی طبقه بندی نشده و به ویژه افکار تحلیلی و تعمیمی دربارة فرهنگ عامیانه، با آن که این جا و آن جا ذکر گردیده، ولی هنوز نضج کافی نیافته است زیرا به طور اساسی ، ما در مرحلۀ تدوین و گردآوری مصالح هستیم.
یکی از رشته های مهم فرهنگ عامیانه، ترانه های عامیانه است که هدایت آن ها را با نام خود برگزیدة « اوسانه» توصیف کرده است. واژة ترانه (در پهلوی: « ترنگه» ) واژة بسیار کهنه و شاید یک واژه صوتی است و پژوهشهائی که انجام گرفته نشان می دهد که از دیرباز تصنیف های عامیانه را « ترانه » می خوانده اند . این ترانه های عامیانه که نام مصنف آنها روشن نیست، دارای منشاء های پیدایش به کلی متفاوتی هستند و مضمون آنها نیز سخت متنوع است؛ مثلاً: برای ابراز عشق، برای دست انداختن کسی، برای لالائی یا نوازش کودک، برای قصه گوئی یا برای آغاز کردن و یا پایان دادن به قصه ها، برای بازی و سرانجام به عنوان شعر و تصنیف که به شکل فردی یا با «دم گرفتن » خوانده می شود و هدقش بیان احساسات فردی یا اجتماعی است.
بررسی وزن، قافیه و مضمون و سبک هنری این ترانه های عامیانه ، بررسی پاداش بخش سودمندی است. زیرا به احتمال قوی این ترانه ها، از این جهات یادآور کهن ترین اشکال شعر فارسی هستند. در این بررسی من نظریات خود را بر اساس 87 ترانۀ عامیانۀ متداول در تهران (که نگارنده از روی نوشته ها یا از دهن ها گردآورده ام) می نویسم. انتشار مجموعه ای از این ترانه ها نه میسر است نه سودمند ، زیرا بسیاری از آن ها ولو با تغییراتی ، در «اوسانه» هدایت به دست داده شده است . وانگهی ، در جریان یررسی از این ترانه ها از جهات مختلف صحبت به میان خواهد آمد و نگارنده حدس می زند که میزان ترانه های گردآمده در نزد پژوهندگان اکنون از این 87 ترانه بسی بیش تر است ولی همینقدر مصالح برای کار ما کافی است.
کار بر روی فرهنگ عوام(فولکلور) در ایران طی سالهای اخیر نسبتاً وسیع و خوب انجام گرفته، چیزی که آن را باید مرهون تلاش تحقیقات کسانی دانست که شاید غالباً از وسائل لازم برای این کار دشوار نیز محروم بودهاند. در این زمینه هدایت، صبحی،انجوی، شاملو،جمال زاده، امیرقلی امینی هریک در دوران خود و در گسترة معین(مانند اصطلاحات،امثال، قصهها، ترانهها،لغات و...) خواه متعلق به تهران، خواه شهرستانها، آثاری نشر دادهاند. کسانی که در همین عرصهها شاید با دامنة محدودتری فعالیت کردهاند کمشمار نیستند و گاه برخی تک نگاریهای بسیار باارزش دربارة عادات و آداب تهران و شهرستانها منتشر شده است.
از این کوشش بزرگ و بسیار ضروری هنوز باید بهرهبرداری شود. اولاً: بهرهبرداری علمی بدین معنی که قوانین درونی این فرهنگ مورد بررسی قرار گیرد. مثلاً در مجموعة حاضر، به عنوان نمونه، دربارة ترانههای عامیانه مرسوم در تهران، یک بررسی تعمیمی ارائه میدهیم که ابدا دعوی کمال ندارد و فقط برای طرح مباحث نظیر است. ثانیاً: بهرهبرداری هنری؛ یعنی باید این ثروت رنگین و حیرت انگیز فولکلوریک را در ادبیات منظوم و منثور فارسی وارد و منعکس ساخت و نقاشی و گرافیک و موسیقی و معماری خارجی و داخلی و پیکرتراشی و فیلم و رادیو و تلویزیون از آن فیض جویند.
در این باره نیز کوششهائی شده است. من از این غربت دیر و دور خود میتوانم مثلاً از منظومة«پریا» اثر شاملو و یا از سناریو «شهر قصه» اثر بیژن مفید نام ببرم. در ادبیات کودکان هم کوشش شده است چهرههای سنتی قصهها احیاء شود ولی آنچه که من دیدهام، چندان چنگی به دل نمیزده است و در بسیاری از آنها خامی و سودورزی بازرگانی به عیان دیده میشود.
قصهها و حکایات واقعی یا پنداری از اشکال مهم تمثیل است که تأثیر عمیق اقناعی به ویژه در اذهان ساده دارد. کلیه و دمنه اصولاً بر این بنیاد نیمه منطقی قرار گرفته است. حکمی بیان میشود و سپس برای اثبات آن حکایتی ذکر میگردد. چون در آن حکایت مطلب در جهت اثبات صحّت آن حکم سیر میکند، ناگزیر خواننده باید قانع شود که آن حکم صحیح بوده است.
آثار عرفا ما و از آن جمله عطار و مولوی به ویژه بر تمثیلهای روائی مبتنی است ابن سینا و نیز غزالی (در رساله الطیر) سهروردی (در عقل سرخ و صفیر سیمرغ) اشکال مختلف تمثیل را برای نشان دادن نظریات عرفانی خود به کار میبردند. در میان به کاربرندگان این فن ، استاد مسلم مولانا جلالالدین محمد یکی از بزرگترین متفکران و شاعران ایران و جهان است (604ـ672 ه ـ .ق) . شش دفتر مثنوی که آنها را با الهام از خاطریی شورانگیز شمسالدین ملکداد تبریزی و بنا به خواست شاگرد خود حسام الدین چلپی سروده ، نمونهی برجستهی برهان تمثیلی عرفانی و فلسفی است.
دربارهی مولوی و زندگی او، دربارهی اثر جاویدانش مثنوی، از جهات گوناگون تحقیقات وسیعی از جانب خاورشناسان و ادیبان به نام ایران به ویژه آقای دکتر فروزانفر انجام گرفته است و نیازی به تکرار نیست. تنها نکتهای که در این مقال مورد توجه ماست، شیوهی تمثیلی و از آن جمله تمثیل فلسفی مولوی است.
حماسه گیل گمش یکی از قدیمیترین و نامدارترین آثار حماسی ادبیات دوران تمدن باستان است که در منطقه میانرودان شکل گرفتهاست.
دیرینگی این حماسه به چهار هزار سال میرسد و کامل ترین متن آن که به ما رسیده است متنی است که بر الواحی از خشت نگاشته آنگاه در کوره پخته اند. این مجموعه شامل دوازده لوح است، هر لوح مشتمل بر شش ستون پله وار به صورت شعر که ضمن کاوش در بقایای کتابخانه آشوربنیپال پادشاه آشور بدست آمد. هریک از این دوازده لوح یا دوازده سرود شامل شش ستون است در سیصد سطر، مگر آخرین لوح آن که آشکارا الحاقی و به وضوح از یازده لوح قبلی کوتاه تر است.
گیل گمش پادشاهی خودکامه و پهلوان بود. او که نیمهآسمانی است دوسوم وجودش ایزدی و یکسومش انسانی است. حماسه گیل گمش با ذکر کارها و پیروزیهای قهرمان آغاز میشود به گونهای که او را مردی بزرگ در پهنه دانش و خرد معرفی میکند. از جمله او میتواند توفان را پیشبینی کند. مرگ دوست صمیمیاش اِنکیدو او را بسیار منقلب کرده و گیل گمش پای در سفری طولانی در جستجوی جاودانگی میگذارد، سپس خسته و درمانده به خانه بازمیگردد و شرح رنجهایی را که کشیده بر گلنوشتهای ثبت میکند.
حماسه گیل گمش در ایران نیز شهرت دارد. نخستین ترجمه فارسی آن توسط دکتر منشیزاده در سال ۱۳۳۳خ انجام شد و بعد از آن نیز ترجمههای دیگری منتشر شد.
ایرانیان شاخهای از اقوام هندواروپایی بودند که در هزارههای پیش از میلاد به فلات ایران وارد شدند. ایشان، از میان اقوام اروپایی با هندوان نزدیکی بیشتری داشتندی و محققان بر این باورند که دو شاخهٔ ایرانی و هندی مدتها با هم میزیستند تا اینکه از یکدگر جدا شده و شاخهای به هند و شاخهای به ایران شدند. از این روست که صورتهای کهن اساطیر ایرانی شباهت بسیاری با صورتهای کهن اساطیر هندی میدارد و اسطورهشناسان گاه با کمک اساطیر قوم خویشاوند صورت کهن یا باستانی اسطورهای خاص را بازسازی میکنند. اثر هندیای که بیشتر از بقیهٔ آثار به کار اسطورهشناسی ایرانی میآید کتاب ریگودا به زبان سنسکریت است. با جایگیر شدن ایرانیان و هندوان در ایران و هند سیر تکاملی اسطورههای تا حد زیادی مشترکِ ایشان تفاوت یافت. اساطیر ایران تأثیر بسیار زیادی از اسطورههای اقوام بومی نجد ایران و اسطورههای میانرودانی پذیرفت. محققان این تأثیرها را در جایجای اساطیر ایرانی نشان دادهاند.
اسطورهشناسی
اسطورهشناسی دانشی است که به بررسی روابط میان افسانهها، و جایگاه آنها در دنیای امروز میپردازد.
اسطوره نماد زندگی دوران پیش از دانش و صفت و نشان مشخص روزگاران باستان است. تحول اساطیر هر قوم، معرف تحول شکل زندگی، دگرگونی ساختارهای اجتماعی و تحول اندیشه و دانش است. در واقع، اسطوره، نشانگر یک دگرگونی بنیادی در پویش بالا روندهٔ ذهن بشری است. اساطیر، روایاتی است که از طبیعت و ذهن انسان بدوی ریشه میگیرد، و برآمده از رابطهٔ دوسویه این دو است.
ریشهٔ واژهٔ اسطوره
این واژه که جمع شکسته عربی آن به گونه اساطیر بیشتر بکار میرود، منشا هندواروپایی دارد[نیازمند منبع]. در زبانهای هندواروپایی نیز مشتقاتی دارد. در سنسکریت Sutra به معنی داستان است که بیشتر در نوشتههای بودایی بکار رفتهاست. در یونانی Historia به معنی جستجو و آگاهی، در فرانسه(فرانسوی) Histoire، در انگلیسی به دو صورت Story به معنی حکایت، داستان و قصهٔ تاریخی، و History به معنی تاریخ، گزارش و روایت بکار میرود.
تعریف اسطوره
آن دسته از کسانیکه چه در گذشته و چه امروزه به پژوهش و واکاوی و شناخت اسطورهها اشتغال دارند، تا کنون برای اسطوره تعریف مشخص، دقیق و پذیرفتنی برای همگان نیافتهاند، بلکه هریک به میل و اشتیاق و وابستگیهای اجتماعی خویش آن را تعریف کردهاند. گهگاه در تعریف متخصصان از اسطوره اشکالاتی دیده میشود، علت آن این است که آنها به اسطوره از سر اعتقاد و ایمان مینگرند. آنان دنبال این اندیشهٔ اشتروس که «برای درک اندیشهٔ وحشی باید با او و مثل او زندگی کرد،» نه تنها به ساختار، بلکه به عمل کرد جادویی اسطوره درجامعه، و در واقع، به اعجاز آن در ایجاد همبستگی قومی و عقیدهای ایمان میآورند و به همین دلیل برای آنها اسطوره یا نهاد زنده بسیار مهمتر از نهادهای کهن است. میرچا الیاده دین شناس رومانیایی اسطوره را چنین تعریف میکند:
اسطوره نقلکنندهٔ سرگذشت قدسی و مینوی است، راوی واقعهایست که در زمان نخستین، زمان شگرف بدایت همه چیز رخ دادهاست. به بیان دیگر: اسطوره حکایت میکند که چگونه به برکت کارهای نمایان و برجستهٔ موجودات فراطبیعی، واقعیتی، چه کل واقعیت، یا تنها جزیی از آن پا به عرصهٔ وجود نهادهاست. بنابراین، اسطوره همیشه متضمن روایت یک خلقت است، یعنی میگوید چگونه چیزی پدید آمده و هستی خود را آغاز کردهاست. اسطوره فقط از چیزی که براستی روی داده و به تمامی پدیدار گشته، سخن میگوید. شخصیتهای اسطوره موجودات فراطبیعی اند و تنها بدلیل کارهایی که در زمان سرآغاز همه چیز انجام دادهاند، شهرت دارند. اساطیر کار خلاق آنان را باز مینمایانند و قداست یا فراطبیعی بودن اعمالشان را عیان میسازند.
در مقابل هستند عده دیگری که به اسطوره صرفاً از سر انکار مینگرند. این گروه اسطوره را یکی از الگوهای تاریخی یا سازوارهای کهنه و از کار افتاده میبینند که بیشرفت بشر آن را از رده خارج کردهاست. در نظر یونگ و فروید اسطورهشناسی دانشی است که از فرافکنی نمادین تجربیات روانی نوع بشر به وجود آمدهاست
اسطوره ,قصهایست با خصلتی خاص ,یعنی نقل روایتی که در آن خدایان یک یا چند نقش اساسی دارند .اسطورهشناسی علمی است که کارش طبقهبندی و بررسی مواد و مصالح اسطورهشناختی بر حسب روش تحلیل و وارسی دقیقی که در همه دیگر علوم تاریخی معمول است.
به عبارت دیگر، اسطوره تلاشی برای بیان واقعیتهای پیرامونی با امور فراطبیعی است. انسان در تبیین پدیدههایی که به علتشان واقف نبوده به تعبیرات فراطبیعی روی اورده و این زمانی است که هنوز دانش بشری توجیه کننده حوادث پیرامونی اش نیست. به عبارت دیگر،انسان در تلاش ایجاد صلحی روحی میان طبیعت و خودش اسطورهها را خلق کردهاست.
منابع
سهراب هادی. شناخت اسطورههای ملل. نشر تندیس: ۱۳۷۷.
کراپ، الکساندر. جهان اسطورهشناسی جلد اول.گردآورنده جلال ستاری. نشر مرکز۱۳۷۷
والتر اودانیک، ولودیمیر. یونگ و سیاست. ترجمهٔ علیرضا طیب. نشر نی. ۱۳۷۹. [ISBN 964-312-47-5]

بدون شك صادق هدايت ازنخستين نويسندگان و پژوهشگراني هست كه با فرهنگ عاميانه مردم ايران برخورد بسيار جدي و علمي داشته است . اصولاً صادق هدايت به آنچه مربوط به اصالت ايران و ايراني به هر نحوي ارتباط پيدا مي كرد و مخصوصاً با فرهنگ اصيل اين مرز و بوم ربط داشت به سختي عشق مي ورزيد و از هيچ كوششي براي دست يابي به اطلاعات علمي دقيق و حقايق نهفته در آن دريغ نمي كرد حال اين مي توانست ترانه هاي خيام باشد ، اصفهان نصف جهان باشد ، زبان پهلوي و زند و هومن يسن باشد ، نماش نامه مازيار باشد يا ترانه ساده و زيبائي از بچه ها كه مي گفت اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره . او به فرهنگ عاميانه ايران در سطح بسيار وسيع و نفوذ و عمق و سابقه آن با روشي كاملاً علمي مي پرداخت
آيا ميتوان از ويژگيهاي عام در ادبيات شفاهي سخن گفت؟ ويژگي هايي كه بتوان در متون شفاهي اقوام و ملل مختلف، مصاديق آنها را مشاهده كرد؟ اگر پاسخ به اين پرسش مثبت است، چنين ويژگيهايي شامل چه مواردي ميشود و علاوه بر اين تخريج و تبويب آنها، چه مزايايي براي پژوهشگران و پژوهشهاي علمي به بار ميآورد؟
مطالعات و پژوهش هايي كه طي يك قرن گذشته، روي متون شفاهي اقوام و ملل گوناگون صورت گرفته است، پژوهشگران را به اين نتيجه رهنمون كرده كه ادبيات شفاهي داراي ويژگيهاي
عامي است كه ميتوان آنها را در متون گوناگون ردگيري و مشاهده كرد.
برخي از مطالعات و پژوهشها روي يك ژانر معين از ادب شفاهي صورت گرفته است و برخي نيز به طور كلي آثار منثور و منظوم را در برميگيرد. از نمونة اول ميتوان به مطالعاتي كه روي افسانهها و طبقه بندي آنها انجام گرفته است، اشاره كرد. يكي از مهمترينپژوهشها در اين زمينه كه خوانندة فارسي زبان نيز با آن آشنايي دارد ، پژوهش فولكلورسيت روسي، ولاديميرپراپ روي افسانههاي سحرآميز روسي است 1 . از نمونة دوم نيز ميتوان به كتاب رشد ادبيات 2 نوشتة هكتورمونرو چادويك و نوراكرشاوچادويك اشاره كرد. اين كتاب يكياز مهمترين تأليفاتي بوده كه در زمينة ادبيات شفاهي انجام گرفته و حاصل پژوهشهاي چندسالة مؤلفان آن است. جلد اول اين كتاب، چند سال پيش به وسيلة دكتر فريدون بدرهاي، با دقتي در خور و به نيكوتر وجهي ترجمه و منتشر گرديده است. 3 نويسندگان طي جلدهاي سه گانة آن، به بررسي تطبيقي ادبيات بسياري از ملتها در دورة پيش از كتابت پرداختهاند.
مقدمه: ادبيات شفاهي يا ادبيات عامه يا آنگونه كه در ايران رواج دارد، ادبيات عاميانه چيست؟ چه بخشهايي دارد و چه ژانرها و گونههايي را دربر ميگيرد؟ ويژگيهاي اين ژانرها چيست؟ اهميت ادبيات عامه در چيست؟ از چه زماني به اين ادبيات توجه شده است؟ ادبيات تأليفي يا نوشتاري ما در گذشته و حال، چه ارتباطي با اين ادبيات داشته و به عبارت دقيقتر، تعامل ادبيات تأليفي و شفاهي ما چگونه بوده است؟ ادبيات شفاهي در نظام آموزشي ما از چه جايگاهي برخوردار است؟ كار پژوهشي در اين زمينه، در چه وضعيتي قرار دارد و با چه مشكلات و مسائلي همراه است؟ سرمنشأ اين مشكلات را چه عواملي تشكيل ميدهند؟ سرانجام براي رفع تنگناها و مشكلات ادبيات شفاهي، چه كارهايي ميتوان انجام داد؟
L.P. Elwell Sutton «الِول ساتن»
در سال ۱۹۱۲ در کشور انگلستان به دنيا آمد. پس از پايان تحصيلات متوسطه براي فراگيري زبان فارسي و عربي وارد مدرسهي مطالعات شرقي و آفريقايي دانشگاه لندن شد و در سال ۱۹۳۴ ميلادي در رشته زبان عربي فارغ- التحصيل گرديد. در ۱۹۳۵ براي كار در شركت نفت ايران و انگليس از طرف کشور خود به آبادان فرستاده شد و تا ۱۹۳۸ در اين شركت كار كرد. او در آن زمان کتابي در بارهي تاريخ اين شرکت نوشت.
«الول ساتن» از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۳ ميلادي در راديو «بيبيسي» بهعنوان متخصص زبان فارسي و ويراستار بخش ‹‹شنوندگان عربي زبان›› كار مي كرد. و از ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۷ در سفارت بريتانيا در تهران به كار مشغول بود. آثار او در مورد رويدادهاي اين سالها بهويژه دربارهي بحران آذربايجان و حكومت مركزي ايران و حكومت مشروطه، بسيار خواندني است.
او در ۱۹۵۲، كرسي استادي زبان فارسي دانشگاه «ادينبرا» را در اختيار گرفت و تا ۱۹۸۲ در آنجا تدريس كرد. اين شرقشناس انگليسي نه تنها در زمنيه زبان فارسي و عربي اطلاعات وسيعي داشت بلكه در بيشتر زبانهاي باستاني و نو خاورميانه و خاور نزديک تبحر داشت. زبان ارمني و پهلوي را نیز خوب ميدانست. وي كتيبهشناس، خطاط و بازيگر تئاتر هم بوده است. «الول ساتن» در طول زندگي خود، دوازده كتاب و يكصد مقاله نوشته است و سرانجام در ۲ سپتامبر سال ۱۹۸۴، در «ادينبرا» درگذشت.
بخش قابل توجهی از پژوهشهای ادبی و فرهنگی ایران به همت ایرانشاسان کشورهای دیگر انجام شده است. یکی از این نمونهها، قصههایی است که ایرانشاس اسکاتلندی الول ساتن پیش از انقلاب در شهرها و روستاهای ایران ضبط کرده است.
بخشی از این مجموعه قبلا انتشار یافته بود و اکنون با انتشار کتاب جدیدی تمامی آنها در اختیار فارسیزبانان قرار گرفته. این قصهها زیر نظر پروفسور اولریش مارزلف آلمانی منتشر شده و احمد وکیلیان پیاده کردن و نگارش آنها را با کمک همسرش زهره زنگنه بر عهده داشته است.
«توپوز قلی میرزا» عنوان کتابی است که ۶۴ افسانهی ایرانی را در بردارد. این افسانهها را ایرانشناس اسکاتلندی الول ساتن در فاصلهی سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۲، در روستاهای ایران با صدای راویان محلی ضبط کرده است. چاپ این افسانهها زیر نظر پرفسور اولریش مارزلف ایرانشاس آلمانی انجام گرفته که تحقیقهای فراوانی در مورد ادبیات و قصههای عامیانهی ایران دارد و نوارها و اسناد الول ساتن از سی سال پیش در اختیار او قرار گرفته.
مارزلف که پیش از این آثاری از جمله «طبقهبندی قصههای ایرانی» را منتشر کرده پیاده کردن این نوارها را به احمد وکیلیان سپرده است. بخشی از این افسانهها زیر عنوان «مشتی گلین خانوم» ۱۴ سال پیش منتشر شد و اکنون باقیماندهی آنها در این کتاب گردآمده است.

كتاب پيشرو، حاصل پژوهش و تحقيق محقق توانمند اهل چك، آقاي ييري سيپك است. اين اثر در واقع برگردان قسمت پنجم مجموعهاي است كه محقق و ايرانشناس برجسته چك، پروفسور يان ريپكا در سال 1956 با عنوان "تاريخ ادبيات ايران" به زبان چكي منتشر ساخت. يان ريپكا اين مجموعه ارزشمند را 3 كه بخشهايي از آن- و نه تمام اثر- به زبان فارسي ترجمه شده است، با همكاري محققان بزرگي در شش بخش اصلي تنظيم كرد. هريك از بخشهاي اين مجموعه با نظارت وي وبه همت يكي از پژوهشگران چكي به شرح ذيل تدوين گرديد:
بخش اول: تاريخ ادبيات اوستايي، اثر اوتاكاركليما
بخش دوم: تاريخ ادبيات فارسي از پيدايش تا آغاز سده بيست، اثر يان ريپكا
بخش سوم: ادبيات نوين ايران در قرن بيستم، اثر وراكوبيچكووا5
بخش چهارم: ادبيات تاجيكي، اثريان ريپكا و ييري بچكا
بخش پنجم:ادبيات فولكلوري ايران، اثر ييري سيپك
بخش ششم: نگاهي به سلسلههاي پادشاهي ايران، اثر ايوان هربك
بخشهايي از اين مجموعه در سال 1354 به همت آقاي شهابي برگردان و در اختيار علاقهمندان قرار گرفته است، در سال 1365 نيز برخي ديگر از بخشهاي كتاب از روي ترجمه روسي اثر به همت آقاي كيخسرو كشاورزي برگردان و راهي بازار نشر شده است.4 بخش چهارم كتاب كه ظاهرا توسط نگارنده آن آقاي ييري بچكا مجددا تنظيم شده است، در سال 1372 به فارسي برگردان و روانه بازار كتاب گرديد.5

گردآورنده: افشين نادري
انتشارات: نشر قصه
قيمت:3200 تومان
اين كتاب آنچنان كه از نامش پيدا است نمونههايي از قصههاي مردم ايران است كه بر پايه اسناد پژوهشكده مردم شناسي توسط افشين نادري گردآوري شدهاست.
پژوهشكده مردم شناسي تاكنون چهار مجموعهي استاني و يك مجموعهي گزيده از قصههاي مناطق مختلف را به چاپ رساندهاست كه كتاب حاضر دومين مجموعهي گزيده از قصههاي گردآمده و نخستين دفتر طبقه بندي شدهي قصههاست.
اين كتاب در 432 صفحه و از فصلهاي زير تشكيل شدهاست: قصههاي سحرآميز( پريان) ـ قصههاي شوخي ـ قصههاي حيوانات ـ متلها( قصههاي زنجيرهاي) ـ متل نيست ـ ترانه متلها ـ افسانههاي پيدايش ـ تمثيل و حكايت اخلاقي