|
كتابدوست
|
||
|
درباره كتاب و كتابخواني |
جمع آوری پروانه را از هشت یا نه سالگی آغاز كردم. ابتدا این كار را بدون پشتكار خاصی، درست مثل یك بازی، مثل جمع كردن چیزهای دیگر دنبال می كردم. اما در دومین تابستان كه تقریباً ده ساله شده بودم، جمع كردن پروانه را جدی گرفتم و همین سبب شد كه مرا بارها و بارها از این چنین عشق آتشینی برحذر دارند، چرا كه این كار باعث می شد من همه چیز را فراموش كنم و از كارهای دیگر غافل شوم. هنگامی كه برای شكار پروانه می رفتم، صدای ناقوس را كه آغاز ساعت درس و یا وقت ناهار را اعلام می كرد، نمی شنیدم. همیشه در روزهای تعطیل، از صبح تا شب تنها با تكه نانی در دست میان گل ها پرسه می زدم، بی آنكه حتی برای ناهار به خانه بازگردم.
جمع آوری پروانه را از هشت یا نه سالگی آغاز كردم. ابتدا این كار را بدون پشتكار خاصی، درست مثل یك بازی، مثل جمع كردن چیزهای دیگر دنبال می كردم. اما در دومین تابستان كه تقریباً ده ساله شده بودم، جمع كردن پروانه را جدی گرفتم و همین سبب شد كه مرا بارها و بارها از این چنین عشق آتشینی برحذر دارند، چرا كه این كار باعث می شد من همه چیز را فراموش كنم و از كارهای دیگر غافل شوم. هنگامی كه برای شكار پروانه می رفتم، صدای ناقوس را كه آغاز ساعت درس و یا وقت ناهار را اعلام می كرد، نمی شنیدم. همیشه در روزهای تعطیل، از صبح تا شب تنها با تكه نانی در دست میان گل ها پرسه می زدم، بی آنكه حتی برای ناهار به خانه بازگردم.
حتی هنوز هم گاه گداری، بویژه آن گاه كه پروانه ای زیبا را می بینم، ته مایه ای از آن عشق مفرط را در درونم حس می كنم. سپس برای لحظه ای، دوباره همان احساس خلسه آزمندانه و بیان ناپذیر كه تنها كودكان قادر به فهم آن هستند، وجودم را فرا می گیرد و به همراه این احساس، درست مانند یك كودك، نخستین شكار پروانه ام را به یاد می آورم و آن گاه ناگهان خاطرات لحظات و ساعت های شمارش ناپذیر كودكی بر من هجوم می آورد: بعد از ظهری سوزان در بیشه زارهای خشكیده، خارزار معطر، ساعت های خنك بامدادی در باغ یا شامگاه در حاشیه اسرارآمیز جنگلی كه من با تور پروانه گیری ام در كمینگاه به مانند جستجوگر گنج پنهان می شدم و هر آن، در پی یافتن مناسب ترین لحظه غافلگیر كردن پروانه ای، و در پی یافتن شانس بودم و....
از مقدمه کتاب :داستان نارتسیس و گلدموند که در سال 1930 نگاشته شده است یکی از معروف ترین و پرخواننده ترین آثار هرمان هسه است و موضوع بحث ها و تفسیرهای بسیار قرار گرفته است. داستانی است شیرین و جذاب و در عین حال ژرف و سزاوار تعمق.
داستان از دیر ماریابرون شروع می شود، سپس در جهان خارج از دیر، در صحراها و روستاها و قصرها و شهرها ادامه می یابد و سرانجام در ماریابرون به انجام می رسد ...
داستان نارتسیس و گلدموند، مانند بسیاری از آثار هسه، ساختاری دو قطبی دارد و جاذبه ای که میان این دو قطب برقرار است روح و جان داستان را پدید می آورد. این دو قطب در داستان دمیان، امیل سینکلر و ماکس دمیان اند؛ در گرگ بیابان، هاری هالر موتسارت و در سفر شرق، هـ. هـ. و لئو و در سیدارتا، این دو قطب صورت فضایی اختیار کرده اند و به شکل سرزمین عقیم جوکیان و دره سرسبز کاماسوترا تظاهر می کنند که رودی میانشان جاری است و سیدارتا در واپسین مرحله سلوک از آن می گذرد. در داستان حاضر نارتسیس صورت مجسم اندیشه و جان است و گلدموند، از دین برگشته و راه عشرت و هنر را پیش گرفته، نماینده تن و طبیعت. این دو نیز گرچه به ظاهر از هم جدا می شوند و دور می گردند، اما پیوسته جاذبه ای پنهان میانشان در کار است و سرانجام در قلمرو هنر به هم می رسند.
هسه به دو قطبی که در این کتاب وصف کرده کیفیت نرینگی و مادینگی نسبت می دهد و یکی را از جهان پدری و دیگری را از عالم مادری می داند.
فرازهایی از کتاب :۱. پیر گفت: "عزیز من، تو جوان تر از آنی که سزاوار این گونه مجازات باشی. از این گذشته فرزند، بر زبان احاطه بسیار داری و اندیشمندی توانایی. نهادن تکالیف پست بر تو تباه کردن این موهبت های الهی است. دور نیست که در آینده مدرسی بزرگ و علامه ای مشهور بشوی. تو خود چنین آرزویی نداری؟"
"پدر مرا عفو کنید. از آرزوهای خود به درستی چیزی نمی دانم. از دانش اندوزی و تفحص همیشه لذت خواهم برد. چگونه ممکن است جز این باشد. اما باور ندارم که علم یگانه میدان کار باشد. چه بسا و بسا که نه آرزوهای بندگان بلکه عوامل دیگر و از پیش مقدرند که سرنوشت و رسالت آن ها را معین می کنند!" (ص ۳۰)
۲. "هیچ می دانی که یکی از کوتاه ترین راه های رسیدن به زندگی قدیسان ممکن است تجربه زندگی گنه کاران باشد؟" (ص ۵۸)
خلاصه کتاب :در دیر ماریابرون دو فرد فرهیخته زندگی می کنند که مورد احترام همگان هستند. یکی از آنها نارتسیس است که دانش پژوهی جوان می باشد و دیگری دانیل که پیری است مهربان و با صفا با بصیرتی کم نظیر. نارتسیس به زبان یونانی تسلط کامل دارد و دانیل احاطه چندانی بر این زبان ندارد.
گلدموند پسر جوان و شادابی است که پدرش او را به دیر آورده تا برای همیشه در آن جا بماند و دانش اندوزد. هر چه گلدموند باطراوت و شاداب است، نارتسیس، سیه چرده و تکیده است. آنها دو قطب مخالف و به عبارتی مکمل هم هستند. شبی آدلف، یکی از شاگردان دیر ماریابرون به گلدموند پیشنهاد فرار از دیر را برای چند ساعت به قصد عیش و عشرت می دهد. گلدموند این پیشنهاد را می پذیرد و همراه کنراد و ابرهارد مخفیانه از دیر فرار می کند. آنها به منزلی می روند و دو دختر جوان را ملاقات می کنند. یکی از دختران با آدلف، کنراد و ابرهارد مشغول بوس و کنار می شود اما دختر دیگر علاقمند گلدموند می شود و او را می بوسد. گلدموند در برگشت به دیر، به شدت از احساسات جدیدی که در درونش برانگیخته شده است بیمار می شود. نارتسیس به او کمک می کند تا مداوا شود. تیمارداری نارتسیس از گلدموند باعث دوستی و علاقه نزدیک آنها می شود. گلدموند پیش او اعتراف می کند که در دهکده دختری را بوسیده و احساس جدیدی را تجربه کرده است. نارتسیس متعجب است که پدر گلدموند در او چه دیده که او را به دیر فرستاده است، چون گلدموند سراسر عشق و احساس است و مسلما راهب خوبی نخواهد شد.
هرمان هسه به سال ۱۸۷۷ در شهر كالو از شهرهاي جنوبي آلمان در خانواده اي متعصب و پروتستان زاده شد. پدر او كشيش و مبلغ پروتستان، مدتي را در هندوستان سپري كرده بود. انتظار مي رفت هسه جوان راه پدر و پدر بزرگ خود را بپيمايد و سنت خانوادگي اش را به اين طريق حفظ كند. اما او هيچ گاه تن به چنين كاري نداد. زماني كه به عنوان دانش آموز او را در مدرسه علوم ديني نام نوشتند از آنجا گريخت و به انباري نزديك مدرسه پناه برد و دوباره به خانه بازگردانده شد.
«در 20 سال گذشته، هرمان هسه از پرخوانندهترین نویسندگان آلمانی زبان در ایران بوده است. از آثار او تاكنون بیش از 80 ترجمه گوناگون صورت گرفته و رمانهای اصلی او حتی گاه با پنج ترجمه متفاوت ارائه شده است. با این حال برای علاقهمندان به فهم و بازگشایی مفاهیم نهفته در آثار هرمان هسه تاكنون منبع و راهنمایی جامع در زبان فارسی موجود نبوده است كه به نقد و تحلیل آثار گوناگون این نویسنده پرداخته باشد.
كتاب حاضر نخستین اثر در زبان فارسی است كه در كنار معرفی هرمان هسه به تحلیل انتقادی و تفسیر مهمترین آثار این نویسنده میپردازد. همچنین این اثر افزون بر تحلیل رمانهای اصلی هسه از زوایای متفاوت و شیوههای گوناگون نقد ادبی، با پرداختن به ویژگیها و مشتركات همه آثار او و نیز پیوستهای سودمند و بایستهای چون سالشمار، كتابشناسی آلمانی، كتابشناسی و مقالهشناسی فارسی آثاری كه از هسه یا درباره او تاكنون منتشر شده است، كاملترین منبع و راهنمای شناخت جهان داستانی هرمان هسه در زبان فارسی به شمار میرود.»
براي هر خوانندهاي كه كتابي از هرمان هسه خوانده باشد، خواندن و داشتن نسخهاي از <شناختي از هرمان هسه> ضروري و واجب است و حتي پا را فراتر ميگذارم و ميگويم بهويژه براي كساني كه كتابي از هسه را خواندهاند و دوستش نداشتند.ادله نگارنده اين سطور براي اين حكم گزاف چيست؟ ميكوشم پاسخ دهم. نخست در يك داده آماري تامل كنيم.اگر شمارگان نزديك به صد عنوان كتابي را كه از آثار هسه در ايران ترجمه و منتشر شده است، با احتساب چاپهاي مجدد بسياري از آنها در نظر بگيريم، به رقم عجيب و غريب چند صد هزار نسخه برميخوريم و هر نسخه كتاب حتي اگر تنها يك خواننده هم داشته باشد، همان شمار خواننده نيز، براي يك نويسنده بيش و كم جدي، پديدهاي كمياب در بازار چاپ و نشر و كتاب و كتابخواني ايران خواهد بود.
اما شگفتتر اينكه تاكنون به ازاي اين چند صد هزار نسخه ترجمهشده، حتي يك اثر به زبان فارسي و حتي يك اثر ترجمه شده كه به نقد و بررسي عمومي و كلي آثار اين نويسنده بپردازد وجود نداشته است.11) اين نكته خود نكتهاي آسيبشناسانه در حوزه نقدنويسي اين كشور است كه چرا تاكنون بهرغم گذشت حداقل 62 سال از نخستين باري كه نامي از هسه در مطبوعات فارسي منعكس شد22) و نشر چند صد هزار نسخه كتاب از يك نويسنده كه گاه از يك اثر او 5 ترجمه گوناگون به فارسي صورت گرفته، هيچ منتقدي كمر همت به نقد و بررسي اين نويسنده و بلكه اين پديده نبسته بود. نكته شگفتانگيز و در واقع آسيبشناختي دوم آنكه از ميان نزديك به صد عنوان ترجمه از آثار هسه، كمتر از انگشتان يك دست اين عناوين از نسخه اصل آلماني بازگردانده شده و بيش از 95 درصد آثار از فيلتر زبانهاي ديگر به دست خواننده فارسيزبان رسيده است. آيا صرف همين دو نكته ضرورت خوانش نخستين كتاب فارسي نقد و تحليل آثار هسه را كه دست به قضا با مراجعه به متن اصل (آلماني) آثار نويسنده فراهم آمده، توجيه نميكند؟
«در ستایش سالخوردگی» اثری از هرمان هسه، نویسنده آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبیات، با ترجمه پریسا رضایی به بازار کتاب ایران عرضه میشود. این کتاب اخیرا توسط پسر هسه جمعآوری و در بازار جهانی کتاب منتشر شده است.
کتابی با نام «در ستایش سالخوردگی» شامل برخی از قطعات منتخب هرمان هسه، نویسنده آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبیات، به بازار کتاب ایران عرضه میشود.
این کتاب که تصاویری از زندگی هسه را نیز در خود جای داده است، توسط پریسا رضایی ترجمه شده و پس از طی مراحل نشر، توسط انتشارات مروارید به بازار کتاب ایران عرضه میشود.
«در ستایش سالخوردگی» که نسخه اصلی آن به تازگی در بازار جهانی کتاب عرضه شده است، توسط پسر هرمان هسه و پس از مرگ او جمعآوری شده و اخیرا نیز به فروش قابل توجهی در کشور آلمان دست یافته است.
هرمان هسه، ادیب، نویسنده و نقاش آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبیات، 2 ژوئیه 1877 میلادی در شهر کالو واقع در کشور آلمان در خانوادهای فرهنگی دیده به جهان گشود.
«من گرگ بیابان ولگردی هستم که در بین انسان ها گیر کرده ام ... دیگر نه کتاب و نه فرو رفتن در خویش و نه حادثه دیگر نمی تواند توجه مرا به خود جلب کند ... نمی دانم چه شورواشتیاقی این مردم را به چنین دنیای الوده ی سرگرم می کند ... آن ها چگونه قدرت دارند از این موسیقی خفه کننده که روح و جسم آدمی را بزنجیر می کشد لذت ببرند ... این ها در این نمایشگاه دنیا و در محافل علمی که خود را تشنه ی دانش می نامند و درمیدان های وسیع ورزش به دنبال چه چیز برسه می زنند و می رقصند حقیقت این است که من ازاین لذت های خود جوراجور که مردم را به نام یک لذت ساختگی سرگرم داشته سر در نمی اورم ... این شادی ها و سرو صدا بقدر خردلی نمی تواند روح آشفته مرا که در دنیای تصورات دست وپا می زنم و راهی به هیچ جاندارم به خود مشغول دارد...»
هرمان هسه (1962- 1886) درخانواده ای مذهبی در توبینگن آلمان زاده شد . والدینش مبلغین آئین مسحیت در هندوستان بودند . او از طریق آنان ، با تمدن هند آشنا شد . وی ابتدا به صومعه رفت تا پیشینه ی نیاکانش را در پیش گیرد . اما فضای خشک صومعه را تاب نیاورد و به زودی زندگی آزاد را برگزید. هسه به مشاغل گوناگونی از جمله کتابفروشی روی آورد و از این راه بیش لز پیش ، با ادبیات کلاسیک ، فلسفه و عرفان آشنا شد و در بیست و یک سالگی کتاب شعری از او به چاپ رسید . سال های رنج آور این متفکر آلمانی به هنگام جنگ جهانی اول فرا رسید . او که با شروع جنگ به آوارگی خود خواسته از موطن خویش تن در داده بود به روان پریشی مبتلا گشت و در آسایشگاه روانی بستری شد . در این هنگام او با «یونگ» آشنا شد . یونگ هسه را به تامل در رویا تشویق کرد و هسه که تاکنون دلمشغولی اش بیشتر ارائه افسانه هنری بود ، متوجه تفسیر آن و تفسیر رویا شد . در سال های بعد کتابهای او به تدریج منتشر شد . خمیر مایه آثار هسه را عرفان شرقی ، فلسفه نیچه ، مکتب روان شناسی یونگ ، رمانتیسم آلمانی و ... تشکیل می دهد . جایزه نوبل ادبیات در سال 1942 به این نویسنده بر جسته تعلق گرفت .

هرمان هسه اديب، نويسنده و نقاش آلماني و برنده جايزه نوبل ادبيات در دوم ژوئيه 1877ميلادي در شهر كالو واقع در استان بادن ورتمبرگ آلمان زاده شد.
هسه در سال 1912 به سوئيس مهاجرت و در 1923 تابعيت آن كشور را پذيرفت. پدر هرمان هسه مديريت مؤسسه انتشارات مبلغين پروتستان را به عهده داشت. مادرش دختر هندشناس معروف، دكتر«هرمان گوندرت» و مدير اتحاديه ناشران كالو بود. كتابخانه بزرگ پدربزرگ و شغل پدر، اولين باب آشنائي هرمان هسه جوان با ادبيات بود. از طريق پدر و مادرش كه مبلغان مذهبي در هندوستان بودند، به جهانبيني و تفكرات فلسفي هند دست يافت.