تبليغاتX
كتابدوست
 
كتابدوست
 
 
درباره كتاب و كتابخواني
 
 

 

رمان مشهور و پرفروش " باد بادک باز " داستان جوانی به نام امیراست که برای ایجاد سازگاری نزدیکتر با پدرش و درعین حال تلاش برای بیان خاطرات یک رویداد دوران طفولیت که مکرراً درذهنش خطور میکند، حکایت دارد.
بادبادک باز نگاهی انسانی است،(کودکی بزدل) به دنیای پیرامونش که در واقع شاید نمی خواهد بزدل باشد, اما نمی تواند, او کودک حسودی است که پدرش را برای خودش می خواهد و سر آخر باید تاوانش را پس بدهد. او کسی است که هنگام به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان نیست, آسیبی نمی بیند ولی کودکی و خاطراتش را طالبان, روس ها و آمریکایی ها می سوزانند. بادبادک باز عاشق پرواز در آسمان آبی است و این محقق نمی شود مگر با کمک دوست و برادر دوران کودکی اش.
 داستان درمورد افغانستان است و ازسقوط رژیم شاهی تا سقوط رژیم طالبان را به تصویرمیکشد و دراطراف سواحل سن فرانسیسکوی آمریکا به پایان میرسد. درجنب سایرموضوعاتی که داستان بیان میکند، تنش های قومی ای که میان مردم هزاره و مردم پشتون افغانستان وجود داشته است و تجارب مهاجرت امیرو پدرش به امریکا بدنه اصلی داستان را تشکیل میدهند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 16:51  توسط محمود موحدان  | 
 

  

ماجرای اینکه حسینی چگونه اولین کتاب خود را منتشر کرد تقریباً مثل افسانه ها است. سه سال پیش او یک پزشک موفق بود که در ساعات فراغت به طور تفننی می نوشت و هرگز هم این رؤیا را به سر خود راه نمی داد که این کار روزی به یک حرفه تمام وقت برای او تبدیل شود. ولی همسرش رؤیا او را وادار کرد که دستنوشته اولین رمان خود را برای کارگزاران ادبی در نیویورک بفرستد؛ رؤیا اعتقاد داشت که خوانندگان آماده خواندن داستان جذابی درباره افغانستان هستند، مخصوصاً پس از حادثه 11 سپتامبر. هیچ یک از کارگزاران ادبی خالد حسینی را نمی شناختند، ولی با این حال اکثر آنها دستنوشته او را که در نهایت نام "بادبادک باز" بر آن گذاشته شد، برای ناشران فرستادند.

دنياي مترجم


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 16:5  توسط محمود موحدان  | 
 

  

 داستان رمان هزار خورشید درخشان درباره دو زن به نام مریم و لیلا است. مریم دختر نامشروع یک بازرگان افغانی است که تا 15 سالگی به همراه مادر ، جدا از پدرش از زندگی می‌کند ، مرگ مادر باعث می‌شود که پدرش وادار شود مدتی کوتاه او را در جمع خانواده «واقعی» خود بپذیرد ، ولی در نهایت پدر مجبور می‌شود که برای حفظ آبرو ، دختر را به ازدواج یک مرد مسن و خشن اهل کابل دربیاورد.لیلا ، اما ، دختری کاملا متفاوت است ، او دختر باهوش یک روشنفکر افغانی است. دست سرنوشت باعث می‌شود که این دو زن با هم هم‌خانه شوند ، روابط خصمانه ابتدایی آنها ، مبدل به رابطه‌ای دوستانه می‌شود که در انتها بیشتر شبیه رابطه یک مادر و دختر می‌شود.

يك پزشك


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 15:4  توسط محمود موحدان  | 
 

 


«هزار خورشید درخشان» کتاب جدید «خالد حسینی»، نویسنده رمان «بادبادک باز»، منتشر شد.
همین جمله خبری ساده کافی بود تا بسیاری از علاقه مندان ادبیات و این بار تاریخ را راهی کتاب فروشی‌ها کند.
این کتاب که داستان زندگی 2 زن افغان است، خرداد ماه (می) در آمریکا چاپ شد و خیلی زود در فهرست کتاب‌های پرفروش جهان، و گاهی پرفروش ترین کتاب جهان شد.
هزار خورشید درخشان تقریبا هم زمان با هفتمین جلد کتاب هری پاتر چاپ شد و جالب است که در بعضی هفته‌ها از هری پاتر هم فروش بیشتری کرد. خالد حسینی متولد افغانستان است و 42 سال دارد. او پزشک است و سال‌ها شغل اصلی‌اش پزشکی  بوده و جراحی می‌کرده. حسینی اولین کتابش را 4 سال پیش منتشر کرد.
«بادبادک باز» نام  رمان  او بود و داستان زندگی 2 مرد افغان. او این بار زندگی 2 زن افغان را روایت کرده، زندگی 2 زن از 2 طبقه متفاوت که جنگ آن‌ها را به هم نزدیک می‌کند.
حسینی این بار علاوه بر تعریف داستان این 2زن، سرنوشت تاریخ افغانستان را در 50 سال گذشته بازگو می‌کند. در بعضی قسمت‌های داستان حسینی، روایت داستان و  شخصیت‌های داستان را رها می‌کند و تاریخ کشورش را می‌گوید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 14:53  توسط محمود موحدان  | 
 
  بالا