تبليغاتX
كتابدوست
 
كتابدوست
 
 
درباره كتاب و كتابخواني
 

    10 سال قبل که کورت ونه گات رمان «زمان لرزه» را منتشر کرد، اين نويسنده مايوس و خشمگين اعلام کرد کتاب ديگري نمي نويسد. به لحاظ فني هم او اين کار را نکرد. ونه گات در «انفيه دان باگومبو» که سال 1999 منتشر کرد صرفاً داستان هايي را که پيشتر اين ور و آن ور چاپ کرده بود، گردآوري کرد و در سال 2001 هم که «عافيت باشه دکتر کوïرکين» را منتشر کرد تنها چند قطعه مختصري را که در راديوي نيويورک اجرا کرده بود، جمع آوري کرد. «مرد بي وطن» هم مانند دو سلفش مجموعه يي از آثاري بود که قبلاً منتشر کرده بود و غالب شان بين سال هاي 2003 تا 2005 در روزنامه اين ديز تايمز (در اين روزگار) درآمده بود.
هرچند ماحصل داستاني ونه گات همواره در کانون توجه مان بوده، مقالاتش را منظماً در نشريات مختلف منتشر مي کرده. آثار غيرداستاني ونه گات که وجه مشخصه شان اکتشاف متهورانه همان درونمايه رمان ها و داستان هاي کوتاهش است و غالباً در کتاب «ومپيترها و فوما و گرانفالون ها» گردآوري شده، همواره عاجل ترين مقولات معاصر را از منظر آزادانديشي ليبرال بررسي مي کند. جاي تعجب نيست لحن ونه گات در سرتاسر مرد بي وطن با همان لحن نسبتاً چپ گرايانه مطبوعاتي همساز است که بسياري از نوشته هايش در آنها منتشر مي شده. هرچند او در کتاب مرد بي وطن از موضوعاتي پراکنده مثل تاريخ امريکا و علم و پيشه داستان نويسي و اهميت فائق کار خلاقه در بقاي اندک خوشحالي مانده در جهان صحبت مي کند، موضوعي که اين کتاب به نظر مي رسد بر محور آن مي چرخد سياست معاصر است. متاسفانه با وجود آنکه ديدگاه هاي ونه گات درباره طنز و اومانيسم و پيري و هنر لطافت احساس برانگيزي دارند، آراي سياسي اش گويا بي مزه و ناپخته هستند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:58  توسط محمود موحدان  | 

 

 

 

 کتاب «مرد بی‌وطن» به وسیله انتشارات مروارید به قیمت 3300 تومان و در 137 صفحه منتشر شده است.
وقتى به گوشه وكنار آمريكاى جرج دبليو بوش نگاه می‌كند ، خشمگين‌تر و گزنده‌تر از هميشه است. "كودتايى كثيف و بچگانه " به دست دانشجويان كم مايه ييل، اعتياد به نفت ، "ييشبرد" جنگ ، كشورى كه انسانيت و منطق را زير يا گذاشته و سردمدارانش سه مرد هستند به نام هاى "بوش ، ديک و كالين ". تمام اين‌ها او را به جايى مى‌رساند كه در سرزمينى كه برايش جنگيده احساس غربت كند ، و مردى بشود با اين سؤال "بالاخره اين مملكت بى صاحاب مال كيست؟ "
ونه گوت علی‌رغم بيزارى‌اش از اوضاع نابسامانى كه انسان‌ها براى جهان ايجاد كرده‌اند، می‌كوشد جاذبه گونه‌هاى انسان و يوچى ساده زندگى را به خاطر داشته باشد. و به اين ترتيب ما را به خود وا مي‌گذارد تا خودمان سروته قضيه را هم بياوريم ("ما با بى خيالى، می‌كنيم كارهايى، كه تو چنته داريم، چنته داريم، تا آن جا كه بپكيم،... ")، آن هم براساس مسيحيتى دركسوت اومانيسم التماس براى "شرافتمند بودن "، نصب موعظه مسيح در بالاى كوه به ديوارها و مهمتر از همه باور به اينكه "بايد مهربان باشى!"

يك پزشك


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 11:54  توسط محمود موحدان  | 
 
  بالا