تبليغاتX
كتابدوست
 
كتابدوست
 
 
درباره كتاب و كتابخواني
 

امبرتواكو منتقد ادبي، رمان نويس، ادله شناس كه با داستان پليسي متفكرانه اش «نام گل سرخ ۱۹۸۰» به شهرت جهاني رسيد، در سال ۱۹۳۲ در آلساندريا متولد شد. در سال ۱۹۵۴ در سن ۲۲ سالگي مدرك دكترايش را از دانشگاه تورين احراز كرد. پايان نامه اش درمورد نخستين فيلسوف ومتفكر مذهبي سنت توماس آكويناس بود. از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۹به عنوان ويراستار فرهنگي براي كانال راديويي ـ تلويزيوني RAI در ميلان مشغول كار بود وهمچنين بين سالهاي ۱۹۵۶ تا ۱۹۷۱ در دانشگاههاي تورين، فلورانس و ميلان به كار تدريس اشتغال داشت و در سن ۳۹ سالگي به مقام پروفسور ادله شناس در دانشگاه بلوگنا در شمال ايتاليا نائل گشت.
حرفه ادبي اكو دراواخر دهه ۱۹۵۰ آغاز شد و تاكنون در بسياري ازمجلات و روزنامه ها از جمله «ايل وري»، «كويندسي»، «ورسوس»، «كوريردلاسرا»، «لاسپرسو» و… به كارمقاله نويسي پرداخته است. او مفتخر به دريافت جوايز بسياري گرديده كه از آن جمله مي توان به «strega prize» در سال ،۱۹۸۱ «Uiareggio Prize) در سال ،۱۹۸۱ «Medicis Prize» در سال ۱۹۸۲ و «Mcluhan teleglob» در سال ۱۹۸۵ اشاره كرد. وي همچنين از چندين دانشگاه نشان هاي افتخار دريافت كرده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 10:16  توسط محمود موحدان  | 

 امبرتو اکو  امبرتو اکو در پنجم ژانويه‌ی 1932 در «اله‌ساندريا» به دنيا آمد؛ شهری کوچک در شرق تورين و 60 مايلی جنوب ميلان، در شمال غربی استان «پيه مونته». ساکنان منطقه‌ی پيه مونته فرهنگی منحصر به فرد دارند که آنان را از مردم ساير نواحی کشور ايتاليا متمايز می‌کند. مردم آن‌جا به واسطه‌ی کوهستانی بودن منطقه، به نوع خاصی از استقلال‌خواهی خو گرفته‌اند و خون‌سردی و بی‌پرواييشان سبب شده که آنان را بيش‌تر شبيه همسايگان فرانسوی بدانند تا ايتاليايی‌های پرشور و حرارت. اکو اغلب يادآور می‌شود که رشد و نمو در چنين فرهنگی، سرچشمه‌ی اصلی وضعيت خاص نوشتاری او بوده است. «هنوز هم خصلت‌هايی را از گذشته حفظ کرده‌ام که ديدگاه من به دنيای پيرامون بر محور آن‌ها استوار است: نگرشی ترديدآميز و شکاکانه نسبت به لفاظی و فن بيان، و سعی در گريز از آن، خودداری از اغراق‌گويی در هر زمان و بر زبان نياوردن کلمات غلنبه‌سلنبه در هر حالت.»
پدرش که در خانواده‌ای پرجمعيت با 13 فرزند بار آمده بود، نان خانواده را از راه حساب‌داری درمی‌آورد. او کهنه‌سربازی بود که در سه جنگ شرکت کرده بود. گفته می‌شد که پدر‌بزرگ امبرتو، بچه‌ای سرراهی بوده و پيش‌خدمتی خوش‌فکر نام اکو را که برگرفته از حروف اول ex caelis oblatus، به معنای «هديه‌ای از آسمان» است، بر او گذاشته بود.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 12:9  توسط محمود موحدان  | 

  خلاصه رمان" شعله اسرارآمیز ملکه لونا": یامبو فروشنده شصت ساله کتابهای نایاب در میلان دچار فراموشی می شود،او که می تواند موضوع تمام کتابهایی را که خوانده است به یادآورد و یا هرخط شعری را خوانده است به خاطر دارد،از به یادآوردن نام خود عاجزاست و یا همسر و دخترش را نمی شناسد و از والدین خود و یا دوران بچگی اش چیزی نمیداند!
درتلاش برای یافتن هویت خویش اوبه خانه خانوادگی‌اشان به جایی واقع در تپه ای میان میلان و تورین عزیمت می‌کند و در اتاق کوچک زیرشیروانی بی نظمی از لابلای جعبه روزنامه‌های قدیمی،کتابهای فکاهی،نوارهای قدیمی،آلبومهای قدیمی،دفترچه خاطرات دوران نوجوانی، خود را می جوید!
و درحقیقت یامبو داستان نسل خویش را از موسولینی و آموزه های کاتولیکی و بازدارنده گرفته تا Josephine Baker, Flash Gordon, Fred Astaire دوباره زندگی می کند!
آنوقت دیگر حافظه اش وحشیانه می دود و رمان مصوری از دونده زندگی پیشین فراروی چشمانش شکل ‌ می‌گیرد،در این کشاکش،یامبو برآنست که تصویری ساده و معصوم  عشق اول خود را از میان این تصاویر برای خود نگاه داردو ثبت نماید:


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 11:8  توسط محمود موحدان  | 

  آونگ فوکو [Il Pendolo di Foucault]. رمانی از امبرتو اکو (1) (1932-   )، نشانه‌شناس و رمان‌نویس ایتالیایی، که در 1988 منتشر شد. در پاریس و در کنسرواستور فن و هنر، جایی که آونگ فوکو باشکوه تکان می‌خورد، مردی بااحترام و ترسی هشداردهنده به مشاهده آن معجزه می‌نشیند: او کازوبان (2)، راوی ماجراست که در پی ندای اضطراب‌آلود دوستش بلبو (3)، که در خطر مرگ است، از میلان به آنجا آمده است. کازوبان در موزه گوتیک فن، پنهان می‌شود و مصمم است که در همانجا بماند تا ساعت ملاقات سرنوشت‌ساز فرا رسد...
بدینگونه است که رمان مهیج آونگ فوکو، با قدرت خلاقه‌ای عظیم، آغاز می‌شود. دیر نام گل سرخ درهم ریخته است: تمامی زمین، در دوران ما، درگیر است... سه دوست که در انتشاراتی در میلان کار می‌کنند، متنهایی منتشر کرده‌اند که پویشی است در زمینه جادوگری، کیمیاگری، علم غیب و انجمنهای پنهانی ... و چون این سه تن ـ که تاریخ شهسوران صلیب سفید و فراماسونها و متون قباله‌ای را زیر و رو می‌کنند و با شوخ‌طبعی وغفلت بر امواجی کشتی می‌رانند که فرهنگ غرب را درمی‌نوردد ـ بسیار هوشمندتر از عاملان متعصب آن‌اند؛ تصمیم گرفته‌اند که از سر بازی و برای مقابله با تنگ‌حوصلگی، دسیسه‌ای کیهانی برای تسلط بر جهان طرح بریزند. اما روزی از روزها، شهسواران انتقام، بار دیگر ظاهر به صورت واقعی ظاهر می‌شوند!
از اروپا تا آفریقا، از برزیل تا خاور نزدیک، از رمز نوشته بر پوست تا رایانه، از ولتر (4) تا یسوعیان، از دکارت (5) تا هیتلر و از دروئیدها تا دروزیه، تاریخ و علوم و ادیان و تمامی دانش ما با سیالی نبوغ‌آمیزی در این رمان به هزار رمز و راز در جریان است، رمانی که هم دارای مناسک شیطانی و جنایتهای آیینی است و هم اشتیاقها و عشقهایی که به وجودآورنده زنانی چون لیا (7) و آمپارو (8) و لورنسا (9)ی فراموش‌ناشدنی است؛ و هم دوستیهای شدید مبتنی بر نجیب‌زادگی و شادمانی ذهن ... کتابی است عظیم که در آن، در پس تبحر عالمانه جهانی ممهور به مهر فرزانگی نویسنده می‌تپد. نویسنده‌ای که از طریق فضا و مکان، آنگاه که واقعیت از تخیل فراتر می‌رود و پیشاپیش آن قرار می‌گیرد و نوسان مجذوب‌کننده آونگ را همراهی می‌کند.
مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش.
1.Umberto Eco 2.Casauban 3.Belbo 4.Volaire 5.Descartes
6.druides 7.Lia 8.Amparo 9.Lorenza
كتاب نيوز

گفت وگو با امبرتو اكو  نشانه شناس و ستاره ادبيات جهان


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 11:2  توسط محمود موحدان  | 

   ادبیات داستانى، متون علمى، مقالات، کتاب هاى کودکان، مطلب براى روزنامه ها.  برون ده نوشتارى "امبرتو اکو" بسیار گسترده و متنوع است. اکو به عنوان استاد دانشگاه بولونیاى ایتالیا، امروزه به خاطر نظریاتش درباره "نشانه شناسى"، "تاویل ادبى" و  "زیبایى شناسى قرون وسطى" پیش از آن که به داستان نویسى رو آورد معروف بوده است. "اکو" در سال1980با انتشار کتابش به نام «نام گل سرخ» که در سراسر دنیا بیش از 10 میلیون نسخه فروش داشت برابر با یک غول روشنفکرى شناخته شد. این رمان که مجموعه اى از بحث هاى فلسفى، مجادلات مذهبى و گفت وگو هاى علمى را در قالبى پلیسى و در فضاى قرن چهاردهم ایتالیا به نمایش مى گذارد، مقدمه اى براى داستان هاى بعدى اکو  و از همه معروف تر «آونگ» اکو، داستانى به نهایت اندیشمندانه درباره دوز و کلکى که به واقعیت مى پیوندد و توطئه گرى هاى داستانى که تبدیل به واقعیت مى شوند، بود. امبرتو اکو با داشتن بیش از 30 دکتراى افتخارى و مجموعه اى از جوایز ادبى و علمى یکى از برجسته ترین روشنفکران عصر حاضر شناخته مى شود. او اخیراً در کنفرانسى با موضوع «فرهنگ هاى دانش» در فرانسه شرکت کرده است. این مصاحبه به همین مناسبت است.
• دیوید لاج رمان نویس و استاد انگلیسى یک بار گفته بود: «من نمى فهمم چطور انسانى مى تواند همه کارهایى را که  اکو انجام داده انجام دهد.»
شاید این طور به نظر مى رسد که من کارهاى زیادى انجام مى دهم اما در نهایت من بر این اعتقادم که همیشه یک کار را انجام مى دهم.
•کدام کار؟


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 14:50  توسط محمود موحدان  | 

 «اومبرتو اکو» داستان گفتن را دوست دارد و در واقع معتقد است که داستان‌گويي بخش از فرايند انسان شدن است. او مي‌گويد: «در درون هر انساني، انگيزه‌اي براي داستان‌پردازي وجود دارد، چنان که براي نمونه، افراد بزرگسال معمولا براي کودکان خود قصه تعريف مي‌کنند. هنگام انتشار کتاب اولم عده‌اي از من پرسيدند که چرا رمان نوشته‌ام. من به آنان پاسخ دادم، چون وقتي فرزندانم کوچک بودند مي‌توانستم برايشان قصه بگويم اما بزرگ شدن آنان همان، و قطع برنامة داستانگويي من همان. براي همين به فکر نوشتن رمان افتادم.»
اکو داستان‌هاي بسيار جذابي دارد. رمان اولش، نام گل سرخ، خيلي زود در کشورهاي مختلف جهان گُل کرد و به‌صورت يکي از آثار پرفروش درآمد. سرنوشت رمان‌هاي ديگرش هم غير از اين نبوده است. «اونگ فوکو»، يکي از آنهاست؛ رماني مهيج دربارة امور خارق‌العاده و فوق طبيعي که در نهايت با ظرافت به تئوري فريب و آيين جادوگران برزيلي ختم مي‌شود. يکي ديگر از رمان‌هاي وي، «جزيرة روز قبل» نام دارد که به مقولة جاسوسي مي‌پردازد و ماجراهاي آن در دل درياها در دوران باروک اتفاق مي افتد. اما تقليل رمان‌هاي اکو به طرح داستاني و شرح وقايع، در حکم ناديده گرفتن نيمي از جذابيت‌هاي آن‌ها است. وي که پروفسور نشانه‌شناسي در دانشگاه بولونيا ايتاليا است، داستان‌هايش را براساس تعريف خاص خود از پسامدرنيسم مي‌نويسد. در مقاله‌اي تحت عنوان «پسامدرنيسم، طنز و لذت»، رمان ايده‌آل پسامدرن را چنين تعريف مي‌کند: «رماني که دوستداران داستان خوب از خواندن آن لذت ببرند و در عين حال واجد جذابيت‌هايي پنهان و ديرياب براي اهل فن و افراد کارکشته باشد؛ چون اين دو طيف از خوانندگان را بايد باهم در نظر گرفت.»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 11:57  توسط محمود موحدان  | 

  «امبرتواكو از چهره هاى جالب و ابهام انگيز عصر حاضر اروپاست. او در حوزه دانشگاهى به عنوان استاد نشانه شناس و متخصص ادبيات شناخته شده است و از دهه ۱۹۶۰ تأثيرانكارناپذيرى برفرهنگ ايتاليا داشته است. بعضى معتقدند نظريه پردازان همواره سوداى اجراى نظريه ها وآموزه هاى مكتوب خويش را در سرمى پرورانند و از سويى هنرمندان هم آرزو دارند، آنچه را اجرا مى كنند در زبانى جذاب و شسته و رفته بيان شود. اكو يكى از معدود انديشمندانى است كه هم در نظريه پردازى وهم در اجرا، چيره دست است. او هم نظريات جالبى را در نشانه شناسى مطرح كرده ، هم اين نظريات را در رمانها و داستانهاى خود بيان كرده است. او در دهه شصت كوشيده تا راهبرد خويش را به عرصه هنر مدرن اعمال كند و از اين رهگذر فرهنگ نقد معاصر ايتاليا را جهت بخشيد.»
اين مطالب را دكتر محمد ضيمران به عنوان سخنران درصدو چهل وهفتمين نشست كتاب ما ادبيات و فلسفه عنوان كرد. موضوع سخنرانى او «امبرتواكو و نشانه شناسى در ادبيات» بود و دراين برنامه كه سوم آذرماه برگزار شد جمعى از علاقه مندان واستادان مباحث فرهنگى در خانه كتاب گردهم آمده بودند.
او در ادامه ضمن اشاره به اين كه اكو رساله دكترى خود را كه اختصاص به زيبايى شناسى از نگاه توماس قديس بود، زيرنظر پاريسون تدوين كرد، در باب اين رساله گفت: «اكو در بحث زيبايى شناسى توماس قديس، به وجهى سامان منطقى برخورد وملاحظه كرد كه هستى شناسى زيبايى از نظر توماس قديس، امرى استعلايى است و لذا مخلوق ذات حق محسوب مى شود. براين زيبايى سه معيار عمده حكومت مى كرد : تناسب ، كمال و وضوح و بداهت. از آنجا كه توماس قديس رساله مستقلى در باب زيبايى شناسى ننوشت، اكو ناچار شد تا از لابه لاى آثار و نوشته هاى گوناگون او ، مفاهيم و مصاديق زيبايى را استخراج كند.»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 11:35  توسط محمود موحدان  | 

امبرتو اکو  هر نویسنده‌ای، حتی نویسنده رمان‌های بازاری، همواره دو خواننده را مدّنظر دارد. اگرچه آن دو ممکن است یک نفر باشند. خواننده‌های گروه اول کسانی هستند که من آنها را خوانندگان «ابتدایی و ساده» می‌نامم خوانندگانی که کتاب را می‌خوانند تا ببینند در آن چه اتفاقی می‌افتد. اما دسته‌ای دیگر از خوانندگان هم هستند که آنها را خواننده «دقیق و موشکاف» می‌نامم؛ خوانندگانی که به عقب بازمی‌گردند یا بازخوانی می‌کنند ـ حتی اگر عملاً این کار را نکنند ـ تا ببینند چگونه کتاب آنها را به عنوان یک خواننده ساده متقاعد کرده است. هر خواندنی شامل این دو لایه می‌شود و خواندن‌هایی هم هست که دو‌ هزار لایه دارد. کتابی مثل بیداری فینیگان نوشته جیمز جویس را ممکن است خواننده ده هزار مرتبه بازخوانی کند و هر بار در آن یک رابطه نو،‌ یک لایه نو، کشف کند. کتاب‌هایی هستند که این تکثّر لایه‌ها را کاهش می‌دهند، مثلاً یک دفترچه تلفن آن را به حدّاقل می‌رساند و کتاب‌هایی هم هستند که به ورای تکّثر این لایه‌ها گام می‌گذارند. من در نوشتن رمان از آفرینش چنین لایه‌هایی لذت می‌برم. در چنین کتابی کنایه‌های فرابنفش و اشارات و کنایاتی هست که احتمالاً‌ فقط خودم درکشان می‌کنم. گاهی اوقات شده است که کسی به من گفته:‌ «آن نکته را کشف کردم.» اما هنوز هیچ‌کس تا به حال کشف نکرده که یکی از آن «فایل‌ها» در کتاب آونگ فوکو داستانی است به قلم بنیتو موسولینی، چرا که من آن را واژه‌به‌واژه نقل نکرده‌ام بلکه با یک ‌عالم چیز دیگر درهم تنیده‌ام. این کار برایم لذت‌بخش است. «بیلبو» یکی از شخصیت‌های داستان آونگ فوکو، با خاطرات ادبی بازی می‌کند و از موسولینی نقل قول می‌آورد؛ او در جوانی‌اش رمانی نوشته و در آن از یک راهب اهریمنی که در صومعه‌ای سکنا گزیده، صحبت می‌کند. پنجاه شصت صفحه اول کتاب نام گل سرخ خیلی سخت است برای اینکه خواننده تمرین لازم را انجام بدهد. خواننده باید یاد بگیرد که وقتی می‌خواهد از کوه بالا برود چطور نفس بکشد. من کتاب جدید خودم را با یک نقل قول به زبان عبری آغاز کرده‌ام که هیچ‌کس معنایش را نمی‌‌فهمد. با این‌کار خواسته‌ام بگویم: « خوب،‌ می‌خواهی در این بازی شرکت کنی؟ تو دوست من هستی و ما با هم حرکت می‌کنیم. در غیر این صورت برای من و تو خیلی بد خواهد شد.» به گمانم این حرف درست نیست که می‌گویند کتاب‌های من غیرقابل‌فهم‌اند؛ برعکس خودم فکر می‌کنم به‌نوعی یک نویسنده عامه‌پسند هستم. البته یک چیزهای کاملاً‌ دشواری در کتاب می‌آورم اما به خواننده‌ام سرنخ‌هایی می‌دهم تا آنها را بفهمد.


سخن

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 15:33  توسط محمود موحدان  | 

امبرتو اکو  ما داريم به بحراني ترين قسمت سال براي مغازه ها و سوپر مارکت ها نزديک مي شويم؛ ماه منتهي به کريسمس زماني است که تمام فروشگاه ها محصولات خود را در سريع ترين زمان ممکن مي فروشند. بابانوئل براي بچه ها فقط يک معنا دارد: هديه. اين بابانوئل البته ربطي به سنت نيکولاس ندارد؛ سنت نيکولاس که همان بابانوئل واقعي بود با معجزه خود براي خواهران فقير جهيزيه فراهم مي کرد تا آنها بتوانند ازدواج کنند و در منجلاب فحشا نيفتند.
انسان ها موجوداتي مذهب گرا هستند. زندگي بدون توضيحات و اميدي که مذهب به آدم ها مي دهد به لحاظ روانشناختي بسيار دشوار است. شما مي توانيد اين مسأله را در زندگي دانشمندان اثبات گراي (پازيتيويست) قرن نوزدهم مشاهده کنيد.
آنها مصرانه مي گفتند که عالم هستي را از ديدگاه صرفاً مادي توضيح مي دهند؛ با اين حال شب که مي شد در جلسات احضار روح شرکت مي کردند و سعي مي کردند روح مردگان را احضار کنند. حتي در اين روزگار هم من اغلب دانشمنداني را مي بينم که بيرون از دنياي تنگ و محدود نظم و اصول خود، به خرافات اعتقاد دارند. آنها آنقدر به خرافات اعتقاد دارند که بعضي وقت ها با خودم فکر مي کنم اگر آدم بخواهد بي ايمان باشد بايد فيلسوف باشد و يا شايد هم کشيش.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 15:21  توسط محمود موحدان  | 

                                                                                         

  نويسنده: امبرتو اکو مترجم: علی اصغر بهرامی ناشر: نشر نی
کتاب مجموعه ای است از مکاتبات ميان کاردينال ماريا مارتينی از علما ی کليسا ی کاتوليک و امبرتو اکو از نويسندگان و متفکران معاصر . درست است که مارتينی از ديدگاه مسيحيت و دين حرف می زند و اکو از بعد ديگری به رويدادهای جهان و انسان نگاه می کند اما هر دو در نهايت به يک فصل مشترک می رسند : خدمت به نوع بشر و رعايت حرمت انسان.
*
گزارش یک گفتگو
با دیدن نام «امبرتواکو» در جایگاهِ دومین روشنفکر مشهور و پر آوازه جهان، بر اساس نظر‌سنجی به عمل‌ آمده در سطح بین‌المللی، به یاد کتابی افتادم با نام «ایمان ‌یا بی ایمانی؟»(1) که مجموعه‌ای است از مکاتبات میان او و کاردینال «ماریا مارتینی» از علمای کلیسای کاتولیک، که گوشة کتابخانه‌ام ناخوانده باقی مانده بود و این خود بهترین فرصت و بهانه بود برای درنگ و کاوشی در آن.
کتاب «ایمان ‌یا بی ایمانی؟» مجموعه گفتگوهای مکتوب امبرتواکو از نویسندگان و متفکرانِ غیر‌مذهبی معاصر با کارلو ماریا مارتینی اسقف ایتالیائیست که به ابتکار یک روزنامة ایتالیایی انجام گرفته است و آنچه در نظرِ اول جلب توجه میکند - جدای از محتوای کتاب -  نفس چنین گفتگویی میان متفکری غیر‌مذهبی با عالمی مذهبی می‌باشد، بخصوص که در این کتاب «گفت وگو» به عنوان نفیس ترین نحوه برخورد دو انسان است که به تجلی می کند نه طرفین آن! گفتگویی که کلمات آن در یک فضای آرام، متین، محترم و معقول رد و بدل می‌شود و کلمات نه به قصد منکوب کردن حریف یا تخطئه طرف مقابل، که به قصد ایضاح و روشنگری و باز کردن دریچه‌های تازه ایست به روی اذهان در موقعیتی کاملاً آزادانه، که اصل بر تفهیم، تحلیل و تشریح پرسشها و پاسخهای یکدیگر است و پیش نهادن صورت تازه‌ای از نقد، و در آن از نحوه‌های تخریب‌گر و کوبنده نقد خبری نیست. به همین دلیل هم هست که هاروی کالس (گرد‌آورنده کتاب) در مقدمة آن، در تمجید این مکاتبات می‌نویسد: «خواننده این نامه‌ها به پاداش دوگانه دست می‌یابد؛ این نامه‌ها از یکسو نشان می‌دهد که گفتگو هنوز هم شدنی و ارزشمند است و از سوی دیگر ثبات می‌کند که عدم موفقیت‌های توأم با احترام در باب مقوله‌های بسیار بنیادی هنوز هم امکانپذیر است». (ص 16)


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 15:6  توسط محمود موحدان  | 

 

امبرتو اکو  ادبیات داستانى، متون علمى، مقالات، کتاب هاى کودکان، مطلب براى روزنامه ها.  برون ده نوشتارى "امبرتو اکو" بسیار گسترده و متنوع است. اکو به عنوان استاد دانشگاه بولونیاى ایتالیا، امروزه به خاطر نظریاتش درباره "نشانه شناسى"، "تاویل ادبى" و  "زیبایى شناسى قرون وسطى" پیش از آن که به داستان نویسى رو آورد معروف بوده است. "اکو" در سال1980با انتشار کتابش به نام «نام گل سرخ» که در سراسر دنیا بیش از 10 میلیون نسخه فروش داشت برابر با یک غول روشنفکرى شناخته شد. این رمان که مجموعه اى از بحث هاى فلسفى، مجادلات مذهبى و گفت وگو هاى علمى را در قالبى پلیسى و در فضاى قرن چهاردهم ایتالیا به نمایش مى گذارد، مقدمه اى براى داستان هاى بعدى اکو  و از همه معروف تر «آونگ» اکو، داستانى به نهایت اندیشمندانه درباره دوز و کلکى که به واقعیت مى پیوندد و توطئه گرى هاى داستانى که تبدیل به واقعیت مى شوند، بود. امبرتو اکو با داشتن بیش از 30 دکتراى افتخارى و مجموعه اى از جوایز ادبى و علمى یکى از برجسته ترین روشنفکران عصر حاضر شناخته مى شود. او اخیراً در کنفرانسى با موضوع «فرهنگ هاى دانش» در فرانسه شرکت کرده است. این مصاحبه به همین مناسبت است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 14:24  توسط محمود موحدان  | 

 نام گل سرخ [Il nome della rosa] رمانی از اومبرتو اکو (1) (1932-   )، نویسنده ایتالیایی، که در 1980 منتشر شد. در 1327، لوئی باواریا (2)یی آماده رفتن به رم می‌شود تا در مقام امپراتوری تاج‌گذاری کند. پاپ، در آوینیون (3)،‌او را تکفیر می‌کند و بی‌درنگ او را بدعت‌گذار می‌شناسند. در چنین زمینه متلاطمی که امپراتور و پاپ منازعه‌ای دائمی دارند، ویلیام (4) باسکرویل (5)، کشیش فرانسیسکن و قهرمان خیالی رمان اکو، مأمور می‌شود تا در دیر عظیمی که دارای کتابخانه‌ای به شکل هزار توست میان مراجع مختلف دینی آشتی به وجود آورد. اما، یک رشته جنایتی که در آنجا روی می‌دهد، کشیش را از مأموریتش منحرف می‌کند. او، در کنار همراه وفادار خود، آدسو (6)، که جوانی ساده‌دل و دومینیکن است، تلاش می‌کند تا سرنخی را که جنایتها را به هم پیوند می‌دهد بیابد و بسیار زود درمی‌یابد که یافتن هویت قاتل بر کشف راز مخوف کتابخانه مبتنی است. کتاب را باید در سطوح مختلف خواند. البته‌، رمانی پلیسی مطرح است که یادآور آثار کونان دویل (7) است و ویلیام با سروصدا، تحقیقات آن را پیش می‌برد؛ او شخصیتی است به گونه حیرت‌آوری مدرن-اما به هرحال موجه- و پیرو راجر بیکن (8) و ویلیام آکمی (9) که تجربه‌باوری و منطقشان تحقیقات را هدایت می‌کند. این رمان، با پس زمینه‌ای از بحرانی که قرن چهاردهم را تکان می‌دهد و درگیریهای سیاسی و دینی و بدعت گذاری تفتیش، در قالب سنت بزرگ رمانهای تاریخی نیز می‌گنجد. به علاوه، قرون وسطا امکانی به دست اکو می‌دهد تا برخی از اشاره‌ها به دنیای معاصر را القا کند. به طور مثال بدعت‌گذاران،به شدت یادآور بریگادهای سرخ‌اند.
وانگهی، این رمان تمرین شگفت‌انگیزی در شیوه نگارش و آکنده از تقلیدهای نو و نقل قولهاست- چیزی که باعث شده است تا به شوخی بگویند که هیچ جمله‌ای از رمان گفته اکو نیست. به طور مثال، در طی صفحه‌ها، به صادق، اثر ولتر، و یادآوری کلیسای جامع، اثر هویسمانس (10)، یا چشمکی به بورخس (11) از طریق شخصیت خورخه (12)، کتابخانه‌دار نابینایی که راه کتابخانه را مخفی می‌دارد، اشاره می‌شود. لحن نام گل سرخ، مانند بیشتر آثار اکو، طنزآمیز اما مبهم است و میان پذیرفتن همراه با سرخوردگی واقعیت و افشاگری منتقدانه در نوسان است. ویلیام، ضمن جستجوی حقیقت، دنیایی فاقد شاخص واقعی می‌بیند که، در آن مفهوم پس از ماجرا و از سر اتفاق بازسازی شده است؛ دنیایی که هیچ چیز به راستی در آن تغییر نمی‌کند و همه چیز گویی در آن نوشته شده است. او حقیقت را صرفاً تکه تکه پیدا می‌کند و تکه‌های متنی که ویلیام پس از آتش‌سوزی کتابخانه به چنگ می‌آورد، استعاره آن حقیقت‌اند. در نتیجه، بررسی، در حالی که از اعماق قضیه‌ی جنایتهای سلسله‌وار پرده برمی‌دارد، ناهمگونی امر واقع را عمیقاً افشا می‌کند؛ واقعیتی که، به گفته اکو، «تنها حقیقتش آن است که بیاموزیم چگونه خود را از اشتیاق نامعقول رها سازیم و به حقیقت دست یابیم».
مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش.
1.Umberto Eco 2.Bavaria 3.Avignon 4.William 5.Baskervill
6.Adso 7.Conan Doyla 8.Roger Bacon 9.G.William of Occam
10.Huysmans 11.Borges 12.Jorge
کتاب نیوز

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 14:17  توسط محمود موحدان  | 

 

 امبرتو اکو                                                                       

  اکو براي اولين بار نام و موضوع رمان بائودولينو را در مصاحبه يي با لورا ليلي از روزنامه لاريپوبليکا در فستيوال ادبي مانتووا اعلام کرد. اکنون پس از بيست سال دوباره با امبرتو اکو درباره رمانس تازه اش که به زودي منتشر مي شود مصاحبه مي کنم. بيست سال پيش نام گل سرخ، اولين رمانس نوشته شده توسط يک پژوهشگر منتشر شد که به اعتقاد برخي منتقدان رماني بي نظير است. اينک بائودولينو، چهارمين رمانس اکو بعد از پاندول فوکو (1998) و جزيره روز پيشين (1994)، در 500 صفحه و توسط انتشارات بمپياني منتشر مي شود. اکو که طبق عادت از حرف زدن درباره عنوان و موضوع کتاب هايش طفره مي رود، در اختتاميه فستيوال ادبي مانتووا اعلام کرد رمان تازه اش در چاپخانه است و پذيرفت که آن را معرفي کند.
- آقاي اکو شش سال از انتشار جزيره روز پيشين، رمان سوم تان، مي گذرد و بين اولين و دومين رمان شما نيز هشت سال فاصله زماني وجود دارد. به نظر مي رسد که آهنگ منظمي در نوشتن رمان هايتان وجود دارد.
بله، شش سال گذشته است اما در واقع چنين نيست. دو سال تمام در مسير ديگري حرکت مي کردم که به نتيجه نرسيد. تابستان امسال نوشتن بائودولينو را شروع کردم و زودتر از آنچه انتظار داشتم آن را به اتمام رساندم.
- قبل از آنکه به بائودولينو بپردازيم، بگوييد که آيا موفقيت نام گل سرخ زندگي شما را دگرگون ساخت؟


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 12:39  توسط محمود موحدان  | 

  *قصه اين رمان تازه ترجمه شده ، از اين قرار است که روستازاده اي به اسم بائودولينو، خيلي اتفاقي به دربار فردريک اول راه پيدا مي کند و بعد از کلي اتفاق ريز و درشت ، به جايي مي رسد که به ادعاي خودش بخشي از تاريخ را دستکاري کرده.
قضيه وقتي جالب تر مي شود که «امبرتو اکو» هم ، شريک اين بازي مي شود و با چنان زيرکي اي راست و دروغ تاريخ را به خوردت مي دهد که روح خود فردريک اول هم سر مويي به شهادت نويسنده و بائودولينو شک نمي کند.بايد کتاب را بخواني تا بفهمي دقيقا منظور از دستکاري چيست.
خيلي اوقات بائودولينو حتي جايگاه تاريخ ساز مي يابد و چيزهاي بي اهميت را مهم مي کند و اتفاقات واقع نشده را جامه حقيقت مي پوشاند. به همين دليل در جاي جاي قصه به اتفاقاتي بر مي خوري که منشاشان به نوعي به فکر و عمل بائودولينو بر مي گردد. راستش اگر اهل مطالعه دقيق تاريخ نباشي ، چه بسا اين کتاب به بخشي از ديدگاه هاي تاريخي ات طعنه بزند و خيلي چيزها را در نظرت بي اعتبار کند.//ايمان مطهري منش /جام جم

*هم‌ميهن: يکي از مشهورترين و پرخواننده‌ترين رمان‌هاي «امبرتو اکو»، استاد نشانه‌شناسي دانشگاه بولونيا، که در ايران او را بيش‌تر با رمان «نام گل‌سرخ» مي‌شناسند. بائودولينو، مثل باقي رمان‌هاي اکو، ترکيبي است از واقعيت‌هاي تاريخي و خيال‌پردازي‌هاي نويسنده.
در سال 1204 ميلادي و در اوج حمله شهسواران جنگ چهارم صليبي، بائودولينو يکي از مقامات عالي‌رتبه ديواني را که تاريخ‌نويس است، نجات مي‌دهد و داستان خود را براي او روايت مي‌کند. بائودولينو، علاوه بر آنکه استعدادي بي‌نظير در آموختن زبان‌هاي گوناگون دارد، دروغ‌گويي بي‌نظير است.
اين رمان را «رضا عليزاده» به ‌فارسي ترجمه کرده و «انتشارات روزنه» آن ‌را به‌تعداد 2000 نسخه و قيمت 6500 تومان منتشر کرده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 12:15  توسط محمود موحدان  | 
 
  بالا