|
كتابدوست
|
||
|
درباره كتاب و كتابخواني |
هوا تاريك شده بود كه دكتر فيليپز جوان كولهپشتي خود را به شانه انداخت و بركه ماهيگيري را ترك گفت. از تختهسنگها بالا رفت و با گالوشهايش كه تاپتاپ صدا ميكرد طول كوچه را پيمود. وقتي به آزمايشگاه تجارتي خود كه در كوچه كنسروسازي «مونتري» واقع بود رسيد چراغهاي كوچه روشن شده بود. آزمايشگاه دكتر ساختمان كوچك ولي محكمي بود كه يك نيمه آن در خشكي قرار داشت و نيمه ديگرش روي پيهايي بنا شده بود كه در آبهاي خليج كار گذاشته بودند. در هر دو طرف ساختمان كنسروفروشيها با قوطيهاي بزرگ ساردين غوغا كرده بودند.
دكتر از پلههاي چوبي بالا رفت و در را گشود، موشهاي سفيد در قفسهايشان خود را به بالا و پايين سيمها زدند و گربههاي زنداني در جاهاي خود براي شير ميوميو راه انداختند. دكتر فيليپز چراغ خيرهكننده اتاق عمل را روشن كرد و كولهپشتي خيس خود را روي زمين انداخت. كنار پنجره نزديك قفسهاي شيشهاي كه مارهاي زنگي در آن ميزيستند رفت، تكيه داد و به آنها نگريست. مارها در گوشههاي قفس دستهدسته چنبر زده بودند و راحت كرده بودند. اما سرهايشان واضح بود. چشمهاي تارشان انگار به چيزي نمينگريست اما همين كه مرد جوان به قفس تكيه داد، زبانهاي شكافدارشان با نوكهاي سياه و پشت صورتي رنگ بيرون آمدند و آرام به بالا و پايين تكان خوردند و بعد كه مارها او را شناختند زبانكها را تو كشيدند.
دكتر فيليپز كت چرميش را درآورد و آتشي در بخاري آهني افروخت. يك كتري آب روي بخاري گذاشت و يك قوطي حلبي لوبيا در آن انداخت. بعد ايستاد و به كولهپشتياش كه روي زمين بود نگاه كرد. مردي جوان و باريكاندام بود و چشمان آرام كار كردهاي، چشمان كسي كه زياد به ميكروسكپ مينگرد و ريش بور كوتاهي داشت.
بخاري گرگر صدا كرد و گرمايي از آن بيرون زد. موجهاي كوچك پايههاي عمارت را آرامآرام ميشستند. در قفسههاي اطراف اتاق پشت سر هم مردنگيهاي انباشته از نمونههاي حيوانات دريايي بود كه به وسيله آزمايشگاه خريد و فروش ميشد.
دكتر دري را گشود و به اتاق خوابش كه يك حجره انباشته از كتاب، با يك تختخواب سفري و يك چراغ روي ميزي و يك صندلي چرمي ناراحت بود رفت. گالوشهايش را درآورد و دمپاييهاي پشمياش را پا كرد، وقتي به اتاق اول برگشت آب در كتري زمزمه ميكرد.
اشتاین بک، جان Steinbeck, John داستاننویسی امریکایی است. (1902-1968) اشتاینبک در کالیفرنا در خانوادهای از تبار ایرلندی زاده شد. تحصیلات خود را ابتدا در زادگاهش انجام داد، سپس آن را در دانشگاه استنفرد Stanford در رشته زیستشناسی ادامه داد و بیآنکه به دریافت مدرکی نایل آید، دانشگاه را ترک کرد و برای امرار معاش به کارهای کوچک اشتغال یافت. مدتی نیز خبرنگاری مطبوعات را برعهده گرفت که در آن توفیقی به دست نیاورد. در طی این سالها بود که به نوشتن پرداخت و اولین رمان خود را به نام جام زرین Cup of Gold در 1929 و سپس مجموعهای از داستانهای کوتاه را با عنوان چمنزارهای بهشت The Pstures of Heaven در 1932 منتشر کرد. در 1935 انتشار رمان تورتیلا فلت Tortilla flat او را به شهرت و پول رساند. این رمان شرح زندگی افراد رنگارنگ و جالب توجهی است از سرخپوستها، اسپانیاییها و سفیدپوستها،که با روحی شاد و بیهیچگونه قید اخلاقی در کلبههای چوبی جنوب کالیفرنیا در میان فقر و بدبختی زندگی میکنند. واقعبینی که در این داستان به کار رفته موافق طبع مردمی افتاد که از داستانهای رمانتیک خسته شده بودند. اشتاینبک پس از آن یک سلسله رمان اجتماعی با تمایل به ناتورالیسم انتشار داد. که از ان جمله میتوان به رمان نبردی مشکوک In Dubious Battle (1936) که سرگذشت اعتصاب کارگران کشاورز مزارع کالیفرنیا بود اشاره کرد.
رابطه اثر با خواننده به منزله موضوعى جداگانه دركنار بوطيقايى كه آن رابطه مبتنى بر آن است تحليل مى شود. در اين راستا تحقق ذهنيت ها بسيار حائزاهميت است. آنگونه كه هر اثر شبكه اى از گزاره هاى داستانى است كه خط ارتباطى يك سوژه مستعد رادر فرآيند متن به طور متناوب بين خواننده و مؤلف مبادله مى كنند
مهم ترين تكنيك قراردادى، چگونگى چهره سازى از پيرامون متن است. برخى از نويسندگان بحث ممنوعيت كلامى را دراين حيطه مطرح كرده اند و منظور از آن نه ممنوعيت بلكه دوباره بازسازى آزادنويسى بوده است.
اين حركت فراخوانى براى واكنش پذيرى عناصر متن به نظم و هارمونى است كه البته به شيوه خاص منتقدان به اثر ارجاع مى يابد.
جان اشتاين بك، نويسنده اى است كه به چينش برهانى اثر در فراز و فرود روند اجتماعى آن اهميت مى دهد.
در او نخستين دريافت هاى ابتدايى به كنش هايى عميق و درونى مبدل شده و سپس چرخه اى متعالى را ايجاد مى كند.
او در ساختار ناهمگن ها، اصل مقدم را در رجحان على مسأله جايگزين كرده و گاه بيرونه يك راهكار كاملاً متعارف را ارائه مى دهد. فعليت ايجاد مى كند و آن را در رگ هاى داغ اثرى چون «خوشه هاى خشم» مى دواند.
به ايجاب كردن نمى انديشد بلكه شيوه اى را توأمان با ديالكتيك شعورى اجتماع درنظر دارد.