تبليغاتX
كتابدوست
 
كتابدوست
 
 
درباره كتاب و كتابخواني
 

  حتی خورشید هم بخش تاریکی دارد
 «اگر بگوییم که هیچ چیز معنی ندارد، باید نتیجه بگیریم که جهان بیهوده و مهمل است. اما آیا واقعا هیچ چیز معنایی ندارد؟ من هیچ‌گاه معتقد به چنین چیزی نبوده‌ام.» آلبر کامو
کامو در سال ۱۹۱۳ از مادری اسپانیایی در الجزایر متولد شد. در یک‌سالگی پدرش را که برزگری فرانسوی بود از دست داد ؛ مرگ پدر دوران کودکی و نوجوانی توام  با فقر و سختی را برایش به ارمغان آورد و شاید همین هم انگیزه‌ای شد تا همواره نگاهی مهرورزانه به طبقه‌ی فرودست جامعه داشته باشد. آلبر کامو در سال ۱۹۳۵ از دانشگاه الجزایر در رشته‌ی فلسفه فارغ‌التحصیل شد. دیدگاه‌های فلسفی‌اش  بر نگارش داستان‌ها و نمایشنامه‌هایش تاثیر زیادی گذاشت؛ و عمق و غنای خاصی به آن‌ها بخشید.  او را به همراه سارتر جزو اولین‌ها و در حقیقت پیشگامان مکتب اگزیستانسیالیم ادبی می‌دانند و اگرچه کامو همواره از این برچسب روگردان بوده‌است و از اینکه نام  او و سارتر کنار یکدیگر قرار گرفته، اظهار حیرت نموده است، اما واقعیت این است که دغدغه‌ی پرداختن به مفهوم «حیات و هستی» و دل‌مشغولی او به «رنج تنهایی و پوچی انسان»، همواره با او بود. در کتاب مکاتب ادبی، رضا سید حسینی ضمن اشاره به نزدیکی دیدگاه آثار کامو و سارتر از منظر اگزیستانسیالیستی به این نکته نیز اشاره می‌کند که تفاوت این دو در نگاه انسان‌دوستانه‌ی کامو به فلسفه‌ی حیات انسان است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 16:22  توسط محمود موحدان  | 

 نویسنده میان پوچگرایی و انساندوستی
آلبر کامو ، نویسنده و فیلسوف فرانسوی، درسال 1913 درالجزایر بدنیا آمد ودرسال 1960 درفرانسه دریک سانحه اتوموبیل درگذشت. وی برنده جایزه نوبل ادبیات درسال 1957 نیزبود. چون پدر او درجنگ جهانی اول کشته شد، اودوران نوجوانی رانزد عموی قصابش گذراند که او رابا ادبیات آشنا نمود. وی درجوانی بعداز اینکه به بیماری سل دچارشد، از ورزش،یعنی سرگرمی مورد علاقه اش دست کشید. کامو ازخانواده ای کارگری برخاسته بود و حدود سه سال عضو حزب کمونیست فرانسه شد ولی بدلیل انتقاد از استالینیسم و سوسیالیسم اتوریته، مورد خشم چپ هایی مانند سارتر، در آنزمان قرارگرفت. او در الجزایر به تحصیل رشته فلسفه پرداخت و پایاننامه دانشگاهی اش را پیرامون " نوافلاتونیان و مسیحیت " نوشت. کامو پیش از نویسندگی به شغلهای : هنرپیشگی، ویراستاری، و روزنامه نگاری پرداخته بود. اودرزمان جنگ جهانی دوم عضو شورای ملی مقاومت فرانسه علیه اشغالگران نازی آلمانی بود. وی سالها علیه حکم اعدام نیز دست به فعالیت زد. آثار کامو بعد از پایان جنگ جهانی دوم تعثیر بزرگی روی روشنفکران و نویسندگان فرانسوی؛ که درجستجوی یک معنی و هدف برای زندگی بودند، ازخودبجا گذاشت .


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 14:55  توسط محمود موحدان  | 

  بيگانه آلبرکامو يکي از مهمترين آثار ادبيات قرن بيستم است و با شخصيت غيرعادي، غرابت نوشته و رازي که در خود دارد، يکي از تکان­دهنده­ترين اين آثار است. مورسو ، راوي داستان خويشتن است. حکايات بسيار حساب شده او شامل دو قسمت است که به طور محسوسي هم در لحن و هم در محتوا باهم متفاوت­اند. در قسمت اول، مورسو، با ظاهري حاکي از لاقيدي کامل، زندگي روزمره خود را در الجزيره، از زمان اعلام خبر مرگ مادرش تا قتلي که بي­اختيار مرتکب مي­شود، شرح مي­دهد. مورسو با لحن راوي بي­طرف، با جملات پياپي که اغلب به ماضي نقلي­اند، احتياجات جسم، خستگي، ميل به سيگارکشيدن و مشکلاتش را در تحمل گرما قيد مي­کند. احساسهايش را ذکر مي­کند و همچنين به ملال يا بي­تفاوتي­اش اشاره مي­کند: «برايم فرقي نداشت» يا «تفاوتي نداشت»؛ نه اعتنايي به تحليل روانشناختي دارد نه به بيان احساساتش. به اينکه رسيدنش را به خانه سالمندان، که مادرش در آنجا به تازگي مرده است، موشکافانه شرح مي­دهد، ضمن شب زنده­داري در کنار جنازه يا به هنگام تشييع اندوهي را که از او انتظار مي­رود نشان نمي­دهد؛ ملاقاتش با ماري، فرداي روز به خاکسپاري، آغاز رابطه­اش با او، روز تعطيل يکشنبه­اش، زندگي يکنواختش به عنوان کارمند اداري و روابطش با همسايگان روبرو به همين نحو گزارش شده است. به خاطر رمون سنتس ، يکي از همين همسايه­ها، است که همه­چيز زيرورو مي­شود: مورسو قبول مي­کند که به او در درگيريهايي که با معشوقه عرب خويش و برادر او دارد کمک کند. روز يکشنبه­اي، دعوايي در ساحل درمي­گيرد. بعد از اولين نبرد که مورسو در آن شرکت نمي­کند از دعواي دومي جلوگيري مي­کند و اسلحه رمون را برمي­دارد؛ بعد تنها در ساحل داغ به طرف چشمه­اي برمي­گردد که اميدوار است در آنجا کمي خنک شود؛ ولي يکي از عربها هم برگشته است. مورسو که از آفتاب و گرما و از برق چاقويي که عرب بيرون آورده کور شده است، به او شليک مي­کند و احساس مي­کند که تعادل دنياي طبيعي را برهم زده است. باز هم به بدن بي­حرکت شليک مي­کند: «و مانند چهار ضربه کوتاه بود که بر در بدبختي مي­کوبيدم». اين قتل، که به گفته مورسو حاصل تصادف و آفتاب بود، در محشري واقعي جريان مي­يابد. دريا و آسمان در آن شرکت مي­کنند و ناگهان شوري حيرت­آور برمي­خيزد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 15:37  توسط محمود موحدان  | 

   آلبر کامو در روز هفتم نوامبر 1913 در موندووي الجزاير به دنيا آمد. لوسيان کامو، پدر آلبر، کارگر يک تاجر مشروب بود و در باغ انگور او در الجزيره کار مي کرد. در همين مزرعه نويسنده آينده متولد شد. آلبر يک سال بيشتر نداشت که جنگ جهاني اول آغاز شد و پدرش، مثل ديگر سربازان الجزايري در سپتامبر سال 1914به ارتش پيوست. يک ماه بعد، در نبرد مارن مجروح شد و در بيمارستان نظامي سنبريوک در سن بيست وهشت سالگي درگذشت. آلبر از پدرش هيچ چيز به ياد نداشت، جز يک عکس و يک يادداشت با امضاي پدر که پس از تماشاي يک صحنه اعدام، نفرت خود را روي کاغذ خالي کرده بود... خانواده آلبر پس از مرگ پدر، در حومه الجزيره و در محلي فقيرنشين ساکن شدند. آلبر توسط مادرش، مادربزرگ خودراي و مستبدش و دايي اش که با قصابي امرار معاش مي کرد، بزرگ شد. از همان نوجواني کتاب هاي ژيد را مي خواند و کم کم با فقر و فلاکت آشنا مي شد؛ «بدبختي و فقر مانع از اين مي شدند که من فکر کنم زير نور خورشيد و زير آسمان آبي، همه چيز مثل قصه ها، خوش و خرم است؛ آفتاب به من ياد داد که زندگي، قصه نيست.» مادرش، کاترين سنته، در خانه ها کار مي کرد تا بتواند لقمه ناني براي دو پسرش لوسيان و آلبر فراهم کند. آلبر مهر و محبت بي حد و مرزي را نسبت به مادر در خود احساس مي کرد، اما هيچ گاه فرصت نبود تا يک رابطه واقعي بين کودک و اين مادر از حال رفته، خسته از کار، نيمه شنوا و بي سواد شکل گيرد. فکر و ذکر و دل آلبر، کاملاً به اين مادر که کم حرف مي زد و به سختي مي شنيد و «حتي بلد نبود بخواند» تعلق داشت؛ گويا بعدها بيشتر آثار او براي پرکردن غيبت مادر و سکوت او نوشته شدند، يا شايد براي ارتباط برقرار کردن با او.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 15:30  توسط محمود موحدان  | 

   «تنها يک مشکل به راستی جدی وجود دارد و آن‌هم «خودکشی» است. داوری اين‌که زندگی ارزش زيستن را دارد يا نه بستگی به پاسخ اين پرسش اساسی فلسفی دارد و پرسش‌های سرگرم‌کننده‌ی ديگر از جمله اين‌که دنيا سه بعدی است يا روان، نُه يا دوازده مقوله دارد به دنبال آن خواهد آمد.»

 اين نخستين جملات کتابی است که آلبر کامو، نويسنده و فيلسوف فرانسوی در بيست و
هشت سالگی نوشته است. هنگامی که بر اثر ابتلا به بيماری سل از تحصيل در دوره‌ی عالی فلسفه باز مانده و به دليل جنگ جهانی، مجبور می‌شود در الجزاير اقامت کند؛ در بندر اُوران (Oran) با تصويری که کامو از آن ارائه می‌کند: «زشت، کسل‌کننده و پرگرد و غبار» در چنين شرايطی است که کامو روايتی نو را از «افسانه‌ی سيزيف» (le mythe Sisyphe) می‌نگارد. افسانه يا اسطوره‌ی يونانی سيزيف، نماد انجام و تکرار کارهای بيهوده و عبثی است که بر انسان تحميل می‌شود: «خدايان سيزيف را بر آن داشتند تا مدام تخته سنگی را به فراز کوهی رساند و هر بار تخته سنگ به سبب وزنی که داشت باز به پای کوه در می‌غلتيد. خدايان چنين می‌پنداشتند که کيفری دهشت‌بارتر از کار بيهوده و نوميدانه نيست.»
در واقع کامو اين افسانه را دستاويز قرار می‌دهد تا برداشت فلسفی خود از زندگی انسان، جهان پيرامونی او و هستی بيان کند. برای اين‌کار به طرح و بررسی کليدی‌ترين کلمات در انديشه‌ی خود می‌پردازد: پوچی، خودکشی، عصيان، آزادی و در مقدمه تاکيد می‌کند که: «من تنها به حالت ناب ذهنيتی رنجور پرداخته‌ام. اين کنکاش به هيچ آيين، اعتقاد و متافيزيکی نپرداخته و تنها به بررسی حد توانايی‌ها بسنده کرده است.»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 8:18  توسط محمود موحدان  | 

 

 انسان تنها آفریده‌ای است که نمی‌خواهد همان باشد که هست.»
«به دست‌آوردن خوشبختی بزرگترین پیروزی در زندگی است.»
«بدون کار، هرنوع زندگی فاسد می‌شود.»
«ترجیح می‌دهم طوری زندگی کنم که گویی خداهست و وقتی مُردم بفهمم که نیست،تااینکه طوری زندگی‌کنم که انگار خدانیست و وقتی مُردم بفهمم که هست.»
«آلبر كامو» نويسنده توانا و فيلسوف شهير فرانسوى است كه در كنار «ژان پل سارتر» از روشنگران مكتب «اگزيستانسياليسم» به شمار مى روند. او كه در سال ۱۹۵۷ در سن ۴۴ سالگى موفق به دريافت جايزه نوبل ادبى شد پس از «روديارد كيپلينگ» جوان ترين نويسنده اى است كه به اين مهم نائل آمده است و همچنين در ميان بزرگان ادبيات پيشين و معاصر خود عمر او كوتاه ترين بود.«آلبر كامو» در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در «موندووى» الجزاير در خانواده اى فرانسوى - الجزايرى به دنيا آمد مادرش صاحب اصل و نسبى اسپانيايى بود و پدرش «لوسين» در جنگ «مارن» كه در سال ۱۹۱۴ و طى جنگ جهانى اول اتفاق افتاد در حين مبارزه داوطلبانه كشته شد و به همين سبب دوران كودكى «كامو» در فقر و تنگدستى گذشت.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:23  توسط محمود موحدان  | 

   آلبر کامو (1913-1960) نویسنده‌ی بزرگ فرانسوی در ایران ناشناخته نیست. شهرت کامو علاوه بر نویسندگی به دلیل عقاید اجتماعی خاص وی است. او به همراه سارتر، دوبوار و مرلوپونتی از جمله‌ی نویسندگان بعد از جنگ جهانی دوم در فرانسه بودند که شهرت بین‌المللی‌ای را هم نصیب خود کرده بودند. البته کامو خود متعجب است از اینکه چرا اسم او و سارتر کنار هم می آید و هر دو را اگزیستانسیالیست می خوانند. تنها کتاب فلسفی‌ای که وی نوشته است بر ضد فلسفه‌ی اگزیستانیالیست‌ها است.
بحران فزاینده‌ی جهان سرمایه داری و ناروائیهایی که در کشور های مدعی مرام سوسیالیستی، هر روز به چشم می‌خورد، نظرها را متوجه کامو کرد که از نخستین روزهای ورود به دنیای نویسندگی کاستی‌های هر دو جریان را بر شمرده بود.
طاعون، بیگانه، سوء تفاهم، کالیگولا، اسطوره‌ی سیزیف، سقوط و آدم اول از آثار این نویسنده است.  کامو را منادی فلسفه‌ای خوانده‌اند که به «فلسفه‌ی پوچی» ( عبارت عبث یا بی معنایی را هم می‌توان بکار برد!) مشهور است.
او در سال 1957 جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. از نظر سن او دومین نویسنده‌ی جوانی بود که تا آن روز جایزه نوبل را دریافت کرده بود.
متن زیر گفتگوی هفته‌نامه «خبرهای ادبی» (Les Nouvelles Litteraires) با آلبر کامو است. این گفتگو در سال 1951انجام شده است.
اهمیت این گفتگو در دو چیز است. اول اینکه نشان‌دهنده اندیشه‌های روشنفکران در شروع نیمه دوم قرن 20 است.  دوم اینکه کامو به کالبد شکافی اندیشه خود می‌پردازد.
ترجمه متن در سال 62، توسط مصطفی رحیمی و در انتشارات آگاه صورت گرفته است که بعدا به همراه چند مقاله دیگر به صورت کتابی تحت عنوان "تعهد کامو" به چاپ رسید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:15  توسط محمود موحدان  | 

 "مرسو" به‌عنوان راوی داستان، ماجرا را برای چه کسی روایت می‌کند؟ در واقع مخاطب خطابه‌ی طولانی او چه کسی است؟ آیا اصلا مخاطبی در کار است یا ما فقط با گونه‌ی خاصی از یک تک‌گویی درونی مواجه هستیم؟ می‌دانیم که بیگانه متعلق به دوران بعد از ظهور مدرنیسم ادبی است و یک رمان ستایش‌شده‌ی مدرن بی‌هیچ‌شکی باید برای این قبیل پرسش‌ها پاسخی داشته باشد. آلبر کامو به‌عنوان خالق بیگانه، پرسش‌های خواننده درباره‌ی پلات روایت را در بخش دوم داستان و با شرح عواقب وضعیتی که اول‌شخص ماجرا در آخرین سطرهای بخش قبلی گرفتار آن می‌شود، تلویحا پاسخ می‌دهد. یعنی بعد از آن‌که مرسو «موازنه‌ی روز را و سکوت استثنایی ساحل دریایی را که در آن شادمان» بوده است به هم می‌زند و «همچون چهار ضربه‌ی کوتاه بر در بدبختی»، «چهار بار دیگر هفت‌تیر را روی جسد بی‌حرکتی که گلوله‌ها در آن فرو می‌رفتند و ناپدید می‌شدند» خالی می‌کند. با این جمله‌ها ما با بخش نخست این کتاب که در خوانش اول حتا ممکن است رخوت‌آور، خالی از نوآوری و تکراری به‌نظر برسد وداع می‌کنیم تا بلافاصله تجربه‌ی بدیعی را در بخش دوم داستان آغاز کنیم. در بخش دوم هم، شاید بیشتر از هر وقت دیگری با خواندن این نتیجه‌گیری مرسو از رفتار روزانه‌اش در زندان به کشف پلات روایت داستان نزدیک شویم که: «مردی که فقط یک روز زندگی کرده باشد می‌تواند بی‌هیچ رنجی، صد سال در زندانی بماند. چون آن‌قدر خاطره خواهد داشت که کسل نشود.»(صفحه‌ی 109) در واقع تمام این داستان شاید چیزی نیست جز روایت همان بازی مرسو با خاطرات ِ حتا پیش‌پا افتاده‌اش برای تلف کردن وقت در زندان و رسیدن از روزی به روز دیگر. روزهایی که روایت آن‌ها تا آستانه‌ی روز اعدام او ادامه پیدا می‌کند و در نهایت به کشف هویت پوچ مرسو برای خودش منجر می‌شود.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:10  توسط محمود موحدان  | 

  بيگانه آلبر كامو(1) اثري شناخته شده است. ‌اين اثر جامعه پايان جنگ جهاني دوم را به شدت متاثر مي‌كند. ‌اين كتاب نقدها و تحقيقات بسياري را در مراكز دانشگاهي و خارج از آن به خود اختصاص داده است. بيگانه را مي‌توان با نقد فلسفي، جامعه‌شناسي، تكويني و ديگر نقدها حتي پسااستعماري بررسي و مطالعه كرد. اما در ‌اين مقاله كوشش مي‌شود‌ اين اثر بزرگ، كه‌ اينك جزو آثار كلاسيك محسوب مي‌شود با روش ترامتنيت كه از روش‌هاي نوين است مورد بررسي قرار گيرد.
ترامتنيت(2) ‌روش مطالعه‌اي است كه ژرار ژنت براي بررسي روابط يك متن با متن‌هاي ديگر ارائه مي‌دهد. او‌اين روابط را در پنج دسته بزرگ (بينامتنيت، پيرامتنيت، فرامتنيت، سرمتنيت و بيش‌متنيت.(3)) تقسيم مي‌كند. اين مقاله نمي‌خواهد به بررسي همه جانبه رمان بيگانه بپردازد، كه خود نيازمند تدوين اثري به مراتب حجيم‌تر از خود بيگانه خواهد بود، بلكه بر آن است به يك موضوع بسيار مشخص و محدود اما بسيار مهم بپردازد كه از ارزش خاصي برخوردار است. به عبارت روشن‌تر، ‌اين مقاله مي‌خواهد چگونگي تبديل يك فرامتن به يك پيرامتن و تاثير ‌اين دگرگوني را مطالعه و بررسي كند. بنابر‌اين، پرسش اصلي‌ اين است كه چرا و چگونه يك فرامتن به يك پيرامتن تبديل مي‌شود؟ دوم‌اينكه‌اين تبديل و تبدل چه تاثيري بر فهم و درك متن اصلي مي‌گذارد؟ براي بررسي‌ اين موضوع به يكي از مهم ترين فرامتن‌هاي نوشته شده در مورد بيگانه ‌اشاره خواهيم كرد.‌اين فرامتن همانا مقاله «توصيف بيگانه» نوشته سارتر است كه در مورد آن به تفصيل بحث خواهيم كرد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:5  توسط محمود موحدان  | 

 يا اينكه سارتر براي رنج‌بران و يا به قول خودش پرولتاريا، خواهان هزار وكيل و مدافع است، درصورتيكه آن‌ها احتياج به يک برادر واقعي و دلسوز دارند. از جمله ديگر ادعاهاي عجيب و غريب كامو، اين است كه مي‌گفت، آزادي مطلق موجب ديكتاتوري مطلق خواهد شد. با اين وجود به عقيده‌ي اهل نظر، در آثار كامو، رابطه‌ي انسان با خدا، تاريخ و ارزش‌هاي انسان‌دوستانه به مراتب عميق‌تر از كولي‌بازي‌هاي سارتر، مي‌باشد.
اختلاف ديگر اين دو نويسنده اين است كه مثلا، كامو ابزورد بودن هستي را جدي مي‌گيرد، ولي سارتر فقط ادعاي پيامبري مي‌كند و بعد از مدتي پشيماني به تصحيح حرف‌هاي قبلي خود مي‌پردازد.
گرچه اختلاف آن دو بر اثر موافقت و مخالفت با سياست‌هاي استالينيستي آن زمان احزاب كمونيستي غرب بود، سارتر، كامو را يک روشنفكر بورژوا و لمپن مي‌دانست. به ادعاي سارتر، كامو تمام انقلاب‌هاي نسل بشر از سال 1789 تا كنون را رد مي‌كند، چون به نظر كامو، همه كوشش انقلابيون اين بود كه به جاي خدا، انسان را روي اهرام ارزش‌ها بنشانند.
از نظر صداقت تحقيقي و مطالعه‌ي علمي، به ادعاي بعضي از منتقدين، كامو فقط به مطالعه‌ي سطحي، نشرياتي و دست دوم آثار ماركس، انگلس، كيركگارد، هوسرل، هايدگر و سارتر پرداخت. كامو خود را بيشتر زير تأثير ادبيات يونان باستان و آثار افلاتون مي‌دانست. او قهرمان رمان «جنگ و صلح» تولستوي، يعني «ناتاشا» را محبوب‌ترين چهره‌ي زن ادبيات مورد علاقه‌اش مي‌دانست. كامو مهم‌ترين ارزش‌ها را حقيقت مي‌دانست و مي‌گفت كه آثار هنري بايد هميشه منعكس كننده اين مقوله‌ي مهم باشند

خزه


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:2  توسط محمود موحدان  | 

 

 

  داستان مهمان یکی از زیباترین و درعین حال فلسفی ترین داستان های کامو است تیتر داستان ( لو ت ) درزبان فرانسه هم به معنای مهمان است و هم میزبان و انتخاب آن از طرف کامو به وضعیت فرانسویهایی که در الجزایر بدنیا آمده وساکن آنجا بودند اشاره میکند . داستان درمورد برخورد بین یک معلم الجزایری – فرانسوی و یک عرب در آغاز قیام الجزایر است . داستان بیان تم های مهم اعتقادی کامو ( به عنوان یک اگزیستانسیالیست ) است از جمله این تم ها ، که دراین داستان به زیبایی هرچه تمام تر مورد بحث قرارمیگیرد . آزادی ، ارزش زندگی آدمی ، مسئولیت ، سختی انتخاب اخلاقی و قضاوت درعمل دیگران و دیگر تم های اگزیستانیسالیسم است .ازطرف دیگر تصویری اززندگی مردم استعمارشده ورابطه آنها با استعمارگران را نشان میدهد. قهرمان داستان ، مدیر مدرسه شخصیتی شبیه خود کامو است . همچنان که کامو یک فرانسوی – الجزایری بود و با افکاری شبیه درو.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 8:54  توسط محمود موحدان  | 

 آلبر کامو در سال ۱۹۱۳ در الجزایر به دنیا آمد. وی در عمر ۴۷ ساله خود ۵ رمان، یک مجموعه داستان کوتاه و چند نمایشنامه به چاپ رساند. از رمان «بیگانه» به عنوان معروف‌ترین نوشته این نویسنده یاد می‌شود. وی در سال ۱۹۵۷ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. او دومین نویسنده‌ جوانی بود که تا آن روز موفق به کسب جایزه نوبل شده بودند.
در ایران بیش از ۳۰ عنوان از آثار این نویسنده نرجمه شده است. از رمان «بیگانه» به تنهایی ۵ ترجمه متفاوت وجود دارد و برخی از آثار او مورد استناد منابع دانشگاهی قرار می‌گیرند.
*
رمان «بیگانه» اثر آلبر کامو، نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبیات، با دو ترجمه جدید منتشر شد.
لیلی گلستان ترجمه خود را از این کتاب برای انتشار در اختیار نشر مرکز قرار داد و این کتاب  چند بار تجدید چاپ شد. 
گلستان پیشتر در مورد ترجمه خود از «بیگانه» گفته است:‌ " همواره دوست داشتم اثری از کامو را ترجمه کنم. هرچند آثار او بارها ترجمه شده اند، اما می‌توان هرچند سال یکبار آثار بزرگ را با زبان روز ترجمه کرد. به همین علت امسال سراغ رمان «بیگانه» رفتم و به جرات می‌گویم در طول ۳۵ سال ترجمه، هیچ کتابی را به اندازه «بیگانه» با دقت و وسواس ترجمه نکرده بودم؛ به حدی که ترجمه این رمان کوتاه، یک سال وقت گرفت."
کامو، «بیگانه» را در سال ۱۹۲۴ منتشر کرد. این رمان معروف‌ترین کتاب این نویسنده محسوب می‌شود.
 ترجمه خشایار دیهیمی از «بیگانه» برای انتشار، در اختیار نشر ماهی قرار گرفت.
*
همچنین رمان «مرگ خوش» این نویسنده  پس از ۲۳ سال دوباره ترجمه شد و کتابی نیز در مورد این نویسنده و زندگی او به چاپ رسید.
«مرگ خوش» رمانی دیگری از کامو است که امسال توسط احسان لامع به فارسی ترجمه شد. «مرگ خوش» از اولین نوشته‌های آلبر کامو است که این نویسنده الجزایری فرانسوی تبار، آن را در سنین جوانی خود و در سال ۱۹۳۶ میلادی به رشته تحریر در آورده است. این کتاب ۳۵ سال پس از نگارش با عنوان (La Mort heureuse) در فرانسه منتشر شد و بعدها با عنوان (A Happy Death)، به زبان انگلیسی انتشار یافت. در سال ۱۳۶۳ علیرضا طاهری برای اولین بار «مرگ خوش» را به فارسی ترجمه کرده بود که نسخه‌های این ترجمه هم‌اکنون در بازار کتاب ایران نایاب است.
لامع درباره این کتاب گفت: آلبرکامو «مرگ خوش» را در دوره جوانی و پیش از «بیگانه» نوشته است. شخصیت اصلی این داستان مرسو نام دارد که همان شخصیت رمان «بیگانه» است. این داستان با یک جنایت شروع می شود که طی آن، مرسو شخص افلیجی را با رضایت خودش به قتل می رساند تا اموال وی را تصاحب کند و از این طریق به سعادت برسد. بعد از موفقیت و تصاحب پول به سفر می پردازد تا خوشبخت زندگی کند و خوشبخت بمیرد.
این مترجم ترجمه خود را از «مرگ خوش»،  برای انتشار در اختیار نشر نگاه قرار داد.
*
همچنین  ترجمه جدیدی از کتاب «درباره کامو» اثر ریچارد کامبر صورت گرفت. این کتاب که پیشتر با عنوان «فلسفه کامو» توسط خشایار دیهیمی به فارسی ترجمه شده بود، امسال برای بار دوم توسط کیهان بهمنی به فارسی ترجمه شد. «درباره کامو» برای انتشار در اختیار نشر افراز قرار گرفته است.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 8:50  توسط محمود موحدان  | 

   «آلبر کامو»، 7 نوامبر 1913 در دهکده‌ی مون‌دوی واقع در الجزایر زاده شد. پدرش فرانسوی‌تبار بود و مادرش اسپانیایی. «کامو»، کودکی یک‌ساله بود که پدرش را از دست داد و مادرش به هم‌راه او و برادر دیگرش به شهر الجزایر (پایتخت الجزایر) آمد و زندگی دو پسرش را با کار در مشاغل دون‌مایه می‌گرداند و به این ترتیب، کودکی و نوجوانی کامو، در فقر و تهی‌دستی گذشت.
آلبر کامو، در سال 1957 و درحالی‌که چهل ـ و ـ چهار سال بیش‌تر نداشت، جایزه‌ی نوبل ادبیات را برد و در ژانویه‌ی 1960، در روزهایی که مشغول نوشتن رمانی به نام «مرد اول» بود در یک سانحه‌ی رانندگی کشته شد. «طاعون»، «افسانه‌ی سیزیف»، «کالیگولا»، «سقوط» و «سو‌‌ء‌تفاهم» نیز هم‌چون رمان کوتاه ِ «بیگانه» از بین داستان‌ها و نمایش‌نامه‌های پرشمار ِ کامو، شهرت بیش‌تری دارند.
و اما «بیگانه» ...
«بیگانه» که به‌نوعی اولین اثر «کامو» بود، در سال 1942 به چاپ رسید و در اندک‌زمانی برای نویسنده‌ی جوان‌اش نام و آوازه‌ به هم‌راه آورد. «کامو» در این اثر نسبتن کوتاه، به سرگذشت مرد جوانی به نام «مورسو» می‌پردازد که با خود و دنیای اطراف خود «بیگانه» است و همین بیگانگی، سرانجام او را تا پای مرگ می‌کشاند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 8:14  توسط محمود موحدان  | 

 

 « ما می خواهیم که در برابر سرنیزه هرگز سر تسلیم فرود نیاوریم تا قدرتی که در خدمت اندیشه نیست چیره نگردد...» آلبر کامو،نویسنده پرآوازه فرانسوی تبار  این امر را مستلزم تلاشی پایان ناپذیر دانسته و عنوان می کند که انسان برای  ادامه "این تلاش" آفریده شده است. آلبر کامو در برابر موج ترویج "سرگشتگی اندیشگی" توسط فکرسازان نظام سرمایه تصریح می کند ،پس بدانیم که چه می خواهیم! به اندیشه معتقد باشیم،حتی اگر قدرت برای فریفتن ما نقاب عقیده یا رفاه به چهره خود بزند... در هفتم ماه نوامبر 1913 در دهکده‌ی مون‌دوی واقع در الجزایر چشم به جهان گشود. پدر آلبر فرانسوی‌تبار  و مادرش اسپانیایی بود. هنوز یکمین شمع زندگی را بر نیفروخته بود که پدرش را از دست داد.پدرش «لوسین کامو» یک سال بعد از به دنیا آمدن او در نبرد مارن در جنگ جهانی اول کشته شد و مادرش به همراه او و برادر دیگرش به شهر الجزایر (پایتخت الجزایر) آمد و زندگی دو پسرش را با کار در مشاغل دون‌مایه می‌گرداند. هم از این روست که کودکی و نوجوانی کامو، در فقر و تهیدستی سپری شد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 8:7  توسط محمود موحدان  | 
                   

    بررسی بیگانه و سقوط،دو اثر بزرگ و به یاد ماندنی از آلبر کامو نویسنده شهیر فرانسوی،مردی که نوبل ادبیات را برد و پوچ گرای عاصی نام گرفت و پس از چندی نیز در کنار درختی آرام گرفت.
آلبر کامو (١۹۶٠–١۹١٣) نويسنده‌ی بزرگ فرانسوی در ايران ناشناخته نيست. خوانندگان با طاعون،بيگانه،سوء تفاهم، کاليگولا،اسطوره‌ی سيزيف،سقوط و آدم اول او آشنايند. او به همراه سارتر و دو بوار و مرلوپونتی از جمله‌ی نويسندگان بعد از جنگ در فرانسه بود که هم به شهرت بين‌المللی دست يافتند و هم در جامعه‌ی خود تأثير گذاشتند. سخن کوتاه، آنان روشنفکر بودند و به اين واژه حيثيتی بخشيدند که شايسته‌اش بود. کامو را منادی فلسفه‌ای خوانده‌اند که به «فلسفه‌ی پوچی» (من «عبث» يا «بی‌معنايی» را ترجيح می‌دهم) مشهور است. آلبر کامو، در مقام پيرو نيچه، کلام «خدا مرده است» را به نتايج منطقی‌اش می‌رساند، اما فقدان هرگونه معنای مابعدطبيعی در جهان بدان معنا نيست که اکنون هر کاری مجاز است. تعهد و التزام به انسانيت اقتضا می‌کند که روشنفکر بازيگری تمام عيار در صحنه‌ی زندگی و جامعه باشد. روشنفکر، در نبرد عليه بی‌عدالتی و ستم، سلاحی بجز انديشه در اختيار ندارد. بنابراين، او بايد قدر‌شناس اين سلاح باشد و کمی و کاستيهای آن را به موقع جبران کند. اين مقاله را از اين کتاب برداشته‌ام: آلبر کامو، فلسفه‌ی پوچی: ده مقاله، ترجمه‌ی دکتر محمدتقی غياثی، انتشارات پيام، ۱۳۵۱، ص ۹۲–۸۹.
                                                     


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:22  توسط محمود موحدان  | 

 

    پائیز، بهـار دیگری است؛ وقتی که هر برگ یک گل است. آلبر کامو

آلبر کامو ، نویسنده و فیلسوف فرانسوی، درسال 1913 درالجزایر بدنیا آمد ودرسال 1960 درفرانسه دریک سانحه اتوموبیل درگذشت. وی برنده جایزه نوبل ادبیات درسال 1957 نیزبود. چون پدر او درجنگ جهانی اول کشته شد، اودوران نوجوانی رانزد عموی قصابش گذراند که او رابا ادبیات آشنا نمود. وی درجوانی بعداز اینکه به بیماری سل دچارشد، از ورزش،یعنی سرگرمی مورد علاقه اش دست کشید. کامو ازخانواده ای کارگری برخاسته بود و حدود سه سال عضو حزب کمونیست فرانسه شد ولی بدلیل انتقاد از استالینیسم و سوسیالیسم اتوریته، مورد خشم چپ هایی مانند سارتر، در آنزمان قرارگرفت. او در الجزایر به تحصیل رشته فلسفه پرداخت و پایاننامه دانشگاهی اش را پیرامون " نوافلاتونیان و مسیحیت " نوشت. کامو پیش از نویسندگی به شغلهای : هنرپیشگی، ویراستاری، و روزنامه نگاری پرداخته بود. اودرزمان جنگ جهانی دوم عضو شورای ملی مقاومت فرانسه علیه اشغالگران نازی آلمانی بود. وی سالها علیه حکم اعدام نیز دست به فعالیت زد. آثار کامو بعد از پایان جنگ جهانی دوم تعثیر بزرگی روی روشنفکران و نویسندگان فرانسوی؛ که درجستجوی یک معنی و هدف برای زندگی بودند، ازخودبجا گذاشت .


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:7  توسط محمود موحدان  | 

  پیش درآمد :مقاله حاضر به بررسی وجوه اشتراک شخصیت اصلی رمان بیگانه، اثر آلبر کامو و انسان از خودبیگانه مارکس می پردازد. انسان از خودبیگانه دچار نوعی بی هویتی،بیزاری و عدم تعلق نسبت به جامعه و خود است، مورسو، شخصیت اصلی داستان بیگانه نیزچنین است. پوچی، بی هویتی، بیزاری انسان ازخودبیگانه مارکس بسیار شبیه پوچی مورسوی کاموست. انسان ازخودبیگانه محصول جامعه مدرن است، جامعه ای که نظام از افراد سازنده آن فراتر رفته ، برآنها سلطه یافته و سرنوشتشان را تعیین می کند.
زندگینامه
آلبر کامو نوامبر 1913 در دهکده‌ی مون‌دوی واقع در الجزایر زاده شد. پدرش فرانسوی‌تبار بود و مادرش اسپانیایی. کامو، کودکی یک‌ساله بود که پدرش را از دست داد و به همراه مادر و برادرش به شهر الجزایررفتند. و زندگی سختی را با کار مادر در مشاغل دون مایه شروع کردند.کودکی و نوجوانی کامو، در فقر و تهی‌دستی گذشت.
کامو، در سال 1957 در حالیکه چهل و چهار سال داشت جایزه‌ی نوبل ادبیات را دریافت کردو در ژانویه‌ی 1960، در روزهایی که مشغول نوشتن رمانی به نام «مرد اول» بود در یک سانحه‌ی رانندگی کشته شد. «طاعون»، «افسانه‌ی سیزیف»، «کالیگولا»، «سقوط» و «سو‌‌ء‌تفاهم» نیز هم‌چون رمان کوتاه ِ «بیگانه» از بین داستان‌ها و نمایش‌نامه‌های پرشمار ِ کامو، شهرت بیش‌تری دارند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:56  توسط محمود موحدان  | 

آلـبـر کـامـو 

 آلـبـر کـامـو (1913-1960) نویسند‌ه‌ي شاخص فرانسوي که د‌ر الجزایر متولد‌ شد‌. والد‌ین کامو کمابیش پرولتاریا بود‌ند‌ و مد‌ت‌ها د‌ر محافل روشنفکری با تمایلات انقلابی شرکت می‌کرد‌ند‌ و علاقه‌ی بسیاری به فلسفه د‌اشتند‌. کامو د‌ر سن 25سالگی به فرانسه آمد‌. ورود‌ او به فرانسه کمابیش با اشغال فرانسه به د‌ست آلمان نازی مصاد‌ف شد‌؛ کامو به جنبش مقاومت پیوست و پس از آزاد‌ی فرانسه تا مد‌تی مقاله‌نویس روزنامه‌ی لو کومبا (نبرد‌ Le Combat) بود‌. زمان چند‌ان د‌رازی نگذشت که کامو روزنامه‌نگاری سیاسی را کنار گذاشت و د‌ر کنار نوشتن د‌استان و مقالات اد‌بی د‌ر مقام تهیه‌کنند‌ه و نمایشنامه‌نویس به تئاتر روی آورد‌. جد‌ای از نوشتن آثار خود‌، کامو آثار د‌یگر نویسند‌گان بزرگ را هم اقتباس کرد‌، من‌جمله د‌ینو بوتزاتی و فاکنر.
د‌ر د‌وران د‌اغ مربوط به استقلال الجزایر از فرانسه که جنجال‌های بسیاری را د‌ر فرانسه برانگیخت، کامو عقاید‌ی د‌یگرگونه د‌اشت که به همین سبب هیچ کد‌ام از طرفین، نه فرانسویان و نه الجزایری‌ها، آن را برنتابید‌ند‌. کامو د‌ر سال 1957 جایزه‌ی نوبل اد‌بی را از آن خود‌ کرد‌ که د‌ر آن تاریخ جوان‌ترین فرد‌ی بود‌ که چنین جایزه‌ای را گرفته ‌.
آلبر کامو د‌ر چهارم ژانویه‌ی 1960 بر اثر تصاد‌ف اتومبیل جان خود‌ را از د‌ست د‌اد‌.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:51  توسط محمود موحدان  | 
 
  بالا