تبليغاتX
كتابدوست
 
كتابدوست
 
 
درباره كتاب و كتابخواني
 

صد سالگی سیمون دوبووار و رازهای زندگی‌اش با ژان پل سارتر
 آنچه می‌خوانید مصاحبه‌ای است که خانم »آلیس شواتزر« (Alice Schwarzer) روزنامه‌نگار مشهور آلمانی با این دو نفر درباره جزییات زندگی مشترک‌شان است. در این گفت‌و‌گو حرف‌ها و پرسش‌هایی مطرح شده که همواره برای خیل روشنفکران آشنا و یا علاقمند به دیدگاه‌های این زوج آرمان‌گرا مطرح بوده است.
مصاحبه‌گر خانم شوارتزر که به‌داشتن دیدگاه‌های فمینیستی شهرت دارد متولد ۱۹۴۲ است و از سال ۱۹۷۲ تاکنون با انتشار نشریه اِما (EMMA) به‌ترویج دیدگاه‌های فمینیستی خود مي‌پردازد.
سیمون دوبووار (Simone de Beauvoir) اگر زنده بود امسال صد سالگی‌اش را نه او فقط، بلکه همه فمینیست‌های دنیا جشن می‌گرفتند، ولی او در سال ۱۹۸۶ مرد و به فراق ۶ ساله‌اش با ژان پل سارتر (Jean-Paul Sartre) پایان داد.
این دو ادیب، فیلسوف، جامعه‌شناس، اگزیستانسیالیست فمینیست در سال ۱۹۲۹ با هم آشنا شدند و خیلی زود به‌هم نرد عشق باختند. آنها مدت ۵۱ سال، یعنی تا سال ۱۹۸۰ که سارتر مرد، با هم عاشقانه زندگی کردند، ولی هیچ‌گاه ازدواج نکردند، تعهد اخلاقی به‌معنای رایج اجتماعی نسبت به هم نداشتند و بچه‌ای هم نیاوردند.
سارتر سال ۱۹۴۶ برنده جایزه نوبل شد، ولی حاضر به‌پذیرش آن نشد و در عوض خطابه‌ای سراسر حمله به سیاست‌های امپریالیستی آمریکا خواند و پس از آن بود که ریاست افتخاری سازمان دفاع از زندانیان سیاسی ایران را پذیرفت.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:3  توسط محمود موحدان  | 

  سیمون دوبواردر آغاز سال ۱۹۷۲ در نشریه‌ی "نوول ابزرواتور" مصاحبه‌ای چاپ شد از آلیس شوارتسر (Alice Schwarzer) از پیشروان جنبش نوین فمینیستی با سیمون دوبوار. این مصاحبه متنی کلاسیک شده است و مرجع مهمی برای شناخت دوبوار در مرحله‌ی پختگی فمینیستی وی محسوب می‌شود. بخش‌ پرآوازه‌ای از آن را در زیر می‌خوانیم:
 سوء تفاهم‌های بسیاری درباره‌ی مفهوم فمینیسم وجود دارد. تعریف شما از فمینیسم چیست؟
سیمون دوبوار: به یاد دارم که در پایان کتاب "جنس دوم" ذکر کرده بودم که من آنتی-فمینیست هستم، زیرا فکر می‌کردم با توسعه‌ی جامعه در مسیر سوسیالیسم مشکل زنان خودبه‌خود حل خواهد شد. فمینیست‌ها زنان یا مردانی هستند که بدون توقع تغییرات حتمی در تمامی جامعه، برای حقوق زنان مبارزه می‌کنند. به این مفهوم من در حال حاضر فمینیست هستم، چون می‌پذیرم که مبارزه در صحنه‌ی سیاسی سریعاً به دستیابی به هدف ختم نمی‌شود. بنابراین ما باید پیش از رسیدن به سوسیالیسم آرمانی خود، در راستای رسیدن به یک جایگاه مشخص و عینی برای زنان مبارزه کنیم.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:53  توسط محمود موحدان  | 

  سیمون دوبوار (۹ ژانویه ۱۹۰۸ – ۱۴ آوریل ۱۹۸۶) از چهره‌های ماندگار عرصه‌ی اندیشه و عمل مسئولانه‌ی اجتماعی است. کتاب مشهور او، "جنس دوم" نقشی بنیادگذار در جنبش فمینیستی دارد.
آزادی و موقعیت
سیمون دوبوار در عرصه‌های مختلفی آفرینش فکری و تأثیرگذاری عملی داشته است. او از نوجوانی به فلسفه می‌پردازد، دانشجویی ممتاز است، در دانشگاه می‌درخشد و عملاًً نشان می‌دهد که فلسفه نمی‌بایست مشغولیتی مردانه تلقی شده و پنداشته شود که زنان در این عرصه سخنی برای گفتن ندارد. در دانشگاه با ژان‌پل سارتر آشنا می‌شود و از همان هنگام آنان همدم و همفکر و هم‌سخن می‌شوند. او پیش از آنکه با سارتر همراه شود، جهت فکری خود را انتخاب کرده است. این موضوع را یادداشتهای فلسفی او نشان می‌دهند، یادداشت‌هایی که پس از مرگش منتشر شده‌اند. سیمون دوبوار از سارتر تأثیر می‌گیرد و بر سارتر تأثیر می‌نهد. او سارتر را متوجه موقعیت‌های انسانی می‌کند، متوجه این مسئله که نمی‌توان و نبایست موضوع آزادی را جدا از شرایط در نظر گرفت. انسان آزاد است، اما این نیز هست که اسیر موقعیت‌های زندگی است.
آزادی و موقعیت، موضوع ثابت آثار سیمون دوبوار هستند. او این موضوع را در نوشته‌های فلسفی‌اش، آفریده‌های ادبی‌اش، و پژوهش‌های اجتماعی‌اش بررسی کرده است.
سیمون دوبوار، بنیانگذار جنبش و اندیشه‌ی فمینیستی
نام سیمون دوبوار نامی شاخص در جنبش فمینیستی است. فمینسیم را گاه هرگونه نگرشی می‌دانند که کاونده‌ی موقعیت اسارت‌بار زن و خواهان دگرگون کردن آن باشد. جلوه‌هایی از آن را به شکلهای اعتراض به وضعیت زن در اعصار و قرون گذشته نیز می‌بینند. اصطلاح فمینیسم، نخست در قرن نوزدهم به کار رفته است. ولی تحلیل موقعیت زن با آگاهی مدرن و اعتراض مدرن به آن، دیدن مسئله‌ی زن به عنوان مسئله‌ای که جایگاه خود را دارد، با برخی اصلاحات حقوقی حل‌شدنی نیست و نبایستی صرفا به‌عنوانِ فرع مسئله‌ی نابرای‌های اجتماعی دیده شود، به طور خاص با کتاب "جنس دوم" آغاز می‌شود. این کتاب را سیمون دوبوار در سال ۱۹۴۹ منتشر کرده است. با این کتاب هم یک جنبش فمینیستی آغاز می‌شود و هم یک تحول فکری بزرگ. فلسفه‌ی فمینیستی و نظریه‌ی اخلاق فمینیستی در این کتاب ریشه دارند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:45  توسط محمود موحدان  | 

 

 سیمون دوبووار بر روی جلد کتاب جنس دومسیمون دوبووار (به فرانسوی: Simone De Beauvoir) با نام اصلی سیمون لوسی ارنستین ماری برتراند دوبووار فیلسوف، نویسنده، فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود که در ۹ ژانویه، ۱۹۰۸ در پاریس در خانواده‌ای بورژوا به دنیا آمد.
دوبوار پس از گذراندن امتحانات دورهٔ لیسانس ریاضیات و فلسفه، به تحصیل ریاضیات در Institut Catholique و زبان و ادبیات در مؤسسهٔ سنت‌مارین و پس از آن فلسفه در دانشگاه سوربن پرداخت. وی در حلقهٔ فلسفی دوستانه گروهی از دانشجویان مدرسه اکول نورمال پاریس عضو بود که ژان پل سارتر نیز در آن عضویت داشت ولی خود دوبوار دانشجوی این مدرسه نبود. سارتر همچنین دوست نزدیک او بود. بووار و سارتر در تمام عمر شریک و همدم جداناپذیر یکدیگر باقی ماندند.اما ارتباط آن‌ها، برخلاف روابط مرسوم در جامعه، شامل وفاداری و تک‌همسری نبود.
بووار به عنوان مادر فمینیسم ِ بعد از ۱۹۶۸ شناخته می‌شود. معروف‌ترین اثر وی جنس دوم (عنوان اصلی: Le Deuxième Sexe) نام دارد که در سال ۱۹۴۹ نوشته شده‌است. این کتاب به تفصیل به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده‌است می‌پردازد. پس از آنکه این کتاب چند سال پس از چاپ فرانسه، به انگلیسی ترجمه و در آمریکا منتشر شد، به عنوان مانیفست فمینیسم شناخته شد.
سیمون دوبووار در ۱۴ آوریل، ۱۹۸۶ به‌خاطر ذات‌الریه از دنیا رفت. وی در کنار ژان پل سارتر به خاک سپرده شده‌است.
 جنس دوم
در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار استدلال‌های خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان می‌کند. بووار به‌عنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به‌همین منوال استنباط می‌کند که یک انسان زن زاده‌ نمی‌شود، بلکه تبدیل به زن می‌شود.
بووار دلیل می‌آورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شده‌اند. حتی مری ولستونکرفت مردها را به‌عنوان ایده‌آلی که زن‌ها آرزوی رسیدن به آن را دارند به‌حساب می‌آورد. در کتاب جنس دوم بووار می‌گوید که این طرز فکر با ادعای این‌که زنان در مقابل مردان «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش‌روی زنان را گرفته‌است. به‌عقیدهٔ وی برای آن‌که فمینیسم بتواند به‌جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در این‌صورت زنان درست به‌اندازهٔ مردان قادر به پیشرفت هستند.
 برخی از آثار
۱۹۴۳ مهمان
۱۹۴۵ خون دیگران
۱۹۴۶ همه می‌میرند
۱۹۴۹ جنس دوم
۱۹۵۴ ماندارین‌ها
۱۹۵۸ خاطرات یک دختر مطیع
۱۹۶۴ مرگی بسیار آرام
۱۹۶۶ تصاویر زیبا
۱۹۶۷ زن وانهاده
۱۹۷۰ کهنسالی
۱۹۸۴ مراسم وداع


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 9:10  توسط محمود موحدان  | 

 سيمين دوبوار نه تنها يكي از آغازگران نظريه پرداز جنبش زنان درغرب بلكه محقق و متفكري جهاني است. تغييرات اجتمايي و فرهنگي دهه 30 و 40 قرن بيست باعث شد كه زنان غرب غير از نقش سنتي خود بعنوان خانه دار وارد دو برج عاج ديگر مردان يعني جهان كار و جهان ايده نيز بشوند. در مورد جهان هنر و ايده، هدف زنان ديگر زيبانويسي تجربه هايشان نبود، بلكه كوشش آنان براي شناخت هويت جديد زنانه خود با كمك تحول و پيشرفت هاي اجتمايي بود. دوبوار يكي از نظريه پردازان جنبش فيمينيستي آغاز قرن 20 بود.اوباانتقادوحمله به تابوهاي اجتمايي موجب جنجال جامعه مردسالار گرديد.دوبوار در كنار آلبرت كامو و سارتر با كمك ادبيات، به صورت عاميانه به موضوعات اصلي فلسفه اگزيستنسياليستي پرداخت و درغالب ژانرهاي ادبي و فلسفي مطرح روز، استعداد نشان داد.او ميگفت با كمك اگزيستنسياليسم و فلسفه وجود آته ايستي، در جهاني بدون خدا، در جستجوي خوشبختي است و ميخواست در جهاني كافرانه، با كمك هومانيسم، راهي بيابد. درفلسفه اگزيستنسياليستي آته ايستي او، انسان تنها، در فضا و اطاقي خالي قرار دارد و بايد به هستي خود شكل و هويتي بدهد. اوبجاي ادبيات زيبا و هنري مرسوم ، از ادبيات مسئول سخن گفت و زبان شفاهي را مهمتر از زبان كتبي سنتي دانست. با اين وجود، بخشي از زنان منتقد وي ميگويند كه دوبوار خلاف رفتار و موضع گيريهاي انتقادي اش نسبت به مردان، خود وابسته به سارتر و قرباني روشنفكري مردان شد. دراين رابطه او نه تنها خود، بلكه آخرين كتابش را نيز به سارتر تقديم نمود. و فيمينيستهاي جوانتر، در نظرات دوبوار: مرد نمايي، اروپا مركز بيني، راسيوناليسم بي احساس و ارزشهاي اگزيستنسياليستي سارتري را برجسته مي بينند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:58  توسط محمود موحدان  | 

 در قرن 21 همزمان با طرح فمينيسم فرانسه در محافل علمي، سيمون دوبوار نيز با ارائه ديدگاه‌هايي بر پايه اگزيستانسياليسم به تبيين وضعيت زنان و ظلم به آنها پرداخت. در مورد سيمون دوبوار نظرات مختلفي وجود دارد، وي از سوي پيروانش به عنوان كسي شناخته شده كه تئوري‌هايش در شكوفايي نسل جوان و پروژه‌هاي تحقيقاتي، داراي جايگاه رفيعي است، عده‌اي هم معتقد به طرد كامل دوبوار و فمينيست بودن وي هستند. منتقدانش با تحليل محتواي نظريات وي، بيان مي‌كنند كه دو تئوري معروف سيمون دوبوار يعني «نابرابري جنسي» و «ديگري» هر دو از اعتبار علمي ساقط شده و راه حلي را جهت كاهش معضلات زنان ارائه نمي‌دهند. نكته قابل تأمل آنكه هرچند فمينيسم روزي خود را از نظر علمي و نظري متأثر از نظرات سيمون دوبوار مي‌دانست، اما امروز اين جمله معروف وي را كه «ما زن زاده نشده‌ايم» كاملاً‌ طرد مي‌نمايد و در مقابل بيان مي‌كند: «من يك زنم، چرا شما نباشيد؟» و نهايتاً‌ فمينيسم جديد كه وجود مرد را نه تنها در قالب يك سالار و برتر از خود نمي‌بيند، بلكه جنس مرد را بي‌فايده معرفي مي‌كند. اين نوشتار درصدد است زندگي خانوادگي، جنبه‌هاي شخصيتي- رواني و علمي سيمون دوبوار و سهم انديشه وي در گسترش نظريه فمينيسم را مطالعه نمايد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:48  توسط محمود موحدان  | 

    در پايان سال 1970عده اي از اعضاي جنبش ليب Women’s Lieb Bewegung با من تماس گرفتند تا درباره طرح جديد قانوني حول مساله سقط جنين صحبت کنند. اين طرح قرار بود در مجمع ملي مورد بحث قرار گيرد. جنبش زنان ليب طرح را خيلي خام مي دانستند و مصمم بودند تبليغات وسيعي به نفع آزادي سقط جنين انجام دهند. براي تاثير گذاشتن بر افکار عمومي، زنان شرکت کننده در اين حرکت، هم گمنام و هم سرشناس مي بايست اظهار کنند که خودشان سقط جنين کرده اند. به نظرم ايده خوبي بود.
من بيست سال پيش در کتاب جنس دوم عليه ممنوعيت سقط جنين اعتراض کردم و عواقب دردناک آن را شرح دادم. بنابراين کاملا طبيعي بود که اعلاميه معروف 343 را که در آغاز سال 1971 در Nouvel Observateur انتشار يافته بود، امضا کنم. اين قضيه _ چنان که برخي شايعه پراکنان سعي مي کردند وانمود کنند _ به این صورت نبود که يا سقط جنين در فرانسه پيش مي رود يا بايد واقعا زنان را به اين سمت تشويق کرد. بلکه با توجه به شمار زيادي سقط جنين که به هر حال صورت مي گيرد -  حدود هشتصد تا يک ميليون در سال - به زنان به لحاظ بهبود امکانات و وضعيت جسمی و روحی کمک شود، چيزي که تا به امروز يک امتياز طبقاتي است. طبيعی است که تدابيري نيز براي روش هاي جلوگيري از بارداري بايد اتخاذ شود. اما  تا زماني که اين روش ها به اندازه کافي شناخته شده نيست- فقط هشت درصد زنان فرانسوي که در سنين بارداري هستند، از اين روش ها استفاده مي کنند - سقط جنين تنها راهي است که براي کساني که نمي خواهند بچه دار شوند، باقي مي ماند. حقيقتا نيز اين زنان عليرغم تمام دشواري ها، خطرات، تحقيرها،  يگانه گريز خود را در اين راه حل – سقط جنين مي يابند. اين اتهام که بيانيه مزبور را فقط زنان مشهور امضا کرده اند صحت ندارد. آن ها فقط يک اقليت کوچک هستند، اکثريت امضاکنندگان، کارمندان، منشي ها و خانم هاي خانه دار هستند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:34  توسط محمود موحدان  | 

 

  .سیمون دوبووار، (به فرانسوی Simone De Beauvoir) فیلسوف، نویسنده، فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود. زادروز: (۹ ژانویه ۱۹۰۸ میلادی) در پاریس. وی در (۱۴ آوریل ۱۹۸۶ میلادی) درگذشت.
 جنس دوم
«ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه می‌کند. زن مجرد خواه محروم‌مانده از پیوند، خواه طغیان‌کرده بر آن، و یا حتی بی‌اعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف می‌شود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیت‌های این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله‌ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده‌اند.
…دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج می‌کنند، زن می‌گیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را می‌جویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.»
جنس دوم، ج۲، ص۲۲۹-۲۳۲
«زنان را فقط به این دلیل به اتهام جادوگری به آتش کشیدند که زیبا بودند.»
 من که می‌خواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. جنس دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.«زن‌بودن برای من چه معنایی داشته‌است؟ تا چهل‌سال تمام وانمود می‌کردم که زن بودن تفاوتی ایجاد نمی‌کند. روشنفکر بودم و روشنفکر یعنی روشنفکر. من با روشنفکر شدن، هویت بزرگسالی خود را بر الگوی تعارض و مخالفتی عمدی قرار داده بودم. من به عنوان روشنفکر می‌توانستم احساس حاد زنانه طرد شدگی‌ام را با پناه بردن به سنت فردگرایی افراطی، نه به عنوان یک زن که به عنوان یک فرد، مانع شوم. همان‌گونه که قبلا تن نداده بودم که به من برچسب «کودک» بزنند، حالا نیز خود را «زن» نمی‌دانستم. من، من بودم.
وقتی بالاخره شروع به تحقیق کردم تا ببینم زن بارآمدنم به واقع چه تاثیر متفاوتی در سرنوشت من داشته‌است، به یک‌باره همه چیز برایم روشن شد. این دنیا، دنیایی مردانه بود. کودکی من با اسطوره‌هایی گذشته بود که مردان ساخته بودند و واکنش من در برابر آنها اصلا شبیه آن نبود که اگر پسر می‌بودم می‌داشتم. این انقلاب شخصی من در یک جمله خلاصه می‌شود: من که می‌خواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. جنس دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.»
«جهان‌بینی مسیحی در ستم‌کاری به زنان کوتاهی نکرده‌است.»
«خوش‌بینی، احتیاط را از دست می‌دهد.»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:13  توسط محمود موحدان  | 

  سیمون دوبوار (۹ ژانویه ۱۹۰۸ – ۱۴ آوریل ۱۹۸۶) از چهره‌های ماندگار عرصه‌ی اندیشه و عمل مسئولانه‌ی اجتماعی است. کتاب مشهور او، "جنس دوم" نقشی بنیادگذار در جنبش فمینیستی دارد.

آزادی و موقعیت
سیمون دوبوار در عرصه‌های مختلفی آفرینش فکری و تأثیرگذاری عملی داشته است. او از نوجوانی به فلسفه می‌پردازد، دانشجویی ممتاز است، در دانشگاه می‌درخشد و عملاًً نشان می‌دهد که فلسفه نمی‌بایست مشغولیتی مردانه تلقی شده و پنداشته شود که زنان در این عرصه سخنی برای گفتن ندارد. در دانشگاه با ژان‌پل سارتر آشنا می‌شود و از همان هنگام آنان همدم و همفکر و هم‌سخن می‌شوند. او پیش از آنکه با سارتر همراه شود، جهت فکری خود را انتخاب کرده است. این موضوع را یادداشتهای فلسفی او نشان می‌دهند، یادداشت‌هایی که پس از مرگش منتشر شده‌اند. سیمون دوبوار از سارتر تأثیر می‌گیرد و بر سارتر تأثیر می‌نهد. او سارتر را متوجه موقعیت‌های انسانی می‌کند، متوجه این مسئله که نمی‌توان و نبایست موضوع آزادی را جدا از شرایط در نظر گرفت. انسان آزاد است، اما این نیز هست که اسیر موقعیت‌های زندگی است.
آزادی و موقعیت، موضوع ثابت آثار سیمون دوبوار هستند. او این موضوع را در نوشته‌های فلسفی‌اش، آفریده‌های ادبی‌اش، و پژوهش‌های اجتماعی‌اش بررسی کرده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:4  توسط محمود موحدان  | 

  دوبوار، سیمون Beauvoir, Simone de بانوی نویسنده فرانسوی (1908-1986). سیمون دوبوار در خانواده‌ای متوسط و مرفه زاده شد و از حیث هوش و حساسیت دختری زودرس به شمار آمد، تحصیلات خود را در دانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه انجام داد و در حدود پانزده سال به تدریس اشتغال یافت. وی دوران کودکی و جوانی خود را در کتاب خاطرات دختری منظم Memoires d’une jeune fille rangee (1958) منعکس کرده است. و پس از آن از همین دوره در کتاب نیروی عصر La Force de l’age یاد می­کند. سومین جلد خاطرات او به نام نیروی اشیا، La Force des Choses (1963) به دوران آزادی پاریس و برقراری صلح در الجزایر اختصاص یافته است. اولین داستان سیمون دوبوار مهمان L’Invitee (1943) تحقیق و مطالعه‌ی تلخ و نیشداری بود درباره حالات روحی یک زن. پس از آن دو رمان نیمه فلسفی خون دیگران Le Sang des autres (1944) ـ که در آن مسأله­ای اخلاقی را از جنگ الهام گرفته بود ـ و همه مردان فانی­اند Tous les homes sont mortels (1947) را انتشار داد. کتاب دیگر وی تحقیقی مهم در دو جلد به نام دومین جنس le Deuxieme Sexe (1949) درباره وضع زنان است. اثر بدیعی است که در آن موضوع زیردستی زن محکوم گشته است. از نظر سیمون دوبوار مسأله زیردستی زن چیزی است که بر حسب قراردادها و سنتها در ذهن مردم جای گرفته و کم و بیش از روی اراده بر آنان تحمیل شده است. از کتابهای معروف سیمون دوبوار کتاب ماندارنها Les Mandarins است که در 1954 به اخذ جایزه گونکور Goncourt نایل آمد. در این کتاب زندگی نویسندگان و روشنفکران دست چپ که نویسنده خود مدتی در میان آنان بسر برده است، نشان داده شده و موجبات انتخاب راه سیاسی آنان بیان گردیده است. از آثار دیگر سیمون دوبوار این کتابهاست: اگزیستانسیالیسم و خردمندی ملتها L’Existentialisme et la Sagesse des nations (1914)، امریکای روزمره L’Amerique au Jour le Jour (1948)، مرگی بسیار ملایم Une mort tres douce (1964) ، تصاویر زیبا Les Belles Images (1966) و پیری La Vieillesse (1969).
نام سیمون دوبوار پیوسته با نام ژان پل سارتر همراه است؛ خاصه در دوره­ای میان سالهای 1943 و 1950 که مکتب اگزیستانسیالیسم بر ادبیات نفوذ قابل توجهی داشت.

زهرا خانلری .فرهنگ ادبیات جهان . خوارزمی


كتاب نيوز

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 15:42  توسط محمود موحدان  | 

 سیمون دوبوار  در مورد سیـــمون دوبوار آثار فراوانی چاپ شده است. ا‌ثری که اخیرا به زبان آلمــــانی به قلم ســــــوزانه موزر (Susanne Moser) چاپ شده، حاوی نگرشی جامع به اوست.
کتاب سوزانه موزر "آزادی و ارج‌شناسی در نزد سیمون دوبوار" نام دارد. "ارج شناسی" مفهومی است که از طریق هگل در فلسفه رواج یافته است و به همزیستی انسانها اشاره دارد. این همزیستی آنگاه با عدالت و صلح همراه است که هر کس ارج دیگری را بشناسد. رابطه‌ی خدایگان و بنده بر اساس ارج‌شناسی متقابل نیست. پذیرش ارزش یکدیگر در رابطه‌ای آزاد ممکن است.
عنوان کتاب موزر نشان می‌دهد که توجه عمده‌ی او به اخلاقیات دوبوار است. این توجه ویژه مبتنی بر بازخوانی تمام آثار دو بوآر، مخصوصا آثار اولیه اوست. از این طریق نقص مهمی برطرف می‌شود: خواندن یک‌جانبه‌ی مشهورترین اثر سیمون دوبوار، یعنی "جنس دوم".
سوزانه موزر در کتاب خود، نخست گزارشی عرضه می‌کند در مورد مجموعه‌ی مباحثی که از دهه‌ی ۱۹۵۰ در مورد دوبوار، جریان داشته است. پس از این گزارش انتقادی، آثار دوبوار به ترتیب زمانی بررسی می‌شوند. سوزانه موزر، چهره‌ی فلسفی دوبوار را به ما می‌شناساند. او نشان می‌دهد که سرچشمه‌های فکری وی چه بوده‌اند و دوبوار، چه برداشتی از اگزیستانسیالیسم داشته و این برداشت با تفکر سارتر چه فرقی دارد.
تز مرکزی کتاب این است که دو بوآر از تفکر مدرن، آنچنان که در نزد سارتر دیده می‌شود، دور شده و به آن سمتی می‌رود که – درست یا غلط – "پست‌مدرن" نامیده می‌شود.
کتاب موزر با توضیح روشن مفهومها و ایده‌های فلسفی همراه است و خوانندگانی که آشنایی مستقیمی با آثار کسانی چون هگل و سارتر ندارند، با خواندن "آزادی و ارج‌شناسی در نزد سیمون دوبوار"، این آمادگی را می‌یابند که دوبوار را عمیق‌تر و همه‌جانبه‌تر بفهمند و او را در رابطه با یک سنت فلسفی قرار دهند، هم در متن آن و هم در حال فاصله‌گیری با آن.
مشخصات کتاب:
Susanne Moser: Freiheit und Anerkennung bei Simone de Beauvoir, Edition Dikord, Tübingen 2002

اطلاعات بیشتر درباره‌‌‌ی موضوع

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 15:36  توسط محمود موحدان  | 
 
  بالا