|
كتابدوست
|
||
|
درباره كتاب و كتابخواني |
کتاب سرگذشت زنی را نقل می کند که در سن سیزده یا چهارده سالگی رنجور از بدرفتاری زن پدر و رنجیده از بی توجهی پدر از خانه اش در روستایی در آذربایجان می گریزد و زندگی پر کوش و تلاشی را در جامعه آغاز می کند. این زندگی او را از روستا به شهر میکشاند. دو ازدواج و طلاق را روی دستش می گذارد. در "حرفۀ" خدمتکار یا کلفت یا سرپرست کودک هر روز به خانه های افرادی سخت متفاوت می رود . مشتریانش از مردمانی پولدار و صاحب منصب عالی رتبۀ ارتش گرفته تا روشنفکران سیاست ورز دوران شاه تا زنانی مؤمن و دچار وسواس پاکی و نجسی، او را با تجربه ها، افکار و آداب گوناگونی در گیر می کنند.
زندگی آسیه سخت و پر ماجراست و شهرنوش پارسی پور با مهارت و ظرافت این پرسناژ را توصیف میکند. سادگی و طراوت روستا، پویایی و تحرک زندگی شهری در زندگی و شخصیت آسیه بازتاب یافته است. آسیه هر چند نصیبی از زندگی دشوارش نبرده است و سرنوشتش در پایان داستان نا روشن باقی میماند، ولی زنی تو سری خورده، ضعیف و مظلوم نیست. کنجکاوی اوو نوعی سادگیش در برخورد با غرائز و عواطف و هیجانات روحی از او شخصیتی دوست داشتنی و یگانه می سازد که بار تناقضات زندگی را با آمیزه ای از اقتدار و گشاده رویی بر دوش می کشد.
دراین رمان، مانند بسیاری از رمان های دیگر شهرنوش پارسی پور، اکثر پرسناژ های اصلی زن هستند. از جمله مریم و فرشته که زندگی مرفهی دارند ولی از هستی زنانه و اجتماعی خود ناراضی اند. این دو به تأملاتی کشیده می شوند که آن ها را به فضاهای اساطیری و ریشه یابی در معنا و مفهوم برخی کلمات میبرد. آن ها سرخورده از ناکامی های خود در پی مادر هاو زنان ازلی در تاریخ و ماقبل تاریخ و در زبان می گردند. در پاسخ به این سؤال که چگونه این گونه تأملات در فضای داستان آسیه جا میافتند، شهرنوش پارسی پور میگوید او این باور ها ی خود را که نمی تواند پایۀ علمی برای آن ها ارائه دهد، در زبان و زندگی این دو پرسناژ گذاشته است." آن ها عالم و دانشمند نیستند ولی با چنین تفکراتی در گیرند." او می گوید که پرسناژ آسیه مصداق خارجی دارد و در رمان "عقل آبی" نیز پرهیبی از او وجود دارد.
رمان "آسیه در میان دو دنیا"، به موهبت پرسناژ آسیه کتابی پر جذبه است و از همین رو خواننده را به چشمپوشی در مقابل سرگردانی های فکری و گاه دور و دراز دوپرسناژ روشنفکر رمان وامی دارد.
"آسیه در میان دو دنیا" تازه ترین رمان شهرنوش پارسی پور است که انتشارات سایه آن را در کالیفرنیا منتشر کرده است.
«آسیه در میان دو دنیا» کتابی است از شهرنوش پارسی پور، نویسنده کتابهایی چون «طوبی و معنای شب»، «سگ و زمستان بلند»، «زنان بدون مردان» و کتابهای دیگر...
در « آسیه در میان دو دنیا» پارسیپور از میان قصه و حکایتهای مبنی بر واقعیت، به زمینه پیدایش انقلاب، چگونگی وقوع و پیامدهای آن مینگرد و برداشتی تأملانگیز از شرایط آن زمان ایران را قلم میزند.
خانم پارسیپور در گفتوگویی با رادیو فردا به پرسشهایی در مورد این کتاب پاسخ داده است.
رادیو فردا: خانم پارسیپور در ابتدا شمهای از داستان آسیه را برای شنوندگان نقل کنید.
شهرنوش پارسیپور: زندگی آسیه در ده آغاز میشود و بر اثر یک اختلاف محلی، کدخدای ده سعی میکند ملک آن خانواده را بالا بکشد و همین مسئله خانواده و زندگی آسیه را در هم میریزد و داغان میکند.
آسیه مجبور میشود تن به ازدواج ناخواسته و بدی بدهد و به خاطر این ازدواج در ده مغضوب میشود. به ناچار به طرف شهر کوچکی – کاشمر در نزدیکی سبزوار- میکوچد و بعد از این شهر کوچک به تهران میآید.
از خاطرات شهرنوش پارسی پور
همانطور که پیش از این گفتم سال ١٣٤٥ نقطه عطفى در زندگى من بود. چند سالى در سازمان آب و برق خوزستان در خرمشهر کار کرده بودم و در همان حال درس مىخواندم.
دیپلم را با اندکى تاخیر گرفتم و در تابستان سال ١٣٤٥ در کنکور سراسرى کشور شرکت کردم و قبول شدم. باید به دانشگاه مىرفتم، اما پدرم گفت که قادر نیست مخارج زندگى من در تهران را تامین کند. حق داشت. آن سال دچار گرفتارى مالى شده بود و نمىتوانست زندگى مرا تامین کند.
کوشش من براى انتقال کارم از خرمشهر به تهران به نتیجهاى نرسید. اما یک نکته براى من روشن بود که دیگر بازگشت به خرمشهر امکانپذیر نبود. خرمشهر زیبا و پاکیزه بود، اما براى یک فرد جوان که نیازمند پرواز و جهش است جاى تنگىست.
من تصمیم گرفتم در تهران بمانم و کار کنم. قادر نبودم هم کار پیدا کنم و هم به دانشگاه بروم. کار ارجحیت داشت. روزنامهها را خواندم و روشن شد حسابدارى شرکت تولید دارو در تهران یک ماشیننویس استخدام مىکند.
به دفتر این شرکت در خیابان شاه رجوع کردم. در کمال تعجب متوجه شدم که یک آمریکایى از من امتحان مىگیرد. در این آزمون موفق شدم و بنا شد در کارخانه تولید دارو که در فضاى بیرونى جنوب غربى شهر تهران قرار داشت، کار کنم.
کار در کارخانه داراى انضباط سختىست. صبحها اتوبوس شرکت ما را از گوشه و کنار شهر جمع مىکرد و به کارخانه مىبرد. کار ساعت هشت صبح شروع مىشد، اما باید ساعت هفت سوار اتوبوس مىشدیم. در نتیجه باید ساعت شش از خواب بیدار مىشدیم. من در کلاس انگلیسى انجمن ایران و امریکا نیز نامنویسى کرده بودم و با جدیت تمام مىکوشیدم انگلیسى یاد بگیرم.
رمان 'طوبا و معنای شب' و نيز 'زنان بدون مردان'، نوشته شهرنوش پارسیپور به چندين زبان ترجمه شدهاند. 'طوبا و معنای شب' به زبانهای آلمانی، ايتاليايی، لهستانی و انگليسی و 'زنان بدون مردان' به زبانهای سوئدی، هلندی، فرانسوی، ايتاليايی، اسپانيايی، انگليسی و مالايالامی (زبان ايالت کارلای هند)، ترجمه شدهاند.
سال گذشته، انتشارات فمينيست پرس آمريکا پس از عرضه نسخه جيبی زنان بدون مردان، ترجمه انگليسی طوبا و معنای شب را نيز با ترجمه "کامران تلطف"، استاد رشته مطالعات خاور نزديک و ايرانشناسی در دانشگاه آريزونا و "حوا هوشمند"، مترجم، منتشر کرد.
پيش از آن نيز زنان بدون مردان، با ترجمه "کامران تلطف"، و "جاسلين شارلوت" توسط انتشارات دانشگاه سيراکيوز آمريکا به زبان انگليسی منتشر شده بود.
از نيمه دوم دهه هفتاد، يعنی يک دهه پس از رشد فزاينده خروج ايرانيان از ايران تا به امروز، ترجمه "ادبيات فارسی معاصر" به زبانهای مختلف جهان، تبديل به يک جريان شده است. در حالی که پيش از اين مقطع، ترجمه ادبيات معاصر ايران به زبانهای مختلف، به صورت گاهگاهی اتفاق میافتاد. اما ترجمه های دو دهه اخير، جز در موارد استثنايی به بازار کتاب اروپا و امريکا راه نيافتهاند و در بهترين شرايط در محدودههای روشنفکری باقی ماندهاند. به ديگر سخن، تا به امروز ترجمه آثار ادبی معاصر ايران اگرچه مديون پادرميانی ايرانيان علاقهمند به فرهنگ در کشورهای اروپايی و امريکايی بوده است، اما اغلب اين آثار به دليل عدم آشنايی ايرانيان با سيستم پخش و توزيع کتاب در اروپا و آمريکا، در بهترين حالت، فقط به کتابخانهها و مراکز فرهنگی عرضه شدهاند، و در آنجا نيز اغلب در انزوا باقی ماندهاند. پايين بودن سطح کيفی کار، انتخاب اثر نامناسب برای ترجمه، و کيفيت ظاهری کتاب همگی از عواملی هستند که به اين انزوا دامن میزنند.
زندگينامه شهرنوش پارسی پور جذاب تر از سرگذشت ديگر نويسندگان ايرانی است. يک سر نترس، يک روحيه پيکارجو، و يک شهامت بی اندازه زندگی او را پر ماجرا، تلخ و در عين حال جذاب کرده است.
از تولد او ( بهمن ۱۳۲۴ ) و تحصيلات مدرسه ای و دانشگاهی و آغاز کار نويسندگی اش که بگذريم در سال ۱۳۵۳ از تلويزيون ملی ايران استعفا کرد: "در آنجا تهيه کننده برنامه زنان روستايی بودم و کار خود را بسيار دوست داشتم".
در آن سال خسرو گلسرخی و کرامت دانشيان اعدام و پاره ای از نويسندگان و هنرمندان مانند غلامحسين ساعدی، هوشنگ گلشيری، فريده لاشايی و پرويز زاهدی دستگير و راهی زندان شده بودند. استعفای او از تلويزيون در اعتراض به همين اعدام ها و دستگيری ها بود. در متن استعفايش نوشته بود: " به عنوان اعتراض به اعدام دو شخص مذکور و دستگيری چهار نفری که نام بردم استعفا می دهم. توضيح دادم که کمونيست نيستم و با انقلاب سفيد مخالفتی ندارم و معترض به نظام سلطنتی نيستم اما به اعدام بی رويه و دستگيری های مشکوک اعتراض دارم. ... استعفا می دهم تا به سهم خودم از آزادی و دمکراسی دفاع کنم."
پس از استعفای خانم پارسی پور، رضا قطبی که رييس وقت راديو و تلويزيون ملی ايران بود او را صدا می کند و می گويد که مشکل او را به خوبی درک می کند اما در عين حال فکر می کند که اعتراض و استعفای يک کارمند عادی و دون پايه تأثيری نخواهد داشت. به او می گويد اين استعفا سبب بازداشت او خواهد شد، و ظاهراً همه نصيحت های يک رييس دلسوز را از او دريغ نمی دارد، اما او پاسخ می دهد: خيلی خوشحال خواهد شد که با اعضای ساواک حرف بزند. مهندس قطبی توضيح می دهد که بکلی در اشتباه است، با اعضای ساواک نمی توان حرف زد ولی گوشی شنوا وجود نداشت.
مردی که روزی چهار بار تعقیبم میکرد
از زمانى که وارد کلاس اول دبيرستان شدم مرد جوانى وارد زندگى من شد که بعدها برايم به صورت يک مشکل فلسفى درآمد. من بارها به او فکر کردهام و کوشيدهام دليل رفتار عجيب او را پيدا کنم. مساله اين بود که از همان اوايل آغاز سال تحصيلى، اين مرد جوان به همراه دوستش در برابر خانه ما ظاهر مىشد. خانه ما در کنار رود کارون قرار داشت و مرد جوان و دوستش در کنار رودخانه مىايستادند تا من از خانه خارج شوم. سپس بدون آن که کوچکترين مزاحمتى ايجاد کنند، مرا تعقيب مىکردند تا به مدرسه برسم. در بازگشت از مدرسه، آنان به همان شکل مرا تعقيب مىکردند، و اين جريان روزى چهار بار ادامه داشت.
البته در آن عصر و زمان بسيار اتفاق مىافتاد که پسرى، دخترى را براى مدتى تعقيب کند. مساله دو راه حل داشت: يا دختر نسبت به تعقيب کننده علاقمندى نشان مىداد و آنان با هم دوست شده و ازدواج مىکردند. و يا برعکس دختر علاقهاى به آن شخص نشان نمىداد و پس از مدتى اين تعقيب به پايان مىرسيد. اما تعقيب من از طرف اين مرد جوان به مدت سه سال ادامه داشت.
واقعيت اين است که من نمىدانستم چکار بايد بکنم. آنان هميشه در کنار رود راه مىرفتند و بنابراين امکان نداشت که من از آنها به عنوان مزاحم شکايت بکنم. در عين حال من از آن نوعى نبودم که شکايت بکنم. تنها مساله اين بود که کم کم دچار اين احساس شدم که فضاى زندگىام تنگ شده به راستى آزادى حرکتم را از دست داده بودم. مجبور بودم با حالتى خشک و بىتفاوت مسير مدرسه را بروم و بيايم. مىترسيدم لبخند بزنم و اين لبخند حمل بر علاقه شود. مى ترسيدم کوچک ترين حرکتى بکنم و اين حرکت حمل بر مسالهاى بشود.
شهرنوش پارسی پور می گوید: ادبیات معاصر فارسی با هدایت و جمالزاده شروع می شود و این دو، دو نوع ادبیات متفاوت را پیش می برند. یکی ادبیاتی نزدیک به ادبیات کلاسیک غرب که جمالزاده آن را پیش می برد و دیگری ادبیاتی که صادق هدایت آن را خلق می کند و پیش می برد. صادق هدایت انسانی بسیار مبتکر است و ادبیاتی را به وجود می آورد که تا امروز مطرح است و هنوز و همچنان گفته می شود که « بوف کور » زیباترین رمان فارسی است.
این ادبیات را نویسندگانی مانند سیمین دانشور، صادق چوبک، ابراهیم گلستان و دیگران پیش می برند. با این تفاوت که این دوره از نویسندگی، الزاماً نوعی رهبری سیاسی را هم برای نویسندگان به همراه می آورد. یعنی مردم به طور واضح از کسانی که حرفه شان ادبیات فارسی بود، توقع سیاسی داشتند و این توقع گاه مسائلی را هم پیش می آورد.
مثلا «جلال آل احمد» که یک نویسنده مطرح است، با آیت الله خمینی بیعت می کند، یا «به آذین» که عضو فعال حذب توده است، گروهی از سیاسیون را بدین گونه رهبری می کند.
تقریبا تمام نویسندگان این دوره به نحوی از انحا درگیر مسائل سیاسی اند.
هر چه زمان می گذرد، نویسندگان ایرانی بیشتر از آن برش سیاسی خارج می شوند و به روابط مردم در جامعه توجه می کنند. در واقع زمان آن که نویسندگان برای جامعه فرمول بنویسند یا نسخه بپیچند یا با مردم بازی سیاسی کنند، پایان می گیرد.
و نویسندگان این دوره به جای ارائه راه حل سیاسی به بررسی و به تصویر کشاندن مشکلات نهادی جامعه می پردازند.
صحبت امروز من روی چهار نویسنده متمرکز خواهد بود: دو زن و دو مرد.
توجه داشته باشیم که تا پیش از انقلاب اسلامی در ایران، نویسندگان ( رمان نویس های) زن به ده نفر هم نمی رسیدند: لعبت والا، سیمین دانشور، مهشید امیرشاهی، غزاله علیزاده، خود من و چند نفر دیگر که همه رمان چاپ کرده بودیم. ( توضیح می دهم که صحبت کنونی من فقط درباره ی ادبیات منثور داستانی است و درباره ی شاعران صحبت نمی کنم.)
امروز ما مطابق آماری که الهام قیطانچی در مقاله ای ارائه داده است، ما ۳۷۳ زن رمان نویس داریم. و روشن است که در چنین گستره ی وسیعی اظهار نظر درباره رمان بسیار مشکل است.
نسخه انگلیسی طوبی و معنای شب با استقبال منتقدان آمریكایی روبرو شد
نسخه انگلیسی طوبی و معنای شب نوشته شهرنوش پارسی پور كه مه 2006 وارد بازار كتاب آمریكا شد، با استقبال بسیار منتقدان روبرو شده و مقالات مهمی درباره آن در نشریات معتبر این كشور چاپ شده است.
كتاب طوبی و معنای شب رمان "شهرنوش پارسی پور"، نویسنده ایرانی ساكن آمریكا به انگلیسی ترجمه و در ماه مه 2006 (خرداد 1385) راهی بازار كتاب آمریكا شد. این رمان از زمان چاپ آن تاكنون با استقبال منتقدان بسیاری در آمریكا روبرو شده و مقالات مهمی درباره آن در نشریات معتبر این كشور به چاپ رسیده است.
"كامران تلطف"، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی و "حوا هوشمند" ترجمه این رمان معروف ایرانی را به زبان انگلیسی بر عهده داشتهاند.
"بث بارون"، نویسنده و رئیس مركز خاورمیانه در آمریكا در دانشگاه نیویورك درباره این رمان نوشته است: « هوشمند و تلطف ترجمهای تكان دهنده را از این شاهكار ادبی شهرنوش پارسیپور ارائه دادهاند. این داستان از تلفیق واقعیت و رؤیا پدید آمده است.»
نشریه "پابلیشرز ویكلی" نیز در مقالهای با اشاره به صاحب سبك بودن شهرنوش پارسی پور، او را دارای سهم به سزایی در ادبیات مدرن زنانه دانسته است.
"دبورا دونوان" نیز در "بوك لیست" نوشته است: « رمان پارسی پور خوانندگان را به ادیسهای پر رمز و راز و تأثیرگذار رهنمون میشود.»
اغلب این منتقدان بر این باورند كه نقش تاریخ معاصر ایران را در نوشتن این رمان نمی توان نادیده گرفت و بعضی آن را رمانی تاریخی – داستانی می دانند.
به گفته تلطف، مترجم رمان طوبی و معنای شب، این رمان سرشار از ارجاعات مذهبی، ادبی و فرهنگی است.
پارسی پور خود در مصاحبه ای در این زمینه گفته است:« زمانی كه طوبی و معنای شب را نوشتم اثر موفقی از كار درآمد. بعد از نوشتن آن دعوت نامه های زیادی را از سراسر جهان دریافت كردم.»
او در طوبی و معنای شب، تغییر و تحولات زندگی زنان ایرانی را در طول 80 سال نشان داده است.
این كتاب به گفته ناشر آن، انتشارات فمنیست آمریكا، تصورات كلیشه ای غرب درباره زنان ایرانی و تعریف غرب از ساختار ادبی را به چالش می كشد. این رمان با به كارگیری زبان و اصطلاحاتی خاص، از یك سو سبك منحصربفرد نویسنده خود و از سوی دیگر شیوه های جدید ادبیات زنانه در ایران را به خواننده انگلیسی زبان معرفی می كند.
رمان طوبی و معنای شب كه نخستین بار در سال 1368 در ایران منتشر شد، پیش از این به زبان های آلمانی و لهستانی نیز ترجمه شده است.
این رمان در زمان چاپش در ایران بسیار پرفروش شد و مورد توجه ویژه منتقدان ادبی ایران قرار گرفت.