|
كتابدوست
|
||
|
درباره كتاب و كتابخواني |
از نسيم خاکسار نمايشنامه های متعددی در هلند به روی صحنه رفته است
در يازده دی ماه سال ۱۳۲۲ در آبادان متولد شدم. در يک خانواده شلوغ کارگری. حياط بزرگ دوران کودکی ام در يک خانه بزرگ اجاره ای با ده بيست تا اتاق در طبقه هم کف و طبقه اول هنوز در يادم هست. دبستان، کلاس اول و دوم ابتدايی ام روبه روی شط بود. و يک حوض بزرگ در وسط داشت که در زنگ تفريح بچه ها می رفتند و با قلاب از شط ماهی می گرفتند و توی آن می انداختند. چوب هم توی آب حوض بود برای کتک زدن ما.
بعد به خانه های شرکت نفتی رفتيم. دبستانم هم عوض شد. دبيرستانم را در رشته طبيعی در۱۳۴۰ تمام کردم. بعد از گرفتن ديپلم يک ماهی رفتم به دانشسرا که خورد به ماجرای سپاه دانش. کلاس ها تعطيل شد. سال بعد رفتم به سپاه دانش. و برای پنج سال معلم روستا بودم. در طول همين پنج سال، دو سال هم در دو دوره تابستانی در همدان و اصفهانک به دانشسرای تربيت معلم رفتم.
از سال ۱۳۴۲، همان سال رفتنم به روستا، شروع کردم به نوشتن داستان. البته آن قدر محيط تازه روستا به خصوص روستاهای بوير احمد و کهکيلويه برايم جاذبه داشت که اول شروع کردم به جمع آوری دوبيتی ها و متل های عاميانه و قصه هاشان که دفتری شده بود. مشاور راهنمايی مان آن را از من گرفت که کپی کند برد و حسرتش را برای من به جا گذاشت.
اولين داستانم را در سال۴۴ به نام "کفاره" که ماجرای آن در يکی از روستاهای حوالی آبادان می گذرد در مجله "فردوسی" چاپ کردم. در همين سال همراه با تعدادی از نويسندگان نشريه "هنر و ادبيات جنوب" و تعدادی ديگر از معلمين اهواز و مسجد سليمان توسط ساواک دستگير شدم و به زندان افتادم و به مدت دو سال در زندان بودم. از نويسندگانی که با هم زندان بوديم در آن وقت، اينها را نام می برم: منصور خاکسار که سردبير نشريه "هنر و ادبيات جنوب" بود و بعد داستان نويسانی مثل عدنان غريفی، ناصر موذن و پرويز زاهدی.
نسيم خاکسار می گويد ادبيات در تبعيد می تواند كشف از نو زبان مادری باشد و زلال كردن و نجات دادنش از انواع آلودگی ها و قيد و بندهای سانسور
اشاره: نخستين داستان کوتاه نسيم خاکسار، در سال 1344 در مجله "فردوسی" منتشر شد، از او تا سال 1362 که ناگزير به ترک ايران شد، چند مجموعه داستان و چند کتاب برای کودکان و نوجوانان منتشر شد. زندگی او در همه اين سال ها، آميزه ای از نوشتن و ادبيات، مبارزه و فعاليت سياسی، زندان و تبعديد بوده است. از سال 62 به بعد، نسيم خاکسار ساکن هلند بوده است و از او آثار متعددی در زمينه های شعر، داستان، نمايشنامه، رمان و مقاله منتشر شده. تم اصلی و مضمون اغلب اين آثار، تبعيد و دنيای ايرانيان بوده است. همين نکته ها، محور پرسش های من در اين گفت و گو را شکل داده اند.
شما داستان کوتاه، رمان، نمايشنامه، مقاله و شعر می نويسيد. البته در بين نويسندگان معاصر کم نبوده و نيستند کسانی که در زمينه های گوناگونی فعال بوده اند. اما در مورد شما می خواهم بدانم، در درجه اول خود را چگونه می بينيد: شاعر، نويسنده يا نمايشنامه نويس؟
ترجيح می دهم كه داستان نويس باشم. گرچه در همان وقت كه شروع كردم به نوشتن داستان، شعر هم می نوشتم. اما كشش اصلی من به سمت نوشتن داستان است. شعرهايم را معمولا در سفر می نويسم. وقتي در قطار نشسته ام و يا جايی باشم كه امكان نوشتن داستان برايم كم باشد. مثلا وقتی در زندان بودم به طور معمول شعر می نوشتم. در اين وقت ها بود كه كشيده شدم به اين سمت ببينم از اين دريچه چطور می توانم به جهان نگاه كنم.
من پرتاب شده بودم به اينجا. بايد به زمين زير پايم نگاه می كردم و به جهان پيرامونم. و در حد بضاعتم سعی ام را كردم كه درست نگاه كنم
تاريخ ادبيات در جهان تاريخ درگيری با سانسور بوده است. يعنی ادبيات از همان آغاز برای آنكه بتواند به تجربه های تازه ای برسد، با تبعيد روبه رو بوده است
برای من تبعيد يک شرايط و يک جهان تازه بود كه بايد آن را خودم تجربه می كردم. مشكل زبان داشتم. مشكل درگيری با فرهنگ و سنت های تازه داشتم. من اينها را توی داستان هام می آوردم تا بتوانم خودم را، هويت تازه ام را پيدا كنم
نسيم خاکسار می گويد ادبيات در تبعيد می تواند كشف از نو زبان مادری باشد و زلال كردن و نجات دادنش از انواع آلودگی ها و قيد و بندهای سانسور
اشاره: نخستين داستان کوتاه نسيم خاکسار، در سال 1344 در مجله "فردوسی" منتشر شد، از او تا سال 1362 که ناگزير به ترک ايران شد، چند مجموعه داستان و چند کتاب برای کودکان و نوجوانان منتشر شد. زندگی او در همه اين سال ها، آميزه ای از نوشتن و ادبيات، مبارزه و فعاليت سياسی، زندان و تبعديد بوده است. از سال 62 به بعد، نسيم خاکسار ساکن هلند بوده است و از او آثار متعددی در زمينه های شعر، داستان، نمايشنامه، رمان و مقاله منتشر شده. تم اصلی و مضمون اغلب اين آثار، تبعيد و دنيای ايرانيان بوده است. همين نکته ها، محور پرسش های من در اين گفت و گو را شکل داده اند.
شما داستان کوتاه، رمان، نمايشنامه، مقاله و شعر می نويسيد. البته در بين نويسندگان معاصر کم نبوده و نيستند کسانی که در زمينه های گوناگونی فعال بوده اند. اما در مورد شما می خواهم بدانم، در درجه اول خود را چگونه می بينيد: شاعر، نويسنده يا نمايشنامه نويس؟