كتابدوست
 
 
درباره كتاب و كتابخواني
 

 نگاهی به کتاب «خلقیات ما ایرانیان» نوشتهء محمدعلی جمالزاده
مجله «مسائل ایران» (1) در شماره 4 ، دوره دوم (اول بهمن 1342خورشیدی) « از نویسندگان و صاحب نظران خواست که درمورد "خلقیات یک ایرانی امروز" آینه تمام نمایی فراهم نموده و به دفتر مجله بفرستند. » (2) که یکی از جستارهای پرمایه و ژرف نگرانه ای که فرستاده شد و در سال 1343خ. در آن نشریه به چاپ رسید، جستار بلندی بود که زنده یاد محمد علی جمالزاده (3) در فروردین 1343خ. در ژنو نوشته و به دفتر مجله فرستاده بود که به نام "خلقیات ما ایرانیان" در دو مرحله به چاپ رسید. از آنجا که این جستار و دیدگاه انتقادی، تند و صریح جمالزاده نظر مخالف و موافق شماری از اندیشه ورزان آن روزگار را به خود جلب کرد و گفتمان تازه ای را در این میدان گشود، آن نشریه بر آن شد تا در سال 1345خ. آن جستار دو بخشی را به گونه ی کتابی جداگانه به چاپ برساند(4). نیز گزیده ای از آن را مجلهء «خواندنی ها» در آن سال ها در چند شماره ی خود به چاپ رسانید. پس از نشر کتاب، جدا از اعتراض ها و مخالفت های برخی از نویسندگان، توجه ساواک و اداره ی نگارش وزارت فرهنگ نیز به این کتاب جلب می شود که، پس از یک سال، از نشر کتاب جلوگیری و از کتابفروشی ها جمع آوری می شود(5). بنا بر تحقیق ما، پس از چاپ نخست در تهران به سال 1345خ.، تا سال 1363 خ.  چاپ دیگری یافته نشد. در این سال، یعنی پس از گذشت 18 سال، در ایالت فلوریدا ی آمریکا، "بنگاه معرفت" با حذف دیباچه ی  چاپ تهران، و آوردن نامه ی مورخ 25 بهمن 1342 خ. جمالزاده به "مدیرمجله مسائل ایران"، و نیز "دیباچه ای تازه" و "تذکراتی در باره ی کتاب" از جمالزاده، کتاب دوباره چاپ شده است. "نشرنوید" در آلمان نیز در سال 1371خ. با عنوان "باز چاپ" و با همان نام، ولی بدون دیباچه ی تازه ی جمالزاده، و بدون هیچگونه اشاره ای به چاپ های گذشته و پیشینه ی کتاب، آن را با همان دیباچه ی کوتاه جمالزاده،که در چاپ نخست آمده بود، چاپ کرد.
       در آغاز نویسنده ی کتاب به بیان بسیارکوتاهی از مفهوم کلیدی ای که محور این گفتار است، یعنی؛ " خلقیات یک ملت" (آن هم از قول مجله ی مسائل ایران) می پردازد، که «یک نفر ایرانی امروز از بسیاری جهات و بخصوص از لحاظ اخلاق تفاوت زیادی با ایرانی دیروز و پریروز ندارد.»(6) و دیدگاه خود را در مورد این پیش انگاره بیان نمی کند که آیا خلقیات و خصوصیات یک ملت یا یک قوم در درازای تاریخ دگرگونی زیادی ندارد؟ و یا، می توان گفت، اقوام و ملت ها در کنار ویژگی های متغیر خود، خلقیات یا ویژگی های ثابتی دارند که همواره پابرجا می ماند و آن ملت را همیشه از دیگر اقوام و ملت ها متمایز می کند؟ (7)
       دریافت جمالزاده از طرح این پرسش (از سوی مجله مسائل ایران) آن بوده که : «دیگران و غیر ایرانی ها و سپس ایرانی ها در این باره چه گفته اند؟» یعنی به گونه ای به گردآوری نوشته ها و دیدگاه های پیشینیان، از ایرانی و غیر ایرانی، در مورد اخلاق و خصوصیات ایرانی ها پرداخته و کوشیده است تاریخچه و پیشینه ی این پرسش را که "دیگران در باره ما چه گفته اند؟" یا  "ایرانی ها در مورد خودشان چه می اندیشیده اند؟"(8) ، گرد آورد  و، به گونه ای، ریشه یابی تاریخی می کند. او ریشه های رفتاری یک ایرانی امروز را در تاریخ جستجو می کند و ایرانی امروز را از ایرانی دیروز جدا نمی انگارد.
       در ادامه، جمالزاده پا را فراتر می نهد و علت بنیادی عقب افتادگی ما ایرانیان را همین خلقیات و خصوصیات و کاستی های اخلاقی - رفتاری می داند که همواره بوده است و گهگاه به آنها اشاره هم شده است. و این بیماری های روانی را علت بنیادین بازماندن ما از کاروان پیشرفت های مادی و رفاهی می داند و می پندارد: تا وقتی که به وجود این بیماری آگاه و معترف نباشیم، به درمان نخواهیم رسید!.(9)
       پس ازاین بیان پرسش و پیشگفتار، به ویژگی های پسندیده ی ایرانیان می پردازد که بخش اندکی از کتاب را در برابر بخش فربه  ویژگی های ناپسند ایرانیان، تشکیل می دهد. او می نویسد که تقریبا همه ی بیگانگانی که با ایرانیان رفت و آمد داشته اند، گفته اند که ایرانیان؛ با استعداد، تیزهوش، خون گرم و باعاطفه، حاضرجواب ، خوش مشرب و خوشمزه، خوش سلیقه، خوش صحبت و خوش معاشرت، دارای طبع شاعرانه، بلند نظر، متمدن، مبادی آداب، مهمان نواز، دست و دل باز و آبرومند، هستند. و نیز روستاییان ایران (یعنی بیشتر ایرانیان در آن روزگار) زحمت کش، قانع، وفاپرور، خوش باطن، با ایمان، اهل رضا و توکل هستند. او عشق و علاقه ی ایرانیان به علم و دانش را به دلیل استقبال از سپاه دانش و نیز پیشرفت دانشجویان ایرانی در کشورهای دیگر، به عنوان یک ویژگی پسندیده  برمی شمارد. و نیز راست گویی ایرانیان در ایران باستان (هرودوت) و شهامت و از جان گذشتگی در جریان «باب» و انقلاب مشروطه (ادوارد براون) را نیز از ویژگی های پسندیده ی ایرانیان می شمارد که بیگانگان به آن اشاره کرده اند.
      در ادامه، در بخشی به نام «تفاوت اخلاقی ما با دیگران»، پیش از آنکه به بیان نمونه ها و دلایل نویسندگان غیر ایرانی بپردازد، به برتری حجم و اندازه خلقیات بد ایرانیان در برابر خلقیات خوب آنها اعتراف کرده و تا اندازه ای به دفاع زودگذری از ایرانیان و انتقاد کوتاهی ازغربی ها می پردازد که: در همه ملت ها  صفات خوب و بد وجود دارد و بعضی جاها بدفهمی و کژاندیشی شده و صفات خوبی چون فروتنی و تعارفات ما را به چاپلوسی و دروغگویی تعبیر کرده اند. و یا برخی از این صفات منفی به تفاوت های بنیادی در تعریف حسن و قبح ها  و معیار های متفاوت سنجش اخلاقی در دو فرهنگ برمی گردد و معنای بد و خوب را تغییر می دهد و یک ویژگی خوب در فرهنگ دیگر بد جلوه می کند(10). سپس بیان می کند که بیشتر ایرادهایی  که بر ما گرفته اند به ویژگی های درونی ما بر می گردد. و در برابر ویژگی های بیرونی یا ظاهری چون خوش مشربی، خوش گفتاری، خون گرمی و... که برای ما قائل شده اند، ویژگی های درونی و مهمتری چون راستی، شرافتمندی، حقیقت جویی، شجاعت، نیکوکاری و... را از ما سلب کرده اند و ایرانیان را فاقد این ویژگی ها دانسته اند. 
      سپس نویسنده ی کتاب، چهار شیوه ی واکنش دربرابر این برداشت ها را بر می شمارد : ا- تجاهل و تغافل 2- انکار 3- تلافی 4- خرد ورزی . و پس از اینکه سه راه نخست را نادرست و بی فایده می داند، تنها راه درست را استفاده از اندیشه و منطق می انگارد، که انتقادها را با انصاف داوری کنیم و در راه رفع عیب های خود بکوشیم. و سپس نمونه هایی از نوشته های ایرانیانی چون؛ ابن مقفع یا روزبه (سده 2ق.)، عمعق بخارایی (سده 6ق.)، نعیم سدهی (اسفهانی)(سده 13ق.)، مصطفی فاتح (1300 خ.)، ارسلان پویا (1340خ.)، و تقی دانش، دراعتراف و انتقاد از خلقیات بد ما ایرانیان می آورد.
      در بخش دوم کتاب، نویسنده دیدگاه های بیان شده در باره ی "خلقیات ایرانیان" را به 4 دسته بخش بندی می کند:
1.    یونانیان و رومیان کهن.
2.    غیر فرنگیان(ترک،تازی،تاتار).
3.   فرنگیان هم روزگار ما.
4.    ایرانیان.
      در دسته نخست از "هرودوت" (پدر تاریخ) و "پلوت" (شاعر رومی، سده 2 پیش از میلاد) ، که در ستایش ویژگی های خوب ایرانیان نوشته اند، نام می برد. و نیز به "آمی ین مارسلین" (تاریخ نگار رومی، سده4 میلادی) که از خود ستایی و بی رحمی و راحت طلبی ایرانیان نوشته است، اشاره می کند.
      از دستهء دوم به "متنبی" (شاعر نامدار تازی) که بسیار از ایرانیان بد گفته است، "غازی غرای خان تاتار" از دودمان چنگیز در دوره صفویه و "روشنی بیک" از صاحب منصبان ترکیه که بسیار بدگویی کرده است، اشاره می کند.  
    از دسته سوم، که بخش زیادی از کتاب او را تشکیل می دهد، به نوشته های سفرا، سیاحان، سفرنامه نویسان، شرق شناسان، مورخان، مشاوران نظامی و نویسندگان زیادی استناد کرده و از نوشته های آنها بخش های کوتاهی را آورده است که درآن میان می توان به شماری از ایشان اشاره کرد:
جیمز موریه، گوته، ادوارد براون، کورنی اوبروین، شاردن، ولتر، راولینسون، سرجان ملکم، گوبینو، هانری مارتین، گوستاو لوبون، تئودورنولدکه، سرپرسی سایکس، دکتر فوریه، ابن خلدون، ونسان مونتی، ژان لارتگی، هانری گوبلو و... 
      بیشترآنها اشاره به خلقیات ناپسندی ماننددروغگویی،دورویی، چاپلوسی، پنهان کاری، خودپسندی، فریبکاری، ستم پذیری و ستم گری، نادان و خرافاتی بودن، نداشتن روحیه ی پژوهش و پیشرفت، ترس و... کرده اند. شمار اندکی نیز، مانند ادوارد براون،گوته، هانری مارتین و ابن خلدون به ویژگی های نیک ایرانیان چون هوشمندی، خوش گفتاری، شهامت، مهربانی، ادب و بردباری اشاره داشته اند.
      در گروه چهارم شمار اندکی از ایرانیان، از سده های نخست اسلامی چون عبداله بن مقفع (روزبه) و سپس وحشی بافقی (سده 10 ق.) و در روزگار قاجاران چون سدهی اسفهانی، قائم مقام فراهانی، میرزا آقاخان کرمانی، میرزا محمد خان قزوینی، و سپس، سید حسن تقی زاده، ابراهیم خواجه نوری و عارف قزوینی را نام برده و نمونه هایی از دیدگاه های انتقادی آنها به خلق و خوی هم میهنان خود را آورده است. در ادامه بخشهایی از برخی داستان های خود در ویژگی های بد اخلاقی ایرانیان را به آنها می افزاید.(11)
    در پایان کتاب، جستار کوتاه (در 6 رویه) و بسیار متفاوتی به نام : "شیوه ی انتقاد" در زمینه ی نقد ادبی ،آورده شده که اگر این کار در دهه های پیشین مرسوم بوده است، بازچاپ آن در چاپ های پسین بسیار شگفت انگیز است!
      تلاش جمالزاده در پاسخ به پرسش "مجله مسائل ایران" از خواست آن مجله بسیار فراتر می رود و او به عنوان یکی از اندیشه ورزان و روشنفکران روزگار خویش، با نگاهی ژرف به این پرسش می نگرد و پرسش های دیگری را پیش روی می نهد و هشدار می دهد که این ویژگی های ناپسند یکی ازعلل و شاید مهمترین علت عقب ماندگی ایران است و تا زمانیکه به آنها آگاه نباشیم و این ایرادهای اخلاقی را نشناسیم و نپذیریم، در راه بر طرف کردن و مبارزه با آنها پیروز نخواهیم شد. در این راه به منابع زیادی در این مورد می پردازد و از آنها نمونه می آورد و سخن های زیادی را از گفته ها و نوشته های ایرانیان و غیر ایرانیان دربارهء  ویژگی های ما ایرانیان گرد آوری  کرده که می تواند برای پژوهشهای پس از آن بسیار راهنما باشد. البته جمالزاده، شاید به دلیل شتابزدگی در نوشتن این جستار، بسیاری ا ز شعرا و اندیشمندان گذشته های دور ونزدیک ایران را ،که در این میدان سخن رانده اند، نادیده می گیرد و خود به این کاستی اشاره می کند( 12).
      در آغاز بسیار به جا و بایسته می بود که جمالزاده بیانی دانشورانه از واژه هایی چون "خلقیات"، "خصوصیات و روحیات"، "اخلاق یک قوم"، و "عادات یک جامعه" به دست می داد که خواننده به روشنی بداند که به درستی مراد او از این واژه ها چیست؟ و اینکه "هر ملتی دارای ویژگی های استواری می باشد که در درازای تاریخ دگرگون نخواهد شد" بر پایه ی چه دلایل و پژوهش های فرهنگی و انسان شناسی بیان می شود.
      اشکال دیگر این جستار دو پاره بودن آن است که به شیوه ی درستی به هم پیوند نخورده اند و همان دو پارهء چاپ شده در مجله مسائل ایران را در کنار هم به کتابی یگانه تبدیل ساخته اند که به ایراداتی از جمله گسستگی و نیز بازآوری و تکرار بخش هایی انجامیده است.
      سخن دیگر آنکه، بسیاری از نمونه های آورده شده از نویسندگان به تنهایی گواه بر دیدگاه اصلی و فرجامین آن نویسنده در مورد ایرانیان نمی باشد و باید در کنار همهء نوشته های آن نویسنده بررسی شود و دید کلی او به دست آید و نیز جایگاه نویسنده و نوشتهء او و شرایطی را که در آن بوده و بر او چیره شده و میزان آگاهی و آشنایی او با فرهنگ ایرانیان نیز آشکار شود تا ارزش داوری او نیز نمودار گردد. از این رو بسیاری از نمونه هایی را که نویسنده آورده است گاهی بسیار کوتاه و فشرده می باشد و بریده و بیرون از متن و فضای سخن نویسنده داوری و بررسی شده که آن داوری درست و دانشورانه نخواهد بود.
      ایراد دیگر نوشتار جمالزاده آن است که نمونه ها و کوته نوشت های آورده شده، با نشانی روشن یا پایگاه و سرچشمه هایش همراه نیست و این از ارزش و جایگاه دانشورانه ی یک پژوهش می کاهد.
      در پایان، بر فرهیختگان و فرهنگ دوستان بایسته است آن نخستین گام های اندیشه ورانه و دلسوزانه را که درد فرهنگ این کهن بوم و بر را داشته اند، و در پی شناخت درد و درمان برای بیماری ها و کاستی های فرهنگی ما بوده اند، بیشتر پاس بدارند و در راه ویرایش، نشر و نقد دانشورانه ی آنها بکوشند.  

یادداشت ها:
1.   نشریه ای فرهنگی – اجتماعی که مدیرمسئول و صاحب امتیاز آن آقای طاهر درخشنده بود.
2.    جمالزاده،محمدعلی؛ "خلقیات ما ایرانیان"،رویه 9.
3.   در اسفهان به سال 1270 خورشیدی زاده شد،در پاریس در رشته ی حقوق درس خواند و در 1376 خ. در ژنو در گذشت. او از بنیانگذاران ادبیات داستانی نو در ایران است و نویسنده ی آثار بسیار.
4.    نقل به مضمون ازدیباچه کتاب ،رویه 5.
5.    متینی،جلال؛جستار"درباره ی خلقیات ما ایرانیان"، نشریه ایران نامه،سال 4،شماره 2.
6.    جمالزاده،محمدعلی؛ "خلقیات ما ایرانیان"،رویه 10.
7.    برای درک بیشتر و بهتر این بحث نگاه کنید به ؛ زیگفرید،آندره."روح ملت ها"،برگردان؛احمد آرام.
8.    نقل به مضمون از رویه 10.
9.    نقل به مضمون ار رویه های 11 و 12.
10.نقل به مضمون ار رویه های 16 تا 23.
11.    کتابهای: "هزار بیشه"،"کشکول جمالی"،"صندوقچه اسرار" و "راه آب نامه".
12.    نقل به مضمون ار رویه 66.
زاگرس زند 
zagros.zand@gmail.com
برگرفته از پايگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی:

http://www.fakouhi.com/node/1972
https://newsecul.ipower.com/2008/0308-A/030108-Zaagros-Zand.htm

 |+| نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 17:21  توسط محمود موحدان  | 
 
  بالا