|
كتابدوست
|
||
|
درباره كتاب و كتابخواني |
توپوز قلی میرزا، قصههای ایرانی
بخش قابل توجهی از پژوهشهای ادبی و فرهنگی ایران به همت ایرانشاسان کشورهای دیگر انجام شده است. یکی از این نمونهها، قصههایی است که ایرانشاس اسکاتلندی الول ساتن پیش از انقلاب در شهرها و روستاهای ایران ضبط کرده است.
بخشی از این مجموعه قبلا انتشار یافته بود و اکنون با انتشار کتاب جدیدی تمامی آنها در اختیار فارسیزبانان قرار گرفته. این قصهها زیر نظر پروفسور اولریش مارزلف آلمانی منتشر شده و احمد وکیلیان پیاده کردن و نگارش آنها را با کمک همسرش زهره زنگنه بر عهده داشته است.
«توپوز قلی میرزا» عنوان کتابی است که ۶۴ افسانهی ایرانی را در بردارد. این افسانهها را ایرانشناس اسکاتلندی الول ساتن در فاصلهی سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۲، در روستاهای ایران با صدای راویان محلی ضبط کرده است. چاپ این افسانهها زیر نظر پرفسور اولریش مارزلف ایرانشاس آلمانی انجام گرفته که تحقیقهای فراوانی در مورد ادبیات و قصههای عامیانهی ایران دارد و نوارها و اسناد الول ساتن از سی سال پیش در اختیار او قرار گرفته.
مارزلف که پیش از این آثاری از جمله «طبقهبندی قصههای ایرانی» را منتشر کرده پیاده کردن این نوارها را به احمد وکیلیان سپرده است. بخشی از این افسانهها زیر عنوان «مشتی گلین خانوم» ۱۴ سال پیش منتشر شد و اکنون باقیماندهی آنها در این کتاب گردآمده است.
کتاب توپوز قلی میرزا با یادداشتی از مارزلف آغاز میشود که زندگی و اثار الول ساتن و آشنایی با او را شرح میدهد. پس از آن احمد وکیلیان در مقدمهای کوتاه به دشواری پیاده کردن این قصهها از روی نوار و اهمیت آنها میپردازد. در این مقدمه در مورد علت انتخاب عنوان کتاب توضیحی داده نمیشود.
وکیلیان در گفتگو با بخش فارسی دویچه وله در اینباره میگوید: «دو داستان این کتاب که نقالی به نام محمد اتحادیه در دههی چهل برای الول ساتن تعریف کرده، داستانهای طومار مانندی است که در زمینهی داستانهای شاه عباس هستند و یکی «ملنگ چاقچورپا» و دیگری «توپوز قلی میرزا» نام دارند. ما اسم کتاب را از همین قصه برداشتیم.»
قصههایی که در این کتاب گردآمده عینا با گویش راویان محلی ثبت شدهاند. وکیلیان در مقدمه مینویسد: «با تمام دقتی که به کار رفته است و با استفاده از فرهنگهای فارسی، به سبب بیگانه بودن با بسیاری از گویشها و عدم دسترسی به گویشوران نمیتوان ادعا کرد که کار بینقص است.» او در جای دیگری اشاره میکند که پیاده کردن این قصهها از روی نوار کاری توان فرسا بوده که سه سال طول کشیده و «پنج دستگاه ضبط را از کار انداخته.»
او در پاسخ این پرسش که چرا تلاش نکرده برای رفع ابهامها به گویشوران قصهها رجوع کند توضیح میدهد: «اولا میدانید که این قصهها مال دههی چهل و پنجاه هستند. و الان بسیاری از این گویشها در همان مناطق دستخوش تحولاتی شدهاند. با وجود رسانههای ارتباط جمعی مثل رادیو، تلویزیون و روزنامه و با ارتباطهایی که بین مردم نقاط مختلف وجود دارد بی شک بسیاری از این گویشها هم مورد تغییر قرار گرفتهاند. از طرف دیگر ما باید امکانات و بودجهی این کار را میداشتیم که متاسفانه در اختیارمان نبوده. به همین دلیل رفتن به محل و شناسایی افراد کاری بسیار دشوار بود. روی این اصل ما سعی کردیم تا آنجایی که ممکن است با چندین و چند بار گوش دادن به نوارهایی که ضبط شده، تقریبا به آن گویش اصلی نزدیک بشویم.»
حدود یک سوم قصههای این کتاب در منطقهی نطنز ضبط شده و تاریخ و نام راویان آنها نامشخص است. این در حالی است که کاظم سادات اشکوری، که در سال ۱۳۵۲ به عنوان راهنما ساتن را در گردآوری این قصهها یاری کرده اندکی پیش آنها را با ویرایشی دیگر و زیر عنوان «افسانههای دهستان برزرود» منتشر کرده است.
سادات اشکوری مدعی است اجازهی انتشار این قصهها به موجب قراردادی که الول ساتن نیز آن را امضاء کرده تنها در اختیار اوست و قصههای نطنز باید در چاپ بعدی از کتاب حذف شود. [در گفتگو با ایسنا] سادات اشکوری سال ۵۲ بخشی از این نوارها را پیاده و زیر عنوان «افسانههای اشكور بالا» منتشر کرد. ظاهرا این اختلاف نظر باعث شد که مولفان «نوپوز قلی میرزا» گرچه این کتاب را در حکم«اسناد ارزنده و آموزشی برای پژوهندگان عرصهی فرهنگ عامه» میخوانند، حتا از نقل تاریخ ضبط آنها خودداری کنند.
وکیلیان در این مورد میگوید: «اصل قضیه این است که الول ساتن پس از آمدن به ایران به مرکز مردم شناسی مراجعه میکند و یکی از پژوهشگران که آقای سادات اشکوری بودهاند با ایشان به منطقهی کاشان میروند و نواری هم آقای اشکوری همراه با الول ساتن ضبط میکند. این قضیه مال ۳۴ سال قبل است و بنده هم هیچ اطلاعی از آن نداشتم. بعدا که آقای ساتن با آقلی مارزلف آشنا میشود و علاقهی وافر ایشان را میبیند، مخصوصا وقتی او طبقه بندی قصههای ایرانی را انجام میداده این مدارک را در اختیار ایشان میگذارند تا این کار به نحو احسن انجام شود. میدانید که این کتاب طبقه بندی قصههای ایرانی واقعا تحولی در نگاه ما و جهان به قصههای ایرانی ایجاد کرد و از آن به بعد مشخص شد که قصههای ایرانی جایگاه ویژهای در قصههای جهان دارد. ما در سال ۱۳۷۴ بخشی از این قصهها را که قصههای «مشدی گلین خانم» بود منتشر کردیم [نشر مرکز] که خیلی مورد توجه قرار گرفت و باز یک نقطه عطفی در پژوهشهای قصه شناسی بود. سپس این قصهها بود که ما کار روی آنها را از سال ۸۲ شروع کردیم و توانستیم آن را امسال به چاپ برسانیم. این حاصل قضایاست و در بخش نطنز هم آقای اشکوری که همراه آقای ساتن بودند بعد از این که فهمیدند ما داریم این کار را انجام میدهیم، ایشان هم همت کردند و آن بخش را چاپ کردند. البته از نظر ما این کار خیلی قابل توجه است، چون آقای اشکوری این کار را با گویش سره فارسی انجام دادهآند و برای کسانی که میخواهند در زمینه قصهشناسی کار کنند هر دو کتاب ضروری است.»
سادات اشکوری در اعتراض به انتشار داستانهای نطنز در این مجموعه به ایسنا گفته است: «جالب اینجاست كه دوستان عزیز كه به گنج بادآورده دسترسی پیدا كردهاند، حتا در مقدمهی اثر و یا در صحبتهایی كه در جشن رونمایی كتاب داشتند، به همراهی من اشارهای نداشتهاند.»
احمد وکیلیان که این قصهها را با کمک همسرش زهره زنگنه پیاده و منتشر کرده، سالهاست در زمینهی فرهنگ عامه فعالیت میکند. او در مورد سابقهی کارش توضیح میدهد: «من فعالیتم از سال ۱۳۴۸ و در سن ۲۱ سالگی شروع شد که در خدمت زنده یاد استاد انجوی شیرازی بودم و در کنار و زیر نظر ایشان کار میکردم. ایشان به عنوان پدر فرهنگ مردم ایران لقب گرفتهاند و میدانید که ایشان آرشیو و گنجینهی بسیار غنی از فرهنگ کردم ایران را گردآوری کرده که در جهان واقعا بینظیر است. در جای دیگری آرشیو فرهنگی به این وسعت و عظمت نداریم و کمتر جایی است که به این صورت باشد. من سالها در خدمت ایشان بودم و تاکنون ۱۲ جلد کتاب، از جمله چند کتاب در زمینهی قصه و قصهشناسی تالیف کردهام.»
او میافزاید: «کتاب «متلها و افسانههای ایرانی» من در سال ۲۰۰ در ایتالیا به عنوان کتاب نمونه برگزیده شد. از سال ۱۳۸۱ هم ما دیدیم که جای نشریهای برای فرهنگ مردم واقعا خالی است و متاسفانه این کار چند بار صورت گرفته و بعد متوقف شده بود. سه جلد از مجلهی مردم شناسی و فرهنگ عامه را آقای دکتر بلوکباشی قبل از انقلاب منتشر کردند که بعد متوقف شد. ما الان سال ششم است که این کار را با تمام مشکلات و بدون حمایت و توقع از هیچ جا و نهادی انجام میدهیم. من و همسرم توانستیم این کار را در خلوت خودمان و با همکاری اساتیدی که به ما خیلی محبت دارند انجام بدهیم و بخشی از دین خودمان به فرهنگ ایران ادا کنیم.»
کتاب توپوز قلی میرزا را نشر ثالث در ۴۰۵ صفحه منتشر کرده و جشن رونمایی آن اخیرا با حضور پروفسور مارزلف، که به این منظور به ایران سفر کرده بود، در محل کتابفروشی این انتشاراتی برگزار شد.
بهزاد کشمیریپور، گزارشگر دویچه وله در تهران
دویچه وله
http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2814504,00.html
توپوزقلی میرزا، قصههای ایرانی
پروفسور اولریش مارزلف در پیشگفتار کتاب میگوید:
در اواخر سال 1970 هنگامی که در جست و جوی اسناد قصههای ایرانی برای طبقه بندی قصهها بودم تا در پایان نامهی دکترای خاورشناسی استفاده کنم، دریافتم که الول ساتن گنجینهی اسناد منتشر نشدهای دربارهی قصههای ایرانی دارد. بیدرنگ نامهای به ایشان نوشتم و از وی کمک خواستم تا با استفاده از اسناد او بتوانم پایان نامهام را تکمیل کنم. در پاسخ، او پیشنهاد کرد سفری به ادینبورگ داشته باشم تا در این باره مرا راهنمایی کند. من با هزینهای گزاف به این سفر رفته و او با مهربانی مرا پذیرفت و پس از یکی دو روز با گشادهرویی تمام اسناد قصههای ایرانی گردآوری شدهی خود را در اختیارم گذاشت که مرا بسیار شگفتزده و سپاسگزار کرد.
همان طوری که در زندگینامهی الول ساتن در مقدمهی پیش رو و در مقدمهی کتاب قصههای مشدی گلین خانم آمده است، الول ساتن بسیار کم حرف بود و در دو ملاقاتی که با او داشتم تنها در مورد کار من کمی صحبت شد. پس از دریافت سخاوتمندانهی او، به آلمان و دانشگاه کلن بازگشتم و پایاننامهی خود را تکمیل کردم.
لازم به یادآوری است که الول ساتن نه تنها فشردهای از دستنوشتههای خود از قصههای مشدی گلین خانم را به من بخشید، بلکه یک کپی کامل در 20 نوار کاست از نوارهای ریلی خود حاوی قصههای اثر حاضر که طی چند سفر به ایران ضبط و گردآوری کرده بود بهمن داد و بخشی از «طبقهبندی قصههای ایرانی» مربوط به قصههایی است که الول ساتن در اختیارم گذاشت . چند سال از اتمام پایاننامهی «طبقهبندی قصههای ایرانی» گذشت که من به فکر ترجمهی منتخبی از قصههای مشدی گلین خانم به زبان آلمانی افتادم. الول ساتن در همین زمان سخت بیمار بود و من از بیماری او اطلاع نداشتم و قصد و منظور خود را برای او نوشتم. باری دیگر سخاوتمندانه بدون هیچ تردیدی تمام دستنوشتههای قصههای مشدی گلین خانم را برایم فرستاد و من برخی از این قصهها را به آلمانی ترجمه کردم. هنگامی که این اثر زیر چاپ بود خبر یافتم که متاسفانه پروفسور الول ساتن رخت از جهان بربسته است.
چند سال بعد از برخی دوستان ایران شناسم شنیدم که همسر الول ساتن قصد دارد کتابهای وی را به فروش رساند.
بلافاصله از طرف دوستانم با خانم اِلیس، همسر الول ساتن تماس گرفتم و قرار شد به ادینبورگ بروم. زمانی که به ادینبورگ رسیدم پیشنهاد خرید بخشی از کتابهای فرهنگ مردم و قصههای عامیانه را به خانم اِلیس دادم و چند روز بعد با چند کارتن کتاب به آلمان بازگشتم. ناگفته نماند که خانم اِلیس تمام اسناد منتشر نشدهی مربوط به فولکلور را به من بخشید.
باز سالها گذشت تا تصمیم گرفتم قسمتی از قصههای ضبطشدهی مربوط به منطقهی وفس را که الول ساتن تا اندازهای بر روی آنها کار کرده بود، کاملا آمادهی چاپ کنم. از آنجا که گویش وفسی یکی گویش استثنایی زبانهای ایرانی است، از راه اینترنت تقاضای همکاری که با گویش وفسی آشنایی داشته باشد، کردم. خوشبختانه از آمریکا دکتر «دونالد سیلو» با من تماس گرفت که پژوهشهای وسیعی در منطقهی وفس بر روی این گویش انجام داده است. من از وی دعوت کردم به آلمان بیاید و طرحی برای پژوهش قصهها و گویش وفسی ارائه دهد.
حاصل این طرح، کتاب قصههای وفسی [توضیح در این صفحه] بر مبنای گویششناسی وفسی بود که در سال 2004 در آلمان منتشر شد. من همچنین وظیفهی خود میدانستم که اسناد قصههای منتشر نشدهی الول ساتن را به چاپ برسانم. از این رو در سفری که در سال 1380 به ایران داشتم این مهم را با دوست عزیزم احمد وکیلیان در میان گذاشتم و تصمیم گرفتم این مجموعه را به چاپ برسانیم.
در خاتمه از انجمن پژوهشهای علمی آلمان به خاطر یاری در اجرای طرح قصههای وفسی و کتاب حاضر تشکر مینمایم.
در مقدمه کتاب آمده است:
... این قصهها و افسانهها از ویژگیهای خاصی برخوردار است، از جمله گسترهی جغرافیایی که از جنوب ایران و شهر شیراز آغاز و تا خراسان و شهر نیشابور ادامه مییابد. اما بخش عمدهی این افسانهها به شهرها و روستاهای مرکزی ایران اختصاص دارد، منطقهای که بیش از هر نقطهی دیگر توانسته است حافظ فرهنگ و افسانههای کهن مردم ایران باشد. در این منطقه گویشهای دیرینی وجود دارد که هنوز گوشها را به یاد زبانها و گویشهای قدیم ایرانی مینوازد. از جمله روستای «وفس» اراک با زبان و گویشی بسیار قدیمی و قصههای جذاب آن که شرح مختصری از چگونگی پژوهش این گویش و قصههایش توسط «دونالد سیلو»، در پیشگفتار پروفسور مارزلف از نظر خوانندگان گذشت....
توپوزقلی میرزا، قصههای ایرانی
گردآوری: پروفسور ال.پ.الول ساتن
به کوشش: سید احمد وکیلیان - زهره زنگنه
زیرنظر: پروفسور اولریش مارزلف
ناشر: نشر ثالث چاپ اول - 1386
2200 نسخه 405 صفحه قیمت: 5500 تومان
شابک 8-260-380-964-978
این کتاب حاوی 64 داستان از مناطق وفس، نطنز، شیراز و اطراف تهران است. از این مجموعه 9 قصه مربوط به وفس میباشد که همهی آنها در سال 1958 میلادی مطابق با 1336 شمسی در منطقه وفس بر روی نوار ضبط شده است. عناوین، تعداد صفحات و نام راوی این داستانها بدین شرح است:
شماره نام قصه تعداد صفحه راوی
5 پیاز تا چغندر شکرخدا 2 صفحه غضنفر محمودی(16 ساله)
6 متل سوزن و آتش 3 صفحه غضنفر محمودی(16 ساله)
7 حُقههای کوسه 4 صفحه مشهدی مهدی(50 ساله)
8 شنگل و منگل 3 صفحه غضنفر محمودی(16 ساله)
9 لطیفهی الاغ و خربزه 5 صفحه مشهدی مهدی(50 ساله)
10 قرض کردن ملا از خدا 2 صفحه غضنفر محمودی(16 ساله)
55 قصهی جولا و دختر پادشاه 6 صفحه مشهدی مهدی(50 ساله)
56 شوهر دادن مادر 2 صفحه مشهدی مهدی(50 ساله)
57 خبر آوردن کچل از جهنم 3 صفحه غضنفر محمودی(16 ساله)
روستای وفس
http://vafs.blogfa.com/post-357.aspx
رونمائی کتاب «توپوزقلی میرزا»، قصههای عامیانه منطقه وفس
کتاب «توپوزقلی میرزا» در روز شنبه گذشته، 24 شهریور، با حضور اولریش مارزلف، مردم پژوه نامدار آلمانی، در نشر ثالث رونمائی شد.
این کتاب با گردآوری پروفسور الول ساتن، به كوشش احمد وكیلیان و زیر نظر پروفسور اولریش مارزولف منتشر شده است.
«الول ساتن» پژوهشگر و ایرانشناسی انگلیسی بود که در سال 1912 در شهر ادینبورگ به دنیا آمد و به دلیل فعالیتهای پژوهشگرانهاش درباره فرهنگ ایران در سال 1952 به مقام استادی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ادینیورگ رسید و در سال 1976 صاحب کرسی پژوهشهای ایرانی از طرف دانشگاه مزبور شد. او سرانجام در سال 1980 ریاست بخش پژوهشهای جهان اسلام و خاورمیانه را برعهده گرفت و دو سال بعد بازنشسته شد.
الول ساتن پژوهشگری با دانش و مطلع از حوزههای تحقیق خود بود. وی زبانهای فارسی و عربی را بسیار دقیق خوانده و به لهجههای مختلف هم وارد بود. الول ساتن، توجه و علاقهای ویژه به فرهنگ مردم، خاصه قصههای ایرانی داشت و مقالههای گوناگونی در این زمینه نگاشت؛ از جمله، بانوی نگونبخت در قصههای ایرانی، خانواده در قصههای ایرانی، تاثیر قصهها بر ادبیات معاصر ایران و کچل و کوسه در قصههای ایرانی.
کار مهم الول ساتن، گردآوری قصههای «مشدی گلین خانم» بود که بخشی از آن را به انگلیسی هم ترجمه کرد. این كتاب سالها قبل از سوی نشر مركز به بازار كتاب عرضه شده بود.
کتاب «توپوز قلیمیرزا» که از سوی نشر ثالث اخیرا منتشر شده و به زودی روانه بازار خواهد شد، بخشی از پژوهشهای مردمشناسانه و فولکلوریک پروفسور الول ساتن است که با تلاش اولریش مارزلف پروفسور ایرانشناس آلمانی اینک منتشر میشود.
مارزلف نیز درباره قصص عامیانه ایران تخصصی حیرتانگیز دارد. وی کتاب رساله دکتری خود را با عنوان «طبقهبندی قصههای ایرانی» نگاشت و سپس کتابها و تحقیقات منتشر نشده ساتن را منتشر کرد. مارزلف در سالهای ابتدایی دهه 80 نیز كتابی درباره داستانهای پریان در نسخه های خطی انتشار داد كه نام وی را در این زمینه بر سر زبانها انداخت . كتاب طبقه بندی قصص عامیانه ایران وی با ترجمه كیكاوس جهانداری از سوی انتشارات سروش به بازار كتاب عرضه شد و اكنون تقریبا نایاب است.
کتاب توپوزقلی میرزا، قصههای عامیانه مربوط به منطقه وفس اراک است که با زبان و گویشی بسیار قدیمی ضبط شده و سیاق لهجه آن با اعرابگذاری کلمات تا حدودی حفظ شده است و از این نظر کاری منحصربهفرد و بسیار باارزش محسوب میشود.
مارزلف با همراهی دكتر احمد وکیلیان (از شاگردان مرحوم انجوی شیرازی) و همسر ایشان خانم زهرا زنگنه نوارهای ضبط شده را با وسواس پیاده کرده و حتی از جزئیات و توصیف مسائل جانبی نیز صرفنظر نکردند تا متنی دقیق و اصیل به دست آید؛ چرا كه معتقد بودند در سالهای آینده اثری از این لهجه و لهجههای پرشمار در مرکز و غرب و شرق و شمال و جنوب ایران بر جای نباشد، اما کار این گروه که بنیانگذار آن شادروان پروفسور الول ساتن بود، بخشی از گویش، فرهنگ عامه و ادبیات فولکلور روستای وفس و لهجه وفسی را ماندگار ساخته و منبعی ارجمند برای پژوهشهای مردمشناختی یادگار نهاده است. در این کتاب 64 قصه گردآمده و تدوین شده که اولین آن «جان تیغ و چل گیس» و آخرینش «یه مش نیم مش» است.
پروفسور مارزلف پیرامون تاریخچه و روند تهیه کتاب «توپوزقلی میرزا» میگوید:
"... البتهاین كتاب تاریخ طولانی دارد كه به همان سالهای گردآوری این قصهها باز میگردد. در حدود 50 سال پیش بود كه استاد خاور شناس، «الول ساتن» به كشور ایران مسافرت كرد و با كمك و همكاری دوستان ایرانی، قصههای عامیانه مناطق مختلف ایران را روی نوارهای بزرگ آن زمان ضبط كرد. خودش كمتر روی این قصهها كار كرد. البته در دهه 1970 درباره قصههای عامیانه سخنرانی داشت و در این سخنرانیها از این داستانها به عنوان اسناد استفاده میكرد و همیشه از آنها به عنوان اسناد منتشر نشده یاد میكرد. كتاب «توپوز قلی میرزا» شامل همان اسناد است. شامل همه نوارها و دستنویسهای وی است. البته در سال 1984 پروفسور «الول ساتن» مُرد، كتابخانه و اسناد او به جا ماند و هنگامی كه من آگاه شدم كه همسرش قصد فروش كتابخانه و اسناد را دارد، من به ادینبورگ رفتم و این اسناد را خریدم تا روی آنها كار كنم. در همین راستا، ابتدا قصههای «مشتی گلین خانم» را پیاده كردیم. ابتدا یك چاپ در آلمان به زبان فارسی داشت و بعد هم ناشرانایرانی تصمیم گرفتند كه در ایران منتشر شود. هر چند كه متاسفانه در چاپ ایرانی آن، قسمتهایی حذف شده است، اما كتاب خوب و پرفروشی شد.
قسمت دوم از اسناد منتشر نشده «الول ساتن» این بود كه قسمتی كه راجع به زبان منطقه «وفس» ـ اراك ـ بود را به كمك یكی از همكارانم روی این متنها كار كردیم و كتاب «توپوزقلی میرزا» هم به زبان وفسی و هم به ترجمه انگلیسی منتشر شد."
نظر من: تهیه این کتاب واقعا باعث خوشحالی است. امیدوارم هرچه زودتر روانه بازار شود تا بتوانم آن را مطالعه نمایم. این کتاب دومین کتابی است که بر مبنای دادههای گردآوری شدهی پروفسور الول ساتن پیرامون زبان وفسی منتشر میشود. کتاب «داستانهای قومی مردم وفس» نیز در سال 2004 منتشر شده بود.
آدرس نشر ثالث: تهران، خيابان کريم خان زند، بين ايرانشهر و ماهشهر، شماره 160
تلفن: ۸۳۲۵۳۷۶ - فکس: ۸۳۲۵۳۷۷
روستای وفس
http://vafs.blogfa.com/post-355.aspx
«توپوزقلي ميرزا» حاشيه ساز شد
در پي چاپ کتاب «توپوزقلي ميرزا» که با گردآوري الول ساتن، به همت احمد وکيليان و زهره زنگنه و زير نظر پروفسور اولريش مارزلف منتشر شد، کاظم سادات اشکوري به انتشار اين کتاب اعتراض کرد و مدعي شد که بخشي از افسانه هاي اين کتاب، افسانه هايي است که او به همراه الول ساتن جمع آوري کرده و در کتاب «افسانه هاي دهستان برزرود» چندي پيش منتشر شده و قرار نبوده که غيراز او، کسي اين افسانه ها را به فارسي منتشر کند. اين نويسنده سپس به مدارک و قراردادهايي اشاره کرد که در سال 52 با الول ساتن براي جمع آوري افسانه ها به دو منطقه اشکور بالا و دهستان برزرود داشته است. وي در توضيح بيشتر به ايسنا گفت؛ «سال 52 الول ساتن براي جمع آوري افسانه ها به ايران سفر کرد، که آن زمان من کارشناس پژوهشکده مردم شناسي بودم و طي قراردادي، پياده کردن افسانه هاي ضبط شده و ترجمه افسانه ها از لهجه ها و زبان هاي محلي به فارسي به عهده مرکز پژوهش هاي مردم شناسي فرهنگ عامه بود. همچنين بر اساس اين قرارداد، مرکز پژوهش هاي مردم شناسي فرهنگ عامه قرار بود افسانه ها را در مجموعه يي و تحليل افسانه ها را در مجموعه يي ديگر به چاپ رساند و افسانه ها را به زبان انگليسي ترجمه کند تا متن انگليسي پس از مقابله با متن فارسي در دانشگاه ادينبورگ به چاپ برسد.»
از سويي ديگر، احمد وکيليان در پاسخ به اين ادعا گفت که طرح و بودجه و ارائه قصه هاي «توپوزقلي ميرزا» همگي متعلق به الول ساتن است و اوست که قصه هاي ايراني را زنده کرده است. مارزلف نيز قصه ها را از او گرفته و بخشي را نيز از همسرش خريده است؛ ضمن اينکه صرف همراهي با يک پژوهشگر حق و حقوقي براي کسي ايجاد نمي کند. وکيليان در گفت وگو با مهر ضمن بيان اين مطلب گفت؛ «ممکن است اشکوري کپي از نوارهاي ساتن داشته باشد يا مثلاً حين مصاحبه ها ضبطي هم همراه داشته باشد اما اگر قرار باشد همه راهنماهايي که در نقاط ديگر ايران مثل خراسان و شيراز هم همراه ساتن بوده اند اين طرح را متعلق به خود بدانند که نمي شود. ساتن به خاطر شوق زياد مارزلف که از آلمان به اسکاتلند سفر کرده و به منزل او رفته بود بخشي از مدارک و مستندات قصه هاي ايراني را به وي اهدا کرد و پس از فوت ساتن هم مارزلف بخشي از کتابخانه وي را که درباره قصه هاي ايراني و فرهنگ عاميانه آن بود از همسر او خريداري کرد. وکيليان تصريح کرد؛ «چرا در سال 74 که قصه هاي «مشدي گلين خانم» چاپ شد، اشکوري انگيزه کار روي بقيه قسمت ها را پيدا نکرد و معترض نشد؟»
اعتماد
http://www.etemaad.com/Released/86-07-02/271.htm